باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد دو نکته را باید از هم تفکیک کرد: یکی آنکه خداوند را از آن جهت که ارزش عبادت دارد بپرستیم. حضرت علی «علیهالسلام» در این رابطه است که میفرمایند: «الٰهي ما عَبَدتُكَ خَوفاً من نارِك و لا طَمَعاً في جَنَّتِك بَل وَجَدتُكَ أهلاً للعبادة فَعَبَدتُك» خدایا! من تو را پرستش نکردم از ترس آتش جهنمت و پرستش نکردم به طمع بهشتت، بلکه فقط تو را شایسته پرستش میبینم. و دیگر اینکه از حضرت حق بخواهیم ما را گرفتار آتش و عذاب نکند، حال چه آتش حرمان از اُنس، و چه آتش ناشی از گناه، بهخصوص که هر اندازه انسان بیشتر از حجابهای أنانیت آزاد شود، بیشتر متوجهی فقر ذاتی خود میگردد و اینکه اگر عنایاتی هم به آنها شده است، لطف خدا بوده، نه آنکه برای خودشان حقی قائل باشند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: چیزی جز همان سؤالات اولیه دریافت نکردم. مجدداً جواب آنها ارسال میشود:
باسمه تعالی: سلام علیکم:
جواب سؤال 1- دشمن اصلی حوزه، غفلت از تبیین درست دین الهی است زیرا در صورت درستنشاندادنِ دین خدا در آن حدّ که انسانها بتوانند از طریق شریعت الهی راهِ اُنس با خدا را بیابند، هر جریان منحرفی که راهِ ما را به سوی خدا میبندد و ما را نسبت به نور حق محروم میکند؛ معلوم میشود اعم از مارکسیسم، یا وهابیگری، یا فرقهی احمد حسن، یا غرب و آمریکا. مشکل اینجا است که اینان کالاهایی دارند که میتواند در عرض کالاهای ما خودنمایی کند وگرنه هرگز کالاهای اینها با حقیقتِ نورانی شریعت محمدی«صلواتاللّهعلیهوآله» آنگاه که درست مطرح شود، همطراز نیست.
جواب سؤال 2- آمریکا به عنوان نمود استکبار مقابل نور توحیدی است که انقلاب اسلامی در این تاریخ به ظهور آورده. توحیدی که ماوراء سکولاریته میخواهد بشر را متذکر این امر کند که تنها با ولایت الهی امورات دنیایی و آخرتی خود را میتواند سر و سامان دهد که تجسم عینی آن ولایت فقیه در مقابل ولایت شیطان است. به همان معنایی که حضرت حق میفرماید: «وَ مَنْ يَتَّخِذِ الشَّيْطانَ وَلِيًّا مِنْ دُونِ اللَّهِ فَقَدْ خَسِرَ خُسْراناً مُبيناً + يَعِدُهُمْ وَ يُمَنِّيهِمْ وَ ما يَعِدُهُمُ الشَّيْطانُ إِلاَّ غُرُوراً»(119 و 120/ نساء) هر آنکس ولایت شیطان را پذیرفت حقیقتاً در خسرانی بس روشن و مشخص قرار میگیرد. شیطان در راستای ولایت خود وعده میدهد و آرزوسازی میکند و نیست وعدههای شیطان مگر فریب. و بدین لحاظ آمریکا شیطان بزرگ است و راه عبور از دشمنی آمریکا، نجاتدادن انسانها از وعدهها و آرزوهای شیطانی است.
جواب سؤال 3- دشمن از طریق جهلِ ما نسبت به حقیقت میتواند در حوزهها نفوذ کند و حقیقت چیزی جز آنچه وَحی الهی بدان متذکر است، نیست. آری! آنچه وَحی الهی بدان متذکر است و نه آنکه تنها وَحی الهی را بدانیم. وقتی مادر بر سر فرزندش فریاد میزند: صبر کن تا یادت بدهم، که به چه میگویند حرفشنوی؛ مادر میخواهد فرزندش را به حرفشنوی بکشاند، نه آنکه حرفشنوی را برای فرزندش تعریف کند، بلکه میخواهد کاری بکند که او شنوایِ آنی شود که به ذاتش تعلق دارد، گونهای فراخوانش یا «ندا»ست. و ما مدتهاست که معنای رجوع به حقیقت را با دروس رسمی حوزوی به حاشیه بردهایم و نهایتاً گمان میکنیم با یک درس اخلاق که عموماً آن را امری اعتباری میپنداریم، میتوان مشکل عدمِ رجوع به حقیقت را جبران کرد. در حالیکه اگر آن بحث اخلاقی مبتنی بر بنیادِ جان انسانها نباشد، خود نیز علمی است بر علوم گذشته.
جواب سؤال 4- حقیقتِ دوران ما انقلاب اسلامی است. طلاب عزیز باید انقلاب اسلامی را بشناسند و بشناسانند.
تاریخی که با انقلاب اسلامی شروع میشود به معنای پناهجستنِ قومی است به آنچه به عنوان تقدیر الهی و حوالتِ قدسی به عهدهاش نهادهاند تا از زهر نیهیلیسم خود را و بشریت را رهایی بخشد و این با نشاندادن حقیقت ممکن است، حقیقتی که امری است تاریخی، و به عنوان امر تاریخی انسانها را در گذر زمان فرا میگیرد و دگرگون میکند و بدین لحاظ حقیقت با انقلاب اسلامی آغاز میگردد و با انقلاب اسلامی نگهداری میشود تا سرآغاز آن قوم تاریخی را به همراه آورد و آن قوم از عادیشدن زندگی رهایی یابد.
حال سؤال این است با توجه به آنچه گفته شد آیا ما از حیث حضور تاریخی خود در سرآغاز هستیم؟ آیا ذات انقلاب اسلامی را به عنوان سرآغاز میشناسیم و به آن توجه داریم؟ یا با همان فهم قبلی به آن مینگریم و با آن همان معاملهای را میکنیم که با سایر اتفاقات انجام میدهید، زیرا عزمِ نظر به دوردستها در ما مرده است.
خطر آنجاست که با فراموشکردن حضور تاریخی انقلاب اسلامی، حقیقت دوران فراموش شود و در این رابطه پوچانگاری یا نیهیلیسم به سراغ طلبه میآید و از خود میپرسد مرا چه شده که با مطالعات حوزوی و عبادات شرعی احساس پوچی میکنم؟! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم:چرا باید از روح و روحیهای که نمیخواهد با بازیهای زمانه خود را فریب دهد؛ گلهمند باشید؟ نهیبی که در درون شما هست، نهیبی است به سوی سعادت ولی همین راهی را که شروع کردهاید را آرامآرام ادامه دهید، مطمئن باشیدآن زمانی که گذرتان به روایات و آیات افتاد صدبرابرِ زمانی که با آثار مستقیم آن عالمان بزرگ روبهرو شدید، روحیه میگیرید و متوجه میشوید معنایِ خلقت شما چه اندازه دقیق و حسابشده و حکیمانه و عالمانه بوده است. فراموش نکنید بعضی از این مطالب که فعلاً شما از آنها سرخوردهاید، مربوط به تاریخِ خودش بوده است و در آن زمان، معنای خوبی داشته است. اشکال ما در آن است که متوجه نیستیم تفکر، تاریخی است هرچند متون مقدس، ماوراء تاریخ است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- آری! در روایت داریم: « آتش داخل در محل ايمان و معرفت نمى شود. «النّار لا تأكل محلّ الايمان» و حال كافران و مشركين مقيم آتش چنين است كه «لا يذوقون فيها بردا و لا شرابا الّا حميما و غسّاقا» (در جهنم آنها نه خنكى بچشند و نه نوشيدنى، مگر آبى جوشان و چرك. 2- چرا نه؟ 3- در اینکه اهل ذمّه صاحب حقوق هستند، در فقه بحث شده و در مورد نجس یا پاکبودن اهل کتاب فتاوی مختلف است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: قرآن میفرماید: «واعتصموا بحبلاللّه جمیعا»، یعنی رجوع به حق با یافتنِ نسبتی که ما انسانها در رابطه با همدیگر ایجاد میکنیم، محقق میشود. و اساساً با توجه به آموزهی «المؤمن مرآت المؤمن» انسانها، آینههای نمایش یکدیگر هستند و شما خود را در آینهی دیگر انسانهای مؤمن باید جستجو کنید و راز پنهانی وجود خود را با رویکرد و اُنس با دیگر انسانهای مؤمن باید بیابید. عمده آن است که به چنین رویکردی برسیم تا معنای خدمتگذاری نسبت به همدیگر در این رابطه معنای خود را بیابد. موفق باشید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- هرگز نباید قرآن را بر اساس یافتههای علم تجربی معنا کرد و یا محک زد. مگر اصول علمی که آن اصول فوق تجربه میباشد، مثل انکه مییابیم کرات در فضا در حرکتاند. این یک موضوع مسلّم علمی است و بعد متوجه میشویم قرآن نیز سالهای قبل متذکر این امر بوده است 2- هبوط به معنای افتادن از بالا روی زمین نیست، بلکه به معنای توجه نفس انسان است از عالم یگانگی به عالم کثرات که بحث آن در کتاب «هدف حیات زمینی آدم» شده است 3- با تأمل در تاریخ میفهمیم که کدام مطلب قابل اعتماد است و کدام مطلب نه 4- ما با انقلاب اسلامی بنا داریم از زندگی غربی عبور کنیم و اکنون، اولِ راه هستیم با هزاران مانع که باید پشت سر بگذاریم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: یکی از موارد، آن مطلب است که میفرمایید ولی موارد مهمتری داریم مثل اینکه قرآن میفرماید: «واللّه یحبّ التوابین» وقتی خداوند کسی را که راه خود را به سوی خدا تغییر داده است و مورد محبت الهی قرار گرفته است، مسلّم شخصیت با برکتی برای زندگی خواهد بود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شیطان قسم خورده در مسیری که به سوی حق است بنشیند و از این جهت کاری به کار آدمهای غیر مؤمن ندارد و بیشتر تلاش آن این است که رذائل اخلاقی را بر انسانهای مؤمن تحمیل کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر کدام در جای خود. بعضاً همان اراده، عمل محسوب میشود و بعضاً تا آن اراده به عمل تبدیل نشود، موجب اجر و ثواب نمیگردد. مرحوم ملامهدی نراقی در کتاب «جامعالسعادات» مفصلاً در این مورد بحث کردهاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «جایگاه رزق در هستی» در این رابطه با شما حرفهایی دارد. با حوصله تا آخر آن را مطالعه فرمایید. کتاب بر روی سایت هست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: إنشاءاللّه خدا کمک میکند. کتابهای مربوط به کربلا به اضافهی کتابی که در رابطه با پیام اربعین در این تاریخ تحت عنوان «اربعین حسینی؛ امکان حضور در تاریخی دیگر» در دست چاپ است؛ معنای خوبی از زندگی در مقابل افراد میگشاید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینکه متوجهاید که: «هر عنایت که داری ای درویش/ هدیهی رب بود نه کردهی خویش» جایی برای عُجب نمیماند. مگر تجربه نکردهاید آن وقت که لطف خدا از ما گرفته شود چگونه از هر توفیقی باز میمانید؟ موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: از جهتی موضوع همینطور است. به این اعتبار که روح انسان در مقام عقل، معانی را در ذهن به صورت، میآورد و در صفحهی ذهن مینگارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان که از آیات و روایات برمیآید، مصلحت ما از قبل تعیین شده. ولی اگر به آنچه که به راحتی برایمان پیش میآید راضی نباشیم و آنچه خداوند برایمان انتخاب کرده است را نخواهیم، سرگردان میشویم. مثل فردی که خداوند در فلان روستا خلقتش را رقم زد و زندگی او را در آن روستا به بهترین شکل فراهم نمود ولی هوس حضور در شهرهای بزرگ، او را سرگردان اجارهنشینی و چندشیفتکارکردن کرد. البته این یک مثال است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم با مطالعهی کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» بتوانید راهی به سوی خود بگشایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شرح تفسیر سورهی حمد امام که قبل از شرح کتاب مذکور، خدمت عزیزان عرض شد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند وجود مخلوق را میدهد پس مخلوق، از نظرِ کمالاتی که دارد، مظهرِ کمالات خداوند است. بحث «برهان صدیقین» در این رابطه در کتاب «از برهان تا عرفان» همراه با شرح صوتی آن بر روی سایت هست، میتوانید رجوع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نه نیاز نیست. اگر سیر مطالعاتی سایت را دنبال بفرمایید و از مباحث صوتی مکارم الاخلاق نیز غفلت نکنید، إنشاءاللّه گشایش لازم ظهور میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: چون باید به موضوعات، وجودی نگاه کرد، ائمه«علیهمالسلام» مظهر کمالات الهی یعنی اسماء حسنا هستند. حال میتوان گفت یکی از مظاهر نفس ناطقه در موطنی از مواطن وجود، بدنِ برزخی او است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر اندازه قبل از نماز ذهن خود را از امور دنیایی آزاد کنیم روح ما آمادگی بهتری برای حضور در محضر حق دارا میشود. کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» به عنوان شروع، إنشاءاللّه کمک میکند. موفق باشید
سمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آخرین پیامبر در نبوت یعنی در خبر، به کمالِ خود رسیدهاند ولی در ظهور آنچه نبی به میان آورده است، فرآیندی طولانی در پیش است در حدّ ظهور حضرت مهدی «عجلاللّهتعالیفرجه» ۲. ائمه «علیهمالسلام» همه با حقیقت خود، شخصیتشان یگانه است ۳. امام به عنوان حجت خدا برای خودشان هم به اعتبار اتصالشان به نور عظمت، اماماند و به اعتبار اینکه حقیقت انسانی واحد است سایر انسانها با اتصال به حقیقت انسانی، انسانیت خود را بهدست میآورند. حجت خدا همواره واحد است و لذا حضرت فاطمه زهرا «سلاماللّهعلیها» با آنهمه عظمت، پیرو امام زمانشان یعنی حجت خدا هستند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر محور کار اعضای تشکیلات تلاش برای هر چه بیشتر فهمیدن رهنمودهای رهبری باشد، جواب هر سه قسمت سوالاتتان داده خواهد شد. موفق باشید
