بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
22879
متن پرسش
با عرض سلام و ارادت خدمت شما استاد گرامی: آیا روح خودش کیفیت جسمی که قرار است ابزار او باشد را انتخاب می کند؟ به عنوان مثال آیا روح خودش بعضی از بیماریها و مشکلات مثل نازیبا بودن یا نازایی را برای جسم خود به دلیلی مثلا برای رشد و تعالی خود انتخاب می کند؟ با تشکر فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: روح در ذات خود در اوج تعادل است و به همین جهت قرآن می‌فرماید: «وَ نفسٍ و ما سوّیها» سوگند به نفس و تعادل آن. می‌ماند که اگر زمینه‌های ظهور زیباییِ خود را در بدنی که باید بسازد، در اختیار نداشت آن بدن ناقص‌الخلقه و یا زشت می‌شود. در این مورد خوب است به کتاب «خویشتن پنهان» که بر روی سایت هست، رجوع فرمایید. موفق باشید

22267

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیزم: استاد جان! نمی دانم آیا اقدامات دستگاه قضاء نسبت به آقای بقایی را کماکان دنبال می کنید، یا خیر! اجمالا عرض کنم که وضعیت جسمانی آقای بقایی به شدت وخیم هست! و کما فی سابق دستگاه قضاء نسبت به این مسئله بی تفاوت می باشد، اگر تصمیم قضایی را ناجوانمردانه و ظالمانه می دانید، پس چرا مقام معظم رهبری ورود پیدا نمی کنند؟ آقای طائب اخیرا فرمودند که مجازات آقای بقایی اعدام هست، نظر مبارکتان چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتش از پشت پرده خبر ندارم. ولی این برخوردها که به امثال آقای بقایی و آقای مشایی می‌شود برای بنده قابل حل نیست. حال، رهبری چه اقدامی باید بکنند که نحوه‌ای از جانبداری برای آقای بقایی و مشایی پیش نیاید، نمی دانم؟!! موفق باشید

22214

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم و رحمت الله استاد عزیز: طاعات و عبادات حضرتعالی قبول درگاه حق استاد جآن: «ذهن» چیست!؟ و ذهن در کلام معصوم سلام الله علیهم اجمعین به چه چیزی تعبیر شده است! آیا ذهن همان عقل است؟ نسبتی بین ذهن و مغز انسان وجود دارد؟ خدا حفظتون کنه التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تفکیک مراتب وجودی انسان به جسم و ذهن و عقل، از تقسیمات فلسفی است و به این شکل نباید در متون دینی موضوع را جستجو کرد. موفق باشید

21742

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: با توجه مطالبی که در کتاب های «ماه رجب ماه یگانه شدن با خدا» و کتاب «اسما الهی دریچه ورود به عالم معنا» بیان نمودید و در مورد این ماه رجب که فرمودید خداوند با اسما خود حضور خاص پیدا می کند. آیا دعاهای جوشن کبیر و دعای سحر می تواند دعاهای با برکتی در این ماه باشد. در صورتی که با شرایط مراقبه که فرمودید خوانده شوند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً برکت خود را دارد ولی از دعاهای مخصوص ماه رجب و اذکار مربوطه غافل نشوید. موفق باشید

21636
متن پرسش
سلام استاد: مسئله خلود در جهنم هم مسئله ای است که اگر با عقل انسانی بسنجیم عادلانه به نظر نمی رسد. خداوند انسانی آفریده با تمایلات و غرائز سرکش حیوانی و در او کشش و بینش ضعیفی به سمت خوبی ها هم قرار داده است. و با این حال، 95 % انسانها هم در جامعه غیر مسلمان، غیر شیعه، فاسد و ناسالم رشد می یابد و تربیت می شوند. در این انسان هوا و هوسهای نفسانی و غرائز حیوانی رشد می کند و فطرت انسانی او را هم غبار می گیرد. لذا به این ندای ضعیف فطرت، بی توجهی می کند؛ آن را به حساب نمی آورد و سرخوش زندگی می گردد و عمری در کفر و شرک سپری می کند. حالا این انسان واقعا چقدر گناه داشته که باید مخلد در جهنم بماند (و مجازاتهایی فوق تصور ما ببیند) آیا این عادلانه است؟ اگر منِ انسان باشم که این شخص را مجازات نمی کنم. و خداوند نسبت به بندگانش بخشنده تر از خود انسانها است. حالا چطور میشه این کار خدا را عادلانه خواند؟ مگر اینکه عدالت مورد نظر خداوند با عدالت مورد نظر ما متفاوت باشه و صرفا اشتراک لفظی داشته باشد. که در این صورت نیز این مشکل پیش میاد که ما وقتی میگیم خداوند عادل است، عدالت مورد نظر خودمان را در نظر داریم و خدا را به آن معنایی که خودمان می فهمیم، عادل می دانیم. اگر بگوییم مجازاتهای آخرت با مجازاتهای دنیایی متفاوت است و از سنخ اثر تکوینی اعمال است، دوباره می توان اشکال کرد که: مترتب کردن این آثار بر این اعمال، کار خداوند است یا غیر او؟ ترتب این آثار بر این اعمال نیز عادلانه نیست. چون فرض ما این است که قرار دادن این آثار بر این اعمال نیز کار خداوند است و خداوند هم قدرت تغییر آن را دارد. حالا چطور میشه خلود در جهنم را عادلانه دانست؟ روایتی در این زمینه است که می گوید: کافر بدان جهت مخلد در جهنم می ماند که اگر تا ابد در دنیا می ماند، تا ابد کفر می ورزید. اما مشکل این روایت این است که می توان گفت: هیچ انسانی نیست که اصلا قابل تغییر نباشد. اگر شما فاسد ترین آدم را هم از جامعه فاسد بردارید و سالها او را تحت تربیت و آموزش سالم قرار دهید و و روی فکر و اندیشه او کار کنید و او را در جامعه صد در صد سالم و مدینه فاضله قرار دهید، و تمام خواسته ها و نیازهای مشروع او را تامین کنید، قطعا تغییر خواهد کرد. پس قابل تغییر است. ثانیا: این شخص صد سال گناه کرده است، چرا باید گناه و مجازات اعمال ناکرده اش را بکشَد. (چون اگر بر فرض جاودانه می ماند، جاودانه کفر می ورزید) این عادلانه است؟ شاید مفاهیمی که ما در مورد خداوند به کار می بریم، از قبیل عدالت، رحمت، مغفرت و... با معانی عرفی و فهمی که انسانها از این مفاهیم دارند، متفاوت باشد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کسانی در آتش مخلداند که هویت خود را به‌کلّی از معنویت خالی کرده باشند. به همین جهت در روایت داریم: «لا تأکل النّار محلّ الایمان» یعنی کسی که ایمان به خدا داشته باشد، در هرحال آتش او را تماماً از بین نمی‌برد 2- با توجه به آیه‌‌ای که می‌فرماید: يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ مَّا عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُّحْضَرًا وَمَا عَمِلَتْ مِن سُوءٍ»(آل‌عمران/30)  در واقع عذابی از خارج بر کسی وارد نمی‌شود، بلکه هرکس آن‌چه را انجام داده است در پیشِ خود می‌یابد، حال اگر با هویت و فطرت او هماهنگی نداشت انسان در درون خود آتش می‌گیرد و با توجه به شرایط عالم قیامت، آن آتش از درون انسان به بیرون آمده و او را در برمی‌گیرد «فی عمدٍ ممّدده». این فرض را نمی‌توانم بپذیرم که اگر شرایط انسان از نظر تربیتی و رفاهی خوب باشد، آن انسان خوب خواهد بود؛ مواردِ نقض زیادی در این مورد داریم. حتی فرزند پیامبر مثل فرزند نوح «علیه السلام» می‌تواند خودش بدی را انتخاب کند. موفق باشید

21099
متن پرسش
سلام: در مفاهیم شما می خوانیم که انسان جهان کوچک است یعنی برزخ، باطن عالم ماده و عقل، باطن عالم برزخ و ... است و هرچه موجود مجرد به مراتب بالاتر نائل می شود جامع تر می شود یعنی من ما باطن تن ما است و.... یعنی سیر انسان از خود مادون به خود عالی است یعنی سیر از خود در خود به خود و این هم بدون تزکیه پیش نمی آید. حال سوال من این است که جنیان شرور که تزکیه ای نکرده اند و این مراتب را پشت سر نگذاشته اند چه طور پیش از تولد پیامبر وارد باطن عالم می شدند و می توانستند اخبار کسب کنند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن‌جایی که جنیان صعود می‌کنند مراتب مثالیِ عالَم است و نه مراتب عقلی. و نوع خلقت آن‌ها طوری است که بدون تزکیه می‌توانند چنین حضوری در عالَم مثال و خیال داشته باشند و این به خودی خود برای آن‌ها کمال نیست، مثل کاری که مرتاض‌ها می‌کنند. آری! اگر انسان با نیّت عبور از عالم ماده و سیر به سوی حقیقت به عالَمِ مثال برسد و عالم مثال برای او آینه‌ی نمایش عالم عقل شود، برایش کمال خواهد بود. موفق باشید

20713

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد چند وقتیه میخوام با بچه مسجدیا و کلا بچه مذهبیا یه کاری رو شروع کنم حتی در بسیاری از موارد خودشون پیشنهاد میدن ولی کلا در حد حرفه و اصلا انگار اراده ای برای عمل ندارن این در صورتیه که بچه های غیر مذهبی پای کار ترند و در کل بیشتر میشه رو حرف و قولشون حساب کرد دل زده شدم ازشون و گاهی میخوام قید کار با مذهبیارو بزنم و برم سراغ مردم عادی براچی اینطورین؟ تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید کار مشخص و تعریف‌شده‌ای را با آن‌ها در میان بگذارید تا هرکس نسبت به وظیفه و تکلیفی که دارد با آن ارتباط برقرار کند. موفق باشید

20390
متن پرسش
بسمه تعالی بازخوانی هویت دینی و ملی سلام علیکم: جناب استاد در پاسخ اولیه خود فرمودید که شواهد تاریخی نشان دهنده این است که خاورمیانه استعداد ظهور انبیای بزرگ را داشته است و وقتی از جنابتان خواستم این شواهد را بیان کنید جواب دادید که به لحاظ تکوینی این استعداد در خاورمیانه وجود داشته است و در واقع مرا از رویکرد تجربی و حسی به رویکرد غیبی رجوع دادید و بین این دو سرگردان کردید. اگر اجازه دهید پله به پله از حضورتان فیض ببریم. جناب استاد بفرمایید اگر شواهد تاریخی نشان دهنده برتری بین النهرین و یا خاورمیانه بر سایر مناطق جغرافیایی کره زمین است این شواهد چیست؟ اگر منظور شما تمدن های مصر و بابل و هخامنشی در خاورمیانه است که در سوال های قبلی متذکر شدم چنین تمدن هایی به همان نسبت بزرگ در همه قاره ها وجود داشته است و اگر منظورتان از شواهد تارخی چیزهای دیگر است آن چیزها چیست؟ نقدی هم بر کلام رنه گنون دارم که در سوال های بعدی مطرح می کنم. با آرزوی آنکه حسین (ع) از قتلگاه خود بر شما نظر کند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شواهدی که ما را به نظرِ فوق متمایل می‌کند حضور امروزین ادیان ابراهیمی در عالم است که همه‌ی آن ادیان از غرب آسیا ظهور کرده‌اند. مثل همین امروز که آن طرف دنیا هم نظر به معادلاتِ جاری در خاور میانه دارند. موفق باشید

19819
متن پرسش
سلام علیکم: خسته نباشید ببخشید راجع به سند 2030 چند سؤال داشتم: 1. منظور از تبیین این سند که حضرت آقا در دیدار با اساتید فرمودند چیست؟ 2- مگر نه اینکه قراردادهای بین المللی اول باید به تصویب مجلس برسد و دولت امضا کند و اجرا شود چرا دولت سرخود عمل کرد آیا ملغی کردنش در مجلس و شورای عالی انقلاب فرهنگی معنی دارد یا نه؟ حالا که همه کارها شده ملغی کردنش چه فایده دارد مگه اینجا تصویب کردند و امضا کردند که حالا می آیند ملغی می کنند؟ 3- چرا مسئولین دولتی نمی گویند ما اشتباه کردیم و چرا تا بحث این سند پیش می آید می گویند سیاسی نشوید و انتخابات تمام شده و الآن باید وحدت را حفظ کرد (در صورتی که خود بنده به این کار دولت واقعا انتقاد جدی دارم) و یا می گویند حالا که دیگه ملغی شده و دولت هم دیگر اجرا نمی کند پس چرا حرفش را می زنید؟ در صورتی که آقای رحیم پور ازغدی می گفتند اینها فقط بخش آموزش را لغو کردند و بقیه بخشها را نیز زبانا لغو نکردند.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: به خوبی مشخص است که دولت آقای روحانی در این امر صداقت به خرج نداد. ظاهراً پروژه‌ی عمیق‌تری در امر هرچه نزدیک‌ترکردنِ کشور به غرب بر اساس نانوشته‌های برجام در کار بوده و هست و به لطف الهی، ولیّ فقیه تا اندازه‌ی بسیاری اصل قضیه را از طریق دست گذاشتن بر روی سند 2030 خنثی کردند. آن‌هایی که در جریان اصل پروژه بودند حالا متوجه‌اند که معنای «پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به ممکت‌تان آسیبی نرسد» کجاست. و عصبانیت آن‌هایی که فهمیدند دیگر کارشان آن نتیجه‌‌ای که می‌خواستند نمی‌دهد، تا آن‌جایی است که این روزها علناً توهین می‌کنند و بنا دارند جبهه‌ای در مقابل رهبری برای خود تعریف کنند!! موفق باشید

19323
متن پرسش
به نام خدا سلام خدمت استاد محترم: 1. اگر صورت های خیالی صدوری اند، جدایی از نفس ندارند و حتی قبل از صدور، در بساطت نفس، بدون تعین وجود دارند؛ چگونه می توان قوه خیال را مخزن صور دانست؟ مخزن در چنین تبیینی معنا ندارد. مگر صور خیالیه جدا و مستقل از نفس اند که در جایی انبار شده و مورد نگهداری قرار گیرند؟ 2. اگر نفس و صور خیالی جدا نیستند، معنایش این خواهد بود که خیال در هر بار صورت ها را (حتی صور قبلی و قبلا تخیل شده را)، مجددا خلق یا انشا می کند نه آنکه صورتی قبلا ذخیره شده را از مخزنی بردارد و ارائه کند. آیا چنین برداشتی صحیح است؟ 3. سوال آخر اینکه اگر مورد 2 صحیح باشد، آیا می توان نتیجه گرفت که هیچ دو تخیلی که توسط یک نفر و با موضوع مشابه (تخیل صورت فرزندم به دفعات) انجام می گیرد، عینا یکی نخواهد بود؟ چون نفس در هر تخیلی حتی با موضوع یکسان بنا بر حرکت جوهری دقیقا و عینا نفس قبلی نیست. چنین چیزی آیا می تواند بدین معنا باشد که اصولا تخیل بدون تصرف امکان ندارد؟ زیرا ما هیچگاه صورت خیالی جدا شده از نفسی را جایی نگهداری نمی کنیم مجددا همان را حاضر کنیم. استاد عزیز، جواب دقیق حضرتعالی برای من مهم است. خداوند همه ما را عاقبت به خیر گرداند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مقام خیال در نسبت به عالم عقل در بالا و یا در نسبت به عالم محسوسات در پایین، صور خیالی را می‌سازد و این‌طور نیست که صور خیالی قبلاً در جایی بوده باشد. در این مورد خوب است که به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» که بر روی سایت هست، رجوع فرمایید. موفق باشید         

18561

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد: ببخشید مزاحم شدم حرفی شنیده ام خواستم صحتش را از شما بپرسم. اینکه علامه طباطبایی با حضرت امام در تشکیل حکومت موافق نبودند اگر صحت دارد علامه چه چیزی می دیدند که امام نمی دیدند و امام چه چیزی می دیدند که علامه نمی دیدند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرگز این‌طور نیست. شاید علامه باور نمی‌کردند که در تحقق انقلاب اسلامی مردم تا این حدّ همراهی کنند. وگرنه همه‌ی روح و فکر همه‌ی علمای شیعه تشکیل حکومت اسلامی است. خوب است در این مورد به جواب سؤال 18556 نظری بیندازید. موفق باشید

16523
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد محترم: اینکه مشرکین از پیامبر (ص) می پرسیدند چرا بر ما ملک نازل نمی شود، آیا چون تصور مادی از ملک داشتند چنین تقاضایی می کردند یا نه آنها بر خلاف تمدن غرب که به کلی از غیب بی خبر است تا حدی با غیب مرتبط بوده اند و اصلا اینها الهه پرست بوده اند و این ارباب متفرق را شفیعانشان نزد رب الارباب می دانستند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً قسمت اول سخن شما درست است. ولی آن‌جایی که می‌گفتند چرا به ما وَحی نمی‌شود، یک خودخواهی داشتند که خود را شایسته‌ی وحی می‌دانستند و حضرت حق در این مورد می‌فرماید: «وَ قالَ الَّذينَ لا يَرْجُونَ لِقاءَنا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْنَا الْمَلائِكَةُ أَوْ نَرى‏ رَبَّنا لَقَدِ اسْتَكْبَرُوا في‏ أَنْفُسِهِمْ وَ عَتَوْا عُتُوًّا كَبيراً» (21)/فرقان ؛ و كسانى كه اميدى به ديدار ما ندارند (و رستاخيز را انكار مى‏ كنند) گفتند: «چرا فرشتگان بر ما نازل نشدند و يا پروردگارمان را با چشم خود نمى ‏بينيم؟!» آنها درباره خود تكبّر ورزيدند و طغيان بزرگى كردند. موفق باشید

12717
متن پرسش
سلام استاد: عید فطر بر شما مبارک. من زیاد دچار شبهه و سوالات بیهوده می شوم که حس می کنم فقط عمر مرا تلف می کند و مطمئنم نوعی حیله از طرف شیطان ملعون برای بازداشتن من و امثال من و همه کسانی که دوست دارند عالم دینی داشته باشند است، لطفا مرا از راهنمایی حکیمانه خود بی نصیب نفرمایید و به بنده بگویید چه کار کنم که از این حیله و دام خلاص شوم و مطیع محض خدا و قرآن و چهارده معصوم و اولیاءالهی بشم، لطفا راهی به بنده نشان دهید که از شبهه و سوال زیاد خلاص شوم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قبلاً نیز در جواب سؤالات کاربران عرض شد، باید تلاش کنید تا در یک دستگاه فکری قرار گیرید و بتوانید بسیاری از شبهات خود را جواب دهید. بنده مباحث معرفت نفس و برهان صدیقین را پیشنهاد می‌کنم. موفق باشید

12624

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: اگر کار عمده آقا امام زمان (عج) برقراری قسط و عدل روی زمین است چرا یکی از دعاهای ایشان این است که از خدا می خواهند به اغنیا سعه عنایت فرماید و به فقرا صبر و قناعت / آیا منظور از سعه و قناعت در اینجا چیز دیگری است یا عدل و قسط معنای دیگری دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این دعا دعای حضرت صاحب الأمر«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» در زمان غیبت است و از طرفی در نظام عادلانه‌ای که کسی نتواند به حق دیگری تجاوز کند،‌ بنا به تقدیر الهی رزق‌ها بعضاً در وسعت نیست و اهل ایمان با صبر و قناعت در چنین شرایطی امتحان می‌دهند. موفق باشید

11301
متن پرسش
سلام: آقا به شما پیام دادم که من جوان را راهنمایی کنید و راهکاری جلوی پایم بگذارید نه اینکه سرزنشم کنید. قربانتان روم من از دعوا کردن تو خیابان، دعوا سر صف که کسی جلویم بیاید، دعوا با ارازل و اوباش می ترسم، برای از بین بردن این ترس چه کنم؟ شما در این وقت ها چه می کنید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: ابتدا سعی کنید منطق و فکر و سخن خود را منوّر به دین کنید تا قبل از دعوا، حق و باطل را درست تشخیص دهید و با منطق با افراد سخن بگویید و بنابر این است که انسان از بعضی افراد بی‌حیا فاصله بگیرد مگر آن‌که بخواهند حقی را ضایع کنند و انسان بتواند از آن حق دفاع نماید. موفق باشید
8523
متن پرسش
سلام علیکم اگر کسی در خواب متوجه شود که خواب است و با همان علم به دیدن رویا ادامه دهد و آگاهانه شروع به تصرفاتی در رویا کند، تصرفاتی که تقریبا به محض اراده محقق می‌شوند، آیا در اینجا نفس رویا بیننده در اصل در چه حالتی است؟ آیا در اصل او همچنان خواب است و فقط کیفیت خواب تغییر کرده است یا اینکه در اصل او بیدار شده است و آنچه می‌بیند سیر نفس او در حال بیداری است؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: نفس انسان در همه‌حال در صحنه است، گاهی در خودآگاهی قرار می‌گیرد و به خواب‌بودن خود آگاه می‌شود و مطابق همان خودآگاهی در خواب تصمیماتی برای خود می‌گیرد در عین آن‌که خواب است. زیرا در عالم ماده حاضر نیست بلکه در عالمی حاضر است که همان‌طور که می‌فرمایید به محض اراده‌ اش فعل محقق می‌شود. موفق باشید
7577

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام خدمت مدیر سایت. حتی المقدور در این سایت یا سایت جدید تاریخ پاسخگویی به سوال را در پایان هر جواب بنویسید چون گاهی برای کاربران لازم می آید که برخی سوالات قدیمی را با توجه به شرایط مخصوصا سیاسیِ اون موقعِ جامعه دنبال کنند.متشکرم
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: مسئول محترم سایت
6671
متن پرسش
سلام استاد. از برخی روایات برداشت می شود که حضرت اباعبدالله علیه السلام و یاران شهیدشان، درد ضربه های شمشیر و نیزه را تحمل نکرده اند و شرایط برایشان همانگونه که آتش برای حضرت ابراهیم برد و سلاما شد، ایجاد گشت. آیا این امر حقیقت دارد؟ اگر درست باشد ایشان صرفا با این ضربات از این دنیای تنگ و تاریک به بهشت ابدی منتقل شده اند بدون درد و دردسر و این تماما برد است و هیچ باختی در میان نیست؛ پس چرا با این وجود فردی که نامش در خاطرم نیست با اینکه تمام روز عاشورا را در رکاب حضرت جنگید؛ عصر گریخت؟ مگر دیوانه بود؟اگر نه دردی نه چیزی خلاصه نه چکی و نه چانه‌ای و بروی به خلد برین؛ چرا اینقدر راحت این شرایط را از دست دادند برخی افراد؟ تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: داستان اصحاب کربلا داستان عاشقان شیفته‌ای است که توانسته اند در جهت محبوب خود از خود بگذرند و لذا دیگر آن سختی‌ها در راه جانان برایشان نمود نداشت این کجا و عمل ضحّاک‏ بن عبدالله مشرقى ‏کجا که نتوانسته از خود بگذرد و بعداز واقعه عاشورا به شدت اظهار پشیمانی می کرد. موفق باشید
28283
متن پرسش
سلام استاد عزیز: بدون مقدمه برم سر اصل مطلب: بله استاد عزیز حرف شما کاملا درسته و ما باید به نوعی از احمدی نژاد عبور کنیم ، چون به فرموده شما احمدی نژاد دیگر اون احمدی نژادی نیست که بتواند با متذکر شدن افق های انقلاب بستری برای تعالی انسان ها به وجود بیاره و آرزو و امیدواری حضرت آقا مبنی بر به صحنه آوردن دولت اسلامی را برآورده کنه و ظاهراً احمدی نژاد به قول جنابعالی تاریخ خود را گم کرده است و دیگر نسبت عالیه با مبانی ، اهداف و آرمانهای انقلاب اسلامی را ندارد. اما استاد عزیز این حق را به ما بدید که ما برای عبور از احمدی نژاد گرفتار نقض غرض نشویم! چون ظاهراً برادران نابرادر قصد دارند برای انتخابات هزار و چهارصد کسانی را به عنوان کاندید انقلابی عَلَم کنند که از همون اول نه تنها احمدی نژاد اول که هیچ حتی احمدی نژاد دوم هم نیستند بلکه اساسا نسبت دقیقی با مبانی و اهداف انقلاب اسلامی ندارند! پس نخواهید از احمدی نژاد عبور کنیم و به امثال ولایتی ها و فتاح ها روی بیاریم! مگر اینکه برادران بخواهند در حق ما برادری کنند و امثال جلیلی ها را عَلَم کنند. حق را به ما می‌دهید استاد؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده فدای شما باشم با این‌همه هوشیاری و دلسوزی و تعهد. تصور بنده آن است که قاصدک خبرهایی می‌آورد از پشت کوه‌های بلند بنا بر آن است تا شخصی به ظهور آید که تمامیتِ بیشتری نسبت به قبلی‌ها دارد. باید منتظر ماند. موفق باشید

28178
متن پرسش
سلام علیکم: آقای مهدی نصیری در کتاب اخیرشون بنام عصر حیرت، مطالبی مطرح شده است بصورت ویژه تمدن سازی پیش از ظهور حضرت ولیعصر (عج) و در عصر فعلی که مدرنیته حاضرست را بلند پروازی و امری غیر لازم و حتی هزینه زا برای انقلاب و نظام می‌دانند. ایشان بعلت غیبت و عدم دسترسی به امام معصوم و ولایت او بصورت ظاهری و عمومی همچنین اختلاف فقها و مجتهدان در استنباط احکام شرعی، مباحث کلامی و فقهی و احادیثی را بصورت زیادی می آورند و آنها را دلایلی بر عدم لزوم و تکلیف مومنین برای بنای تمدنی پیش از عصر ظهور می‌دانند و معتقدند عصر غیبت، عصر فروبستگی و حیرانی و محدویت مومنین است و البته معتقدند اقدام امام برای انقلاب یک اقدام درست جهت حفظ کیان دین بود ولی به معنای لزوم تمدن سازی نیست بلکه باید تا حد ممکن یکسری اصلاح گری در حد توان انجام داد و تمدن سازی و تلاش برای ساخت تمدن را یک اقدام غیر ضروری و هزینه زا برای انقلاب می‌دانند که به مقبولیت عمومی نظام و انقلاب ضربه می‌زند و باید تا حد ممکن تساهل داشت و در سطح خانواده ها هم اگر اختلافاتی پیش می آید و گرایشهای مدرن و نه چندان مقیدانه به شرع دیده شد، با آنها مدارا کرد و برایشان دعا کرد و تسامح را پیش گرفت و عقلانیت حکم می‌کند باید فعلا از ابزارهای مفید و تجارب بشری جهان برای تقویت کارآمدی استفاده کرد و منتظر وضع موعود ماند و رویاهای بزرگ را رها کرد. البته ایشان مدرنیته را هم مشکل دیگر می‌دانند که شوره زاری تمدنی ایجاد کرده است و مانعی برای برقراری جامعه وحدانی است و نیازها و ساحاتی که بسیاریشان کاذب است را برای بشر ایجاد کرده که دین برای آنها برنامه نمی‌تواند بریزد و البته به نظر آقای نصیری لازم هم نیست دین برای آنها حرفی بزند چون نیازهای دست ساخت مبانی معرفتی و سیاسی مدرنیته است و خودش یک شوره زار تمدنی است و بعید است بتوان در این فضا با ابزار و نیازهایی که مبدا آن مدرنیته است، بتوان شریعت را بصورت جامع در تمام زیرنظام ها و ابعاد و ساحت ها و فضاهای زندگی کنونی بشر پیاده کرد. من خودم بشدت منتقد این دیدگاه عصر حیرت آقای نصیری هستم و شاید نوعی دیگر از قبض و بسط شریعت آقای سروش باشد البته با این تفاوت که آقای سروش ذات دین را دارای این محدودیت می‌داند ولی آقای نصیری، عصر غیبت و عصر مدرنیته را باعث ایجاد محدودیتهایی می‌دانند. خواستم از حضرتعالی بعنوان استاد خود و شخصی که دغدغه مند در عرصه تمدن نوین اسلامی-انقلابی هستید و در تبیین اندیشه حضرت آقا (حفظه الله) در راستای تمدن نوین اسلامی هستید این مطلب را بپرسم و درخواست کنم لطفا نظرتان را در این باب و این مباحث عصر حیرت آقای نصیری، بفرمایید. با تشکر و عرض ارادت فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رویهم رفته در جریان نگاه آقای نصیری هستم. مصاحبه‌ی ایشان و آقای علیزاده را هم دیدم. نگاه ایشان، نگاه یک شخص نیست، نگاه آنهایی است که در رابطه با شریعت الهی معتقد به تدبّر در متون دینی و تفکر نسبت به آن‌ها نیستند. بیشتر عقل خود را تعطیل می‌کنند و به سوی دین می‌روند. و مخالفت ایشان با فلسفه و عرفان از این جنس است و حتماً چنین نتایجی را به همراه دارد خیلی شبیه توصیه‌ای است که می‌گوید: «چراغ خرد خاموش کن». و عملاً نوعی بریدگی در مقابل تمدن غربی برای ایشان پیش آمده است، ولی با ادبیاتی که در آن ادبیات، حرف‌های خوبی زده می‌شود که مثلاً ما نباید با مخالفان تندی می‌کردیم و یا تندی بکنیم. ولی این سخنان، با زیربنایی که امثال مقام معظم رهبری می‌گویند، فرق دارد. زیرا رهبری برای سعه‌ی انقلاب اسلامی و تمدن اسلامی چنین راه‌کاری دارند که لازم است. موفق باشید  

26670
متن پرسش
سلام و عرض ادب و احترام خدمت شما استاد ارجمند: ۱. به نظرتان بهترین کتاب برای تاریخ اسلام تا غیبت صغری چیست که سلیس هم باشد؟ ۲. با توجه به اشتیاق زیادم به سلوک، مطالب زیادی در لابلای کتب شرح حال اولیا خوانده ام از جمله دستوالعمل ها و تاکیدات روی بعضی ادعیه و اذکار و اعمال. به همین جهت، مدت مدیدی است که به اعمال مستحبی به صورت افسارگسیخته چنگ می زنم و معمولا با نشاط انجام داده ام. ولی به شدت پراکنده و بی تداوم است. لازمه ی تداوم را تقلیل کمیت می دانم ولی دل‌کندن از بعضی مستحبات بسیار برایم سخت است و از طرفی هم نمی توانم اولویت بندی کنم یا برنامه ی عبادی بچینم. چه کنم؟ ۳. بهترین مصداق یا مثال برای شاد کردن مومن که سفارش شده چیست؟ یا شما نظرتان چیست؟ ۴. اینکه از بعضی متفکرین یا خود مقام معظم رهبری می‌شنویم که از ایشان نقد شود و نقد یا اختلاف سلیقه با رهبری ایراد ندارد، چطور نقدی؟ و آیا نقدها اثر مثبت داشته است و اصلا به جایی رسیده است؟ و آیا یک نقد منصفانه در مورد رهبری از حضرتعالی یا دیگران سراغ دارید؟ یا مثلا نقدی از جانب مجلس خبرگان؟ واقعیت امر، در جوابتان می خواهم به مسئله ای از نقدهای بجا اشاره کنید زیرا کمی دور از ذهن است که حتی یک اشتباه سهوی در این ۳۰ سال از ایشان دیده نشود. (این اصرار بنده همچنین برای جواب دادن به عده ای است که گمان می کنند ما ایشان را معصوم می دانیم.)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. مباحث جناب حجت‌الاسلام غنوی در این مورد نکات خوبی دارد. خلاصه‌ی آن را در جزوات «شیعه و هویت گمشده» که بر روی سایت هست می‌توانید دنبال کنید. ۲. سیر مطالعاتی سایت إن‌شاءاللّه می‌تواند مفید باشد. ۳. موارد فرق می‌کند یکی را با اطعام یکی را با محبت و یکی را با تعلیم علم ۴. در هر حال فقیه مطابق حکم خدا عمل می‌کند و این فرق می‌کند با یک مسئول که مجبور است به نظر خود مسائلی که پیش می‌آید را جبران نماید. خود مقام معظم رهبری در مورد «کنترل جمعیت» نقدی از خود را به میان آوردند. فراموش نکنید چون نیّت رهبر انقلاب خیر و الهی است و خودشان در این موارد مطرح نیستند، خداوند به ایشان کمک می‌کند و از این جهت اصولاً آن نقدهایی که می‌توان به سایرین داشت، در ایشان پیش نمی‌آید. موفق باشید

24898

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب: دو سوال خدمتتون داشتم: ۱. با توجه به اینکه در مسأله هبوط حقیقت حضرت آدم به صورت شخصیت جزئی نازل شد آیا ابلیس هم که مخاطب فرمان هبوط پروردگار واقع شد هم حقیقتی داشت و نزولی در مورد او صورت گرفت؟ ۲. استاد عزیز درباره بحث ولایت فقیه گفته می شود که منظور از ولایت، ولایت زعامت است و از منظر حضرت امام (ره) و حضرت آقا و برخی دیگر از فقها تمام اختیارات حکومتی و زعامت مسلمین که رسول خدا صل الله علیه و آله و امامام معصوم علیهم السلام در اختیار داشتند در اختیار ولی فقیه زمان است. سوالم این است که چرا در کلام برخی بزرگان اینطور بیان می شود که ولی فقیه بر تمام شئون ما ولایت دارند و حتی اگر حکم به حرام بودن زن و شوهری بکنند حکمشان جاری و لازم الاجراست؟ خیلی ممنون و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به دلیل این‌که خداوند ضمیر جمع به کار برده است و می‌فرماید: «اهبطوا» باید همه‌ی آن‌ها از بهشت خارج شده باشند. ۲. به نوع نگاه آن‌ها به موضوع ولایت فقیه ربط دارد. به نظر می‌آید اگر ولایت فقیه را در جایگاه ولایتِ زعامتِ امور مسلمین در نظر بگیریم بهتر مورد قبول قرار می‌گیرد. موفق باشید

24045

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد بزرگوار: دختری مذهبی با روحیه انقلابی و پیشینه کار فرهنگی بودم که بعد از سخت گیری های زیاد بابت اینکه روحیه همسر باید به آدم بخورد و... ازدواج کردم. در زمان آشنایی با همسرم از صداقت ایشان و ایمانی که حس کردم دارند خوشم آمد و ازدواج کردم. با وجودی که می دانستم اهل کار فرهنگی نیستند ولی فکر می کردم اهمیتی ندارد الان از ازدواجم پشیمان نیستم و ایشان را خیلی هم دوست دارم ولی اینکه نسبت به اوضاع دیگران بی تفاوت است و کمک به دیگران را چه از لحاظ مادی چه معنوی، نه از پدر و مادرش، نه از اطرافیانش نیاموخته، نسبت به خمس و زکاتش بی خیال است و علی رغم اینکه زبانا بسیار شکر گزار است ولی در نماز و اعمال دینی اش اهمال می کند، پاداش هر کاری را از جنبه مادی می بیند و خیرش به کسی نمی رسد، دروغ و پارتی بازی می کند و در جوابم می گوید همه انجام می دهند و...خیلی اذیت می شوم. سه سال از زندگی مشترکمان می گذرد و صاحب فرزند پسری هم هستیم. من نگران تربیت و رشد بچه هم هستم می ترسم از اینکه غذای شبهه دار (از نظر خودم نه همسرم) می خوریم ولی نمی توانم بیش از این با همسرم از حلال و حرام و احکام دینی صحبت کنم چون بارها گفته ام و خواسته ام که دقت بیشتری کند ولی چون از بچگی این طور بار آمده باور ندارد و نمی خواهد باور کند می ترسم بیشتر بگویم بدتر شود. از معنویات خودم هم به شدن نگرانم و احساس خسران می کنم چون از ازدواج تا بچه دار شدن و ... روز به روز از فرصت ها و توفیق های عبادت و مناجاتم کاسته شد و دیگر مستحبات به خاطره تبدیل شدند. من به یار امام زمان شدن فکر می کردم و می کنم و ایشان به اندوختن مال بیشتر برای جا نماندن از قافله. لطفا راهنمایی کنید چگونه رفتار کنم و چطور با ایشان برخورد کنم که احکام دینی را جدی تر بگیرند و اینقدر خودخواه نباشند در واقع زبان مفاهمه با ایشان را به من یاد بدهید. ممنون می شوم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم شما در مواردی که به ایشان تذکر می‌دهید وظیفه‌ی خود را انجام داده‌اید و بیش از این در چنین موضوعاتی ریز نشوید. سعی کنید همین زندگی را مأوایی جهت اظهار شخصیت دینی و الهیِ خود قرار دهید. موفق باشید

22251

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و احترام: مدتی است که در حرف زدن احساس می کنم بیش از حد احتیاط می کنم. دلیلش هم این است که می ترسم مطلبی که من به آن اعتقاد دارم، مخالف حقیقت باشد حتی معارف اسلام را چون همیشه احتمال می دهم که شاید معلم من برداشتش درست نبوده است. مثلا من کتاب «جایگاه رزق انسان در هستی» را خوانده ام و واقعا به آن اعتقاد دارم و باعث شد از دانشگاه به سمت حوزه بروم (با این استدلال که رزق دست خداست و وظیفه ی من الآن در این وانفساه شناخت خداوند است چون مخارجم را خانواده می دهند و هیچ حجتی نزد خداوند ندارم که چرا دنبال دین نرفتم.) ولی وقتی کسی می پرسد که چرا این کار را کردی، استدلالم را برای او بیان نمی کنم چون می ترسم مطالبی که شما فرمودید یا برداشتی که من داشتم اشتباه باشد و او از مسیر درست منحرف شود. ممنون می شوم مرا راهنمایی فرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی. سلام علیکم: آن‌چه ما می‌توانیم با اطمینان بگوییم آن چیزی است که مستند به سخن خدا و ائمه باشد و از ما همین انتظار را دارند که در حدّ‌ فهم خود از آن متون مقدس و با استناد به آن سخنان سخن خود را بگوییم لذا نه می‌توان سکوت کرد و نه باید در حد توهمات خود با مردم سخن بگوییم. موفق باشید

22033
متن پرسش
سلام استاد: عبادت قبول، بهشت برزخی که مورد قبول عرفا و فلاسفه بوده و در قوس نزول قرار می گیرد، از سنخ عالم مثال است. با توجه به این که فلاسفه عالم مثال را مجرد می دانند و ظاهر آیات و روایات، به جسمانی بودن بهشت حضرت آدم اشاره دارند، چگونه می توان از این دیدگاه دفاع کرد؟ از طرف دیگر این عالم مثال همان عالمی است که در قوس صعود هم حرکت به سوی آن صورت می گیرد. در اینجا هم این سوال مطرح می شود که چگونه معاد جسمانی با عالم مثال که عالمی مجرد است، سازگاری دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در مورد معنای معاد جسمانی کمی فکر کنید. زیرا منظور از جسم، جسمِ مثالی است و نه جسم مادی. در جزوه‌ی «چگونگی حیات بدن اخروی» که بر روی سایت هست شواهدی در این مورد مطرح شده است 2- چرا بهشت آدم را بهشت عالم مثالِ نزولی ندانیم؟ 3- آن‌چه در قوس نزول هست مابإزاء آن در قوس صعود می‌باشد منتها قوس صعود را انسان با اختیار خود طی می‌کند. موفق باشید

نمایش چاپی