بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
19444
متن پرسش
با سلام: اگه مداوم با زبان دعا کنم و از خداوند همسر بخواهم آیا ممکن است انجام گیرد با توجه به اینکه وقتش دیر شده. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ما موظف هستیم دعا کنیم و راهِ گشوده‌ی خدا را در مقابل خود هرگز بسته نپنداریم، ولی شاید تقدیر ما چیز دیگری باشد. لذا افقِ ارتباط با خداوند را محدود به یک یا چند آرزو نکنیم. موفق باشید

19238
متن پرسش
با سلام: در خصوص فنای در ذات غیب الغیوبی نظر شما را در سوالات متعدد دوستان مشاهده کردم. که جنابعالی معتقد هستید که مراتب فنا در نهایت به فنای در ذات عیب الغیوبی منتهی می شود. حالا 4 سوال برایم هست. 1. آیا در این مقام امکان این هست که گفته شود مثلا مولا علی در مقام فناء، خود خداوند است؟ و علی و ذات حق یکی است؟ 2. این که در این مقام هیچ چیز احساس نمی شود جز ذات حق، آیا این بدان معنا است که تعینات هم اصلا دیده نمی شود و فقط ذات حق احساس می شود؟ و یا اینکه تعینات و محدوده ها دیده می شود اما هیچ گونه استقلالی به تعینات داده نمی شود؟ چون در یکی از فرمایشات فرمودید این که در فنا کثرات دیده شود حق خلق ادا شده و اینکه استقلالی برایشان نبینیم و وحدت را غالب ببینیم حق حق داده شده. 3. پاسخ شما به هر کدام از دو وجه بالا باشد آیا در نهایی ترین حال عارف کثرات ولو به نحوه کاملا غیر مستقل مشهود است یا خیر؟ 4. یه نظر می آید در فنای در ذات جایی برای سخن راندن از بقای عین ثابت نباشد چون عین ثابت در مقام واحدیت مطرح می شود. این طور نیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سالک در فنای ذات، خود را به نور حق احساس می‌کند و از منیّت خود فانی می‌شود و نه از احساس خود. و هرگز در این حالت برای عبد این احساس پیش نمی‌آید که او خدا است. و در این رابطه است که همه‌ی مخلوقات را محل تجلی انوار الهی می‌یابد و از این جهت حقِ خلق نیز ادا شده و عین ثابته‌ی هر مخلوقی را نیز محلِ تجلی انوار الهی می‌بیند. خوب است که در این مورد به جواب سؤال شماره‌ی 19156 رجوع فرمایید. موفق باشید

18892

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و ادب! بنده نوجوان هستم اوضاع جامعه خوب نیست و مساجدی هستند که نیاز به مسؤل جلسه دارند و بنده توانایی کمی در فعالیت فر هنگی دارم آیا باید بروم تحقیق کنم کجای کار خالی است یا اینکه فعلا من در این دوره باید به قدرت علمی و عقلی ام بیفزایم؟ دم کوچه ما بچه هایی است که در مسیر نیستند به طور کامل آیا من باید هم بازی آنها شوم برای هدایت (با توجه به اینکه معمولا هدایت وقت گیر است)؟ خود بنده حقیر بیشتر این را دوست دارم که به طور کامل جایی را وارد نشوم مثلا وقت برای دم کوچه مان نگذارم و مسؤل جلسه نشوم و... فعلا فقط وقف کتاب و خلوت باشم تا در آینده بتوانم کمکی کنم به تاریخ سازی و دادن معنویت به بشر. آیا نظر خودم بد است؟ می ترسم از اینکه من فعلا جامعه را رها کنم و به خودم بپردازم از نظر دین اشکالی داشته باشد تو را به جان فاطمه (س) تکلیفم را واضح کنید؟ 2. یعنی چه مقام اهل بیت (ع) منطبق با روح است یعنی خود همان است؟ پس نازل شدن روح چیست یعنی نزول مقام معصوم؟ متشکرم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:  1- به نظر بنده خوب است که هر دو کار را با هم داشته باشید. یعنی با جدّیت تمام مطالعات خود را ادامه دهید و از طرفی وقتی هم برای ارتباط با جوانان بگذارید، چه جوانان محله و چه جوانان مسجد. زیرا آن‌ها هم دوست دارند که در این راه‌ها وارد شوند. 2- اگر کتاب «ده نکته» همراه با شرح صوتی آن را دنبال بفرمایید در نکته‌ی 9 و 10 مطالب برایتان روشن می‌شود. موفق باشید

18858
متن پرسش
سلام علکیم: ببخشید سوالی در مورد جمنا شما قبلا چنین حرکاتی را منتسب به اصولگرایی حزبی می فرمودید و درست هم بود اما الان می فرمایید افراد قابل اعتمادی وارد میدان شده اند. واقعا این افراد که از موافق برجام تا مخالف برجام دور هم جمع شده اند وحدت گفتمانی را دنبال می کنند یا دنبال یک وحدت تاکتیکی هستند تا فقط در انتخابات پیروز شوند و خدا می داند بعدش هم دوباره سهم خواهی های حزبی چه بلایی را سر کشور بیاورد. لطفا کمی توضیح دهد که چگونه می فرمایید این حرکت درستی است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر نمی‌رسد آقایانی که جمنا را تشکیل داده‌اند مصداق آن نوعِ اصول‌گرایی حزبی باشد که رقیب خود را به هر شکلی نفی کند. آن‌چه فعلاً از طریق آقایان در صحنه است، حسیاسیت است نسبت به ارزش‌های انقلاب. موفق باشید

18495
متن پرسش
سلام علیکم: بنده چند روزی است که به لطف خدا و توصیه حضرت عالی شروع به مطالعه کتاب ارزشمند «ده نکته در معرفت النفس» کرده ام. اما سوالاتی برایم پیش آمده است که از محضرتان می پرسم و قبل از آن برداشتی را که داشته ام می نویسم تا اگر اشتباه است تصحیح بفرمایید. البته در صورتی که وقت گیر است خود را به زحمت نیندازید. برداشت از اولین بند مقدمه: برای این که یاد بگیریم از معلوم مرده (که مفاهیم ذهنی اند) به معلوم زنده (که ارتباط با واقعیت و وجود و هستی است) برسیم یکی از روش ها معرفت النفس است. به این صورت که به ما یاد می دهد که چگونه به خودمان و خود واقعی مان نظز کنیم (یعنی آن را حس کنیم) و ما را از منحصر بودن در مفهوم ذهنی انسان و مفهوم خود عبور دهد و خود ما را به ما نشان دهد. (البته نشان دادنی که از جنس دیدن غیر محسوسات است و آن مثلا چیزی مثل حس کردن است یا ... که نمی دانم دقیق چیست.) و اگر کسی این روش را یاد بگیرد می تواند در مورد بقیه مفاهیم ورای حس نیز همین کار را انجام دهد و با موجودات غیر مادی ارتباط برقرار کند و به آن ها نظر کند و از این راه خدا را ملا قات کند. و راه این که به چنین معرفتی از نفس برسیم این است که از حجاب بدن و زمان و مکان به در آییم. اما سوالات: 1. این نظر کردن به خود یعنی چه؟ این همان حس کردن خود است یا برداشتی است که از خود داریم یا چیز دیگری است؟ 2. حس از خود را که همه بدون خواندن معرفت النفس هم از خود دارند چه چیز بالاتری قرار است پیدا کنیم؟ و اگر این حس از خود و نظر کردن به خود به درد ما می خورد که همه ما حداقل اجمالا آن را داریم پس باید بتوانیم با بقیه امور غیر مادی هم این گونه ارتباط برقرار کنیم؟ 3. آیا اگر کسی توانست به خود نظر کند می تواند به بقیه موجودات غیر مادی هم نظر کند، یا این که نیاز به سلوک معنوی دارد؟ (آیا این سلوک فکری کفایت میکند یا یا به سلوک معنوی نیز نیاز دارد؟) 4. چه ارتباطی وجود دارد بین نظر به خود و این که باید خود را عاری از بدن و ... ببینیم، اگر دیدن خود مطرح است به هر حال آن هم نوعی دیدن خود محسوب می شود؟ 5. چه ارتباطی وجود دارد بین خود حقیقی را دیدن و عبور از ماهیت و رسیدن به وجود، مگر خود حقیقی ما ماهیت نداد؟ (زیرا قاعدتا یا باید آن خود بدون ماهیت باشد، یا شاید هم خود این دیدن و مراحل آن ما را از ماهیات عبور می دهد و اگر این است چگونه؟) 6. چرا ارتباط برقرار کردن با خود راحت تر از ارتباط برقرار کردن با دیگر موجودات غیر مادی است؟ 7. چگونه می توان خود را مطالعه کرد؟ آیا این باز همان فکر کردن نیست؟ با تشکر فراوان از بذل توجهتان و ممنون از محبتتان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- همان حس‌کردن است ولی حسی معنوی 2- آگاهی بر این موضوع به خودی خود موجب تفکر می‌گردد 3- به خودی خود انسان از طریق دریچه‌ی خود، با سایر موجودات ارتباط وجودی پیدا می‌کند و معرفت نفس دریچه‌ی چنین رجوعی به موجودات است 4- ولی دیدن بُعد مجرد خود 5- معرفت نفس نگاه وجودی به خود را سبب می‌شود، نه نگاه ماهیتی را 6- زیرا بدون حجاب با خودمان می‌توانیم مرتبط شویم 7- خیر، چون بحث احساسِ خود است و نه فکرکردن به خود 8- در قسمت آرشیو سؤالات سایت، در عنوان «معرفت نفس» سؤالاتی شده است که می‌تواند برای جنابعالی مفید باشد. در ضمن سعی کنید ده جلسه شرح صوتیِ کتاب را تا آخر دنبال کنید تا إن‌شاءاللّه نسبت به موضوع در یک جمع‌بندی قر ار گیرید. موفق باشید    

14397

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و تحیت: 1. از نظر شما، مقدس ترین و متبرک ترین مکان در شهر اصفهان کجاست؟ 2. در مورد آداب ولادت فرزند چه نکاتی باید رعایت شود؟ (اگر منبعی هم برای مطالعه هست بفرمایید) با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر مکانی برای خود ارزش خود را دارد؛ از امام‌زاده‌ها بگیر تا مقبره‌ی مرحوم مجلسی و یا تخت فولاد. 2- چیز مشخصی در ذهن ندارم. موفق باشید

14136

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام استاد عزیز: اگه بخواهم بدانم جایگاهم در برزخ کجاست باید چکارکنم؟ استاد عزیز مرز خوش اخلاقی و بد اخلاقی چیست؟ اگه منبعی هست که کمک کنه یافتن دقیق این مرز ممنون می شوم معرفی کنید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- جایگاه برزخی خودم را هم نمی‌دانم! 2- مرز بد اخلاقی و خوش‌اخلاقی را شریعت الهی تعیین می‌کند. وقتی دستورات دین را صادقانه عمل کنید به‌خودی خود متخلق به اخلاق حسنه خواهید شد. موفق باشید

12928

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد گرامی: با توجه به اینکه عالم عقل را عالم عرش می گوییم از طرف دیگر عالم عرش را ظهور الله احد می باشد چرا در کتاب مصباح الله واحد را عرش می نامد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قبلاً جواب داده شده به آن رجوع کنید. موفق باشید

7141
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد عزیز 1- شما در جلسه‌ی 35 معرفت النفس والحشر فرمودیدکه روح همیشه احتیاج به یک "بدن مبهم" یا «بدنٌ مّا» دارد. آیا این همیشه، همیشه‌ی ابد است یا همیشه‌ی دنیا؟ یعنی بدن اخروی ما هم بدنی مبهم است؟ این مبهم بودن یعنی چه؟ 2- آیا عوالمی غیر از ماده هم هر لحظه ایجاد می‌شوند، یا فقط عالم ماده به دلیل عین حرکت بودنش هر لحظه ایجاد می‌شود؟ اگر عوالم غیب هر لحظه ایجاد نمی‌شوند، بودنشان چه طور است؟ ممنون حلال کنید
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- روح در مرتبه‌ی خودش به صورت بدن ظهور دارد چه در دنیا و چه در قیامت، منتها در دنیا بدن او که غیر از جسم مادی‌اش می‌باشد، با انتخاب‌ها و اراده‌هایش همواره در حال تغییر و یا تکمیل است و بدین لحاظ گفته می‌شود «بدنٌ مّا» 2- آری از آن‌جایی که جز خدا همه‌چیز در ذات خودشان در مقام امکان هستند چنانچه موجود شوند و وجوب بالغیر یابند همواره باید برای باقی‌ماندن در وجوب بالغیر ایجاد شوند وگرنه در حالت امکان ذاتی خود می‌مانند که وجود خارجی ندارند. پس اگر هر عالَمی اعم از عالم غیب و یا شهادت به تجلی الهی ایجاد نشوند وجود ندارند. موفق باشید
4063
متن پرسش
باعرض سلام گاهی اوقات در دلم با توجه به مبادی و مبانی معرفتی که از شما استاد بزرگوارم دریافت کردم توحیدی را احساس میکنم و توکل و آرامش خوبی را به من میدهد اما با خودم میگویم اینگونه نیست چون وقتی از فقهاو علما سوال می پرسم آنها اسباب را خیلی پررنگ تر می کنند و آن توکل و آرامش را از من صلب می کنند ، آیا به قلبم گوش دهم یا .... بنده منکر نقش اسباب نیستم اما اگر خدا نخواهد اسباب هم نقش ثابتی ندارند ... با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: سیره‌ی اولیاء معصوم«علیهم‌السلام» آن نبوده که از اسباب و وسایل استفاده نکنند، نگاه آن‌ها به ماوراء این وسایل بوده همان‌طور که ما در دفاع مقدس در حدّ توان خود از وسایل نظامی استفاده کردیم ولی نگاه حضرت امام«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» به لطف خدا بود و همان موجب پیروزی ما شد وگرنه اگر به وسایل نظامی خود چشم می‌دوختیم در مقایسه با وسایل نظامی دشمن، خود را می‌باختیم و عملاً شکست می‌خوردیم. در حدّ امکان از وسایل استفاده‌کردن سیره‌ی عقلا و مؤمنین است ولی امید را به وسایل دوختن سیره‌ی مشرکین است. موفق باشید
29905

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
﷽ سلام علیکم ورحمةالله: احتمالا تا الان تبلیغات پیرامون فیلم هالیوودی «بانوی بهشت»، را دیده اید یا از آن شنیده اید. که نویسنده آن یاسر الحبیب معلوم الحال است و روباه پیر (انگلستان) تولید آن را بر عهده گرفته است، چهره نبی اکرم را نپوشانده است، افرادی مثل عایشه ابوبکر و عمر را بسیار کریه المنظر و زننده نشان می‌دهد، تقریبا همه رخداد های تاریخی صدر اسلام را بر خلاف تصور اهل سنت نشان می‌دهد و علنا تمام عقایدشان (که البته از نظر شیعه عقاید باطلیست) را یکجا زیر سوال می برد و به مقدساتشان توهین می‌کند ووو. ممکن است برخی حقایق تاریخی را پیرامون زندگی و مصائب صدیقه کبری صحیح به تصویر بکشاند اما نفس کار تفرقه آمیز است و بوی تفرقه و نفاق واضحا به مشام می‌رسد. تعداد کمی از مراجع مثل آیت اللّه مکارم شیرازی تماشا و نشر فیلم را حرام دانسته اند. اما اکثر مراجع عظام سکوت کرده اند. حال، اگر با نظر بنده موافقید تکلیف ما چیست؟ چگونه جلوی تفرقه بین امت را بگیریم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن فیلم را ندیده‌ام. ولی رهبر معظم انقلاب می‌فرمایند هر نوع اختلاف و یا توهین به اصحاب پیامبر خدا و همسران پیامبر حرام است. موفق باشید

26422
متن پرسش
سلام علیکم استاد: شرمنده وقت شما را می گیرم. سه سوال داشتم در مورد موضوعات متفاوت ۱. استاد شرح فارسی منازل السائرین را کجا میتونم پیدا کنم هرچه گشتم نبود. ۲. اگر اشتباه نکنم محبت و عشق و علاقه نسبت به هرچیز وحدت میاورد یعنی نوعی وحدت بین ما و آن چیز ایجاد می شود چرا که ما فقط عاشق نفس خود هستیم پس اگر چیز دیگری را دوست داشته باشیم یعنی با آن وحدت ایجاد کردیم حال سوال من این است که اگر انسان والایی مثلاً اولیا خدا را دوست داشته باشیم باعث ایجاد وحدت بین ما و او می شود و با حرکت جوهری در روح او مراتب روحانی ما بالا می رود؟ ۲. فکر کردن به یک شخص چطور؟ آیا فکر کردن به یک انسان هم موجب وحدت و تاثیر پذیری و شبیه شدن و حرکت جوهری ملاصدرا می شود؟ ۳. آیت الله بهجت هر از چندگاهی با امام خمینی مکاتبه داشتند و حول موضوعات سیاسی نامه می نوشتند و انتقاد های خود را می گفتند. در یکی از این نامه ها آیت الله بهجت به امام خمینی انتقاد کردند از شیوه اداره مملکت که چرا شبیه به شیوه امام علی (ع) نیست و ولی فقیه تنها تصمیم گیر جامعه نیست و امام خمینی هم در جواب گفتند اگر دقیقا آن شیوه را اجرا کنیم ولایت فقیه در کوتاه زمانی از بین می‌رود و مردم هم باید مشارکت داشته باشند و بتوانند در بعضی مسائل تصمیم گیری کنند و حضور داشته باشند ولو اینکه در بعضی موارد اشتباه تصمیم گیری کنند (مانند بنی صدر و..) حال سوال من اینست که چرا بین این دو بزرگوار در موضوعی اختلاف بوجود آمد؟ مگر غیر از این است که ان دو بزرگوار مراتب کمال را طی کردند و کامل شدند و وجودشان حقانی شده و نفسانیتشان از بین رفته و نمونه خلیفه الله در زمین بودند و حرفشان حرف خدا و نظرشان نظر خداست حال چطور ممکن است که بین نظرشان که حق است تفاوت بوجود آید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. بنده هم در جریان وضع بازار نیستم که بدانم کجا می‌توان آن کتاب را پیدا کرد. ۲. آری! ولی باید مواظب باشیم توهّم غلبه نکند. ۳. حوزه‌ی سلوکی آیت اللّه بهجت فردی بود و حوزه‌ی سلوکیِ حضرت امام جمعی و جهانی است و لذا نکاتی را امام در نظر دارند که ممکن است از جهت جهانی آیت اللّه بهجت مدّ نظر نداشته باشند. موفق باشید

24914
متن پرسش
سلام استاد: من طلبه ی پایه .. حوزه هستم در مدرسه طبق تشویق یکی از آشنایان وارد حوزه شدم (البته بدون شناختی از حوزه و همینطور بدون علاقه) البته شاید علاقه ای که باعث شد وارد حوزه شوم البته که (استعداد و ذهن خوبی دارم) (علاقه ام حضور در قوه قضائیه یا سازمان های نیروهای مسلح) تعبیر بشود به جو گیری خب به هر حال وارد حوزه شدم. بعد از چند سال است که حس می کنم پشیمانم و اشتباه کردم و اگر وارد دانشگاه می شدم برایم مفید تر بود. می خواستم ببینم به نظر شما و طبق دیدگاه و تجربه شما من بعلت دلسرد شدن از حوزه و کتب حوزه یا وضعیت آموزشی حوزه چه کار کنم آیا ادامه بدهم و بعد از سطح دو وارد دانشگاه بشوم که این هم به لطف دلسرد شدن کمی برام سخته. شما بفرمایید چکار کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حوزه علمیه یک اقیانوس است. سعی کنید راهِ خود را و جای خود را در این اقیانوس پیدا کنید تا عمرتان به ثمر برسد. موفق باشید

23848
متن پرسش
سلام استاد روزتون بخیر: من در مورد حجاب سوالاتی داشتم. امیدوارم شما بتونید کمکم کنید. بنده حدود حجاب رو متوجه هستم و پوشش بنده در محیط بیرون چادر هست. بنده تفاوت بین خوش پوش بودن و خوش سلیقگی در پوشش و زیبا و آراسته بودن با جلب توجه نکردن را متوجه نمی‌شوم. می‌گویند نباید دوخت یا رنگ پوشش به گونه ای باشد که موجب جلب توجه نامحرم شود. اما بنده می‌گویم هر چیز زیبایی باعث جلب توجه می‌شود و بنده آدم خوش سلیقه‌ای هستم و سخت پسند و نمی‌توانم آن چیزی که زیبا نیست رو انتخاب کنم و یا بپوشم. و اغلب هم آن چیزهایی که بنده می‌پسندم گران قیمت و جنس خوب و خاص و ساده هستند. لطفا واضح‌تر بفرمایید که چه پوششی و چه جلب توجهی مذموم است. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده عرایضی در جواب سؤال‌ شماره‌ی ۱۶۶۴۸ بدین مضمون داشتم: مؤمن باید در عین رعایت حجاب با ظاهری آراسته در بین مردم ظاهر گردد و لذا داشتن روسری‌های رنگی چنان‌چه جلف و زننده نباشد، نه‌تنها نمی‌تواند اشکال داشته باشد بلکه یک نحوه خوش‌سلیقگی از خواهران مؤمن را تداعی می‌کند. در ضمن بد نیست به جواب سؤال‌ شماره‌ی ۱۱۳۳۱ و جواب شماره‌ی ۵۶۱۹ تحت عنوان «زن ایرانی زیبایی را در رنگ و طرح پوشش جستجو می کرد، نه در نمایش تن» رجوع فرمایید. موفق باشید

23528

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: جایگاه علوم غربی و غیرایمانی در حرکت و زندگی انسان چیست‌؟ چه باید بشود که مطالعه ی علوم حصولی برای این انسان قدسی تبدیل به یک نور و ایمان بشود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عمده نیت و قصدی است که انسان در رابطه با علوم تجربی باید دنبال کند تا با قلبِ ایمانی و عقلی تکنیکی، شهریاری‌ها به میان آیند. موفق باشید

22063

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: چطور میشه با اسماء خدا ارتباط برقرار کرد؟ مثلا اگر کسی بخواد با اسم علیم خداوند ارتباط برقرار کنه باید درس زیاد بخونه؟ اصلا چطور میشه با خوندن درس منظورم درس های فلسفی و... نیست به کمال رسید یا با اسم علیم خداوند ارتباط برقرار کرد؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند اسماء را به حقیقت انسانیت تعلیم کرده. بنابراین نمی‌توان گفت که انسان در فطرت خود از آن اسماء غافل است. کافی است با توجه به معنای آن اسماء، حضرت حق را بخواند مثل دعای سحر. موفق باشید

21535

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: یه سوال در مورد آثار استاد داشتم. کتاب فرزندم شرح نامه ۳۱ میباشد. یه شرح صوتی هم توی سایت هست. کتاب همون شرح صوتیه که پیاده شده یا صورت ها فرق داره؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب، کامل‌تر از شرح صوتی است. موفق باشید

21413

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: حقیر متاسفانه دچار یاس از رسیدن به حقیقت شدم در دوران شکاکیت لااقل امیدوار بودم که اگر در این دنیا نمی توان به حقیقت رسید پس از مرگ حقایق روشن می شود البته سابقا پاسختان به سوال 20517 باعث یاس شدیدی شد چون امیدوار بودم خداوند مرا حسب آیات «إِلاَّ الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاء وَالْوِلْدَانِ لاَ يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً وَلاَ يَهْتَدُونَ سَبِيلاً فَأُوْلَـئِكَ عَسَى اللّهُ أَن يَعْفُوَ عَنْهُمْ وَكَانَ اللّهُ عَفُوًّا غَفُورًا جزء مستضعفین قراردهد لکن ظاهرا الضَّعِیفُ مَنْ لَمْ تُرْفَعْ إِلَیْهِ حُجَّةٌ وَ لَمْ یَعْرِفِ الِاخْتِلَافَ فَإِذَا عَرَفَ الِاخْتِلَافَ فَلَیْسَ بِمُسْتَضْعَفٍ» موید نظر شماست البته این یاس، یاس در حیطه عقاب و ثواب است خوب گویا جهنم ما حتمیست و چون از نظر اعتقادات مشکل دارم گویا مخلد در درکات اسفل خواهم بود لکن یاسی که در ابتدای سوال مطرح کردم مربوط به فهم حقیقت است بعد ازین که از شکاکیت به بررسی نظرات عرفا متمایل شدم فهمیدم فقط حق است ولا غیر و به وحدت وجود و ظهور رسیدم (البته گویا با توجه به کل من علیها فان و یبقی وجه ربک ذو الجلال و الاکرام باید طبق مبانی شکاکانه همه چیز نفی می شد تا وجه او ثابت شود و خاطرتان هست که به اصالت عدم رسیدم) اما بعد که فهمیدم ذات حق قابل شناخت نیست و فقط می توانیم جلواتی از آن عنقای مغرب _ آن هم در حد وسع خویش ولو اینکه به توحید ذاتی هم رسیده باشیم _ درک کنیم که مستحضرید این خود نوعی نسبی گرایی است گفتم درین دنیا که حقیقتی نیافتی آن دنیا هم نخواهی یافت ای خدا تقدیر ما را گر سرشتی اینچنین پس عطا کن طاقتی بر سرنوشتی این چنین.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- بین نسبی‌گرایی و تشکیکی‌بودنِ حقیقت باید فرق گذاشت. 2- فکر می‌کنم جواب سؤال شماره‌ی 21403 ارزش آن را دارد که نظری به آن بیندازید. موفق باشید

21370

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: تفقه در دین از نظر عقلی ست یا قلبی یا هر دو؟ یعنی وقتی با خواندن تفسیر به باطن و فهم عقلی بیشتر و عمیق تر می‌رسیم تفقه است یا وقتی فهم عمیق را تبدیل به حضور قلبی می کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نگاه عقلانی مقدمه‌ی بیداریِ چشم‌های قلب می‌شود. موفق باشید

21126

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نام خدا سلام و خدا قوت: نظر شما را در رابطه با شخصیت شناسی با روش ایناگرام می خواستم جویا شوم؟ لطفا توضیح دهید خوب است و یا خیر و آیا قابل استفاده هست یا ابدا نمی توان بر آن تکیه کرد؟ ممنونم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در عین آن‌که تخصصی در این مورد ندارم، اطمینانی هم به این نحوه ارزیابیِ انسان‌ها در من نیست. زیرا این احتمال را بدهید که با پیش‌فرض‌های قبلی، از انسان‌ها تصوری را در نظر بگیریم و سپس در جستجویِ آن تصور باشیم با این گمان که فکر می‌کنیم آن را یافته‌ایم، غافل از آن‌که آن را ساخته‌ایم. موفق باشید

20321

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد عزیز و فررانه: جناب استاد معمولا ذکر حوقله به صورت لاحول و لا قوه الا بالله العلی العظیم آمده است 1. علت این که در سوره کهف در داستان دو باغ شخص مومن می گوید ما شاءالله لا قوه الا بالله و حول را نمی گوید چیست؟ 2. حضرت صادق فرمودند در شگفتم از کسی که دنیا و زینت آن را می خواهد چگونه به ذکر ماشاءالله لا قوه الا بالله پناه نمی برد. حال آیا اگر کسی دنیا و زینت آن را برای رفع نیاز و حفظ آبرو و انفاق در راه خدا و کار خیر بخواهد و این ذکر را تکرار کند مانع سلوک است و با روایاتی که ما را از دنیا و زینت آن پرهیز می دهد منافات دارد؟ 3. برای محقق شدن سخن امام صادق علیه السلام به چه مدت و هر روز چند بار خوب است این ذکر تکرار شود؟ با تشکر و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در آن‌جا بحث در آن حدّ است که آن مرد متذکر صاحب باغ شود که تو نیستی که دنیا را هرطور خواستی بگردانی 2- نه! زیرا این خودش بنا بر روایات معصوم، قیامت به حساب می‌اید و نه دنیا 3- سعی کنید حتی‌المقدور بعد از هر نماز با حضور قلب 10 مرتبه آن ذکر را بگویید. موفق باشید

20096
متن پرسش
سلام استاد عزیز: 5 تا سوال درباره توکل داشتم (سخنرانی توکل در جنود عقل و جهل را نیز گوش داده ام): 1. می توان یک بار برای همیشه توکل کرد؟ یعنی مثلا من توکل می کنم که از الآن تا پایان عمرم هر کاری را که صلاح دیدم و تشخیص دادم که بهترین کار است را انجام دهم و خدا نیز بهترین نتیجه را برای من مقدر سازد؟ 2. اگر بتوان این کار را انجام داد، پس یعنی من تا آخر عمرم هیچ گناهی انجام نمی دهم. چون گناه به صلاح آدم نیست. یعنی امکان دارد من در کاری توکل بر خدا بکنم و بهترین کاری را که به ذهنم می رسد را انجام دهم و گناه مرتکب شوم؟ 3. اگر توکل بر خدا کردم و تلاشم را کردم، بهترین نتیجه برای من اتفاق می افتد یا بهترین نتیجه برای جامعه (یعنی بهترین اتفاق ممکنی که برای همه مردم و پیشرفت آنهاست اتفاق می افتد یا بهترین اتفاقی که برای من ممکن است بیفتد ولی ممکن است برای بعضی ها نفع نداشته باشد یا بهترین اتفاقی که هم بهترین حالت برای من است و هم بهترین حالت برای جامعه؟ آیا اصلا مورد آخری امکان پذیر است؟) 4. اگر به صورت کامل و ایمان کامل قلبی، توکل انجام نشده باشد (که معمولا افراد ضعیف الیمان هم همینگونه هستند)، باز هم بهترین اتفاق ممکن می افتد؟ 5. در مواردی که اگر کار خاصی را (این کار خاص وقت زیادی را از من می گیرد) انجام ندهم، احتمال دارد اتفاق بدی بیفتد، آیا بهتر است که آن کار خاص را انجام دهم یا آنکه توکل بر خدا کنم و به دلیل اینکه وقتم گرفته می شود، آن کار خاص را انجام ندهم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خیر. هر موضوعی ما را به توکل مخصوص به خودِ همان موضوع دعوت می‌کند و باید در همان موضوع خدا را وکیل گرفت 2- نفس امّاره همواره وجه استقلالی برای موضوعات را در مقابل ما به میان می‌آورد 3- در توکل، خدا است که به میان می‌اید و آن‌چه مصلحت همه‌جانبه‌ی فرد و جامعه است پیش می‌آورد 4- در حدّ وظیفه و توان باید عمل کرد و امید به رحمت پروردگار داشت. موفق باشید

20079
متن پرسش
سلام خدمت استاد: دو سوال داشتم: ۱. گفتید پیغمبر هم زمان قیامت را نمی داند زیرا تا زمانی که همه قوه های عالم ماده به فعل تبدیل نشده هنوز ماده است و بعد که تماما به فعل تبدیل شد ناگهان عالم دگرگون می شود و زمان هم از بین می رود. خب قبول. ولی باز هم نسبت به همین عالم تا زمانی که هنوز پابرجاست زمان وجود دارد و مثلا ۱۰ سال دیگه ناگهان عالم قوه هایش به فعل تبدیل می شود و زمان از بین می رود. پس می شود برای تمام شدن عالم ماده زمان مشخص کرد. لطفا توضیح بفرمایید. ۲. زمانی که عالم قوه هایش به فعل تبدیل شود آیا همان لحظه انسانی بر روی کره زمین هست؟ و اگر هست همراه با کل عالم دگرگون می شود و برزخش شروع می شود؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- وقتی قوه‌ها تبدیل به فعل شد و حرکتی در میان نبود، زمان دیگر معنا ندارد 2- زمین به این معنا دیگر تغییر می‌کند به همان صورتی که خداوند می‌فرماید: «یوم تبدّل الارض غیر الارض» زمین در آن روز به زمینی غیر از این زمین تبدیل می‌شود. موفق باشید

19694
متن پرسش
سلام علیکم: با تشکر از زحمات شما. شما فرمودید که (بدین مضمون) کسانی که کافرانی که کارهای خیر انجام می دهند و به فقرا و نیازمندان کمک می کنند، اینگونه اعملشان در راستای ارضای نفس اماره است و هیچگونه پاداش اخروی به آن تعلق نمی گیرد و به عبارتی، هیچگونه صورت برزخیه در آن دنیا نخواهد داشت زیرا در اعتقادشان معادی را باور نداشتند؛ این سخن شما با یک روایتی که در مفاتیح الحیات است، ظاهرا جور در نمی آید: قال رسول الله صلی الله علیه واله: یا علی من ترک الخمر لغیر الله سقاه الله من الرحیق المختوم فقال علی علیه السلام: نعم والله من ترکها صیانة لنفسه یشکره الله علی ذلک مفاتیح الحیات ص94 در این روایت، ترک شراب که با انگیزه ی غیر الهی ترک شده، صورت برزخیه اش خوردن از شراب بهشتی است. یا آن داستانی که بزرگان نقل می کنند که فلان کافر را در جهنم دیدند که خانه ای در وسط جهنم دارد که مانع از سوختن او می شود، پرسیدند جریان چیست؟ گفته شد که این کافری است که در دنیا همسایه ای مومن نیازمند داشته که به آن مومن کمک می کرده. یا در مسئله ی شفاعت اهل بیت علیهم السلام زیاد شنیده ایم که امیرالمؤمنین به آن شخص شیعه فرمود که آن ناصبی، حقی بر گردن ما دارد؛ مومن پرسید چه حقی؟ مولا فرمود: یکبار دلش برای حسینم سوخته است. یک روحانی در تلویزیون می گفت عمل خوب دو دسته است: عمل صالح که برای رضای خداست، عمل حسن که برای رضای خدا هم نیست، آن روحانی می گفت به حکم «ان الله لایضیع اجر المحسنین»، خداوند به آن کسی که عمل حسن انجام داده، پاداش می دهد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید همه‌ی آموزه‌های دینی را ذیل اصل توحید و دوری از شرک معنا کرد و در هر حال باید یک نوع رجوع به خداوند در دنیا باشد تا در قیامت که صورت رجوع «انّا للّه و إنّا الیه راجعون» ظهور می‌کند، افراد به سوی خدا سیر نمایند که همان بهشت است و محل اسماء الهی، وگرنه در مقام دوری از خدا قرار می‌گیرند حتی اگر در میان جهنم باشند. از آن روایت اول به جمله‌ی «صیانة لنفسه» اگر نظر کنیم نحوه‌ی همراهی با فطرت را که مبنایِ توحیدی دارد، می‌یابیم و یا محسنین را باید کسانی دانست که در فضای توحیدی عمل می‌کنند. موفق باشید

19179
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم. با عرض سلام و خدا قوت. در جزوه «مطهری فردای تاریخ ما» از شهید مطهری نقل فرموده اید که آزادی در تفکر آزاد است نه در عقیده، در این صورت باید با عقاید متفاوت صرفا برخورد نظری داشت؟ راه صحیح برخورد چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در آن‌جا بحث بر سر آن است که نمی‌توان گفت هرکس هر عقیده‌ای می‌تواند داشته باشد و آن را حق دانست. زیرا عقیده باید بر اساس برهان باشد. ولی راه برخورد با هر عقیده‌ای تا وقتی که مضر به حالِ فرد یا جامعه نباشد، به عهده‌ی خود افراد است و آزادند که آن عقیده را داشته باشند.

نمایش چاپی