باسمه تعالی: سلام علیکم: بنا به تشکیک وجود، حقیقت وجود از همهی مراتب وجود به جهت شدتی که دارد، به ما نزدیکتر است و ما در راز و نیازها با او مرتبطایم. باید سعی کنیم با رفع حجابها، این نزدیکی را احساس نماییم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: برعکس جهانِ شرق که با دین میتواند شکل بگیرد، غرب با فلسفه شکل گرفت حتی دین خود را به کمک امثال ارسطو معنا کرد و از آن جهت که بالاخره فلسفه مانعِ اهداف نفس امّاره نمیتواند باشد، کارِ غرب به انتها نمیرسد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آن شعور و بصیرتی که انسان را به اصیلترین مبناهای عالَم هستی رجوع دهد، و از روزمرّهگیها و مشهورات آزاد کند؛ حکمت است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در جواب به سؤالهایی که در این مورد عرض شد روشن گردید که شورای نگهبان در این موارد تنها باید توانایی نامزدها را نسبت به اجتهادشان معلوم کند. مثل آنکه یک معلم ریاضی اطلاعات ریاضی یک کس را مشخص میکند و اینطور نیست که شورای نگهبان بخواهد در انتخاب آنها دخالتی داشته باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: از آنجایی که مقام عرش مقام اسماء عالیهی الهی است، در هر صورت مربوط به مقام واحدیت میشود إلاّ اینکه متوجه باشیم وجه متعالی واحدیت قرب به مقام احدیت دارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حضور انسانهای مؤمن و معتقد در هر دوجایی که میفرمایید لازم است. ولی اگر روحانیت فعّال و روشن نسبت به مسائل روز و باسواد نسبت به معارف اسلامی داشته باشیم، نسل آینده نسلی نخواهد بود که برای مالِ دنیا و استکبار جهانی ارزشی قائل باشند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم این موارد که میفرمایید که از سر عناد و یا مأموریت، تجاهر به بیحجابی میکنند، اموری است که نظام باید وارد شود. رهبر معظم انقلاب سالهای قبل در مورد امر به معروف فرمودند افراد در آن حدّ باید وارد شوند که منجز به درگیری نشود. مطمئن باشید اینها نفسهای آخرشان را میکشند. به خوبی احساس کردهاند آن فرهنگی که اینان میخواستند در کنار آن هویتی را دنبال کنند، با ظهور شخصیت هایی مثل ترامپ، به سختی به نفسنفس افتادهاند و معلوم است که تلاش مذبوحانه خبر از آن میدهد که متوجهاند تاریخ خمینی آن فرهنگ را به مقتلگاه برده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: راه، مشخص است و سنتی را که انقلاب اسلامی در مقابل جوانان ما گشودهاند، روشن است. عمده هرچه متعهدشدنِ جوانان است تا در هر جایگاهی که هستند مطابق راهی که حضرت روح اللّه «رضواناللّهتعالیعلیه» پیچ و خم آن را مشخص کردهاند، عمل کنند، حال چه در موقعیت تحریم و چه در موقعیت تهاجم. اگر مایهی فکری و فرهنگی خوبی در اختیار جوانان باشد هرکجا که باشند، بهترین موضعگیری را خواهند داشت. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتش نمیدانم منظور حضرت آقا چه بوده؟ شاید فرض کردهاند طلاب المیزان را مدّ نظر دارند و از «مجمعالبیان» که یک دایرة المعارفِ تفسیری به حساب میآید، خوب است که غفلت نشود. در حالیکه حضرت آقا مکرراً از المیزان تعریف نمودهاند. واللّه اعلم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هنوز هم بر آزادی تأکید میکنم یعنی فراروی از آنچه که فعلاً در آن هستیم، هرچند که میدانم قدمهای امروزینِ ما هنوز فراخور آزادی نیست. آزادی همیشه به سوی فراتر از وضع موجود حرکت میکند و انسان در بستر آزادی همواره باید آغاز کند. و به همین جهت گفتهاند «آزادی، امری نابنیان است» آزادی در یک مقوله جای نمیگیرد. به ما گفتهاند که انسان باید اسیر شرایط بیرونی نباشد، بلکه همواره به آرمانهای متعالی خود بپردازد. و این با نوعی بیباکی همراه است. انسان دائماً به دنبال آزادی است و آزادی، دائماً از آن میگریزد. و در این رابطه باید به بیانیهی گام دوم مقام معظم رهبری فکر کرد. آری! گام دومی است برای عبور از تنگناهایی که ما را فرا گرفته است. جریان روشنفکری بیش از این دغدغه ندارد که انقلاب اسلامی در گردونهی رفاهِ دنیاییِ بیشترِ مردم، متوقف شود. ولی بنیانگذاران انقلاب اسلامی متوجهی تاریخی هستند که بشر باید از ناکامیهای پیشآمده توسط فرهنگ مدرن آزاد شود. گیرم که در این راه به جای رفاه، با سختیهایی روبهرو شویم که صاحبانِ دنیای مدرن ۴۰ سال است که ما را در آن قرار دادهاند؛ آخرش چی؟! به هر حال، راهِ ما راه برگشت و توقف در فرهنگ مدرنیته نیست، و هدفی را برای خود بیرون از آن فرهنگ شکل دادهایم و مسلّم ملتی که با داشتن هدف به آینده فکر میکند، در راه است و راه، بدون مقصد نیست. راه انقلاب اسلامی، مقصد خاصّ خود را دارد که در آن عرش و فرش به هم متصلاند و زمین و زندگیِ زمینی از رحمتهای آسمانی منقطع نیست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت در آن روایت میخواهند ما را متذکر این امر نمایند که ورود به آن ساحتِ متعالی که اولیاء معصوم در آن تنفس میکنند، مشکل است. زیرا باید انسانها از ساحتِ حسی و معمولی خود خارج شوند و به یک معنا باید از خود بیرون آیند و این کار آسانی نیست. در مورد عبور از گناه هم میتوان به این موضوع فکر کرد که حوزهی حضور خود در این عالم را با حضور هرچه بیشتر به حضرت حق تغییر دهیم و این کار با صبر در مقابل امیال نفسانی و با صلات یعنی رجوع به خداوند ممکن میشود به همان معنایی که به ما فرمودند: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اسْتَعِینُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ إِنَّ اللّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ» (بقره/153). یعنی: اى کسانى که ایمان آورده اید، از صبر و نماز کمک بگیرید که خداوند با صابران است و یا در آیه 45 و 46 همین سوره می فرماید: «وَاسْتَعِینُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ وَإِنَّهَا لَکَبِیرَةٌ إِلاَّ عَلَى الْخَاشِعِینَ». یعنی از صبر و نماز کمک بجوئید و آن بسى سنگین است مگر براى خشوع پیشگان. در کافى از امام صادق (ع) روایت شده که فرمود: هر وقت امرى و پیشامدى على (ع) را به وحشت مى انداخت، برمی خاست، و به نماز مى ایستاد، و مى فرمود: (اسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ)، از صبر و نماز کمک بگیرید. و نیز در همین کتاب از آن جناب روایت کرده که امام صادق (ع) فرمود: صبر همان روزه است، و فرمود: هر وقت حادثه اى براى کسى پیش آمد، روزه بگیرد، تا خدا آن را بر طرف سازد، چون خداى تعالى فرموده: (وَ اسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ)، که منظور از آن روزه است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان موجودی است با امکانات مختلف و باید این امکانات را در راستای تکامل خود از قوه به فعل درآورد و در این راستاست که باید مختار باشد تا خودش شخصیت خود را در بین امکانات مختلف شکل دهد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- باید به درستی در مورد موضوع اول تحقیق کنید. جناب استاد دکتر مصطفی صادقی در کتاب «پیامبر» دلایل متقنی میاورند که این جریان را یهود ساخته است. مثل همین جریان هولوکاست، و متأسفانه طبری از اینگونه روایات زیاد دارد. مثل همان اراجیفی که سلمان رشدی در کتاب خود به آن استناد کرده است 2- روحیهی رسول خدا «صلواتاللّهعلیهوآله» بر خلاف روحیهی عرب جاهلیت روحیهی لطیفی است و برای زنان خود احترام قائل بودند. لذا به خاطر رعایت آنها، حلال خدا را و نه واجب خدا را، بر خود حرام کردهاند و معلوم نیست آن چه بوده است. مثل اینکه شما به رفیقتان بگویید به خاطر تو اینکار را نمیکنم، کاری که از نظر دین الهی، حلال بوده است ولی واجب نبوده است. حضرت حق میخواهند پیامبر به خودشان سخت نگیرند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده معتقد به عصمت ولیّ فقیه نیستم. ولی همانطور که عرض شد معتقدم خداوند برای سعادت جامعه به ایشان کمک میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد کافی است سری به دیوان حافظ و سری هم به مثنوی مولوی بزنید. بهخوبی متوجه میشوید که راههای رسیدن به خدا متفاوت خواهد بود، به همان معنایی که در روایت داریم: «الطرق إلی اللّه بعدد انفاس الخلائق». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در قسمت آرشیو پرسش و پاسخهای سایت تحت عنوان «حوزه یا دانشگاه» سؤال و جوابهای متعددی شده است که میتوانید جواب خود را در آن جا پیدا کنید. آرشیو سؤال و جوابها در ستونِ راست قسمت پرسش و پاسخها است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میرسد خوب است برای جواب به این سؤالات مهم ابتدا با حوصله ،کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» را مطالعه فرمایید و سپس به کتاب «حقیقت نوری اهلالبیت«علیهمالسلام» بپردازید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حضور در این سرزمین، حضور در گذشتهی ما نیست بلکه تابلوی سعادت ما در آینده است و معنابخشی به زندگی از طریق آنهایی که ماورای همهچیز که آنها را مجبور میکرد بهترین اراده و بهترین انتخاب را کردند. در هویزه و طلائیه و فکّه و شلمچه، انسان خود را در جمع عقلای این تاریخ احساس میکند. مگر نه آنکه عقلْ تاریخی است و هرکس که متوجهی رخدادِ زمانهی خود نشود، در بیعقلی و تفکر انتزاعی بهسر میبرد؟ در هویزه و فکّه و طلائیه و کانال کمیل و شلمچه، با کسانی همتاریخ میشوید که بر سر آزادی و ایمان معامله نکردند و اعتماد به نفسِ تاریخی را که دشمنان ما از ما ربوده بودند، به ما برگرداندند.
در جمع این سجادهنشینانِ خطشکن همهی افقهای نور در مقابلت گشوده میشود و آن ها عقل پنهان ما را که حضرت روحاللّه «رضواناللّهتعالیعلیه» متذکر ما بود، به ما برگرداندند تا معلوم شود ما از آنِ همهی جبهههای حق هستیم و حال که شهید نشدهایم با این بغضها خود را از همهی منیّتها باید آزاد کنیم. چه معجزهای میکند اشک برای این شهیدان! و چه عزم بزرگی را در ملاقات هویزه و نهر خیّن میتوان در خود ایجاد کرد! اینان به هنگام گریستن، صادقانه گریستند و غمِ غربت خود را در این دنیا بهخوبی احساس کردند و هنگام جنگ آگاهانه جنگیدند، و همین امر است که توانستند از پل صراط دنیا بهخوبی بگذرند.
گمان نکن که اگر این روحهای بزرگ را پاس میداریم و برای اُنس با آنها لهله میزنیم، آنان را در حدّ عصمت بالا بردهایم؛ ولی بدان اینان در جهتگیریِ کلّی در تاریخ خود آنچنان عمل کردند که مطابق وعدهی الهی، حضرت الهی از ضعفهای جزئی و کوچک آنها بهراحتی چشمپوشی نمود. مگر نخواندی سخن حضرت حق را که فرمود: «إِنْ تَجْتَنِبُوا كَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ وَ نُدْخِلْكُمْ مُدْخَلاً كَريماً (31)/نساء) اگر از گناهان بزرگی که ما شما را از آنها نهی کردهایم، اجتناب کنید، نهتنها از از گناهان کوچک و لغزشهای جزئی شما چشم میپوشیم، بلکه در جایگاهی بس بزرگ و کریمانه داخلتان میکنیم. معنای «کبائر» یا گناهان بزرگ، غفلت از جهتگیریِ اصلی ما است در هر تاریخی به همان معنایی که به ما فرمودهاند شخصیت کلّیِ امامان خود را در نظر بگیرید تا لغزشهای جزئی شما، به شما آزار نرساند. در این رابطه رسولخدا«صلواتاللّهعلیهوآله» میفرمایند: «حُبُّ عَلِيٍّ حَسَنَةٌ لَا يَضُرُّ مَعَهَا سَيِّئَةٌ وَ بُغْضُ عَلِيٍّ سَيِّئَةٌ لَا يَنْفَعُ مَعَهَا حَسَنَة»[1] دوستى على حسنهاى است كه با داشتن آن، سيئه زيانى نمىرساند و دشمنى على سيئهاى است كه با وجود آن، حسنه سودى ندارد. زیرا با محبت علی«علیهالسلام» جهتگیری انسان تصحیح میشود و قلب، با نظر به عصمت امام جایگاه گناه را که مهمان ناخواندهای است درک میکند. همهی تأکید بنده برای آن است که ضعفهای جزئی این رزمندگان بزرگ، برای تو حجابی نشود تا روح و روان آسمانیِ اینان را نبینی و از وَحیِ الهی که بر قلب آنها شد غافل گردی. مثل همان وَحیای که خداوند در وصف آن برای حواریون حضرت عیسی«علیهالسلام» فرمود: «وَ إِذْ أَوْحَيْتُ إِلَى الْحَوارِيِّينَ أَنْ آمِنُوا بي وَ بِرَسُولي قالُوا آمَنَّا وَ اشْهَدْ بِأَنَّنا مُسْلِمُونَ (111)/ مائده) آنگاه که به حواریون وحی کردیم که به من و به رسول من ایمان بیاورید و آنها گفتند خداوندا ما ایمان آوردیم و شاهد باش که ما از تسلیمشدگان در مقابل فرمان تو هستیم.[2] که البته معلوم است این، غیر از وحیِ تشریعی است که بر پیامبران خود نازل فرمود.
حرکات و سکنات رزمندگان ما یعنی آن شهیدان شجاع، صورتِ وحیای است که بر قلب آنها شد و ما در فکّه و هویزه و شلمچه ناظر جمال آن الهامات غیبی هستیم تا حقیقت را به قدرِ واقعیتی گذرا حقیر و بیمقدار نگردانیم و متوجه باشیم در صحنههایی حاضر شدهایم که مردانِ مردِ آن صحنهها در مقابل دشمنانشان که از مرگ فراری بودند، شهادت را در متن زندگی میشناختند و این راز پیروزی ما در این تاریخ است. وای اگر یک لحظه فراموشش کنیم! اینان بستری را فراهم کردند که اگر کسی خواست در آزادی زیست کند و با ایمان رشد نماید، بتواند که چنین کند.
قرآن میفرماید: «إِنَّ اللَّهَ لا يُضيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنينَ»(120) / توبه) هرگز خداوند اجر و پاداش و نتایج کار محسنین را ضایع نمیگرداند و مسلّم اجر شهیدان ما یعنی اینان که بناست تاریخ توحیدی را ذیل شخصیت حضرت امام خمینی«رضواناللّهتعالیعلیه» و مقام معظم رهبری«حفظهاللّهتعالی» بسازند، ضایع نخواهد شد و حتماً آنچه در پیشِ روی ما است، تاریخی است که با پشتکردن به فرهنگ سکولاریته، خدا را به زندگیها برمیگرداند. و اگر با عقلِ روشنفکری غربزده بخواهیم رخداد انقلاب اسلامی و حرکت تاریخی این شهیدان را بنگریم، هیچچیزی از آن نخواهیم فهمید و به مقاطع بزرگی که فخر تاریخیِ بشریت بودند، هیچ نگاهی نخواهیم انداخت و ناجوانمردانه و با نگاه «اکنونزدگی» انقلاب اسلامی و حرکات شهداء را بسطِ مدرنیته میدانیم زیرا که به تصور چنین افرادی، انقلاب یک واژهی مدرن است و جز ادامهی مدرنیته نخواهد بود. آری! اگر خانهی ارتجاع تنگ و تاریک است که هست، آه که قلعهی روشنفکری چه اندازه ظلمانی و سیاه است! گفت: «از همه محرومتر خفاش بود / که عدوی آفتاب فاش بود». موفق باشید
[1] - نهج الحق و كشف الصدق، ص 259. كنوز الحقائق، طبع بولاق مصر، ص 53، 57، 67، ينابيع المودة، ص 19.
[2] - از نمونههایی که شهیدان انقلاب در معرض نحوهای از وحی تکوینی بودهاند به عرض میرسانم که: در کتاب «شهید بعد از ظهر» به روایت آقای حمید داودآبادی صفحهی 23 نوشته شده است که او وقتی به جهت زخمیشدن در فروردین 1365 از بیمارستان به خانه برمیگشت، متوجهی شهادت حمیدرضا سعیدی از بچههای نااهل محله میشود که پدرش از پاسبانان شهربانی قبل از انقلاب بوده و هیچ آثاری از صفای ایمانی از خود نشان نمیداد؛ متعجب شد که چگونه میتوان حمیدرضا سعیدی را که به جهت خدمت سربازی به جبهه رفته است، شهید نامید. در همین حال مادر حمیدرضا، آقای داودآبادی را سرکوچه میبیند و چند تکه کاغذ به دست او میدهد و میگوید بچههای بسیج آمدهاند که وصیتنامهی حمیدم را بگیرند، ما چیزی به نام وصیتنامه از او نداریم. این برگهها آخرین نامههای اوست، بگو اگر به دردتان میخورد از آن استفاده کنید. راوی کتاب میگوید با سابقهای که از حمیدرضا داشتم خواستم نامهها را پاره کنم. نامهی اول را بازکردم دیدم حمیدرضا با خط خرچنگقورباغهایش نوشته:
بسم رب الشهدا و الصدیقین: «مامان بابا سلام:
مامان بابا به خدا بسه دیگه، من توبه کردم و از همهچی دست کشیدم. به خودش قسم درِ توبه همیشه بازه. شما رو به خدا بیایید دست از کارای گذشته بردارید.
من توبه کردم و قسم خوردم که دیگه از اون کارا نکنم.
نمیدونین اینجا چه خبره. من همه کارای گذشتم رو گذاشتم کنار.
مامان بابا شما هم توبه کنید به خدا خیلی خوبه.»
آقای داودآبادی میفرماید به تاریخ نامه که نگاه کردم مربوط به دو روز قبل از شهادت او بود. همه با دیدن نامه اشکمان درآمد و فهمیدیم که حقیقتاً خداوند شهیدان را گلچین میکند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: مواظب باشید بین تکوین و تشریع خلط نشود. آری! در نظام تکوینی و در نسبتی که وجود پدیدهها با خدا دارند، همه از نظر وجودی مدّ نظر قرار میگیرند و خوب و بدبودن معنا نمیدهد. ولی در نظام تشریع و در نسبت با ما و در نسبت با وظیفهای که با افراد و اشیاء داریم؛ بحث خوب و بد مطرح است، و در این راستا وظیفهی ما است که با صدام مقاتله کنیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اساتید بزرگ و صاحبنظر در امر حدیث همه متفقاند که آن حدیث نظر دارد به پرچمی که با ادعای مهدی امت برافراشته شود. در حالیکه انقلاب اسلامی در راستایِ انتظار برافراشتهشدن پرچم حضرت مهدی«عجلاللّهتعالیفرجه» تلاش میکند. و حضرت امام فرمودند ای کاش صاحب انقلاب بیاید و ما این انقلاب را تقدیم او کنیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عهد الست مربوط به حقیقت و ذات انسان است و در هر حالی آن ذات و آن هویت با انسان هست هرچند به جهت حجابهای نفسانی از آن غافل است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی مونس حقیقی انسان خدا باشد، دیگر خدای انتزاعی در میان نیست! 2- آری! ذکر صلوات از اذکار معمولی است ولی از آنجایی که در سجده نظر به مقام جلالی و سبحانی حضرت حق است، بهتر است اذکاری گفته شود که با واژهی «سبحان اللّهی» باشد 3- همانطور که متوجهاید اذکار سجدهی معمولی با مضرب 3 همیشه باید همراه باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع «بدون عنوان» یعنی موضوع مطرح شده در جواب چندان مهم نیست که به عنوان یک نکتهی اساسی بتوان آن را مطرح کرد؛ تنها در حدی است که کاربران محترم از آن مطلع شوند و به همین جهت بعد از مدتی از سایت حذف میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: منطق ارسطویی در محدودهی تفکرات حصولی جوابگو و لازم است ولی در تفکراتِ حضوری و عقلِ تاریخی نیاز به دستگاههای دیگری داریم، بهخصوص منطق دیالکتیک. موفق باشید
