بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
8917
متن پرسش
با سلام: فردی میگفت غلبه بر طبیعت همیشه بد نیست. مثلا اگر ژاپنیها خانه های با مقاومت بالا نمی ساختند خانه هایشان هر روز در اثر زلزله خراب میشد. نظر شما چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم بشر باید با تعامل با طبیعت زندگی خود را سر و سامان دهد حال چه آن بشر ژاپنی باشد، چه ایرانی. عمده تفاوت در رویکردها است که در فرهنگ غربی به‌جای تعامل با طبیعت، سرکوبی طبیعت را پیشه کرده و انواع بحران‌های زیست‌محیطی را به‌وجود آورده. موفق باشید
6947
متن پرسش
سلام علیکم استاد چرا مقام انس بالاتر از مقام جن هست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: چون طبق آیه‌ی قرآن آدم ظرفیت پذیرش همه‌ی اسماء الهی را داشته ولی جن، چنین ظرفیتی را نداشته. موفق باشید
6597
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرانقدر پیرامون سوال6512منظورم این بود که چه رابطه ای بین قسمهای سه گانه آیات 1تا3 و جواب قسم در آیه 4یعنی لقد خلقنا الانسان فی کبد هست؟(با عرض پوزش شما فقط قسمها را توضیح دادید)
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: می‌فرماید وقتی نور نبی‌اللّه در شهری جلوه‌گر است آن شهر مقدس است و جای قسم‌خوردن به آن شهر هست چرا که در آن شهر نیز سیره‌ی ابراهیم و اسماعیل«علیهماالسلام» به عنوان (والد و ولد) جاری است و این شهر انسان را که در سختی‌‌ها متولد می‌شود، به تکالیفی وا می‌دارد که از هرزه‌گی در امان است. در آیه‌ی 5 و آیه‌ی بعد می‌فرماید: انسان اشتباه محاسباتی دارد که گمان می‌کند هرکاری می‌تواند بکند و در آن راستا ادعا و افتخار می‌کند که ریخت و پاش‌های زیادی دارد. موفق باشید
2834
متن پرسش
پریشان‌حالی غرب، به کدامیک از جهات زیر است؟ الف) به جهت اهداف پوچی که دارد. ب) به جهت ناهماهنگی میان اجزاءش. ج) به جهت ناهماهنگی میان اجزاء با هدفش.
متن پاسخ
تعالی؛ علیکم السلام: به جهت عدم رجوع به حضرت اَحد که ضامن انسجام عالم کثرت است و از این لحاظ می‌توان گفت؛ پریشان‌حالی غرب به جهت گزینه‌ی «ج» می‌باشد. همچنان که می توان گفت :علت هر نوع پریشان حالی، انقطاع از عالم وحدت و ملکوت است که این انقطاع با پوچی همراه است و موجب انواع ناهماهنگی می شود. موفق باشید
31347

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد گرامی: نظرتون در باره محبینی که خود را سگ اهل بیت می نامند چیست؟ مواردی که استناد می شود خواجه نصیرالدین طوسی این تمثیل رو داشتند. روي قبر من بنويسيد: وَ كَلبُهُم بَاسِطٌ ذِرَاعَيهِ بِالوَصِيد. آیت الله وحید خراسانی: وحیدم من اگر در جرم و تقصیر سگی بودم شدم در کوی تو پیر آیت الله صافی گلپایگانی: هست سگی صافی صافی ضمیر بر در لطف و کرمت گشته پیر شیخ عباس قمی رحمةالله علیه صاحب كتاب مفاتیح الجنان، در مفاتیح الجنان در آداب زیارت اشعاری را ذکر کرده که شایسته است در آن حال زائر بخواند که یکی از آنها شعر زیر می باشد: شاها چه ترا سگی بیاید گر من بُوَم آن سگ تو شاید هستم سگکی ز حبس جسته بر شاخ گل هوات بسته
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در موضوع سگ اصحاب کهف و نسبت آن با اصحاب کهف، جایی برای تحقیر نیست و این‌که بزرگان این نوع صحبت‌هایی که بعضی از مداحان می‌کنند را، خُرده گرفته‌اند به جهت آن بود که نوعی تحقیر در شخص استنباط می‌شد و این غیر از تواضع است. موفق باشید

22618
متن پرسش
سلام: توی یه جلسه بودم و داشتم از روی صحبتهای شما و کتاب معاد شما، شفاعت رو توضیح می دادم، یه نفر پرسید ۱. اگه عشق و علاقه ای به امام معصوم که موجب تغییر مبادی بشه، عامل ایجاد شفاعت میشه پس حر بن یزید ریاحی چرا محبتش به فاطمه زهرا باعث نشد جلوی امام حسین رو نگیره؟ ۲. چی باید پیش بیاد که یک نفر مثل حر یا رسول ترک بشه؟ بعضی از شرابخوارها هم به اهل بیت محبت دارن و در محرم شراب نمیخورن. چرا اینا مثل رسول ترک، یکدفعه بر نمی گردند و محبتشون به اهل بیت (ع) در این دنیا باعث تغییر مسیرشون نمیشه؟ ۳. چطور بستن راه بر امام حسین (ع) سبب حبط اعمال حر نشد و حر توفیق توبه پیدا کرد ولی برخی با وجود ارادت به اهل بیت (ع) توفیق توبه پیدا نمی کنند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حرّ به عنوان یک نظامیِ لشکر به اصطلاح اسلام در آن زمان به کلی در جریان امر نبود، و آرام‌آرام با آن خطبه‌ی مشهور حضرت که فرمودند: «اِنَّ النّاسَ عَبيدُ الدُّنْيا وَ الدِّينُ لَعْقٌ عَلى اَلْسِنَتِهِمْ يَحوطونَهُ ما دَرَّتْ مَعائِشُهُمْ فَاِذا مُحِّصوا بِالْبَلاءِ قَلَّ الدَّيّانونَ»؛ به راستى كه مردم بنده دنيا هستند و دين لقلقه زبان آنهاست، تا جايى كه دين وسيله زندگى آنهاست، دين دارند و چون در معرض امتحان قرار گيرند، دينداران كم مى شوند. و ادامه دادند آیا مگر نمی‌بینید که به حق عمل نمی‌شود و باطل به جایِ حق مورد احترام است؟ این‌جا بود که آرام‌آرام به جهت آن نورانیتی که محبت حضرت زهرای مرضیه «سلام‌اللّه‌علیها» در او ایجاد کرده بود متوجه‌ی دامی بود که عبیداللّه برای او قرار داده بود. لذا ابتدا تلاش کرد تا کار به مقاتله با امام حسین «علیه‌السلام» نکشد[1]، ولی وقتی از این قضیه مأیوس شد، آن اقدام بزرگ را که بی‌نهایت کارِ بزرگی بود؛ انجام داد، در آن حدّ که از صحنه کنار نکشید، بلکه وارد جبهه‌ی حضرت سیدالشهداء «علیه‌السلام» شد در حالی‌که یقین داشت کارش به شهادت ختم می‌شود. و این در آن شرایط برای کسی که نه با فرهنگ اهل‌البیت«علیهم‌السلام» آشنایی لازم را دارد و نه از جریان یزید باخبر است، کارِ فوق‌العاده‌ای است که در عرض چند روز به زیباترین شکل، جبهه‌ی حق و باطل را در آن حدّ تشخیص دهد که حاضر باشد در وفاداری نسبت به جبهه‌ی حق تا مرز شهادت به میان آید. امام حسین(ع) پیکرش را به خیمه گاه منتقل کرده، مقابل ابا عبدالله گذاشتند، در حالی که حرّ آخرین نفسهای زندگی را می کشید، حضرت خم شد و چهره اش را از گَرد و غبار پاک کرد و فرمود: أَنْتَ الحُرُّ کَما سَمَّتْکَ أُمُّکَ حُرَّاً فی الدُّنْیا وَالاْخِرَهِ.‌تو حر و آزاده‌ای همان گونه که مادرت بر تو نام نهاد، تو در دنیا و آخرت حر و آزاده ای. سپس امام (ع) سر حر را که زخمی شده بود با دستمالی بست

 موفق باشید  

 


[1] - بین امام حسین (علیه السلام) و عمرسعد گفتگوهایی شد. حر شاهد بود که عمرسعد، هیچ یک از خواست های امام حسین (علیه السلام) را نپذیرفت. نزد عمرسعد آمد و گفت: بنا داری با این مرد بجنگی؟! ابن سعد گفت: آری، با او جنگی خواهم کرد که کمترین اثر آن، جدا شدن سرها از بدن ها و قلم شدن دستها باشد.
حر گفت: آیا حاضر نیستی هیچ یک از خواست های امام حسین (علیه السلام) را بپذیری تا اینکه کار به مسالمت و صلح خاتمه یابد. عمرسعد گفت: اگر کار به دست من بود چنین می کردم ولی امیر تو، عبیدالله بن زیاد، به این امر راضی نخواهد شد.
حر از نتیجه این گفتگو بسیار ناراحت و نگران شد و به محل استقرار خود برگشت. یکی از عشیره او به نام قرة بن قیس که در کنار او مستقر بود می گوید: حر به من گفت: قره، اسب خود را آب داده ای. گفتم: نه، گفت: نمی خواهی او را آب بدهی؟ گفتم: چرا.
قره می گوید: سخنان حر چنان بود که فهمیدم گویا، حر می خواهد از جنگ کناره گیرد و نمی خواهد من به حال او آگاه شوم. گویا، نگران بود که در حق او سعایت کنم. بخدا قسم، اگر مرا از قصد خودآگاه کرده بود. من هم به راه او می رفتم و به حسین (علیه السلام) می پیوستم.
بهرحال، کم کم حر از مکان اصلی خود دور شد و اندک اندک به لشکرگاه امام حسین (علیه السلام) نزدیک می شد. یکی از مهاجرین اوس به او گفت: ای حر می خواهی چه کنی، می خواهی به لشکر امام حسین (علیه السلام) حمله کنی؟! حر به او پاسخی نداد. اما کم کم بدن حر به لرزه افتاد، آن مهاجر أوسی نزد حر آمد و گفت: حر تو ما را به شک و تردید انداخته ای، بخدا قسم، در هیچ جنگی ترا با این حال ندیده بودم. اگر از من می پرسیدند که شجاع ترین مردم کوفه کیست، تنها از تو نام می بردم این لرزه چیست که بر اندام تو افتاده است؟! حر گفت: بخدا قسم که من خود را میان بهشت و جهنم می بینم. به خدا سوگند که جز بهشت را اختیار نخواهم کرد. هرچند پاره پاره شوم و به آتش بسوزم.

20910

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
درود محضر استاد عالیقدر: حضرتعالی در سوال 20695 فرمودید که متأسفانه رضاخان طب اسلامی را از بین برد. آیا مقصودتان اینست که اطبای سنتی را از بین برده یا خود طب را چون کتب طب سنتی چون قانون ابن سینا، جرجانی و ... موجودست و اطبا هم فکر نکنم رضا شاه دست به کشتارشان زده باشد کاری که رضا شاه بنظر می رسد کرده باشد اینست که به خاطر غربزدگی به ترویج پزشکی نوین پرداخته است و این به معنای تضعیف طب سنتی است نه نابودی چون کتب همچنان موجودست و اطبا هم گوشه و کنار مشغول کار بودند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن‌چه عرض شد سخن حضرت امام بود از آن جهت که رضاخان مانع شد کارِ اطبایی که 1000 سال تجربه را با خود داشتند، ادامه یابد و عملاً آن‌ها نتوانستند تجربه‌ی خود را به نسل‌های بعدی منتقل کنند و این است که امروز ما از صفر شروع کرده‌ایم. موفق باشید

20860

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در شرایط رئیس قوه قضاییه مدیر و مدبر بودن و آگاهی به امور قضایی است با توجه به اینکه آقای لاریجانی ظاهرا هیچ کدام از این شروط را ندارند چون فرد فاضلی در حوزه ها بودند که گویا تجربه اجرایی یا انجام کار قضایی نداشتند وقتی رهبری چنین فردی را انتخاب می کنند در حالی که افراد با تجربه دیگری چون رئیسی بودند این شائبه پیش می آید که آیا رهبری درین وضع اسفناک قوه قضاییه دخیل نیستند البته این انتخاب شاید هم به قوه قضا ضربه زد و هم به حوزه ها چون اندیشمندی بود که خوب فعالیت می کرد شبهات سروش را جوابگو بود. چرا درین کشور هیچ کس در آنجا که باید باشد نیست نمی دانم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید رئیس قوه‌ی قضائیه باید مجتهد باشد. از طرفی بنده از بعضی وکلا که درگیر قوه‌ی قضائیه بودند وضع قوه را پرسیدم معتقدند آقای لاریجانی رویهمرفته خوب کار کرده‌اند. البته به نظر بنده این بدین معنا نیست که بعضی قضات درست عمل می‌کنند. موفق باشید

20841
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد طاهرزاده: پیروزی بر داعش که شاید به جهاتی مهمتر از پیروزی انقلاب بود (چونکه شاه لااقل شیعه بود و قابل قیاس با بغدادی که به خون شیعه تشنه بود نیست) چرا در کشور موجب شعف عمومی نشد؟ بنظر می رسد چنان اوضاع در داخل خرابست که بسیاری از مردم شاکی اند که چرا به جای رسیدگی به وضع داخل نظام در اندیشه خارج از مرزهاست، ترس من اینست که صفین باز تکرار شود و در حالیکه مالک در چند قدمی معاویه است اطرافیان علی چنان عرصه را تنگ کنند که از مالکها کاری برنیاید شکست های مطلق جریان انقلاب در چند انتخابات اخیر در تهران هشداری بر این پیش بینی است، کما اینکه دیدیم مردم تهران در 88 چنان شهد پیروزی را به زهر مبدل کردند و بعد که تصور شد آرام گرفتند و نظام چنین القا کرد که 9 دی پایان فتنه بوده و بسیاری از مردم به خاطر عدم شناخت دقیق موسوی هوادارش شدند لکن 92 و 94 و 96 نشان داد که نه خیر به کل تهران از خط انقلاب فاصله گرفته است در سال 94 در صحبت با یکی از روحانیون که گفته بود ایران تهران نیست گفتم ایران تهران خواهد شد و در 96 که با شکست دردناک جریان انقلاب روبرو شدیم آن مطلب را یادآوری کردم و ایشان هم تایید کرد که ایران تهران شده است و این نشان از اینست که غنی و فقیر در حال عبور از انقلابند کاش نظام به آن حرف که ظاهرا مرحوم هاشمی بدین مضمون زدند بیشتر می اندیشید که صدور انقلاب از طریق اصلاح داخل میسر است. فی امان الله.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم انقلاب باید تأکیدش بر اصلاح امور مردم در داخل باشد. ولی دشمنان بستر این کار را به هم می‌زنند و تنها با تعالی شعور مردم کار جلو می‌رود. لذا همت خود را باید در راستای تعالیِ فهم مردم به‌کار گیریم تا به مرور نتیجه حاصل شود. زیرا رقابت دو حزب در میان نیست. موفق باشید

20254

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: دو سوال دارم: ۱. در عید غدیر روایات و توصیه زیادی برای اطعام مومنین (غیر از افطاری) شده است و از طرفی توصیه زیادی هم برای گرفتن روزه. آن دو چطور باهم جمع می شود با فرض اینکه همه مومنین که در این روز روزه هستند؟! ۲. در قیامت آیا صورت اعمالی مثل نماز برای خودش شخصیتی است؟! یعنی مثلا صورت نماز من می تواند با پیامبر رابطه داشته باشد؟ یا فقط مربوط به خودمان است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در هر صورت عده‌ای به هر دلیلی روزه‌دار نیستند و یکی از نحوه‌های تجلیلِ این روز بزرگ، اطعام به مسلمین است و از این جهت می‌توان آن را قابل قبول دانست 2- اعمال در برزخ و قیامت، اعمالِ انسان که جزو وجود انسان‌ها هست و صورت اراده و اختیار اوست، برای او ظاهر می‌شود، چیزِ مستقلی نیستند. موفق باشید

18658

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد بزرگوار: نظر جنابعالی راجب مقتدی صدر و سیاست او چیست؟ خدا حفظتان کند برای این انقلاب. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: البته بنده چندان در این مورد صاحب‌نظر نیستم و نتوانسته‌ام دلسوزی ایشان را با حکمتی که برای احیای عراق نیاز است؛ همراه ببینم. موفق باشید

17751

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و احترام فراوان: ملحدترین فیلسوف یا نظریه پرداز غربی کیست؟ بهترین فیلسوف یا نظریه پرداز غربی کیست؟ خیلی ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم. مگر معنا می‌دهد این‌طور با اهل فکر برخوردکردن؟!!! موفق باشید

17642

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: 1. آیا مطلب زیر صحیح است؟ اگر شخصیتهای ظهور و حکومت های نزدیک به ظهور طبق روایات درست تطبیق شوند مصداق فهم نشانه های ظهورند که هدف روایات همین است. 2. آیا ما که دانشجو و اهل مطالعه هستیم نیز می توانیم مثلا فلان شخص یا حکومت را مصداق فلان دسته از روایات بنامیم و تطبیق بدهیم؟ یا قضاوت کردن و گناه شمرده نمی شود؟ 3. آیا هنوز نیز سؤالات را خود استاد اصغر طاهرزاده جواب می دهند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- شاید بتوان این کار را کرد 2- باید احتیاط کرد، زیرا عموماً روایات مربوط به آخرالزمان، حالت تأویلی و اشاره‌ای دارد 3- بله خودم که طاهرزاده هستم، جواب سؤالات را می‌دهم. موفق باشید

16955

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم خسته نباشید: سؤال بنده این است که وقتی حضرت آیت الله خامنه ای از کسی یا چیزی تعریف می کنند واقعا اینطور است یا مصلحت اندیشی می کنند؟ مثلاً وقتی از دولت نهم و دهم - حتی بعد از انتخابات ریاست جمهوری دوزه یازدهم - در جاهای مختلف تعریف هایی از قبیل اینکه شما شعارهای انقلاب را در مجامع جهانی مطرح کردید و... می کردند از روی مصلحت اندیشی (برای اینکه آبروی دولت حفظ شود و...) بوده است یا اینکه واقعا اینچنین بوده است. اگر واقعا اینچنین بوده پس چرا او را اینقدر منکوب می کنند حتی بچه حزب اللهی های ما؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: متوجه‌ی نکته‌ی خوبی شده‌اید. متأسفانه مذهبی‌های ما تابع قانونِ «همه یا هیچ‌اند». لذا جهت‌گیری کلّی دولت نهم و دهم را که در رابطه با اهداف انقلاب مثبت بود و مقام معظم رهبری بدان تأکید داشتند؛ متوجه نبودند. به امید عبرت‌گیری از گذشته، هم برای آقای احمدی‌نژاد و هم برای نیروهای مذهبی انقلابی. موفق باشید   

16184
متن پرسش
سلام علیکم: استاد گرامی حقیر سوالی درباره ی حضرت یونس (ع) دارم و آن این است که چرا حضرت یونس (ع) بعداز مدتی از دعوت قوم خود از هدایت آنها خسته شده و آنها را ترک می کند حال سوال اینجاست که مگر پیامبران خدا از عصمت برخوردار نیستند پس چرا 1. حضرت بدون فرمان خدا قومش را ترک کرد؟ 2. اگر این کار حضرت از روی نافرمانی خدا نبوده می توان آن را به ترک اولی نسبت داد و اگر ترک اولی بوده با عصمت پیامبر در تناقض نیست؟ 3. آیا حضرت با ترک قومش از جانب خدا مجازات شد و توسط نهنگ خورده شد؟ 4. چرا حضرت تعبیر «انی کنت من الظالمین» را بکار می برد آیا این عبارت به معنای خطای حضرت و عدم عصمت ایشان نبوده است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: : واژه‏ ى ظلم به معنى «تعدى و تجاوز از حد» است كه همیشه مرادف با گناه نيست، و اين چنين نبود كه خداوند به حضرت يونس (ع) دستورى داده باشند و حضرت خلاف آن را عمل نموده باشند. بلكه خداوند مى‏ فرمايد: «چرا بدون آن‏كه دستور رفتن بگيرى، رفتى» و خداوند همين مسأله را در مورد پيامبرِ خود سخت مى‏ گيرد و حضرت يونس (ع) هم به جهت آن روح لطيفى كه داشتند، در شكم ماهى متوجه اين نكته شدند و عرض كردند: «سُبْحانَكَ انّي كُنْتُ مِنَ الظّالِمين» و خداوند مى‏فرمايد: «فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ نَجَّيناهُ مِن الغَم» يعنى همين‏كه متوجه شد، آثار اين كار را از او رفع نموديم. پس غفلت نكنيم كه تخلفى صورت نگرفته، بلكه چون بدون دستور خدا قوم خود را ترك كرد خداوند به آن حضرت سخت گرفت. و این موجبِ نفی عصمت نمی‌شود. نفی عصمت با ترک دستور الهی محقق می‌گردد. موفق باشید

14521

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: کتاب انسان از دیدگاه اسلام چاپ نشده؟ چگونه تهیه کنیم؟ هرچه قدر می گردیم نیست. چند روز پیش در تهران در انتشارات کیهان (که کتب شما را می آورد) و با آقای نظری در ارتباط است پرسیدم. آنها گفتند اصلا چنین کتابی نداریم! التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جزوه‌ی «انسان از دیدگاه اسلام» با ویرایش کامل و اضافه‌شدن نکات لازم به صورت کتاب «انسان از تنگنای بدن تا فراخنای قرب الهی» در آمده. موفق باشید

10920

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: اگر یادتون باشه بنده و چند تا از دوستان در دانشگاه فرهنگیان سمنان کانونی زده بودیم به نام کانون فرهنگ، تمدن و انقلاب اسلامی، الان بعد از گذشت مدتی احساس می کنیم نیاز به یک استاد هم داریم آیا در سمنان کسی هست که به مباحث شما مسلط باشه؟ اگه هست لطفا برامون معرفی کنید تا استفاده کنیم.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرض کردم بنده کسی را نمی‌شناسم شاید جناب حجت‌الاسلام آقای نجات‌بخش کسی را بشناسند. شماره‌ی ایشان 09133057948 می‌باشد. موفق باشید
9481
متن پرسش
سلام علیکم: می فرمایید نور از نوع وجود هست و می توانیم بگویم نور شدید تر اما به میز و صندلی نمیتوان این را گفت چون ساخته ذهن ماست. خواستم بپرسم در عالم ماده چه چیزهای وجودی هستند؟ مثلا زمین را ما در ذهنمان که نساخته ایم و بوده است، می توان زمین را از نوع وجود حساب کنیم که شدت و ضعف دارد؟ (یا مثلا آب، هوا، و... را) چون اینها ساخته ذهن انسان نیستند بلکه در عالم وجود دارند.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در عالم ماده به اعتبار ماهیت پدیده‌ها هیچ‌چیز وجودی نیست زیرا عالم ماده خودش یکی از مراتب عالم وجود است. نور را هم که مثال می‌زنیم معتقدیم نفس ما متوجه وجودی می‌شود که نور می‌نامیم و در این دیدگاه نور را یک پدیده‌ی مادی آن طور که علم فیزیک می‌گوید نمی‌دانیم و بنده در کتاب «حقیقت نوری» این نکته را عرض کرده‌ام. موفق باشید
9146
متن پرسش
با سلام 1. اگر ما دو سلوک داریم یک سلوک فردی و دیگری سلوک جمعی، این دو چگونه با هم جمع می شوند و آیا سلوک فردی باید ابتدائا باشد بعد وارد سلوک جمعی شد؟ 2. بعضی می گویند سالک باید در راه سیر و سلوک از مسایل سیاسی و کارهای سیاسی دوری کند تا تشویش خاطر نداشته باشد و لی مقام معظم رهبری می فرمایند در مکتب امام سیاست از عرفان جدا نیست و طلاب باید با مسایل سیاسی کار داشته باشند، جمع اینها چگونه است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: یک مسلمان در راستای سیر إلی اللّه در زیر سایه‌ی سیره‌ی رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» و اهل‌البیت«علیهم‌السلام» وظیفه‌هایی به عهده دارد که بعضی از آن وظایف فردی است و بعضی در رابطه با دیگران و در رابطه با اجتماع باید انجام گیرد تا رابطه‌ی سالک با خداوند در راستای انجام وظایف بندگی اصلاح شود، حال اسم آن را هرچه می‌خواهید بگذارید. آری آن نوع سیاست‌بازی و گروه‌بازی برای هرکسی سمّ است چه رسد برای سالک. ما نسبت به اسلام تعهداتی داریم و امروز انقلاب اسلامی صورت اسلام است و نمی‌توانیم نسبت به آن بی‌تفاوت باشیم و خطی که مقام معظم رهبری برای ما ترسیم می‌کنند، تعهد ما را نسبت به اسلام و انقلاب تعیین می‌فرمایند. موفق باشید
8867
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با عرض سلام خدمت استاد عزیز جناب استاد در روایت مشهوری که شما هم بارها فرموده اید خداوند می فرماید اگر کسی به غیر من امید داشته باشد امیدش را نا امید می کنم و.... ولی ما می بینیم که در بسیاری موارد افراد در مسایل امیدشان اصلا به خدا نیست مثلا طرف برای خرید خانه یا ماشین امیدش به رفیقش است که در بانک است یا به رشوه هایی که می خواهد بدهد و می بینیم که هم به ماشین می رسد هم به خانه و بی شمار مواردی که می بینیم. اگر بفرمایید به فرجام نمی رسد و مانع تکامل او می شود این که معلوم است و اساسا بسیاری از اشخاص کاری به فرجام و تکامل ندارد بلکه می خواهند به خواسته های دنیایی برسند و می رسند و در قرآن هم که آمده است که کسی که دنیا بخواهد از آن به او می دهیم پس این روایت با این همه شدت و حدت چه می خواهد بفرمایید؟ در ضمن این حقیر در کنار تفاسیر شما مدتی است تفاسیر آقای محمد علی انصاری را کار می کنم نظر شما در باره تفاسیر و شخصیت ایشان چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام‌علیکم: 1- اتفاقاً برداشت من همین است که چنین افرادی که به غیر خدا امید بسته‌اند ناکام می‌شوند. یعنی از آن بهره‌ای که باید نصیب‌شان شود محروم می‌مانند و از آن مهم‌تر نسبت به خدا محجوب می‌گردند و اصالت را به غیر خدا می‌دهند، در حالی‌که غیر خدا هیچ بهره و برکتی ندارد 2- نه‌تنها جناب آقای دکتر محمدعلی انصاری، هر عزیزی هم که به نحوی ما را با قرآن آشنا کند، برای ما ارزشمند است. موفق باشید
4173

تناسخبازدید:

متن پرسش
سلام استاد . نظر شما راجع به اینکه روح انسانها پس از مرگ در بدن یک نفر دیگر می رود و این امر به تکاملشان می انجامد(تناسخ) چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: قبلا در این مورد عرایضی داشته ام
3217
متن پرسش
آیا کسی که غیرصواب از او صادرنمی‌شود، معصوم نیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: به اندازه‌ای که غیرصواب از او صادر نمی‌شود در آن جهت معصوم است ولی مقام عصمت ائمه«علیهم‌السلام» مقامی است که در فهم و عمل تماماً در عصمت هستند. موفق باشید
2746
متن پرسش
سلام باسمه تعالی حالا سلام اگر از مسئولین سایت سؤال داشته باشیم نه از استاد، کجا باید بنویسیم؟ چند پیشنهاد برای مسئولین: اولاً چنین جایگاهی قراردهید برای ارتباط با مسئولین اجرایی، نه فقط صرف خرید. ثانیاً سؤال 2635 کجاست؟ چند روز پیش توی سایت بود، ولی الآن هر چی دنبالش میگردم، نیستش! قابلیت سرچ طبق عدد سؤال هم وجود ندارد (البته طبیعی است؛ چون کمتر چنین نیازی پیدامیشود). ثالثاً آیا پاسخهای استاد را باید تنها در سایت جستجوکنیم؟ پاسخ اولین سؤالاتم را به ایمیلم فرستادید، اما سؤالات بعدی را که فرستادم...، شاید گفتید: این دیگه از خودمونه، توی سایت میگرده جوابشو پیدامیکنه! رابعاً پیشنهادمیکنم در این قسمت ارسال پرسش، قسمتی را به شمارة همراه اختصاص دهید و بعد، از طریق پیامک اطلاع دهید که استاد سؤال را پاسخ داده به ایمیل فرستاده اید یا در سایت گذاشته اید. به قول استاد: موفق باشید.
متن پاسخ
بسمه تعالی باسلام وتشکر از کاربران گرامی 1-"تماس باما" درمنوی بالای صفحه اصلی سایت این ارتباط رابرقرارکرده است. 2-سوال شما همان جای قبلی خودش میباشد واین تغییری را که میبینید ناشی ازاضافه شدن روزانه سوالات میباشد.میتوانید از دسته بندی سوالات که در سمت راست صفحه پرسش و پاسخ میباشد وباتوجه به موضوع های سوال،پرسش خودراپیدا کنید. 3-تمامی سوالاتی را که استاد پاسخ میدهند حتما برای کاربران ارسال میگردد بشرطی که ایمیل آنها درمشخصات ارسال شده سوال بوده باشد. 4-پیشنهاد شما باتوجه به مشکلات فنی و...فعلا مقدورنمی باشد. "مدیریت سایت"
1537

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام استاد با توجه به واسطه ی فیض بودن ائمه و این که همه ی موجودات از وجود اون ها در وجود هستند در طول وجود خداوند پس باید ابدی و ازلی باشند ...چرا ائمه فرموده اند اول ما خلق الله انوارنا؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: اوّلی که در روایت هست، اوّلیت بالشّرافه است و نه اوّلیت زمانی. موفق باشید
1513

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نام خدا باسلام خدمت استاد عزیز من پس از کمی تفکر راجع به صفت جبار بودن خداوند که به معنای جبران کننده ی نقص ها و عیب ها و کم کاری هاست برداشت های زیر را داشته ام حال از استاد عزیز می خواهم که راجع به درستی ونادرستی هر یک از اینها اظهار نظر کنند ودر صورت نادرستی فرم درست آنهارا تبیین کنند: 1)کسیکه اکثر عمر یا نصف آنرا دور از بندگی خدا بوده است یا کم و بطور ناشایست بندگی کرده است مثلا از 80 سال عمر خود 20 سال را از دست داده است ولی در ادامه بیدار شده و به قول معروف سفت وسخت بندگی کند خداوندتاثیرمنفی آن20سال کم کاری را جبران می کند و مانند این می شود که آن 20سال را هم بطور کامل بندگی کرده است .(هم چنین باتوجه به مطالب گفته شده سوالی در ذهن متجلی می شد : مطابق با احادیث و آیات قرآن کسی که از گناه خویش توبه واقعی کند گناه او بطور کامل بخشیده شده و حتی تبدیل به ثواب میشود حال سوال اییجاست که این چگونه ممکن است پس از توبه ی ازگناه نکبت وبدی آن کاملا از بین رفته و شخص مانند کسی شود که گناهی انجام نداده است بلاخره یک نوع کم کاری و تفاوت باید بین فرد خطا کاری که توبه کرده با فردی که اصلا گناهی نکرده باشد آیاکمی تناقض با قواعد عقلانی و سنن الهی دیده نمیشود؟لطفا توجیه کنید) 2)صفت جبار بودن الهی شامل اعمال غیر عبادی مثل درس وتحصیل و کار و کسب روزی هم می شود مثلا: کسی برای قبولی در دانشگاه از اوایل تابستان با نیت الهی شروع به درس خواندن میکند اما نا صحیح (از لحاظ کنکوری) حال 5 ماه مانده به کنکور بیدار شده و نهایت سعی وتلاشش را می کند و چون خداوند جبار است آن 3یا 6 ماه از دست رفته را به نحوی برای وی جبران می کند و او در دانشگاه با رتبه ی تک رقمی قبول می شود .
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: 1- برداشت شما در مورد جبّاربودن و جابربودن خداوند درست است. آری چون انسان با توجه به خداوند،جهت‌گیری‌اش عوض می‌شود و دیگر آن شخص قبلی نیست معنا نمی‌دهد که گناهان گذشته‌ی او به دنبالش باشد 2- همین‌طور است که می‌فرمایید، اگر زمینه‌ی تجلی نور اسم جبّار فراهم شود، ما طوری عمل می‌کنیم که ضعف‌های گذشته جبران می‌گردد. موفق باشید
نمایش چاپی