بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
953

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام. در جواب مستندات علمی که می خواهند ثابت کنند، واقعه خواب کاملا مربوط به مغز است و در واقع وقتی مغز بیکار می شود فیلمی سینمایی برای خود از حوادث گذشته و ثبت کرده پخش می کند، چگونه باید وارد شد. آنها به کل نفس را در ساخته های خود حذف می کنند و سعی دارند خواب را هم مادی جلوه دهند. دلایلی هم مطرح می کنند که بخش های از مغز به شدت فعال می شوند و فقط قسمت منطق و استدلال مغز خاموش می شود.
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی لطفا به کد 863 رجوع فرمائید. موفق باشید
24013

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: لطفا درباره ی این مطلب کمی توضیح دهید منظور این بوده که علامه طباطبایی از اصل با انقلاب اسلامی مخالف بوده اند؟ ✅ از علامه طباطبائی پرسیدند چرا از انقلاب اسلامی دفاع نمی کنید!؟ ایشان گفت: این انقلاب یک شهید داشت آن هم اسلام بود!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً همسر و فرزند ایشان این را تکذیب کرده‌اند. مگر می‌شود کسی که این‌چنین در تفسیر المیزان سختْ دشمنِ کفر است، با انقلاب اسلامی که تنها جبهه‌ی مقابله با کفر می‌باشد مخالفت کند؟!! در کتاب «عقل و ادب ادامه‌ی انقلاب اسلامی در این تاریخ» در صفحه‌ی ۲۹۹ عرایضی تحت عنوان «تفاوت عالَم حضرت امام و علامه طباطبائي «رحمة‌الله‌عليهما» شده است. موفق باشید

21719
متن پرسش
با سلام خدمت استاد: در جلسه ای خانوادگی بیان شد ما باید احترام اهل بیت را نگه داریم (شهادت امام هادی علیه السلام و روز اول نوروز) و در بحث تبریک و دید و بازدید رعایت کنیم. یکی بیان داشت جای آنان که در بهشت است ما باید پیروی کنیم از آنان و خیلی ضرورتی ندارد که مثلا تبریک نگوییم یا شیرینی نخوریم. چگونه می شود این مبحث را جواب قانع کننده ای داد؟ تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در شهادت اولیاء الهی نباید فضا،‌ فضای شادی باشد نه این‌که فکر کنیم تبریک گفتن به جهت حلول سال نو و یا صله‌ی رحم و دید و بازدید و پذیرایی مانع عهد ما با امام‌مان باشد. همان‌طور که مقام معظّم رهبری در پیام خود حلول سال نو را تبریک گفتند. موفق باشید

19403

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خدا قوت خدمت شما عزیز دل: حقیر چند سال بود که گمشده ای داشتم که حقیقت بود بارقه ای باعث شد که تا حدودی دریافت کنم و احساسی باعث شد که سراغ کتاب فصوص بروم با اینکه هیچ بنیه ای علمی در مسایل این کتاب نداشتم اما وقتی می خواندم کانه مطالبش را می فهمیدم و با وجودم و ادراکاتم هم سنخ بود با اینکه نه اهل عبادات شاقه بودم و نه اهل ریاضات مرسومه اما اکنون تمام موجودات را عین آن حقیقت لا یتناهی می بینم و به قدر معلومش ایمان دارم و هرچه پیش می روم تحیر اندر تحیر است حضرت شما چه تشریح می فرمایید. قبلا از سعه صدر شما کمال تشکر را دارم و چه بگویم جز لا هو الا هو.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شرح‌هایی مثل شرح «بابا رکنا» از فصوص الحکم که اخیراً به بازار آمده و شرح «خوارزمی» می‌تواند در این امر کمک‌کار باشد. به نظر بنده سیر مطالعاتی در سایت به عنوان مقدمه کمک می‌کند. موفق باشید

18805
متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: خواهشمندم جواب سؤالم رو خصوصی بفرستید. نوشته ای که براتون می فرستم حاصل 5 سال تجربه در شبکه های اجتماعیه که البته خوشبختانه یا بدبختانه اگر تجربه انس با تلویزیون رو از اوایل کودکی تا چندی پیش در نظر بگیرید تجربه ی چندین و چند سالست. خیلی از روزها فکر می کردم تا بتونم این نوشته رو بنویسم. حتی با رفقا خیلی بحث می کردیم و این نتایج تقریبا مربوط به سال سومیه که بنده به طور جدی در شبکه های اجتماعی کار می کردم. ولی نمیتونستم در موردش بنویسم چون نه با اصول نوشتم آشنا بودم و نه زبان مخصوص به این نوشتار به قلبم میومد. تا حدود چند وقت پیش بدون این که ذره ای فکر کنم شاکله ی اصلی این نوشتار به ذهنم میومد و نوشتم و بعد کمی به اون اضافه کردم که البته این موضوع با پی نوشت آخر منافاتی نداره. می خواستم نظرتون رو در موردش بدونم: هوالمحبوب استیقاظ بررسی فضای مجازی علی رغم باور عده کثیری که آن را تک جنبه ای می انگارند، به نظر حقیر دارای دو جنبه است: 1. جنبه ذاتی آن 2. جنبه ی فعلی و تحمیلی آن یعنی جنبه ای که خواه نا خواه در آن واقع شده ایم و باید از آن گذر کنیم. جنبه ثانویه فضای مجازی موضوع این نوشتار نیست. موضوع این نوشتار در مورد جنبه اولیه آن است: جنبه ذاتی فضای مجازی نیز بر خلاف باور عده ی کثیری مثل چاقو نیست. اینکه ما بینگاریم فضای مجازی مانند چاقویی است که گاه در دست پزشک قرار می گیرد و گاه در دست قاتل، به قول بزرگی یک دروغی آرامش بخش است. بهتر این است که بگوییم نظریه چاقو!!! به فرض صحت مربوط به جنبه دوم است. ذات فضای مجازی برای «سیر دادن» انسان به سوی «مجاز» است. ابداع فضای مجازی در راستای تحقق نظریه بهشت زمینی است که غرب برای آینده خود ترسیم کرده بود. غرب به دنبال بهشت است. بهشتی زمینی. و یقینا بهشتی که جاودانگی در آن نباشد بهشت نیست فلذا جاودانگی جزو اصلی آن است و اگر جاودانگی را نمی توان به دست آورد فعلا «احساس» آن کافی است. ذات فضای مجازی سیر دادن انسان از واقعیت به سوی مجاز است. هر چه این سیر بیشتر باشد، دور شدن انسان از واقعیت بیشتر است. این سیر تا جایی ادامه می یابد و انسان جاودانه خواه را با خود می کشد که دیگر او «واقعیتی» نمی شناسد. در این سیر همه چیز «مجاز» است ولی به «اسم واقعیت». «وهم» است به اسم «حقیقت». «وهم» دروغگوست و بزرگترین دروغ او «معرفی خودش» است. او خود را واقعیت و حقیقت معرفی می کند و انسان نیز در سیر خود در این فضای وهمی فریفته اوست... در این دنیا همه چیز دروغی است. حتی جذابیت، دنیای مجازی بیش از آنکه جذاب باشد خود را جذاب معرفی می کند و چه فریبی از این بالاتر؟ انسان بیمار می شود. بیماری که یا نمی داند بیمار است و یا اگر بداند نمی داند دقیقا دردش چیست و یا اگر بداند دچار «استیقاظ» می شود. استیقاظ یعنی طلب یقظه، طلب بیداری. استیقاظ نوعی بیماری شبیه استسقاست. همانطور که در استسقا بیمار طلب آب می کند ولی هیچ گاه سیراب نمی شود در استیقاظ نیز طلب بیداری می کند ولی هیچگاه بیدار نمی شود. استیقاظ طلب بیداری است، طلب واقعیت است. واقعیت گمشده، انسان مسیطر فضای مجازی هرچه سعی کند که از این فضا دور شود بیشتر در آن غرق می شود. گوید او چندان که افزون می دوی / از مراد دل جداتر می شوی و این خواسته غرب است. این همان رمان «دنیای شگفت انگیز نو» است. چقدر زیبا هاکسلی این نانوشته را بر جبین تمدن غرب دید و برای ما نوشت. نیل پستمن نیز شاید به تبعیت از او هنگامی که تلویزیون در آمریکا جایگزین دستگاه چاپ شده بود این نکته را تذکر داد. فضای مجازی اطلاعات را به کالا تبدیل می کند. بی ارزش می کند. دیگر اخبار دردناک انسان را به درد نمی آورد و اخبار لذت بخش لذت حقیقی را به انسان هدیه نمی دهد. انسان در این عالم بدون لمس واقعیت یک گل زیبا با دیدن عکس آن لذت می برد و وقتی با گل حقیقی روبرو شد دیگر لذتی حقیقی در کار نیست و اگر باشد بسیار نازل تر از لذت حقیقی است. لذت حقیقی آنجایی است که من با هیچ گل مجازی خو نگرفته باشم و فقط گل دیده باشم نه عکس آن. ولی انسانی که در این دایره ی وهم آلود سرگردان است لذت حقیقی نمی برد و متوجه نمی شود که لذت نبرده. وقتی هم با حادثه دردناکی مثل پلاسکو مواجه می شود بدون احساس درد گوشی خود را بیرون می آورد تا فیلم بگیرد برای پست اینستاگرامش. انسان در این عالم از طبیعت لذت نمی برد. آن را از خود نمی داند و طبیعت نیز با وی سخن نمی گوید. طبیعت بیگانه است پس اگر آن را نابود کند در درون خود هیچ عذاب وجدانی متحمل نمی شود. انسان در این عالم با خانواده اش بیگانه است. نمی تواند با خانواده خود انس بگیرد. محبت چنین انسانی مفتضحانه است پس به راحتی حاضر است همسر خویش را طلاق دهد و به سراغ دیگری برود. انسان در این عالم تنهای تنهای تنهاست. دل او هرزه گرد شده و با همین هرزه گردی هر دم به کاری مشغول است. فضای مجازی همه چیز را از معنا تهی می کند. لذت، ترس، شجاعت، عشق و محبت و همه و همه را، جتی همین نوشته را هم عده ای - اگر آن را تا آخر بخوانند - بعد از تصور در ذهن خود بدون اندیشه رها می کنند و به سراغ پست بعدی خواهند رفت و در این حالت اگر خیلی آدم مهربانی باشند یک لایک نثار بنده می کنند تا دلم را نشکنند. در فضای مجازی عمق معنا ندارد. همه چیز ظاهری است فلذا بحث های عمیق به طرز فاجعه باری به ابتذال و استهجان کشیده می شوند. این به افتضاح کشیده شدن بسته به میزان غلبه مجاز در آن فضا شدت و ضعف پیدا می کند پس طبیعتا در رادیو کمتر و در شبکه های اجتماعی بسیار بیشتر است. این تهی شدن از معنا اولین تهدیدش متوجه خود انسان است. تهی شدن انسان از معنا یقینا منجر به پوچ انگاری وی خواهد شد و پوچ انگاری نیز انسان را افسرده می کند. افسردگی و پوچ انگاری کمترین نتیجه ی استیقاظ هستند و نیز استیقاظ کمترین نتیجه ی افسردگی و پوچ انگاری است. اینکه بینی خسته و افسرده ای / زان بود که ترک سرور کرده ای دور می بینی سراب و میدوی / عاشق آن بینش خود می شوی آنچه تو گنجش توهم کرده ای / از توهم گنج را گم کرده ای سیر به مجاز انسان را معتاد می کند. تخدیر می کند. بدین معنا که اول انسان را دچار هیجان و لذت کاذب و نشئگی می کند و بعد که این حالت از بین رفت و خمار شد بلافاصله با همان دروغ قبلی دوباره او را نشئه می کند تا مبادا وجدان او بیدار شود و به هر چه دروغ است پشت کند. در چنین عالمی همه چیز دروغ است ولی برای انسان همه چیز واقعیت جلوه می کند. عالم انسان تحت سیطره تمدن غرب به خودی خود مجازی هست. او به اشیاء از دریچه ی نفس اماره می نگرد. درست مثل انسانی که عینکی دودی بر چشم زده و همه چیز را دودی می بیند. چنین انسانی یقینا با ظاهر اشیاء نیز بیگانه است چه برسد به باطن آنها. اثبات اینها کار مشکلی است ولی با اندکی تفکر در اعماق خویش کاملا می توان آن را حس کرد. در این عالم حرف از «ایمان» زدن یعنی حرف مفت، در عالم انسان غربی به راحتی می توان غیب را انکار کرد. باور کنید اصلا کار سختی نیست. اگر انسانی این چنین باشد و سپس حرف از ایمان به غیب به میان آورد باید تعجب کرد و باید از او پرسید کدام غیب؟ انسانی که در این عالم «زیست» و «تنفس» می کند و بعد ادعای ایمان دارد به عقیده ی من باید به ایمان او شک کرد. جایگاه ایمان حقیقی در حقیقت، قلب انسان است، در حالی که جایگاه ایمان انسان مسیطر غرب در بهترین حالت «ذهن» اوست. انسان مسیطر غرب در توهم خویش ایمان دارد و «وهم »چه ادعاها که ندارد، او «ذهن» خود را و در واقع «خود» را مبدأ عالم می انگارد و در عین حال حرف از ایمان می زند، پس با این توصیفات فضای مجازی سیر از مجاز به مجاز است بلکه از مجاز سفلی به مجاز علیا، اینها همه اش تراوشات «ذهنِ» من است و قطعا من نیز در این گرداب شیطانی گیر افتاده ام. چرا که به روش غربی به نقد غرب پرداخته ام. مسئله این است که من اگر بخواهم آنگونه که مشهورات زمانه مرا به آن دعوت می کند فکر نکنم چه باید بکنم؟ داشتن همین مسئله درون من یعنی استیقاظ، من طلب یقظه می کنم و در این گرداب دست و پا می زنم ولی گرداب کار خود را خوب بلد است. استیقاظ یعنی همین حس حضوری فلاکت دوران ما، و انقلاب اسلامی رایحه نوید دهنده ایست برای رهایی انسان از این لحظات دلتنگی اگر قدر آن را بدانیم. جنس انقلاب اسلامی استیقاظ (طلب بیداری) است ولی نه بدان معنا که قبلا ذکر کردیم. استیقاظ در انقلاب اسلامی دیگر بیماری نیست زیرا به رهبری کسی به ثمر نشست که قلب او به مبدأ لا یزال هستی متصل بود فلذا بن بستی در پیش راه خود نمی بیند و به بیماری بدل نمی شود. پس گویا راه چاره مشخص شد. در پایان باید گفت که ما باید تکلیف خود را با این انقلاب روشن کنیم. اگر کسی داعیه ی استیقاظ به معنای دوم - که معنای حقیقی آن است - دارد باید بین خود و این انقلاب و بنیانگذار آن - با وصفی که برای ایشان ذکر کردیم - نسبتی برقرار کند. چرا که او توانست استیقاظ به معنای حقیقی را به میدان آورد. پس باید از او بپرسیم که چگونه؟ و او پاسخ دهد. این پرسش و پاسخ مسئله ایست که نیاز به تفصیل دارد و در این نوشتار مجال آن نیست. پس اگر روزی - که اگر خدا بخواهد آن روز دور نیست - از توسعه نیافتگی و اکنون زدگی آزاد شدیم و مسأله خود را یافتیم و به عهد اسلامی خود آنچنان که هست و باید باشد بازگشتیم، در مقابل فضایی که ما را به مجاز سیر می دهد باید ابزاری بسازیم که با آن بتوان به سوی واقعیت و از واقعیت به واقعیت و بعد از آن به واقعیتِ همه واقعیت ها سیر کرد. البته اگر در آن زمان شأن ابزارسازی برای انسان قائل باشیم؟! والعاقبة للمتقین پی نوشت: 1. منظور از فضای مجازی در این نوشتار اعم از رادیو، تلویزیون، تلفن، ماهواره، شبکه های اجتماعی و... است. 2. در اینجا حقیقت و واقعیت مترادف بکار گرفته شده است. 3. برای آگاهی بیشتر از دیدگاه نیل پستمن نسبت به بی اعتبار شدن خبر و آگاهی با آمدن تلویزیون به کتاب وی با عنوان «زندگی در عیش، مردن در خوشی» با ترجمه دکتر سید صادق طباطبایی رجوع فرمایید. 4. سیر از واقعیت به واقعیت به معنای سیر از واقعیت نازل به واقعیت برتر است و این پیرو نظریه تشکیک وجود است. لفظ واقعیت از مباحث برهان صدیقین علامه طباطبایی به عاریت گرفته شده است. 5. بنده نیز به این تجربه رسیده ام که نوشتن انسان را به تفکر رهنمون می سازد فلذا نوشتم تا تفکر کنم. تفکر در اعماق خویش، بنده خود و جامعه ام را - و بخصوص خود را - دیدم و نوشتم. در تمام لایه های عمرم قدم زدم و نوشتم. پس شاید قلبا با دیگران همصدا باشم. و این همصدایی حکایت از درد مشترک دارد. این همصدایی دلیل بر تکراری بودن نیست. پس به بنده خرده نگیرید و از بنده توقع یک مقاله به سبک مشهور نداشته باشید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده این بصیرت که متذکر آن هستید یک حرف اساسی است. می‌ماند که ما در این تاریخ باید با توجه به چنین حجابِ غلیظی که فضای مجازی ایجاد کرده است، در آن فضا حاضر شویم و متذکر این امر باشیم؛ و یا به‌کلّی از آن فاصله بگیریم. مقام معظم رهبری«حفظه‌اللّه» در صحبتی که در تاریخ 19/8/95 که با جبهه‌ی انقلاب فرهنگی داشتند؛ در جواب سؤالی که از ایشان شده بود، می‌فرمایند: «درباره‌ی استفاده و ورود به شبکه‌های اجتماعی و مجازیِ خارجی، ورود هوشمندانه به شبکه‌های اجتماعی و مجازی خارجی‌ها – که سؤال شده است – خوب است اما به شرطی که خودمان غرق نشویم و مثال آن غلام و آب جو نشود «شد غلامی که آب جوی آرد/  آب جوی آمد و غلام ببرد» ورودِ تهاجمی لازم است و گرفتن میدان از دست دشمن. موفق باشید

17544
متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید و تسلیت ایام عزاداری سید الشهدا (ع): متاسفانه توسط تریبون های متعلق به جریان شیعه ی انگلیسی، مدتی است که هجمه هایی علیه انقلاب و نظام شکل گرفته است. یکی از رایج ترین هجمه ها، به بحث آزادی سیاسی و عفو منافقین و مشرکین توسط پیامبر (ص) پس از فتح مکه است. بنده در چند سخنرانی و به صورت جسته و گریخته شنیده ام که اینطور نبوده که پیامبر (ص) و حضرت علی (ع) در حکومتشان همیشه منافقین را مورد عفو قرار دهند و در صورت محاربه و اقدام نظامی علیه حکومت، برخوردهای شدیدی با ایشان می شده است. منتها دنبال سند روایی موثق برای این حرف هستم. تشکر می کنم اگر چند واقعه ی تاریخی در رابطه ی با اعدام سران منافقین و مشرکین توسط پیامبر (ص) و حضرت عی (ع) را با ذکر منبع روایت بیان بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع قتل منافقین بعد از عملیات مرصاد، به جهت محارب‌بودنِ آن‌ها بود نه آن‌که به صرفِ منافق‌بودن‌شان با آن‌ها برخورد شد. در این مورد خوب است به جواب سؤال شماره‌ی  4202 رجوع فرمایید. موفق باشید

17481

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد خسته نباشید: آیا بین مقام پیامبر اکرم و ائمه علیهم السلام تفاوتی هست؟ چرا می گویند پیامبر بالاتر از ائمه است؟ یا چرا می گویند حضرت علی علیه السلام از سایر ائمه بالاتر است؟ این با حقیقت نوری چگونه است؟و روایاتی که می گوید کلنا محمد صلی الله علیه و آله
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:  موضوع افضلیت پیامبر به عنوان نبی اللّه روشن است ولی افضلیت ائمه نسبت به هم در رابطه با ظهور بیشتر مقام آن‌ها است. و در مورد علی«علیه‌السلام» نیز شرایط طوری است که آن مقام نوری ظهور بیشتری در عالم کرده است وگرنه از نظر مقام قدسی، همه‌ی آن‌ها یک نور واحداند. موفق باشید

16846

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام. شاهدیم در دوران انتخابات (ریاست جمهوری یا مجلس) بعضی طلاب شروع می کنند به تبلیغ برای کاندیدای خودشون به نظرتون این با شان طلبگی سازگاره؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مقام معظم رهبری در تاریخ 2/2/92 در صحبتی که با جبهه‌ی فرهنگی داشتند فرمودند جریان‌های فرهنگی بهتر است به امور موسمی و زودگذر، کم‌تر بپردازند و به عنوان نمونه نام انتخابات را آوردند. موفق باشید

16449

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: برای شرح زیارت جامعه شما، پیش نیازاش چیا هستد که کار کنم بعد به زیارت جامعه کبیره برسم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مباحثی چون «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین» و کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» به عنوان مقدمه برای ورود به مباحث زیارت جامعه خوب است. موفق باشید

15726
متن پرسش
سلام و احترام: حکیم گرانقدر، با توجه به اینکه اسلام تنها دینی است که باعث آرامش انسان می شود، چرا برخی هیچ توجهی به دستورات اسلام ندارند، یا کم توجه هستند. آیا برخی علاقه ای به آرامش ندارند؟ آیا برخی به اضطراب علاقه دارند؟ چرا به برخی می گوییم اگر آرامش در دنیا را می خواهید باید به دستورات اسلام عمل کنید، قبول نمی کنند؟ مگر قبول اسلام در فطرت هر انسان نیست؟ چرا شیطان در هر عصر طرفدارانش بیشتر از خداوند تبارک و تعالی است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر ما اسلام را آن‌طور که هست به مردم ارائه کرده‌ایم؟! کجاست اسلامی که امثال حضرت امام و علامه‌ی طباطبایی معرفی می‌کنند تا مردم با دل و جان به آن رجوع نمایند؟ ما هنوز گرفتار اسلامِ سطحی می‌باشیم. موفق باشید

15443
متن پرسش
سلام: طلبه پایه 8 و 9 سؤالاتی دارم که نظر شما برای من مهم است. بزرگواری بفرمایید پاسخ دهید. 1. نظام سازی چیست؟ 2. رابطه نظام سازی با تحول در علوم انسانی چیست؟ 3. با وجود فهمیدن نظام سازی که ظاهرا ابزار آن اجتهاد هست، داشتن مدرک دکتری در رشته خاصی نیاز هست؟ اگر نیاز هست آیا این نیاز بستگی به نوع رشته تخصصی دارد؟ یا به روش نظام سازی؟ یا هر دو؟ نکته: اگر درباره ابزار نظام سازی که «اجتهاد» را گفتم،‌ انتقادی، تکملة ای و ... . دارید دریغ نفرمایید. موفق و پیروز باشید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با تحقق انقلاب اسلامی، اراده‌ی تغییر مناسبات غربی به مناسبات الهی شکل گرفته است. در این مورد ابتدا باید متوجه‌ی ضعف مناسبات غربی و علوم انسانی آن فکر و فرهنگ شد و سپس جایگزینی آن را با فرهنگ اسلامی به مطالعه نشست. حال با توجه به این دو امر، هر قدمی که در این راستا برداشته شود، آن قدم، قدمِ نظام‌سازی مطابق انقلاب اسلامی خواهد بود. و هرکس مطابق شرایط و استعدادی که دارد باید قدم بردارد چه در مسیر اجتهاد و چه در مسیر دکترا و چه در مسیر تبلیغ و وعظ و یا کارآفرینی. موفق باشید

15097
متن پرسش
بسمه تعالی سلام: الف) در بحث این که نفس بعد از این عالم فقط جلوه می کند و داشته های خود را که ملکه نفس شده در بیرون بهشت و جهنم او می شود در این جا نفس کودک هم مثل همه نفوس جلوه دارد؟ حال کودکی که قبل از سن تکلیف مرده و دارای صفات بد و یا خوب است و تکلیفی ندارد وضعیت کودک بعد از مرگ چگونه است؟ ب) ما اعتقاد داریم حضرت علی اصغر (ع) و رقیه (س) کودک بودند و به سن تکلیف نرسیده بودند در حالی که آنها باب الحوایج هستند و مقاماتی دارند که ما به آنها متوسل می شویم در حالی که در این دنیا عمر طبیعی نکرده اند و مثل امامان کمالاتی کسب نکرده اند چگونه توجیح می کنید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرکس مطابق اعیان ثابته و اختیارِ قبل از خلقتش در این دنیا، با همان انتخاب اولیه‌اش، شخصیت خود را شکل می‌دهد و حضرت حق بر همان اساس مسیر او را برایش تعیین می‌کند. عزیزانی مثل حضرت علی اصغر و جناب رقیه«سلام‌اللّه‌علیهما» مسیری را انتخاب کردند و خداوند آن مسیر را برای آن‌ها شکل داد و عظمت آن‌ها به جهت انتخاب چنین مسیری است. موفق باشید

7400

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم . بزرگی میفرمود امام با بعضی از مبانی فکری علامه طباطبائی موافق نبود و برای رحلت ایشان هم پیام تسلیت نفرستاددر حالیکه برای شهادت آیت الله طالقانی و امثالهم که شاید بشود گفت شاگردان علامه محسوب میشوند پیام تسلیت فرستاد . دلیل تسلیت ندادن امام در خصوص رحلت علامه چه بوده است ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این درست نیست. پیام تسلیت امام و تجلیل از ایشان را در سایت «اسناد انقلاب» هست می‌توانید دنبال کنید. موفق باشید
2410
متن پرسش
سلام علیکم. با سلام خدمت استاد گرانقدر و آرزوی طول عمر برای مقام عظمای ولایت وجنابعالی. استاد عزیز، چندی پیش مطالبی را در خصوص حجه الاسلام خلخالی و اعدام هایی که توسط وی صورت می گرفت را خواندم و بسیار متاثر شدم. آقای خلخالی توسط امام رحمت الله علیه به این مقام منتصب شدند اما برخی افراد را بدون دادگاه و ...اعدام می کردند.می گویند حتی خود امام ره به عملکرد ایشان معترض بودند پس چرا عزلش نکردند. استاد راست و حسینی نظر جنابعالی راجع به آقای خلخالی و جبهه گیری های متناقض علیه ایشان چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: آیت‌الله خلخالی خودشان مجتهد بودند و اگر قاضی مجتهد باشد باید به علم خود عمل کند و ایشان با آن دید سیاسی که نسبت به طاغوتیان داشت طبق اجتهاد خود عمل می‌کرد و آنچه بنده شنیدم تأیید ایشان بود از طرف امام خمینی«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه». موفق باشید
2036

تکامل جنیانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد بزرگوار : ابزار تکمال جنیان چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: 1- جنّ و انس هر دو از طریق شریعت الهی تکامل می‌یابند.
1114

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام اخیرا شبهه ای در شبکه های ماهواره ای مبنی بر اینکه چرا پیامبر(ص) با عایشه که بیشتر از 7سال نداشت ازدواج کردمطرح شده است.ما میدانیم هیچ کار پیامبر و ائمه اطهار (علیهم السلام) بدون دلیل نبوده است،اما این مسئله باعث شده تا برخی از نوجوانان و جوانان عزیز.را به تردید بیندازد.ما خودمان خدارا شکرماهواره نداریم، اما دلم برای هم سن و سالی های خودم می سوزد که باید مغزشان با این حرفهای بی ارزش در ماهواره شستشو داده شود ،بعضی از جوانان میگویند چرا پیامبر با یک دختر 7ساله ازدواج کرد؟ .لطفا با دلیل و ذکر منبع جواب محکمی به این شبهه های واهی بدهید
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی همان‌طور که در تاریخ هست رسول خدا«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» جهت اتحاد با قبیله‌‌ی ابابکر با دختر او ازدواج کرد و این یک رسم معمولی بود که در ایران خودمان هم هنوز هست که به اصطلاح می‌روند بر روی یک دختر اسم می‌گذارند به این معنی که پیوندی با آن طایفه برقرار شود و آن دختر برای پسر ان‌ها باشد ولی زناشویی در موقع مقررش انجام می‌شود به همین جهت در تاریخ هست که رسول خدا«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» بعدها در مدینه با عایشه زناشویی داشتند. موفق باشید
855

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
ضمن عرض سلام و ادب چندی پیش در پاسخ به بنده فرمودید برای خود برنامه ای داشته باشم. این حقیر یک برنامه برای آمادگی برای ماه مبارک رمضان بعدی برای خود چیده ام. در ابتدا موفق بودم اما با زیادتر شدن درسم تا حدی این برنامه لطمه خورد. لطفا اصول مهم و بنیادینی که باید در این برنامه برای خود لحاظ کنم را بفرمایید. سوال دوم بنده این است که بنده بسیار به اهل البیت علاقه مندم و گاها از شدت شوق به حضرات نمی توانم کتابی در موردشان بخوانم چون با نگاه به تیتر مطالب قلبم پاره پاره می شود جناب استادٰ ولی متاسفانه نمی دانم چرا حضرات معصومین به من نظری نداشته و بنده را به امتحانات و بلیات سخت دچار نمی کنند. جناب استادٰ آیا سختی های معمولی که با عبور از آنها فراموششان می کنیم هم ٰ بلا محسوب می شوند؟ آیا عذاب وجدان ٰ بلا حساب می شود؟ آیا باز شدن عیب ها یمان بلا محسوب می شود؟‌چگونه می توان از سنت استدراج خداوند رهایی یافت؟ جناب استاد سوال سوم بنده این است که شیطان مْلک وجود مرا تسخیر کرده و اختیارم را از من و در واقع از امام گرفته است. مدتی با او دست به یقه شدم اما بدجور این سرزمین را قصب کرده لذا نیازمندم تا امام بیاید و من را ذبح کند چون هیچ چاره دیگری نیست اما امام نمی آید لابد می داند من ظرفیت ندارم. چه کنم که بیاید؟ جناب استاد باید بگویم که اصلا به کسب معرفت نمی رسم و دچار خلا تئوریک هستم برای تقوا داشتن و احساس می کنم که تقوایم کم شده و نمی دانم بر چه اساسی قبلا با تقوا تر بودم.
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: گفت: «در دور خویش یک دو قدح درکش و برو... یعنی طمع مدار وصال مدام را» بنا را بر آن بگذارید که در معرفت نسبت به خدا و معاد و نبی‌الله«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» و ائمه‌»علیهم‌السلام» قدم‌های خوبی بردارید و در اخلاق اصولی را در جان خود شکل دهید مثل اصولی که امیرالمؤمنین«علیه‌السلام» در نامه‌ی 31 نهج‌البلاغه به امام حسن«علیه‌السلام» توصیه می‌کنند. در مورد قسمت دوم سؤال؛ بگذار هرطور خدا می‌خواهد بنده‌پروری کند «که خواجه خود روش بنده‌پروری داند». در مورد قسمت سوم سؤال نیز حرف بنده آن است که از در خانه‌ی اهل‌البیت«علیهم‌السلام» جای دیگر نرو خودشان به وقتش راه می‌گشایند، فرموده‌اند: «مَنْ جَدَّ وَجَد» آن‌کس که تلاش کند می‌یابد هرچند صدسال طول بکشد زیرا مجاهدان کعبه «مَنْ جاهَدوا فینا» به بشارت «لَنَهْدِیَنَّهُم سُبُلنا» مسرورند. موفق باشید
20830
متن پرسش
سلام: سالهای گذشته در جوانی شدیدا درگیر بازیهای کامپیوتری بودم همینطور بازی می کردم و همینطور از خدا می خواستم من را رهایی بخشد و در نهایت با لطف خدا و آشنایی با شما ترک کردم و همه دم و دستگاه رو فروختم. اخیرا در حالی که دوران جوانی دارد به انتها می رسد با این موبایلهای لعنتی و دنیای بی نهایت برنامه و بازی و خبر حس می کنم دارم درگیر می شوم به طوری که هنگام مسجد آمدن به جای اینکه از درون و عالم غیب برایم گشودگی ایجاد شود با روشن‌کردن صفحه موبایل این گشودگی ایجاد می شود!! اگر روزی خدایی ناکرده موبایلم را فراموش کنم همراهم جایی ببرم احساس می کنم حبس شده ام. چطور می شود رها شد؟ جز اینکه خدا باید این چیزها را در نظر بنده پوچ و پست جلوه دهد؟ ما چکار می توانیم انجام دهیم جز دعا و عمل به دستورات دین؟ ببخشید زیاد شد. متشکرم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به خودتان برنامه بدهید. بنا به فرمايش آیت اللّه جوادی: «همه‏ جا نرو، همه چيز نخور، همه چيز نگو و همه چيز نبين، تا حق با نور عزت و بقايش بر زندگى شما تجلى كند و همان طور كه حق باقى است شما هم به بقاء حق باقى شويد». در این رابطه بنا نیست ما هرچه می‌توانیم در موبایل‌ها دنبال کنیم، آن‌ها را دنبال نماییم. موفق باشید

18653
متن پرسش
با سلام: حاج آقا ما چه طوری میتونیم از فکر و مفهوم وجود آزاد بشیم؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد نفسِ سؤال‌کردن موجب حجاب خواهد شد. مگر شما وقتی می‌خواهید به نور نگاه کنید سؤال می‌کنید چطوری نگاه کنم؟! گفت: «گر نپرسی زودتر کشفت شود / مرغِ صبر از جمله پران‌تر بود». موفق باشید

16792
متن پرسش
سلام استاد خسته نباشید: فرموده بودید: در متون قدسی باید همانگونه که آنها مسائل را مطرح کرده اند مباحث دنبال شود، منظور جناب استاد این است که: مثلا هر جا حضرت علی (ع) معاد را مطرح کردند و بلافاصله مثلا توحید را مطرح کردند، باید طبق همان جلو رفت، چون حکمتی در این ترتیب هست، ولی اگر طبق ذهنیت های کلامی دسته بندی کنیم آن برکت خاص را نمی توان استفاده برد، و در یک کلام «باید خودمان را به این متون مقدس بسپاریم» درست است استاد؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. روح مباحث کلامی برای دفع شبهه است، ولی فضای متون مقدس عامل رفع حجاب بین انسان و حقایق قدسی می‌شود. موفق باشید

16331
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: طاعات و عباداتتان مقبول درگاه حق‌تعالی اگر قبول زحمت فرموده و نظرتان را در مورد میزان مطابقت نظر زیر با اسلام بفرمایید ممنون می‌شوم: ثروت یک بحث است انباشت سرمایه بحثی دیگر؛ اینکه آن‌قدر داشته باشی که اگر همین امروز تمام منابع درآمدت قطع شد تا زمان یافتن منبع جدید خللی به زندگی شخصی و خانوادگی‌ات وارد نشود و دغدغه‌ی مسکن و بدهی هم نداشته باشی می‌شود ثروت؛ اما انباشت سرمایه آنجاست که آن‌قدر جمع کرده و می‌کنی که تا هفت‌پشتت هم کار نکنند باز هم دارند تا بخورند. مسلماً اسلام با ثروت حلال مشکلی ندارد؛ اما در مورد انباشت سرمایه باید پرسید که آیا این انباشت باعث نمی‌شود در گوشه‌ای از دنیا کاری لنگ بماند؟ آیا جوانان با درآمدی مکفی شاغل، مجردان متأهل، جاده‌ها ساخته، مدارس و غیره بنا، روستاها و شهرها آباد و در یک‌کلام رفاه نسبی شامل حال همگان شده است که داری انباشت سرمایه می‌کنی؟ انباشت سرمایه آنجایی خوب است که کاری بر زمین نمانده باشد اگر با 1200 متر شدن ویلای 1000 متری‌ات منجر به افزایش هزینه‌ی تأمین مسکن و بی‌بهره ماندن حتی یک نفر از خانه‌ی شخصی خواهی شد این برخلاف عدالت و انصاف است. در اسلام نه عرضه و تقاضا که عدالت و انصاف روابط بازار را رقم می‌زند؛ اگر خانه‌ای را با هزینه‌ای متری یک‌میلیون تومان بناکرده‌ای موقع قیمت‌گذاری نباید به عرضه و تقاضا نگاه کنی باید به عدل و انصاف نگاه کنی؛ البته قرار نیست ضرر کنی یا دست‌کم سودی نبری ولی اگر می‌بینی درصورتی‌که به‌جای متری یک و نیم میلیون تومان 250 هزار تومان ارزان‌تر بفروشی باعث خواهی شد هم تعداد بیشتری توان خرید پیدا کنند و هم کسی که می‌خرد پولی در دستش باقی بماند که با آن، قسمت دیگری از زندگی‌اش را اصلاح کند حق در این است که به این سود کم‌تر قانع شوی. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال آن‌چه باعث می‌شود تا ما از پل صراط دنیا، سبک‌بال بگذریم؛ قناعت و سادگی است حتی اگر ثروت‌مان از پارو بالا رود، آن ثروت باید در خدمت جامعه و تولید باشد وگرنه «کنز» محسوب می‌شود و کنزِ ثروت حرام است. موفق باشید

16063
متن پرسش
سلام علیکم: 1. روش پایین آوردن شهوت غیر طبیعی که منجر به گناه میشه چیه؟ 2. برای درمان ضعف اراده دارم چه کنم؟ 3. خوابم زیاد است و نماز صبح ها رو خواب میمونم. برای درمانش چه کنم؟ 4. چون جامعه بد شده. منم زود عصبانی میشم. برای درمان چه کنم؟ استاد مثل یه دکتر بهم کمک کنید. التماس دعا دارم. یا علی مدد
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- عدم نگاه به نامحرم و مشغول‌نمودنِ ذهن به امور معنوی در این مورد کارساز است 2- برای درمان ضعف اراده، کم‌سخن‌گفتن و آرزوهای بلند نداشتن کمک می‌کند 3- زودخوابیدن و خوراک سبک داشتن، موجب بیدارشدن برای نماز صبح خواهد شد 4- به قلب خود برسانید که انسان حکیم به‌جایِ عصبانیت در مقابل امور خلاف، راه‌کار می‌دهد. کتاب ارزشمند «شرح حدیث جنود عقل و جهل» در همه‌ی این امور کارساز است. بنده نیز شرحی بر آن کتاب داشته‌ام. موفق باشید

15467

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحيم سلام عليكم: در انتخابات ها اگر شخصی از کاندید ها خودش بخواهد که پرونده اش توسط شورای نگهبان علنی شود از لحاظ شرعی شورای نگهبان این اجازه را دارد؟ در حالتی که بخواهد فقط به خودش به طور دقیق تر اعلام کنند (مثلا دلیل عدم التزام عملی را بگویند) چطور؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر افشای موضوع، موجبِ تشییع فاحشه شود، رضایت طرف حجت انجام چنین عمل را به شورای نگهبان نمی‌دهد. موفق باشید

15323
متن پرسش
سلام علیک استاد: خسته نباشید. می خواستم بدانم اگر شخصی مثل آقای مصباح نباشد چه می شود؟ ایشان سیر مباحثشان به نظر نمی رسد که به گونه ای باشد که یک جوان انقلابی با این مباحث بتواند تشنگی معرفتی خویش را سیراب کند. امثال مباحثی که آیت الله جوادی دارند ایشان به نظر می رسد که آنطور که استاد خسروپناه در جایی گفته بودند خوب نبود. استاد مصباح در مباحث سیاسی اینگونه وارد می شدند رسالت ایشان مباحث علوم بود و اگر به اینصورت وارد نمی شدند از لحاظ علمی خیلی می توانستد مطرح تر باشند و کار کنند در صورتی که الان می بینیم ایشان از لحاظ علمی آنچنن ملموس نیستند و کار جدیدی انجام ندادند و کار جدید علمی از ایشان دیگر صورت نیافته است با اینکه می بینیم آیت الله جوادی با اینکه مرجع هم می باشند و دروسی هم دارن ولی باز هر روز کارهای علمی و سیاسی ایشان پیش می رود و مسایل سیاسی خویش را هم دارند؟ و در آخر این را هم بگویم که بنده به همه ی این عزیزان ارادت ویژه دارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در زمان دولت اصلاحات و خطر به‌حجاب‌بردنِ انقلاب اسلامی توسط آن دولت، آیت اللّه مصباح در سخنان قبل از خطبه‌های نماز جمعه‌ی تهران نقش بسیار مهمی را ایفاء کردند و اساساً هوشیاری ایشان در شناخت خط انحراف، مورد نیاز جامعه می‌باشد به‌خصوص وقتی مردم خط انحراف را از زبان کسی می‌شنوند که می‌دانند از نظر علمی و عرفانی در مرتبه‌ی بالایی قرار دارند. موفق باشید

12967
متن پرسش
سلام علیکم: جمع بین دو مطلب جسمانیه الحدوث بودن با خلق ارواح دو هزار سال قبل از ابدان و عوالم قبلی که به مقتضای انتخاب در آنها مراتب امکانی (به معنای امکانت اعم از ادوار زمانی و..) قابل جمع است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: روح هرکس در علم خدا به صورت علمی از ازل بوده است ولی ظهور خاص آن به عنوان یک موجود بر اساس حرکت جوهری، از جسم شروع می‌شود. موفق باشید

نمایش چاپی