بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
25431
متن پرسش
سلام استاد محترم: بنده یک پاکستانی هستم و از همانجا دارم مزاحم جناب عالی می شوم۔ شما در شرح رساله الولایه علامه طباطبایی از ابن سینا نقل قول فرموده بودید که ما جعل الله المشمشة مشمشة بل أوجدها۔ اما بر طبق حدیثی که جناب علامه از توحید صدوق بهش اشاره فرموده اند سوالات از جانب امیرالمومنین صلوات الله علیه و جواب از سائل اینطور مطرح می شود: اخبرنی أ خلق اللّه العباد كما شاء او كما شاؤوا؟ فقال: كما شاء. قال: فخلق اللّه العباد لما شاء او لما شاؤوا؟ فقال: لما شاء. قال: یأتونه یوم القیمة كما شاء او كما شاؤوا؟ قال: كما شاء. بظاهر قول ابن سینا با سوال و جواب اول در حدیث مذکور در تناقض می باشد۔ لطفاً نظرتون رو ابلاغ فرمایید۔ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اخیراً عرایضی تحت عنوان «پیامبران خدا و نظر به آغازِ آغازها» شده است. صوت آن را بر روی سایت می‌توانید بیابید و متن آن را برایتان ارسال می‌دارم: موفق باشید

 پیامبران خدا و نظر به آغازِ آغازها

باسمه تعالی

«السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا رَسُولَ اللَّهِ، السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا حَبِیبَ اللَّهِ»

ما از رسول خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» سخن می‌گوئیم ولی به حکم «لا نُفَرِّقُ بَیْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ» سخنان‌مان در مورد همه پیامبران است.

۱. اصلی‌ترین کار رسولان خدا توجه بشریت است به آغازِ آغازها،‌ یعنی آغازِ هستیِ موجودات که همان حضرت حق است و آغاز انسان که وجه امکانی او یا عین ثابته‌ی او می‌باشد. زیرا از این طریق، تفکر اصیل به بشر عطا خواهد شد.

۲. پیامبران خدا متذکر شدند که خداوند خالق همه‌ی عالم است یعنی «وجود» و «بودن»ِ هر موجودی را او داده است و در نتیجه خداوند، بودنِ محض و هستی مطلق می‌باشد و این اولین قدم در راستای تفکر است از آن جهت که تفکر مربوط به «وجود» است و آغازِ آغازها.

۳. پیامبران در مورد مخلوقات به‌خصوص انسان‌ها فرمودند خداوند با نظر به امکانِ بودن مخلوقات، آنها را خلق کرد و لذا حضرت موسی «علیه‌السلام» در تفسیر جایگاهِ نبوت خویش و برادرشان دو نکته را در میان آوردند که: «قالَ رَبُّنَا الَّذی أَعْطى‏ کُلَّ شَیْ‏ءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى» (طه/۵۰)‏ یعنی اولاً: پروردگار ما خلقتِ هر موجودی را به آن موجود عطا می‌کند. ثانیاً: او را هدایت می‌نماید و در راستای هدایت خداوند است که پیامبران را می‌فرستد. ولی در نکته‌ی‌ اول، معرفتی بس‌ آغازین را متذکرشدند از آن جهت‌که می‌فرمایند خلقت هرمخلوقی را خداوند به‌آن مخلوق می‌دهد. یعنی از یک جهت خلقت آن مخلوق، مربوط به‌خودش است و خداوند یعنی‌ آن‌ بودنِ محض، مطابقِ آن‌ خلقت، آن موجود را «وجود» می‌بخشد.

۴. در راستای معرفتِ آغازین برای هر مخلوق، در قرآن داریم: «إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَیْئاً أَنْ یَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ» (یس/۸۲) وقتی خداوند خواست موجودی را به‌وجود آورد در خطاب به آن می‌گوید: «بشو» و آن موجود می‌پذیرد که «بشود». یعنی قبل از آن‌که آن موجود، موجود شود؛ در علمِ خداوند امکانِ بودنش هست و خداوند مطابق آن امکان به آن موجود، وجود می‌دهد.

۵. راستی! اگر خداوند آغاز کننده‌ی امکانِ هر موجودی بود، آن مخلوق حق نداشت از خداوند سؤال کند که چرا آن را آن‌چنان خلق کرده است؟ در حالی‌که: «فَلِلَّهِ الْحُجَّةُ الْبالِغَةُ» (انعام/۱۴۹) برای خداوند حجت بالغه هست و آن‌چنان نیست که کسی بتواند حجتی در نفیِ حجت بالغه‌ی الهی داشته باشد.

۶. حال با توجه به مباحث فوق، به این فکر کنید که اگر کسی نحوه‌ی بودن خود را درست درک کند و متوجه باشد حضرت حق در راستای نحوه‌ی بودنِ او به او «وجود» می‌دهد؛ می‌یابد که تنها از طریق وجود خود با پروردگارش می‌تواند مرتبط شود و معنی روایت مشهور: «الطُّرُقُ الَی اللهِ بِعَدَدِ اَنفاسِ الخَلائِق» می‌رساند که راهِ هرکس به سوی پروردگارش، همان نحوه‌ی «بودن»ِ اوست، و مأوایِ حقیقی هرکس، به‌سربردن در این نحوه بودن است.

۷. مشکل بشر از آن جا پیدا شد که به جای مأواگزیدن در نحوه‌ی بودن خود و از آن طریق با پروردگار عالم، مرتبط‌ شدن؛ دلْ در بودن‌های دیگران انداخت و به مقایسه‌ها گرفتار شد و از بهترین مأوا و «بود» محروم گشت. در حالی‌که پیامبران خدا و به‌خصوص آخرین پیامبر به ما متذکر شدند: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا عَلَیْکُمْ أَنْفُسَکُمْ ۖ لَا یَضُرُّکُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَیْتُمْ» (مائده/۱۰۵) ای مؤمنان! متوجه‌ی خودتان باشید که در آن صورت، انحرافِ بقیه وقتی شما در مسیر هدایت باشید، به شما ضرر نمی‌رساند.

                                               والسلام علیکم و رحمة اللّه و برکاته 

24233

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: با این حدیث چگونه باید برخورد کرد؟ "عن محمدبن مروان قال سمعت اباجعفر یقول من بلغه ثوابا من الله علی عمل فعمل ذلک العمل التماس ذلک الثواب اوتیه و ان لم یکن الحدیث کما بلغه" آیا با توجه به این حدیث می توان نتیجه گرفت که اگر حدیثی به ما رسید خیلی نیازی به کند و کاو در سند و مدرکش نیست و با عمل به آن ماجوریم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد مباحث اخلاقی آری! همین طور است ولی در مورد موضوعات عقیدتی و فقهی باید حتماً به سند روایت اعتماد داشت. موفق باشید

24050
متن پرسش
جناب استاد سلام: در سوال ۲۴۰۴۷ فرمودید که: سلام علیکم: حکما و فیلسوفان مکرر متذکر این امر شده‌اند. پس چرا برخی علوم تجربی را غیر یقینی دانسته اند؟ فکر کنم آیت الله مصباح هم علوم تجربی را غیر یقینی می دانند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همه‌ی حکما علوم تجربی را غیرِ یقینی می‌دانند. به گفته‌ی ابن‌سینا، علوم تجربی «ظنون متراکمه» است یعنی به هر حال ما تجربه‌های مکرری را انجام می‌دهیم و بر اساس قاعده‌ی «حکم‌الامثال فی ما یجوز و لا یجوز واحد» به بقیه‌ی آن‌چه تجربه نکرده‌ایم، سرایت می‌دهیم. آری! آن حکم، یقینی است، ولی تجربه‌ی ما در هر حال بر اساس تکرارها به‌دست آمده است و این فرق می‌کند با آن نوع یقین عقلی که با استدلال حاصل می‌شود. موفق باشید

23000
متن پرسش
کسب علم با سلام خدمت استاد محترم: سوال بنده این است که کسب علم (البته به این فرض که کاملا نیت الهی باشد) جز اینکه عقاید و بینش ما را رشد می دهد و در رشد و تعالی و بندگی ما سودمند است، بعد از مرگ ما در مسیری که باید طی کنیم با ما هست یا فقط صرف ابزاری است برای کمال، واضح تر اینکه چیزی از این علوم را به یاد می آوریم و جایی از آن استفاده می کنیم یا فقط شخصیتی که از ما شکل گرفته هست؟ و سوال بعد اینکه منازلی که ما بعد مرگ طی می کنیم چگونه است، آیا انسان در این منازل کار خاصی باید انجام دهد یا فقط بیننده اعمالی است که در دنیا مرتکب شده؟ سوم اینکه اگر انسان به طور کلی از اعمال لغو گذشته خود توبه کند و در جهت جبران برآید آیا دوباره بعد مرگ آثار آن را می بیند، اگر جواب منفی است چرا در احوال آقای قوچانی و آنهایی که مرگ را تجربه کرده اند دوره کردن زندگی دیده می شود؟ واقعا یادآوری برخی لحظات زندگی برای انسان درد آور است و البته توبه کرده. ان شاء الله اجر شما با امام زمان (عج)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. علومی که مربوط به زندگیِ دنیایی است در قیامت برای انسان نمی‌ماند، ولی نیّت خیر آن همراه انسان است. ۲. انسان مؤمن در برزخ و قیامت با عوالم متعالی روبه‌رو می‌شود. ۳. با توبه، عالَمِ انسان تغییر می‌کند. شاید جریان مرحوم آقای قوچانی به جهت آن بوده است که هنوز آثاری از اعمال ایشان در ایشان بوده است، زیرا در آن زمان آن مرحوم، واقعاً رحلت نکرده است. موفق باشید

22973
متن پرسش
سلام: در تفسیر المیزان در تفسیر آیات ۱۵ تا ۱۹ مائده بحث مفصلی با موضوع «قرآن چه طریق ای را برای تفکر پیشنهاد کرده» دارد که در این نوع تفکر اثری از تفکری که در جلسات یکشنبه و چهارشنبه بحث می شود نیست و بیشتر تفکر فلسفی استدلالی برهانی عقلی و... می باشد. چرا در چنین بحث مفصلی هیچ حرفی از تفکر تاریخی و تفکر حقیقی حرفی نیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا علامه‌ی طباطبایی آن عارفِ زمان‌شناس را رحمت کند که متوجه بودند در آن زمان باید متذکر ابعاد استدلالی و عقلانیِ اسلام شد. زیرا شرایط طوری بود که می‌خواستند اسلام را متهم کنند که دین عقلانی و استدلالی نیست. بنده موقعی که آن سطور را که جنابعالی متذکر آن هستید مطالعه می‌کردم، از عمقِ جان برای ایشان طلب رحمت کردم. آری! بعد از آن‌که مبنای استدلالیِ اندیشه‌ی اسلامی روشن شد حال می‌توان از تفکر تاریخی سخن گفت، وگرنه ما متهم می‌شویم که مبنای عقلی برای سخن خود نداریم. موفق باشید

22281
متن پرسش
سلام استاد گرامی: برای حضور قلب در نماز چاره ای نداشتم جز تصور کردن خدا در بالا یا همه اطراف که دارد مرا نظاره می کند. بالفرض این کار را کنیم و تمرکز هم پیدا کنیم باز بی فایده است چرا که این خدای ذهنی و موهوم است که پرستش می کنیم نه خود خدا. استاد چه می شود کرد که خود خدا را بپرستیم فارغ از تصورات ذهنی و خیالی؟ آیا می شود حالا که خدا را قبول داریم (بحثی نیست) ولی چون به هیج وجه نه قابل دیدن است نه قابل تصور و ادراک است اصلاً او را پرستش نکنیم که با این نحو پرستش، خدا را نعوذ بالله داریم تا سطح خیال کوچک می کنیم؟! «الله اکبر»
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پرستش خدا به معنای به‌میان‌آوردنِ عبودیت‌مان در مقابل ربوبیت حق است و در این رابطه می‌توان مظاهر ربوبیت او را مدّ نظر داشت و نه ذات حضرت حق را. به همین جهت در روایت داریم که حضرت صادق«علیه‌السلام» می‌فرمایند در عبادات خود یکی از ائمه را مدّ نظر بیاورید. موفق باشید

22082

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی. سلام طاعات قبول: در مقاله فلسفه اسلامی و ارتباط ایران و اروپا از دکتر داوری چند سوال پیش آمده: 1. تفکر تاریخی چیست که در گذشته نبوده و امروز با آن مواجه هستیم و اصلا تفکر تاریخی یعنی چی (که شاید توضیح واضحات باشد) 2. منظور از هم سخنی با فلاسفه غرب چیست که بعضی از دانشمندان اسلامی معاصر از آن غافل هستند مثل هم سخنی با هایدگر 3. جمله ای در مقاله هست که فیلسوفان ایرانی فارسی فکر می کردند و عربی می نوشتند این یعنی چه که فارسی فکر می کردند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به اطلاع جنابعالی می‌رسانم که سه‌شنبه‌ی گذشته بحث در مورد این نامه در مرکز «سُها» شروع شد و اتفاقاً بر روی همین نکات که می‌فرمایید بحث، شکل گرفت. می‌توانید با ارتباط با آن رفقا صوت جلسه را به دست آورید. موفق باشید

21161

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب خدمت استاد گرامی: بدون مقدمه بگویم که به توفیق الهی در مسیر معرفت نفس کتابهای «ده نکته از معرفت نفس»، «آشتی با خدا»، «برهان صدیقین و حرکت جوهری» را گذرانده ام و اکنون در اوایل کتاب معاد هستم این را گفتم که مربوط به سوالم می شود. استاد بطور خلاصه بگویم که چندی پیش یکی از اقوام به رحمت خدا رفت در یکی از مجالس ترحیم در خانه، شخصی وارد شد و به چای خانه امد و بدون مقدمه کارهایی انجام می داد اکثرت جمع جوان بودند. مثلا می گفت با خواندن دعایی هر کدام بخواهند به هر جایی می برم مثلا شخصی رو دست بر چشمش گذاشت و برد کربلا وقتی نفر چشمش را باز کرد گفت من در صحن و سرای کربلا بودم. یا شخصی رو برد مشهد دویاره دیگری رو کربلا و همشون تایید کردند. نمازش رو خواند و زیارت عاشورا خواند نوحه خوانی می کرد و دوباره شروع کرد. مثلا می گفت سوال تو ذهنتان را می گویم و دقیقا جواب می داد. یا می گفت مثلا فلانی اعتقاد به امام حسین زیاد داره یا اعتقاد فلانی با فلانی یکی هست یا شخصی که بچه دار می شد گفت من دوقلو می خواهم دعایی خواند و گفت مهرت کردم فرزند از سربازان امام زمان بشود. و خلاصه از این جور کارها. من از آن جمع جدا شدم و به حرمت مجلس ترحیم به اتاق دیگری رفتم بقیه می آمدند اصرار می کردند که بیا و بین چه معرکه ای دارد و همش درست درمی آید. من نرفتم تا اینکه خودش نزد من آمد و صلواتی فرستاد و خواست بنشیند که در قلب من تلاطمی عجیب رخ داد که حس کردم باید مجلس را ترک کنم و سوره فلق و ذکر لاحول و ولا قوه رو مرتب می خواندم و سریع از آن خانه رفتم که بعد آرام شدم و بعد به شخصی گفته بود این نفر (من) با من جور نشد و رفت. حالا استاد سوالاتی دارم که امیدوارم توضیحات کاملی بدهید تا ببینم با تفکراتم در طی این دو سال مباحث معرفت نفس در چه مرحله ای هست. ۱. استاد آیا اصلا جدا از حرمت مجلس ترحیم، این جور کارها اصلا درست هست؟ ۲. آیا این شخص قصد نفوذ در نفس دیگران را دارد و از علوم غریبه و جادو استفاده می کند؟ ۳. آیا درست است انسان نفسش را در اختیار چنین افرادی قرار دهد؟ ۴. آیا این جور کارها ادعای نوعی ربوبیت نیست؟ ۵. آیا «آنکه اسرار ازل آموختند / مهر کردند و دهانش دوختند» درست است؟ ۶. در برخورد با چنین افرادی تکلیف چیست؟ کار من درست بوده؟ ۷. در چنین موقعی بهترین روش یا ذکر چیست همان به یاد خدا بودن کافیست یا کار دیگری باید؟ ٨. آیا این افراد شامل داستان مولوی که شخصی قصد فراگرفتن زبان حیوانات داشت در سوال ۶۰۱۰ می شوند؟ ببخشید که وقت شریفتان را گرفتم امیدوارم توضیح مفصلی بدهید تا ببینم چقدر با عقایدم در این دو سال حرکت در مسیر معرفت نفس نزدیک است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- نه! بیشتر تصرف در خیال است طرف به کربلایی می‌رود که در خیال خود دارد 2- ظاهراً همین‌طور است 3- نه  4- در هرحال خوب نیست  5 و 6- به نظرم کار شما درست بود، زیرا ما باید بیشتر تشنه‌ی معارف باشیم، نه تشنه‌ی این نوع کارها  7- ذکر آیت اللکرسی  8- هرچه هست حتی اگر کرامت هم باشد، کارِ ما باید نظر به توحید الهی باشد. پیشنهاد بنده مطالعه‌ی کتاب «جایگاه جن و شیطان و جادوگر» است. موفق باشید

20620
متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: وقتتون بخیر. امیدوارم در کمال صحت و سلامت باشین، استاد اینکه در سوره احزاب توصیه به ذکر کثیر و تسبیح هر صبح و شام شده، بهترین ذکر و بهترین تسبیح که میتونیم به اون مداوت داشته باشیم کدوم هست؟ تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ذکر کثیر، بیشتر به معنای آن است که انسان دائم در هر اموری متوجه‌ی حضور حضرت حق باشد. آری! به ما فرموده‌اند «سیّدالکلام» ذکرِ «لا إله إلاّ اللّه» است که آن به جای خود بسیار ارزشمند است و «سبحان‌ اللّه» نیز جای خود را دارد. موفق باشید

20353

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با تقدیم سلام و احترام: 1. برای فهم منطق الطیر اگر سیر سایت را دنبال کنیم و فلسفه هم بخوانیم باز هم نیاز به استاد هست؟ چه کنیم که استاد نداریم؟ 2. مجمعی از علاقه مندان به ادبیات عرفانی که برخی معلمان ادبیات فارسی اند از حقیر خواستند مثنوی بگویم بنده دانستن فلسفه و عرفان را لازم دانستم چشم انداز بنده برای ورود به ادبیات عرفانی این هست سیر کتب حضرتعالی در فلسفه 4 (کتاب) کتب عرفانی به ترتیب جلد 1 مقالات تفسیر حضرتعالی از سوره واقعه و نبا، تفسیر حمد، رساله الولایه، مصباح الهدایه، مبانی و اصول عرفان نظری استاد یزدانپناه. تا این حد مرحله مقدماتی و متوسط است و به نظر بنده کافی است برای علاقه مندان به مطالعه عمیق تر 3 کتاب اصلی عرفان. تایید می فرمایید؟ 3. چه سیری را برای ادبیات عرفانی صلاح می دانید؟ متشکرم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در مورد استاد، نظر کنید به سخن آیت اللّه بهجت که می‌فرمایند: «علم تو، استاد توست» . در این مورد در جزوه‌ی «روش سلوکی آیت اللّه بهجت» که بر روی سایت هست، عرایضی شده است 2- به نظر بنده اگر کتاب‌هایی که می‌فرمایید مطالعه شود، می‌توانید با افکار جناب مولانا و آن‌چه بر روح و روان آن می‌گذرد، مرتبط شوید 3- همین مطالب که می‌فرمایید خوب است، البته که مباحث «ده نکته» و «برهان صدیقین» و «خویشتن پنهان» را به عنوان مقدمه فراموش نکرده‌اید. موفق باشید

18416

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: آیا این درست است که در زمان جنگ جهانی اول انگلیس و روس ایران را دچار قحطی شدیدی کرد باعث شیوع بیماریه‌های فراوان و در نهایت مرگ حدوداً 9 میلیون نفر شد؟ نظرتان راجع به فیلم یتیم خانه ایران که این مطلب را بیان می کند چیست؟ چرا این رذالت و پستی انگلیسی ها نباید در جایی نقل شود؟ اصلاً دلیل کشته شدن این افراد چیست؟ مگر چه گناهی کرده بودند که خدا این طور عذابشان کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فیلم یتیم‌خانه همان‌طور که عرض شد، قصه‌ی تاریخ ما است و اگر ما با جدیت تمام به مسائل اجتماعی خود نپردازیم همان‌طور که آن افسر انگلیسی به آن جوان گفت وقتی رهبرانمان را تنها بگذاریم، آن می‌شود که شد در آن حد که ما این همه کشته دادیم ولی نفوذ انگلستان آ‌ن‌قدر بود که مانع با خبر شدن حتی نخبگان شد. موفق باشید

16994

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نام خدا: با سلام خدمت استاد عزیزمان با توجه به داستانی که از صدر اسلام نقل شده که جوانی لباس خود را در آورده بود و بدن خود را به ریگ های داغ می مالید و می گفت ای نفس بچش و ظاهرا پیامبر هم کار ایشان را رد نفرمودند حال می خواستم بدانم اگر کسی هر کاری می کند زورش به نفسش نمی رسد می تواند برای جلوگیری از گناه یا تنبیه پس از گناه خود را بزند تا جایی که حتی قرمز یا کبود شود؟ با تشکر و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این یک امر شخصی است و موضوعی است ماوراء مباحث فقهی. به همین جهت در حرکاتِ بعضی از عرفا چنین ریاضت‌هایی دیده می‌شود، ولی کسی نمی‌تواند آن را برای بقیه توصیه کند. موفق باشید

15222

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام حضرت استاد: وقت شما بخیر. در سوال 15182 پس چرا گاهی مکاشفات در حافظه و خیال سالک می ماند و گاهی نمی ماند؟ گاهی کلمه به کلمه در ذهنش مانده گاهی فقط موضوع و دیگر هیچ. این را نمی توان مثل خواب محسوب کرد که به دلیل مهم نبودن در خاطرمان نمانده. متشکرم
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: عموماً خواب‌هایی که جنبه‌ی حضوری آن‌ها کمتر است و به صورت، درآمده است در حافظه‌ی خواب‌بیننده می‌ماند. سؤال فوق این بود که چرا خواب‌ها در حافظه نمی‌ماند؟ و ما تنها آن وَجه را جواب دادیم و این بدان معنا نیست که هیچ خوابی در حافظه نمی‌ماند. موفق باشید

14853
متن پرسش
سلام استاد: نظر شما راجع به این خبر چیست؟ نفوذ ایران کجا و رژیم‌های پادشاهی عرب کجا؟ کشورهای عرب نمی‌توانند اشتباهات خود را گردن ایران بیندازند. به گزارش افکارخبر، روزنامه العرب چاپ لندن با درج این تحلیل نوشت: ایران توانسته وجود خود را به طور کامل به منطقه تحمیل کند. ایران طبق معمول با در پیش گرفتن سیاست، صبر و قدرت سمبلیک مذهبی در نهایت درصدد تحقق بخشیدن به دستاوردهای خویش است. ایران توانست یک عرب مانند محمدباقر صدر را جذب خود کند که علنا گفت «در (امام) خمینی ذوب شوید همچنان که وی در اسلام ذوب شده است.» اما اعراب یک شیعه عراقی را با پول خریداری کرده تا از عربستان ستایش کرده و به ایران دشنام دهد. هیچ‌کس نمی‌داند سود حاصل از این کار چیست. العرب می‌افزاید: صدام حسین هزاران تن از شعرا و نویسندگان مزدور را جمع می‌کرد تا به (امام)خمینی دشنام دهند. چه نتیجه‌ای به دست آمد؟ چرا ما بر تکرار اشتباه خود اصرار داریم؟ آیا بهتر نیست اندیشمندان شیعه عرب را جلب کنیم تا واقعیت‌ها را برای ما بازگو کنند؟ ایران بخش اندکی از سیاست را با اصول و اعتقادات بسیار درهم آمیخت در حالی که اعراب سیاست بسیاری را با بخش اندکی از اصول و اعتقادات درهم آمیختند. این روزنامه عرب زبان خاطر نشان می‌کند: تلاش عربستان برای ایجاد ائتلاف سنی بسیار عالی است اما عمان توافق هسته‌ای را به ایران تبریک گفت و وزیرخارجه عمان علنا گفت که کشورش درصدد ایجاد مشکلات با ایران نیست. کویت نیز دارای روابط قوی با تهران است. مصر نیز سرنوشت سوریه را نصب‌العین خود قرار داده و خواستار مشکل‌آفرینی با ایران نیست. دولت قطر نیز دارای سیاست شناخته شده است. ترکیه و ایران به عنوان دو قدرت تاریخی بزرگ منطقه با یکدیگر بر سر یک موضوع اساسی یعنی ایستادگی در برابر جاه‌طلبی کردها و پیشگیری از تشکیل یک کشور کرد توسط آنان با یکدیگر هم‌پیمان هستند. العرب همچنین نوشته است: باید اعتراف کنیم که روحانیون ما دارای جایگاه بسیار پایینی هستند. آنها با حقوق دولت زندگی خود را سپری می‌کنند و مانند ایران قداست و خمس و حوزه علمیه در اختیار ندارند. اعراب به شکل عجیبی ایران را مورد حمله قرار داده و می‌‌گویند انتخابات آنها سالم نیست در حالی که اعراب اصلا انتخابات ندارند. این روزنامه درباره کشورهای مرتجع می‌نویسد: ما وارد یک گردونه تاریک بی‌پایان شده‌ایم. نویسندگان عرب سالیان سال مردم عراق را بیم دادند که مرگ و خونریزی از مرزهای شرقی یعنی ایران به سمت شما خواهد آمد در حالی که ما هم‌اکنون شاهد آن هستیم که تانک‌های آمریکایی از سمت مرزهای غربی آمدند و محاصره و گرسنگی از سمت اعراب و داعش و القاعده از سمت غربی‌ها با مرگ و خونریزی به سمت عراق و عراقی‌ها رهسپار شدند. نویسنده خاطر نشان کرد: (امام) خمینی در یک آپارتمان ساده زندگی می‌کرد و بر روی زمین می‌نشست در حالی که مشهورترین رهبر شیعه طی هفت قرن گذشته به شمار می‌رفت و وقتی از دنیا رفت ایرانی‌ها برای او ضریح و زیارتگاه ساختند اما شاه و صدام در قصرهای آن‌چنانی زیستند اما در یک گور وحشتناک‌ جا گرفتند و در تنهایی جان دادند. پیام ماجرا این است که مجد شیعه زوال‌ناپذیر است و شیعیان همچنان در اندیشه احیای مرقدهای ائمه خود در قبرستان بقیع هستند و به اعتقادات خود متعهد و وفادار هستند و می‌گویند که مورد عنایت خداوند قرار دارند. سیدمحمدباقر صدر در تاریخ 1980/4/9 اعدام شد و در تاریخ 2003/4/9 بغداد سقوط کرد و حاکمیت اهل تسنن بر عراق پایان یافت. شیعیان می‌گویند این موضوع یک تصادف نیست بلکه حکمت الهی در آن نهفته است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر دلیل که این مقاله نوشته شده باشد، چه برای ترساندن آل سعود و هوشیاری بیشتر آن‌ها نسبت به خطر ایران، و چه اقرار به بعضی از حقایق. این سنت الهی است که ایران در این تاریخ با چنین مواضع توحیدی و حکیمانه‌اش در آینده حضوری فعّال خواهد داشت. موفق باشید 

14634
متن پرسش
سلام عليکم: ممنونم که جواب سوال ها را مي دهيد. چگونه مي شود صورتهايی که بر اثر گناهان ايجاد شده به صورتهای نيکو تبديل کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به این سخن خداوند اعتماد کنید که می فرماید: إِلاَّ مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلاً صالِحاً فَأُوْلئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحيماً (70) فرقان. كسانى كه توبه كنند و ايمان آورند و عمل صالح انجام دهند، كه خداوند گناهان آنان را به حسنات مبدّل مى‏ كند؛ و خداوند همواره آمرزنده و مهربان بوده است! در این آیه مزده می دهد که اگر انسان در دینداریِ خود پایداری کند، سیئات او تبدیل به حسنات می شود. موفق باشید

12204
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد گرامی: در سوال بنده فرموده بودید "مثل آن‌که شما هرگز تصور خوردن آتش گداخته را نمی‌کنید". مشکل من در اکثر مواقع همین ناتوانی در تصور چنین چیزهایی است. برای این‌که بتوانم بیشتر به خودم تلنگر بزنم سعی می‌کنم هفته ای روزی را به زیارت اهل قبور اختصاص دهم اوایل از این‌که روزی من را هم چه بخواهم و چه نخواهم به قبرستان رهسپار خواهند کرد وحشت داشتم، اما متأسفانه همین وحشت هم در همان هفته‌ی اول دفن شد و شاید هم بگویم خوشبختانه! آخر استاد عزیز من زیادی به خدا خوشبین هستم. به نظر شما این زیادی خوشبین‌بودن دردسر برایم درست نمی‌کند؟! راستش وقتی گناهی مرتکب می‌شوم بیشتر از این‌که جهنم را بتوانم تصور کنم در مواجهه با گناه، از خدا خجالت می‌کشم که نتوانستم عاشق صادقی برایش باشم. خدای من در سراسر زندگیم بیشتر از استحقاقم به من لطف داشته اما «قُتِلَ الْإِنْسانُ ما أَكْفَرَه»‏، همیشه بوده شکرش را به جا نیاورده باشم. همین ناشکری به نظرم نشان می‌دهد که باید بتوانم تصورِ خوردن آتش گداخته را داشته باشم. به نظر شما من مشکل دارم یا من مشکل ندارم؟! باتشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: گفت: از این‌که در محضر حق خود را احساس می‌کنی و در این رابطه در ارتکاب گناه از خدا خجالت می‌کشی، مبارکت باد «عاشق شده‌ای ای دل، سودات مبارک باد /  از جا و مکان رستی، آن جات مبارک باد. // از هر دو جهان بگذر تنها زن و تنها خور / تا ملک ملک گویند تنهات مبارک باد. // ای پیش رو مردی امروز تو برخوردی/ ای زاهد فردایی فردات مبارک باد. // کفرت همگی دین شد تلخت همه شیرین شد/ حلوا شده کلی حلوات مبارک باد». موفق باشید

12140

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و احترام خدمت استاد گرامی: ببخشید استاد من خیلی عجولم و همیشه می خوام ثمره کارمو زود ببینم اصلا تحمل ندارم مثلا در مورد این قضیه یمن دیگه دارم کلافه میشم این سعودی های خبیث هر کاری دلشون میخواند میکنن و دیگران ساکت می ترسم ایمانم و از دست بدم. راستی چرا ایران هیچ کاری نمیکنه کشورهای غربی دارند همه جوره این خبیثارو حمایت میکنن و ایران چرا حضرت آقا هیچ دستوری نمیدن؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین روش را که حوثی‌ها در پیش گرفته‌اند روش خوبی است که از یک طرف بر حضور بیشتر خود در استان‌هایی که منصور هادی به آن‌ها امید داشت بیفزایند و از طرف دیگر مظلومیت خود را نشان دهند تا إن‌شاءاللّه خباثت آل سعود برای جهان اسلام آشکار شود و ایران نیز در محافل دیپلماتیک اقداماتی که باید بکند می‌کند. موفق باشید

1493

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی من دختری مجرد 23 ساله هستم دانشجوی ارشد مهندسی. خواهری دارم که از من بزرگتر است 25 ساله و او هم مجرد است و فارغ التحصیل مهندسی. پدرم فردی مذهبی است. مادرم هم همین طور. برادرم رو در سن 22 سالگی مجبور کردن که ازدواج کنه. یعنی با اصرار اونا زن گرفت. پس ببینید از اینکه دختراشون توی این سن ازدواج نکردن چقدر ناراحتن. خواستگار که برای خواهرم بیاد اگر پدر و مادرم در جریان نباشن و خواهرم خودش نپسنده رد می کنه. اما وای به حال روزی که پدر و مادر در جریان باشن. بدون توجه به هیچ چیزی ما رو مجبور می کنن جواب مثبت بدیم. مثلا همین چند وقت پیش کسی آمد که شرایط خوبی داشت. ولی خواهرم یه سری اشکالات دید می خواست جواب رد بده که با تهدیدهای پدرم مواجه شد. خدا رو شکر که مادر پسره تماس گرفت گفت استخاره کردیم بد اومده. نفر بعدی هم یه پسری بود اصلاح طلب شدید. حتی من خودم در جریان انتخابات 88 دیده بودم که جزء طرفداران موسویه. این رو به پدرم که به شدت اصولگراست گفتم. ولی اصلا براش مهم نبود. مهم اینه براش که دختراش نترشن. اون هم از جانب خانواده پسره منتفی شد خدا رو شکر. الان یک خواستگاری آمده که فکر کنم خودش در بین تمام قوم و فامیلشون تنها کسیه که لیسان مهندسی عمران داره. پدر و مادر تا دبستان خوندن. برادرا تا راهنمایی. و خلاصه شرایطی دارن که مطمئنم هم کفو نیستیم. اما کی می تونه اینو به پدرو مادرم بفهمونه؟ می دونم خواهرم راضی نیست. می دونم داره قربانی می شه. مادرم فقط منتظره که بابام چی می گه، تا دقیقا همونو تکرار کنه و به هیچ وجه اصلا به حرف ما گوش نمیده. مطمئنم که پدرم اصلا در مورد این آدم تحقیق نکرده. چون اهل یک شهرستان دیگه هستن. فقط و فقط و فقط و فقط دنبال این هست که ما رو دستش نمونیم. حتی برادرم هم که توی جلسه خواستگاری بوده مخالفت کرده. اما... پدرم میگه شما نمی فهمین. چند سال دیگه خود شماها به جون من غر می زنین که تو که بزرگتر ما بودی چرا ما رو مجبور نکردی که ازدواج کنیم!!!!!! پدرم به شدت به اینکه زنا ناقص العقلند اعتقاد داره. حالا من یک سوال دارم. در برابر چنین پدر و مادری که فکرشون اینقدر محدوده ما باید چه کار کنیم؟ آیا برای جلوگیری از اینکه ما رو عاق کنن به حرفاشون گوش بدیم و با کسی که هیچ علاقه ای بهش نداریم یا اصلا با هم هیچ گونه مشابهتی نداریم ازدواج کنیم؟ تو رو به خدا از حرف زدن باهاشون صحبت نکنید. که تا حالا هزار بار این کار رو کردیم. و هیچ نتیجه ای نگرفتیم. دقیقا برای هر حرفی که بهشون بزنیم جواب دارن. کاری می کنن که آدم لال بشه و هیچی نگه. از دستشون به کی باید پناه برد؟ درحالیکه هر دو مثلا تحصیل کرده هستن!!! شما رو به حق امام زمان (ع) قسم میدم برامون دعا کنید که خدا ما رو نجات بده. در پایان خواهشمندم این متن سوال رو در سایت به صورت عمومی منتشر نکنید و تنها جواب رو برای اینجانب ارسال کنید. با تشکر بسیار زیاد.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: اولاً: عنایت داشته باشید مسلمان کفو مسلمان است و نباید تفاوت‌های ریز را مانع کفوبودن دانست. ثانیاً: بالاخره عقل پدرتان را هم عقل بدانید و کمی از حساسیت‌های خودتان کم کنید تا شما هم به خواستگارهایی که برایتان می‌آیند علاقه‌مند شوید. موفق باشید
28659
متن پرسش
سلام علیکم خدمت استاد عزیز: استاد در برخی روایات نقل شده است: «لَا یُسْأَلُ فِی الْقَبْرِ إِلَّا مَنْ مَحَضَ الْإِیمَانَ مَحْضاً أَوْ مَحَضَ الْكُفْرَ مَحْضاً وَ الْآخَرُونَ یُلْهَوْنَ عَنْهُم؛ در قبر سوال نمی شود مگر از کسانی که ایمان خالص یا کفر خالص دارند و از افراد دیگر صرف نظر می شود. الكافی، ج‏۳، ۲۳۵ ابوبکر حضرمی می گوید از امام صادق (ع) پرسیدم: من المسئولون فی قبورهم: از چه کسانی در قبرهایشان سوال می شود فرمود: از کسانی که ایمان خالص یا کفر خالص دارند. فروع کافی ،ج۲،ص ۲۳۷ ببخشید استاد منظور این دسته از روایات رو میشه بیان بفرمایید خوب متوجه نمیشم ایمان خالص رو یعنی افرادی عادی مثل ما که اکثریت مردم هستیم و اون ایمانی رو که باید در قلب مون وارد بکنیم نشده سوال و جواب فرشتگان الهی رو نداریم؟ یا ماها هم که شیعه و محب اهلبیت عصمت و طهارت هستیم با همین اعمال و با همین گناهان هم جزو کسانی هستیم که ایمان خالص دارن؟ چون در روایت هم به این مضمون داریم که امام معصوم می‌فرمایند روز قیامت هیچ کدام از شیعیان جهنم نمی‌روند ولی والله من از برزخ شما نگرانم استاد بنده کتاب معاد شما رو خوندم و سخنرانی هاتون در شرح کتاب رو گوش دادم. ممنون ان شاء الله لطف و عنایت خاص خداوند و امام زمان (عج) که به بهترین بندگانش در این روز عید میشه نصیب تون بشه. التماس دعا دارم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: احتمالاً باید منظور خاصی از آن روایت‌ها مدّ نظر باشد. زیرا تأکید بیشتر روایات آن است که در اولین فرصت که انسان وارد برزخ شد ملکین نکیر و منکر به سراغ او می‌ایند و رویهمرفته و به طور کلی موقعیت او را مشخص می کنند تا در قیامت که «یوم الحساب» برپا می‌گردد، هویت تفصیلی انسان معلوم شود. با توجه به این امر احتمالاً منظور از آن که فرموده‌اند از کسانی‌که در ایمان محض و یا کفر محض هستند، سؤال می‌شود به این معناست که آنچه برای بقیه در «یوم الحساب» روشن می‌شود، برای این افراد از ابتدا مشخص است و «یوم الحسابی» نیاز ندارد. موفق باشید

28313
متن پرسش

با سلام: پیرو سوال ٢٨٢٩٢ استاد مگر به گفته رهبری ما الان در جنگ اقتصادی نیستیم مگر طبق این کلیپ مردم را دعوت به مشارکت نکردند https://www.aparat.com/v/a4xCB/%D8%AA%D9%88%D8%B5%DB%8C%D9%87_%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8_%D8%A8%D9%87_%D8%B3%D8%B1%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%87%26zwnj%3B%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85_%D8%AF%D8%B1_%D8%A8%D9%88%D8%B1%D8%B3 خوب چرا افرادی مثل حسن عباسی نظر دیگری دارند و بورس رو قمار می‌دانند یعنی الان مراجع ما نمی‌دانند بورس قماره یا حلال؟ اگر می‌دانند که در فتواها گفتند ایراد نداره حتی رهبری هم حکم به حلال داده البته گفتند سهام حرام نخرین مثل سهام کارخانه شراب سازی و .... که در سوالات قبلی مفصل گفتیم. این کلیپ از آقای حسن عباسی نظرش چیز دیگریست و قمار می‌داند https://www.aparat.com/v/qYBMN/%D8%A8%D9%88%D8%B1%D8%B3_%D9%87%D9%85_%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%87_%DB%8C%D9%88%D8%A7%D8%B4%DA%A9%DB%8C_%D8%AF%D9%8E%D8%B1_%D9%85%DB%8C%D8%B1%D9%87..._%28_%D8%AD%D8%B3%D9%86_%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D8%B3%DB%8C_%29 یا این کلیپ نمی‌دانم چه بگویم: https://www.aparat.com/v/gANTO/%D8%A8%D9%88%D8%B1%D8%B3_%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86_%D9%82%D9%85%D8%A7%D8%B1%D9%87_%D9%88_%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%87_%7C_%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF_%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D8%B3%DB%8C اگه حرف رهبر رو قبول دارن چرا تکلیف معلوم نیست؟ از یه طرف هم سردار شهید قاسم سلیمانی میگه قسم میخوره که یکی از راههای عاقبت بخیری گوش دادن به دهان رهبریست یعنی هر چه رهبر گفت اینها چطوری جمع میشه؟ من سنگ بورس رو به سینه نمی‌زنم فردا صبح رهبر بگه حرامه می‌کشم بیرون حالا دنیا سودم داشته باشه فرقی برام نداره. این عقیدمه ولی الان که جنگ اقتصادیه و تمام بورس دنیا خورده زمین و بورس ایران تو اوج رفته خودش افتخار نیست؟ خودش پیروزی نیست؟ جایی دیدم این نوشته بود راجع به قمار. بورس نیز همین طور است. مطلق خرید و فروش سهام که حرام نمی‌شود. کِی تا به حال شراکت حرام اعلام شده است؟ صرف این که قیمت سهام بالا یا پایین می‌رود نیز مصداق «قمار» نمی‌باشد. در هر سرمایه‌گذاری، گاهی افزایش سرمایه ایجاد می‌شود و گاهی کاهش و البته هر تجارتی ریسک دارد و ریسک نیز به معنای قمار نیست. اما در قمار، چند نفر پول یا سایر دارایی‌های خود را وسط می‌آورند و سر آنها بازی می‌کنند و هر کس برنده شد، اموال دیگران را صاحب و مالک می‌شود. لذا اگر کسی با سهامش قمار کند، قمار و حرام می‌شود. یا اگر سهام به شکل قمار عرضه شوند و به شکل قمار به مالکیت درآیند، حرام می‌شوند الان طبق اخبار در ماه گذشته ١٣ میلیون کد بورسی ایجاد شده و وارد بورس شده خوب همه از همین مردمند که آمدند شرکت کنند الان با این کلیپ ها شبهه ایجاد میشه که رهبری سفارش به شرکت تو فعالیتهای اقتصادی میکنن ولی هسته و مرکز قمار تو ایرانه و مردم رفتن توش و خودشون قمارخونه درست کردند و میگن قمار خوب نیست این شبه شده الان دید تغییر کرده، استاد مگه رهبری نفرمودند آقای احمدی نژاد صلاح نیست بیاد انتحابات ولی آمد خوب چه شد جز اینه که تو انتخابات ١۴٠٠ دید مردم دو تا شده اند عده ای میگن هر چه فکر می‌کرده باید حرف رهبر رو اولویت قرار می‌داد و گوش می‌کرد عده ای دیگر یه برداشت دیگر و طرفداری خوب من که دارم این سولات رو می‌پرسم خوب نمی‌دانم که می‌پرسم باید از اعلم تر پرسید تا راه مشخص شود حالا من بیام خودم افراط تفریط کنم و خودسرانه عمل کنم این که نمی‌شود استاد عزیز من یقین دارم باور بفرمایید الان اعلم ترین مرجع رهبر بزرگواره چرا؟ دلایل خودم اولا مرجع که نباید فقط فقه بداند و خلاص باید علاوه بر آنها بر سیاست و مسائل پیرامون کشور و دنیا آگاهی داشته باشد که رهبر دارد. دوما وقتی دیگر شیعیان کشورهای دیگر مثل عراق رهبر رو مرجع خود کردند و قبول دارند خاک به سر منه شیعه که تو کشورم نفهممش و قبولش نداشته باشم. سوم استاد عزیز الان الم و پرچم اسلام در این غیبت مولا دست کسی نیست جز رهبر چرا نخام ببینم؟ چهارم کدام حرف رو زده که به صلاح ما نبوده یا کدام حرفش به ضرر مملکت بوده هیچ جا گفت نرید برجام رفتند چه شد و...؟ خلاصه دلایل زیاد دارم جاش نیست وقت شما رو بگیرم، حالا هم همینطور. خوب استاد برای این عقل ناقص من بگویید آیا افراط و تفریط تا حالا به دین ضربه نزده؟ مثلا رهبر میگه این زمانه قمه نزنین باعث وهن دین و بدنامی اباعبدالله میشه هرچند نیتتان امام حسینه ولی رهبر پیچش مو را می‌بیند نه مو، حالا افراط کنیم و بگیم نه خوب کجا ضرر میشه بلاخره رهبر دارن کلی می‌بینند نه سطحی. بگذریم. آیا این سخنان آقای عباسی تند روی نیست؟ منطقی فکر می‌کنیم اگه سیستم بورس قماره و قمارخانه راه افتاده چرا خود رهبر بورس رو جمع نمیکنه چرا دعوت به مشارکت میکنه؟ چرا مراجع نمیگن بورس ایران قماره و تعطیل بشه چرا فتوا به حلال دادن؟ اگر هم قمار نیست چرا اجازه میدن بعضیها این جور تو مجامع نظر بدن؟ استاد بیشتر این سخنان تو جاهایی مثل دانشگاه صورت میگیره همه هم که قدرت تجزیه تحلیل ندارن گوشه ای از کلام رو می‌گیرند و قضاوت درست یا نادرست میشه فندانسیون یه پایه فکری که یا از بیخ غلط ریخته میشه یا درست بالاخره کار پیچیده میشه این مسائل باعث دوگانگی میشه شما تصور کن یکی بنا به حرف رهبر تصمیم داره بجا سپردن پول به بانک و گرفتن سود ربوی بخاد بره سهام یه کارخانه رو بخره و مشارکت کنه تا هم کارگران آن کارخانه بیکار نشوند و کارخانه روی پابمونه هم پولاش رو راکت نخوابانده باشه لااقل کاری مفید بشه و یه سودی هم ببره بعد برادر همون بیاد بگه من کلیپ دیدم تو رفتی تو قمارخونه قمار می‌کنی. این میشه اول اختلاف نظر دو تا برادر و بره تا مردم و جامعه، خلاصه استاد جریان چیه؟ حرف حاج قاسم درسته و هر چی رهبر گفت یا این کلیپ ها؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده سخنان آقای دکتر عباسی را نشنیده‌ام ولی حرف جنابعالی در مورد مقام معظم رهبری، کاملاً حق است و واقعاً اگر همه‌ی ما به چنین بصیرتی برسیم که خداوند راه‌های کلی و راهبردی را از طریق ایشان برای ما روشن کرده است و مطابق رهنمودهای ایشان جلو برویم، بسیاری از تنگناهای تاریخی که روشنفکران تلاش دارند از طریق عقل مدرن رفع نمایند، رفع می‌شود. موفق باشید

24516
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی و تسلیت خدمت شما: حاجی گاهی دیده میشه نزدیک راهپیمایی ۲۲ بهمن که میشه یا بعد از یک عملیات غرور آفرین رزمندگان اسلام تلویزیون اقدام به مصاحبه با زنان و دختران بی حجاب می کند به این منظور که این افراد انقلاب را قبول دارند. حال بحث در این است که گرچه این مطلب درست باشد اما خود این کار به بی حجاب نشان می دهد که انقلاب وضع حجاب من را قبول دارد و به بیحجابها این پیام را می دهد که با این حجاب ما مشکل ندارند. حالا آیا این کار درست است یا خیر و نشان دادن کلیپ های این نوع گزارش در میان زنان محجبه و بسیجی ها درست است؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انقلاب اسلامی بر اساس اسلام بر موضوعات نظر دارد، اسلامی که دارای ابعاد مختلف فقه اکبر و فقه اوسط و فقه اصغر است. بسیاری از مردم ما در عین آن‌که مسلمان هستند بعضاً مقیّد به احکام فقه اصغر نمی‌باشند و لذا نباید تصور شود که اینان به‌کلّی از اسلام بیرون می‌باشد. موفق باشید

23747

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با عرض سلام: استاد محترم ببخشید، حقایقی به قلبم وارد شده که نمی دانم صحیح است یا از این عقل ناقص من نشات گرفته و ناقص است. انگار در قلبم متوجه حقیقتی شدم درباره علایم ظهور که برخی با کوته فکری نشسته اند و در پی تحقق آنند و برخی نیز در لباس محقق مهدویت بر روی منابر خبر از ظهور امام می دهند و بعد هم می گویند توقیت نمی کنیم ولی سفیانی کارش را شروع کرده، اوضاع اردن مشکوک است و... بسیار ناراحت شدم که افق دید مردم را معطوف به این موارد می کنند در حالی که امام خامنه ای دیروز در سخنرانی های خود راهبرد نظام را کاملا مشخص کردند؟ و اما آنچه به قلبم رسیده اینکه انگار در هر دوره ای ۳۱۳ نفر از بهترین افراد در شمار یاران ولی عصر قرار می گیرند و جوامع را از نور امام روشن می کنند و انگار هر بار این ۳۱۳ نفر هستند که باید به ظهور برسند تا امام را یاری کنند. چرا ما فرماندهی امام زمان را در حرکت داعش ندیدیم؟ چرا فرماندهی ایشان را در انقلاب ایران ندیدیم؟ چرا فرماندهی ایشان را در دفاع مقدس ندیدیم؟ خوب با این چشمان کور ما که منتظر علایم ظهور هستیم فرداها اگر حزب الله به فرماندهی کل قوا و دستور خود امام زمان اسراییل را نابود کند یا به فرماندهی کل قوا توسط نیروهای انصار الله عربستان را فتح کند باز باید بنشینیم و منتظر علایم باشیم؟ آیا صدای امام زمان در هر سحر ۲۳ ماه رمضان آسمان را پر نمی کند تا ۳۱۳ نفر هر دوره را جمع کند برای یاری اسلام؟ آیا این ما نیستیم که «صم بکم عمی فهم لا یعقلون» هستیم. آیا این تصور من علط است برای رمز بودن علایم تا اینکه آن علایم را در خود جستجو کنیم و به ظهور برسیم؟ اگر سخن این آقا صحیح است و امسال سال ظهور، چگونه باور کنیم مردمی که اکثرا دعای آنها در این عید را خودم با گوش خود می شنیدم که برای گرانی و ارزانی گوشت و پسته دعا می کردند نور مهدی را تحمل می کنند؟ نابود شدم، با گوش های خود می شنوم که آقا می فرماید از حواشی بپرهیزید و درباره نابودی تفکر لیبرالی و...تلاش کنید آنگاه مذهبی ها و انقلابی ها و بسیجی های ما دایما به نقد آقای فلان و فلان می پردازند و وقتی اعتراض می کنم، توجیه می کنند که سخن آقا کلی است، آقا نمی تواند حقایق را مکشوف کند، ما باید رفتار این سیاست مداران را تحلیل کنیم و دائما لعن می کنند و مسولین را خائن می نامند در حالی که به شدت از این رویه آنها بیزارم و معتقدم مسولین ما در خوابند، همانگونه که بسیاری از انقلابی های مدعی هم خوابند و در پی روشنگری درباره گرانی گوشت و ... هستند. چرا نمی فهمیم حق و باطل بالاخره خود را نشان می دهد و حجاب روزی از نفاق برداشته می شود ولی کار ما این پرده برداری نیست بلکه کار ما پرده برداشتن از حقایق عالم است، روشنگری برای شناساندن حقیقت وجودی امام است. چه در دانشگاه، چه حوزه، چه ارتش، چه سربازی و... خود من یکی از قربانیان هستم که سالها حرکتی نمی کردم و فقط در پی تحقق علایم ظهور بودم؟ نمی دانم با چنین جریاناتی تا پای جان برخورد کنم با اعتراض و ... و یا سکوت کنم که انگار این رسم عالم است که هر دوره ای گروهی بوسیله این علایم چنان غرق شوند تا مانند من بفهمند اینها امتحان الهی برای حرکت بشر به سمت عقل گرایی و کشف حقایق عالم است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف خوبی است. آری همان‌طور که رهبری فرمودند هر چه فریاد دارید بر سر آمریکا بزنید. بیشتر باید با مردم جاهل مدارا کرد. موفق باشید

23710

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد من پرسش و پاسخ های سایتتان را خواندم. وقتی بحث به جای اخلاقی و عرفانی می رسید شما مباحث و کتب مرحوم آیت الله شجاعی ره را پیشنهاد می کردید خصوصا کتاب مقالات ایشان را. ببخشید چرا آنقدر روی اثار ایشان تاکید دارید؟ چه امتیازی در آثار ایشان نسبت به اثار سایر علما وجود دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره بنده پس از مطالعه‌ی آثار ایشان متوجه‌ی گوهر وجود ایشان شده‌ام، به‌خصوص که بی سر و صدا از شاگردانِ خاص‌الخاص علامه‌ی طباطبایی «رحمت‌اللّه‌علیه» بوده‌اند. امتحان کنید ببینید آیا ذوق‌تان از طریق ایشان، راهی به سوی حقیقت می‌گشاید یا نه؟ بالاخره ذوق‌ها متفاوت است. موفق باشید

22750
متن پرسش
با سلام: جناب کاپلستون در تاریخ فلسفه جلد هشتم در فصل مربوط به راسل در بحث مربوط به اصالت نفس، شقی را مطرح می کند که راسل بیان کرده و آن اصالت نفس لحظه ای است که طبق این شق از سولپسیزم کل معرفت من محدود است به آنچه اکنون و در این لحظه تامل می کنم، حقیر تا چندی پیش معتقد به این شق بودم و چون برای حافظه حجیت یقینی قائل نبودم گذشته را ظنی می پنداشتم و آینده هم که قابل پیشبینی نیست چنانچه ظاهرا نظر هیوم هم چنین است پس ما می مانیم و حال. لکن اکنون با تامل بیشتر به این اندیشه رهنمون شدم که حال هم چون آنی است و به حدی گذراست که آنا تبدیل به گذشته می شود بنابرین ما در عمل فقط با گذشته روبروییم که از نظر معرفت شناسی افاده یقین نمی کند چنانچه مطلبی بدین مضمون را دیدم که ممکن است خدا جهان را 5 دقیقه قبل آفریده باشد و در بدو ایجاد حافظه ای به ما داده باشد که گویی مثلا 60 سال زیستیم بنابرین در این لحظه من چگونه می توانم بگویم 60 سال پیش وجود داشتم یا خدا 5 دقیقه پیش مرا آفرید و حافظه 60 ساله به من عطا کرد یا مثلا اهریمنی خبیث در حافظه ام دخل و تصرف نکرده است بنابرین با توجه به این مشکلات گذشته ظنی است حال هم آنی است و مفید تعلق معرفت نیست آینده هم قابل پیش بینی نیست پس معرفتی در کار نیست و همه چیز ظنی است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در فرض ثنویت ذهن و عین، همیشه این مشکل هست و کانت هم به هر صورت نتوانست از این مشکل عبور کند، نهایتاً معرفت را در حدّ معرفتِ فنومن‌ها می‌داند مگر آن‌که متوجه‌ی حضور کلی خود در جهان باشیم که هایدگر با طرحِ دازاین و یا در جهان‌بودگیِ انسان می‌خواهد این مشکل را حل کند. موفق باشید

21799
متن پرسش
با سلام و عرض ادب: 1. لطفا بفرمایید انسان از کجا بفهمد خدا از او راضی است؟ اصلا درست است که انسان همچین فکر و دغدغه ای داشته باشد یا جسارت است؟ 2. عذر میخام استاد چرا بعضی از علمای بزرگ و صاحب اندیشه های عمیق با مولوی و عرفانش و شاگردانش مشکل دارند؟ آیا به خاطر فضاها و ساحت های مختلف اندیشه است نظیر تفاوت اباذر و سلمان علیهم الرحمه یا حضرت موسی و حضرت خضر سلام الله علیهم یا به دلیل بد فهمی دین و بد سلیقه ای و ... ممنون. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- ما باید در حدّ وظیفه تلاش کنیم و همیشه این دغدغه برایمان هست که آیا خدا از اعمال ما راضی می‌باشد یا نه؟ و البته نباید ناامید بود 2- به نظرم نکته‌ی خوبی را مطرح کرده‌اید، واقعاً اگر کسی امثال مولوی را درست بفهمد نمی‌تواند با آن مخالف باشد. مقام معظم رهبری می‌فرمایند: «مثنوى؛ که خودش می‌گوید: و هو اصول اصول اصول الدین. واقعاً اعتقاد من هم همین است.» موفق باشید

نمایش چاپی