باسمه تعالی: سلام علیکم: کار خوبی است و بنده هم از این کار کاملاً راضی هستم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نکاتی که میفرمایید همانطور که خودتان متوجهاید با بعضی از خرافات همراه است. پیشنهاد میشود کتاب «جایگاه جن و شیطان و جادوگر» را که بر روی سایت در قسمت نوشتارها هست، مطالعه فرمایید. إنشاءاللّه روشن خواهید شد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف درستی است. باید ظاهر و باطن را جمع کرد تا مزهی حقایق باطنی از طریق رعایت ظاهر به قلب بنشیند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنا به تشکیک وجود، حقیقت وجود از همهی مراتب وجود به جهت شدتی که دارد، به ما نزدیکتر است و ما در راز و نیازها با او مرتبطایم. باید سعی کنیم با رفع حجابها، این نزدیکی را احساس نماییم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: روح تجاوزگرِ غربی در فرصتی که در تاریخ بهدست آورد، برعکسِ ملل دیگر دنیا، ارادهی تجاوز به جهان را دنبال کرد و امروز از یک طرف، از سرمایههایی که چپاول کرده است، بهرهمند است و از طرف دیگر تلاش میکند مانع بهخودآمدنِ سایر ملتها شود و به همین جهت مانع انقلاب اسلامی است. ولی این چیز پایداری نیست که یک ملت، منافع خود را در وابستگیِ سایر ملتها به خود جستجو کند و همین امر موجب بروز انواع بحرانها در غرب شده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! چنین بحثی را حضرت علامه در کتاب «رسالةالولایه» و در آنچنان فضایی، باز میکنند ولی در فضاهای دیگر علمی، علم حصولی را به عنوان یک علم نفی نمینمایند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که آن شهید عزیز میفرماید غرب یک کلّ بههم پیوسته است، چه از نظر فکری و فرهنگی و هنری، و چه از نظر اقتصادی. یعنی هرکدام از ابعاد او را بگیرید عملاً در لایهی پنهان آن بُعد، سایهی ابعاد آن نیز حضور مییابد. و از طرفی شاخصهی این تمدن، بیگانهشدن انسان نسبت به خود و دیگران و تقابل انسان با طبیعت است و بدین معنا تمدن جدید موجب بحران و پارهپارهشدن امور جامعه میگردد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آنچه خودمان به جهت گناهانمان انجام میدهیم با پشیمانی و توبه کارش حل میشود و به هیچوجه نباید از نتایج آن گناهان راضی بود. آری! باید از خدایی راضی بود که هیچ عملی را بر اساس حکمت خود بیجواب نمیگذارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: از آنجایی که مقام عرش مقام اسماء عالیهی الهی است، در هر صورت مربوط به مقام واحدیت میشود إلاّ اینکه متوجه باشیم وجه متعالی واحدیت قرب به مقام احدیت دارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: راه، مشخص است و سنتی را که انقلاب اسلامی در مقابل جوانان ما گشودهاند، روشن است. عمده هرچه متعهدشدنِ جوانان است تا در هر جایگاهی که هستند مطابق راهی که حضرت روح اللّه «رضواناللّهتعالیعلیه» پیچ و خم آن را مشخص کردهاند، عمل کنند، حال چه در موقعیت تحریم و چه در موقعیت تهاجم. اگر مایهی فکری و فرهنگی خوبی در اختیار جوانان باشد هرکجا که باشند، بهترین موضعگیری را خواهند داشت. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هنوز هم بر آزادی تأکید میکنم یعنی فراروی از آنچه که فعلاً در آن هستیم، هرچند که میدانم قدمهای امروزینِ ما هنوز فراخور آزادی نیست. آزادی همیشه به سوی فراتر از وضع موجود حرکت میکند و انسان در بستر آزادی همواره باید آغاز کند. و به همین جهت گفتهاند «آزادی، امری نابنیان است» آزادی در یک مقوله جای نمیگیرد. به ما گفتهاند که انسان باید اسیر شرایط بیرونی نباشد، بلکه همواره به آرمانهای متعالی خود بپردازد. و این با نوعی بیباکی همراه است. انسان دائماً به دنبال آزادی است و آزادی، دائماً از آن میگریزد. و در این رابطه باید به بیانیهی گام دوم مقام معظم رهبری فکر کرد. آری! گام دومی است برای عبور از تنگناهایی که ما را فرا گرفته است. جریان روشنفکری بیش از این دغدغه ندارد که انقلاب اسلامی در گردونهی رفاهِ دنیاییِ بیشترِ مردم، متوقف شود. ولی بنیانگذاران انقلاب اسلامی متوجهی تاریخی هستند که بشر باید از ناکامیهای پیشآمده توسط فرهنگ مدرن آزاد شود. گیرم که در این راه به جای رفاه، با سختیهایی روبهرو شویم که صاحبانِ دنیای مدرن ۴۰ سال است که ما را در آن قرار دادهاند؛ آخرش چی؟! به هر حال، راهِ ما راه برگشت و توقف در فرهنگ مدرنیته نیست، و هدفی را برای خود بیرون از آن فرهنگ شکل دادهایم و مسلّم ملتی که با داشتن هدف به آینده فکر میکند، در راه است و راه، بدون مقصد نیست. راه انقلاب اسلامی، مقصد خاصّ خود را دارد که در آن عرش و فرش به هم متصلاند و زمین و زندگیِ زمینی از رحمتهای آسمانی منقطع نیست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با قرارگرفتن ذیل دستورات شریعت، همهچیز جای خود قرار میگیرد تا نه افراط کنید و بیپروا با نامحرم ارتباط داشته باشید و نه تفریط کنید و آنجایی که وظیفه است در امور اجتماعی فعّال باشید، کوتاهی کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرض شد مطالب ظریف عرفانی در آن روایت نهفته است که اقلاً 100 جلسه درس «فصوص الحکم» آیت اللّه حسنزاده را نیاز دارد. آری! ملاک تقواست، ولی صورت تقوا در قیامت، متفاوت است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید نگاه طب سنتی اگر درست انجام شود، نگاه به سنتهای جاری در عالم است نسبت به بدن انسان. لذا نیاز به نگاه جزئی که در طب سنتی جریان دارد نمیباشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: علامهی طباطبایی میفرمایند علیّت را ما به صورت حضوری در نفس خود مییابیم و سپس به بیرون از خود تعمیم میدهیم و به همین جهت علیّت یک امر عقلی است و نه حسّی. با توجه به این امر، جایی برای انکار علیّت آنطور که هیوم میگوید نمیماند که بگوییم آنچه ما حسّ میکنیم تقارن دو شیئ است. مگر بنا بود علیّت را حسّ کنیم؟ در حالیکه میتوانیم از طریق عقل، وقتی دو پدیده رابطهای شبیه رابطهی علیّتی دارند که ما از طریق تجربهی درونی یافتهایم، آن حادثه را مصداق آن علیّت بدانیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچه هست معلوم است که آقای رئیس جمهور همهی گفتنیها را نمیگوید، وگرنه چرا به قول آقای دکتر کچوئیان به عنوان یکی از اعضای شورای انقلاب فرهنگی باید آن سند پنهانی و بدون در جریان قراردادنِ شورای انقلاب فرهنگی و مجلس شورای اسلامی امضاء شود و به مراکز آموزش ابلاغ گردد. همهی حرف در اینجا است حال اینکه چگونه وجود آن سند را به اطلاع مقام معظم رهبری و ارگانها رساندهاند که باید پنهانی امضاء شود، واللّه اعلم.
فکر میکنم آنچه در روزنامهی کیهان دیروز تحت عنوان «تعهدات و تناقضات دولت در سند 2030» جوابگوی سؤال جنابعالی میباشد. موفق باشید آن مطلب اینطور شروع شده است:
دولت تمام توان خود را بسیج کرده تا در یک جنگ روانی به جامعه القا کند سند 2030 تعهدآور نیست. معاون اول رئیس جمهور هم 29 اردیبهشت در نامهای سرگشاده، حقایق مستند و مستدل در باره سند 2030 را شایعات خواند و گفت«سند ۲۰۳۰ یونسکو توسط ایران امضا نشده و برای ایران آلزامآور نیست». این درحالی است که:
1- اول خرداد، دو روز بعد از این نامه سرگشاده معاون اول رئیس جمهور، مهدی فیض معاون پرورشی و فرهنگی وزارت آموزش و پرورش در همایش هدایت تحصیلی قطب غرب کشور در همدان به امضای سند توسط مسئولان دولت یازدهم اذعان کرد و گفت «سند 2030 در سال ۹۵ توسط وزیر وقت آن زمان یعنی آقای فانی به امضا رسید و اکنون یک سال از امضای سند میگذرد». حال جای تعجب دارد در حالی که وی به امضا و تعهدآور بودن این سند اذعان میکند، چرا منتقدان را سوءاستفادهکنندگان انتخاباتی معرفی میکند!
2- برای اطلاع آقایان باید گفت در سند 2030 بیش از 167 بار عنوان «تعهد و ضمانت دولتها» قید و در تمام این موارد تاکید شده است «دولتها و کشورها متعهد میشوند و ضمانت میکنند».
3- معاون اول رئیس جمهور حداقل اگر تعهدِ دولت در یونسکو و سازمان ملل و اجلاس اینچئون کره جنوبی را بتواند از دید ملت پنهان نگه دارد، حداقل در داخل کشور ابلاغ این سند با امضای خودش را که ثبت و ضبط و غیرقابل خدشه است نمیتواند انکار کند.
4- معاون اول رئیس جمهور گفته «شرط و تحفظهای ایران به یونسکو اعلام شده است». در این سخن نیز مغلطه وجود دارد، چرا که سند 2030 هم در اجلاس اینچئون کره جنوبی با حضور وزیر آموزش و پرورش دولت یازدهم و هم در اجلاس سران سازمان ملل با حضور شخص آقای روحانی به صورت «without voting»، یعنی «بدون رای و نظر مخالف» به تصویب رسیده است، در حالی که اگر مخالفتی از سوی حتی یک کشور از جمله از سوی ایران صورت گرفته بود، این سند با «اجماع عمومی» تصویب میشد.
5- براساس رویه اسناد بینالمللی شروطى که در ذيل یک سند نوشته شود تا آنجا اعتبار دارد که با روح و محتوی اين سند مخالفت نداشته باشد. لذا از آنجایی که روح و متن سند 2030 تماما در مغایرت کامل با اهداف و ارزشهای نظام آموزشی جمهوری اسلامی است اولا باید نسبت به تمام این متن تحفظ اعلام میشد و ثانیا تحفظهایی هم که گفته میشود اعلام شده، مورد پذیرش قرار نگرفته است.
6- اگر ادعای دولت مبنی بر ارائه تحفظ را بپذیریم، این تحفظ کلی بوده و مشخص نمیکند جمهوری اسلامی ایران با کدام بخش از سند 2030 مخالف است، لذا تحفظ کلی از سوی کشوری پذیرفته نمیشود و آن کشور متعهد به تمامی سند دانسته میشود. چنانکه شرط ایران در مورد کنوانسیون حقوق کودک در سال 1995 نیز پذیرفته نشد و سازمان ملل اعلام کرد این کنوانسیون برای ایران لازمالاجرا است.
7- همین که دولت میگوید خود را متعهد به بخشهایی از سند 2030 که در تعارض با باورهای دینی و ارزشهای فرهنگی جامعه ایرانی است، نمیداند، این خود نشان میدهد سند تعهدآور است.
8- سوال این است اگر سند 2030 را امضا نکردید و تعهدآور نیست پس چرا حق تحفظ گرفتید؟ سندی که تعهدآور نباشد، دیگر نیازی به حق تحفظ گرفتن نیست. حق تحفظ گرفتن خود دلیل الزامآور بودن اصل سند است.
9- مضاعف بر این باید پاسخ داده شود اگر صادق هستند، چرا در هیچ قسمت از سند ملی نسبت به تفسیر بومی بندهای ماهوی اقدامی صورت نگرفته و متن 300 صفحهای سند 2030 را بدون هیچگونه قید و تحفظهای اعلامشده، تماماً برای اجرا ابلاغ کردهاند؟
10- اگر تعهد داده نشده چرا با وجود سند تحول بنیادی آموزش و پرورش و دیگر اسناد بالادستی دولت خود را ملزم به تدوین سند ملی کرده است؟ تا جایی که مورد تقدیر یونسکو قرار گرفته!
11- اگر سند 2030 تعهدآور نیست چرا در مصوبه هیئت وزیران از کلمه «تعهدات» استفاده شده است. این نشان میدهد یا دولت اساسا در سند 2030 متعهد شده و یا دولت با پذیرش داوطلبانه! خود را متعهد به اجرای سند اصلی کرده است که در هر دو صورت کشور را به چیزی متعهد کردهاند که روال قانونی آن طی نشده است.
12- اصولا وقتی کشوری عضویت در یک سازمان بینالمللی از جمله یونسکو را میپذیرد، براساس اساسنامه آن سازمان بینالمللی، برای آن کشور تعهداتی ایجاد میشود و چنانچه کشوری به تعهدات خود عمل نکند در قالب صدور قطعنامه تحت فشار قرار خواهد گرفت.
13- اصولا در سند 2030 به برخی اسناد بینالمللی ارجاع داده شده که خود این اسناد الزامآور هستند از جمله بیانیه جهانی حقوق بشری که تعهدآور است و تاکنون ایران این سند را نپذیرفته و امضا نکرده است.
14- براساس ماده 8 اساسنامه یونسکو گزارشدهی در باره روند اجرای سند 2030 الزامی است. لذا تا زمانی اجرای یک سند الزامی نباشد، الزام گزارشدهی در باره آن بیمعنا خواهد بود.
15- نکته جالب این است که در خود سند 2030 تاکید شده است «کشورها حق اجرایی نکردن همه و یا برخی مفاد سند را ندارند».
16- ادعا شده اصل 138 قانون اساسی به دولت اجازه تصویب آییننامه و مقررات اجرایی میدهد. در این سخن نیز مغالطه سیاسی به چشم میخورد چرا که قانون اساسی به دولت اجازه داده برای قانونی که در مجلس شورای اسلامی تصویب شده باشد آییننامه و مقررات اجرایی تصویب کند. لذا طبق اصل 77 قانون اساسی دولت باید ابتدا مصوبه مجلس در باره اصل سند 2030 را میگرفت و سپس براساس اصل 138 نسبت به تدوین و تصویب آییننامه و مقررات اجرایی آن اقدام میکرد. خود دولت به طور ناخواسته نیز در بیانیه تبیینیاش به این نکته اذعان کرده است.
17- سند توسعه 2030 (SDG) که در سال 2015 به تصویب سازمان ملل رسیده در حقیقت ادامه سند توسعه هزاره (MDG) و نسخه کامل و به روز شده آن است که در سال 2000 در سازمان ملل برای اجرا تا سال 2015 تصویب شد و براساس اسناد سازمان ملل که در سایت رسمی آن آمده، تمام تعهدات سند توسعه هزاره نیز علاوه بر تعهدات جدید در سند 2030 قید شده است. در گزارش مرکز اطلاعات سازمان ملل دفتر تهران تحت عنوان«از اهداف توسعه هزاره (MDG) تا توسعه پايدار (SDG)» هم تاکيد شده است «کشورها «مکلف شدهاند» با اجراي سند 2030 گزارشهاي خود را به مجامع بينالمللي ارائه نمايند». این گزارش تصریح میکند «لحاظ و اجراي اين شاخصها در برنامه ششم اجتنابناپذير است»! زيرا اولا تعهد داده شده و ثانيا براساس اجراي اين شاخصها کشورها در آينده ارزيابي خواهند شد.
18- گزارش اداره اطلاعات همگانی سازمان ملل در سایت این سازمان همچنین تاکید میکند «اعلامیه توسعه پایدار طیف گستردهای از «تعهدات» در زمینه برابری جنسیتی و حقوق بشر است و نشان از یک «معامله بزرگ جهانی» دارد».
19- در سایت سفارت ایران در نایروبی نیز در باره تعهدات منتقل شده از سند توسعه هزاره به سند 2030 تاکید شده است «147 نفر از سران کشورها از جمله ایران (در زمان دولت اصلاحات) «متعهد شدند» تا اهداف توسعه سازمان ملل از جمله ترویج و گسترش برابری جنسیتی و آموزش را اجرایی کنند و این اهداف به عنوان «قطعنامه تعهدآور» و«تعهد جهانی (Global Compact)» به شماره 2/55/RES به تصویب سازمان ملل رسید و کشورهاي عضو از جمله ايران آن را امضا کردند».
20- لذا سابقه دادن تعهد و اجرای اهداف توسعه سازمان ملل و سند 2030 به دولت اصلاحات در سال 78 بر میگردد و در سال 83 این دولت اولين گزارش ایران را به سازمان ملل ارائه کرد و اکنون دولت تدبیر همان مسیر دولت اصلاحات را در پیش گرفته است، این در حالی است که ادعا میکنند سند 2030 در دولت نهم و دهم اجرا شده است! و نکته مهمتر اینکه اهداف سند 2030 (SDG) مثل سند هزاره (MDG) در قطعنامهای به تصویب سازمان ملل رسیده. لذا آقایان دیپلمات و سیاستمداران مدعی که تا دیروز کسانی که قطعنامههای سازمان ملل را کاغذپاره میخواندند، به سخره میگرفتند و ادعا میکردند قطعنامههای سازمان ملل «تعهدآور» است، حالا چگونه ادعا میکنند این قطعنامهها الزامآور و تعهدآور نیست؟!
21- تعهدآور بودن اهداف توسعه پايدار در اسناد سازمان ملل تا آنجا مهم و برجسته است که در اجلاس مقدماتی تدوین سند 2030 در ريودوژانيرو برزيل تحت عنوان «ريو+20، دستور کار توسعه پس از 2015 (Post 2015)» که نشست پر تنشي بود، حتي برخي کشورهاي اروپايي نيز نگران سوءاستفاده آمريکا از برخي مفاهيم و ايجاد تعهدات جديدي براي خود بودند تا جایی که برخي از مفاهيم اوليه با مخالفت کشورهای اروپايي به دلیل تعهدآور بودن برای آنها حذف شد. نکته مهمتر اینکه در این نشست آمریکا در فصل «تجديد تعهد سياسي» (یعنی تجدید تعهدات سند هزاره در سند2030) اصل «مسئوليت مشترک اما متفاوت» را که تعهد مهمي براي آن کشور محسوب ميشد با نفوذ خود حذف کرد، اما اصرار داشت کشورهاي در حال توسعه اين تعهد را بپذيرند!
22- در پایان ذکر این نکته مهم است که يونسکو از کشورهایی که در اجرای اسناد این سازمان تعلل کنند شکایت و علیه آنها قطعنامه صادر میکند از جمله علیه کشورهای چین، بلاروس، لوکزامبورگ، ازبکستان، چک، سنگاپور و لیبی و سایر کشورها به دليل غيرقانوني دانستن روسپيگري، سقط جنين و همجنسبازي، و عدم آموزش جنسي در مدارس و ترویج ارزشهاي خانواده و بازنگري نکردن در تفسير قرآن در راستاي کنوانسيون رفع تبعيض عليه زنان.
23- نکته مهم اینکه براساس تعهدی که داده شده، وزیر فعلی آموزش و پرورش در برنامهای که در روز گرفتن رای اعتماد در مجلس ارائه نمود، تاکید کرد «باید سند 2030 اجرا شود و در سند تحول بنیادین بازبینی شود»!
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم همینطور باشد که چادر در بسیاری موارد حجاب برتر خواهد بود إلاّ مواردی که انسان احساس کند با حجاب کاملِ بدون چادر میتواند نقش خود را بهتر انجام دهد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید نتوان در مورد زلزلهی مشهد چنین نظری داد زیرا در هرحال امامان هرجا که مصلحت باشد و اذن خداوند قرار داشته باشد، کمک خواهند کرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حضور در این سرزمین، حضور در گذشتهی ما نیست بلکه تابلوی سعادت ما در آینده است و معنابخشی به زندگی از طریق آنهایی که ماورای همهچیز که آنها را مجبور میکرد بهترین اراده و بهترین انتخاب را کردند. در هویزه و طلائیه و فکّه و شلمچه، انسان خود را در جمع عقلای این تاریخ احساس میکند. مگر نه آنکه عقلْ تاریخی است و هرکس که متوجهی رخدادِ زمانهی خود نشود، در بیعقلی و تفکر انتزاعی بهسر میبرد؟ در هویزه و فکّه و طلائیه و کانال کمیل و شلمچه، با کسانی همتاریخ میشوید که بر سر آزادی و ایمان معامله نکردند و اعتماد به نفسِ تاریخی را که دشمنان ما از ما ربوده بودند، به ما برگرداندند.
در جمع این سجادهنشینانِ خطشکن همهی افقهای نور در مقابلت گشوده میشود و آن ها عقل پنهان ما را که حضرت روحاللّه «رضواناللّهتعالیعلیه» متذکر ما بود، به ما برگرداندند تا معلوم شود ما از آنِ همهی جبهههای حق هستیم و حال که شهید نشدهایم با این بغضها خود را از همهی منیّتها باید آزاد کنیم. چه معجزهای میکند اشک برای این شهیدان! و چه عزم بزرگی را در ملاقات هویزه و نهر خیّن میتوان در خود ایجاد کرد! اینان به هنگام گریستن، صادقانه گریستند و غمِ غربت خود را در این دنیا بهخوبی احساس کردند و هنگام جنگ آگاهانه جنگیدند، و همین امر است که توانستند از پل صراط دنیا بهخوبی بگذرند.
گمان نکن که اگر این روحهای بزرگ را پاس میداریم و برای اُنس با آنها لهله میزنیم، آنان را در حدّ عصمت بالا بردهایم؛ ولی بدان اینان در جهتگیریِ کلّی در تاریخ خود آنچنان عمل کردند که مطابق وعدهی الهی، حضرت الهی از ضعفهای جزئی و کوچک آنها بهراحتی چشمپوشی نمود. مگر نخواندی سخن حضرت حق را که فرمود: «إِنْ تَجْتَنِبُوا كَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ وَ نُدْخِلْكُمْ مُدْخَلاً كَريماً (31)/نساء) اگر از گناهان بزرگی که ما شما را از آنها نهی کردهایم، اجتناب کنید، نهتنها از از گناهان کوچک و لغزشهای جزئی شما چشم میپوشیم، بلکه در جایگاهی بس بزرگ و کریمانه داخلتان میکنیم. معنای «کبائر» یا گناهان بزرگ، غفلت از جهتگیریِ اصلی ما است در هر تاریخی به همان معنایی که به ما فرمودهاند شخصیت کلّیِ امامان خود را در نظر بگیرید تا لغزشهای جزئی شما، به شما آزار نرساند. در این رابطه رسولخدا«صلواتاللّهعلیهوآله» میفرمایند: «حُبُّ عَلِيٍّ حَسَنَةٌ لَا يَضُرُّ مَعَهَا سَيِّئَةٌ وَ بُغْضُ عَلِيٍّ سَيِّئَةٌ لَا يَنْفَعُ مَعَهَا حَسَنَة»[1] دوستى على حسنهاى است كه با داشتن آن، سيئه زيانى نمىرساند و دشمنى على سيئهاى است كه با وجود آن، حسنه سودى ندارد. زیرا با محبت علی«علیهالسلام» جهتگیری انسان تصحیح میشود و قلب، با نظر به عصمت امام جایگاه گناه را که مهمان ناخواندهای است درک میکند. همهی تأکید بنده برای آن است که ضعفهای جزئی این رزمندگان بزرگ، برای تو حجابی نشود تا روح و روان آسمانیِ اینان را نبینی و از وَحیِ الهی که بر قلب آنها شد غافل گردی. مثل همان وَحیای که خداوند در وصف آن برای حواریون حضرت عیسی«علیهالسلام» فرمود: «وَ إِذْ أَوْحَيْتُ إِلَى الْحَوارِيِّينَ أَنْ آمِنُوا بي وَ بِرَسُولي قالُوا آمَنَّا وَ اشْهَدْ بِأَنَّنا مُسْلِمُونَ (111)/ مائده) آنگاه که به حواریون وحی کردیم که به من و به رسول من ایمان بیاورید و آنها گفتند خداوندا ما ایمان آوردیم و شاهد باش که ما از تسلیمشدگان در مقابل فرمان تو هستیم.[2] که البته معلوم است این، غیر از وحیِ تشریعی است که بر پیامبران خود نازل فرمود.
حرکات و سکنات رزمندگان ما یعنی آن شهیدان شجاع، صورتِ وحیای است که بر قلب آنها شد و ما در فکّه و هویزه و شلمچه ناظر جمال آن الهامات غیبی هستیم تا حقیقت را به قدرِ واقعیتی گذرا حقیر و بیمقدار نگردانیم و متوجه باشیم در صحنههایی حاضر شدهایم که مردانِ مردِ آن صحنهها در مقابل دشمنانشان که از مرگ فراری بودند، شهادت را در متن زندگی میشناختند و این راز پیروزی ما در این تاریخ است. وای اگر یک لحظه فراموشش کنیم! اینان بستری را فراهم کردند که اگر کسی خواست در آزادی زیست کند و با ایمان رشد نماید، بتواند که چنین کند.
قرآن میفرماید: «إِنَّ اللَّهَ لا يُضيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنينَ»(120) / توبه) هرگز خداوند اجر و پاداش و نتایج کار محسنین را ضایع نمیگرداند و مسلّم اجر شهیدان ما یعنی اینان که بناست تاریخ توحیدی را ذیل شخصیت حضرت امام خمینی«رضواناللّهتعالیعلیه» و مقام معظم رهبری«حفظهاللّهتعالی» بسازند، ضایع نخواهد شد و حتماً آنچه در پیشِ روی ما است، تاریخی است که با پشتکردن به فرهنگ سکولاریته، خدا را به زندگیها برمیگرداند. و اگر با عقلِ روشنفکری غربزده بخواهیم رخداد انقلاب اسلامی و حرکت تاریخی این شهیدان را بنگریم، هیچچیزی از آن نخواهیم فهمید و به مقاطع بزرگی که فخر تاریخیِ بشریت بودند، هیچ نگاهی نخواهیم انداخت و ناجوانمردانه و با نگاه «اکنونزدگی» انقلاب اسلامی و حرکات شهداء را بسطِ مدرنیته میدانیم زیرا که به تصور چنین افرادی، انقلاب یک واژهی مدرن است و جز ادامهی مدرنیته نخواهد بود. آری! اگر خانهی ارتجاع تنگ و تاریک است که هست، آه که قلعهی روشنفکری چه اندازه ظلمانی و سیاه است! گفت: «از همه محرومتر خفاش بود / که عدوی آفتاب فاش بود». موفق باشید
[1] - نهج الحق و كشف الصدق، ص 259. كنوز الحقائق، طبع بولاق مصر، ص 53، 57، 67، ينابيع المودة، ص 19.
[2] - از نمونههایی که شهیدان انقلاب در معرض نحوهای از وحی تکوینی بودهاند به عرض میرسانم که: در کتاب «شهید بعد از ظهر» به روایت آقای حمید داودآبادی صفحهی 23 نوشته شده است که او وقتی به جهت زخمیشدن در فروردین 1365 از بیمارستان به خانه برمیگشت، متوجهی شهادت حمیدرضا سعیدی از بچههای نااهل محله میشود که پدرش از پاسبانان شهربانی قبل از انقلاب بوده و هیچ آثاری از صفای ایمانی از خود نشان نمیداد؛ متعجب شد که چگونه میتوان حمیدرضا سعیدی را که به جهت خدمت سربازی به جبهه رفته است، شهید نامید. در همین حال مادر حمیدرضا، آقای داودآبادی را سرکوچه میبیند و چند تکه کاغذ به دست او میدهد و میگوید بچههای بسیج آمدهاند که وصیتنامهی حمیدم را بگیرند، ما چیزی به نام وصیتنامه از او نداریم. این برگهها آخرین نامههای اوست، بگو اگر به دردتان میخورد از آن استفاده کنید. راوی کتاب میگوید با سابقهای که از حمیدرضا داشتم خواستم نامهها را پاره کنم. نامهی اول را بازکردم دیدم حمیدرضا با خط خرچنگقورباغهایش نوشته:
بسم رب الشهدا و الصدیقین: «مامان بابا سلام:
مامان بابا به خدا بسه دیگه، من توبه کردم و از همهچی دست کشیدم. به خودش قسم درِ توبه همیشه بازه. شما رو به خدا بیایید دست از کارای گذشته بردارید.
من توبه کردم و قسم خوردم که دیگه از اون کارا نکنم.
نمیدونین اینجا چه خبره. من همه کارای گذشتم رو گذاشتم کنار.
مامان بابا شما هم توبه کنید به خدا خیلی خوبه.»
آقای داودآبادی میفرماید به تاریخ نامه که نگاه کردم مربوط به دو روز قبل از شهادت او بود. همه با دیدن نامه اشکمان درآمد و فهمیدیم که حقیقتاً خداوند شهیدان را گلچین میکند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- اگر ادبیات عرب را در سالهای اولیه محکم و بدون حاشیهرفتنِ در امور دیگر بخوانید بعداً پشیمان نمیشوید 2- همینکه در فضای زندگیِ طلبگی مرتکب آن گناهان نشوید، نهتنها مزهی آن گناهان میرود، بلکه از آنها متنفر نیز خواهید شد 3- این به ذوق خودتان بستگی دارد که با کدامیک از اساتید، بیشتر متذکر میشوید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم اگر سری به کتاب «آشتی با خدا» بزنید لااقل جواب اولین سؤالهای خود را پیدا خواهید کرد. کتاب در قسمت نوشتارهای سایت هست. موفق باشید
