بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
6544
متن پرسش
سلام منظور از این که می گویند عجله کار شیطان است چیست؟ در ضمن کدام شتاب خوب و پسندیده است و کدام مذموم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر حرکتی که توجه ما را از هدف الهی‌مان غافل کند شیطانی است و موجب رقابت و استعلاء بر دیگران می‌شود. موفق باشید
1485

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام نظرتان در رابطه با تسخیر سفارت انگلیس توسط دانشجویان چیست. آیا این کار را را تایید می کنید؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام اگر در حدّ اعتراض و بدون ورود به داخل سفارت بود می‌توان آن را به عنوان یک امر پسندیده قبول کرد، ولی ورود به داخل سفارت کار نپخته‌ای بود، شاید هم بتوان یک عمل سیاسی قلمداد کرد که تصمیم داشته جایگاه دیپلماسی ایران در اروپا را تضعیف کندو بهانه‌ای به دست آمریکا و انگلیس بدهد. موفق باشید
1189

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد طاهرزاده اینجانب بعد خواندن جزوه سلوک زیر اندیشه امام خمینی (ره)سوالاتی برای من پیش امده 1: در جزوه امام (ره) را یک استاد جامع میدانید وهر فکری که زیر نظر این فکر نیاید کامل نمیدانید البته قبول این که امام یک شخصیت کامل در همه جنبه ها هستند ولی چرا شما که خودتان این همه تاکید بر تفکر علامه طباطبایی به خصوص المیزان ایشان که آن را برای سیر تفکر کامل می دانید یا مثلا تفکر آیت الله جوادی را که خودتان ازمطالب ایشان استفاده میکنید ولی این همه تاکید حتما دلیلی دارد این هم میدانیم چون این علما تفکر صدرایی دارند یک حرف را میزنند ؟2:ایا با مطلب این جزوه وکتابی که در مورد امام دارید این را میفرمایید که دیگر مثل امام نمیاید وما باید برای همیشه تفکر ایشان را ادامه دهیم ومقام تفصیل تفکر ایشان را ادامه دهیم ( این حرف در مورد علامه با آیتالله جوادی و0000 سوال است ) و طلبه های ما دیگر امام شدن یا دیگر علما را فراموش کنند مثل حکمت متعالیه که تمام حرف در فلسفه را زده است ؟ چه در این جزوه ومفصلا در کتاب حقیقت نوری میفرمایید که کسانی از عالم غیب شهوداتی میکنند وبقیه تفصیل میدهند ومیفرمایید هر دو در یک مقام هستند چون تفصیل دهنده با ید مانند شود کننده باشد نمیشود گفت مقام شهود کننده بیشتر است مثلا علمای که مثال میزنید مقام قلبی بیشتری داشته که این مطالب را درک کرده وان تفصیل دهنده در مقام پاینتری بوده مثل امام که در جزوه میا ورید ممنون
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی 1ـ در صورتی اندیشه‌ی حضرت علامه طباطبایی «رحمةالهل‌علیه» و آیت الهف جوادی «حفظه‌الهه» به انسان‌ها کمک می‌کند که در ذیل اندیشه‌ی حضرت امام از آن بزرگواران استفاده کنیم زیرا جهت گیری کلی را حضرت امام «رضوان‌الهت‌علیه» به میان آورده‌اند. 2ـ آن‌چه معلوم است این است که خداوند در این زمانه و برای هدایت جامعه به سوی اسلام حضرت امام «رضوان‌الهی‌علیه» را پرورانده‌است تا این‌که زمانه تغییر کند و انسانی مناسب آن زمانه خداوند پرورش دهد. همان‌طور که می‌فرمایید جهت تفصیل همه جانبه‌ی اندیشه‌ی امام باید انسانی هم‌چون مقام معظم رهبری «حفظه‌الها» پروریده شده باشد که امام را به طور کامل درک کنند، ولی اگر انسان‌هایی باشند که در ذیل تفکر امام قرارگیرند در حد نازل‌تر می‌توانند تفصیل دهنده‌ی شخصیت حضرت امام خمینی «رضوان‌الهه‌علیه» باشند مثل میثم تمار برای حضرت علی «علیه‌السلام» که از یک طرف در ذیل توحید محمدی قرار دارد و از طرف دیگر در ذیل تفصیل توحید علوی از توحید سخن می گوید و آن را شرح می دهد. موفق باشید
21653
متن پرسش
سلام استاد: در مورد قضيه معراج نبي. ارزش آن به جسماني بودن معراج (سفر) پیامبر است نه روحانی. که خود یک معجزه محسوب می شود. خب در اینصورت آيا پیامبر با جسم هم سنخ عالم بالاتر سفر کرده یا با جسم عالم ماده؟ حال اگر با جسم عالم ماده به عوالم بالاتر عروج کرده در حقیقت سنخیت جسم عالم ماده با عوالم بالا در تضاد است و نمی شود یک ماده در عالم مجردات قرار گیرد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌فرمایید. جسمانی‌بودن منحصر به مادی‌بودن نیست مثل جسمانی‌بودن صور ذهنی. در این مورد می‌توانید به جزوه‌ی «چگونگی حیات بدن اخروی» که بر روی سایت هست رجوع فرمایید. موفق باشید

20329
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم: ۱. اگر بخواهیم فعلا روی همه آثار آیت الله شجاعی رحمت الله علیه کار کنیم به ترتیب از کجا شروع کنیم؟ ۲. آیا با کار روی آثار ایشان از کتاب محجه البیضاء بی نیاز می شویم؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- از «مقالات» شروع فرمایید و بعد به دو جلد از کتاب «معاد» ایشان رجوع کنید 2- البته «محجة البیضاء» روایات ارزشمندی را شکل داده است ولی آیت اللّه شجاعی دستگاه فکری مناسبی را در اختیار شما می‌گذارند. موفق باشید

20007
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد عزیز: جناب استاد آیت الله ناصری حفظه الله در یک سخنرانی در قبل از انتخابات می فرمایند اگر در آینده سر و صدایی، چیزی شنیدید فقط گوش به حرف رهبری بدهید من خودم یک چیزهایی احساس کردم از چند تا از بزرگان هم شنیدم اگر چیزی شد فقط گوش به حرف رهبری بدهید (نقل به مضمون) برداشت شما از این بیدار باش چیست؟ و با توجه به صحبتهای رهبری که اشاره ای به جریان بنی صدر کردند و شناختی که از دولت لیبرال فعلی و از طرفی فشارها و تحریمهای جدید آمریکا و انفعال دولتمردان ما و تورمی که اقتصاددانها برای سالهای آتی پیش بینی کردند و نشانه هایش از هم اکنون شروع شده امکان زیادی وجود دارد که این دولت به آخر نرسد و حوادثی به وقوع بپوندد؟ با تشکر و التماس دعا. لطفا جواب را در سایت بگذارید به ایملیم ارسال نمی شود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رهبری عزیز به نور مهدی «صلوات‌اللّه‌علیه» به‌خوبی متوجه‌اند که انقلاب اسلامی، تقدیرِ حتمیِ این تاریخ است و باید به بهترین شکل از این نوع تنگناها عبور کند و خالص شود، بلکه آرزوی بصیرتی را برای مردم دارند که بتوانند از این نوع نگاه‌ها و گرایش‌ها عبور کنند. مثل این‌که مردم باید به جای کشتن سرمایه‌داران، از «میلِ به ثروت» عبور کنند تا سرمایه‌دارانِ متجاوز به حقوق مردم تحقیر شوند. موفق باشید

18274
متن پرسش
با سلام استا عزیز: استاد خواهش می کنم کمکم فرمایید: 1. آیا ادراکات و شهودات عرفانی به چه وسیله ای صورت می گیرد؟ روح انسان یا قلب او؟ 2. استاد مدتی است سوالی ذهنم را مشغول کرده و به سبب آن دیگر مغزم نزدیک است که سوت بکشد. خواهش می کنم کمکم کنید. این شبهه برایم پیش آمده که می گویم درست است عرفا می گویند که نهایت صعود انسان تا مقام تعین اول است، و به مقام ذات علم پیدا نمی کنند. اما من پیش خودم می گویم از اونجایی که خود عرفا میگن تو هر قرنی یکی دو نفر هست که اسفار اربعه رو به طور کامل طی کند، رو این حساب میگم شاید امثال ابن عربی و قونوی که اینطور گفتند شاید برای این است که این ها تا سفر دوم یا سوم رفته اند و اسفار اربعه را طی نکرده اند چرا که شاید مسیر تکامل انسان اینگونه باشد که پس از اسفار اربعه، یک سیر صعودی داشته باشد و تا مقام ذات برسد و به آن مقام علم تفصیلی پیدا کند؟ یا اصلا این اسفار اربعه از کجا اومده؟ شاید اصلا به این صورت نباشد که عرفا در سفر اول به سوی حق می روند و در سفر دوم در صفات خدا سیر می کنند و... و شاید صعود انسان در مراحل بالای سلوک به مقام ذات برسد اما این ابن عربی و قونوی نرسیده اند؟ اصلا این دایره وجودی و قوس صعود و نزول رو کی گفته؟ از کجا معلوم که همچین قوس صعود و نزولی در هستی باشد؟ آخه تو روایات هم ندیدم که تصریح بشه که انسان به ذات خدا از طریق شهود، علم پیدا نمی کند. البته روایتی دیدم که حضرت علی میگه: عظم عن ان تثبت ربوبیته باحاطه القلب او بصر.) بزرگتر از آن است که پروردگاریش ثابت شود به احاطه قلب یا چشم (اما من میگم شاید منظورشون بوده با قلب نمیشه ذات خدا رو شناخت اما با روح میشه. نظر شما چیه؟ یا اینکه این شبهه برام پیدا شده که شاید قلب نمیتونه که به ذات خدا احاطه بکنه اما شاید بتونه بدون احاطه پیداکردن، به ذات خدا علم پیدا کنه. خواهش می کنم استاد کمکم کنید که واقعا خسته شدم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1. در مقام «قلب» انسان به شهودِ حقایق می‌رسد و در مقام «روح» به مقامِ فناء دست می‌یابد و در مقامِ «سرّ» به مقام فنای فناء می‌رسد 2. انسان با فنایِ بالذات در مقام فنای فنا قرار می‌گیرد 3. «قلب» در آن روایت به معنای کلّی کلمه است که شامل روح و سرّ هم می‌شود و حضرت می‌فرمایند احاطه به مقام ربوبیت برای هیچ‌کس در هیچ مقامی ممکن نیست. موفق باشید

17627
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد عزیز: جناب استاد اینجانب بیش از 40 سال دارم و همسرم بیش از 38 سال دارد و دو فرزند و از طرفی احساس می کنیم دیگر حوصله فرزند آوری و مشکلات تربیتی و... را ندارم حال با توجه به سخنان مقام معظم رهبری درباره بحران کمبود جوان و... آیا در باره اطاعت از دستور مقام عظمای ولایت کوتاهی می کنیم؟ با تشکر والتماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر آمادگی لازم را ندارید مسلّم تکلیفی بر شما نیست. ولی فراموش نکنید در این سن که هستید، کودک برای خانه‌ی شما یک چراغ نورانی است و شما را از بی‌حوصلگی و افسردگی در می‌آورد و فرشتگانی را با خود به خانه می‌آورد و شیطان را از خانه خارج می‌کند. موفق باشید 

16529
متن پرسش
استاد سلام: درباره ی معراج پیامبر (ص) در کتابی خواندم که نوشته بود که ایشان در سدره المنتهی و مشاهده جبرییل به اوج رفته، با توجه به اینکه جبرییل را خلق اول یا عقل اول در نظر می گیرند و طبق نظر عرفا که خلق اول با صادر اول تفاوت دارد و ابتدا از خدا صادر اول صادر می شود بعد خلق اول، آیا پیامبر (ص) به صادر اول هم رفتند؟ و آیا صادر اول امر است؟ ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از آن‌جایی که حضرت جبرائیل«علیه‌السلام» دیگر امکان همراهی با حضرت را نداشتند حضرت تا مقام «او ادنی» جلو رفتند، که مقام صادره‌ی اول است و مقام فنای ذات. که البته بحث آن مفصل است و در شرح کتاب «مصباح الهدایه» عرایضی شده است. موفق باشید  

15852

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: با عرض پوزش جواب سوال 15837 گمان می کنم جواب اشتباهی به سوال باشه یا جواب اصلا مرا قانع نکرد. اضافه کنم ایا ایجاد شبکه ملی اطلاعات می تواند اقدامی مناسب جهت عبور از تمدن غرب باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم شبکه‌ی ملی اطلاعات، یکی از ضروری‌ترین نیازهای یک کشور است و کارهایی هم در حال انجام است. عرض بنده آن بود که در حال حاضر می‌توانیم در شبکه‌های مجازی نیز بر اساس اهداف خود تصرف کنیم، هرچند که این بهترین کار نیست بلکه «اکل میته» است. موفق باشید

15701

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد: موضوع: اگر دوباره متولد می شدید چه می کردید و چه نمی کردید؟ فرموده اید: (بنده همیشه از اساتید خودم یک سؤال داشتم که با توجه به آنچه تجربه کرده‌اید، اگر دوباره متولد شدید و خواستید زندگی را شروع کنید، از کجا و برای رسیدن به کدام هدف شروع می‌کنید؟) 1. می خواستم بدونم جمله ای که از بین تمام اساتید یادتون هست و برای شما خیلی جالب بوده است رو ذکر کنید؟ 2. الان در این سنی که هستید اگر از شما بپرسند اگر دوباره متولد شدید و خواستید زندگی را شروع کنید، از کجا و برای رسیدن به کدام هدف شروع می‌کنید؟ و چه کار نمی کردید؟ چه خواهید گفت. (البته کتاب ادب خیال قسمت دوم رو مطالعه کردم خیلی عالی فرمودید) با تشکر (لطفا جواب هم از اساتید و هم از خود شما استاد عزیز باشد). التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: امورات را تماماً به خدا وامی‌گذارم و تنها به حکم وظیفه‌ی الهی عمل می‌کنم، هرچه پیش آمد، خوش آمد. چیزی از جمله‌ی اساتید در ذهن ندارم. زیرا عموماً از جواب این سؤال شانه خالی می‌کردند. موفق باشید

12206
متن پرسش
سلام استاد: فرمودید مصباح الهدایه تذکره و در مسیر رویت حقایق با قلب اگه استدلال بیاریم موضوع به حجاب میره در این مسیر چطوری بفهمیم چیزی که حس می کنیم رویت حقیقت به وسیله قلبه یا القای شیطان در خیالمون؟ ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاک ما در همه‌جا شریعت الهی است، اگر در این فضا آن‌چه قلب حسّ کرد موجب تعظیم ربّ و شدت عبودیت شما شد می‌توان به آن حالت امیدوار بود. موفق باشید

10946
متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: رهبری انقلاب چند هفته پیش فرمودند که : امام هم بسیج را درست کرد، هم جهت را نشان داد. امام فقط نگفت حرکت کنید، راه بیفتید، احساس مسئولیّت کنید، بسیجى باشید؛ نه، گفت که چه کار کنید. به ما گفت هرچه فریاد دارید بر سر آمریکا بکشید. این یعنى جهت دادن؛ یعنى یاد دادن که چه کار کنید، کدام طرف بروید، کجا را نشانه بگیرید؛ این را به ما یاد داد. نکته جالب برای بنده این hست که شما چند ماه پیش از مقاله معروف دکتر داوری حمایت کردید که در جای خود کار عالمانه و درس آموزی بود. اما از طرف دیگر شما تمام قد از رهبری هم دفاع می کنید و سخنان و مدیریت و راهکار ایشان را عبور دهنده ما از غرب می دانید. و امام خمینی را هم که بدون هیچ ان قلتی تایید می کنید. اما به نظر می رسد که مرگ بر آمریکا گفتن افراطی عامه دوستان حزب اللهی ما که اتفاقا شما هم با آن مخالفید، حاصل تعلیمات امام و رهبری است که یک نمونه اش را بنده به عنوان شاهد اول سوالم آورده ام. به نظر می رسد که لااقل در این مورد خاص، جمع کردن صحبت های امام و آقا و دکتر داوری امری تناقض برانگیز باشد. چرا که خود امام و رهبری بودند که بارها و بارها آمریکا و چند دولت مستکبر را به عنوان دشمنان اصلی کشور و انقلاب معرفی کرده اند و حتی یک بار هم تاکنون از لفظ مدرنیته هم استفاده نکرده اند. چه برسد به این که برای آن سهم جدی قائل باشند. البته دعوا بر سر استفاده و یا عدم استفاده از فلان لفظ نیست. بلکه دعوا بر سر شناخت تمدن غرب و مدرنیته و روح حاکم بر آن است. امری که تاکنون هیچ کس در این کره خاکی نتوانسته ثابت کند که امام و رهبری واجد آن بوده اند. به نظر می رسد قضیه انقلاب اسلامی شده مثل قضیه مولانا که هر کسی از ظن خودش یار آن می شود. یعنی بنده معتقدم شما و آقایان فرهنگستان دارید ذهنیت خودتان را به انقلاب اسلامی تحمیل می کنید و این امر باعث می شود که مستمعین و خوانندگان آثار شما به تناقضات مختلفی در ذهن خود برخورد کنند که بنده تنها یک نمونه آن را ذکر کردم و گرنه لااقل تناقضات ذهنی بنده بسیار بیشتر از این هاست و تاکنون نه از شما و نه از شاگردانتان جواب قانع کننده ای در این باره نشنیده ام جز تکرار ادعا. امیدوارم که پاسخ تا حد امکان مبسوط شما به کم شدن این تناقضات بنده و برخی از رفقایمان بینجامد. ببخشید اگر لحن سوالم صریح بود. خداوند به شما طول عمر بدهد. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده از صحبت آقای دکتر داوری برداشت نکردم که نباید مرگ بر آمریکا گفت. ایشان می‌فرمایند این تنها یک شعار نباید باشد، بلکه باید تاریخ خود را بشناسیم تا مطابق جایگاه تاریخی خود عزم عبور از آمریکا در ما یک فرهنگ شود و به نظرم این مشکل امروز ما است که نسبت به شرایط تاریخی خود فکر نمی‌کنیم و به همین جهت پس از مدتی از شعارهای خود، که شعارهای مقدسی هم هست، نتیجه نمی‌گیریم و مأیوس می‌شویم. جایی برای یأس نیست ما باید زیرساخت‌های فکری و فرهنگی عبور از آمریکا را که حضرت امام و مقام معظم رهبری مطرح می‌کنند فراهم کنیم، وگرنه کمکی به حضرت امام و رهبری عزیز«حفظه‌اللّه» نکرده‌ایم. موفق باشید
9268

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: شما به من پیشنهاد دادید « ده نکته در معرفت نفس» را بخونم برای شروع (از خودشناسی به خداشناسی) و من مطالعه کردم برای ادامه راه لطفا راهنمایی ام کنید. سپاس
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی ده نکته معرفت نفس را با سی‌دی شرح آن دنبال کردید؛ جواب سؤال‌تان را که می‌خواستید رابطه‌ی بین خودشناسی و خداشناسی را بیابید، می‌گیرید. و اگر بخواهید موضوع را باز دنبال کنید خوب است برهان صدیقین را با سی‌دی شرح آن دنبال کنید. برهان صدیقین در کتاب «از برهان تا عرفان» هست. موفق باشید
8904
متن پرسش
با سلام و عرض ادب خدمت استاد طاهر زاده: بدینوسیله می خواستم از زحمات شما استاد عزیز برای نوشتن کتاب «خویشتن پنهان» که بی شک جزء یکی از بهترین کتابهایی بوده که توفیق خواندن آن را داشته ام تشکر نمایم. یکی از نکات خیلی عالی این کتاب واضح بودن مطالب و متن روان آن بود برای کسانی که تحصیلات حوزوی ندارند. یک سوالی که از محضر شما داشتم این است که بعد از این کتاب چه کتاب یا کتابهایی را برای دروس معرفت نفس سفارش می نمایید؟ موفق و پیروز باشید
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام‌علیکم: کتاب معاد را دنبال بفرمایید که یک نوع خودشناسی عمیق‌تری است. البته سعی بفرمایید صورت شرح آن کتاب را هم داشته باشید. موفق باشید
8603
متن پرسش
سلام یکی از کاربرا سوال کرده بود که احساس میکنه زمان براش خیلی زود سپری میشه و شما پیشنهاد کرده بودید که عالم انسان دینی رو مطالعه کنه می خواستم بدونم احساس زود سپری شدن وقت چه ربطی به این کتاب شما داره چون من این کتاب رو مطالعه کردم و ربطی بین این دو موضوع ندیدم و سوال بعدی اینه که چرا بعضی ها این احساس زود سپری شدن روزها رو دارن و بعضی ها ندارن این ریشه در چی داره؟ تشکر
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: 1- در کتاب «عالم انسان دینی» متوجه می‌شوید که می‌توان در عالم حضوری ماوراء گذشته و آینده داشت که همان حضور در «حال» است و از آن طرف در آن کتاب متذکر روح غربی می‌شوید که انسان بین بی‌خیالی از یک طرف و بین گرفتارشدن در گذشته و آینده مانده است. این‌توجه به این دو نکته انسان را به تعادل می‌آورد 2- بعضاً این حالت به جهت غلبه‌ی وجه تجرد است و بعضاً به جهت بی‌خیال‌بودن. اولی را باید نگهبانی کرد و دومی را باید تصحیح نمود. موفق باشید
8011
متن پرسش
استاد بزرگوارم سلام علیکم استاد اگر ائمه در مقام انسان کامل بالفعل هستند پس باید بدن شان نیز حرکت جوهری اش به اتمام رسیده باشد آیا این گونه است ؟ پس اگر این گونه باشد نیاز به خوردن و خوابیدن و نوشیدن ندارند پس شهوتی هم نباید در میان باشد همچنین اگر بدن ائمه یک بدن کامل باشد نباید خصوصیات دنیایی داشته باشد در حالی که در سیره ی ائمه هم یک زندگی عادی می بینیم و هم گاهی که از ایشان از حقیقتشان سوال می شود چیز هایی نشان می دهند که غیر حالت معمول است با این وصف آیا بدن دنیایی ائمه نه کامل به معنی مجرد است و نه دنیایی مثل بقیه بلکه یک نوع سومی در کار است؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: عنایت داشته باشید که از جهت جسم و نفس ناطقه بین ائمه«علیهم‌السلام» و سایر افراد تفاوتی نیست. تفاوت در نور عظمت است که آن ذوات مقدس با آن ارتباط دارند و سعی می‌کنند خود را مطابق آن نور عظمت قرار دهند و موفقیتشان در همین موضوع است و نفس ناطقه‌ی آن‌ها با هماهنگی کامل با نور عظمت به کمال خود می‌رسد حضرت صادق (ع) در آن رابطه فرمودند: «إنّ اللهَ خَلَقَنا مِنْ نورِ عَظَمَتِه» خداوند ما را از نور عظمت خود آفرید. تفاوت در آن است که آن کمال و آن عصمت را به آن‌ها داده‌اند و در عین داشتن غضب و شهوت خود را در ذیل نور عظمت در عصمت نگه داشته‌اند و حفظ خود در این مقام در عین وجود غضب و شهوت، موجب تکامل برای نفس ناطقه‌ی آن‌ها خواهد شد زیرا توانسته‌اند پس از سال‌ها باقی‌ماندن در عصمت، عصمت را ملکه‌ی نفس ناطقه‌ی خود گردانند و خوردن و زندگی‌کردن آن‌ها برای تحقق چنین مقصودی است. موفق باشید
795

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی با عرض سلام خدمت جنابعالی جناب استاد اینکه مرحوم ایت ا... بهاء الدینی فرمودند در حق شهریار دعا کردم دیدم برزخ از او برداشته شد ایا منظور این است که مرحوم شهریار وارد قیامت گردید؟
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: به او کمک شد تا فشار برزخ نداشته باشد و در عین زندگی در عالم برزخ، با انوار قیامت مرتبط گردد. موفق باشید
23826

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و خدا قوت خدمت استاد عزیز: در کتاب جوان و انتخاب بزرگ فرموده اید: «قصدتان از ورزش تسلط پیدا کردن بر بدنتان و بر میل های افراطی آن باشد. ولی اگر هدفتان قوی شدن بدن و خودنمایی شد، از ورزش کردن نتیجه ای نمی گیرید.» چند سوال: ۱. ورزش به قصد قوی شدن بدن و داشتن اندامی متناسب آیا برای انسان دینی جایگاهی دارد؟ ۲. آیا اگر کسی که اندام متناسبی ندارد ورزش و تغذیه خود را به گونه ای تنظیم کند که بدنی متناسب داشته باشد از عالم دین خارج است و در امیال به سر می برد؟ اصلا تعریف درستی از متناسب می توان ارائه داد؟ صرفا یک مقایسه با افراد معمولی یا آنچه که در علم پزشکی جدید به عنوان شاخص توده بدنی معرفی می شود می تواند تناسب را تعریف کند؟ ۳. آیا این قصدی که شما بدان اشاره فرمودید ورزش خاص خود را طلب نمی کند یا هر ورزشی می تواند در جهت این قصد موثر باشد؟ نظر به اینکه ما در ورزش های مختلف در بطن حرکت هایی قرار می گیریم که هر کدام برای هدفی طراحی شده اند که به طور کلی در جهت قدرت، سرعت یا تمرکز بیشتر است. آیا این اهداف با آنچه شما می‌فرماید قابل جمع است؟ ۴. جایگاه ورزش قهرمانی که حضرت آقا بدان تاکید دارند کجاست؟ آیا صرفا جنبه تبلیغاتی دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. فکر نمی‌کنم. مگر به عنوان وسیله‌ای برای انجام وظایف لازم. ۲. مسلم از دین خارج نشده ولی از بدنی مناسب برای انجام وظایف خود محروم گشته‌است به همین جهت حضرت علی علیه السلام می‌فرمایند: «و قوّ علی خدمتک جوارحی» یعنی از خداوند تقاضا دارند که برای انجام وظایف خود،‌ جوارح و اعضای بدنشان را قوت بخشد. ۳. به نظر می‌آید می‌شود آن‌ها را جمع کرد. ۴. خودِ حضرت آقا فرمودند: ورزش قهرمانی به جهت آن‌که با تمرکز و پشتکار همراه است ارزش دارد. موفق باشید

23583

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام خدمت استاد گرامی: ۱. ببخشید استاد به عقیده ای رسیدم که خواستم نظر شریف شما را بدانم؟ اگر اشتباه است صحیح آن را بفرمایید. خداوند به انسان عقلی داده که بوسیله آن حقایق را می فهمد و قلبی که آن حقایق را تصور می کند و اعضایی که آن حقایق را در عالم ماده به ظهور می رساند، پس انسان در برزخ خود با واردات قلبی که همان اخلاقیات انسان می باشد درگیر است و در قیامت خود با واردات عقلی که شامل اعتقادات اوست درگیر می شود. ۲. جایی از سخن شما را دیدم که فرموده بودید امام خمینی (ره) نتیجه سلوک علامه قاضی است. من بارها برآیم سوال بود که شیوه امام صحیح است که برای لحظه های خود برنامه ریزی می کردند و کارهای شخصی را انجام می دانند یا سیره علامه طباطبایی که در احوالات ایشان آمده اکثر اوقات را مطالعه می کردند و بیشتر امور شخصی ایشان را همسر یا فرزندان انجام می دانند و ایشان اصلا در قید زمان نبودند؟ حالا گفته شما موید این سخن است که سیره امام جامعیت دارد برای الگو گیری؟ خودم به این نتیجه رسیدم که مومن باید در امور دنیایی و آخرتی جمع کند و از هیچ کدام غفلت نکند که سیره اهل بیت همین است ولو اینکه وقت نکند بسیاری حقایق را در دنیا بفهمد ولی در آخرت می فهمد، دنیا محل خودسازی است، آیا درست است؟ ۳. چرا بعضی از اساتید بزرگوار نظیر آقای شجاعی و آقای صمدی و .. سعی دارند افراد را با عالم مثال مرتبط کنند؟ خوب مگر اراده الهی این نیست که ما در عمر مقرر در حجاب ماده او را و اهل بیت را اطاعت کنیم؟ اگر انسان با کشف و شهود بهتر بندگی می کند پس چرا دراویش بندگی نمی کنند؟ مثلا بندگی هم بکنند چه مزیتی دارد؟ اگر انسان راه خود را و مطالب علمی را بهتر می فهمد پس چه نیازی به این همه ریاضت های علمی است که علما کشیدند؟ مگر امام حسین علیه السلام نبودند و مگر حضرت ابراهیم نبودند و مگر علامه طباطبایی نبودند که به عالم مثال پشت کردند و امور را در حجاب ماده به پیش بردند؟ ۴. بنده چون حدود ده سال است به لطف الهی مطالعات خوبی روزی ام شده مطالب عقلی را با اینکه فلسفه نخواندم به خوبی می فهمم و الحمدلله جدیدا هر کتابی را آغاز به خواندن می کنم حقایق زیاد دیگری در ذهنم حاصل می شود. ولی دغدغه جدید گرفته ام که آیا من که نمی توانم حقایق را با کشف و شهود ببینم ایراد و نقصی دارم که از آن غافلم و این دغدغه که نکند تمام دریافت های عقلی ره آورد شیطان باشد و من راه را غلط رفتم و خیالات است که جای عقل نشسته؟ البته هر چه دریافت کرده ام وقتی به قرآن و روایات و علوم علما عرضه می کنم حق بودن آنها را خودم استنباط می کنم. ۵. بعد از مدتی که به شدت دچار قبض و بسط های متعدد می شدم حدود چند وقتی است آرامش وصف ناپدیری وجودم را فرا گرفته و اصلا اثری از علاقه به رذایل اخلاقی که قبلا با آنها دست و پنجه نرم می کردم نیست، احساس می کنم تازه عاقلانه رفتار می کنم آیا این تصورات من کاذب نیست؟ البته قابل بیان است به لطف خدا سه سال است در بندر عباس دور از خانواده زندگی می کنیم و روابط بسیار محدود تر از قبل شده، ولی خیلی می ترسم نکند منتقل شویم نزدیک اطرافیان و دوباره من در عالم پر از وهم آنها فرو روم و رذایل برگردد هر چند بعید می بینم مگر غفلت کنم. واقعا عذر خواهی می کنم که با سوالات سطح پایین خود شما اذیت می شوید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. فکر می‌کنم چه در قیامت و چه در برزخ، قلب و عقل هر دو در صحنه باشد. ۲. خوب است. ۳. هر اندازه انسان بهتر رعایت دستورات الهی را بکند، بدون ریاضت‌های افراطی؛ خداوند بهتر حقایق آسمانی و معنوی را در مقابل او می‌گشاید. خداوند در سوره‌ی اعراف آیه‌ی ۴۰ می‌فرماید: «إِنَّ الَّذينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا وَ اسْتَكْبَرُوا عَنْها لا تُفَتَّحُ لَهُمْ أَبْوابُ السَّماءِ» برای کفار درهای آسمان را نمی‌گشاید. یعنی خداوند انسان‌های مؤمن را هر اندازه مصلحت بداند، متوجه‌ی حقایق بالا می‌کند. ۴. عمده، رعایت دستورات شرع است. خداوند خودش آن‌چه را لازم است به قلب انسان‌ها الهام می‌کند. ۵. همین‌طور که می‌فرمایید خوب است، چرا بی‌دلیل فکر کنیم تصورات‌مان کاذب است؟ در حالی‌که شریعت الهی تکلیف هر عملی را روشن نموده است. موفق باشید

21442

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
عرض سلام و احترام خدمت استاد محترم: بنده هر سال به زیارت حضرت رئوف علیه السلام مشرف می شوم و همینطور سه سال است که عتبات عالیات مشرف می شوم بحمدالله. نکته ای که ذهنم را مشغول کرده، این است که هر بار احساس می کنم امام را نمی فهم و این حس بعد و دوری و عدم درک امام در هر بار زیارت نسبت به زیارت قبلی شدیدتر است و قلبم را ناراحت می کند. با اینکه بنده در حد توان و بنا به هدایت و توفیق الهی در جهت کسب معرفت فکری و قلبی نسبت به حضرات معصومین علیهم السلام تلاش می کنم. دلیل این حس نفهمیدن و عدم درک امام چیست؟ و چه باید کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چیز خوبی است که انسان در عین میلی که خداوند جهت زیارت اولیاء در قلب او انداخته است، در زیارت آن ذوات مقدس به ما نشان دهد که راهْ بسیار طولانی است. موفق باشید

21391
متن پرسش
سلام علیکم: 1. خب اینکه انسان قبل از تولد انتخاب می کند پس ما تبلیغ چه چیزی را کنیم؟ چه امیدی به هدایتش داشته باشه باشیم او انتخاب کرده؟! تلاش برای هدایت بیهوده نیست؟ ۲. آیا حیوانات در این دنیا یک نوع امتحان می شوند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- انسان از قبل دارای ملکه‌ی انتخاب بوده و همواره روحیه‌ی انتخابگری را دارد و هر لحظه می‌تواند انتخاب خود را تغییر دهد و تذکر و تبلیغ برای بهترانتخاب‌کردن است 2- خوب است در این موردبه تفسیر آیه‌ی « وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا طائِرٍ يَطيرُ بِجَناحَيْهِ إِلاَّ أُمَمٌ أَمْثالُكُمْ ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْ‏ءٍ ثُمَّ إِلى‏ رَبِّهِمْ يُحْشَرُونَ» (38)/مائده) رجوع فرمایید که علامه در تفسیر المیزان به نحوی برای سایر حیوانات اختیار قائل‌اند زیرا آیه می‌فرماید: «إِلاَّ أُمَمٌ أَمْثالُكُمْ». موفق باشید

21331

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: سوالی داشتم خدمتتون. سوال: شما در بحث هدف زمینی آدم (ع) فرمودید که امتثال ملائکه برای سجده بر آدم و در مقابل آن تمرد شیطان از سجده همه اموری تکوینی بودند. سوالات: ۱. اگر وجود شیطان طوری بود که تکوینا مخالف وجود انسان بود پس چرا خداوند او را امر به سجده کرد چرا که این کار او از سر تشریع و اراده نبوده بلکه امری وجودی بوده است. علاوه بر این ظاهر آیات این را می رساند که شیطان تشریعا این کار را انجام نداد و نه تکوینا (۱۲/اعراف) زیرا خودش می گوید چون من از او برتر هستم سجده نکردم. او نگفت که من وجودا با او مخالف هستم. ۲. اگر این امر خداوند امری مولوی نباشد و همان طور که فرمودید عصیانی به دنبال نداشته باشد پس چگونه خداوند سبحان شیطان را مطرود از درگاه خود اعلام کرد، زیرا در این صورت او اصلا گناهی نکرده است؟ ۳. علاوه بر این شما فرمودید که شیطان بنیانا در مقام عصیان است، اگر چنین است پس چطور آن همه سال خداوند را عبادت کرد در حالی که بنیانا عصیان کار است‌، و اصلا آیا ممکن است خداوند موجودی را بنیانا عصیان کار خلق کند؟ با تشکر از وقتی که می گذارید. یا علی.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- منظور علامه طباطبایی از آن جمله آن است که خداوند چنین بستری را تکویناً فراهم کرد ولی شیطان خودش با انتخاب خود شیطان شد. عیناً در مقابل این امر، طهارت تکوینیِ اهل‌البیت «علیهم‌السلام» را دارید که آن طهارت تکوینی، انتخاب را از آن‌ها نمی‌گیرد و آن‌ها هستند که باید آن را حفظ کنند 2- وقتی گفته می‌شود حکمی ارشادی است، یعنی آثار آن به طور مستقیم به خودِ طرف برمی‌گردد مثل آن‌که به کودکی بگوییم نزدیک بخاری نشود، وگرنه می‌سوزد 3- شیطان کاری کرد که بنیانش بدی شد و اراده کرد و قسم خورد که بندگان خدا را گمراه کند. و به این معنا می‌توان گفت بنیانِ او عصیان است. موفق باشید

21141
متن پرسش
با سلام: خیلی با تردید به شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید مراجعه می کنم از طرفی هم می بینم حرفهای خوبی را اطراف کلام امام علی علیه السلام مطرح می کند. خواستم نظرتان را راجع به این شخصیت و شرح نهج البلاغه اش بفرمایید. تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده در بسیاری موارد آن شرح قابل استفاده است و در بعضی موارد بی‌نظیر است. موفق باشید

20129
متن پرسش
سلام استاد: 1. سوالی که داشتم این است که: آیا غرب به دلیل تعارض علم جدید با دین، دین را کنار گذاشت یا اول دین را کنار گذاشت و بعد به علم جدید رسید؟ یا اول یک سری از آن ها دین را کنار گذاشتند و محور را نفس اماره ی خود گرفتند و طبق این نیاز به ارضای امیال بی نهایت پیدا کردند و در پاسخ گویی به این نیاز علم جدید که بهتر بگوییم فن را به وجود آوردند که زرق و برق و کشش این فن و حاصل آن که تکنیک است همه ی جامعه ی آن جا را به خود جلب کرد و فرهنگ پشت این تکنیک و به اصطلاح علم یعنی ارضای نفس اماره روی همه ی مردم آن جوامع اثر گذاشت که کاملا این فرهنگ با دین متعارض است و از این جا تعارض بین علم و دین ایجاد شد و دین به کنار رفت؟ یا این که چون دین آن ها تحریفی بود و ضد عقل بود با علم جدید تعارض پیدا کرد و اگر در جامعه ی مسلمین بود تعارضی بین دین و علم به وجود نمی آمد؟ 2. یک سوال دیگر که داشتم این که در مورد تاریخ تمدن غرب و فلسفه غرب چه کتابی بخوانم؟ 3. به ترتیب کتاب های: گزينش تكنولوژي از دريچه‌ی بينش توحیدي، «خطر مادی‌شدن دین»، «علل تزلزل تمدن غرب»، «فرهنگ مدرنيته و تَوهّم» را خواندم اگر بخواهم بیشتر در مورد غرب شناسی کار کنم چه کتاب هایی را مطالعه کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- بعد از رنسانس و برای آزادشدن از قرون وسطی، روحیه‌ای تاریخی در مردم غرب پیدا شد که حاصل آن نظر به طبیعت بود و در اختیارگرفتنِ طبیعت. و در راستای چنین روحیه‌ای جایگاه دین به‌خصوص که دینی فردی به نام مسیحیت در صحنه بود، در امور شخصی قرار گرفت و بدین لحاظ می‌توان علت سکولارشدنِ شخصیت انسانِ غربی را مدّ نظر قرار داد 2- مباحث فلسفه‌ی غرب که اساتید در سایت «روزگارِ نو» بدان پرداخته‌اند، مطالب مفیدی در اختیار شما می‌گذارد. از آن حساس‌تر کتاب‌های آقای دکتر داوری است که می‌تواند کمک کند. موفق باشید

نمایش چاپی