بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
18598
متن پرسش
سلام استاد: سال اولی است که معلم شده ام. نمی دانید چه اوضاعی است در مدارس! بنده در مدرسه ابتدائی و دبیرستان هستم. الف) دانش آموزان گستاخ شده اند و پر رو و احترام بزرگتر را نگه نمی دارند و خیلی بی تربیت و بی ادب شده اند. البته مودب و خوب هم در بین آن ها هست ولی واقعا بنده نمی دانم علتش چیست؟ و آیا در سایر کشورها هم وضع دانش آموزان همین گونه است؟ و ادب و اخلاق و رعایت حرمت ها مرده است؟ ب) استاد بنده در کلاس یا محیط مدرسه چگونه برخوردی در برابر آن ها داشته باشم که هم اسلامی باشد و هم حساب ببرند؟ در برابر بی حرمتی های آن ها چه کنم؟ ج) با خود می گویم کاش وارد این شغل نمی شدم حتی اگر ماهی 2 میلیون پایه حقوق بنده بود که الان 1 میلیون است بنده واردش نمی شدم. با این آموزش و پرورش داغون مملکت به جائی نمی رسد. در سند تحول و در سخنان رهبری هم آمده که باید توجه بشود و هرچه در این عرصه خرج کنیم، سرمایه گذاری کرده ایم اما از حرف تا عمل خیلی فاصله است. فایده اش چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- هرجا روحِ مدرنیته آمده است مثل خود کشورهای غربی که حریم انسان‌ها رعایت نمی‌شود، همین وضع است که می‌بینید 2- سعی کنید روح اصلیِ جوانان را درک نمایید و در مقابل بی‌احترامی‌ها خود را به غفلت بزنید و محبت و رفاقت و دلسوزی با آن‌ها را دنبال کنید. بهترین کار در این دنیا، ساختن همین جوانان است که گوهری در درون خود دارند و باید آن را شکوفا کرد و این با دلسوزی و درکِ آن‌ها میسر است، نه بی‌محلی به آن‌ها. موفق باشید

17876

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: استاد حضرتعالی برای بیان مطالب خودتان پیرامون موضوعات مختلف که با سلسله جلسات انجام می گیرد و منجر به یک کتاب یا جزوه می شود، اولا بفرمایید قبل از بیان مطالب خودتان اندیشه می کنید و ذهن خودتان را برای هر جلسه معطوف به یک موضوع می کنید یا فی البداحه صحبت می کنید؟ ثانیا برای اثر گذاری در جان مستمع باید از شیوه خاصی و مهارت ویژه برخوردار بود؟ ثالثا اگر عنایت کرده باشید وقتی انسان به یک سخنران توجه خاصی به کیفیت و چگونگی سخنوری اش می کند بعد از مدتی نوع صحبت کردنش مثل آن شخص می گردد، به نظر شما آیا اساسا چنین رویکردی خوب هست؟ و بفرمایید ما چه شخصیتی را مد نظر قرار دهیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- بنده عموماً برای صحبت‌های خود از قبل مطالعه و یادداشت‌برداری می‌کنم و بعضاً سرفصلِ یادداشت‌ها به صورت برگه‌ای چاپ‌شده در اختیار حضار قرار می‌دهم و بر اساس آن صحبت می‌شود.  2- فکر نمی‌کنم بد باشد. باید خودتان ببینید با چه شخصیتی روح‌تان هماهنگی دارد. موفق باشید

17371

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی. با سلام و خدا قوت خدمت حضرتعالی: با توجه به جواب سوال 17439 امام هم سیر مرحله چهارم اسفار اربعه را خواهد داشت و تفاوت در این است که دین جدیدی آورده نمی شود و به همان حقیقت پی می برد درست است؟ یا اینکه امام به آن کشف محمدی (ص) احتیاج دارند؟ حال سوال دیگر این است که آیا این سیر را انسان دیگری هم غیر از معصوم دارا می شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. در شرح کتاب «مصباح الهدایه» حضرت امام این موضوع را روشن نمودند که هر امام و پیامبری اسفار خاصّه را طی می‌کنند و هر سالکی نیز باید ذیل انسان‌های معصوم چنین سفرهایی داشته باشند. موفق باشید

17036
متن پرسش
سلام علیکم خدمت استاد محترم: ان شاءالله همیشه موفق در کسب فیوضات الهی باشید. اگر کشف حقایق با روش کشف، شهود و وحی و با عنایت به آسیب های پدید آمده از سوی مدرنیته صحیح انگاشته شود، به فلسفه هم نیاز است؟ و به نظر حضرتعالی دیگر چه کمبودهایی وجود دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فلسفه، قدرتِ آن چیزی است که در هر زمان در حال وقوع است و فیلسوف، گزارش‌گرِ روحِ زمانه می‌باشد. موفق باشید

16484

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: من می خواهم در مورد یهود و فراماسونری و یهودیّت مخفی و تحریف شده اطلاعاتم زیاد بشه، بخصوص یهود (چون از اول دشمن اسلام بودن و الانم هستن) از شما منبع می خواستم، البته چند تا از دوستان گفتن مطالب آقای رائفی پور خوبه، ولی من طبق معمول از شما اول می پرسم استاد. ممنون یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد به صورت منظّم کار نکرده‌ام. بهترین منبع را در این مورد سوره‌ی بقره و تفسیر المیزان می‌دانم در حدّی که دو سوم آن سوره در رابطه با یهود شناسی است. موفق باشید

16451

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب: استاد محترم در قرآن شریف آیه ای داریم با این مضمون که: «ولقد یسرنا القران للذکر فهل من مدکر» ولی عملا" (به نظر بنده) قرآن کتاب راحتی که نیست هیچ بلکه خیلی هم سخت و سنگین است چرا که گاهی با مراجعه به تفاسیر می بینیم که یک جمله یا آیه شریف در بر گیرنده کلی معنی و مفهوم است. با توجه به اینکه به سفارش حضرت عالی با جناب آقای مهدی وحدتی نیز در ارتباط هستم، از ایشان نیز سوال کردم و جواب فرمودند ولی به توصیه ایشان نظر شما را هم جویا شدم. در ضمن بنا به گفته آقای وحدتی قسمتی از جواب ایشان را هم در ادامه می آورم تا حضرت عالی ملاحظه و ارشاد بفرمایید. با تشکر. سلام علیکم. همانطور که دقّت فرمودید: اولا این آیه نفرموده: قرآن را آسان کردیم، بلکه فرموده قرآن را برای پند گیری آسان کردیم. نکته بعدی اینکه: آسان بودن مفهومی قرآن کریم، منافاتی با عمیق بودن آن ندارد، مثلا دریا را تصور کنید که کنار آن ایستاده اید، چقدر راحت می توانید یک کاسه آب از آن بردارید؟ به راحتی، ولی آیا عمق دریا کم است؟ ابداً اینطور نیست. در مورد قرآن هم همینطور است، بقول علامه حسن زاده آملی : قرآن به تعداد انسانهای روی زمین قابل تفسیر است و ممکن است همه آنها هم درست باشد. پس بحث عمق و سهل بودن استفاده از آن (برای پند گیری ) دو مساله است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده، برادر‌مان آقای وحدتی نکته‌ی خوبی را در رابطه با آیه‌ی مذکور مطرح کرده‌اند. آری! خداوند می‌فرماید برای کسی که بخواهد متذکر حضور خدا در عالم باشد و بخواهد با خدا مأنوس گردد، خداوند قرآن را در این رابطه برای او آسان نموده، آیا کسی هست که اهل انس با خدا باشد تا متوجه چنین امکانی در قرآن بگردد؟ موفق باشید

15956
متن پرسش
با سلام خدمت شما استاد گرامی: در جلسه ای یک روحانی فرمودند که حدیث هست که بیشتر زنان دوزخی هستند. اینقدر که ما مردانی داریم که به مراتب بالای عرفان رسیدند زن نداریم، بنابراین زنان از نظر معنوی هم از مردان ضعیف تر هستند. برای من این سوال مطرح شد که چرا اینقدر باید طی کردن مراحل معنوی برای یک خانوم مشکل باشه اما برای یک مرد اینطور نیست؟ اگر مسائلی مثل مدگرایی، حسادت، چشم و همچشمی که بیشتر در خانم ها هست را کنار بذاریم شما در نظر بگیرید که مثلا با بچه دار شدن دیگه واقعا خانم نمیتونه برای مدت زمان زیادی نماز با حضور قلب بخونه چرا که در نماز هم همواره در این فکر هست که بچه مثلا داره گریه میکنه. یا مثلا روضه ای میره اما نمیتونه اونجور که باید بهره ببرد و مثال های دیگه. میخوام بگم که انگار موانعی که بر سر راه یک خانم هست بیشتر از موانع بر سر راه یک آقاست، بنابراین خیلی سخت تر و دیرتر میتونه درک کنه که ارتباط با غیب یعنی چه. این را چطور با عدالت خداوند میشه جمع کرد؟ ممنونم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید قرآن پس از طرح این‌که می‌فرماید زن و مرد از نفس واحدى خلق شده ‏اند و هر دو داراى گوهر واحدى هستند، نکته‌ی دومى را مى‏ توان مطرح كرد كه خداوند مى‏ فرمايد: اگر هر كدام از آن‏ها عمل صالحى را انجام دهند بدون هيچ تبعيضى نتيجه كار خود را مى برند، كه اين نشانه آن است كه در اصلِ شخصيت و فهم حقيقت مساوى‏ اند. به عنوان مثال اگر يك آدم مست و يك آدم هوشيار پول به گدا بدهند هر دو يك ارزش ندارد، زيرا آدم مست اصلًا در حالت انتخاب طبيعى نيست و لذا بخشش او يك بخشش اختيارى به حساب نمى‏ آيد. پس اگر آن دو يك عمل را انجام دهند چون در حين انجام بخشش يك شخصيت و يك انگيزه ندارند عمل آن‏ها ارزش يكسان ندارد. حال اگر دو شخصيت يك عمل را انجام دهند و خداوند بفرمايد ارزشِ عملِ هر دوى آن‏ها مساوى است نتيجه مى‏ گيريم كه اين دو شخصيت در حقيقت و ذات خود، از نظر ارزش مساوى ‏اند. خداوند در قرآن مى ‏فرمايد: «مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِّن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ»؛[1] هركس از زن و مرد عمل صالحى را انجام دهند، در حالى كه مؤمن باشند، به هر كدام حيات طيب و پاك مى‏ دهيم. حياتى كه آلوده به خيالات دنيايى و اميال حيوانى نباشد. طبق اين آيه خداوند مى‏ فرمايد: زن و مرد هر كدام كه باشند، در صورتى كه مؤمن بوده و عمل صالحى انجام دهند، عملشان براى ما يك اندازه ارزش دارد. نتيجه مى‏ گيريم كه ارزش شخصيتشان نزد خداوند يكسان است و در ادامه مى‏ فرمايد: «وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ»؛[2] و حتماً با مقياس قرار دادن بهترين عمل، بقيه اعمالشان را نيز پاداش مى ‏دهيم. پس با توجه به اين اصل از اين دو آيه اين را فهميديم كه زن و مرد در شخصيت و مقام، از نظر اسلام يك ميليارديم فرق ندارند. البته اگر كسى عكسِ آن را هم بگويد و بخواهد زن را برتر از مرد بداند به همان انحراف دچار است كه كسى بگويد مردان برتر از زنان‏اند. با توجه به آیه‌ی فوق؛ باید روایت مورد بحث را به عنوان زن در مقابل مرد قلمداد نکرد، بلکه به عنوان کسی که نقش فریب‌کاری دارد، مدّ نظر قرار داد. به همان معنایی که قرآن می‌فرماید: «زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ مِنَ النِّساءِ وَ الْبَنينَ وَ الْقَناطيرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ» که «زن» را در عرضِ حبّ الشهوات آورده.

از طرفی وقتی خداوند وظایفی به عهده‌ی زنان گذارده مثل فرزندداری و همسرداری، به همان اندازه که او وظایف خود را انجام دهد مورد رضوان الهی قرار می‌گیرد. چه چیزی از این بهتر! نکته‌ی آخر این‌که فکر نمی‌کنم روحانیتِ زنان کم‌تر از مردان باشد. محی‌الدین‌بن‌عربی در عین آن‌که از یکی از استادانش که زن بوده است، یاد می‌کند، معتقد است زمینه‌ی سلوک عرفانی در زنان بیشتر است. البته اصل این مباحث را می‌توانید در کتاب «زن؛ آن‌گونه که باید باشد» می‌توانید دنبال کنید. موفق باشید


[1] ( 1)- سوره نحل، آيه 97.

[2] ( 2)- سوره نحل، آيه 97.

15932
متن پرسش
سلام استاد خسته نباشید: برای برگزاری یه یادواره برای شهدای دانشگاهمون می خواستیم ازتون راهنمایی بگیریم. شهدا چه نگاهی به انتظار داشتند فرق نگاه اونها با نگاه ما به انتظار چیه و چه طوری میشه این تفاوت نگاه رو نشون بدیم؟ اگر لازم است کتاب هایی هم معرفی بفرمایید در این زمینه ممنون می شویم. یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شهداء در نظر به فرهنگ مهدویت متوجه‌ی ظرفیت تاریخی که از طریق اسلام به‌وجود آمده، بودند ودر آن راستا جایگاه انقلاب اسلامی را شناختند و متوجه‌ی ظرفیت این انقلاب که منجر به ظهور حضرت مهدی«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» می‌شود، شدند. و لذا به زیبایی معنایِ خود را در عهد با انقلاب اسلامی شکل دادند، در آن حدّ که تا پای جان برای دفاع از انقلاب و حضور بیشتر آن ودیعه‌ی الهی در دنیای معاصر در میدان ماندند. موفق باشید

15242

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسمه تعالی. سلام علیکم: استاد درست است که ما موظف به رعایت دستورات مراجع تقلید هستیم و مراجع وام گرفتن را با شرایط شرعی خاصی بلا مانع می دانند. اما اگر کسی بخواهد با نیت خالص سالک الی الله تعالی باشد تدبیر برای تهیه خانه در سلوک خالصانه چگونه ممکن است؟ در حالی که بدون پس انداز و وام گرفتن از بانکهای گردن کلفت این امر در ابتدا ناممکن می آید البته رزاق چه بخواهد الله اعلم. وام برای منزل در سلوک چه جایگاهی دارد؟ از خود حضرتعالی در یکی از مباحثتان شنیدم می فرمودید آنجا که امیر المومنین از پیامبر به بزرگی یاد می کردند فرمودند هرگز! تا وقتی زنده بودند خشتی بر خشتی ننهادند. از جمله مصداق های تهیه خانه در این زمانه چه می تواند باشد که در تعارض با سلوک نباشد؟ موفق باشید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با نظر به روحیه‌ی قناعت، اگر آن‌چه داریم در حدّی است که می‌توانیم زندگی ساده‌ای را شکل دهیم، نباید خود را گرفتار وام بنماییم وگرنه گرفتن وام برای مدیریت یک زندگی ساده ضرری به سلوک انسان نمی‌رساند. موفق باشید

14743
متن پرسش
سلام و ادب: قصد مزاحمت یا پرسیدن سوال بی جهت ندارم اگر در جایی اشاره شده بفرمایید مراجعه می کنم. ضمن عذر خواهی مجدد، منظور حضرت عالی از «روزه صحیح و مرتب» که فرموده بودید در برکنار شدن حجابها بسیار اثر گذار است چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در متن دین روشن است که اولاً: انگیزه‌ی روزه باید قرب الهی باشد و نه چیز دیگر و همین موجب رفع حجاب است تا آن‌جایی که حضرت حق در این فضا است که می‌فرماید: «انّی قریب». ثانیاً: طیِ برنامه‌ای مثل روزه‌های 5شنبه‌ی اول ماه و چهارشنبه‌ی وسط ماه و 5شنبه‌ی آخر ماه قمری و یا هر دوشنبه در هفته برنامه به طور مرتب شکل گیرد. موفق باشید

14150
متن پرسش
با سلام و ادب خدمت شما استاد بزرگوار: استاد لطف می کنید در مورد ضمیر ناخودآگاه برایم توضیحاتی بدهید، آیا حقیقت دارد در متنون اسلامی ضمیر ناخودآگاه گفته شده است؟ اینکه روانشناسان می گویند مثلا اگر خود را در حال موفقیت ببینید بیشتر پیشرفت می کنید به خود بگویید من در حال موفقیتم نگویید در حال شکست. عذر می خواهم سوالم طولانی شد. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این واژه‌ها واژه‌های اعتباری است و سخنان مبهمی است که تعریف مشخصی از آن نشده است. آن‌چه در متون اسلامی داریم نفس انسانی و مراتب مثبت و منفی آن است. موفق باشید

14021
متن پرسش
سلام: استاد آنهایی که می فرمایند کتب شهید مطهری اعلی الله مقامه الشریف را بخوانید، و تاکید دارند مثل خود حضرت آقا. خب اگر ما کتب علامه طباطبایی و شما و علامه حسن زاده و استاد جوادی و امثالهم را بخوانیم باز هم شهید مطهری لازم است؟ چرا؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شهید مطهری به‌عنوان یک متفکر اسلامی که در تاریخ معاصر در موضوعات خاص این زمان سخن گفته و یا قلم زده‌اند، همیشه برای رشد اندیشه‌ی اسلامی مفید خواهند بود و این‌طور نیست که آثار یک اندیشمند جایِ آثار اندیشمند دیگر را بگیرد. موفق باشید

13334
متن پرسش
به نام خدا با عرض سلام و ادب: انسانها و اجنه به واسطه اختیاری که دارند نفس (روح) آنها در قالب جسم های مادی، برزخی و قیامتی قرار می گیرد. از آنجایی که ملائک فاقد اختیار هستند دیگر وجود این قالب های جسمی برای آنها معنا ندارد. اگر این پیش فرض بنده صحیح می باشد، اینجانب دارای سوالاتی می باشم 1. پس ملائکه و روح (روح جون خداوند) فاقد هر گونه جسمی هستند و کاملا مجردند؟ 2. مرگ برای ملائکه و روح (روح جون خداوند) چه معنایی دارد؟ علی الخصوص در نفخه دوم که همه می مرند حتی حضرت اسرافیل (ع) با تشکر فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: برای فرشتگان نیز امکان ظهور از طریق جسم، هست همچون فرشتگانی که برای حضرت ابراهیم«علیه‌السلام» نازل شدند و مأمورِ هلاکت قوم نوح بودند 2- معنای مرگ فرشتگان، برگشت از ظهور به بطون است. موفق باشید

11299
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: در مورد قیام کربلا که روشنگر اسلام و نجات مسلمین شد آیا این بصیرت و هدایت تنها بر روی شیعه تاثیر گذاشت و این همه مسلمان سنی همچنان غرق در جهل و عناد خود با ولایت و سرپیچی از غدیر با این واقعه عظیم هنوز نتوانستند اشتباه و گناه عظیم تاریخی را متوجه شوند مگر امام برای احیای سنت پیامبر (ص) قیام نفرمودند؟ آیا این همه مسلمان اکثریت سنی هیچ پیامی درک نکردند؟ منظورم اینه که پس عاشورا بر کدام مکتب و بدعت پیروز شد غیر از این تنها گذاشتن امام؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: نهضت مبارک حضرت سیدالشهداء«علیه‌السلام» جهان اسلام را به‌کلّی از خطری که امویان ایجاد کرده بودند نجات داد. یادتان باشد که یزید گفت: « لَعِبَتْ‏ هاشِمُ‏ بِالْمُلْک فَلا / خَبَرٌ جاءَ وَ لا وَحْى نَزَلَ‏» یعنى؛ بنى‏ هاشم (پیامبر (ص) و خانواده‏ اش) با مُلک و حاکمیت بازى ‏کردند، در حالى‏که نه خبرى از طرف خدا آمده بود و نه وَحى‏ اى نازل شده. حضرت نیز همین را می‌خواستند که شر این جریان از سر اسلام کم شود و هرگز بحث دعوت به تشیع در میان نبود، نتیجه‌ی آن نهضت آن شدکه پس از صدسال چهارهزار از علماء اهل سنت به شاگردی امام صادق«علیه‌السلام» در آمدند و چهار امام اهل سنت مستقیم یا غیر مستقیم دست‌پرورده‌ی امام صادق«علیه‌السلام» شدند و روح اسلام به جهان اسلام برگشت. به استثنای وهابیت، تمام جهان اسلام با روحی که اهل‌البیت«علیهم‌السلام» متذکر آن هستند دارد زندگی می‌کند. عرایضی و شواهدی در کتاب «راز شادی امام حسین- علیه‌السلام- در قتلگاه» داشته‌ام. موفق باشید
9119
متن پرسش
سلام استاد: ببخشید راه های ایجاد نشاط از نظر ائمه اطهار (ع) چی هست و ما جوون ها علاوه بر ورزش از چه راه دیگری میتونیم نشاط به دست بیاریم؟ اگر روایت ذکر کنید ممنون میشم.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: قرآن می‌فرماید «أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوب‏» قلب خود را با برنامه‌ای که آرام آرام شما را با حق مأنوس می‌کند به نشاط و آرامش می‌رسد. به گفته‌ی مولوی «تو خوشی و خوب و کان هر خوشی .... پس چرا که منّت بادی کشی». موفق باشید
9083
متن پرسش
سلام استاد عزیز: روایاتی وجود دارد که دلالت بر برتری کرببلا بر کعبه دارد و این روایات هم کم نیستند. خواهشمند است محبت فرموده علت این برتری را بفرمائید چرا؟ سوال شده از بقیه آقایان اما قانع نشدم. ممنون
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: کعبه صورت توحید است که از عرش بر فرش جلوه کرده و در کربلا همان توحید به صورتی متعین و مشخص ظهور کرد و همان خدایی که در کعبه از عرش به فرش آمد و شما با نظر به جسم کعبه‌ی معظمه به عرش منتقل می‌شوید، حالا در صحنه‌ی کربلا به صورت کاملا مشخص در حرکات و گفتار اولیای الهی به ظهور آمده و با شدتی بیشتر ما را به عرش الهی منتقل می‌نمایند. خدوند هرگز ما را از کربلا و از کعبه جدا ننماید. موفق باشید
7320
متن پرسش
اگر همسر آدم از نظر اعتقادی و اخلاقی آدم پایبندی باشد ولی ریش‌هایش را تیغ بزند، آیا می‌توان پشت سر او نماز خواند؟ آیا ریش‌زدن مصداق اصرار بر گناهان کوچک است یا نه؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: از مرجع تقلیدتان باید بپرسید. موفق باشید
7256

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نام خدا با عرض سلام خدمت استاد عزیز بنده مقداری پول داشتم که یک حساب گنجینه بانک صادرات باز کردم و ماهیانه مبلغی می ریزم بعد از پنج سال بانک همان پول را با مقدار برابرش پس می دهد و هدفم این بود برای جهیزیه دخترم پس اندازی کرده باشم اما ناگهان به فکر افتادم من اگر این پول و مقدار ماهیانه را به قرض الحسنه محل می دادم تا گوشه ای از مشکلات کسانی که فی الحال در گیر مشکل هستند حل شود آیا بهتر نبود وامید واربه توکل به خدا و اعتماد به وعده های او در باره قرض الحسنه باشم تصمیم گرفتم آن پول را بگیرم و یک حساب قرض الحسنه باز کنم حال می خواستم نظر استاد عزیز را در این باره بدانم با کمال تشکر خدا حافظ
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر آن بانک قرض‌الحسنه حقیقتاً در مسیر رفع مشکلات مردم قدم برمی‌دارد، معلوم است که اگر پول‌تان را در آن مسیر قرار دهید، نتایج دنیایی و آخرتی بهتری برای شما دارد. موفق باشید
6579
متن پرسش
سلام علیکم 1-تکامل برزخی داریم؟ اگر بله با چه توجیه فلسفی ای. 2- ماهیت علم و آگاهی چیست؟آیا حضور شی یا صورت آن نزد عالم دلیل لازم است یا کافی؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- تکامل در برزخ در حدّ رفع حجاب است ولی این‌که در آن‌جا نیز اراده‌ای باشد که انسان بتواند شخصیت جدیدی برای خود شکل بدهد، نه 2- علم یا آگاهی یک موضوع وجودی است که تعریف‌بردار نیست، خودش در نزد شما خود را معنا می‌کند. حضور شیئ نزد ما همان علم ما است، در واقع صورت علمی شیئ نزد عالم است و نه چیز دیگر. پس همان صورت دلیل کافی علم ما است. موفق باشید
2627

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام خدمت استادگرامی من از نظری ذهنی واقعا دچارمشکل هستم نمیتوانم یک سری افکاررا از خودم دور کنم مخصوصا مسائلی را که راجع به شوهرم باشد مثلا مادر ایشان زنگ میزند و واسه زندگی ما تعیین تکلیف میکند که فلان کارو بکنیدو.. من تا چند روز ذهنم درگیره اصلا وجود مادرشوهرم برام عذاب شده باهرزنگی که میزنه ذهنم بهم میریزه و هزار راه میره البته این قضیه با زمینه قبلی است و مادرشوهرم یک بار با اعمال و رفتارش و خط دادن به شوهرم زندگی مارا تا پای طلاق برد الان هم انگار نه انگار من وجود دارم و فقط بی محلی میکنند و تیکه میاندازند واقعاباید چه کنم؟گاهی خیلی خسته میشوم و ارزوی مرگ اورا میکنم خاهش میکنم به هیچ وجه سوال من را در بخش پرسش های عمومی قرار ندهید بازم تاکید میکنم این سوال کاملا خصوصی است باتشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: (برای خودش) به ما دستور داده‌اند: «إِذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا کِراماً» چون با امور لغو و غیر الهی روبه‌رو شدید با بزرگواری از آن بگذرید. پیشنهاد می‌کنم دعای مکارم‌الأخلاق را مطالعه فرمایید. بنده هم شرحی بر آن دارم بد نیست آن را هم مطالعه فرمایید. موفق باشید
22723

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در کتاب شریف مفاتیح‌ الجنان در اعمال سوم شعبان زیارتی برای امام حسین علیه السلام نقل شده که در قسمتی از آن اینگونه آمده: «... الْمُعَوَّضِ مِنْ قَتْلِهِ أَنَّ الْأَئِمَّةَ مِنْ نَسْلِهِ وَ الشِّفَاءَ فِي تُرْبَتِهِ وَ الْفَوْزَ مَعَهُ فِي أَوْبَتِهِ وَ الْأَوْصِيَاءَ مِنْ عِتْرَتِهِ بَعْدَ قَائِمِهِمْ وَ غَيْبَتِهِ...» منظور از اوصیاء که از عترت امام حسین هستند و بعد از قائم و غیبتش می آیند چه کسانی هستند؟ (مسلما منظور رجعت نیست، چون خود امام حسین یا امام علی علیهم السلام که از عترت امام حسین نیستند!) ضمنا این تعابیر را در قسمت های دیگری از مفاتیح نیز مشاهده می کنیم، مثلا در صلوات منسوب به ضراب اصفهانی در فرازهای آخر آن به ائمه از ولد امام زمان صلوات می فرستیم و درخواست طول عمر برای آنها داریم (که نشان می دهد منظور آن به ائمه گذشته که از دنیا رفته اند برنمی گردد) صَلِّ عَلَى وَلِيِّكَ وَ وُلاةِ عَهْدِكَ وَ الْأَئِمَّةِ مِنْ وُلْدِهِ وَ مُدَّ فِي أَعْمَارِهِمْ وَ زِدْ فِي آجَالِهِمْ وَ بَلِّغْهُمْ أَقْصَى آمَالِهِمْ دِينا وَ دُنْيَا وَ آخِرَةً... بعضی تعابیر دیگر نیز هستند که شاید به روشنی مورد بالا نباشند ولی قابل تامل هستند؛ مثلا در زیارت امام زمان در روز جمعه بواسطة آل بيت طيب و طاهر امام زمان به خدا تقرب می جوییم: أَتَقَرَّبُ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى بِكَ وَ بِآلِ بَيْتِكَ...، صَلَّى اللَّهُ عَلَيْكَ وَ عَلَى آلِ بَيْتِكَ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ یا در دعای ندبه به امام زمان و آل او صلوات می فرستیم: اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ جَدِّهِ [وَ] رَسُولِكَ السَّيِّدِ الْأَكْبَرِ وَ عَلَى [عَلِيٍ] أَبِيهِ السَّيِّدِ الْأَصْغَرِ وَ جَدَّتِهِ الصِّدِّيقَةِ الْكُبْرَى... که مشخص است منظور صلوات امام دوازدهم می باشد زیرا در ادامه حضرت فاطمه را جده ایشان معرفی کرده است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱.نکات ظریفی در این نوع ادعیه مطرح است. شاید در دعای سوم شعبان بتوان اوصیاء عترت حضرت سیدالشهداء «علیه‌السلام» را به رجعت ائمه بعد از رجعت حضرت سیدالشهدا «علیه‌السلام» نسبت داد. ۲. عنایت داشته باشید که صلواتِ منسوب به ضراب اصفهانی در زمانی که ائمه زنده بوده‌اند آموزش داده شده است و به همین جهت تقاضای طول عمر برای آن‌ها و آرزوی رسیدن به اهداف‌شان چیز منطقی است. ۳. اشکال ندارد که ما وقتی اولیاء معصوم در قید حیات نباشند تقاضای صلوات خدا برای آن‌ها بکنیم تا رفعتِ درجه پیدا کنند. موفق باشید

20816
متن پرسش
درود محضر استاد طاهرزاده: حضرتعالی در جواب سوال 20735 بحث تواتر را مطرح کردید لکن بنظرم چند ایراد وارد است: 1. اگر دقت فرمایید در آن سوال پرسیدم منابع غیر مسلمان که در صدر اسلام نوشته شده باشد و در آن ذکر وجود حضرت محمد شده باشد را معرفی کنید، این بدین خاطر است که در تواتر باید قطع به عدم تبانی صورت پذیرد و صرف کثرت راویان موجب یقین نمی گردد وقتی اثبات وجود حضرت مبتنی باشد فقط بر کتب مسلمانان چون طبری این شبهه تقویت می شود که وجود ایشان ساخته اعراب بوده است از طرفی مستلزم نوعی دور است. همیشه اقوال بی طرفان مقبولست نه ذی نفعان. 2. حضرت استاد جوادی در کتاب شریف تبیین براهین اثبات خدا، فصل هشتم: برهان نظم ذیل بحث برهان نظم و حساب احتمالات می فرمایند: «حساب احتمالات احتمال وقوع تصادفی و اتفاقی یک مجموعه را گرچه به سوی صفر میل می دهد لکن هرگز به صفر نمی رساند به همین دلیل تنها برای اطمینان عرفی و یقین روانشناختی مفید است و هیچگاه یقین علمی را به همراه ندارد.» اگر به کلام دانشمندان دقت شود که برای ساخته شدن یک پروتوئین چقدر احتمال تصادفی بودن پایینست و اگر اشتباه نکنم چند برابر طول عمرزمین زمان لازم است تا تصادفا فقط یک پروتوئین ساخته شود حال این را اضافه کنید به دی ان ای که فوق العاده پیچیده است و مغز و کل بدن آدمی و زمین و آسمان و کل موجودات و نظم فوق العاده ای که دارند باز انسان حکیمی چون جوادی می گوید این میل به صفر است نه صفر. استاد گرامی وقتی برهان نظم افاده یقین نمی کند چگونه نقل چند عرب و طبری و... بر وجود حضرت محمد یقین آورست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که می‌فرمایید برهان نظم به گفته‌ی شهید مطهری یک تذکر است و نه یک برهان. برعکسِ برهان‌هایی مثل برهان «امکان و وجوب» و «برهان صدیقین» که موجب یقین عقلی می‌شود. در مورد حادثه‌های تاریخی، بحث در کتب مسلمانان و غیر مسلمانان نیست، بحث در آن است که آیا عقل می‌پذیرد چنین حادثه‌هایی که سینه به سینه در نسل‌های گسترده که امکان تبانیِ آن‌ها نیست، با تبانیِ عده‌ای به‌وجود آمده باشد؟ موفق باشید

20270
متن پرسش
سلام بر استاد عزیز: من دانشجوی اصفهانی دانشگاه شریف هستم که بنا بر دغدغه ای که داشته ام مزاحم استادم برای مشورت گیری شده ام. مسئله این است که بنده بحمدالله چند سال پیش که با بحث ها و کتب جناب عالی آشنا شدم نمی گویم همان مواقع و در شروع کار ولی به تدریج احساس کردم به لطف خدا دریچه های مهمی از معارف به قلب و زندگی ام باز شد. آرام آرام احساس خلأ نسبی بحث های معرفتی به نگاه حضوری و وجودی ای که شما به آن ها دارید، را در جو عمومی مذهبیون احساس کردم و این احساس موقعی شدید شد که وارد دانشگاه شدم و متوجه شدم فارغ از جماعتی که انقطاع از دین را افتخار خود می دانند، جماعت مذهبی و حزب اللهی و بسیجی و جوان جامعه هم به صورت عمومی انگار چنین رجوع حضوری به دین در حالت کلی ندارند. و این خلأیی بوده که فکر می کنم همین باعث شده که بنده آن طور که باید نتوانم با دوستان بسیجی و حزب اللهی اطراف خودم ارتباط برقرار کنم و بسیج دانشگاه را به منزله ی بچه ای تصور کنم که دوستش دارم اما ندانم چرا این بچه را وقتی بغل می کنم انگار لگد می زند و انگار تمایل دارد بعضی مواقع جوان بازی خود را ادامه دهد. (البته این هم بگویم که خدا را شاکر باید بود که بسیج این دانشگاه که بعداً نقش مهمی در تحویل مدیران سطح کلان مملکتی به جامعه دارد، انصافاً بسیج فعال و پیگیر و جریان سازی است ولی خب، این خلأها که وجود دارد به نظرم کار را برای آینده و عبور از موانع سخت می کند و به صرف کار زیاد نمی توان دلخوش بود) این خلأیی که عرض کردم و عدم رجوع حضوری و کاربردی و وجودی به دین، در حالت کلی فکر می کنم گریبان گیر کل جامعه ی ماست و همین موضوع است که به ما اجازه نداده دین داری و انقلابمان برایمان کار بدهد و امر امام زمان در جامعه محجور بماند و ما را به سمتی پیش برده که دلمان خوش باشد ما هم متدینیم. احساسم این است تنها راهی که پیش روی ماست برای نجات جامعه و منحرف نشدن مسیر انقلاب، بازگشت به همین عهد حضوری با دین است. نمی دانم چه بگویم؟ ولی شاید کتب عمده ی معارف اسلامی ما چنین سیر و سلوکی را جلوی مخاطبینشان نگذارند. من البته همه کتب اساتید بزرگ را که نخوانده ام ولی فکر می کنم بین حتی علمای اسلام هم در این مسئله انگار تفاوت وجود دارد. دانشگاه شریف با توجه به نقش مهمی که در راستای آینده کشور دارد اگر از این رجوع تهی باشد، بعید می دانم به زمان ظهور بتوانیم خیلی نزدیک بشویم، چرا که به نظر می آید جو عمومی مدیران فعلی مملکتی هم که بسیاری ایراد و اشکال به فکر و نوع نگاه و عملکردشان وارد می دانیم، در گذشته که خب لا مذهب نبوده اند! اتفاقاً انقلاب کردند، فعالیت کردند، احتمالاً بی خوابی کشیده اند و ... من نمی گویم این ها هیچ نبوده است بلکه اتفاقاً فعالیت برای انقلاب خودش یک سلوک است (نگاهی که بسیج الان هم دارد و ظاهراً آن را کافی هم می داند) اما عدم رجوع حضوری و لحظه به لحظه به دین و امر امام زمان در سلوک شخصی و معرفت نفسشان، باعث می شود که گاهی از انقلاب و دین و ... خواه یا ناخواه (روی این ناخواه هم تأکید دارم. چون ممکن است کسی در دلش مرض نداشته باشد اما سیری هم نداشته باشد و همین، موقعی او را از امر امام معصوم جدا کند و در دل مشهورات جامعه بیندازد) دکان بسازند، حالا هر منصبی هم که می خواهند داشته باشند. و همین دکان سازی ها و مصلحت اندیشی ها انقلاب ما را به این وضع دچار کرده! این کجا و آن کجا که همان طور که امام خمینی با سلوکی که داشتند بستری شدند که امر امام زمان از طریق ایشان به جامعه برسد، فرد فرد مسئولان کلان ممکلتی (لااقل تعداد خوبیشان، نه اقلیتشان) چنین باب هایی برای اراده ی الهی در زمین به خواست امام حی و حاضر بشوند. و این مسئله خب، هم فکر و شناخت درست از عالم می طلبد و هم کار و مجاهده ی شخصی و اجتماعی با همان نگاه حضوری که عرض کردم نه نگاه حصولی که پس از مدتی انسان را خسته و دل زده از طی طریق می کند. الغرض، چون که بنده خدا را شکر مباحث شما را در همین راستا یافتم و اینکه مباحث بعضاً بزرگ توحیدی از علمای مختلف مثل امام خمینی یا علامه طباطبایی یا آیت الله جوادی یا ... فکر می کنم در دستگاهی که شما به آن نظر دارید خوب می شود شیرین و عامه پسند به جامعه ارائه شود، می خواستم در خواست کنم با نظر خود شما تلاشی بکنیم که ان شاءالله باب این طور بحث ها (که متأسفانه فکر کنم کمی غریب واقع شده. حالا شاید در اصفهان بیشتر کار شده باشد اما فکر می کنم واقعاً شهرهای دیگر پتانسیلش را دارد) در دانشگاه باز بشود و شما اگر از شاگردان خصوصی خودتان کسی را سراغ دارید که هم صبر و حوصله ی سر و کله زدن با جماعت های مختلف دانشجو (تیپ های مختلف) را داشته باشد (با توجه به صبر و حوصله ای که مطالب حضوری شما هم می طلبد) هم قدرت انتقال مطالب حضوری و دلی را مثل خودتان داشته باشد هم بتواند وقت بگذارد (شاید یک روز در هفته برای جلسه یا ... نمی دانم!) در تهران (خودشان تهران باشند یا اینکه رفت و آمد کنند) ممنون می شوم اگر پیشنهاد و هماهنگ کنید. البته خود استاد صاحب نظر هستند اما به نظر می آید اگر شخصی که مطالب را ارائه می دهد کسوت لازم را در ظاهر نداشته باشد، در رابطه با اعتماد کردن افراد به ایشان و پیگیر شدن بحث ها دچار مشکل می شویم و ممکن است آخرش به جلسات خصوصی منجر شود. حتی بعضی (یا بسیاری) از مذهبیون هم به راحتی نمی توانند به کسی که کسوت لازم را ندارد اعتماد کنند و سیر خودشان را بر مبنای راه او تنظیم کنند. امید به اینکه جای خالی آزاد اندیشی و دوره های معرفت دینی در دانشگاه های ما پر شود و ان شاءالله شیطان روشنفکری که در اوایل ورود دانشجویان به دانشگاه بسیار به دست و پای آن ها می پیچد تا اینکه بی قید و فکرشان کند و کشور را بی آینده، آرام آرام به لطف و مدد الهی از بین برود. ممنون از استاد عزیز.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نکته‌ی مهمی توجه نموده‌اید و حقیقتاً برای عبور از مفهوم به حقیقت و از ماهیت به وجود، باید بیش از آن‌که فکر شده است فکر کرد به‌خصوص که روح تشیع سراسر روحِ رجوع به حقیقت است. فکر می‌کنم با رجوع به حضرت امام و آثار ایشان بازخوانیِ لازم صورت گیرد و به همین جهت حضرت امام تفسیر سوره‌ی حمد را رسانه‌ای کردند. می‌ماند که آرام‌آرام متذکر شویم رفقای انقلابی اگر بخواهند به نتیجه‌ی لازم برسند و انقلاب را در بنیادی‌ترین نحوه‌ی حضور تاریخی‌اش بنگرند؛ باید خود را به نگاهِ وجودی که در آثار حضرت امام هست، منوّر کنند. در این رابطه بود که مقاله‌ی «انقلاب اسلامی، عبور از تمایز سوبژه و اُبژه» در انتقاد به آقای دکتر عبدالکریمی نوشته شد تا معلوم شود چگونه باید به انقلاب نظر شود تا بتوانیم جواب اشکالاتی که امثال آقای عبدالکریمی پیش می‌آورند را داده باشیم. می‌ماند آیا کسانی هستند که به تهران بیایند و در این رابطه کمک کنند، إن‌شاءاللّه پیش خواهد آمد. موفق باشید  

19727
متن پرسش
سلام آقا: 1. نوجوان 17ساله ای هستم که از شهدا جامانده ام و مورد تایید کامل آقای عزیزم حجت بن الحسن نیستم، گاهی وقت ها قوای جنسی بر من روی می آورد و یک افکار بسیار بسیار بدی بر من می آید گاهی هم تلاش کردم برای فرار از این افکار ولی شما تصور کنید که اگر من میل جنسی شدیدی داشته باشم و فکرم را هم نتوانم مشغول کنم از شدت این میل چه کنم؟ آیا این افکار ناجور مرا از مسیر معنویت عقب می اندازد؟ چه کنم نجات پیدا کنم؟ گاهی وقت ها ناراحت می شوم که نکند من فردی مثل بزرگان اخلاق و عرفان و... نشوم چرا این افکار نمی گذارد. دعاکنید شهید شوم خاک بر سرم. این افکار دور کننده از مسیر هستند یا خیر؟ 2. قرار است که آثار شهید مطهری را مطالعه کنم آیا آثار شما را کامل کنار بگذارم یا هر دو را با هم بخوانم؟ شنیدیم که ذهن فقط می تواند از یک نفر اثر بگیرد و رنگ بپذیرد یا سخنی شبیه به این. نظر شما چیست در حالی که منش فکری شما با منش فکری استاد شهید متفاوت است؟ سوال را سر سایت قرار دهید. ممنون، ان شا الله شما هم شهید شوی.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- به فرمایش آیت اللّه بهجت، آمدنِ آن افکار در اختیار شما نیست، ولی ترتیبِ اثردادنِ آن‌ها مربوط به شماست و هر آن‌چه در مقابل آن افکار بیشتر مقاومت کنید، به توانایی‌های خود و صفایی که بین شما و خدا پیش می‌آید، بیشتر پی می‌برید 2- فکر می‌کنم در کنار آثار شهید مطهری مطالعه‌ی کتاب «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» که نامه‌ی امام علی«علیه‌السلام» به فرزندشان می‌باشد، مفید باشد. موفق باشید

18423

استخارهبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم و رحمه الله خدا حفظتان کند! در جلسات شرح کتاب شریف جامع السعادات، مطالبی راجع به استخاره فرمودید. بنده شخصا به این نتیجه رسیده ام که استخاره برای هر کاری جا دارد. یعنی با توجه یه این که ما از بسیاری از مسائل آگاه نیستیم، عقل ما در نهایت هر تصمیمی بگیرد ممکن است دچار اشتباه شده باشد. لذا در حال حاضر برای بسیاری از کارها بعد از بررسی عقلی حتما استخاره می کنم. سوالی که هست اینجاست که آیا این امر باعث کاهش توان عقل و تصمیم گیری می شود؟ آیا اصلا این کار صحیح است؟ ضمنا یکی از رفقا برای کارهای مهمی از آن طریق کذایی (آن شیخ) استخاره گرفته بود و عمل کرده بود، حال گاها فکر او مشغول این تصمیمات می شود. شما چه توصیه ای دارید. التماس دعای عقل!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:  در هر حال، عقل به عنوان حجت باطنی خداوند بر استخاره مقدم است و از طرفی استخاره در جایی است که دیگر جایی برای مشورت و تعقّل نمانده باشد. با این همه به گفته‌ی علامه طباطبایی بعد از آن که استخاره کردید باز جای تعقّل هست از این جهت، پشت به استخاره نیز، پشت به قرآن نخواهد بود. موفق باشید

نمایش چاپی