بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
848

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام.می خواستم بدانم فلسفه ی غیبت چیست و همچنین فلسفه ی ظهور
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: به کتاب «جایگاه واسطه‌ی فیض در هستی» رجوع فرمایید. موفق باشید
22926

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد بنده در زمینه ی کار تشکیلاتی سوالهایی از جنابتان دارم: ۱. بارها شده که نیروها از کار فصلی و پروژه ای زیاد که از پسشان هم برآمدند تشکیلات را به دلیل عمل زدگی و خستگی رها کردند؛ چگونه گرفتار این مشکل نشویم و اگر شدیم چگونه به تشکیلات برگردیم؟ ۲. جلسات درون تشکیلاتی زیادی گرفته می شود اما نتیجه ای جز جمع شدن واحدها ندارد؛ می خواستم بدانم چه کار کنیم که جلسات پربارتر شود و اعضا با شور و شوق در جلسات حاضر شوند؟ ۳. چه کار کنیم که اعضا دغدغه مند شوند و از حالت خمودگی و بی حالی برون بیایند؟ متشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر محور کار اعضای تشکیلات تلاش برای هر چه بیشتر فهمیدن رهنمودهای رهبری باشد، جواب هر سه قسمت سوالاتتان داده خواهد شد. موفق باشید

22866
متن پرسش
به اسمه تعالی سلام علیکم: دختر مجردی که تو خانواده ای زندگی میکنه که خانواده با او همراه و همفکر نیستن باید چیکار کنه؟ رزقمون اگه یه جاهایی حرام نباشه شبهه ناک است. من چیکار میتونم بکنم؟ واقعا نگران سلوکم هستم احساس می کنم هرچه تلاش می کنم و فضای بندگی فردیم رو سعی می کنم حفظ کنم اما خیلی نتیجه بخش نیست. از طرفی وقتی این چیزها رو می بینم عصبی میشم چون کاری ازم بر نمیاد. آیا واقعا این رزقی که به بنده می رسد مانعی برای سلوک و بندگی است و می تواند سرعت حرکتم رو کند کند؟ ما که امسال هم باید حسرت اربعین رو بخوریم مثل هرسال شما که میرید التماس دعا استاد واقعا فکر میکنم تحبس الدعا شدم نمیگم هیچ گناهی نمیکنم ولی سعیم بر عدم انجام گناه است،ذکر استغفار رو هم سعی میکنم هر روز داشته باشم پس چرا دعاهایم با استجابت نمیرسد گاهی این قدر از تحمل فشارهای پیرامونم اذیت میشم که احساس میکنم دیگه دارم میبرم اگه تحمل این سختیا طبیعی بندگی و مسیر تقرب تسلیمم در برابر ربوبیتش نگرانی و ترسم از اینه که هرچه بر سر ما می آید از نافرمانی ما باشد لطفا راهنمایی کنید. التماس دعا بسیار زیاد
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی شما مسئول رزق خود نیستید و بر ولیِّ شما واجب است که رزق شما را تأمین کند؛ نباید حساسیت به خرج دهید و یا تجسس کنید. از طرفی بسیاری امور را با خوش‌رویی و نرم‌خویی با خلقِ خدا می‌توانید جلو ببرید. ما هرچه ضربه می‌خوریم از لیّن‌نبودن است چیزی که پیامبر خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» منوّر به آن بودند و اکثر امت آن حضرت از آن محروم‌اند. به گفته‌ی مولوی:

من ندیدم در جهانِ جستجو / هیچ اهلیت به‌جز خُلقِ نکو

ما را چه شده است که قلب‌های ما نسبت به هم نرم نیست؟!! موفق باشید

22294

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام بر استاد طاهرزاده: جناب آقای یوسفی در کتاب منطق متابعدی بینهایت در ص 18 اصل استحاله اجتماع نقیضین را ظاهرا نفی می کنند و در ایمیلی که کردم فرمودند: من با ضرورت و مطلقیت و جبر علم و منطق، مشکل دارم و حتی اگر همیشه دربند این دستگاه اجباری هم باقی بمانم باز هم نمی توانم این قطعیت را قبول کنم. این قطعیت و مطلقیت به این خاطر است که ما فقط بر سطحی کم بعدی از هستی زندگی می کنیم و شناخت داریم و باید فراتر برویم. با جهش و در امتداد متابعدها می توان چنین کرد. هنوز روشی علمی برای طراحی چنین جهش هایی ندارم اما می دانم علم آینده ناگزیر از افتادن در این جاده است. نظر شما را در مورد این کتاب و بخصوص اینکه آیا با منطق متابعدی این امکان است که ام القضایا را رد نمود خواستارم لینک دانلود کتاب (http://ketabnak.com/book/28061/%D9%85%D9%86%D8%B7%D9%82-%D9%85%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%B9%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%DB%8C%D9%86%D9%87%D8%A7%DB%8C%D8%AA)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انکار امور بدیهی کارِ سختی نیست. همین‌طور که هم‌اکنون جنابعالی می‌توانید منکر نوری شوید که در این اطاق هست و بفرمایید برای بنده از نظر علمی ثابت نشده است که نوری در اطاق است. داستان طرفی را که در ماه رمضان بعد از اذان صبح بیدار شد و چشم خود را بست و شروع کرد به سحری‌خوردن و به گفته‌ی مولوی بالاخره طمعْ نگذاشت نور طلوع را که روشن بود ببیند. مولوی در این مورد می‌گوید:

روشنست این لیکن از حرص سحور ** آن خورنده چشم می‌بندد ز نور

موفق باشید

21639
متن پرسش
با سلام: با توجه به جواب اخیر حضرتعالی به شماره 21549 آموختن عرفان و فلسفه نیز از مقوله عمل است و از امور عقیدتی نیست بنابر این از امور تقلیدی است و تحقیق در همان اجتهاد است. بنابر این در مقابل حکم مراجع مبنی بر آموختن عرفان و فلسفه یا باید تقلید کرد و یا مجتهد بود و یا اجتهاد کرد و یا باید به احتیاط عمل کرد و راه چهارمی متصور نیست.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تحقیق در امور دین، ماوراء تقلید است و یک ضرورت عقلی است. موفق باشید

21200
متن پرسش
سلام استاد: استاد با توجه به احادیث من که در جوانی راه اشتباه هم رفتم چه کار کنم که از عذاب و بالا پایین شدن در برزخ در امان باشم؟ مثل اینکه در برزخ همه زندگی دنیایی مان طبق برزخ مرور می شود. چه کنم در برزخ در امان باشم؟ در یک کتابی خواندم فردی به خاطر چند نماز قضا دچار عذاب شده است. چه کنیم؟ امام صادق (ع) می فرمایند: «وُاللهِ ما أَخافْ عُلَیًکُمً اِلاّ الْبُرًزَخ فَأما اِذا صارُ الاَمًرْ اِلَیًنا فَنَحًنْ اَوًلَی مِنْکُمً؛ به خدا قسم! نمی ترسم بر شما؛ مگر از برزخ و چون کار به ما رسد، ما اولی و سزاوارتر از شما هستیم.» عمرو بن یزید می گوید: به امام صادق(ع) گفتم: از شما شنیده ام که می فرمودید: «همة شیعیان ما با همة گناهانی که دارند بهشتی هستند.» فرمودند: «گفتة تو را تصدیق می کنم. به خدا قسم! همة آنان در بهشت خواهند بود. من گفتم: فدایت گردم! بسیاری از گناهان کبیره اند. فرمودند: «به شفاعت پیامبر و وصیّ او در قیامت، همه به بهشت می روند ولیکن به خداوند سوگند! از برزخ، برای شما خوفناکم و می ترسم.» پرسیدم: برزخ چیست؟ فرمودند: «قبر، از لحظه ای که می میرد تا روز قیامت.»
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر شخصیت مورد نظر خود را امام معصوم قرار دهیم، خود به خود گناهان در جان ما به عنوان اعمالی که دوست‌داشته باشیم، جای نمی‌گیرد. وقتى عشق به انسان كامل به ميان آمد همه‏ ى اين عيب‏ها مى ‏رود. و در همين راستا رسول خدا (ص) مى‏ فرمايند: «حُبُ‏ عَلِيٍ‏ حَسَنَةٌ لَا يَضُرُّ مَعَهَا سَيِّئَةٌ وَ بُغْضُ عَلِيٍّ سَيِّئَةٌ لَا يَنْفَعُ مَعَهَا حَسَنَة»[1] دوستى على حسنه‏ اى است كه با داشتن آن، سيئه زيانى نمى‏ رساند و دشمنى على سيئه‏ اى است كه با وجود آن، حسنه سودى ندارد. و امروز با ایمان و علاقه به ولایت فقیه، خطاهای ما جایگاهی برای ابدیت ما نخواهد داشت. موفق باشید


[1] ( 2)- نهج الحق و كشف الصدق، ص 259. كنوز الحقائق، طبع بولاق مصر، ص 53، 57، 67، ينابيع المودة، ص 19.

20612

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: حضرتعالی در کتاب چه نیاز به نبی ص 74 فرمودید هرگز ممکن نیست مجتهدی عملی را حرام بداند و لکن دیگری واجب یک سوال و دو مثال نقض دارم واقعا شما آرای همه مجتهدین را فصح کردید و به این نتیجه رسیدید؟ دو مثال نقض 1. آقای بهجت بقای بر تقلید میت را اگر اعلم باشد واجب می دانند ولی آیت الله سید صادق روحانی بقای بر میت را جایز نمی دانند و در پاسخ به استفتایی جایز نیست را به معنای حرام بودن معنا می کنند رجوع کنید به سایت ایشان بخش استفتائات شرعی قسمت تقلید. 2. بحث نماز جمعه در زمان غیبت امام زمان (عج) که از قول حرمت تا واجب تعیینی در برمی گیرد نگاه کنید به سایت ویکی فقه و یا http://www.hawzah.net/fa/Magazine/View/2691/6563/76322/%D9%85%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%D9%86%D9%85%D8%A7%D8%B2-%D8%AC%D9%85%D8%B9%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%B9%D8%B5%D8%B1-%D8%BA%DB%8C%D8%A8%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%85%D8%B0%D8%A7%D9%87%D8%A8-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید بحث در آن‌جا بر روی مبانی است که اگر به مبانی آن‌ها نظر کنیم می‌بینیم این‌طور نیست که در فهم مبانی در مقابل هم باشند، هرچند ممکن است در مصداق، متفاوت تطبیق کنند که این به اصطلاح، خطای در تطبیق گفته می‌شود و از طرفی بحث در «بالجمله» است و نه در «فی‌الجمله». موفق باشید

17448
متن پرسش
بسمه تعالی. با سلام: 1. راجع به ایجاد تمدن اسلامی چرا اینقدر روی تمدن غرب وقت گذاشته می شود؟ بهتر نیست ما روی تربیت انسان صدرایی متمرکز شویم که او خود تمدنی جدید به ارمغان بیاورد؟ 2. کار درست در زمان سازندگی چه باید می بود؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به صفحات 81 و 82 کتاب «خرد سیاسی در زمانِ توسعه‌نیافتگی» از دکتر داوری رجوع فرمایید تا روشن شود چرا باید به هر دو موضوع پرداخت. چرا که در این تاریخ، نه متوقف‌شدن بر فلسفه‌ی اسلامی، ما را به تفکر تاریخی‌مان می‌رساند، و نه متوقف‌شدن بر فلسفه‌ی غرب. موفق باشید 

17413
متن پرسش
سلام علیکم استاد بزرگوار: در مورد بحث برهان صدیقین قبل از طرح وحدت شخصی بحث این بود که هر وجودی بسیط و واحد است و ماهیات حدود عدمی وجود هستند. آیا معنی این حرف اینه که در عالم خارج از ذهن هر موجودی یک وجود بسیط و واحد داره که اون وجه خارجی شئ هست. و ماهیات اعتباری و غیر موجود در خارج هست. پس مثلا ما که انسان رو بصورت شکل و حجم و مقدار خاص مشاهده می کنیم واقعیت خارجی این نیست. بلکه طوری است ک در مواجهه با اون وجود، اینها بر ذهن تجلی میکنه. لطفا با بله یا خیر هم جواب دهید. متشکرم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی با نگاهِ وجودی به اشیاء نظر کنیم اصالت را به وجود آن‌ها می دهیم و این‌که «وجود» از طریق ماهیات، ظهور خاص پیدا کرده است. لذا گفته می‌شود ماهیات، حدّ وجودند. موفق باشید

16876
متن پرسش
با سلام و ادب خدمت شما استاد گرامی: استاد یک سوال: این حدیث از حضرت علی علیه السلام که می فرمایند: شخصی را دید که چنان بر ضد دشمنش می کوشید که به خود زیان می رسانید فرمود: تو مانند کسی هستی که نیزه در بدن خود فرو برد تا دیگری را که در کنار خود بود بکشد. ایا این کار مذموم است در حدیث یا نوعی فداکاری به حساب می اید زیرا در شهادت یا جهاد این آسیب هم به وجود می آید؟ ممنون قدری در مورد این حدیث توضیح بدهید.
متن پاسخ

باسمه تعالي: سلام عليكم: مسلم اين كار، ‍کارِ مذمومی است. زیرا به فرمایش امیرالمؤمنین علیه‌السلام بنا نیست انسان به قیمت اصلاح دیگران، خود را فاسد کند. و این غیر از آن است که انسان برای دفاع از دین خدا در مقابل دشمن خدا بایستد حتی به قیمت شهادت. موفق باشید

16315

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم و رحمت خدا بر شما استاد خداجو. وقتی مشکلات چندگانه اند باید چگونه آنها را حل کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به ما فرموده‌اند: «توزیع الوقت، توسیع الوقت» هرگاه که جایگاه هر چیزی را مطابق شریعت الهی مشخص کنید، وسعت لازم را برای رویارویی با آن موضوع و آن مشکل می‌یابیم. موفق باشید

16235
متن پرسش
سلام علیکم: ممنون از حوصله به خرج دادنتان در پاسخ به سوالات حقیر. استاد بزرگی در قم به بنده ایراد می گرفتند که چرا محاسبات و تصمیماتم بر اساس شهودات و عینیاتم است. مثلا برای استاد اخلاق گرفتن بنده در کربلا به حضرت سیدالشهدا متوسل شدم که فرد منتخب شان را به حقیر نشان دهند، دیری نپایید که یکی از اساتید به همراه کلی از شاگردانشان در مقابل بنده ظاهر شدند و در همسایگی ما سکنی گزیدند. اما ایشان این مسائل را وهم و خیال می انگاشتند. کار به جایی رسید که حتی به بنده می گفتند جهل مرکب حادث گشته.بنده هم دچار شک شدم و اینک این تشکیک به کل عقایدم رخنه کرده به طوری که به پوچی گراییده و اکنون در امورم بسیار متزلزل و سست شده ام. لطفا راهنمایی بفرمایید. ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره حجت ما، عقل و شرع است. اگر آن استاد بعد از توسل به حضرت اباعبداللّه«علیه‌السلام» برای شما پیدا شد، باز باید بر اساس عقل و شرع، دستورات ایشان را دنبال کنید. و اگر موجب نزدیکیِ هرچه ‌بیشترِ شما به بندگی خدا و فهم انقلاب اسلامی شد، او را بپذیرید. موفق باشید

16168
متن پرسش
با سلام استاد عزیز: از استاد بزرگی شنیدم رابطه خدا با مخلوق مثل رابطه صور علمیه با مخلوق است. خواهشا می توانید صور علمیه را توضیح دهید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: صورت‌هایی که در ذهن است همان صور علمیه است که کاملاً در نزد ما است. آن استاد خواسته‌اند بگویند، مخلوقات از خدا جدا نیست. موفق باشید

15901
متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: آیا می توان گفت اسم جمال حق مربوط به اقبال قلب و اسم جلال حق مربوط به ادبار قلب است؟ رابطه ای میان اسم جمال و جلال حق-اقبال و ادبار قلب وجود دارد؟ لطفا کمی شرح دهید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکته‌ی بسیار خوبی است. آن‌چه در مورد «اقبال» و «ادبار» قلب فرموده‌اید. آری! با تجلیِ نور جمالش، عاشق او می‌شویم و با تجلی نور جلالش، حریمِ او را نگه می‌داریم و قلب توحیدی قدرت جمعِ آن دو را در یک لحظه دارد. موفق باشید

15477

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و ارادت: همه‌ی اسماء خداوند، از اسمِ رحمان خداوند سرچشمه می‌گیرند، بطوری که این اسم، ریشه و مادر، همه‌ی اسماء خداوند است. رحمت خداوند همه‌ی موجودات و مخلوقات را در بر گرفته است و همه‌ی مراتب عالم، جلوه‌های رحمانیت و رحیمیت خداوند هستند. آیا این مطلب صحیح است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. منتها دلایل و مبانی آن را باید در مباحث عرفان نظری دنبال بفرمایید. موفق باشید

14159
متن پرسش
سلام علیکم: می خواستم بدونم چرا در حین مریضی ارتباط با خدا ضعیف میشه چطوری میتونم حال روحانی را حفظ کنم و در ضمن در این ضعف بدنی شیطان از هر سوء حمله ور میشه آیا راهی واسه سد راهش هست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نفس ناطقه در هنگام بیماری بیشتر مشغول بدن است، به همین جهت در این موارد توصیه می‌شود راضی به قضای الهی باشید. موفق باشید

12768

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله با سلام مجدد خدمت استاد گرامی و تشکر به جهت پاسخگویی به سؤالات. طبق پاسخی که برای سؤال بنده (شماره 12762) ارائه فرموده اید و طبق تعریفی که حضرتعالی برای اقسام علوم (فقه اکبر (عقائد)، اوسط (اخلاق) و اصغر (احکام)) مبتنی بر روایت شریفه ارائه فرموده اید، این نتیجه به دست می آید که گزاره های نرم افزار توحیدی تمدن اسلامی (مانند نرم افزار تربیت فرزند، نرم افزار نظام اقتصادی تمدن اسلامی، نرم افزار معماری توحیدی، نرم افزار نحوه گزینش تکنولوژی در دوران گذار به تمدن اسلامی و ...) به جز گزاره هایی که در حال حاضر دارای حکم فقهی هستند (مانند حرام بودن معامله ربوی در نظام اقتصادی) در حوزه اخلاق قرار می گیرد؛ و این به معنای عدم الزام آور بودن اجرای آن (مانند فقه) در حکومت اسلامی است؛ و این معقول به نظر نمی رسد. چرا که این نرم افزارها خود زمینه ساز انجام واجبات و ترک محرماتی هستند که تاکنون از متن دین استخراج شده است. پس باید الزامی برای اجرای آن ها وجود داشته باشد. مگر اینکه مراد از اخلاق و فقه چیز دیگری باشد. این نکته را هم اضافه کنم که حضرتعالی در مباحثتان ما را به این نکته هم متوجه ساخته اید که علاوه بر تشدید حجاب ها در دوران کنونی، در صد سال پیش حکومت در دست عالمان نبود و لذا طبیعتا نیاز به استخراج نرم افزارهای تمدن اسلامی احساس نمی شد. با تشکر فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آنچه هست روایت مذکور ما را در مقابل سه وظیفه قرار داده است که از یک طرف عقایدمان را از آلودگی باطل آزاد کنیم و اخلاق‌مان را از رذائل پاک نماییم و اعمال‌مان را گرفتار حرام نکنیم و در هر سه حوزه، ما مکلّف هستیم. موفق باشید

10273

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: حس می کنم در قبال این همه خبرهای ناخوشایندی که درباره مظلومان جهان و به ویژه شیعیان می شنویم خیلی ملتهب و ناراحت نمی شوم. این قساوت قلب از کجاست و چکار کنیم تا رقت قلب پیدا کنیم؟ خیلی ممنون
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: گویا حضرت حق از طریق نمایاندن چهره‌ی فرهنگ مدرنیته در این موارد می‌خواهد خودخواهی و خودبینی آن فرهنگ را به ما بنمایاند تا با عزمی استوار از این تمدن دروغین مدعی حقوق بشر عبور کنیم. شاید از این جهت به موضوع نگاه می‌کنید وگرنه مظلومیت هر مظلومی عواطف هر انسانی را جریحه‌دار می‌کند. موفق باشید
9577

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: من می خوام و سعی می کنم رفتار و اخلاق و گفتارم کاملا اسلامی باشه ولی متاسفانه وقتی موضوعی پیش میاد که عصبانی میشم و حرفی که نباید بزنم رو میزنم و گاها غیبت هم پیش میاید. بعدا پشیمان می شوم که چرا این وضع پیش آمده و مرتبا خودم رو سرزنش می کنم و دستم رو خالی می بینم. از خودم منزجر و متنفر میشم و تا چند روز حالم بد میشه. چه باید کنم؟ اومد و همین و امروز مردم، دست خالی از حسنات و سنگینی گناه. شما رو به خدا راهنماییم کنید. چه کار کنم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: جواب سؤال شماره‌ی 9576 برای شما هم إن‌شاءاللّه کارساز است. موفق باشید
8687
متن پرسش
با سلام: علامه در مورد "ما کنتم تکتمون"سوره بقره فرموده اند: "از باب رعایت آداب کلامی است که عمل یک نفر را به جماعتی که با آن یکنفر آمیخته اند و امتیازی بینشان نیست نسبت میدهند" آیا بین ملائکه ای که مطیع امر خدا بودند با ابلیس که کفر خود را مکتوم داشته بود امتیازی نیست؟ قرآنی که در مورد لوط فرموده "انا منجوک و اهلک الا امراتک" و همسر لوط را از اهل او جدا کرده چرا بین ملائکه و ابلیس امتیاز ننهاده باشد؟ به نظر می آید فرمایش علامه در این مورد مورد مناقشه است. نظر شما چیست؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: مقام ملائکه طوری بود که شیطان می‌توانست در آن مقام قرار گیرد و کفر او پنهان بماند. موفق باشید
8594
متن پرسش
سلام. در مورد سوالهای 8526 و 8556 که بعضی از دوستان جواب سوالهای خودشون را پیدا نکرده بودند خواستم بگم علاوه بر inbox ایمیل، بخش spam را هم چک کنند. جواب سوالهای من به spam میره. شاید در مورد این عزیزان هم همین طور باشه.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: تذکر به دوستانی که سؤال خود را در inbox ایمیل خود نمی‌یابند.
8471
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد عزیز در مورد ارتباط باجمع مومنین،ممکن است برداشت های غلطی هم از این موضوع بشود،مثلا اینکه به بهانه جمع مومنین از این به به بعد هر شب خونه هم جمع شویم،و خودتون بهتر می دونید که این یعنی سوزاندن عمر.مگر اینکه از این جمع شدن یک هدف دنبال بشه مثل مباحثه در مورد یک موضوع.وباز هم به نظر من اگر این طور باشد از هفته ای یک بار نباید تجاوز کند.میخواستم تاکید بیشتری کنید که منظور از جمع مومنین همان مسجد و راهپیمایی و... میباشد نه دور هم جمع شدن های بی ثمر وپوچ.ممنون التماس دعا
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: همین‌طور که می‌فرمایید حضور مؤمنین کنار همدیگر برای مبادله‌ی موضوعات معرفتی و ایجاد انگیزه‌ی بیشتر در امر تعالی است. در رابطه با ارتباط با براداران ایمانی حضرت صادق«علیه السلام» مى‏فرمایند: «إِنَّ فِی حِکْمَةِ آلِ دَاوُدَ یَنْبَغِی لِلْمُسْلِمِ الْعَاقِلِ أَنْ لَا یُرَى ظَاعِناً إِلَّا فِی ثَلَاثٍ؛ مَرَمَّةٍ لِمَعَاشٍ، أَوْ تَزَوُّدٍ لِمَعَادٍ، أَوْ لَذَّةٍ فِی غَیْرِ ذَاتِ مُحَرَّمٍ، وَ یَنْبَغِی لِلْمُسْلِمِ الْعَاقِلِ أَنْ یَکُونَ لَهُ سَاعَةٌ یُفْضِی بِهَا إِلَى عَمَلِهِ فِیمَا بَیْنَهُ وَ بَیْنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ سَاعَةٌ یُلَاقِی إِخْوَانَهُ الَّذِینَ یُفَاوِضُهُمْ وَ یُفَاوِضُونَهُ فِی أَمْرِ آخِرَتِهِ، وَ سَاعَةٌ یُخَلِّی بَیْنَ نَفْسِهِ وَ لَذَّاتِهَا فِی غَیْرِ مُحَرَّمٍ، فَإِنَّهَا عَوْنٌ عَلَى تِلْکَ السَّاعَتَیْنِ» در حکمت آل داود چنین است که شایسته است مسلمانِ عاقل زمانى از روز خود را براى کارهائى که بین او و خداوند انجام مى‏گیرد، اختصاص دهد و زمانى دیگر برادران ایمانى خود را که با همدیگر در امر آخرت مشارکت دارند، ملاقات کند و زمانى نفس خود را با لذائذى که گناه نباشد آزاد بگذارد. زیرا این زمان، آدمى را در انجام وظائف دو امر دیگرش کمک مى‏کند.(الکافى، ج 5، ص 87). موفق باشید
2673

معاد - قیامتبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم با توجه به نکاتی که در جلسات شرح کتاب معاد فرمودید، نفخه ی صور، تشکیکی است و برای هر کس در هر مرحله ای که قرار دارد، اثری خاص به جا می گذارد. حال سوال این است که آیا این نکته با حشر دسته جمعی انسان ها منافات ندارد؟ یعنی ممکن است تمام انسان ها به آن مرحله که به حشر برسند راه نیافته باشند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: نفخه‌ی صور به هر صورتی که باشد افراد را به قیامت منتقل می‌کند و در قیامت همه حاضر می‌شوند و با این حضور دسته‌جمعی حشر آن‌ها جهت حساب شروع می‌شود. موفق باشید
2272
متن پرسش
باسمه تعالی با عرض سلام و آرزوی قبولی طاعات در بحث برهان صدیقین، در سوالاتی که در انتهای یکی از جلسات پاسخ دادید اشاره شد که وقتی وجود نازل شد به ماده می رسد. مثلا در مورد حضرت عیسی(ع) وجودشان نازل شد و شد جسم و سپس دوباره خداوند وجود ایشان را از نظر مرتبه بالا برد و و از جسم بودن خارج شدند و دوباره وجودشان می تواند نازل و جسم شود.برای من این اشکال ایجاد شده که در مورد مرگ (مثلا طبیعی انسان) که دیگر من انسان به جسم نیاز ندارد و مرگ اتفاق می افتد علت اینکه جسم رها می شود (و سیر من انسان با تغییر منظر او ایجاد می گردد ) و باقی می ماند این است که ما در لحظه مرگ تنها تغییر منظر داریم و نه تغییر رتبه یعنی در لحظه مرگ وجود ما تغییر رتبه نمیدهد و اگر تغییر رتبه از لحاظ وجود نازله به عالی تر اتفاق می افتاد باید جسم ما هم ناپدید می شد به لازمه آن تغییر رتبه؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: همین‌طور است ولی عنایت داشته‌باشید که در مرگ تعلّق روح از بدن قطع می‌شود ولی در مورد حضرت عیسی علیه‌السلام بحث قرآن آن است که او را بالابردیم در حالی که روح حضرت عیسی که بالابود. پس بحث بالابردن جسم در میان است و بالابردن جسم به معنای شدت دادن درجه‌ی وجودی آن است. موفق باشید.
24226
متن پرسش
با سلام: آیا از نظر ملاصدرا تفاوت دو انسان یا دو نفس و یا تفاوت نفسهای متعدد به دلیل تفاوت شدت وجود و شدت حضور آنها می باشد، یعنی تفاوت نفس انسان مومن با انسان کافر یا هر دو انسان دیگری فقط به دلیل تفاوت شدت وجودی آنها و حضور آنهاست که میزان و مقدار آن شدت و جود و حضور هم بستگی به میزان اتصال و ارتباط آن وجود یا نفس به وجود مطلق که همان خداوند است می باشد؟ یعنی از نظر ملاصدرا باید تفاوت دو انسان و یا نفسهای متعدد را فقط در مرتبه وجودی آنها دنبال کرد که آن مرتبه هم میزان ارتباط آن وجود یا نفس با وجود مطلق می باشد که همان شدت وجود و حضور آن نفس است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر متوجه سخن جناب ملاصدرا در امری که متذکر شدید بشوند به عظمت این نگاه و به عمق راهبردی آن پی خواهند برد. موفق باشید

نمایش چاپی