بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
8387
متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز با توجه به اینکه هم استاد مطهری و هم حضرتعالی دارای کتابهای مختلفی هم از لحاظ تعداد و هم از لحاظ تنوع موضوعی دارید و هم اینکه فرصت برای مطالعه کم است و هم اینکه رهبری فرمودند مبنای فکری نظام جمهوری اسلامی آثار شهید مطهری است و نیز با توجه به اینکه آثار استادمطهری بیشتر با رویکرد اسلام شناسی و ساخته شدن بنیان های فکری بر اساس معارف اسلامی است و آثار حضرتعالی بیشتر با رویکرد تربیتی و تهذیبی اخلاقی ضمن معرفتی هستند، با توجه به فرصت کم چگونه اولویت بندی کنیم؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: توصیه‌ی بنده این است که در هر صورت اولویت را به کتاب‌های آن استاد بزرگ بدهید مگر در جاهایی که احساس می‌کنید نیاز است به کتاب‌های دیگری هم رجوع شود. موفق باشید
7423

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام در تفسیر آیه من قتل نفسا بغیر نفس ... ومن احیاها فکانما احیا الناس جمیعا... بنده هر چه دیدم و شنیدم کشتن و زنده کردن مادی یا معنویِ (دیگران) مورد بحث بوده؛ اما آنچه به نظر بنده آمده و نمیدانم جایی بحث شده یا نه اینه که آیه به خود انسان هم میتونه برگرده یعنی هرکسی خودش را ساخت و زنده کرد و به معرفت النفس رسید حتی بدون زنده کردن دیگران فکانما تمام بشر را زنده کرده است و بالعکس...این یک نظر بود بقول شاعر : گر خطا گفتیم اصلاحش توکن...2. جلسات شنبه و دوشنبه در سال جاری تا چه تاریخی ادامه داره؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- سیاق آیات نظر به آن دارد که ما نور توحید را در جامعه‌ی انسانی منتشر کنیم ولی این به معنای آن نیست که وجه ذوقی شما نسبت به آیه بی‌ربط باشد 2- به نظرم آخرین شنبه و آخرین دوشنبه‌ی سال جاری باید آخرین جلسات باشد زیرا اول فروردین، روز جمعه است. موفق باشید
7057

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: خداوند به آدم امر میکند که به آن شجره نزدیک نشو وحال آنکه میخواهد که آدم از آن بخورد،به شیطان امر میکند که سجده کن اما نمیخواهد که سجده کند،چرا؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید کتاب «هدف حیات زمینی آدم» در این مورد کمک کند. کتاب روی سایت هست. موفق باشید
6417
متن پرسش
با سلام با توجه به تفسیر انفسی حضرت امام از کوه که آنرا به انانیت تفسیر کرده اند و یا تفاسیر انفسی از این دست،آیا حمل آیه بر معنای واقعی جبل که وجود کوهی است که حضرت موسی در آنجا تجلی حضرت حق را دیدند اشکالی دارد؟اگر واقعا به معنای کوه گرفته شود چرا از دیدن تجلی کوه بیهوش شدند یا شاید هم از دنیا رفتند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر تفسیر انفسی باید در عین نظر به ظاهر آیه به جبنه دیگر آیه تظر داشته باشد. بدین معنا که نور حق بر کوه تجلی کرد و حضرت موسی«علیه‌السلام» منتقل شدند به تجلی حق به درون خود و به اصطلاح مدهوش شدند. موفق باشید
5436

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام.تهمت و تخریب و افترا بدستن به مومن از نظر عرفان برهان و قرآن چقدر در تنزل وجودی انسان موثر است.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بسیار زیاد، وقتی حق افراد نادیده گرفته شود حضرت حق از انسان رخ برمی‌گرداند. موفق باشید
4996
متن پرسش
بسمه تعالی. . .سلام علیکم استاد عزیز. . .بابت سوالات پیاپی و گرفتن وقت حضرتعالی بسیار عذر خواهیم. . .بنده در فضای مجازی فعالیتی دارم،خواستم اطلاعات پروفایل شخصی و مطالبی که برای دوستان حول محور رهبری میگذارم،لینکش را برای شما ارسال کنم،اگر صلاح دانستید فقط نگاهی گذرا به کتیبه های موجود در لینک بفرمایید و فعالیت این جانب را ارزیابی کنید و بفرمایید در چه زمینه هایی بهتر میتوانم عمل کنم(http://www.cloob.com/profile/wall/list/username/shayan851/wrapper/true). . .البته هدف رجوع دوستان به سیر مطالعاتی شما هم هست که در این فضا توانسته ایم مسیر زندگی تعداد معدودی از دوستان را تغییر دهیم علاوه بر فعالیت حول رهبری و البته ذیل هر مطلب هم عکس و هم لینک مرتبط با آن مطلب هست که اگر استاد خواستند استفاده بیشتر کنند. . .اگر خواستید با مطالب بیشتر روبرو بشوید لطفا به پایین صفحه رفته و فلش سبز رنگ جهت به سمت چپ را بزنید. . .و آیا این فعالیت ارزش وقت گذاشتن دارد یا خیر؟(ناگفته نماند هم زمان حدود 2000 نفر میتوانند این مطالب را مشاهده کنند ولی خب کم لطفی و گذر دوستان هست). . .موفق باشید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: کار خوب و ارزنده‌ای است زیرا امروز وظیفه‌ی ماست که به هر شکل ذهن‌ها را متوجه زبانی بکنیم که در حال حاضر سخن خدا و امام زمان «عجل‌الله فرجه» از آن ظاهر می‌شود. سعی بفرمایید سخنان رهبری را همواره در ذهن‌ها نگه‌دارید تا شامل مرور زمان نگردد. به نظر بنده هنوز شماره‌ یک پیام رهبری بعد از حماسه‌ی 24خرداد باید مدّ نظر ها باشد چون نقشه‌ی راهنمای ماست در دورانی که داریم زندگی می‌کنیم. موفق باشید
2003
متن پرسش
با سلام خدمت استاد.استاد من دختری هستم که خواستگار طلبه دارم با توجه به این که تقریبا همه ی جوانب را بررسی کردم ولی پدرم مخالفت میکنند به نظرتون چطور پدرم را راضی کنم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: این یک مسئله‌ی خصوصی است که باید خودتان نسبت به آن فکر کنید. شاید اگر به نحوی از طرف مادرتان یا کسی که به پدرتان نزدیک است مثل عموتان، به پدرتان بفهمانید وقتی من احساس می‌کنم با یک طلبه خوشبخت می‌شوم و شما هم که خوشبختی مرا می‌خواهید چرا مخالفت می‌کنید، مشکل حل ‌شود. موفق باشید
1797

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز با توجه به تورم بی سابقه و بعضا طاق فرسای موجود در جامعه که متاسفانه غالب مردم از چشم رئیس جمهور می بینند و از آنجا که رئیس جمهور با تفکر عالی خود مقابل زور گویی غرب ایستاده است و شاید علت گرانی موجود همین باشد ، با مردم عادی که گول فریبکاران و معاندان نظام را میخورند و گرانی موجود را به رخ می کشند ،چگونه باید برخورد کرد و دید آنان را نسبت به نظام تصحیح نمود .
متن پاسخ
.
1335

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام وعرض ادب و احترام خدمت استاد طاهرزاده و تشکر فراوان از اینکه برای پاسخگویی به این پرسش ها وقت می گذارید. من دانشجوی سال آخریکی از رشته های مهندسی هستم.(که البته نمی دانم چرا در این رشته ام؟!شاید همرنگ جماعت شدن وشایدهم....)از ترم 3 این پرسش که یک دختر به چه انگیزه ای در یک رشته فنی-مهندسی تحصیل می کند دغدغه ذهنی ام شده بود. اما شاید اشتغال بیش از حد به درسها مرا از یافتن یک جواب اساسی برای این سوال بازداشت(چون همیشه میگم یک مسلمان باید کارش را به بهترین نحو انجام بدهدوهمین اعتقاد باعث شده تا همه انرژی و وقتم را برای درسم بگذارم) تا اینکه حالا در ترم 7 که فرصت تصمیم گیری برای ارشد هم هست این دغدغه مرا رها نمی کند(الان دارم به این فکر می کنم که یک مسلمان اول باید نقشش را پیدا کندوبعد همه هم و غم خود را برای آن بگذارد). جایگاه تحصیل در یک رشته مهندسی در پازل یک انسان موفق کجاست؟ بعضی ها معتقدند مذهبی ها نباید فضارا به این راحتی خالی کنند اما آیا واقعا نقش یک خانم مذهبی در جامعه اسلامی این است؟! آیا تحصیل در یک رشته مهندسی و رسیدن به جایگاهی در این زمینه باید هدف غایی باشد؟( در دعای مکارم الاخلاق خواندم که:"واستعملنی بما تسیلنی غدا عنه "و بارها از خودم پرسیدم آن نقش واقعی من چیست؟) از طرف دیگر احساس می کنم حضور یک خانم در فضاهای مختلط دانشگاهها آن صفای روحی و باطنی را که در تربیت وتعالی کانون یک خانواده می تواند موثر باشد از او می گیرد.جمله ای به این مضمون ازحضرت زهرا در جایی شنیده ام :"بهترین چیز برای زنان آن است که هیچ مردی اورانشناسد(یانبیند)". با توجه به این تفاسیر از شما راهنمایی می خواهم تا کمکم کنید آن نقش واقعی ام را در زندگی پیدا کنم و در مسیری حرکت کنم که صراط مستقیم الهی باشد . التماس دعا.....
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: وقتی بتوانیم خود را طوری رشد دهیم که در معرفت خدا و معاد و معرفت نبی و امام به فهمی روشن رسیده‌باشیم و واجبات الهی را به خوبی رعایت کنیم و محرمات راترک کنیم، در هر جایی از نظام اسلامی به عنوان یک نوع سلوک معنوی خدمت کنیم، ابدیّت خود را رونق بخشیده‌ایم. فکر می‌کنم می‌توانید در کنار ادامه‌ی رشته‌ی خود به معارف الهی نیز بپردازید تا در عین آن‌که به آن‌چه فردای قیامت از شما می‌پرسند بتوانید جواب دهید . فعلا در جاده‌ای که قرارگرفته‌اید متوقف نشوید تا آن‌چه خدا می‌خواهد پیش آید. روایتی که آورده‌اید در امور فردی است در امور اجتماعی سیره‌ی فاطمه زهرا«سلام‌الله‌علیها» حضور در صحنه بود و به این لحاظ فکر می‌کنیم می‌توانید به فعالیت‌هایی که درحال حاضر و بعد در رشته‌ی مهندسی دارید، سلوک خود را نیز داشته‌باشید. موفق باشید
966

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد گرامی ببخشید استاد من مدتی هست که احساس می کنم دچار وسواس شدم یعنی نمیدونم شایدم وسواس نباشه.مثلا وقتی وضو میگیرم همش فکر میکنم اشتباه گرفتم و حداقل باید دو بار بگیرم تا خیالم راحت شه.آخه هر چقدر با دین بیشتر آشنا میشم حیفم میاد که از دست بدم فرصتو و وضوی اشتباه بگیرم.برای نماز هم همینجور شدم دو سه بار باید نماز مثلا مغربو بخونم تا خیالم راحت شه.آخه وقتی یاد این حرف شما میفتم که" میخواید سریع نماز بخونید که بعدش چه کار کنید "باعث میشه بیشتر ترغیب بشم به دوباره خوندن نماز.و میترسم که نمازم از دست بره.برای همین چندین بار میخونم.نمیدونم این وسواس از شیطان است یا نه.لطفا راهنماییم بفرمایید با تشکر فراوان
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی چنانچه وضو و نمازی که می‌خوانید مطابق دستوری است که فقهای گرامی گفته‌اند و از نظر فقهی اشکالی به آن نیست حق ندارید آن وضو و نماز را باطل بپندارید و دوباره وضو بگیرید و یا دوباره نماز بخوانید، شما با این کار ادعا دارید فقها را قبول ندارید. آری! سعی کنید همان وضو و نماز را با طمأنینه انجام دهید و معلوم است که ما نمی‌توانیم در تمام طول وضو و نماز حضور قلب داشته باشیم و خداوند هم با توجه به همین ناتوانایی‌هایی که در ما می‌بیند از سر رحمت با ما برخورد می‌کند. موفق باشید
23209
متن پرسش
باسمه تعالی. سلام علیکم. سوال حقیر ناظر به درک علمای هر زمانی از حساسیتهای زمان خودشان است. آیا حظور جناب استاد رحیم پور ازغدی بعد از مدتها در تریبون نماز جمعه و انتقاد به جمود درونی در کشور چه در حوزه و چه در دانشگاه و چه در امامت جمعه و جماعات و چه در مراجع تقلید و مسئولین و.... چرا برای دیگر علمای کشور سنگین باشد؟ حق چیست؟ حق کیست؟ اون طرفیها نماز می خوانند!! و این طرفیها هم اقامه نماز همچنین! آن از استکبار می گوید و این هم همینطور! آن از امریکا می گوید و این هم ایضآ اما او از حوزه می گوید این اما می گوید نگو! این از ضعف درونی سیستم می گوید او می گوید نگو! او دنبال رفع ضعف در درون می گردد این می گوید ضعف در درون نداریم و در خارج از نظام است. این عمار؟ این مقداد؟ این حق؟ عمامه راست می گوید یا کت و شلوار و مقامی نزدیک به اجنهاد؟ والله اعلم!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر این حقیر جناب استاد رحیم‌پور ازغدی چون در صحنه هستند اولاً: اشکالات را خوب‌تر از امثال بنده تشخیص می‌دهند. ثانیاً: راهِ حل‌ها را به‌خوبی می‌دانند که باید با روحیه‌ی انقلابی بسیاری امور را متحول کرد. در حالی‌که اگر کسی فقط مشکل را بداند و نداند چگونه می‌توان آن را رفع کرد، جرأت این نوع انتقاد در او ظهور نمی‌کند. سوابق ایشان حکایت از آن دارد که ایشان علم‌شان را در خدمت عمل مطابق آن علم قرار داده‌اند. موفق باشید     

19544
متن پرسش
با عرض سلام و خدا قوت: اینکه می فرمایید نباید غافل شد از نظم ذیل عقل تکنیکی آیا این همان حرف معروف نیست که می گویند خوب غرب را بگیر بدش را رها کن که امثال دکتر داوری و شما نقد می کردید غرب یک تکه و واحد است و نمی توان گفت خوبش را بگیر و بدش را رها کن.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! حقیقتاً غرب یک کلّ واحد است به این معنا که اگر خودآگاهیِ لازم نسبت به این امر نداشته باشیم با اتخاذ هر جزیی از آن، بقیه‌ی آن را عملاً گرفته‌ایم و از این جهت، غرب وارد زندگی ما شده است. با این‌همه آیا می‌توان گفت که آن عقل تکنیکی در جای خود توانایی‌هایی ندارد؟ مسلّم چنین نیست که کسی منکر آن توانایی‌ها باشد، بحث بر سر آن است که اگر ملتی شیفته‌ی آن نظم و فرهنگ شد، باید بپذیرد که روح سکولاریته‌ی آن او را در بر می‌گیرد. و این‌جا است که به قول شهید آوینی، می‌توان با خودآگاهی به گزینش نسبت به غرب اقدام کرد. موفق باشید

18358

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و ادب خدمت شما استاد بزرگوار: استاد طاهرزاده اگر طلبه ای بخواهد در ضمینه رسانه مطالعاتی داشته باشد و در مورد رسانه صحبت کند شبیه جناب آقای رائفی پور (البته منظورم این نیست که مبانی ایشان صحیح یا اشتباه است) باید از کجا شروع کند؟ سواد رسانه ای نیاز به تخصص در فقه و اصول دارد؟ ممنون
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم خوب است که از صحیفه‌ی حضرت امام شروع کنید. آری! روحیه‌ی تخصصی فقه و اصول، کار را روش‌مند می‌کند. موفق باشید

18151
متن پرسش
سلام استاد: بنده نکاتی در مورد فیلم «یتیم خانه ی ایرا» به ذهنم رسید که احساس کردم شاید مطرح کردنش سودی داشته باشد. پیشاپیش معذرت خواهی می کنم اگر خواندن این مطلب باعث تلف شدن وقت گرانبهای جنابعالی و سایر کاربران می شود. از نظر بنده، این فیلم سه پیام اصلی داشت: ۱. استعمار ملت ها را تضعیف می کند و بعد این ملت های ضعیف شده را تحقیر می کند و بعد از احساس حقارت آنها سوء استفاده کرده و باز آنها را ضعیف تر می کند و ... ۲. سرنوشت ملتی که علمدار نداشته باشد، خواری و حقارت و نابودی ست. ۳. درک احساس ضرورت و اصرار رهبری عزیز به مطالعه ی تاریخ معاصر و از جمله اسناد لانه ی جاسوسی آمریکا. تاریخی که اگر خوانده نشود، شاید صد سال دیگر به اندازه ی خبر همین نسل کشی صد سال پیش، تعجب برانگیز و دور از ذهن باشد. یک نکته ی مثبت این فیلم این بود که انسان حین تماشای فیلم احساس می کرد که کارگردان در شخصیت پردازی رعایت نهایت صداقت رو کرده است. از طرفی شخصیت های فیلم هر یک نماد قشری از جامعه ی کنونی ما نیز هستند. از جمله: ۱. آخوند غیر انگلیسی (آخوند غیر وابسته) : آخوندی که به فکر مردم بود ولی نمی توانست یک علمدار باشد. چون در اوج قحطی و بدبختی مردم، اینقدر حالش خوب بود که حتی قلیانش به راه باشد، در حالی که اغلب مردم از شدت گرسنگی و بیماری نفسشان بالا نمی آمد. آخوندی که وقت عبور از بین مردم، مردم را با شدت و حتی تحقیر کنار می زدند تا ایشان رد شود. دلسوز مردم بود ولی نه از جنس مردم و نه در بین مردم. (الان هم از این روحانی ها و مذهبی ها الحمدلله کم نداریم) ۲. آخوند انگلیسی: فیلم به خوبی نشان می دهد که افراد وابسته (چه وابسته به انگلیس و چه وابسته به دنیا و پست و مقام و رفاه و ثروت) اینقدر ضعیف هستند که حتی تاب تحمل سوال و انتقاد یک شاگرد نوجوان خود را ندارند. تاب روبه روشدن و هم نشین شدن با افراد غیر وابسته را ندارند. و شاید علت اینکه برخی از مقامات و مسئولین کمتر در بین مردم و به خصوص جوانان حاضر می شوند هم، همین است. ۳. شخصیت اصلی داستان: نماد شجاعت و مسئولیت پذیری و عاطفه و مهربانی و شجاعت و شجاعت و شجاعت و.... و انسانیت. بهترین تاثیر این فیلم برای شخص بنده این بود که یادآوری کرد که ما درون خود گوهرهایی فراموش شده داریم. گوهر شجاعت. گوهر دوری از منفعت طلبی ها و مصلحت اندیشی های شیطانی. گوهر احساس مسئولیت در قبال دیگران. ما (بنده و امثال بنده) شجاع نیستیم‌. نسبت به خیلی از مسائل بیخیال و بی تفاوت هستیم. حتی در موارد جزئی. نمی گویم شجاعت رفتن به جنگ را نداریم (که نداریم)، حتی شجاعت انتقاد و مطالبه گری را هم از دست داده ایم. یه مثال کوچیک بزنم: بنده شخصا هر بار که به مطب دکتری مراجعه می کنم و بعد از صرف وقت و هزینه، خانم دکتر قبل از اینکه صحبت های بنده تمام شود و قبل از توضیح درست نسخه، زنگی رو به صدا درمی آورد به این معنی که نفر بعدی وارد شود، به خودم قول می دهم که دفعه ی بعد یادآوری کنم که دکتر وظیفه دارد حداقل ده دقیقه وقت به هر بیمار اختصاص دهد. ولی دفعه ی بعد باز بیخیال می شوم. یا هر بار که احساس می کنم که فلان استاد یا سخنران اگر فلان نکته رو رعایت کند تاثیر حرفش بیشتر می شود یا اصلا فلان حرفش درست نیست، باز حوصله نمی کنم که در برگه ای یا پیامکی مطرح کنم. و .... و صدها مثال کوچک و بزرگ دیگر. بدتر اینکه ما گاهی این سستی و بیخیالی و ترس را با عناوین مذهبی و مودبانه کادوپیچ و تزیین می کنیم. بنده وقتی شخصیت اول فیلم را می دیدم حسرت می خوردم. چون من شخصا تا کنون در زندگی برای هیچ چیز ارزشمندی نجنگیده ام. نه با خودم‌، نه با دوستانم و نه با دشمنانم. تمام شدن مصلحت اندیشی بزدلانه و منفعت طلبی خودخواهانه را نباید از مقامات سیاسی و اقتصادی و کلا از اون بالا انتظار داشت و نباید منتظر آنها بود‌. باید از خودمان و از توده ی مردم شروع کنیم. نکته ی دیگر شخصیت اصلی فیلم، مهربانی او بود. در جایی از فیلم موهایش را میتراشد تا بچه های یتیم خانه کمتر از تراشیده شدن موهایشان ناراحت باشند. در آن بحران و فاجعه، حواسش فقط به غذای بچه ها نیست. حواسش به دل بچه ها هم هست. ما غالبا در کارها و برنامه های جدی، راه را بر عواطف می بندیم. چه کاری مهم تر از اینکه حواسمان به دل همدیگر و به شادی و غم همدیگر باشد؟ ۴. همسر شخصیت اصلی: از نظر بنده مهمترین شاخصه ی او، احساس عزت از تحت ولایت همسر خود زندگی کردن بود. به یاد صحبت جنابعالی در تاسوعای امسال افتادم با این مضمون که «اگر زن های ما فضیلت ندارند به این دلیل است که مردهای ما بی فضیلت شده اند، بسیاری از زن ها به اینکه تحت ولایت همسر خود زندگی کنند و دنباله رو او باشند عشق می ورزند، فقط کافی ست شایستگی ولی بودن را در مرد خود ببینند.» ویژگی دیگر این زن، شجاعت زنانه ی او بود. (البته زنی که کنترل یک روستای طاعون زده را در دست گرفته بود هم نماد دیگری از شجاعت زنانه بود.) شجاعتی که بیشتر از شجاعت مردانه با بغض و گریه کردن و نفرین کردن و حتی آه و ناله کردن همراه است و کمتر با سلاح و اسب و جنگ و... ولی شجاعتی ست که از دل می جوشد و با صبر ظهور می کند. و شجاعتی ست کارساز و راه گشا و انسان ساز. ۵. پسر شخصیت اصلی (فضل الله ): پرسشگر، حق جو، مهربان و به تبعیت از پدر و مادر شجاع. فیلم در این شخصیت نپذیرفتن حرف غیر حق و غیر مستدل و فکر کردن را از همان سنین نوجوانی نشان می دهد. در حالی که متاسفانه الان در محیط های به خصوص آموزشی و خانوادگی سکوت و تایید کردن هر حرفی به خصوص حرف معلم و استاد و بزرگتر نشانه ی ادب محسوب می شود و نوجوان هر چه بی سوال تر و بی انتقادتر باشد، مودب تر شناخته می شود. ۷. آقای دکتر: وطن پرستی شریف ولی ناامید و محافظه کار و ترسو. کسی که باخت را پیش از تمام شدن بازی قبول کرده است. شاید اگر الان زنده بود به نظریه ی معامله ی با کدخدا اعتقاد داشت. ۸. برادر شخصیت اصلی: یک آدم کش و وطن فروش محترم و روشنفکر. و شیک پوش و دست به قلم. کسانی که از جهل مردم برای خود نام و نان میخرند و خود را مالک مردم و ولی نعمت مردم می دانند. امروز هم تعدادشان کم نیست. کسانی که دستی در فرهنگ دارند تا مردم را جاهل نگه دارند، دستی در سیاست دارند تا از قدرت به ثروت برسند و دستی در اقتصاد دارند تا نگذارند کسی وارد حلقه ی خونخوار آنها بشود.تعجب برانگیزتر اینکه با همه ی جنایات و خباثت هایشان، چون شیک می پوشند و شیک حرف می زنند و مرکب های شیک سوار می شوند و در خانه های شیک زندگی می کنند در نزد مردم جاهل نگه داشته شده، محترم ترند از فقیری که فقط فقیر است. و این یک مسئله ی هولناک است که مردم بوی تعفن این آدم ها را هیچ وقت و در هیچ جای تاریخ خوب درک نکرده اند تا آنها را در خانه های شیک شان زنده به گور کنند. 9. فردی که آذوقه را انبار می کرد و به انگلیسی ها می فروخت: امروز هم کم نیستند. یا به اسم کاسبان تحریم یا کاسبان برجام، یا دلال نفت یا مافیای ارز یا قاچاقچیان دارو و...‌‌. اگر در برزخ هر انسان گناهکاری به صورت حیوانی که خصلت های شبیه او داشته مجسم می شود، نمی دانم این افراد که امروز به جز آذوقه، دین و اعتقاد و عفت و خون مردم خود را به شیاطین می فروشند، به شکل چه حیوانی محشور می شوند؟ مگر ما حیوانی به این پستی داریم؟ جایی در فیلم اشاره می کند که خانواده ی این فرد در انگلستان زندگی می کنند. از طرفی می داند مصیبت ملت گریبان خانواده اش رو نمی گیرد و از طرفی در مواقع حساس خانواده اش در دست انگلیسی ها گروگان است. شاید اگر آقازاده های مملکت ما هم بیشتر در داخل ایران زندگی کنند و درس بخوانند، پدران محترمشان، هم بیشتر به فکر رفع مشکلات جامعه خواهند بود و هم شجاع تر خواهند بود.۱۰.دختر شخصیت اصلی و نامزدش: عشق و ازدواج در سنین اولیه ی جوانی و حتی سنین نوجوانی. راه حلی پر از محاسن و البته فراموش شده. ۱۱. افراد انگلیسی: شیاطینی با برنامه، وظیفه شناس و مغرور که در رسیدن به اهداف خود از هیچ پستی و وحشی گری ابایی ندارند. تلاش و انگیزه ی غبطه برانگیزی برای رسیدن به اهداف نامقدس و ضد انسانی خود دارند که گویا ما یک درصد آن را برای اهداف مقدس و انسانی خود نداریم. کینه و خشمی که با دیدن این فیلم از انگلیسی ها در دل بنده ایجاد شد، توصیف نشدنی ست. در آخر یک پیشنهاد دارم: بعد از اتمام اکران فیلم، در فضای مجازی یک قراری بزاریم و در یک روز مشخص از سراسر کشور به تهران، جلوی سفارت انگلستان برویم. آتش زدن و .... در کار نباشه. فقط عکس ها و بنرهایی از فیلم دستمون باشه و پلاکاردهایی با مضامینی مثل: اگر هزار سال هم بگذرد، از شما انتقام می گیریم. یا اگر هزار سال هم بگذرد، خباثت های شما را فراموش نمی کنیم. و....‌ این کار به نظر بنده چند حسن دارد: ۱. کمی آتش دلمان خنک می شود. ۲. به ظالمان کوچک و بزرگ گوشزد می کنیم که ظلم فراموش شدنی نیست. ۳. بدون صرف هزینه ی مادی، فیلم شهرت بین المللی پیدا می کند.۴. به فیلم سازان جشنواره ای این پیام را می رساند که مردمی هستند که فارغ از نظر به اصطلاح روشنفکران و داوران جشنواره ها و .‌‌.. خودشان تصمیم می گیرند چه فیلمی را تحسین کنند. حتی اگر آن فیلم در بدترین سالن ها و بدترین سانس ها نمایش داده شود. ۵.به فیلم سازان جوان این پیام و نوید را می دهد که می توان با یک فیلم جریانی فراتر از مدل پوشش و ... به راه انداخت. نظر جنابعالی چیست؟ ببخشید خیلی طولانی شد. ممنون. التماس دعا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکات خوب و ارزنده‌ای را نسبت به فیلم «یتیم‌خانه‌ی ایران» مدّ نظر قرار داده‌اید. عنایت داشته باشید که نویسنده و کارگردان محترم سعی دارد دو دیدگاه از دو نوع روحانیت را نسبت به نحوه‌ی برخورد با استعمار، متذکر شود و این‌که آن روحانی مبارز و مردمی را در آن صحنه به آن شکل که در حال تهیه‌ی قلیان است؛ نشان می‌دهد می‌خواهد بیننده را اولاً: متوجه کند که روحانیت مرعوب حتی رئیس نظمیه‌ی وقت نمی‌شود و لذا آتش‌گردانِ قلیان را به او می‌دهد که بچرخاند. کاری که مرحوم مدرس«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» می‌کرده تا عوامل رضاخانی را تحقیر کند. ثانیاً: کارگردان و نویسنده خواسته است از آن طریق نشان دهد حتی در چنین بحران‌هایی باز روحانیت هستند که مرجع نیروهای امنیتی خواهند بود. در هر صورت عموماً این نوع فیلم‌ها ابعاد نهفته‌ی غیر مستقیمی دارند که باید مدّ نظر قرار گیرد. موفق باشید

18069
متن پرسش
با سلام خدمت مبارک استاد عزیزم: استاد چندین سئوال مرتبط از محضر مبارک دارم: 1. این که جنابعالی در آثار گوهر بارتان فرمودید که ما تا نگاه وجودی به عالم و آدم نداشته باشیم که طبعا بعد از این، نگاه ما به حقیقی ترین موجود یعنی انسان کامل می افتد و ما مردم از این نگاه بسیار دور هستم و به زعم جنابعالی این مسئله از تنگناهای تاریخی ما تلقی می شود، پس با این اوصاف حالا حالا ها نباید انتظار ظهور تام امام زمان روحی له الفدا را بکشیم، درست عرض کردم؟ 2. عموم مردم آیا قبل از ظهور امام زمان روحی له الفدا باید به آن قرب خاص الهی نائل گردند تا ظهور تام تحقق یابد یا صرف شناخت مقام نوری امام زمان روحی له الفدا و شعور یافتن به این که این زندگی، زندگی حقیقی نیست و باید طالب زندگی دیگری باشند کفایت می کند؟ 3. بنده خیلی وقت ها که فکر می کنم، میگم ما ان شاءالله خدا توفیق بدهد بتونیم در آینده نزدیک نظام آموزشی که سرشار از ارائه مباحث معرفتی عمیق هست را بسازیم ولی میگم برای آن دسته از مردم که دیگر دانش آموز یا دانشجو نیستند را چکار کنیم؟ به نظر مبارک شما تغییر جهت گیری و نگاه مردم چقدر با سخنرانی ها درست می شود؟ ابزار چقدر تعیین کننده هست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- به این نکته فکر کنید که مقدار زیادی از مشکلات روحی و فکری جامعه با ظهور مولایمان«روحی و ارواحنا لتراب مقدمه فداه» حل می‌شود و به همین جهت در خطاب به آن حضرت اظهار می‌شود: «ای لقاء تو جواب هر سؤال / مشکل از تو حل شود بی‌قیل و قال» 2- همین‌که مردم به این نوع خودآگاهی برسند که حقیقت در جای دیگری است و انتظار واقعی شروع شود، امید ظهور بیشتر می‌گردد 3- خیلی امیداوار باشید، مردم مشکل چندانی ندارند.  موفق باشید

18018
متن پرسش
سلام استاد: خدا قوت: در مورد اینکه هابیل و قابیل با خواهران خود ازدواج نکرده اند برای ادامه نسل بشر تا زنا صورت نگیرد روایت هست که خداوند جن یا ملک یا نسناسی برای حمل نطفه اینان خلق نموده است حال سوال بنده این است که آیا ما فرزندان جن یا نسناس یا ملک هم هستیم یا فقط فرزندان آدم و حواییم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اخیراً در اولین جلسه‌ی بحث در مورد سوره‌ی نساء عرض شد که به گفته‌ی علامه‌ی طباطبایی حکم ازدواج با خواهر و برادر بعداً آمده و فرزندان آدم با همدیگر ازدواج کردند. در این مورد خوب است که به تفسیر اولین آیه‌ی سوره‌ی نساء در المیزان رجوع شود. موفق باشید

15748

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: خدا خیر کثیر به حضرت عالی عنایت بفرماید 1. گاهی اوقات در نماز به انسان حالتی دست می دهد که گویا اصلا حضور قلب ندارد و احساس می کند که مثل اوایلی که نماز را شروع به خواندن کرده بود شده است و حضوری در نماز ندارد و حال اینکه همه مقدمات نماز را فراهم آورده و هرچند که سعی در حضور در محضر حق بودن را دارد ولی توجه به الفاظ نمازش می رود وبه معنای منتقل می شود. آیا می توان گفت در چنین حالتی انسان می خواهد نشئه تازه تری از حضور قلب را دریافت کند و برای آن آماده شود؟ چه موقع می توان درک کرد که به نشئه جدید از این حضور انسان رسیده است؟ ۲. گاهی در نماز انسان دیگر به معنای کلمات نیز نظر ندارد و گویا اصلا متوجه معنای نیست آیا این نیز مرتبه بالاتر از حضور قلب است؟ (با توجه به داستان شهید مطهری و هاشم حداد) خواهشا توضیح دهید و کمی از اسرار حضور قلب را بیان بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در این رابطه در شرح حدیث «چهل و هفتم» کتاب «چهل حدیث» حضرت امام، اخیراً در اعتکاف داشته‌ام که دوستان در اسرع وقت آن را بر روی سایت قرار می‌دهند. علاوه بر آن عنایت داشته باشید بحثی در اخلاق و سیر و سلوک داریم تحت عنوان «قبض و بسط». در قبضِ قلب، شوق عبادات انسان کم می شود و از جهتی قلب به عبادات پشت می کند که به آن ادبار قلب می گویند. برعکسِ آن را اقبال قلب می نامند که با تجلی اسم جمال حق ظهور می کند در حالی که در ادبار، اسم جلال تجلی می نماید. موفق باشید

14962
متن پرسش
سلام: ببخشید برای من در مورد مواردی که علم و دین با هم تناقض دارن مشکل پیش اومده. مثلا در نظریه تکامل اومده انسان از نسل میمون ها به وجود اومده ولی در دین آفرینش انسان با آفرینش حضرت آدم شروع شده و موارد دیگر... ممنون میشم در این مورد توضیح بدید.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده به عنوان یک زمین‌شناس خدمتتان عرض می‌کنم از نظر علمی هیچ دلیلی بر این‌که انسان از نسل میمون باشد، نداریم. و اساساً اصل این‌که انسان نیز در سیر تکاملی به این مرحله رسیده باشد، نیز با تناقض‌های علمی روبه‌روست. در این مورد عرایضی در جلسات اول تبیین «سوره‌ی سجده» داشته‌ام. موفق باشید

13796

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و احترام: خواهشمند است جهت انجام پياده روي با شور و شعور در اربعين، درباره آداب ظاهري و افق فكري و روحي در حين پياده روي و حتي قبل از شروع سفر نكاتي را متذكر ما شويد. با سپاس
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکات خوبی در این رابطه در سایت «رجانیوز» مطرح شده است. بنده نیز عرایضی از قبل در سایت «لُبّ‌المیزان» داشته‌ام و إن‌شاءاللّه نکاتی نیز در آینده متذکر خواهم شد. موفق باشید

13594
متن پرسش
آقای دکتر داوری در کتاب «درباره غرب» گفتگوی تمدن ها را به چالش می کشند و نقد می کنند ولی در کتاب «عقل و زمانه» در صفحه 209 می گویند: گفتگوی تمدن ها نقطه پایان بر دویست سال داعیه غرب است. این را شما چگونه تحلیل می کنید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: گفتگوی تمدنی به یک معنا وقتی تمدنی مثل غرب، امکان تفکر را از بین برده است، معنا نمی‌دهد و به قول دکتر داوری روح تمدن غربی، جدال و مراء است. ولی گفتگوی تمدن به یک معنا که بتوانیم تفکر تمدنی اسلامی را در عرصه‌ی جهان ارائه دهیم، کار لازمی است. موفق باشید

10761
متن پرسش
استاد عزیز سلام: از پاسخگویی شما سپاسگزارم، اما برای سوالم 3 موضوع حل نشد لطفا توضیح بیشتری در ارتباط با سوال 10705 بفرمایید. ببخشید که مجبورم سوال را تکرار کنم. موضوعات حل نشده را شماره گذاری می کنم. در تمامی این حرفها منکر نظارت خدا بر زندگی خود نیستیم اتفاقا چون خدا را شاهد مشکلات می بینیم توقع ما عوض می شود که چرا پاسخی نمی گیریم. و اتفاقا کلید حل مشکل را در دست خدا می دانیم قضیه ما تغییر می کند. 1- حالا در بحث روانشناسی مثلا کتاب اسکاول شین که یک فرد مسیحی آن را نوشته و کشیش هم هست برای گرفتارها ادبیات خاص خودش را دارد و قوانینی را وضع کرده که اتفاقا جوابدهیش بهتر از این روایات است مثلا برای رفع بیکاری می گوید هر روز این جمله را تکرار کن من کاری دارم عالی با موقعیت عالی با خدمتی عالی برای پاداش عالی. یا نمونه دیگرش که برای درست شدن اوضاع و شرایط است می گوید بگویید تنها آنچه برای خدا حقیقت دارد برای من حقیقت دارد زیرا من و پدر یکی هستیم. خوب جالب اینجاست که شما با گفتن این کلمات مشکلتان حل می شود. نگویید هر مشکلی زمانی دارد و در واقع چون زمان آن به اتمام رسیده مشکل حل شده و ربطی به این کلمات ندارد اگر قرار باشد آنچه که بر اساس روایات به ما رسیده قطعیت نداشته باشه خوب از کجا معلوم شاید اگر فرد این کلمات را نمی گفت مشکلش حل نمی شد؟ در حالیکه با اذکاری که در روایات هست مشکلش حل نشده؟ بحث تلقین در کار نیست چون وقتی فردی گرفتار می شود با امید اجابت در خانه اهل بیت را می زند و نذر و نیاز می کند و با اعتقاد کامل سوی آنها می رود حالا که جواب نگرفته عجله ای هم نداشته صبر هم در حد وسع خود داشته به نتیجه نرسیده به سراغ دعا و ذکر و این جور مسائل می رود. (این موضوع با قضیه بازخوانی که فرمودید زیاد منطبق نیست) 2- یا اذکاری مثل صلوات و تسبیحات از کجا معلوم ثواب آنچه که گفته شده شامل همه بشه مثلا با گفتن ذکر صلوات ترازوی اعمال سنگین می شود خوب از کجا معلوم؟ کتاب شرح معاد را می خوانیم اما از کجا معلوم این روایات برای همه صادق باشد؟ مثلا حجت الاسلام انصاریان در یکی از سخنرانیهای خودش می گفت فرد گنهکاری با دادن تکه ای گوشت به ماده سگی آمرزیده شده و اینچنین از سعه رحمت وجود خدا صحبت می کرد خوب ما کدام را بپذیریم، درست است شاید چنین فرصتی به ما داده نشه که با رحم به یک سگ ما هم عاقبت بخیر بشیم ولی از کجا معلوم مباحث شما در معاد و کتب دیگر که قطعا شرح و تفصیل آیات و روایات است درست باشد؟ شاید مباحث شما هم نسبی باشد برای عده ای اتفاق بیفتد و برای عده ای خیر!!!! یا کتب دینی دیگری که داریم از کجا معلوم برای ما صدق کند چرا باید برای احتمالات اینقدر به خودمون رنج و زحمت بدهیم که مثلا شاید شامل ما بشود؟؟؟ 3- از کجا معلوم که اتفاقات زندگی ما بر اساس شانس و تقدیرات و تصادف نباشد؟ هر چند احتیاط شرط عقل است اما ضرورتش چیه؟ که شاید بشود شاید نشود باور کنید عقل من هیچ احتمالی را پذیرا نیست و نمی پذیرد، چون یک مسیحی از ائمه ما کرامت می بیند حاجت می گیرد اما یک شیعه نه، خوب اون مسیحی برتر از شیعه است؟ (این هم به نظرم به نظرم با فرمایش شما همخوانی ندارد) لطفا هر 3 موضوع را بسط دهید. پیشاپیش از لطفتان ممنون
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: ابتدا باید متوجه توحید و معارف توحیدی در این تاریخ بشویم و در ذیل آن زندگی خود را معنا کنیم. اگر رسیدیم به این‌که در این تاریخ خداوند از طریق حضرت محمد«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» و قرآن کریم با ما سخن می‌گوید و در راستای اعتقاد به قرآن متوجه اهل‌البیت«علیهم‌السلام» بشویم می‌توانیم از این سؤال‌ها و شک‌هایی که کرده‌اید آزاد شویم. بحث اصلی هر انسانی این است که آیا ما راهی به سوی خداوند داریم یا نه؟ قرآن نشان می‌دهد که معجزه‌ای است جهت اثبات این موضوع. اگر این برایتان حلّ نشود همواره سرگردان خواهید بود و می‌مانید چرا خدا جواب ما را نمی‌دهد. موفق باشید
5488
متن پرسش
با عرض سلام و ادب خدمت جنابعالی اگر کسی که سمتی در این کشور دارد به اطرافیان خود بگوید هر چه رهبری گفت بگویید چشم ولی کار خود را بکنید ایا این رفتا مصداق نفاق با رهبری است و شخص منافق است؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً چنین افرادی منافق‌اند علاوه بر آن که به مردم خیانت می‌کنند. موفق باشید
1341

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد موضوع پایان نامه ام رانقش اعتقادبه مبداومعاددرمعنابخشی به زندگی انتخاب کردم که درمحدودش واین که درکدام فیلسوف بهترمیشه بررسی کرد،مرددم،به نظرشمابین ملاصدراوعلامه طباطبایی کدام مناسبترند ضمن این که اصل این بحث درفلسفه اگزیستالیسمها هست به نظرشماچطورمیتوانم دراین تحقیق موفق باشم ؟چون موضوعم تحلیلی است ونیازبه استنباطهای خودم ازمتون صدرایاعلامه طباطبایی یاشهیدمطهری رادارد ازراهنماییهای همیشگیتان متشکرم
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: از ملاصدرا بهتر می‌توانید استفاده کنید، در جلد هشتم و نهم اسفار و کتاب اسرارآیات بعثت و کتاب مبدأ و معاد نکات خوبی دارد. موفق باشید
1316

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام خدمت استاد عزیزم استاد باتوجه به هجمه شدید غرب و وهمی شدن زندگی ها و فشار آن برروی زندگی ها و به خصوص خانوم ها حتی مذهبی هایشان چطور می توانیم یک زندگی همراه باسلوک دینی و دور از درد سر و آشوب داشته باشیم لطفا در صورت امکان کتاب و یا مبحثی را به بنده برای داشتن زندگی بهتر معرفی کنید بنده با همسرم در نوع داشتن امکانات و وسایل زندگی تفاهم نداریم و ایشان این نوع زندگی را تجملی نمی داند با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام بنده در همین رابطه کتاب «زن؛ آن‌گونه که باید باشد» را تنظیم کرده‌ام. باید حوصله کنید تا پس از جهت‌گیری صحیح، عهد ما با زندگی غربی به عهد ما به زندگی اسلامی تبدیل شود. در ضمن بنا نیست همسر شما تنها با سلیقه‌ی شما زندگی کند. چقدر خوب است که خانم‌های مذهبی در عین جهت‌گیری اسلامی در اوج خوش‌سلیقگی و وارستگی زندگی گنند و به خانه و کاشانه‌ی خود گرمی و امید ببخشند. تا آن‌جا که ممکن است و گرفتار زندگی غربی نمی‌شوید، همسرتان را در تنظیم خانه و وسایل آن آزاد بگذارید. موفق باشید
1157

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام با عرض خسته نباشید خدمت استاد جناب طاهرزاده و آرزوی توفیق روز افزون برای جنابعالی اینجانب قصد مشورت در باب موضوعی را با جنابعالی دارم بنده دانشجوی سال آخر فوق لیسانس مهندسی مکانیک دانشگاه صنعتی می باشم چند سالی است با کتابها و سخنرانی های شما مانوس هستم و همین انس دغدغه تهذیب نفس را در بنده ایجاد کرده است . در حال حاضر یک سالی است علاوه بر درس در شرکتی مشغول به کار هستم (مهندس مکانیک) و اکنون که این نامه را خدمت جنابعالی می نویسم قسمت عمده روحم در این یکسال با مسایل کاری گره خورده به صورتی که آن آرامش معنوی لازم را از زندگیم گرفته است ودچار روزمرگیم کرده با وجودی که هنوز ازدواج نکرده و با مسایل زیادی روبرو نیستم. حال مسیله ای که قصد مشورت در باب آن را با جنابعالی دارم این است که کاری که بنده قصد انجام آن را به منظور بازیابی آرامش معنوی خویش دارم این است که کار شرکتی را تعطیل کنم تا زمان بیشتری داشته باشم (البته مطمین نیستم که مشکلم نداشتن زمان کافی باشد) و برای حل مسیله مذکور چاره ای بیاندیشم اما چیزی که از اتفاق افتادن آن بیم دارم این است که با توجه به شناختی که از خود دارم احتمالا پس از ترک کار گرفتار نفس شده و موفق به امر فوق نمی شوم ودلیل این حرف وجود نداشتن بستری مناسب و نداشتن برنامه ای برای بازیافتن آرامش معنوی است لذا خواهشمندم در این باب اینجانب را راهنمایی فرمایید.
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی چه اشکال دارد که با مدیریتی که در زندگی خود ایجاد می‌کنید هم کار خود را ادامه دهید و هم در جهت سیر علمی و روحانی خود برنامه‌ریزی کنید. احتمالاً پس از مدتی که بر کار خود مسلط شدید بهتر می‌توانید برنامه‌ریزی کنید. موفق باشید
نمایش چاپی