بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
21801

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام جناب استاد: با تشکر از پاسخی که مرحمت فرمودید. اینکه در علم الیقین حدیث است که علت خطای آدم (ع) حسادت نسبت به اهل بیت (ع) بود به چه معنا است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن نگاه، نگاهِ تأویلی به موضوع است شاید بدین معنا باشد که آدمیت آدم چیزی را طلب کند که در جایگاه آن نمی‌تواند قرار گیرد و عملاً نسبت به جایگاه خود شاکر نیست. موفق باشید

21580

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: گروهی هستیم که می خواستیم بعداز خواندن «بدایه الحکمه» وارد «نهایه» بشویم دو تا سئوال داشتیم: 1. با توجه به آشنایی تان حضرت عالی پیشنهاد می دهید که قبل از خواندن «نهایه» یه دور تاریخ فلسفه اسلامی بخوانیم و بعد وارد نهایه بشویم؟ (چون شنیده ایم چندین نفر صاحب فن چنین پیشنهادی داده بودند گویا) اگر جوابتان مثبت است لطفا منابع + صوت و... معرفی کنید؟ 2. «نهایه» را حضرت عالی پیشنهاد می دهید با صوت و یا شرح چه فردی جلو برویم که هم زیاد طولانی و پیچیده و سخت هم نباشد و راحت درس بدهد؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- چون چیز مدونی در مورد تاریخ فلسفه‌ی اسلامی نداریم، نهایتاً همان عرایضی است که بنده در جزوات «تاریخ فلسفه و کلام اسلامی» مطرح کرده‌ام. لذا بهتر است فعلاً به کتاب «نهایة الحکمه» بپردازید و بعداً جایگاه آن نظرات را در سیر تاریخی‌اش دنبال کنید 2- در حال حاضر نمی‌دانم کدام‌یک از اساتید شرح بهتری دارند. اگر آقای امینی‌نژاد شرح داده باشند باید شرح خوبی باشد. موفق باشید

20543
متن پرسش
سلام و خدا قوت: استاد شما در جلسه گذشته فرمودید که حدیث داریم که اسلام بی ولایت بی فایده است، در این جلسه روایتی نقل کردید که امام معصوم فرمودند اگر کسی ما را قبول نداشته باشد و آدم خوبی باشد بهشتی است. این دو چطور قابل جمعند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید بین «معاند» با کسی که علی «علیه‌السلام» را نمی‌شناسد، فرق گذاشت. به همین جهت در زمان پیامبر عده‌ای بودند که به جهت مبارزات حضرت علی «علیه‌السلام» با پدران و برادرانِ مشرکشان نسبت به آن حضرت کینه داشتند. این‌جا است که پیامبر می‌فرمودند هرکس ولایت و حبّ علی را ندارد، اعمالش صحیح نیست. البته موضوعِ ولایتِ در غدیر فرق می‌کند، آن‌جا دیگر بحث حبّ نیست، بلکه موضوع سرپرستی و امامت است. موفق باشید

20014

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با تقدیم سلام و احترام: چه کنیم از دست خدای شکل و صورت دار آزاد شویم؟ مباحث معرفتی را طبق فرمایش حضرتعالی دنبال می کنم. ۲. چطور می توان به جایی رسید که در همان عالم کشف صحت کشف را بسنجیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مسیر معرفت نفس این مشکل حلّ می‌شود و خود انسان متوجه‌ی حقّانیت و نورایت کشف خود می‌گردد. کتاب «مقالات» از آیت اللّه شجاعی در این مورد کارساز است. موفق باشید

19849

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: نظر کلی شما راجع به آقای مطصفی ملکیان چیه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نظر بنده نسبت به ایشان منفی است. ایشان به صراحت هیچ‌ جایگاه عقلایی برای وَحیِ الهی قائل نیست. یک نوع اخلاقِ کانتی را دنبال می‌کند. عملاً ایشان انسان‌هایی را می‌سازد که نوکرانِ با اخلاقِ فرهنگ غربی باشند با واژه‌های اخلاق و عرفان. توصیه‌های ایشان یک‌نوع اخلاقِ مسیحیِ بدون هرگونه تبرای است، مگر تبری از نیروهای متعهد و ضد استکبار. اگر افراد متوجه نباشند خروجیِ افکار ایشان انسان را نسبت به عبودیت الهی که حقیقت هر انسان و راهِ رجوع به خداوند است؛ غافل می‌کند. موفق باشید

19077
متن پرسش
سلام: عیدتون مبارک استاد من رابطم با خدا قطع شده، به شدت از دستش عصبانی هستم، ناراضی از بدنی که به من داده (جثه کوچک) ، ناراضی از وضع مالی (فقر - عدم داشتن خانه و ماشین) ناراضی از پدر و مادر (عدم انجام حداقل وظیفه پدری و مادری و اغلب موارد ضربه به پیشرفت فرزند) ناراضی از خودم به خاطر اشتباه در انتخاب رشته و بن بست در درس خواندن، احساس می کنم بهم ظلم شده، تنفر، عصبانیت، افسردگی هم شده محصول این نارضایتی، عدم داشتن شغل و در نتیجه عدم ازدواج، پاک گیج گیجم..... استاد لطفا این سوالات برام جواب دهید 1. آیا من این شرایط را قبل ورود به این دنیا برای خودم انتخاب کردم یا خدا؟ اگر من چرا حداقل انتخاب کردم نه حداکثر؟ 2. چگونه رابطه ام را با خدا دوباره برقرار کنم در شرایطی که بسیار ناراضیم؟ یه راه حل عملی - یه کتابی، یه عملی که زندگیمو تغییر بده، اوضاع همینطور پیش بره احتمالا آخرتم هم از بین میره.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- این‌که انسان‌ها چرا چنین اختیارهایی را قبل از تولد می‌کنند، مربوط به خودشان است. ولی این‌که با همان اختیار می‌توانند کنار بیایند و زندگی را طوری تعریف کنند که همان زندگی، بسترِ کمال برای آن‌ها باشد، باز به اختیار خودشان است 2- به نظرم خوب است سری به کتاب «آشتی با خدا» که بر روی سایت هست بزنید و از اول تا آخر آن را مطالعه کنید. موفق باشید

18722
متن پرسش
بسمه تعالی سلام علیکم: لطفا تبیین بفرمایید منظور از علم در احادیث و بیانات معصومین (ع) چیست و منظور آن ها از کسب علم کدام است؟ واقعاً احساس می کنم علم مورد اشاره ی حضرات با معنای عرفی علم در ذهن افراد متفاوت است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم است که منظور دین از علم، علمِ به حقایق است از طریق معرفت عقلی و قلبی. و آن‌چه در علوم تجربی مطرح است را بیشتر به عنوان فضل نام می‌برند که مربوط می‌شود به رفع نیازهای مادی زندگی. موفق باشید

17978

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: بعضا دوستان می پرسند که در این زمان رجوع به استاد سلوکی آیا کاری به صواب است و چه جایگاهی دارد با توجه به مباحث سلوک ذیل اندیشه امام؟ ( رجوع به همین آقایانی که به عنوان استاد معرفی شده اند)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در این مورد در جزوه‌ی «روش سلوکی آیت اللّه بهجت» هست. خوب است به آن جزوه که در سایت در قسمت نوشتارها قرار دارد، رجوع فرمایید. موفق باشید

17968
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: چگونه می توان به معرفتی دست یافت که در آن شک نرود؟ اثبات های خداشناسی بر بدیهی ترین اصول فلسفی بنا می شوند. اما اگر شک کنیم در این که آیا این گزاره های بدیهی واقعا حقیقت دارند یا نه، تکلیف چیست؟ آیا می توان به نوعی معرفت دست یافت که شکی به آن نرود؟ در صورت امکان، آیا سالها وقت برای رسیدن به این معرفت وقت نیاز است؟ در این صورت انسانی که در اضطراب شک است تکلیفش چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از نظر عقلی، عقل به خوبی متوجه بدیهی و روشن‌بودن مبانی براهین خداشناسی هست. و از نظر عقلی مشکلی پیش نمی‌اید. ولی در مسیر خداشناسی بعد از عقل، این قلب است که باید حضور خدا را به پشتوانه‌ی براهین عقلی احساس کند وگرنه در عین یقین عقلی از نظر قلبی در شک می‌ماند و با رعایت دستورات الهی، قلب نیز منوّر به احساس حق می‌گردد. موفق باشید 

17654
متن پرسش
سلام علیکم: حضرت استاد در مواجه با افراد معترض با دین، می توانیم با عقاید آنها در مراحل ابتدایی همراهی کنیم تا ارادت مان را بهشان نشان دهیم و بعد خودمان آن عقاید را انجام ندهیم و با عمل مان نشان دهیم که دین را عاشقانه دوست داریم؟ مثلا موسیقی که آنها دوست دارند را برایشان به اشتراک بگذاریم منتها در عمل ارادت مان نسبت به دین و تنفر از دشمنان دین را نمایان کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم این کار نباید درست باشد زیرا اگر با نفس امّاره‌ی افراد همراهی کنید، عملاً نفس امّاره به میان می‌آید و آن‌ها انتظار دارند تا آخر در همین راه قدم بگذارید. موفق باشید

16302
متن پرسش
باسمه تعالی. سلام علیکم: استاد بزرگوار نمی دانم نظر حقیر چقدر به واقعیت نزدیک باشد برای همین به خود حضرتعالی رجوع می دهم تا شما اصلاح بفرمایید. جوانی را در نظر بگیرید که تازه با مباحث ارزشمندتان آشتا شده و بیشتر افق نگاهش مسائل سلوک شخصی و مراقبه برای غلبه بر میل های زمینی و ظلمانی مورد تذکر به خودش را در اولویت قرار داده تا اینکه ان شاءالله به جامعیت مراقبه همه جانبه رسیدن به تعادل در اعمال و عقاید و اخلاق برسد اما هر گاه با شوق زیادی! برای عمل کردن به موضوعی خدمتتان می رسد چه حضوری و چه در سایت اولین اولویت شما در پاسخ گویی به اینگونه سائلان در منظر آوردن (انقلاب اسلامی! و کلیت مبارزه در راه خدا ذیل حرکات انقلابی! اجتماعی! ذیل رهبری! مسائل جهانی! منطقه ای! فتنه های کلی جهانی! و ...) به وی پاسخ مرحمت می کنید که البته خود این پاسخگویی جای شکر دارد. اما جوان مذکور خود را در راه رسیدن به موضوع مد نظر شما! چنان دور می بیند! که عرصه بودن با خداوند بر وی چنان تنگ می آید که آن شوق!!! اولیه تبدیل به (یاسی غیر قابل عبور) می شود و با زبان بی زبانی می گوید من در خود مانده و خراب و داغون و نا امیدم شما می گویی کار اجتماعی؟ استاد عزیز متوجه ام که شما اهل ذکر و ورد و دستورات شخصی به کسی دادن نیستید اما همین قدر بگویم: الهی گر یک بار بگویی بنده من از عرش بگذرد خنده من! استاد اگر یک بار بگویی چنان کن فلانی/ از عرش بگذرد خنده من) اگر به ما هم از سر مجاز و لطف الکی و نه واقعیت القاء می کردید که من هم می توانم در صحنه دروس استاد باشم شاید ما هم در خیال خود می توانستیم خوش باشیم. جانم فدایت. موفق باشید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که اصلاح انسان حتی در امور فردی، در حضورِ تاریخی او معنای حقیقی دارد و ما سال‌های سال است به جهت خفقان حاکمان ظالم، معنای زندگی دینی را به معنای حقیقی‌اش گم کرده‌ایم. به ما فرموده‌اند: «واعتصموا بحبل‌اللّه جمیعا» یعنی در نسبتِ حضورِ جمعی، راه خدا را برای خود بگشایید و با دغدغه‌ی برگرداندنِ خدا به جامعه، عبادات خود را که راه اُنس شما با خدا است شکل دهیم. به همان معنایی که وقتی حتی نیمه شبان با خدا راز و نیاز دارید، به خدایی رجوع کرده‌اید که بنا است در این تاریخ، در این جامعه ظهور کند و همه‌چیز را خدایی نماید. با این روحیه است که می‌توانید از رذائل فردی و شخصی نیز نجات پیدا کنید. لذا مقام معظم رهبری«حفظه‌اللّه» در 14 خرداد امسال فرمودند: «اینکه ما عرض کردیم باید به آن آرمانها پابند بود، باید دنبال عدالت اجتماعی بود، دنبال حمایت از محرومین بود، دنبال حمایت از مظلوم بود، با ظالم و مستکبر باید مقابله کرد، زیر بار او نرفت، اینها همه مطالبات اسلامی است، اسلام اینها را از ما خواسته است؛ این‌جور نیست که فقط یک محاسبه‌ی عقلائی و انسانی باشد؛ تکلیف دینی است. هرکسی این چیزها را از اسلام جدا کند، اسلام را نشناخته است؛ هرکسی حوزه‌ی معرفتی اسلام را و حوزه‌ی عملی اسلام را از محیط زندگی اجتماعی مردم و سیاسی مردم دور کند، بلاشک اسلام را نشناخته است. قرآن به ما می گوید: اُعبُدُوا اللهَ وَ اجتَنِبُوا الطّاغوت؛(۱۴) عبودیّت خدا - یعنی تسلیم در مقابل خدا بودن - و اجتناب از طاغوت، و در آیه‌ی دیگر [می گوید]: اَلَّذینَ ءامَنوا یُقاتِلونَ فی سَبیلِ اللهِ وَ الَّذینَ کَفَرُوا یُقاتِلونَ فی سَبیلِ الطّاغوتِ فَقاتِلُوا اَولِیآءَ الشََّیطٰنِ اِنَّ کَیدَ الشََّیطٰنِ کانَ ضَعیفًا»؛(۱۵) اینها دستور قرآن است. ..؛ این یک خواست دینی است؛ رعایت آن، تقوای دینی است. این تقوای دینی است؛ تقوای سیاسی هم در داخل همین مندرج است؛ اگر چنانچه این تقوای دینی تحقّق پیدا کرد، تقوای سیاسی هم همراه همین است. تقوای سیاسی یعنی انسان از لغزشگاه‌هایی که دشمن می تواند از آن استفاده کند، پرهیز بکند». ملاحظه می‌کنید که چگونه می‌خواهند تقوا را در فضای مقابله با دشمنان اسلام به جامعه برگردانند. توصیه‌ی بنده به رفقا این است که وقتی چنین راهی گشوده است و می‌توانیم با چنین دغدغه‌هایی دلِ خود را داغدار و حسرت خود را، قدسی و معنوی کنید و چنین غمی را که غم برگرداندنِ خدا به تاریخ است، غم خود نمایید که این غم انبیاء و اولیاء بوده است، چرا راه دیگری را که مربوط به تاریخ گذشته است دنبال می‌کنید؟!! موفق باشید  

15795
متن پرسش
سلام: خسته نباشید استاد 1. یکی از رفقای قدیمی ما که ده نکته و برهان صدیقین را کار کرده است و مقداری هم معاد کار کرده است (ولی طلبه نیست). ما تصمیم گرفتیم یک جمعی داشته باشیم و با هم مباحثی مطرح کنیم و صحبت کنیم که در اخلاق روزانه ما تاثیرات زیادی داشته باشد. این دوست ما گفت: مباحثی را کار کنیم که سبک زندگی (اخلاق و سبک زندگی) باشد. منظورشان این بود که از مباحث تئوریک عرفانی و اخلاقی خوشش نمی آید. مباحث عملی که روزانه بدرد می خورد را دورهم کار کنیم. بحمدلله بنده بیشتر مباحث را کار کرده ام. فقط نمی دانم الان در این جمع (بعد از تحکیم عقاید) چه مبحثی را کار کنم تا خواسته این دوست ما هم زمین نماند؟ اگر می شود سیری بفرمایید و بفرمایید که کتاب چگونگی فعلیت یافتن را چگونه و در کجای مباحث کار کنیم؟ ممنونم التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً یکی از کتاب‌هایی که می‌تواند باورهای دینی را به صحنه‌ی عمل بکشاند، کتاب «چگونگی فعلیت‌یافتن باورها» است. در ضمن کتاب «شرح جنود عقل و جهل» و کتاب «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» نیز در این مسیر کمک می‌کند. موفق باشید

15022
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد: این که می گوییم هر چه از سنخ وجود است تشکیکی است چگونه با این مطلب جمع می شود که بگوییم تشکیکی بودن یعنی شدت و ضعف پذیری و این یعنی نسبت پذیری و نسبت هم که با وجود سنخیت ندارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مفهوم «نسبت» مربوط به غیر است ولی شدت و ضعف در ذات خود موضوع نهفته است. مثل حیات و علم که در ذات خود شدت و ضعف دارد. مثلاً این‌طور نیست که علم شدید نسبت به علم ضعیف چیزِ اضافه‌تر از علم در آن باشد. موفق باشید

12262
متن پرسش
با سلام: استاد بنده مدتی دچار شبهات و تفکراتی شده بودم که با تحقیق و تدبر و توکل و توسل شبهات و آن تفکرات برطرف شد و در این مسیر مطالب زیادی هم فرا گرفتم و دیدم نسبت به خیلی چیزها عوض شده و انگار بیدارتر شده ام و خیلی چیزها را که دیگران نمی فهمند و درک نمی کنند من درک می کنم، الان به گونه ای شده ام که اگر کمی به سمت گناه بروم آن شبهات دوباره به سراغم می آیند و آزارم می دهند و وقتی متوجه می شوم و به خودم می آیم و از گناه دوری می کنم آن شبهات هم می روند، یعنی طوری شده که آمدن آن تفکرات آزار دهنده شده ملاک تشخیص و حواس جمعی من که از طریق آن می فهمم و هوشیار می شوم که دچار گناهم و به نوعی جبرا به خاطر دوری از آن شبهات و تفکرات آزار دهنده گناه نمی کنم، آیا این لطف خداست که از این طریق شامل حال من شده که به خاطر دچار نشدن به آن افکار نباید مرتکب گناه شوم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً شریعت الهی مطابق روح اصیل انسان‌ها است و هر اندازه انسان به حقیقتِ خود نزدیک شود از گناه متنفر می‌شود به همان معنا که شریعت الهی گناه را موجب از بین‌رفتن اصالت روح می‌داند و سعی کنید این هوشیاری را که در باطن خود بدان دست یافته‌اید، با حضور در جلسات دینی و مطالعه‌‌ی کتاب‌های معرفتی و اخلاقی و عباداتِ با حوصله نگه دارید. موفق باشید

8531
متن پرسش
با عرض سلام و ادب و احترام خدمت استاد گرامی. قبلا فرمودید که در کل در موقع خواب دیدن از جمله دیدن رویاهایی که صادقه هستند و بعدا در عالم واقعی به تحقق می پیوندند انسان با جسم مثالی اش حضور دارد. همه تجربه کرده ایم که در آن رویاها ما اشیای طبیعی و ساخته دست بشر را که هیچ گونه جنبه تجرد ندارند با روح و جسم مثالی مان میبینیم، حال سوال اینجاست که مگر موجودات بدون هیچ گونه تجرد به عالم مثالی (که به نظر میرسد در آنجا شرائط حضور ماده مهیا نیست ) راه دارند؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: صورت های اشیاء ساخته‌ی دست بشر در ذهن انسان به جنس همان صورت‌ ذهنی حضور دارند و انسان در خواب با همان ذهن و با همان صورت‌ها خواب می‌بیند. موفق باشید
8184
متن پرسش
با عرض سلام و ادب و احترام خدمت استاد. در برهان حرکت جوهری مشخص شد که عمر هر انسان به اندازه حرکت ذاتی وی میباشد و ربطی به میزان حرکت عرضی زمین ندارد. حال با توجه به این نتیجه بدست آمده از برهان مذکور عمر شریف و طولانی حضرت ولیعصر عج را میتوان تبیین وتفسیر کرد و اصلا آیا این برهان ارتباطی با این موضوع دارد اگر پاسختان مثبت است لطفا توضیح مکفی بفرمایید.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: شاید در مورد حضرت ولی‌عصر«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» بتوان گفت بعد از غیبت صغری دیگر همچون حضرت عیسی«علیه‌السلام» با قاعده‌ای دیگر در عالم حضور دارند به این معنا که مافوق قواعد حرکت عالم دنیا بر کل عالم هستی حاکمیت دارند و به همین جهت که می‌توانند در بدن مبارک خود تصرف کنند، می‌توانند بر کل عالم ماده نیز تصرف نمایند. موفق باشید
7830
متن پرسش
سلام علیکم. درمان مغالطات چیست؟ از هرنوعش، شیطان دست بر نمیدارد.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: درمان اصلی از طریق توجه قلب به حقایق ممکن است زیرا در آن صورت قلب در ذیل نور شریعت حق را می‌شناسد و از این جهت دیگر شیطان نمی‌تواند باطل را به صورت حق جلوه دهد. با این همه، استدلال درست و منطقی نیز در مقابل استدلال‌های مغالطه آمیز شیطان کارساز است. موفق باشید
7343
متن پرسش
باسلام حتی المقدور شرحی بر این بیت مرقوم فرمائید.باتشکر روز و شب با دیدن صیاد مستم در قفس / بس که مستم نیست معلومم که هستم در قفس
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: می‌گوید: به لطف الهی آنچنان حضور همه‌جانبه‌ی حق را یافته‌ام که با نظر به وجود مبارک حضرت حق مست آن دیدارم و لذا آنچنان نظر به حضرت حق برایم زیباست که هرگز متوجه قهاریت او نیستم. موفق باشید
6416
متن پرسش
با سلام الف)منظور از روایاتی که میگوید ارواح بشر دوهزار سال قبل از آمدن به این دنیا آفریده شدند چیست؟آیا صحتی دارند؟ب)منظور از روایتی که میفرماید حضرت آدم نسلش را به صورت ذره دید چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- ارواح انسان‌ها قبل از آن‌که خلق شوند در علم خداوند موجود بودند 2- آیت اللّه جوادی می‌فرمودند عموماً روایاتی که بحث ذره‌بودن انسان‌ها را قبل از خلقت مطرح می‌کند آب زیرش می‌شود یعنی قابل اعتماد نیست. موفق باشید
3011
متن پرسش
با سلام من میخواهم تا اخر صفر لباس سیاه بپوشم ولی بعضی ها از این کار من ناراحت می شوند. من چه کار کنم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: اگر اطرافیان اذیت می‌شوند لازم نیست این کار بشود ولی اگر به نیت عزاداری و همدردی با آل‌الله«علیهم‌السلام» این کار را بکنید إن‌شاءالله اجرش را می‌برید. موفق باشید
2110

فلسفه خلقتبازدید:

متن پرسش
باسلام واحترام خدمت شما استاد گرامی سوال بنده این است که خداوند متعال چرا نفس آدمی را آفرید که به تبع آن نیز موجودات دیگر ونیز جهان را آفرید؟ تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: به کتاب «آشتی با خدا» مبحث «چرا خدا ما را خلق کرد؟» رجوع فرمایید. موفق باشید
23679
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام استاد ارجمند: منظور پیام شما را درست نفهمیدم ولی آنجا که فرمودید با دوستان دیدار داشته باشم هر هفته بعد از دعای ندبه به اندازه یک ساعت دیدار دارم و گمانم کفایت می کند، هر روز بین الطلوعین نیم ساعت پیاده روی به عنوان ورزش و در فضای مجازی هم به اندازه دو سه کانال مفید برای پیگیری اخبار سیاسی هستم. نمی دانم بیش از این مد نطر بود یا نه؟ ولی راستش ورق برگشت، بیچاره ای که تا به امروز عمل خود را می دید و چنان روی آن حساب باز می کرد که او را به حق برساند غافل بود این عمل پست در آن بارگاه پر جلال الهی حقیقتی ندارد خداوند صورتم را بالا کرد تا خودش را ببینم، آرام گرفتم. چقدر احمق بودم که گمان کردم با برنامه ریزی! با اعمال عبادی! با کسب علم می شود به خدا رسید! مگر من کیستم؟ کجای عالمم؟ خنده ام می گیرد که گفتم متعادل ترین برنامه را برای خودم ریختم مگر یک بنده ذلیل حقیر جاهل نادان چه دارد که سخن از عدالت می زند، برنامه می ریزد. پس خدا کو؟ همه اش که شدی تو ای فانی. استاد گرامی ، ندا آمد: هر کس به تو آن به آن نفس می دهد / همان دم رزق تو را نیز می دهد، ساکت باش، بنشین، رزق همان لحظه را بگیر و حمد بگو و فرار کن از اینکه آینده را ببینی، عمل خود را ببینی، به قول مضحک خودت برنامه بریزی، توفیق فقط از حق است و بس فقط نگاهت به آسمان باشد. «قد نری تقلب وجهک فی السماء» به پایان آمد این دفتر برنامه ریزی / حکایت انسان شدن من همچنان باقی به سوی خداوند توبه کردم. از محضر شما هم که صد البته حق بر گردنم دارید عذر خواهی می کنم. اینجا جای سوال است نه درد دل ولی عذر خواهی را واجب دانستم. ببخشید. والسلام.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:

 «عاشق شده ای، ای دل سودات مبارک باد / از جا و مکان رستی، آنجات مبارک باد

از هر دو جهان بگذر تنها زن و تنها خور / تا مُلک و مَلَک گویند، تنهات مبارک باد

ای پیشرو مردی، امروز تو برخوردی / ای زاهد فردایی فردات مبارک باد

کفرت همگی دین شد تلخت همه شیرین شد / حلوا شده ای کلی حلوات مبارک باد

در خانقه سینه غوغاست فقیران را / ای سینه بی‌کینه غوغات مبارک باد

این دیده دل دیده اشکی بد و دریا شد / دریاش همی‌ گوید دریات مبارک باد

ای عاشق پنهانی آن یار قرینت باد / ای طالب بالایی بالات مبارک باد

ای جان پسندیده جوییده و کوشیده / پرهات بروییده پرهات مبارک باد

خامش کن و پنهان کن بازار نکو کردی / کالای عجب بردی کالات مبارک باد

موفق باشید

21542
متن پرسش
سلام استاد: وقت بخیر. متن زیر از جناب دکتر داوری است. لطف می کنید فرمایش خود رو در این باره مرقوم فرمایید. ⚡️بحث علم دینی 30 سال است به نتیجه نرسیده و بجایی نخواهد رسید. ⚡️وقتی مطلب سیاسی با مساله علمی خلط شود بجایی نمی رسد. ✔️رضا داوری اردکانی
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده جواب آقای دکتر پورحسن به نامه‌ی مذکور، جواب عالمانه‌ای بود. از جواب منتقدین این‌طور برداشت می‌شود که هنوز نگاه ایدئولوژیک بر نگاه تفکرآمیز غلبه دارد. شاید با مقایسه‌ی نگاه منتقدین به سخن دکتر داوری و فهمی که برای آن سخن نیاز هست به این نتیجه برسیم ما هنوز به تاریخی که انقلاب اسلامی نیاز به آن دارد، نرسیده‌ایم. هنوز تفکر در میان نیست. نامه‌ی آقای دکتر پورحسن این است:

مدت هاست شیوه تفکر را از دست داده ایم

یادداشت دکتر قاسم پورحسن درباره انتقادهای عجولانه به نوشته دکتر داوری در مورد علم دینی و علوم انسانی اسلامی:

۱. غلبه نگاه های غیر علمی به مسائل علمی سبب شده است تا تفکر ورزی را فراموش کنیم. مسئله علوم انسانی به طورکلی یک مسئله اندیشه ای و علمی است، در حالیکه در سی سال اخیر منظور ایدئولوژیک در این باب داشتیم به همین دلیل دستاوردهای علمی نداشتیم، علم منطق خاص خود را دارد، علم در یک فرآیند طبیعی و طولانی و نه با تجویز یا تمنا ظهور می کند، تا زمانی که به این نکته التفات نکنیم نمی توانیم تحولی در علم به طور عام و  علوم انسانی به طور خاص شکل دهیم. متفکران مغرب زمین به این مسئله بنیادین، تفطن پیدا کردند و قادر شدند وضع جدید و دانش جدید را ظهور بدهند. می توانیم از تجربه عقل جمعی بشر، بهره مند شده و با پیروی از الگوی مبتنی بر دانش، تحولی را در علوم انسانی بوجود می آوریم.

۲. داوری ها نسبت به نوشته دکتر داوری ایدئولوژیک و شتابزده بود. گفتار داوری حاوی سه بخش اساسی است:

الف) بررسی شرایط امتناع علم دینی و علوم انسانی اسلامی در ایران در سی سال اخیر

ب) تبیین منطق خاص علم

ج)بررسی شرایط امکان علوم انسانی اسلامی و علم دینی

پیش از توضیح سه پاره فوق متذکر می شویم، رویکرد دکتر داوری در این نوشتار کاملاً علمی و به دور از نگاه های ارزشدارانه بوده است در حالیکه منتقدان و مخالفان ارجمند به آن بی توجه بوده اند.

مدت هاست در برابر یک نظریه علمی، مواجهه ی شتابزده و ایدئولوژیک اتخاذ می کنیم. دکتر داوری یک فیلسوف برجسته و متفکری با بصیرت های بنیادین است، او ار نمی توان به هیچ روی فیلسوف حکومتی پنداشت. رویه و مشی فلسفی او این نکته را عیان می سازد که در تمام نوشته هایش، سیاست زدکی را کنار گذاشته و منطبق با دانش به بررسی انتقادی و تحلیلی مسئله پرداخته است.

فرض کنیم دکتر داوری در گذشته دیدگاهی متفاوت درباره علم، علم دینی و علوم انسانی اسلامی داشته و حال با مطالعه دقیق تر و اتخاذ روش علمی تر دریافته است که می توان در آن نظر پیشین خود، تحولی ایجاد کرد یا حتی از آن گذار نمود. ویژگی فیلسوف و متفکر دینی است که با دریافت نادرستی دیدگاه آنرا اصلاح کند یا کنار بگذارد و دیدگاه درست یا درست تر ار در پیش بگیرد، این چه ایرادی بر اساس منطق علم دارد؟

همه متفکران بزرگ با گذار از اندیشه های پیشین شان بود که نظریه ای جدید عرضه کرده اند و به همین دلیل امروزه از اندیشمندان برجسته بواسطه تحول یا گذار از دوران یک، دو و سه آن ها حسب اندیشه هایشان سخن می گوییم. نگارنده اعتقاد ندارد دکتر داوری علم دینی با روایت و فهم متعارف و غالب در جامعه، را هیچگاه پذیرفته باشد تا حال بگوییم آب پاکی را بر روی دست علاقه مندان و دلدادگان ریخته باشد.

۳. حقیقت این است بخش نخست گفتار دکتر داوری نیازمند بررسی تفصیل و دقیق است،  دو فهم می توان از تلاش سی ساله متفکران ایرانی در باب علم دینی و علوم انسانی اسلامی به دست داد:

فهم نخست آن است که پس از انقلاب اسلامی، متفکران ایرانی به سبب هیجانات حاصل از انقلاب، در صدد کنار زدن غرب و دانش غربی بودند و دوره دوم غرب ستیزی را سامان دادند، اما نتیجه آن مطلوب نبود، فهم دوم این است که به سبب آگاهی از منطق و ماهیت علم، روی به اسلامی کردن علوم آورده و خواهان شکل دادن دانش متناسب با پرسش ها، اقتضائات و نیازهای جامعه بودند، در این رویکرد تلاش صحیحی در دریافت سرشت علم و دین و جامعه مدرن و امروزی بعمل آوردند و کوشیدند با سهیم شدن در علم، مرزهای دانش را بسط داده و دانش منطبق با نیازی ایران را سامان دهند.

نقد دکتر دواری متوجه فهم نخست است، فهم نخست در این سی سال غلبه پیدا کرده و مانع فهم صحیح سرشت علم، دوره مدرن و منطق ظهور علم شده است. همین فهم نادرست از علم، غرب و علوم انسانی سبب شده تا به انسداد معرفتی در این باب برسیم و اگر همین روش را ادامه بدهیم هیچگاه دستاوردی نخواهیم داشت.

دکتر داوری در حدود بیان این شرایط امتناع با خوانش نخست که فهمی ایدئولوژیک و غیر علمی است، می باشد. به نظر می رسد عدم فهم درست این مسئله سبب شده تا منتقدان این چنین شتابزده به مخالفت با گفتارهای دکتر دواری روی بیاورند.

۴. بخش دوم نوشتار دکتر داوری از اهمیت بسیار برخوردار است. آیا تاکنون موفق به فهم دوره جدید شده ایم؟ چه مطالعاتی درباره اسباب ظهور دوره جدید صورت داده ایم؟ آیا غرب می توانست بدون روش آگاهی و گسست معرفتی از منظر پیشین خود نسبت به انسان، جامعه، علم و قدرت دست به ظهور چنین تحولاتی بزند؟

 متاسفانه غلبه نگاه های غیر علمی سبب شده است تا برخلاف فیلسوفان اسلامی همچون فاربی و ابن سینا عمل نماییم. می خواهیم بدون خواندن و فهمیدن بنیادهای غرب، از آن گذر نمائیم و بنیادی دیگر فراهم سازیم، در حالی که آگاهی درستی از سرشت علم نداریم.

فارابی و این سینا به درستی یونان و دانش یونانی خوانده، تبیین کرده، نقد نموده و دانش جدید را ظهور دادند. این منطق بنیادین علم است. ما متاسفانه فرصت چهل ساله را برای فهم غرب، دانش های برآمده از عقل جمعی دوره مدرن و بنیادهای آن را از دست داده و نتوانستیم ماهیت و منطق علم را فهم کنیم. بدون فهم دقیق این شالود ها نمی توان ادعایی در خلا داشت. ظهور علم نه اتفاقی است و نه تابع امیال و پندارهاست. علم منطق خاص خود را دارد،  پس باید این منطق را بیاموزیم، بدون آن نمی توان علمی را ظهور داد. سخن دکتر داوری بیان این حقیقت است. همچنان در علم دینی و علوم انسانی اسلامی به این مسئله بی التفات هستیم.

۵. هیچ متفکری نمی تواند حکم به امتناع ظهور اندیشه ای بدهد. دکتر داوری یک فیلسوف است. او نه جزم اندیش است و نه ایدئولوگ است. نگاه داوری فرانگرانه و عملی است، کمی بیندیشیم سپس نقد کنیم. او منکر تلاش علمی باسم ایرانی در وجه درست و منطقی نیست. چگونه می توان شرایط امکان ظهور یک علم را فراهم ساخت؟ با دستور و تجویز و کنار زدن عقل جمعی و دانش بشری نمی توان به آن دست یافت. با مشارکت و سهیم شدن در دانش بشری است که می توان علم را گسترش داد. تا زمانی که در دانش بشری شراکت نکنیم و مرزهای علم را گسترش ندهیم شرایط امکان فراهم نخواهیم کرد و داشتن ادعا در اینصورت سراب است.

دکتر داوری به ما هشدار می دهد در صورتی که در جست و جوی دانش جدیدی هستیم باید شراکت در دانش داشته و آن را بسط دهیم. بدون ظهور منطقی و نظام مند دانش چگونه می توانیم دانش های موجود را انکار کرده و علم جدید بوجود آوریم. علم دینی در درجه اول تابع منطق ظهور علم است.

معتقدم هنوز بنیان های علم دینی و علوم انسانی اسلامی روشن نشده و تبیین صحیح از آن به دست نداده ایم. ابتدا باید سرشت علم را فهم کنیم سپس زمینه های اجتماعی و تحولات در جوزه جامعه را مورد مداقه قرار داده و نسبت حقیقی علم و جامعه را بررسی نماییم، آنگاه بر اساس منطق علم، مطابق با نیازهای جامعه، دانش را می توان ظهور داد. این یک فرآیند طبیعی ظهور علم است که دکتر داوری در بخش سوم بدان تذکر می دهد.

بیان یک نظریه و نقد روشمند و علمی آن، می تواند یک فرصت پرغنیمت باشد. نقد بر اساس رویکرد صحیح  سبب ایضاح مسئله می شود، همگان را دعوت کنیم به دور از حب و بغض نوشته دکتر داوری را به طور دقیق مطالعه کرده و با نقدهای منصفانه به بسط تفکر کمک رسانند.

21463
متن پرسش
سلام: یک سوال راجع بہ سورہ کوثر و معنای کوثر یک نکتہ چندین سال است در زھن بندہ است کہ کوثر بمعنای کثرت وجودی باشد زائد بر زات نباشد چون فاطمہ بضعہ منی یعنی من نور واحد و از نور رسالت است و نور رسالت را کثرت می دھد. یعنی فاطمہ کثرت در ذات رسول است و خداوند در اصل رسول را سعہ وجودی عطا فرمودہ است. آیا این درست است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف خوبی است. بگو! فاطمه «سلام‌اللّه‌علیها» تفصیلِ جان رسول خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» است و این تفصیل را در ظهور ائمه «علیهم‌السلام» می‌یابیم. موفق باشید

21050

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام محضر استاد: با توجه به رجوعی که اخیرا به قرآن مجید داشتم و در سوال 21036 متذکر شدم بنظرم آیه 86 کهف لب کلام ما شکاکان است «حَتَّي إِذا بَلَغَ مَغْرِبَ الشَّمْسِ وَجَدَها تَغْرُبُ في‏ عَيْنٍ حَمِئَةٍ» کلمه وجدها با جان و دلم چه ها که نمی کند اگر چه ذی القرنین خورشید را در حال غروب در چشمه ای گل آلود می دید لکن واقعیت، چرخش زمین به دور خورشید است ببین تفاوت ره از کجاست تا بکجا چه چیزهای بسیار دیگری که هر فردی وجدها ولی ... باری قرآن را ماسوای این نگاه شکاکانه جالب دیدم و قصد مطالعه دارم. لکن در آثار شما مطالعه قرآن را همراه تفسیر بخصوص المیزان توصیه کردید لکن من حسب آیه «و لقد یسرنا القران للذکر فهل من مدکر» رجوع زلالانه به خود قرآن را بیشتر ترجیح می دهم. البته سابق قصد مطالعه المیزان را داشتم ولی چون آن زمانها برخورد خشک عقلانی داشتم (بر خلاف الان که عقل در محاق محض است) چندان نتوانستم ادامه بدهم البته چندی پیش هم که المیزان را مروری می کردم در بحثی که ذیل آیات 1 تا 5 بقره داشتند و پاسخ هایی که در ابطال سوفسطاییان دارند متوجه شدم درین بحث ظاهرا قدرتمند حاضر نشدند و لااقل پاسخهایی حقیر در مکفی نبودن بحث ایشان دارم و می توانم از موضع آن بزرگان دفاع کنم باری این ضعف المیزان از رغبت من به تداوم مطالعه آن کاسته است از طرفی شروع تردید من از آنجا بود که ابتدا به دنبال کردن اختلاف فتاوای فقها علاقه داشتم و این در آن دوران بود که مذهبی بودم و خیلی مسائل فقهی را دوست داشتم و عمده سوالاتم در آن مورد بود بعد دیدم فقها در برخی مسائل اصولی نیز اختلاف دارند مثلا یکی از آنها ولایت تکوینی ائمه را قبول نداشت دیگری رجعت و الا ماشاءالله ازین اختلافها کما اینکه امام راحل می فرمایند کتابهاى فقهاى بزرگوار اسلام پر است از اختلاف نظرها و سلیقه‏ ها و برداشتها در زمینه‏ هاى مختلف نظامى، فرهنگى و سیاسى و اقتصادى و عبادى، تا آنجا که در مسائلى که ادعاى اجماع شده است قول و یا اقوال مخالف وجود دارد و حتى در مسائل اجماعى هم ممکن است قول خلاف پیدا شود، از اختلاف اخباری ها و اصولی ها بگذریم - این اختلافها باعث شد بذر شکاکیت در وجودم کاشته شود. باری اگر باز در این رجوع به قرآن بخواهم به تفاسیر علما با آن همه اختلاف رجوع کنم به همان مشکلات قبلی دچار می شوم بنابرین ترجیحم رجوع زلالانه به قرآنست چه مفسران با آن ذهن های انباشته از اقوال یونانیان و عرفای بعضا متاثر از بوداییان معلوم نیست چه تحمیلهای که به این چشمه پاک نکردند حکمت ایمانیان ما را بسست.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور که ملاحظه می‌فرمایید زبان قرآن، زبانی است در خطاب به بنیادِ بشرِ آخرالزمانی به همان معنایی که حضرت سجاد «علیه‌السلام» مى‏ فرمايند: «إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ عَلِمَ أَنَّهُ يَكُونُ فِي آخِرِ الزَّمَانِ أَقْوَامٌ مُتَعَمِّقُونَ‏ فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَى قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ وَ الْآيَاتِ مِنْ سُورَةِ الْحَدِيدِ إِلَى قَوْلِهِ وَ هُوَ عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُور»[1] خداوند مى‏ دانست در آخرالزمان اقوام متعمّقى مى‏ آيند كه براى آن‏ها سوره توحيد و شش آيه اول سوره حديد را نازل كرد. اين خبر نشان مى‏ دهد براى فهم سوره‏ ى توحيد و شش آيه‏ ى اول سوره‏ ى حديد نياز به روح آخرالزمانى است. موفق باشید

 


[1] ( 1)- الكافى، ج 1، ص 91.

نمایش چاپی