بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
18715

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و خدا قوت: داستان هایی که در مورد عروسی جنیان یا ازدواج برخی افراد با جن شنیده می شود، ظاهرا با مبانی کتاب جن و جادوگر شما جور در نمی آید، آیا این داستان ها از اساس غلط است یا تفسیر خاصی دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در همان کتاب، روشن می‌شود که این داستان‌ها چه اندازه خیالی و دروغ و پوچ و وَهمی است. موفق باشید

18594

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب خدمت استاد گرامی: لطفا در مورد این عبارت توضیح بفرمائید: حضرت فاطمه زهرا (س) نفس کل است و رسول خاتم و امیر مومنان علیهما السلام عقل کل هستند. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «مقام لیلة‌القدری حضرت فاطمه«سلام اللّه‌علیها» مطالبی هست که به طور کلی متوجه‌ی چنین معارفی خواهید شد. این‌ها چیزی نیست که با یک سؤال و جواب قابل ذکر باشد. موفق باشید

18489
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: با توجه به آیات و روایات زیر: «إنَّ فی کِتابِ عَلیٍّ إنَّ أشَدَّ النَّاسِ بَلَاءً النَّبیّونَ ثُّمَ الوَصیُّونَ ثُّمَ الأمثَلُ فَالأمثَلُ وَ إنَّما یُبتَلَی المُومِنُ عَلَی قَدر أعمالِهِ الحَسَنَةِ فَمَن صَحَّ دِینُهُ وَ حَسُنَ عَمَلُهُ أشتَدَّ بَلَاؤُهُ وَ ذَلِکَ أنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَم یَجعَل الدُّنیا ثواباً لِمُؤمِن وَ لَا عُقُوبَة لَکافِر وَ مَن سَخُفَ دینُهُ وَ ضَعُفَ عَمَلُهُ قَلَّ بَلَاؤُهُ وَ أنَّ البَلَاءَ أسرَعُ إلَی المُومِنُ التَّقیِّ مِنَ المَطَرِ إلَی قَرَار الأرض.» درکتاب علی آمده: شدیدترین بلاها در بین آفریدگان، نخست به پیامبران و سپس به اوصیاء می رسد و آنگاه به مثل و شبیه ترین مردم به آنها. مومن به مقدار نیکی هایش آزموده می شود. هر که دینش درست و کارش نیک باشد، بلایش شدیدتر است، چرا که خدای عزوجل دنیا را مایه پاداش مومن قرار نداده و نه وسیله عذاب کافر. اما آن که دینش نادرست و کارش سست باشد، بلایش اندک است. بلا به انسان مومن پرهیزکار زودتر می رسد تا باران به سطح زمین. اصول کافی (ط-الاسلامیه) «عن رسولِ اللّه ِ صلى الله عليه و آله :إذا أحَبَّ اللّه ُ عبدا ابْتَلاهُ ، فإذا أحَبّهُ اللّه ُ الحُبَّ البالِغَ افْتَناهُ . قالوا : و ما افْتِناؤهُ؟ قالَ : لا يَتْرُكُ لهُ مالاً و ولَدا» پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: هرگاه خداوند بنده اى را دوست بدارد، مبتلايش مى گرداند و چون فراوان دوستش بدارد او را به فنا مى كشاند. عرض كردند: چگونه او را به فنا مى كشاند؟ فرمود: مال و فرزندى برايش باقى نمى گذارد. بحارالانوار «الإمامُ الباقرُ عليه السلام: إنَّ اللّه َ تباركَ و تعالى إذا أحَبَّ عبدا غَتَّهُ بالبلاءِ غَتّا و ثَجَّهُ بالبلاءِ ثَجّا ، فإذا دعاهُ قالَ : لَبَّيكَ عبدي ، لَئنْ عَجّلْتُ لكَ ما سَألتَ إنّي على ذلكَ لَقادرٌ، و لكنِ ادَّخَرْتُ لكَ، فما ادَّخَرتُ لكَ خيرٌ لكَ» امام باقر عليه السلام: هرگاه خداوند تبارك و تعالى بنده اى را دوست داشته باشد، او را در غرقاب بلا فرو مى برد و باران بلا بر سر او فرو مى ريزد و چون او خدا را بخواند، مى فرمايد: لبّيك بنده من؛ اگر بخواهم خواسته ات را زود برآورده سازم مى توانم، اما آن را براى تو مى اندوزم و آنچه برايت بيندوزم، تو را بهتر است. «الإمامُ الصّادقُ عليه السلام ـ و عندَه سديرٌ ـ : إنَّ اللّه َ إذا أحَبَّ عبدا غَتَّهُ بالبلاءِ غَتّا ، و إنّا و إيّاكُم يا سديرُ لَنُصبِحُ بهِ و نُمْسي» امام صادق عليه السلام ـ در حضور سدير ـ فرمود: خداوند هرگاه بنده اى را دوست بدارد او را در بلا غوطه ور مى سازد. اى سدير! ما و شما روز و شبمان را با بلا سپرى مى كنيم. «عنه عليه السلام: إذا أحَبَّ اللّه ُ قَوما أو أحبَّ عبدا صَبَّ علَيهِ البلاءَ صَبّا، فلا يَخرُجُ مِن غَمٍّ إلاّ وقَعَ في غَمٍّ» امام صادق عليه السلام: هرگاه خداوند مردمى يا بنده اى را دوست بدارد بر سر او بلا مى ريزد و از غمى به در نمى آيد مگر آن كه در غمى ديگر فرو مى افتد. 1. آیا'می توان نتیجه گرفت اگر بخواهیم محبوب خدا شویم باید طلب بلا از خدا بکنیم و محبوبین خدا بسیار بلا می بینند. 2. بلا فقط به معنای افتادن در رنج و سختی است یأ معنای وسیع تری همه دارد؟ 3. جایگاه عافیت خواستن از خدا کجا قرار می گیرد؟ لطفا کمی شرح دهید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این یک قاعده است که انسان و یا جامعه اگر در مسیر تعالی ایمانی قرار گیرد، به طور طبیعی با موانع گوناگونی روبه‌رو می‌شود و روایات مذکور متذکر این نکته‌ی مهم است تا افراد از این موضوع غفلت نکنند. زیرا تعالی هر فرد و هر جامعه‌ای در إزاء تقابل با موانع پیش می‌اید. نمونه‌ی اجتماعی این امر را در حضور تاریخی انقلاب اسلامی ملاحظه می‌کنید که چگونه نظام استکباری و ارتجاعی دنیا در مقابل آن می‌ایستند. طلب عافیت به این معناست که انسان‌ها در چنین شرایطی از حضرت حق بخواهند به‌خوبی از این موانع عبور کنند و مثل ریزش‌های انقلاب، کم نیاورند. موفق باشید

18424
متن پرسش
با سلام خدمت استاد بزرگوار: بنده دانشجوی پزشکی هستم و بعد از مطالعات غرب شناسی و معرفت نفس از جنابتان، بیشتر به ناتوانی پزشکی مدرن در حل مشکلات بشر پی بردم. پزشکی مدرن حتی برای انسان مدرن هم جواب گو نیست. سوال بنده اینجاست که آیا در حوزه ی پزشکی هم ادبیاتی به نام گذار می تواند معنی داشته باشد؟ همانطور که در سایر حوزه ها برای گذشتن از غرب، در فضای انقلاب اسلامی، باید طرحی برای گذار داشت. (البته به نظر بنده) اگر همین طور است. لطفا راهنمایی بفرمایید چه مسیری از نظر مطالعاتی باید دنبال کنم؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده جای توجه به این بحث هست از این جهت که جایگاه داروهایی که میدان ترمیم بیماری‌ها را از طریق نفس تنگ می‌کند بیشتر روشن کنیم و موضوع پرهیز را جدی‌تر بگیریم از آن جهت که رسول خدا فرمودند «المعدة بیت کل داء و الحماء اصل کل دواء» معده خانه‌ی همه‌ی بیماری‌ها و پرهیز اساس همه‌ی درمان‌ها است. موفق باشید

17546
متن پرسش
به نام خدا با عرض سلام و احترام: چگونه می توان شفا بودن تربت سید الشدا را با عرفان نظری تبین نمود؟ با تشکر فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که نسبتی بین جسم انسان و روح او بر قرار است، نسبتی بین تربت حضرت امام حسین«علیه‌السلام» با وجود قدسی آن حضرت و محل دفن ایشان برقرار است. و در این رابطه خداوند در تربت آن حضرت شفا قرار داده است. موفق باشید

16233
متن پرسش
سلام استاد عزیز: خدا قوت خدمت شما لطفا در زمینه بر طرف کردن حسادت کمکم کنید. احساس می کنم که نسبت به کسانی که با آنها در ارتباط هستم و در یک رده هستیم حسادت دارم هم در مسائل معنی و سیر و هم در درس و گاها کینه می گیرم. خیلی ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد می‌شود در این مورد کتاب شریف «شرح حدیث جنود عقل و جهل» از حضرت امام را دنبال کنید. حضرت امام«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» در آن‌جا روشن می‌کنند که وقتی حضرت حق آن‌چه نیاز حقیقیِ ما بوده است حقیقتاً از ما دریغ ننموده، پس اگر چنین امکاناتی که در دست بقیه است، نیاز ما بود حتماً خداوند به ما می‌داد. چه اندازه خداوند به ما رحم کرده و آن‌چه را که نیاز نداشته‌ایم، به ما نداده است وگرنه وبال گردن ما می‌شد. موفق باشید    

15904
متن پرسش
با عرض سلام و تشکر از پاسخگویی شما: استاد اینکه بعضی می گویند در هنگام احتضار و عارض شدن سکرات مرگ دیگر توبه پذیرفته نیست آیا صحیح است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌گویند. زیرا «توبه» باید در مقابل جذبه‌های نفس امّاره باشد تا با عبور از آن جذبه‌ها و رجوع به حق، «توبه» صورت بگیرد. در سکرات مرگ، دیگر نفس امّاره‌ای در میان نیست تا عبور از آن معنا دهد. موفق باشید

15179

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: تشکر از استاد بخاطر کتب خوب و سخنرانی های پر محتواشون. بنده میخوام تمام اعتقادات خودم رو کاملا عقلی و با استدلالت قوی (مثل بالاتر از برهان نظم و ... ) اثبات کنم اگر می شود سیر اثبات یا کتابی خوب در این زمینه معرفی بفرمایید. تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که سعی بنده آن است که عقلِ مخاطبان را مدّ نظر قرار دهم، فکر می‌کنم سیر مطالعاتیِ روی سایت، جواب‌گوی جنابعالی باشد. موفق باشید 

14359
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: با عرض تسلیت به مناسبت شهادت مظلومانه آیت الله شیخ نمر و رحلت آیت الله شجاعی و آرزوی علو درجات برای ایشان. در تفسیر سوره حمد فرمودید که اگر کسی با یکی از اسماء الهی ارتباط پیدا کند از آنجا که هر اسمی همه ی اسما را شامل می شود به همه ی اسامی الهی متصل شده، و قبلا در جایی دیگر فرموده بودید که اگر کسی بتواند ولو ضعیف با اسم جامع الهی مرتبط باشد (ذیل نور اهل بیت علیهم السلام و الا نه ولایت فقیه) به مراتب از کسی که با یکی از اسماء الهی مرتبط است مثلا با اسم شافی و شفا می دهد جلوتر است، وجه تمایز این دو فرمایش شما در کجاست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم رویکرد انسان است. اگر کسی به دنبال حضرت اللّه به‌عنوان جامعِ اسماء باشد ولی نظر به اسم حَیّ بکند، از طریق همان اسم با حضرت اللّه مرتبط می‌شود. پس مهم آن است که انسان بنده‌ی حضرت اللّه باشد، وگرنه اگر رویکردش صرفاً به اسم شافی است از نور جامع اللّه محروم خواهد بود. موفق باشید

13964
متن پرسش
سلام علیکم: آقای استاد طاهر زاده بنده بین کتب شما و کتب شهید مطری مردد هستم به چندین نفری که مراجعه داشتم جواب های مختلفی می دهند از شما استاد گرامی خواستار هستم که نظر نهایی را به بنده اعلام کنند تا بند برنامه ریزی کافی را داشته باشم. ومن الله التوفیق
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر مدتی با افکار شهید مطهری مأنوس شوید منوّر به خوب‌فهمیدن و خوب‌عمل‌کردن می‌شوید. موفق باشید

13496
متن پرسش
با سلام: در خصوص سوال 13441: اینکه حضرتعالی می فرمایید که بعد از اینکه دنیا به اتمام رسید مدتی طول می کشد تا با نفخه ی دوم قیامت ظهور کند، با توجه به اینکه دیگر بحث زمان مطرح نیست جگونه می توان این مدتی طول می کشد که در دل خود بحث زمان را دارد توجیه کرد؟ آیا می توان اینطور تصور کرد که برزخ جایی است که شرایط ورود به مراحل بعدی برای شخص فراهم می شود و مرحله ای است که پیش نیاز مرحله ی بالاتر است؟ اگر اینطور بتوان برزخ را تعریف کرد می توان گفت که شرایط دنیا در زمان حضرت مهدی عجل الله فرجه الشریف و دوران رجعت به نوعی برزخ عالم ماده است برای قیامتی شد و این اشکالی ایجاد نمی کند؟ شما می فرمایید در رجعت همه ی انبیا و اولیا رجعت می فرمایند ولی بعضی روایات می فرمایند همه ی معصومین رجعت نمی کنند به نظر شما این دو با هم تناقضی ندارند و اینکه همه ی حضرات معصومین علیهم السلام رجعت کنند را عقل بیشتر تایید می کند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باز تأکید می‌کنم چون در برزخ باید نسبتی که ما با دنیا و عالم ماده و ابزارهای عالم ماده داشته‌ایم، تغییر کند بعد از رجعت و حضور حضرت مهدی«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف» برزخی باید در میان باشد. زیرا در رجعت هنوز ما در دنیا هستیم هرچند که شدت مادی‌بودن آن کم شده است 2- در این‌که چه کسانی خودشان رجعت می‌کنند و چه کسانی سیرشان به تاریخ برمی‌گردد و به یک معنا رجعت می‌کنند؛ بحث است و نمی‌توان به یک نظر قاطع رسید. موفق باشید

11968
متن پرسش
سلام استاد: یک راه و روش به ما نشان دهید که در مسیر رسیدن به کمال و کسب معرفت در این مسیر در مفهوم و تفکر نمانیم یا بهتر بگویم در علم الیقین نمانیم و بتوانیم به منزل عین الیقین و بعد از آن به منزل حق الیقین برسیم؟ بنده بعضی مواقع در راه شناخت و معرفت به حقیقت مخصوصا معرفت النفس آنچنان از شناخت و معرفتی که بدست می آورم شور و شعف دارم که نمی توانم وصف کنم اما وقتی خوب توجه می کنم می بینم هنوز در مرحله علم الیقینم و درگیر مفاهیم هستم و درک مفاهیم است که باعث شعف بنده می شود، که فهم این موضوع خود باعث نوعی غصه و اندوه در من می شود، بنده نمی خواهم در این مرحله و در حد مفاهیم و علم بمانم اما نمی دانم چه کنم و از چه راه و روشی از دنیای مفاهیم بیرون بیایم و به اصل و عین برسم و بعد از آن بتوانم به حق الیقین و.... لطفا استاد گرامی بنده را راهنمایی کنید. التماس دعا صلوات بر محمد و آل محمد
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف همان است که در جواب سؤال شماره‌ی 11968 عرض شد. بعد از آن بحث کتاب «معاد» را با شرح آن دنبال کنید.

«کار ما از خلق شد بر ما دراز  / چند از این مشت گدای بی‌نیاز»

«تا نمیری از خود و از خلق پاک   /  بر نیاید جان ما از خلق پاک»

«محرم این پردة جان آگه است   /  زندة از خلق نه مرد ره است».

موفق باشید

8010
متن پرسش
سلام علیکم-ببخشید این دور منطقی نیست که شورای نگهبان کاندیداهای خبرگان را تایید میکنندوخود اعضای شورای نگهبان را هم رهبری تایید میکند وهمین خبرگان،دوباره رهبری را تایید میکنند؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: لازمه‌ی دور آن است که موضوع در قضیه ثابت و واحد باشد مثل آن‌که بگوییم A را B ایجاد می‌کند و همان B به خودی‌خود A را ایجاد نماید. ولی شورای نگهبان تنها مجتهدبودن کاندیدا را مشخص می‌کند و کاندیداها رهبری را تعیین می‌نمایند، نه آن‌که رهبری شورای نگهبان را تعیین کرده باشند تا شورای نگهبان رهبری را تعیین کنند. موفق باشید
7542
متن پرسش
با سلام فرمودید میرداماد گفته دهر حد زمان است مثل ماهیت که حد وجود است.آیا قیامت زمان دارد که زمانش حدی هم داشته باشد؟چرا بعضی افراد برای قیامت به جای زمان دهر قائلند؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: بحث دهر بحثی نیست که بتوان در حدّ سؤال و جواب دنبال کرد به‌خصوص که امثال ملاصدرا آن را نپذیرفته‌اند و برای خودشان هم دلایلی دارند. آن‌هایی که دهر را حقیقت زمان می‌دانند معتقدند در قیامت زمان دهری هست ولی وقتی زمان را علامت حرکت بدانیم و در قیامت حرکت معنا نداشته باشد دیگر زمان دهری هم معنا ندارد. موفق باشید
6748
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد عزیز معنای این شعر حافظ چیست دلبرا بنده نوازیت که آمو خت بگو که من این ظن به رقیبان تو هرگز نبرم
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب حافظ در این شعر نظر به روح قدسی انسان کامل دارد که چگونه روح سالک را می‌پروراند و خارج از دستگاه انسان کامل هیچ بُعدی از ابعاد انسان آن‌طور که شایسته است رشد نمی‌یابد. موفق باشید
5407
متن پرسش
باسلام و عرض خسته نباشید این سوال را قبلا ارسال کردم ولی به علت تاخیر پاسخ احتمال دادم که ارسال نشده باشد لذا دوباره آنرا ارسال میکنم : همان طور که میدانید قرآن از دوجنبه لفظ و محتوا دارای اعجاز است.و راه اثبات دین هم معجزه است پس راه اثبات الهی بودن اسلام اثبات اعجاز قرآن است.اما در مورد اعجاز لفظی که واضح است باید ادبای عرب زبان تشخیص بدهند و یک سری قواعد و اصول مشخصی دارد(اصول فصاحت و بلاغت) ولی سوال من در مورد اثبات اعجاز محتوایی است به این صورت که مبنای ما برای تشخیص برتری یک متن از متن دیگر از لحاظ محتوا چیست؟ آیا عقل است اگر چنین است در یک سخنرانی آیت الله جوادی آملی در نقد حقوق بشر فرمودند اینان مبنایی برای تنظیم حقوق بشر ندارند ، پس در واقع ما هم مبنایی برای تشخیص برتری قرآن از دیگر متون نداریم. پس به طور خلاصه سوالم را تکرار میکنم : آیا عقل مبنای اثبات اعجاز محتوایی قرآن است؟ آیا عقل می تواند و آنقدر کامل است که بتواند بدون وحی راهی که مناسبتر است را انتخاب کند؟ خوب اگر پاسخ شما به سوالات بالا مثبت است لطفاً به این سوال پاسخ دهید که آیا این جمله درست است: وقتی عقل مبنا باشد و کامل، هر حکم و گزاره ی دینی که خلاف عقل باشد باید کنار کذارده شود و اگر آن حکم قطعی الصدور از آن دین باشد ، باید آن دین کنار گذاشته شود.مثلا اگر به فرض محال اثبات شد که حکم قطع ید سارق که در قرآن ذکر گردیده بنابه دلایلی محکم غیر عقلانی است (و مثلا اگر به جای آن فلان حکم در مورد آنان اجرا شود اثر بهتری دارد )و چون این حکم قطعی الصدور از دین اسلام است(چون در قرآن آمده نه در روایات که بشود گفت شاید جعلی باشد) پس دین اسلام زیر سوال میرود. ضمنا شاید بگویید احکام یک جنبه ی معنوی دارد که ما از آن بی خبریم و حتی احکام غیرعقلانی لازم الاجرایند باید بگویم که اگر چنین توجیهی به کار برده شود آنوقت تثلیث در مسیحیت را هم باید پذیرفت چون شاید ما از جنبه معنوی آن بی خبر باشیم!باتشکر فراوان
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در سؤال 5351 جواب داده‌ام.
3218
متن پرسش
ما برای اثبات لزوم وجود پیامبر و امام، استدلال عقلی داریم. این استدلالِ عقلی‌ای که لزوم وجود پیامبر و امام را ثابت می‌کند، آیا لزوم وجود پیامبر یا امامی که باید زنده باشد را ثابت می‌کند؟ یا ثابت می‌کند باید امام و پیامبری بیایند اعم از این که الآن هم مصداق زنده‌اش لازم است باشد، یا این که لازم نبوده و همان پیامبر یا امام هزار سال قبل هم کافی است و ما می‌توانیم به سیرة همان موقع از او تمسک کنیم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: حجت خدا به اعتبار آن که حجت خداوند است باید همیشه باشد ولی سیره‌ی امام و نبی بدون آن‌که لازم باشد خودشان زنده باشند در تاریخ جاری است. مثل آن‌که شما در مبادی فقه به سنت رسول خدا«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» استناد می‌کنید در حالی‌که رسول خدا«صلواة‌الله‌علیه‌و‌آله» در حال حاضر رحلت کرده‌اند. موفق باشید
1346

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام.من در رشته ی پزشکی درس میخونم در مورد موضوع پایان نامه مزاحمتون میشم .یکبار هم باهاتون صحبت کردم ودر مورد تاثیری که سلامت روح میتونه روی سلامتی جسم اثر بگذاره صحبت شد و شما هم از رفلکس ها صحبت کردید،در کتاب انقلابتون هم خواندم که ما متاسفانه در سلامت جسممون فقط از مادیات استفاده می کنیم در حالی که روح مجرد ما می تواند در سلامت جسم خیلی مؤثر باشد (دستگاه دیالیز)،یا در کتاب پیروزی بر سرطان خواندم که عده ای با تصحیح تفکر مرگ و زندگی توانستند از سرطان های مرگ بار جان سالم به در ببرند،و این را هم میدانم که سرطان در واقع ازدست رفتن چرخه ی منظم تکثیر سلولهاست واز طرفی من یک مستند به نام ماتریکس در تلویزیون دیدم که آن ها در علم پزشکی به این عقیده داشتند که بدن انسان توسط یک میدان مغناطیسی تحت کنترل است وهر گونه اختلال در این میدان باعث بیماری می شود (شاید همان روح مجردی باشد که ما قبول داریم ولی آن ها زیر بارش نمی روند)،من جلد1 کتاب معرفت النفس علامه حسن زاده را هم خوانده ام وکم وبیش یک چیز هایی درک کردم،حال با توجه به همه ی این ها یک طرحی به نظرم رسیده و آن اینکه ما با تدریس علم معرف النفس به بیماران سرطانی شاید بتوانیم با متعادل کردن روح در مسیر صحیح خودش این خود سرانه کار کردن تکثیر سلول ها را جلویش را بگیریم.آیا فکر درستیه؟؟؟ولی وقتی به این موضوع فکر میکنم همیشه این سؤال برام مطرح میشه که چرا پس امام خمینی با آن روح متعادلشون سرطان معده داشتند؟ ببخشید سرتونو درد آوردم ولی خودتو میدونید شاید کس دیگری نمی تونه این طرز فکر منو درست کنه و ایرادشو بگیره لطفا کمکم کنید،و اگر کتابی هست که میتونه کمکم کنه معرفی کنید،انشالله عرفه روز ملاقات باشه براتون سلام ما را هم برسونید
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: تعلیم معرفت نفس می‌تواند مقدمه باشد که اگر طرف آماده شد به صورت حضوری با خود برخورد کند و با دفع خیالات منفی، اجازه می‌دهد روح او تمرکز لازم را بر روی جسمش داشته باشد – اگر روح او بنای انصراف از بدن را نداشته باشد – می‌تواند در حال بیماری‌اش مؤثر باشد. ولی اگر روح انسان مثل روح امام خمینی«رضوان‌الله‌علیه» بنای رفتن دارد دیگر درمان‌ها تأثیری ندارد، زیرا در این صورت بیماری‌ها مربوط به جسم نیست بلکه ظهور انصراف روح است. موفق باشید
469

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم در مورد آیه ٢٨سوره انعام نکته ی به ذهن حقیر رسیده است که تایٔید شما را می طلبد وآن این اینکه غیاب موجب غفلت و حضور موجب ذکر است .ماده موجب غیاب است وشی هرچه مجرد تر باشد حاضرتر است .در قیامت تمام عوامل غیاب از بین می رود نباید این غفلت از باطن اعمال نیز از بین رفته و باطن اعمال حضور پیداکرده ونمایان می شود از این رو معاندین از زشتی معصیت خود ابراز تنفر کرده وبازگشت برای اصلاح را طاالب می شوند واما دلیل اینکه دربازگشت دوباره مرتکب معصیت می شوند این است که در این عالم ,عوامل غیاب که همان ماده است فراهم است و لذا غفلت ضروری وگناه حتمی است و حرف تا کید (ل)در «لعادوا»بر همین معنا دلالت می کند.
متن پاسخ
علیکم السلام باسمه تعالی به نظر بنده برداشت خوبی است، مضافاً این‌که در آن دنیا نفس امّاره‌ای نیست که او را به گناه دعوت کند، ولی وقتی به این دنیا آمد باز همان شخصی است که با داشتن نفس امّاره سال‌ها به گناه دست زده بود. موفق باشید
21502
متن پرسش
با سلام محضر عبدالله طاهرزاده: در سوال 21498 فرمودید شاید هم تذکر فرشته باشد تا با عمق بیشتری دین را دنبال کنید. سوالی که پیش می آید اینست که ملاکی هست که بدانیم تردیدها منشا رحمانی دارند یا شیطانی و اگر فهمیدیم منشا شیطانی دارد باید بی اعتنایی کرد یا به دنبال تحقیق بیشتر رفت؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاک تشخیص خطورات شیطانی از خطورات رحمانی، عبودیت است. چنان‌چه آن خطورات، ما را به عبودیت بیشتر راغب کرد، رحمانی است. موفق باشید

20497

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: دو سوال دارم: ۱. چطور می شود که افرادی مانند پروفسور لنسر یا میشل فوکو متوجه تاریخی که با انقلاب اسلامی شروع شد می شوند ولی افرادی در کشوری که انقلاب اسلامی را شروع کرد این را نمی فهمند حتی خیلی از مسئولین و یا حتی متدینین؟ چطور خداوند به اینطور افراد چنین بصیرتی می دهد؟ ۲. به برکت جلسات شما و توفیق خداوند این روزها یک مقدار حب و معرفتم نسبت به ولی فقیه بیشتر شده و هر چقدر فکر می کنم نمی فهمم چطور آقای احمدی نژاد وقتی که نائب امام زمان، این ظهور صاحب امر در این مملکت توصیه ای به او می کند پشت گوش می اندازد؟! مگر می شود؟! با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: احساس حضور تاریخی چیزی است که انسان باید با حساسیت لازم متذکر آن شود. آری! اگر انسان تنها به عبادات فردی خود نظر کند گوشش بدهکارِ این حرف‌ها نخواهد شد و خودش مقصر است که ابعادی از دیانت را فرو نهاده است. موفق باشید

20429

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد گرانقدر: ممنون می شم نظر شما رو در مورد روانشناسی و نظریات یونگ در باب خودشناسی و آرکیتایپ ها و سایه هایی که مطرح کرده بدونم. با توجه به اطلاعاتی که از نظریات ایشون و صحبت های شما من باب معرفت نفس داشتم دیدگاه های ایشون رو خیلی نزدیک به مباحث روح و روان در فلسفه اسلامی و معرفت نفس دیدم. خیلی ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم که مختصر اطلاعاتی از نظریات جناب یونگ دارم، همین احساس را کردم. مهم آن است که نظرات او را با چه قرائت و رویکردی بخوانیم تا او را از آنِ خود کنیم. دغدغه‌های او، دغدغه‌های ارزشمندی است. موفق باشید

18357

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام استاد عزیز: در مورد اینکه فرمودید عین ثابت انسان همان انتخاب بنیادین است، مثلا انسانی که از زمان شروع مسولیت ها و داشتن قدرت انتخاب همه ی انتخاب هایش را مطابق با خواست خدا انتخاب کرده باشد و چه بسا در راه زندگیش دچار بلاها و نعمات زیادی شود که هر کدام دارای حکمتی است، حال این شخصی که در تمام مدت عمر خود فقط خوبی کرده و اتفاقاتی که برای او پیش آمده پس همانهایی است که خداوند برای او خواسته بوده. یعنی خداوند که همواره برای انسان بهترین ها را خواسته به شرط انتخاب صحیح انسان، حال که انسان همه ی انتخابهایش را بر اساس خواست خدا انجام داده پس اتفاقات زندگی او همان اتفاقاتی است که در بهترین حال ممکن برای او می توانسته بیفتاد تا او عاقبت به خیر شود، حال اگر انسانی موجود باشد که تمام انتخابهایش در طول زندگیش فقط همانی باشد که خدا می خواهد همانطور که امامان و پیامبران بودند آیا می توانیم بگوییم که این افراد با بهترین انتخاب هایشان، تقدیر و اتفاقات ثابتی را خداوند در بهترین انتخابهایشان نهفته گذارده بوده است؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا که نه! موفق باشید

17324

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: چندی پیش سوالی در رابطه با منشا و علت یابی خطای انسان و انجام دادن بعضی اعمال که گناه شمرده می شود پرسیده شد که بدین شرح است: سوال شما پاسخ داده شد: سوال شما: با سلام: انسان ناقص آفریده شده پس اجبارا خطا می کند و در نهایت به صورت گناه ظاهر می شود. وقتی علت را جویا می شوی انسان را مقصر می کنند. این حرف زمانی صحیح است که من همه چیزم یا درصدی از وجودم از خودم باشد من که جسم از خداست، روحم از خداست و حتی ابعاد دیگر از وجودم که از آن بی اطلاعم از خداست حتی بی اطلاعی من از خداست، پیچیدگی های من از خداست و کل کار های من اعم از ثواب و گناه با خط کد خداست همه وجودم با عامل های محیطی و محاطی در ارتباط است. آقا اصلا برای چه من باید گناه کنم من دلم نمی خواهد گناه کنم من دوست دارم دائما ثواب کنم از پیامبر بهتر باشم از خدا جلوتر روم و موجوداتی بیافرینم که هیچ عیب و نقصی نداشته باشد. براستی خدا از عمد انسان را ناقص آفرید. اگر کامل می آفرید باید چگونه می بود، مثل پیامبر یا مثل خود حق تعالی می بینید به چه سوالات بر می خوریم به هر حال سوال من پیرامون گناه ماست و ریشه یابی آن و بر طرف کردن این کشمش ها تا ابدیت است رسیدن به جواب این سوال مثل دست یافتن به بزرگترین اصرار عالم است در این صورت. پاسخ: باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد بنده آن است که برای جوابگویی به سوالاتتان ابتدا کتاب «آشتی با خدا» و سپس کتاب «ده نکته در معرفت نفس» را تا آخر مظالعه فرمایید. موفق باشید به هر حال من این دو کتاب را خواندم ولی جوابم را پیدا نکردم. توجه داشته باشید جواب من یک کلمه و یا یک اسم است نه یک کتاب این گونه کتاب ها برای انسان های مستعد خودش است و اگر همه انسان ها مستعد بودند دیگر نیازی به کتاب هم نبود مثل خود پیامبر اینگونه کتابها برای کسانی است به راحتی تسلیم حق می شوند نه کسانی مثل یزید و... در واقع جواب را در آفرینش می توان دنبال کرد و اینکه خداوند در مقام کن فیکون که کل نظام هستی را در خارج از زمان برنامه ریزی کرده چه هدفی را دنبال کرده اینکه دائما انسان را دعوت کنیم و نتیجه نگریم کاری از پیش برده نمی شود بنابراین پیش گیری بهتر از درمان است و انسان از صفر و اول و مبدا باید خوب و پاک باشد مگر اینکه در آفرینش ضعفی در کار باشد یا عمدی در کار باشد (اشاره به تعداد شماره های اسم اعظم) آخر مگر می شود مسئله به این مهمی مباحثه و جواب قاطع نداشته باشد یعنی اسلام با این همه شهرت نتوانسته به این سوال که منشا تمام درد سر ها و نفاق هاست پاسخ شفاف بدهد؟ اگر این مسئله درمان نگردد هزاران هزار پیامبر هم نمی توانند بشریت را در این کره خاکی به راه بیاورند. بنابراین مسئله باید از بیخ و بن و بالا یعنی اراده خداوند حل گردد نه از پایین و در مقام انزال که یا نیرویی نیست یا کم است حال اگر این نیرو بقدری ضعیف باشد که لحظه ای به فکر حرکت نباشد آن موقع چه پیشنهادی است، براستی علت کیست و چیست که خود را پنهان کرده (جواب سوال بطور ریشه دار برای ریشه یابی رصد می شود)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان در ذات خود مختار است و حضرت حق تنها هادی انسان است. حال این انسان است که: «اِمّا شاکراً و اِمّا کفورا» می‌باشد. و در این رابطه پیامبران موفق بوده‌اند تا هدایت الهی را در معرض دید آن‌هایی که طالب هدایت الهی بوده‌اند، قرار دهند. موفق باشید

17274

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: دو هفته پیش و این هفته در جلسه چهارشنبه درباره دو موضوع در مقدمه شرح کتاب سخن گفتید که ذهنم را مشغول کرده 1. عدم رجوع به خدای ذهنی و مفهومی 2. شناخت زمانه و کشف سخن خدا در هر زمان و حدیث عالی پادشاه و زمانه، استاد برای شرح این دو مطلب به خصوص مطلب دوم کتاب معرفی کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در مورد قسمت اول سؤال، کتاب «آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» همراه با شرح صوتی آن إن‌شاءاللّه می‌تواند کمک کند 2- در رابطه با زمان‌شناسی، به کتاب «امامت در تشریع و تکوین» در قسمت «اهل‌البیت«علیهم‌السلام» و زمان‌شناسی» رجوع فرمایید. کتاب بر روی سایت هست. موفق باشید

نمایش چاپی