مه تعالی: سلام علیکم: آیهی 5 سورهی طه مربوط به تدبیر اسم رحمان بر عرش است 2- آیهی 55 سورهی طه نظر به مراحل جنینی و مرحلهی حیات دنیوی و مرحلهی برگشت به قیامت دارد و علامه در المیزان نکات خوبی در این مورد دارند به این معنا که شما در دورهی جنینی بدن خود را از زمین میگیرید و سپس با تولد خود به زمین برمیگردید و در نهایت جهت رجوع به حق، از زمین خارج میشوید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی قرآن میفرماید: «إنّ اللّه یحبّ التّوابین» این مژده را به ما میدهد که:
قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَىٰ أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّـهِ إِنَّ اللَّـهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ ﴿٥٣﴾ الزمر) بگو: «اى بندگان من كه بر خود اسراف و ستم كرده ايد! از رحمت خداوند نوميد نشويد كه خدا همه گناهان را مى آمرزد، زيرا او بسيار آمرزنده و مهربان است. با توجه به متن آیه میتوان متوجهی نکات زیر شد:
1- تعبير به «يا عبادى» (اى بندگان من!) آغازگر لطفى است از ناحيه پروردگار.
2- تعبير به «اسراف» به جاى «ظلم و گناه و جنايت» نيز لطف ديگرى است.
3- تعبير به «عَلى أَنْفُسِهِمْ» كه نشان مى دهد گناهان آدمى همه به خود او باز مى گردد نشانه ديگرى از محبت پروردگار است همانگونه كه يك پدر دلسوز به فرزند خويش مى گويد اين همه بر خود ستم مكن!
4- تعبير به «لا تقنطوا» (مايوس نشويد) با توجه به اينكه «قنوط» در اصل به معنى مايوس شدن از خير است به تنهايى دليل بر اين است كه گنهكاران نبايد از «لطف الهى» نوميد گردند.
5- تعبير «مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ» بعد از جمله «لا تقنطوا» تاكيد بيشترى بر اين خير و محبت مى باشد.
6- هنگامى كه به جمله «إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ» مى رسيم كه با حرف تاكيد آغاز شده و كلمه «الذنوب» (جمع با الف و لام) همه گناهان را بدون استثنا در بر مى گيرد سخن اوج مى گيرد و درياى رحمت مواج مى شود.
7- هنگامى كه «جميعا» به عنوان تاكيد ديگرى بر آن افزوده مى شود اميدوارى به آخرين مرحله مى رسد.
8 و 9- توصيف خداوند به «غفور» و «رحيم» كه دو وصف از اوصاف اميد بخش پروردگار است در پايان آيه جايى براى كمترين ياس و نوميدى باقى نمى گذارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: روایات، ایمانداشتنِ طرف را برای همکفوبودن کافی میداند با این همه تا آنجا که ممکن است باید خانوادهها همدیگر را درک کنند و والدین انسان با انسان همراه باشند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در شرح «برهان صدیقین» و «حرکت جوهری» روشن شد که عالم ماده در ذات بالقوهی خود پذیرش هر صورتی است، لذا آن ذات را که حالت بالقوه دارد، هیولایِ اولی گویند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نایب امام زمان«عجلاللّهتعالیفرجه» منعکسکنندهی روح استکبارستیزی آن حضرت میباشند و ایشان هم که به خوبی این کار را انجام میدهند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: غذاها در خارج موجود بوده است و مورد استفادهی بدنِ حضرت مریم«سلاماللّهعلیها» قرار میگرفته. ولی تمثّل حضرت جبرائیل«علیهالسلام» در موقعیتی است که مریم کبری«سلاماللّهعلیها» در حال آبتنی هستند، مگر درست است که حضرت زکریا«علیهالسلام» آنجا باشند؟! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: من که موافقم و در همین رابطه در جلسات اول تا سوم کتاب «آشتی با خدا» عرایضی شده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آن مستند را ندیدم ولی به آن جمله که فرمودید فکر کنیدکه «اگر با مشیّت الهی هماهنگ باشد منجر به تحقق آن چیزی میشود که آنها امید دارند که آن چیز انجام گیرد.» همهی حرف در همین جمله است که اگر با مشیّت الهی هماهنگ باشیم، عالمِ هستی در اختیار ما قرار میگیرد زیرا میل خود را الهی کردهایم و خداوند ما را از خود میداند و بخل نمیورزد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: واژههای اینچنینی در فرهنگ خاص خودشان معنایشان را ظاهر میکنند. ولی از نظر معنای ظاهری: سوبژکتیویته، یعنی نظر به آنچه در ذهن است و در درون ما مطرح است. نفسالأمر، یعنی واقعیت، چه در عالم ماده و چه در غیر عالم ماده. اتیمولوژی، یعنی ریشهشناسیِ لغات و اشاراتی که ریشهی لغات دارد. اعیان ثابته، یعنی وجهی از موجود که در علم خداوند است. عقل بالمستفاد، یعنی آن درجهای از عقل که انسان با اندک توجه متوجهی حقایق بشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حضور حضرت حق در تاریخ، به صورتِ لبسِ بعد از لبس است، نه خلع و لبس. یعنی همواره نوری شدیدتر از نور قبلی به صحنه میآید و حضور ملاصدرا در تاریخی که با ملاصدرا شروع شده و هنوز ادامه دارد، حکایت از نور بیشتری از انوار الهی میکند و درنتیجه راهِ بشر به سوی خدا و عبور از نیهیلیسمی که میتوان گفت در دوران جدید از دکارت شروع شد به بهترین نحو محقق خواهد شد که تا اندازهای در جلسات آخر کتاب «سلوک ذیل ...» در مورد آن مطالبی عرض شد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی فضای جامعه توحیدی شد و حقیقت و ملکوت عالم بر عالم ماده ترجیح یافت، روحیهی تجاوز به حقوق افراد به شدت کاهش مییابد. و این روایات متذکر این امر است که در جامعهی آرمانی چه اندازه روحیهی تجاوز تقلیل مییابد در آن حدّ که به عنوان مثال، گرگ با آن روحیهی تجاوزگریاش از تجاوز باز میایستد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در جریان آن کتاب هستم. حقیقتاً ایشان انصاف را رعایت نکردهاند و طوری آخرِ جنگ را ترسیم میکنند که ابداً با واقعیت، نمیخواند. آری! روحیهی لیبرالیته نگذاشت تا ملت ما با ایثار تمام جنگ را ادامه دهند. ولی این مربوط به صرف آقای هاشمی نبود، همه مقصر بودند. در مورد آن مقاله، کار بسیار بدتر است و عملاً آنچه روزنامهی هاآرتز اسرائیل میخواست، عمل شددر حالیکه اولاً: آن آقا به عنوان نمایندهی آمریکا در مصاحبه شرکت کرده بود، هرچند که در پنهان اسرائیلی باشد، ثانیاً: بالاخره آقای روحانی به عنوان یک دیپلمات باید حرفهایی میزد که از زیر زبان دشمن، حرف میکشید. این دلیل همراهی با دشمن نیست. ثالثاً: آیا باید به سخنان یک روزنامهی اسرائیلی اعتماد کرد؟! پس قضیهی «اذا جاءکم فاسق بنبأٍ فتبیّنوا» چه میشود؟ موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شواهد تاریخی حکایت از آن دارد که منطقهی تمدنی بشر در همین منطقهی خاور میانه بوده است و بدین لحاظ پیامبران اولعزم که باید طرح جهانی در راستای زندگی توحیدی داشته باشند، در این منطقه ظهور کردهاند. ولی این بدین معنا نیست که 124 هزار پیامبر در مناطق دیگر نبوده باشند. آری! قرآن نام پیامبرانی را میبرد که در آن محیط و آن شرایط، قابل تحقیق بودهاند، وگرنه حضرت حق به حکم اسم هادی خود، همهی بشریت را هدایت کرده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در زمان حضرت علی«علیهالسلام» هم شرط مشروعیت حاکمیت، بیعت بود. و به همین جهت حضرت علی«علیهالسلام» به مردم فرمودند حکومت از آن شماست، به هرکس میخواهید بدهید. لذا صورت امروزینِ بیعت، همان انتخابات است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: قضیه تا آخر همین است که گاهی انسان در «قبض» است و گاهی در «بسط». به گفتهی مولوی:
ای برادر عقل یکدم با خود آر
دمبدم در تو خزان است و بهار
عمده آن است که بدانیم در حال بسطِ بهاری شکر پیشه کنیم و در حالت بسطِ پاییزی صبر. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- حضور در گذشته، حضور در گذشتهای است که انسان از طریق نفس ناطقهی خود طی کرده، یعنی نفسی که «جسمانیة الحدوث و روحانیة البقاء» است و از رحم مادرش شروع شده است 2- در شرح مباحث مربوطه عرض شد که نفس ناطقه به اعتبار تعلق به بدنش در حال تبدیل قوه به فعل است، زیرا تجرد آن نسبی است 3- قرآن میفرماید: «و لله الامرُ و الخلق» یعنی هم برای خداوند، ایجاد به صورت «امر» و «کن فیکون» و بیزمان هست و هم به صورت ایجاد «خلقی» یعنی تدریجی و همراه با زمان. آری! با یک اراده همهی عالم در مقامِ امری، ایجاد میشوند، ولی ظهور آنچه در عالم امر است در عالمِ خلق، نیاز به تدریج دارد. زیرا تا پدر بنده خلق نشود، من خلق نمیشوم. و از این جهت حضرت حق همواره در ایجادِ چیزی است که در عالم «امر» اراده فرموده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عصمت در مورد همهی انبیاء صدق میکند، مشروط بر آنکه موضوع را درست دنبال کنیم. به عنوان مثال قرآن در مورد برخوردحضرت موسی با آن قبطی مستکبر که تلاش داشت آن بنیاسرائیلیِ مستضعف را اذیت کند، حضرت برای دفع تجاوز او فقط یک کف دست به او زدند و اتفاقاً مُرد. و این به معنای آن نیست که حضرت، ارادهی کشتن او را داشته باشند و از آن طرف چون حضرت میدانستند در هیئت حاکمه، ایشان را به عنوان قاتل قلمداد کردهاند، به حضرت حق عرض کردند چنین شرایطی برای من در مصر هست. و حضرت حق گفتند آنچه گفتند. برای مطالعهی بیشتر این موضوع، به کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» به قسمت «ضرورت عصمت انبیاء» ص 28 رجوع فرمایید. موفق باشید
