بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
6699
متن پرسش
سلام می خواستم بدانم نیاز مهم امروزه فلسفه های مضاف بیشتر از فلسفه نیست ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: هیچ‌کدام دیگری را نفی نمی‌کند. باز در نگاه به فلسفه سایر علوم نگاه فلسفی است که کار ساز است.موفق باشید
4064
متن پرسش
باعرض سلام ما در روایات و در تاریخ در مورد برخی از ائمه علیهم السلام داریم که از لحاظ جسمی دارای شرایط خاصی بوده اند مثلا حضرت باقر سلام الله علیه که ایشان بسیار چاق بودند که حتی برخی برای کمک به ایشان زیر بازوان مبارک حضرت را میگرفتند و یا... آیا با توجه به اینکه جسم انسان مرتبه ای از وجود او و نفس او میباشد نباید ایشان در بهترین شکل و حالت جسمانی قرارداشته باشند و آیا این موارد اینچنینی العیاذ بالله برای ایشان نقص به شمار نمی آید باتوجه به اینکه حضرت عالی فرموده بودید که خداوند تبارک و تعالی پیامبرش را از ساده ترین مسایلی که مردم آن را بد بپندارند مبرا کرده تا هدایت به طور تمام و کمال انجام شود آیا این فقط شامل نبی به جهت مقام اجمال ایشان است و در مقام تفصیل نیاز به این موارد نیست ؟ باتشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً نمی‌دانم این قضیه که تاریخ در اختیار ما گذارده در چه شرایطی بوده، چون در این روایت بحث بر سر آن است که حضرت باقر«علیه‌السلام» کار و تلاش داشتند حتی با داشتن چنین موقعیتی که از بقیه کمک می‌گرفتند، از تلاش باز نمی‌ایستادند ولی این چه موقعیتی بوده که در این موقعیت هم از کار و تلاش باز نمی‌ایستادند، چیزی در اختیار ما نگذاشته‌اند. معلوم است یک شرایط استثنایی بوده. موفق باشید
1275

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم:نظر شما درباره ی کتاب تفکر زائد آقای مصفا چیست به نظر شما اینها تا کجا آمدند و آیا این حرف درست است که تمام حقیقت را میتوان با زدودن هویت ذهنی بدست آورد؟شما اگر بودید چه توصیه هایی از لحاظ فلسفی-روانی به آنها میکردید؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام آقای مصفا تحت تأثیر روش‌های بودایی هستند که جناب آقای کریشنامورتی توصیه می‌کنند، این توصیه‌ها در رابطه با روش‌های برخورد با موضوعات ذهنی است و از بار ذهنی انسان می‌کاهد. همان‌طور که ما در دعای مکارم الأخلاق متذکر این روش‌ها می‌شویم ولی مسئله‌ی اصلی ما رجوع إلی الله است با سلوکی خاص که شریعت الهی معین می‌کند که در روش آقایان مورد غفلت قرار گرفته و به تعبیری می‌توان گفت این روش‌ها انسان را از جهت رجوع به حقایق پُر از هیچی می‌کند. ولی در هرحال از نظر روش قابل استفاده است، حتی آقای مصفا در رجوع به مثنوی در کتاب «همراه با پیر بلخ» به مولوی از جهت روش رجوع کرده است و نه محتوای معارفی . بنده به رفقا توصیه می کنم کتاب تفکر زائد را مطالعه کنند. موفق باشید
1248

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی با عرض سلام و ادب خدمت جنابعالی در مورد جنگ بدر در سوره آل عمران ایه 124 می فرماید : تو به مومنان گفتی آیا کافی نیست که پروردگار شما را به 3 هزار نفر از فرشتگان یاری کند ؟ و در ایه 9 سوره انفال در مورد جنگ بدر می فرماید : وقتی از پروردگارتان کمک خواستید او خواسته شما را پذیرفت و (گفت) : من شما را با یک هزار از فرشتگان که پشت سر هم فرود می آیند یاری می کنم. چرا انجا 3 هزار می فرماید و اینجا هزار ؟ ثانیا با عنایت به اینکه در جنگ بدر تعداد مسلمانان 313 و تعداد مشرکین 950 یا 1000 نفر بوده است این همه فرشته نیاز نبوده است چون خود مسلمانان مانند حضرت علی و حمزه فداکاری زیاد نمودند شاید با هفتصد فرشته هم کار حل می شد این را از ان جهت می گویم که حکیم کار بیهوده انجام نمی دهد. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: در آیه‌ی9سوره‌ی انفال‌‌می‌فرماید: با هزار ملائکه‌ی ردیف‌دار شما را مدد می‌کند. علامه طباطبایی«رحمة‌الله‌علیه» می‌فرمایند: مردفین از ماده‌ی ارداف یعنی شخص سواره‌ای که کسی را در ردیف – ترک – خود سوار کند. یعنی هزار نفر ملائکه‌ای که عده‌ای دیگر را به همراه و در پی خود دارند. می‌فرمایند: با این معنا به سه‌هزار ملائکه‌ای که در آیه‌ی 124 سوره‌ی آل‌عمران می‌فرماید تطبیق می‌کند. موفق باشید
21359
متن پرسش
آیا این مطلب درست است که ابن عربی قائل به علوم مکنون برای حفصه و عایشه است!؟ ادعای علوم مکنون برای عائشه و حفصه. (فتوحات، ج۳، ص۱۵۱)
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که محی‌الدین در موقعیت تقیه بوده است و تنها شواهدی را از ایشان داریم که نظر به فکر و فرهنگ تشیع داشته است به‌خصوص که زبانِ فهم مطالب او، زبانِ خاصی است. پیشنهاد می‌کنم کتاب «جدال با مدعی» از دکتر حسین غفاری را در این مورد مطالعه فرمایید. موفق باشید

21063
متن پرسش
با سلام: در کتاب از برهان تا عرفان چنین ذکر شده: «واژه تشکیک در فلسفه جایی استفاده می شود که صفات وجود و یا خود وجود در ذات خود دارای شدت و ضعف باشد و شدت و ضعفش به جهت عامل خارجی نباشد.» حال این که در خصوص موجودات محدود گفته می شود محدود بودن آن ها نشان از معلولیت است، و در واقع «نقص» نشان از این است که یک عامل خارجی آن را محدود کرده است. پس ضعف و نقص نمی تواند به جهت عامل خارجی نباشد. این تناقض چگونه توجیه می شود؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! نقص، نشانه‌ی معلولیت است و معلولیت، ذاتیِ هر ممکن‌الوجودی است و تنها واجب‌الوجود است که نه معلول است و نه محدود. در حالی‌که همین‌که موجود، ممکن‌الوجود باشد محدودیتِ ذاتی دارد پس نیاز نیست که محدودیت و معلولیتِ آن از خارج بر آن وارد شده باشد. موفق باشید

20942

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نام الله استاد طاهرزاده سلام: در سوال 20919 من به معنای معجزه کار نداشتم بلکه بحث معرفت شناسی بود و ارتباط معجزه و شکاکیت مدنظر بود. امید که این مسئله را برایمان حل نمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی متوجه شوید پیامبر خدا با معجزه ما را به این نتیجه می‌رساند که او از طرف خداوند برای ما راه‌کار آورده است، دیگر نسبت ما با خدا روشن می‌شود و جایی برای شک و شکاکیت نمی‌ماند. موفق باشید

20518
متن پرسش
سلام استاد عزیز: در مساله جبر و اختیار گفته میشه که مثلا ابولهب به اختیار خود کافر می شود و خدا هم می داند که او به اختیار خود کافر خواهد شد. حال سوال اینه که پس چرا خلقش کرد؟ احساس می کنم این همون جبره منتها اسم و کلمات عوض شده. چون باز هم خدا در نهایت میدونه که مثلا من یا ابوجهل در آینده چه چیزی رو انتخاب خواهیم کرد و عاقبتمون چی میشه. حالا من اگر گزینه دیگه ای رو انتخاب کنم که غیر از اون چیزی بود که تو علم خدا بود (یعنی انتخاب اختیاری فعل روبروی این چیزی که من می خواهم انتخاب کنم) در این صورت دیگه خدا علم نداره و نداشته به این مساله و اگر علم داشته باز هم همین اشکال دوباره پیش میاد. ممنون میشم روشن بفرمایید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: علم خداوند و این‌که ما در آینده چه می‌کنیم، چه ربطی به این دارد که ما تا چیزی را انتخاب نکنیم شخصیت ما و فعلیتِ ما ظهور نمی‌کند. و نظام الهی بستر امتحان انسان نخواهد بود تا هرکس آن‌چه باید بشود، بشود. موفق باشید  

19901

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و تحیت خدمت استاد عزیزم: دو سئوال از محضر منور دارم: 1. استاد می توانیم بگوییم که «غیرت» مرد نسبت به ناموس خود یک مقوله ی «طبیعی» و «فطری» است فارق از «دین»! بدین معنا که اگر یک انسانی که دین هم نداشته باشد، اما «طبیعت» وی تحت عوامل درونی و برونی دستخوش تغییرات قرار نگرفته باشد، باید نسبت به ناموس اش از خود غیرت نشان دهد؟ 2. اگر جوابتان مثبت هست، بفرمایید چه عوامل درونی و بیرونی سبب گشته که برخی از مردان نسبت به ناموس خود غیرت نداشته باشند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی جهت فطری انسان‌ها به خاطر حبّ دنیا و مشغولیت بیش از حدّ به دنیا، به حاشیه رفت دیگر ایده‌ها و پیام‌های فطرت کارساز نخواهد بود. موفق باشید

19834
متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز: استاد جان! در مورد «تفکر» بشر که در جای جای آثار گرانسنگ تان متذکر شدید، سئوالاتی دارم: 1. شما در تعریف تفکر در کتابچه «رمضان دریچه روءیت» فرمودید: تفکر دینی یعنی توجه و حضور قلبی نسبت به حقایق عالم و نسبت به اوامر و نواهی الهی، خواستم بدونم این تعریف کامل و جامع هست یا خیر؟ 2. چرا آنقدر به بازگشت تفکر به جامعه تأکید دارید؟ 3. فرق تفکر، ذهن، عقل در چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تفکر به همان معنایی که عرض شد همانی است که دین از ما انتظار دارد و بسیار کارساز است و این تفکر است که انسان را از انواع گناهان نجات می‌دهد زیرا وقتی او مرتکب گناهی شد متوجه‌ی تیره‌شدن رابطه‌ی قلبش نسبت به حقایق می‌شود 3- ذهن، محلِ صُوَر محسوسه می‌باشد و عقل، قدرتِ جمع‌بندی‌کردنِ محفوظات است و کاری به تفکر ندارد. موفق باشید

19382
متن پرسش
سلام علیکم: استاد خدا شما را حفظ کند من نمی دانم چه باید می کردم اگر مقام معظم رهبری نبود و سربازانش مانند شما. و اگر خداوند قسمت من نمی کرد با ایشان و سربازانش آشنا باشم. خدای را سپاس. استاد بزرگوارم سوالی از دیشب تاکنون ذهنم را بخود مشغول کرده و بهتر از شما کسی را ندیدم که برایش مطرح کنم. استاد: شناختی که من از جبهه تدبیر و امید دارم اینگونه است که اینها بسیار متکی بر سیاستهای پوپولیسمی هستند. و سیاست یکی بر نعل و یکی بر میخ زدن و هرکجا اقتضا کند نوعی حرف زدن. مثلا نزد علما یکجور در جمع اصلاح طلبان جور دیگر. در یزد یک مدل در قم طور دیگر. و این موضوع در ایام انتخابات گویا به شکل برنامه ریزی شده تشدید می شود و می بینیم مثلا در مناظرات از جبهه اصلاحات و محمدخاتمی دفاع می کنند - بدون اینکه حرفش پیش بیاید - یعنی از قبل مشخص می کنند انگار که این مباحث باید مطرح شود و در شهرهایی مثل تبریز و اردبیل و... حرفهای عجیب و شورآفرین. که البته دیدگاه من این است این جریان اعتدالی هیچ دلبستگی نه به خاتمی دارد نه به میرحسین موسوی، نه دغدغه شکستن حصر را دارد و نه خروج خاتمی از انزوا. صرفا قدرت را می خواهد و اگر از این افراد نام می برد به مقتضای هدفش است. و البته شاید روزی هدفش ایجاب کند که خاتمی از مهجوریت درآید آن موقع این کار را می کند. اما ابتدا به ساکن پول را می شناسد و قدرت را. من اینطور فکر می کنم. استاد اصلا این نگرش من درست است؟ اما با فرض درستی این فکر، این مساله مهم نیست. موضوع مهمتر این است که استاد ما در ایام انتخابات می بینیم که رهبری عزیز از آحاد ملت می خواهند در انتخابات شرکت کنند حتی کسانی که نظام را نمی خواهند. بعد می بینیم شور عجیب انتخاباتی و داغ شدن تنور انتخابات و تقابل دو جبهه و دو نگاه... و در نهایت هر جبهه ای که پیروز شود حضرت آقا بابت حضور مردم اعلام خشنودی می کنند و این موضوع را مایع عظمت نظام می دانند و....حال آنکه آیا خیزش مردم در انتخاب کسی که در برخی مواقع شخصیت نظام و خود رهبری را در سخنرانیهای انتخاباتی زیر سوال می برد و مخدوش می کند خوشحالی دارد؟ اینکه سطح تحلیل مردم ما طوری است که اندک تبلیغ عوام فریبانه خیل کثیری از ایشان را به هرطرف بخواهد می کشد جشن و تبریک دارد؟ حال سوال اینجاست: آیا کلیت نظام و در رأس آن حضرت آقا، حفظ نظام را در گرو شرکت آحاد جامعه در انتخابات می دانند فلذا برنامه ریزی می کنند و با کاندیدها صحبت می کنند که هرکدام در جبهه ای باشند تا شور انتخاباتی به پا شود و اکثریت حضور یابند؟ یعنی مثل نظام آفرینش که مولوی می گوید حضرت حق سخت ترین نقش را به شیطان دادند و شیطان هم پیرو رسالتش ایفای نقش می کند؛ رهبری هم به دو جبهه نکات لازم را گوشزد می کنند و خلاصه این خیمه شب بازی را راه اندازی می کنند تا نظام اسلامی حفظ شود؟ استاد طیفی از جامعه طرز فکرشان همین است که این آقایان پشت صحنه با هم رفیقند ولی در صحنه نقش بازی می کنند. من هیچ وقت این فکر را قبول نداشتم. اما الان شک کردم البته نه به این صورتی که مردم می گویند. من فکر می کنم شاید رهبری در عین اینکه دایما و هر کجا آرمانهای نظام را گوشزد می کنند و واقعا به آنها عقیده دارند و پای بند هستند اما به اصلاح طلبان هم تاجایی که ساز و کار نظام مخدوش نشود این ماموریت را داده اند که اینطور موضوعات را تبیین کنید. به اصولگرا ها هم طور دیگر. یه جورایی مثل نظام عالم که خداوند متعال به شیطان هم اجازه فعالیت داد در عین حال همیشه راه مستقیم را گوشزد می کند عده ای به راه حق می روند و عده ای باطل. و این موضوع به خدایی خدا ضربه ای نمی زند. استاد جان ببخشید که صریح پرسیدم اما دلم می خواست هر چه ذهنم را درگیر کرده بگویم. استاد من بیچاره مشکلی دارم از دیشب تابحال که راجع به رهبری اینطوری فکر می کنم نمازهام هم به دلم نمی نشیند! استاد جان کمکم کنید. لطفا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اولاً عنایت داشته باشید این تاریخ، تاریخی است که آزادی غذای جان انسان‌ها است، بیش از آن‌که عدالت را دوست داشته باشند. و رهبر بصیر انقلاب به‌خوبی متوجه‌ی این امر هستند تا با حضور مردم در انتخابات، آن‌ها به خوبی احساس کنند که در انتخاب نامزد مورد نظرشان آزادند و از این طریق آزادی را با جان خود بچشند. ثانیاً: وقتی متوجه باشیم انقلاب اسلامی شروع تاریخی است که روح اصلی آن توحید است مسلّم مسیر آن آزادی به سوی توحید منجر خواهد شد. می‌ماند که هنوز عهد کهنه‌ی سکولارزده‌ی تاریخ گذشته‌ی ما از مذاقِ ما به طور کامل برطرف نشده است. ولی آینده، آینده‌ی آزادیِ همراه با توحید است. موفق باشید

17993
متن پرسش
با عرض سلام و احترام: لطفا در خصوص این حدیث و نسبت آن با اراده انسان توضیح بفرمایید با تشکر. امام رضا عليه السلام فرمودند: اِذا اَرادَ اللّه ُ اَمْرا سَلَبَ الْعِبادَ عُقولَهُمْ فَاَنْفَذَ اَمْرَهُ وَ تَمَّتْ اِرادَتُهُ فَاِذااَنْفَذَ اَمْرَهُ رَدَّ اِلى كُلِّ ذى عَقْلٍ عَقْلَهُ فَيَقولُ كَيْفَ ذا؟ وَ مِنْ اَيْنَ ذا؟ هرگاه خداوند اراده‌ی امرى را بنمايد عقل را از مردم مى ‏گيرد و كار خود را اجرا مي‌نمايد و اراده ‏اش به‌اتمام مي‌رسد، وقتى تمام شد هوش و عقل آن‌ها را برمي‌گرداند، آن وقت اظهار نظر مي‌كنند كه چه شد؟ و از كجا به‌وجود آمد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:  اراده و اختیار انسان تنها در آن حدّ است که وقتی خداوند به حکم آیه‌ی «کلّ یومٍ هو فی شأن» تاریخی را به صحنه آورد – مثل حضور اسلام در تاریخ – شخصیت خود را شکل دهد ولی به این معنا نیست که انسان‌ها در هر جایی بتوانند هرطور خواستند عمل کنند. حدیث ارزشمند مذکور نشان می‌دهد بعضی از وقایع را خداوند ماورای عقل انسان‌ها محقق می‌کند و چون آن حادثه واقع شد، انسان‌ها تعجب می‌کنند که چگونه چنین شد؟ موفق باشید    

17830
متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: این که جنابعالی مکررا در آثارتان فرمودیدکه نظام سازی بر اساس حکم الهی با قوانین یا بخش نامه صورت نمی گیرد چند سئوال از محضر مبارک دارم. 1. اگر با بخش نامه یا قوانین نظام سازی صورت نمی پذیرد پس با چه ابزاری صورت می گیرد؟ 2. بنده قبول دارم که با بخش نامه صورت نمی گیرد ولی وقتی دولت ما با تقدیم لایحه ای که مبتنی بر احکام قرآنی است به مجلس آن را تصویب کرد و به قانون تبدیل شد پس عملا می شود با قانون نظام سازی کرد؟ 3. مقصود از دولت اسلامی چیست؟ 4. البته الان که بیشتر فکر کردم می شود با بخش نامه هم کار را شروع کرد. فرض کنید وزیر علوم آیین نامه ی تدوین کند که منابع آموزشی و تربیتی ما تماما منبطق با شریعت الهی باشد، نظر مبارک چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- باید روح یک ملت متوجه آن امر بشود 2- اگر روح مردم آماده شده باشد و قوانین را در راستای معنایِ زندگی خود بفهمند، قوانین در مناسبات جامعه سریان می‌یابد 3- حتماً وزیر علوم باید این کار را بکند ولی لازم است به بستر سریان‌یافتنِ آن نیز فکر کرد. خوب است در این مورد به مقاله‌ی «نسبت‌ها و تمایزات «انقلاب اسلامی» با «دولت اسلامی» توجه شود. موفق باشید

16743

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد عزیز با توجه به آیه «الله نور السماوات و الارض» و تشبیه مشکات و زجاج و مصباح و.... اینکه انسان صحبت می کند، و با صحبت خود روشنگری می کند، آیا می توان صحبت کردن انسان را وجه چراغ بودن او در نظر گرفت؟ ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده نیز سخن قابل قبولی می‌تواند باشد، در صورتی که وجودی و حضوری به آن بنگریم. موفق باشید

16687
متن پرسش
سلام: اگه اینطور که من فک می کنم باشه؛ یه حساب سر انگشتی که بکنیم می بینیم این خلقت خدا (خلقت بشر و زمین و اسمونا و ...) چقدر خلقت غم انگیزی بوده، چرا که اکثرا جهنمی شدن، و این اکثرا خیلی اکثرنه، خیلی به اون صورت که شاید یک میلیونیم درصد انسان ها رستگار شدن و اکثرا حتی حرف خدا رو نشنیدن چه برسه بخوان عمل کنن یا نه، اون از زمان پیامبران، و این از زمان پیامبر خاتم (سلام الله علیه و آله) که وقتی با زهر شهیدش کردن چهل نفر آدم نبود با امیرالمومنین (علیه السلام) بمونه و این از زمان ائمه ( علیهم السلام) که بیشتر در حصر و زندان بودن و این هم از زمان غیبت که دیگه هیچی، هزار سال گذشته تازه یه کشور بالاخره اومده میگه یا مهدی ... و تو این مدت خلقت میلیارد ها میلیارد مردن و اونجور که معلومه اکثرا باید برن جهنم، همین الانم یه نگاه بندازیم، شاید یه میلیون تو ایران چند هزار نفر از کشورای دور و ور ادمای بهشتی باشن... جهنم چقدر شلوغ تر خواهد بود از بهشت!!!! غم انگیزه. هر چند پایان قطعا بسیار بسیار خوشی خواهد داشت، ولی این خوشی نهایت به هدایت چند نفر می انجامه؟! در مقابل اون تقریبا هیچ نیست؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع را می‌توان از زاویه‌ی دیگری که خداوند «هادی» است نگاه کرد و این‌که حضرت حق چگونه نور هدایت خود را در طول تاریخ به صورت‌های مختلف ظهور داد تا انسان‌هایی که طالب هدایت الهی هستند، محروم نباشند و هرکس به هر اندازه‌ای که طالب هدایت است از هدایت الهی بهره‌مند گردد. در این صورت معلوم نیست خیلی‌ها جهنمی باشند. در همین تاریخ خودمان چند نفرند که واقعاً اراده کرده‌اند در مقابل حق بایستند؟ اکثراً جاهل‌اند و نه مغرض. موفق باشید

16239
متن پرسش
با سلام: در آیه ۴۸ سوره مبارکه نساء که آمده خداوند گناه شرک را نمی بخشد آیا این شرک شامل شرک خفی هم می شود؟ و در ادامه می فرمایند که گناه کمتر از شرک را برای هر کس که بخواهد می بخشد. لطفا کمی توضیح دهید. ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مطابق آیه‌ی فوق، هر گناهی بدون توبه و صرفاً با عدم تکرار آن، بخشیده می‌شود مگر شرک، آن‌هم شرک جلی، شرک خفی را که اکثراً گرفتارش هستند! موفق باشید

15882

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: یه سوال داشتم از خدمتتان و آن اینکه در مسیر اصلاح عقاید و رفتار و اخلاق، برای ملکه سازی عقاید صحیح, از کجا بفهمیم که عقیده ای یا اخلاقی ملکه مان شده است؟ مثلا در مورد اخلاقی یا عقیده ای یا رفتاری گاهی شده است که در طول روز بر اثر سعی به ملکه کردن عقیده ای برای خود در شب خواب می بینم که بر آن عقیده پافشاری می کنم یا آن اخلاق را در صحنه ی خواب دارم. لطفا کمی توضیح دهید. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به ما فرموده‌اند در رعایت دستورات الهی «تصبروا و تتقوا» پایداری کنید و تقوا پیشه نمایید. دغدغه‌ی ما باید تلاش در این دو امر باشد تا ملکات لازم را به‌دست آوریم، در عین آن‌که همواره در فضای خوف و رجاء به‌سر ببریم تا مُعْجَب نباشیم. موفق باشید

15492

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: انسان ضمن رعایت حدود الهی برای تقرب الی الله و نایل شدن به مقامات عرفانی چه اقدامات یا بسترسازی های را باید در وجود خویش صورت دهد تا «سریع تر» و «بیشتر» به او کمالات و مقامات دهند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: روش معرفت نفس روش قابل اعتمادی است. اگر بعد از مباحث ده نکته و برهان صدیقین به «رسالة الولایة» رجوع فرمایید، إن‌شاءاللّه نتایج خوبی خواهید گرفت. هر سه بحث، همراه با شرح صوتی آن بر روی سایت هست. موفق باشید

15471

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد می بخشید شما واقعا خودتون به سوالات جواب میدید. آخه من دو سوال پرسیدم یکیش جواب داده شده. کد سوال 15446
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده خودم جواب سؤال‌ها را می‌دهم و در جواب سؤال مذکور عرض شد: باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده علم تعبیر خواب ندارم. هرچه هست تنها در محدوده‌ی وظیفه‌ی شرعی حرکت کنید و متذکر شعر مولوی باشید که می‌فرماید: «همچو موری اندر این خرمن خوشم / که فزون از خویش، باری می‌کشم». احتمالاً ایمیل‌تان مشکل دارد. موفق باشید

14287
متن پرسش
سلام استاد: شما ناراحت می شوید کسی مثل من زیاد از شما سوال می کند؟ وقتتان را می گیرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر سؤالات کاربران محترم سؤالات علمی و عقیدتی باشد که با روحیه‌ی معلمی و تخصص بنده هماهنگی داشته باشد؛ هزار سؤال هم که بشود برای بنده مغتنم است. مشکل مربوط به کاربرانی است که از بنده انتظار مشاوره دارند و به جای سؤال جدّی، درد و دل می‌کنند. موفق باشید

13579
متن پرسش
با سلام: استاد محترم، وظیفه شیعه در دهه اول محرم طبق سخنان امام رضا (ع) به ابن شبیب عزاداری برای امام حسین (ع) است ولی با توجه به نیاز به تدارکات در مراسمات و برقراری نظم اینگونه جلسات و... عمدتا توفیق عزاداری از بنده صلب شده است. لطفا راهنمایی فرمائید تا از قافله عزاداران حسینی عقب نمانیم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر تلاش‌های جنابعالی در بستر تحقق عزاداری واقعی و ارائه‌ی معارف حقه‌ی اهل‌البیت توسط سخنرانان باشد، ثواب کار شما کم‌تر از عزاداری نیست. ولی اگر تلاش شما در بستر پذیرایی‌های غیر مفید مثل شام‌دادن به عزاداران است، بهتر است که این‌کار را نکنید. موفق باشید

13096
متن پرسش
سلام استاد: منی که میدونم گاهی در کارهایی که انجام می دهم ریا هست و اخلاص نیست و میدونم که وقتی نماز یا توسلی که دارم معرفتی نیست اما دلم می خواهد که این عیب ها رو باهاش بجنگم، خوب تا وقتی که به این اخلاص نرسیدم تکلیف چیه؟ چطور به این اخلاص برسم و اصلا بی ادبی نیست که در مقابل پروردگار اظهار علاقه ای بکنیم و هدایت بطلبیم؟ یعنی در قلب اخلاصی نیست اما زبونن بخواهیم این دروغ به ذات اقدس اللهی نمیشه؟ و چطور به اعمالمون امید نبندیم و مطمئن نباشیم به آنها؟ یعنی همان عجب. ممنون که سریع پاسخ می دهید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آدم حسابی! مگر اخلاص چیزی است که یک‌شبه به‌دست آید؟! به قول خواجه سعید ابوالخیر: «تو آمد رفته رفته/ رفت من، آهسته‌آهسته». آرام‌آرام خداوند خود را و تأثیرات مطلق خود را به ما نشان می‌دهد و ما نیز به لطف الهی آرام‌آرام خود را کم‌تر می‌بینیم و او را بیشتر. موفق باشید

12575
متن پرسش
با سلام و احترام: بنده با مطالعه ی کتب شما الحمدلله تا حدودی در خصوص اینکه غرب حجاب ظلمانی خاصی به بشریت عرضه کرده و خیلی هم استحقاق حلوا حلوا کردن ندارد مطالبی به دست آوردم ولی یک فردی به من گفت همان نویسنده ی محترم اگر (خدای نکرده) شبی احساس قلب درد کنند ابتدا با تکنولوژی غربی (تلفن) تماس می گیرند با اورژانس و سپس با همان تکنولوژی غربی (آمبولانس) به بیمارستان منتقل شده و دوباره با همان تکنولوژی غربی تحت عمل جراحی قرار می گیرند و... و ایشان نتیجه گرفت راه غرب خدمت به بشریت است و اتفاقا تا کسی نفس نداشته باشد نمی تواند ابداعات و مصنوعات به آن منظمی بسازد. البته ظالم و مستکبر نیز که تکلیفش معلوم است. بنده ماندم چه جوابی به ایشان بگویم هرچند قلبا مطالب شما را پذیرفته ام.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که در همان کتاب‌های مربوط به نقد غرب این تذکر داده شده است که ما در شرایطی نیستیم که از گرفتاری‌هایی که تکنولوژی برای ما ایجاد کرده است، خود را آزاد کنیم. عمده آن است که متوجه باشیم این تکنولوژی نسبت ما را با طبیعت به‌هم زده است و مسلّم در این راستا آن نوع زندگی که ما می‌توانستیم بدون این تکنولوژی داشته باشیم را، دیگر نداریم. آری اگر بنا است به خاطر تکنولوژی فاصله‌ها زیاد باشد و بیماری‌ها از جمله بیماری قلب به روش غربی و با جراحی‌هایی که غرب در تصرف در بدن به میدان آورده است، استفاده کنیم حتماً همان آمبولانس را می خواهیم با همه‌ی تجهیزات. اما آیا نمی‌توانستیم به روش طبّ سنتی و در بستر رشددادنِ تدبیر نفس ناطقه اگر قلب‌مان قابل درمان بود، درمان کنیم؟ و اگر هم نفس بنای درمان‌کردنِ قلب را نداشت، شرایط را فراهم کنیم تا با آرامش کامل بدن را ترک کند؟ این‌ها مباحثی است که در مجموعه‌ کتاب‌های نقد غرب و کتاب «هنر مردن» به آن پرداخته شده است. موفق باشید

3551

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام عیکم.آیا امام زمان به صورت غیر مستقیم در انتخاب ولی فقیه نقش دارند؟اینکه می گویند ولایت فقیه انتصابی است به جز اینکه به معنی نصب با صفات و ویژگی هایی که خدا مشخص کرده آیا به معنی نصب از طرف امام هم هست؟در زمانی که افراد زیادی باشند که شرایط ولی فقیه شدن را داشته باشند چگونه می شود یکی را انتخاب کرد؟آنوقت با کوچک ترین خطای مدیریتی افرادی می گویند فلانی بهتر میتواند این نقش را داشته باشد.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: 1- اگر خداوند بخواهد مدد خاصی به ملت بکند قلب خبرگان را به نور امام زمان«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» متمایل به انتخاب کسی می‌کند که مصلحت آن ملت است 2- در زمان غیبت امام زمان«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» راهی که کمترین خطا در آن باشد همین راهی است که فعلاً نظام جمهوری اسلامی دارد که خبرگان مجتهدشناس عمل می‌کنند. موفق باشید
23963
متن پرسش
سلام: با شروع نمایشگاه در تهران، لطفاً بفرمایید کتاب‌های استاد طاهرزاده را در کدام غرفه از نمایشگاه می‌توانیم خریداری کنیم؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: می‌توانید به  سالن شبستان- راهرو  11/2 – غرفه10 - نشر معارف  آقای موسوی 09365636270 رجوع فرمایید.

و یا رجوع شود به  راهروی 4- غرفه‌ی 34- غرفه‌ی واژه‌پردازان اندیشه. موفق باشید  

نمایش چاپی