بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
22108

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: زمان خوندن «رساله الولایه» علامه در سیر مطالعاتی کی است؟ احساس نیاز کردم ولی نمیدونم شروع کنم یا نه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بعد از مطالعه‌ی کتاب «معاد» و شرح آن می‌توان سراغ کتاب «رسالة الولایه» و شرحِ 11 جلسه‌ای آن رفت. موفق باشید

21849
متن پرسش
بسم الله النور عرض سلام و ادب و احترام خدمت استاد بزرگوار و فرهیخته، و تبریک به مناسبت اعیاد خجسته ی شعبانیه، بنده به توفیق الهی روی موضوعی در حیطه ی فقه رسانه بنا دارم کار کنم به عنوان پایان نامه ی دانشگاهی تحت عنوان «بازپژوهی ادله فقهی موثر بر ارائه ی مدل پیشرو و کارآمد رسانه» در حین تحقیقات اولیه متوجه شدم که متاسفانه عده ی معدودی (سه یا چهار نفر) از روحانیون آن هم نه به صورت جامع و شامل، به حوزه ی فقه رسانه (آن هم نه به صورت کاربردی و راهبردی) ورود کرده اند. همچنین رسانه را همچنان نه به معنایی که برای تمدن سازی اسلامی به کار رود و مفید به فایده برای ارائه ی تعریفی جامع از فقه و دین اسلام برای آن باشد به کار نبرده اند. ضمن اینکه اکثرا سخن پیرامون مصادیق رسانه بوده و نه مفهوم آن و حتی اکثر مراجع عظام نیز به پاسخ های کوتاه پیرامون همان مصادیق (جایز، حرام، حلال و...) بسنده کرده اند. ضمن خواهشی که از حضور شما استاد ارجمند دارم که سلسله جلساتی را پیرامون موضوع رسانه و فقه رسانه لطف فرموده و برگزار نمایید (در صورت امکان) و ضرورت وجود آن و تعریف آن برای تمدن سازی اسلامی، چند سوال هم از حضورتان دارم: 1. از آنجایی که فقه می بایست همواره پویا بوده و پاسخگوی نیازهای مکلفین باشد، به چه علت هنوز اجتهادی پیرامون موضوع فقه رسانه صورت نگرفته به گونه ای که سایر رسانه های گروهی و جمعی و... داخلی بتوانند از آن بهره ببرند؟ 2. ممنون می شوم چنانچه منابع کاربردی پیرامون رسانه به این حقیر معرفی فرمایید. 3. آیا به نظر شما استاد بزرگوار می توان از آثار قدمای فقه، برای موضوع مبتلا به قرن اخیر یعنی رسانه استفاده کرد؟ اگر می توان این استفاده به چه صورت می تواند باشد؟ 4. اصول فقه (مخصوصا دلیل سوم یعنی دلیل عقل) چه نقشی را می تواند در این حیطه ایفا کند؟ 5. در قرآن کریم و روایات به عنوان دو منبع مهم و کاربردی فقهی، از چه راه یا راه هایی می توان وارد شد؟ و آخرین سوال اینکه: تدبر در آیه ی شریفه ی «اذ جاء بنبا فاسق...» چه نقشی می تواند در این زمینه ایفا کند؟ با تشکر از لطف و توجهتان. و من الله توفیق
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:  1- متأسفانه هنوز فقه ما در وظایف فردی مکلّفین متوقف است و وسعت لازم را جهت امور اجتماعی پیدا نکرده است ولی روح انقلاب اسلامی آن‌چنان در حال شکوفایی است که مطمئن باشید فقهی در راه است که آن فقه، بسیار گسترده‌تر از فقهِ امروزی است 2- منبعی در این رابطه نمی‌شناسم ولی فکر می‌کنم کتاب «درآمدی بر رویکردهای فقه حکومتی» از استاد سید محمّدمهدی میرباقری / نشر «تمدّن نوین اسلامی» می‌تواند الهاماتی به شما بدهد. 3- در این موضوع نمی‌توانم نظر بدهم 4- اگر عقل به صورتی که مبانی توحیدی را همواره در نظر داشته باشد می‌تواند در این مورد نقش‌آفرین باشد 5- اتفاقاً اگر با حوصله و پشتکار در قرآن و روایت ورود شود و مسئله‌مان مشخص باشد، با ما حرف‌ها دارند. آیه‌ی مذکور که می‌فرماید چون فاسقی برای شما خبر آورد سعی کنید آن‌ را درست تبیین کنید تا فریب نخورید؛ عملاً راه‌کار می‌دهد که خبر باید با مبنای خاصی پذیرفته شود، نه آن‌که هرکس بتواند با هر مبنایی به ما خبر دهد، زیرا در هر حال مبنای روحی و فکری و روان‌شناختیِ خبردهنده در ارائه‌ی خبر بی‌تأثیر نیست. موفق باشید   

21142
متن پرسش
سلام: استاد درباره ی سوال 21108 آیا اونجایی که دولت کم کاری میکنه یا با مفسدان هم دستی میکنه وظیفه ی رهبری نیست که دخالت کنن و عدالت رو اجرا کنن؟ استاد آیا واقعن توی ایران هیچ کس پیدا نمیشه که اصلح تر از صادق لاریجانی برای مقام ریاست قوه قضائیه باشه تا بتونه قوه رو جمع و جور کنه و سرو سامون بده؟ چون حقیقتا خودتونم میدونین که تقریبا به راحتی میشه قسم خورد که تمام دادگستریهای ایران از وجود یک یا چند قاضی ی فاسد رنج میبره که ضربه ای که قاضی های فاسد به نظام وارد میکنن برابری میکنه با ضربه ی تمام دشمنان داخلی خارجی و این که این سخن از کیست که : ای مردم اگه از خدا روی برگردونین خدا هم فاسدترین هاتونو میزاره مسئول تون (امورتون رو به فاسدترینهاتون میسپاره) آیا آیه ی قرآن نیست؟ خدا قوت. ایمیلم یه کم مشکل داره اگه ممکنه روی سایت بزارین. بازم ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خودتان را جای رهبری بگذارید و این‌که ایشان می‌خواهند یک کشتی را از این دریای طوفانیِ زمانه به ساحل نجات برسانند، در حالی‌که نباید برای آبادکردنِ یک دهکده، شهری را خراب کرد. ما در حال ساختن تمدنی هستیم در وسعت تاریخیِ امروزمان، و این با حوصله و حکمت ممکن می‌شود. بعضی از رفقای بنده که در جریان نظام قضائی کشور هستند می‌فرمایند آقای لاریجانی تلاش‌های خوبی در امر اصلاح آن قوه داشته‌اند، هرچند ضعف‌های آن قوه هم نباید نادیده گرفته شود. موفق باشید

20377
متن پرسش
با تقدیم سلام و احترام و سپاس از پاسخ ۲۰۳۵۳ در مورد سوال سوم منظور حقیر از سیر ادبیات عرفانی خود کتب شعر بودند یعنی چه کتابهایی علاوه بر مثنوی خوانده شوند و با چه ترتیبی؟ نظرحقیر: مثنوی، فیه مافیه، حافظ، منطق الطیر. ببخشید نتوانستم مقصودم در سوال قبل را خوب برسانم. سپاس بسیار
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید بتوان گفت کتاب‌های مذکور در دل عرفان نظری به روش محی‌الدین به صورت فرعی مدّ نظر قرار گیرد مگر آن‌که کسی بتواند دستگاه منظمی از امثال مثنوی یا حافظ بیرون بیاورد که هنوز چنین کاری نشده است. در حالی‌که مثنوی چنین ظرفیتی را دارد که عرفانی کامل در اختیار مخاطب بگذارد و این نیاز به استادی خاص دارد، نه این نوع مثنوی‌خوانی‌های عادی. ای کاش روزی و روزگاری پیش آید که با کتاب شریف مثنوی بتوان به طور جدّی برخورد کرد. حداقل به همان جدّیتی که با فصوص‌الحکم محی الدین برخورد می‌شود. موفق باشید

20190
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: دو سوال داشتم. ۱. حضرتعالی از اشعار مولوی در فرمایشاتتون بسیار استفاده می کنید و در بعضی جاها از ایشون تمجید هم می کنید اما از سویی بعضی بزرگان بسیار ایشان را فاسق و منحرف می دانند. لطفا به طور اجمالی بفرمایید مولوی چگونه شخصیتی است؟ ۲. جهت استقامت در معنویت چه کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- به قول آيت‏الله انصارى همدانى «رحمةالله‏عليه» سالك تا آخر عمر به مثنوى مولانا نيازمند است. اخيراً كه مقام معظم رهبرى «حفظه ‏الله ‏تعالى» در جلسه‏ اى كه با شعرا داشتند فرمودند: مثنوى همان طور كه مولوى‏ مى‏ گويد: «هُوَ اصولُ اصولِ اصولِ الْدّين»[1]  و گفتند مرحوم مطهرى هم با من هم عقيده بود. 2- معرفت از جنس خودشناسی، اخلاق از جنس کتاب «شرح حدیث جنود عقل و جهل» و عمل از جنس رساله‌های عملیه. موفق باشید

 


[1] مقام معظم رهبرى« حفظه‏ الله‏ تعالى» در ديدار با شعراء در سال 1387- مولوى در ديباچه‏ ى دفتر اول مى ‏گويد: هذا كِتابُ الْمَثنَوى، وَ هُوَ اصولُ اصولِ اصولِ الْدّين، فى كَشْفِ أَسْرارِ الْوصولِ وَ الْيقين

20075
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم: سلام علیکم خدمت استاد طاهرزاده: در همین ابتدا از شما معذرت می خواهم که جواب ایمیل قبلی را نگرفته، دوباره وقت گرانقدر را شما گرفتم. استاد، بنده ی حقیر در ایمیل های قبلی گفتم که اول راه هستم، برای همین زیاد مسدع اوقات شما می شوم، حلالم کنید. به لطف و توفیق الهی می خواهم قدم در راه بندگی بگذارم همان راهی که گمشده ی ماست هر چند دیر به فکر افتادم اما آمدم، استاد، بنده ی حقیر در دوره ی دانشجویی ارتباط کمی با اطرافیان و مخصوصا اقوام داشتم که روحیه ی خوبی برایم به ارمغان آورده بود، از خیلی از قیل و قال های دنیویی آزاد بودم، مشکل اینجاست که بنده آن دوره دانشجو بودم و به بهانه درس و دانشگاه و دوری راه از رفتن به خیلی از مجالس و حضور در مهمانی ها و جمع شانه خالی می کردم و به صورت خیلی محدود با خانواده و اقوام در ارتباط بودم، اما طی این سه سالی که خانه نشین شدم رنگ دنیایی گرفتم، دو هفته ای می شود که دوباره دلم هوایی شده و بی قرارم، هر چقدر دل و عقلم را کنار هم می گذارم می بینم هر دو تصدیق می کنند که آن دوران، دوران خیلی خوبی بود، سراسر آرامش و.... الان که می خواهم همان رویه را ادامه بدهم با ممانعت خانواده روبه رو می شوم، عروسی نمی روم ناراحت می شوند... در جمع که حاضر می شوم وقتی غیبت می کنند جلوگیری می کنم ناراحت می شوند مجلس را ترک می کنم ناراحت می شوند و... استاد برخی از اقوام و نزدیکانمان از جمله دامادمان مخالف ولایت فقیه است، با نرفتنم به خانه شان راحت ترم ولی مادرم ناراحت می شوند، اتفاقا چند دقیقه قبل وصیت نامه شهید داوود عابدی را مطالعه می کردم که نوشتند با کسانی که ولایت فقیه را قبول ندارند قطع ارتباط کنید. تکلیف بنده چیست؟ اجرکم عندالله. یا علی مدد
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این زمان، باید با مدارا و احترام به بقیه عمل کرد. انزوا و دوری از بقیه خوب نیست. انسان‌ها با انسان‌ها، انسان می‌شوند. محبت به دیگران، انسان را انسان می‌کند. چگونه انسان به خاطر چنین بهانه‌هایی به خانه‌ی خواهرش نرود؟!!  موفق باشید

19599
متن پرسش
استاد عزیزم، سلام علیکم: جنابعالی در اعتکاف رمضان سال گذشته بحثی را مطرح کردید درباره صرف الوجود که به طرز عجيبي قلب و جان ما را اسیر خودش کرد و از آن زمان بارها کل این بحث را مرور کرده ام و هر بار که جرعه ای از این اقیانوس راز آلود می نوشم تشنه تر و تشنه تر می شوم و حسرت می خورم که چرا چنین موضوع بی انتهایی فقط در 6 جلسه ارائه شده است. خودتان در جای جای بحث به مجمل بودن آن و نیاز برای شرح بیشتر اشاره می کنید و انتظار این بود که دوره های بسیار مبسوط تری را به بحث درباره وجود اختصاص دهید اما این انتظار به هر دلیل برآورده نشد و جان ما مدام در حسرت جرعه ای بیشتر می سوزد. مخلص کلام اینکه برای ما بیشتر بگویید، خیلی بیشتر. اگر این بحث صرف بیان دانش و اطلاعات بود اصرار نمی کردم چنانکه اطلاعات از همه جا می ریزد اما این چند جلسه برای بنده حکم نماز را دارد که هر بار تکرار می کنم در ذکر تازه ای فرو می روم و در حین بحث حضور دیگری را تجربه می کنم. استاد عزیزم، برای ما از وجود بیشتر بگویید بگذارید بیش از پیش پرنده جان ما در افقهای تازه ای که در سخنان شما گشوده می شود پرواز کند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌رسد اگر بر روی کتاب «معرفتِ نفس و حشر» تأمل کنید جواب طلب و عطش خود را بیابید. در ضمن از شرح تفسیر سوره‌ی حمد حضرت روح اللّه«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» غفلت ننمایید. همان‌طور که متوجه شده‌اید نظر به «وجود» از طریق «دل»، غوغا می‌کنند. موفق باشید  

19568
متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: آیا ما وظیفه ای داریم تا امری که وجوب دارد اما واجب نشده است را پیگیری کنیم تا بر ما واجب شود؟ این بحث را از این جهت عرض می کنم که در بحث تشکیل حکومت اسلامی ، در بحث اجرای احکام اجتماعی مثلا اجرای حدود ، بحث وجوب است اما واجب نیست که ما حد را جاری کنیم تا بخواهیم حکومتی تشکیل دهیم تا آن ها را اجرا کنیم و از طرفی طبق حدیثی که می فرماید ،‌ در زمان غیبت بیرون نیایید و الا مثل جوجه ای می شوید که دستخوش بازی کودکان می شود ؛ جه داعیه ای هست تا ما تشکیل حکومت اسلامی بدهیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تنها با تحقق اسلام است که بشر به سعادت می‌رسد و تحقق اسلام به تحقق همه‌ی ابعاد آن از جمله احکام اجتماعی آن معنا دارد و از این جهت، تحقق حکومت اسلامی ضروری است. و آن روایت که فرمودید به گفته‌ی علماء بزرگ مربوط به جریانی است که بخواهد قبل از ظهور حضرت مهدی«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» به‌عنوان مهدیِ امّت حکومت تشکیل دهد. موفق باشید

18494
متن پرسش
با سلام: استاد عزیز در جوابی از شما خواندم که فرموده بودید حدود را خود انسان ها مشخص میکنن برای خودشان و مشکل این است که برای خودشان حدی مشخص می کنند. مثلا جوان بیست ساله یا کودک سقط شده ای همین حد را برای خود انتخاب کرده اند، حال سوال اینکه کودک سقط شده ای که این وضعیت برایش پیش آمده، چطور خودش این قدر وجود را برای خود انتخاب کرده یا هر کودک و.... آیا این قدر وجود را خدا طی حکمتش برای آن جنین سقط شده انتخاب نکرده؟ با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که عرض شد کودک سقط‌شده، قبل از سقط‌شدن مثل بقیه‌ی انسان‌ها با «خود» روبه‌رو بوده و شخصیت خود را انتخاب کرده. کمی بر روی جواب‌ها دقت بیشتری بنمایید. موفق باشید

17806
متن پرسش
با سلام: استاد عزیز من کتاب مبانی نظری امامت را مطالعه می کردم که سوالی برایم پیش آمد و آن اینکه شما در جایی فرمودید که ذات اقدس حق، تجلی می کند و آن تجلی می شود مقام الله که جامع اسما است و در جای دیگری فرمودید که خداوند یعنی حضرت الله، مگر مقام الله آفریده ی ذات اقدس حق نیست؟ پس ذات او اصل است؟ لطفا راهنمایی بفرمایید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در موضوع رابطه‌ی حضرت احد با حضرت اللّه، بحثِ آفریده‌شدنِ حضرت اللّه از حضرت احدیت در میان نیست، بلکه تجلی مقام احدیت در مظهریتِ حضرت اللّه در میان است و حضرت اللّه، رب‌العالمین است که در باطن خود، متصل به حقیقت احدی خود می‌باشد. حضرت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» در کتاب «مصباح‌الهدایه» به طور نسبتاً مفصل بدین موضوع پرداخته‌اند. موفق باشید

16528
متن پرسش
سلام استاد: من قبلا اکثر یاداشت هام رو روی لب تاب انجام می دادم، اعم از جزوه نویسی و خلاصه نویسی و ... ولی از وقتی با مباحث مدرنیته و فرهنگ مدرنیته شما آشنا شدم و آن روحی که در آن حاکم است و ... و مطالعاتی در این زمینه در آثار شما داشتم، باعث شد نسبت به این عملم که یادداشت ها در سیستم باشد دچار شک و تردید شدم و نمی دانم چی کار کنم آیا به کارم ادامه بدهم یا به کاغذ و قلم روی بیاورم؟ لطفا راهنماییم کنید و اگر امکان دارد هر چه زودتر چرا که وقفه ای در کار مطالعاتی به وجود آورده است. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که ما در شرایط تاریخی خاصی قرار داریم که هرچند، ایده‌آل نیست، ولی نمی‌توان از آن فرار کنیم. به همین جهت باید بدون آن‌که شیفته‌ی این ابزارها باشیم در حال حاضر در نسبت به اهداف خود، از آن استفاده‌ی کامل را بنماییم، وگرنه یک‌نوع، بیرون‌افتادگی از تاریخ را به خود تحمیل کرده‌ایم. موفق باشید

16136

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: در مورد سوال ۱۶۰۷۲در آن قسمت که نویسنده فرموده اند که آیا من هستم که واقعا نگاه می کنم، نه، خداوند از دریچه امکان ما به خود نگاه می کند» را کمی توضیح می فرمایید؟ من کتابهای زیبای شما را مطالعه کرده ام. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نویسنده‌ی آن سؤال از کسانی‌اند که جنبه‌های مختلف وحدت وجود را می‌شناسند. إن‌شاءاللّه در فرصت مناسب با مطالعه‌ی شرح تفسیر سوره‌ی حمد امام خمینی، این مطالب برایتان روشن خواهد شد. عجله نکنید. موفق باشید

14654

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز: ضمیر «ه» در «اشهد ان محمدا عبده و رسوله» آیا به هویت غیبیه اشاره دارد؟ اگر چنین است مگر در مصباح اول کتاب مصباح الانس نگفتیم هویت غیبیه معبود هیچ عابد و سالک راه یافته ای نیست. لطفا توضیح فرمایید. متشکرم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» در این دنیا در مقابل این‌همه کثرات، تماماً نظر به حق و بندگی او دارند کافی است که ما بندگی او را در همین رابطه و در دنیا مدّ نظر قرار دهیم. موفق باشید

13172

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد فایل یکی از سخنرانیهای شما را گوش می دادم در جایی فرمودید ما در امر یه معروف و نهی از منکر در واجبات و محرمات وظیفه داریم ولی در امور دیگر مثلا مستحبات وظیفه نداریم فرمایش شما صحیح و کاملا مطابق شرع است ولی آیا امر به مستحابات و نهی از مواردی که حرام نیست ولی مذموم است کار خوبی است؟ چون ما در زندگی خود بسیاری از مستجاب را بخاطر امر دلسوزانه دیگران انجام داده ایم و همچنین امور نپسندی را هم بخاطر نهی دیگران ترک کرده ایم. بخصوص در پرورش کودکان و نوجوانان که فقط نمی شود به واجبات و محرمات اکتفا کرد. بسیاری از سخنرانی ها و منبرها هم غالبا موارد امر و نهی غیر واجب است. با تشکر. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث واجب‌بودن امر به معروف و نهی از منکر از آن جهت است که ما حق نداریم نسبت به آن کوتاهی کنیم. ولی در امور مستحب و مکروه اگرچه امر و نهی آن واجب نیست، ولی زیبایی فضای جامعه در بین مؤمنین به همین رعایت مستحب و مکروه است. موفق باشید

10976
متن پرسش
سلام استاد: 1. آیا فلاسفه در هر تاریخی زبان بشر زمان خود بودند اگر اینطور است پس صدرا چرا در زمان خود شنیده نشد؟ 2. آیا زبان بشر امروز هایدگر است و از ین جهت که غرب ذکر بشر را گرفته است و سخن حقیقت به حجاب رفته و هر چه هم فریاد کند باز به گوش ما نمی رسد آیا باید صدرا را با زبان هایدگر بشنویم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری فلاسفه در هر تاریخی زبان بشری هستند که آن زبان در آن زمان متولد شده و ملاصدرا زبان بشری است که در آن زمان در مقابل فرهنگ مدرنیته برای حفظ معنویت تاریخی شیعه به صحنه آمده و هنوز همان بشر در صحنه است و ملاصدرا از این جهت زبان بشر تاریخ ما است و اگر در آن زمان شنیده نشد زیرا هنوز بسیاری از مردم در زمان گذشته‌ی خود زندگی می‌کردند مثل امروز که بسیاری از اهل علوم رسمی در تاریخی که انقلاب اسلامی ظهور کرده زندگی نمی‌کنند و هایدگر در متن فرهنگ غرب زبان عبور از متافیزیک غربی است و از آن جهت که متذکر عبور غرب است برای هر ملت غرب‌زده‌ای می‌تواند هشدارباش باشد حتی می‌توانیم تفکر صدرایی که تفکر حفظ معنویت تاریخی شیعه است را به کمک زبان هایدگر قوت بخشید و اصالت وجود صدرایی را به نحوی با «دای ذاین» هیدگر همخانه کرد. موفق باشید
10063
متن پرسش
سلام: در سوره احزاب آیه ۶۰ در مورد سه دسته منافقین بیمار دلان(فی قلوبهم مرض) و مرجفین صحبت شد. در مورد بیماردلان فرمودید منظور مقدسین ساده لوح هستند. که مسلمانند و نیت پلیدی ندارند و از روی سادگی و خلوص نیت اعمالی را انجام می دهند که شاید درست نباشد، چطور می توان همردیف گروههایی مانند منافقین قرار داد و مجازات آنان را طبق آیه ۶۱ قتل دانست؟ برای مثال در جریان انتخابات دوره قبل که میرحسین موسی شرکت داشت از پیرمردی پرسیدند چرا به میرحسین رای دادی در جواب گفت چون اسمش حسین است. چنین شخصی که از روی سادگی و عشق به خاندان اهل بیت به خاطر نام امام حسین رای داده را می توان در زمره منافقین قرار داد؟ یا جریان شخصی که به دروغ بهش گفتند ما همه برات نجات از آتش جهنم گرفتیم و اون شخص از روی خلوص و سادگی برات واقعی گرفت و .... شاید بنده مرز بین سادگی و خلوص را با احمقی متوجه نمی شوم. لطفا توضیح بفرمایید
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمداللّه در ابتدای سوره‌ی احزاب یعنی در تبیین آیه‌ی اول آن سوره تا حدّی در مورد منافقین عرایضی داشتم مبنی بر این‌که منافق عهد خود را با نظام قبلی حفظ کرده و تنها ظاهر خود را به صورت ظاهر مؤمنان در آورده و در آیه‌ی 12 آن سوره در مورد آن‌هایی که در قلب‌های آن‌ها مرض است صحبت شد مبنی بر آن‌که اینان دین را پذیرفته‌اند ولی نتوانسته‌اند از ارزش‌های جاهلیت عبور کنند و لذا به سادگی تحت تأثیر منافقین قرار می‌گیرند. حال باید ببینیم افراد مورد نظر ما از این دو نوع فکر هستند و یا به قول شما مصداق را اشتباه می‌کنند. مسلّم کسانی که تنها در مصداق به خطا می‌روند غیر از آن‌هایی هستند که دلشان به سوی ارزش‌های جاهلیت است. موفق باشید
9392

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد عزیز. با آرزوی قبولی طاعات شما در ماه مبارک رمضان از بچه های خمین شهر امام (ره) هستم با یکی از رفقا شرح تفسیر سوره حمد امام را دو ،سه مرتبه مباحثه کردیم و منتظر ادامه مباحث بودیم که متاسفانه در سایت وجود ندارد.در ضمن مباحث پایه ای که شما فرموده اید را چندبار مباحثه کرده ایم و مشتاقانه منتظر ادامه مباحث هستیم.آیا مباحث ادامه پیدا خواهد کرد؟ در ضمن سلام بچه های خمین را خدمت شما عزیز بزرگوار میرسانم.(التماس دعا)
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسئول محترم سایت جهت ارائه‌ی ادامه‌ی مباحث به عزیزانمان
7970
متن پرسش
سلام. یه اشکالی برام پیش اومده؛چند وقت پیش از یکی از روحانیون معروف شنیدم تو بحث آداب معاشرت که از زبان پیغمبر(ص)گفتن "من شوخی میکنم اما جز راست نمیگم".همچنین روایت شده امام صادق در مورد یک گروه از دوستداران(که زیاد اهل شوخی نبودن و خشک بودن )فرموده اند که باهم شوخی داشته باشید(بدون اینکه بگن سعی کنید باشوخی کردن، مطلبی رو روشن کنید و از برای شوخی کردن هدفی معین کرده باشن) این مطلب با این قسمت از حدیث اباذر "یا اباذر!الرجل یتکلم بالکلمة فی المجلس لیضحکهم،فهو فی جهنم مابین السماوات والأرض" "ای اباذر!کسی که در مجلسی حرفی بزند که بقیه را بخنداند،در جهنم بین آسمانها وزمین سرگردان است"رو نمیتونم درست جمع کنم.لطفاً کمک کنید.ممنون
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: در جزوه‌ی «قهقهه و جهالت، تبسم و حکمت» عرایضی داشته‌ام. مسلّم حضرت صادق«علیه‌السلام» در همان فضایی که شوخی باید جهت‌دار باشد آن توصیه را فرموده‌اند حتی اگر جهت آن تغییردادن خشکی فضا باشد. آنچه در روایات نهی شده دلقک‌بازی است آن‌طور که آن هنرپیشه گفته بود حاضرم برای خنداندن مردم هر کار غیر اخلاقی انجام دهم. موفق باشید
7458
متن پرسش
سلام استاد.دمتون گرم. 1)آیا شیطان همان قوه ی واهمه است؟ 2)در مورد شیطان یا واهمه و چگونگی مقابله با آن ها منبعی برای مطالعه مد نظر دارید؟ 3)مقام رهبری در نخستین نشستهای راهبردی و همچنین دیدار جوانان خراسان شمالی از گفتمانسازی گفتند:ا)گفتمان به چه معناست؟ ب)ایا هردوی این گفتمانها یک هدف دارند؟ج)چگونه محقق میشود؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در جواب قسمت 1 و 2 سؤال تان خوب است کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» را که روی سایت هست مطالعه فرمایید 3- اگر هر موضوعی را در سطح جامعه آوردیم و ابعاد آن را از زاویه‌های مختلف بحث کردیم آن موضوع تبدیل به گفتمان می‌شود و از انزوا و حاشیه در می‌آید. موفق باشید
1128

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد من سوالی در مبحث تقلید ازتون دارم اینکه الان که نوزده سالمه میبینم که بدون هیچ تحقیقی مرجع تقلیدم را از سن نه سالگی انتخاب کردم الان باید چه کار کنم مرجعم را از اول با تحقیقات انتخاب کنم یا همین را ادامه بدم؟لطفا راهنمایی بفرمایید
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی در هرحال باید بازخوانی کنید اگر مرجع تقلیدی که فعلاً از آن تقلید می‌کنید عالِم به احکام الهی و آگاه به مسائل روز است تقلید از او را ادامه دهید وگرنه باید تجدید نظر کنید و به اَعْلم رجوع فرمایید. موفق باشید
23085
متن پرسش
باسمه تعالی. سلام علیکم: انا لله وانا الیه راحعون. جورج هربرت واکر بوش پدر در 94 سالگی به درک اسفل السافلین رفت، از خداوند متعال برای ایشان سقر و جهیم و درک و سعیر و هاویه و غی و لظی و .... را خواستار و برای خانواده نامحترمش و همچنان هم مسلکان و هم فکرانش پیوستن به آن نامرحوم منفور و نامغفور را خواستاریم امید است مریم رجوی، رضا پهلوی انواع و اقسام اپوزوسیون و .... هم به زودی خوراک مار و مور شوند و خواب از بین رفتن این نظام طاهر مقدس را به خودشان به گور برند. شترشون در خواب دید پنبه دانه های گنده گنده اما نه لپ لپ کوفت کرد و نه دانه دانه. هر هر هر هر کر کر کر کر. کی گفته خنده سر میت شگون نداره خیلی هم حال میده برای بعضی سقط شده ها گفته شده ثواب هم داره مگه نه؟ از دوزخش کمی بفرمایید باشد که چگرمان کمی خنک شود!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به این فکر کنید که حتی در این دنیا راهی که الهی نیست چه اندازه بی‌ثمر است و این بیچارگان چه چیزی از این دنیایی که تا این پایه برایش سر و دست شکستند، با خود بردند!! در برزخ که جایِ خود دارد. خدا می‌داند اگر یک لحظه از آن حالی که این بدبخت در برزخ و قیامت بر او حاکم شده است برای انسان‌های دنیا تنها ظهور کند، همه‌ی بشریت درجا سنکوپ می‌کند. موفق باشید

22856
متن پرسش
با سلام و عرض ادب خدمت استاد گرامی: در یکی از سخنرانی های خود در بحث پیرامون آیه 14 سوره مبارکه سبا فرمودید شیطان که از جنیان می باشد چون از غیب مطلع نیست صرفا روی خیال انسان تاثیر می گذارد. در این خصوص سوالات زیر برای من مطرح می باشد: ۱. مگر خیال انسان جزء امور غیبی نیست پس چطور شیطان آن را در دست می گیرد؟ ۲. مرتبه ای از نفس، نفس اماره است که تحت تاثیر قوه خیال است و اگر انسان از یاد خدا دوری کند خیالات باطلش نفس اماره اش را برانگیخته می کند و نفس اماره انسان را به سوی بدی ها سوق می دهد. این روندی است که به شیطان نسبت داده می شود. پس آیا می توانیم هرجا کلمه شیطان می آید آن را به نفس اماره معنا کنیم؟ حضرت یوسف (ع) فرمود: وَمَا أُبَرِّئُ نَفْسِي إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا مَا رَحِمَ رَبِّي إِنَّ رَبِّي غَفُورٌ رَّحِيمٌ بنده کتاب نفس خود را که ورق می زنم اثری از دخالت موجودی بنام شیطان نمی یابم بلکه هرچه خطا کرده ام ناشی از خیالات بیخود و نفس اماره ام بوده و غفلت از رب غفور و رحیم به نفس اماره فرصت داده است. ۳. با توجه به موارد یاد شده این شک و شبهه برایم ایجاد شده که آیا اصلا موجودی بنام شیطان وجود دارد؟ و آیا از نفس اماره به شیطان تعبیر شده است؟ با تشکر
متن پاسخ

 تعالی: سلام علیکم: ۱. حوزه‌ی خیالی که در آن‌جا مورد بحث است همان حضور محسوسات در ذهن می‌باشد ولی منظور از عالم غیب، عالمِ حقایق است ۲. اگر علت خطورات منفی که به سراغ ما می‌آید تنها خودمان باشیم، باید از همان اول و همیشه آن خطورات نزد ما باشد. پس باید عامل خطورات در بیرون قرار داشته باشد، حال یا ما با میدان‌دادن به نفس اماره آن‌ها را می‌پذیریم و عملاً شیطان عنان شخصیت ما را در دست می‌گیرد؛ و یا با میدان‌دادن به فطرت الهی‌مان متذکر امر توحیدی می‌شویم و وسوسه‌های شیطان را ردّ می‌کنیم. موفق

22719
متن پرسش
سلام: ۱. آیا مسیر رسیدن به حق و حقیقت و سعادت، ذاتاً پُر از سختی ها و رنج ها و ابهامات و حیرت هاست؟ و یا مشکل از ضعف و نا پاکی ما و حجاب هایی که خودمان ایجاد کرده ایم است؟ و مقصود از روایت امیر المومنین علیه السلام که فرمود: ان امرنا صعب مسعتصب، چیست؟ ۲. چرا عموماً در ترک گناه، موفق نمی شویم و دَرْجا می زنیم؟ مشکل کارمان چیست؟ مخصوصا گناهانی که به آنها عادت کرده ایم و خصوصا گناهان جنسی. حقیر به شخصه چندین سال است که از گناهانم خسته شده ام و تلاش زیادی برای ترک آنها کرده ام زیرا با تمام وجود احساس کرده ام که گناهانم مرا از قافله ی حق و حقیقت، دور کرده است. پس چرا خداوند کمک نمی کند؟ کم کم دارم از همه چیز نا امید می شوم حتی از خدا. یا علی مدد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت در آن روایت می‌خواهند ما را متذکر این امر نمایند که ورود به آن ساحتِ متعالی که اولیاء معصوم در آن تنفس می‌کنند، مشکل است. زیرا باید انسان‌ها از ساحتِ حسی و معمولی خود خارج شوند و به یک معنا باید از خود بیرون آیند و این کار آسانی نیست. در مورد عبور از گناه هم می‌توان به این موضوع فکر کرد که حوزه‌ی حضور خود در این عالم را با حضور هرچه بیشتر به حضرت حق تغییر دهیم و این کار با صبر در مقابل امیال نفسانی و با صلات یعنی رجوع به خداوند ممکن می‌شود به همان معنایی که به ما فرمودند: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اسْتَعِینُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ إِنَّ اللّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ» (بقره/153). یعنی: اى کسانى که ایمان آورده ‏اید، از صبر و نماز کمک بگیرید که خداوند با صابران است و یا در آیه 45 و 46 همین سوره می فرماید: «وَاسْتَعِینُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ وَإِنَّهَا لَکَبِیرَةٌ إِلاَّ عَلَى الْخَاشِعِینَ». یعنی ‏از صبر و نماز کمک بجوئید و آن بسى سنگین است مگر براى خشوع پیشگان. در کافى از امام صادق (ع) روایت شده که فرمود: هر وقت امرى و پیشامدى على (ع) را به وحشت مى ‏انداخت، برمی خاست، و به نماز مى ‏ایستاد، و مى‏ فرمود: (اسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ)، از صبر و نماز کمک بگیرید. و نیز در همین کتاب از آن جناب روایت کرده که امام صادق (ع) فرمود: صبر همان روزه است، و فرمود: هر وقت حادثه‏ اى براى کسى پیش آمد، روزه بگیرد، تا خدا آن را بر طرف سازد، چون خداى تعالى فرموده: (وَ اسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ)، که منظور از آن روزه است. موفق باشید 

22461
متن پرسش
سلام علیکم استاد: سیر مطالعاتی کتب استاد مطهری را با چه کتب دیگری می توان تکمیل کرد؟ و برای سیر مطالعاتی که در سایت هست آیا کتب اولیه مثل از برهان تا عرفان برای افراد ۱۵ و ۱۶ ساله کمی مشکل نیست یا مثلا مباحث اخلاقی شما اول مطالعه بشه و بعد سراغ آنها برویم؟ آیا اگر کتب مقام معظم رهبری که تعداد زیادی از آنها در مباحث مختلف سیاسی، اخلاقی، سیره معصومین که از انتشارات انقلاب اسلامی زیر دفتر حفظ آثار ایشان است به عنوان سیر مطالعاتی مطالعه کنیم خوب است؟ بعد از مطالعه اینها در زمینه تاریخ آثار دکتر ولایتی چطور است؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: برای افراد 15 و 16 ساله بحث «برهان صدیقین» ابداً مفید نیست. بعد از کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» و «چه نیازی به نبی» می‌توانید به کتاب «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» رجوع دهید. البته به شرطی که فصل فصل برای آن‌ها شرح داده شود. البته سخنان مقام معظم رهبری برای تعالیِ بینش سیاسی آن‌ها بسیار لازم است. موفق باشید

21307
متن پرسش
با سلام و وقت بخیر: استاد به نظر شما همسر انسان را خداوند انتخاب می کند و هر چه که مقدر شد حکمتی دارد؟ اگر علاقه ای بین زوجین نباشد و یا اختلافات بسیار سختی پیش بیایید بخاطر رضای خدا و درس گرفتن از امتحان الهی باید صبر کرد و طلاق نگرفت به امید اینکه رشد معنوی حاصل شود؟ شما این تفکر که ما نباید به همسر کاری داشته باشیم و باید وظایف الهی خود را انجام دهیم و این باعث می شود همسر هم خوب بشود را قبول دارید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رویهمرفته همین‌طور باید باشد. به‌خصوص طبق آيه‌ی 172 سوره اعراف که مي‌فرمايد: «وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِن بَنِي آدَمَ مِن ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنفُسِهِمْ أَلَسْتَ بِرَبِّكُمْ قَالُواْ بَلَى شَهِدْنَا» يعني آنگاه كه از فرزندان آدم، از پشت نسل‌هايشان، تعهد گرفتيم، خودشان را گواه خودشان گرفتيم، كه آيا من ربّ شما نيستم؟ گفتند: آري شهادت مي‌دهيم. فرزندان بنی‌آدم از پشت پدران و مادران‌شان گرفته شده‌اند و آن شهادت را داده‌اند. و این نشان می‌دهد که هرکس از هر پدر و مادری به دنیا نمی‌آید و باید والدین‌شان مشخص باشند و این یعنی همسر هرکس باید شخص خاصی باشد و هرکسی همسر هرکسی نمی‌شود. موفق باشید

نمایش چاپی