بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
10299

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی و عرض خدا قوت. لطفا به طور کامل توضیح بفرمایید که منظور از مشرکین در جمله «سپس به او ضربتی می زنند که اهل آسمان ها و زمین جز مشرکین می شنوند.» چیست؟ کتاب «معاد» صفحه 84. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً مشرک در این روایت بسیاری از مردم می‌باشند زیرا قرآن می‌فرماید: « وَ ما یُؤْمِنُ أَکْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلاَّ وَ هُمْ مُشْرِکُونَ ». موفق باشید
7560

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و ادب خدمت جنابعالی جهت استفاده از شرح منطق و شرح اشارات چه شرحی را - به صورت سی دی- پیشنهاد می فرمایید و در اصفهان کجا میشود تهیه کرد ؟ با تشکر فراوان از جنابعالی
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: در جریان این امور نیستم. موفق باشید
5709
متن پرسش
بسمه تعالی سلام علیکم جناب استاد مذاکره با آمریکا برای فهماندن مواضع جمهوری اسلامی یا سوال وجوب مگر چه اشکالی دارد در مذاکره که قرار نیست چیزی را حتما قبول کنیم یا از قبل قرار نیست اتفاق بیافتد نهایتش این است که انسان میگوید نه و السلام.مداکره مگر معنی غیر از گفتگو دارد اتفاقا شاید با مذاکره با آمریکا همه بفهمند حقانیت ما را و بطلان عقاید و نظرات مقابل را.چرا باید اینهمه مذاکره با آمریکا حساسیت برانگیز باشد که عده ای بگویند مذاکره نکنیم و عده ای بگویند مذاکره کنیم مگر مذاکره چه گناهی دارد.
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: اتفاقاً سیاست نظام اسلام همین است ،آمریکائی‌ها هستند که ادعا می‌کنند ولی در عمل پیش‌شرط قرار می‌دهند و هم‌اکنون هم دولت برنامه‌ی مذاکره‌ی بدون پیش‌شرط را دارد
24612

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: می دانم وقت شما گرانبهاست در این چند سال همیشه راهنماییهای شما در خصوص سوالات متداول هم برای من هم دیگران واقعا مفید بوده از این رو این آخرین سوال است در خصوص سوال ۲۴۵۴۰ که می پرسم. با توجه به سوال ۲۴۵۴۰ دو تا جواب در دو نوبت لطف کردید بدین صورت: باسمه تعالی: سلام علیکم: در ماندن یا به شهر رفتن به هر صورت جمع‌بندی به صورت جمعی باشد یعنی خودتان به تنهایی تصمیم نگیرید. ولی به نظر می‌آید تجربه‌ی خوبی بوده است که اولاً زندگی در شهرستان را تجربه کرده‌اید و ثانیاً با اُنس با ارحام، عواطفی را برای خود شکل داده‌اید که نیاز است تا آخر آن را حفظ کنید حال چه در شهرستان بمانید و چه در شهر. موفق باشید باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم نمی‌توان گرایش فرزندان و همسرتان را نادیده بگیرید. موفق باشید حالا آخرین سوال من با توجه به اینکه هم خانواده پدری خودم هم خانواده پدری همسرم همگی دوست دارن ما بمانیم و با توجه به اینکه با خانواده خودم که مشورت کردم متوجه شدم همسرم میلی به ماندن در آنجا ندارد و شهر رو به دلایلی چون امکانات بیشتر و وجود مکانهای مذهبی مثل گلستان شهدا از لحاظ دعا برای حفظ دینداری و وجود کلاسها و جلسات دینی بیشتر و مستقل بودن زندگی بیشتر تمایل دارد و فرزندانم بخاطر انس با دوستانشان شهر رو بیشتر دوست دارند حالا با توجه به دو جواب قبلی شما یکی راجع به ارحام و اقوام که اگر برگردم شهر رفت و آمد قطع نمیشه ولی کمتر میشه یکی هم راجع گرایش زن و فرزند که فرمودید نادیده گرفته نشه یعنی الان من با توجه به شرح کلی سوال که قبلا گفتم خواسته خانواده رو انتخاب کنم و برگردم چون گرایش دارند و دلایل خودشان که گفتم یا راه پیدا کردن خواست و اراده خدا که هم خودم هم خانومم دوست داریم خدا راه رو برایمان انتخاب کنه تو این شرایط دودلی که نمیتونیم تصمیم بگیریم رو به استخاره با قرآن بیارم و هر چه آمد عمل کنم؟ آیا پیشنهادی دارید؟ واقعا از گرفته شدن وقت شما در خصوص این سوالات پوزش می طلبم گفتم شاید اراده خدا را در جواب شما پیدا کنم چون واقعا هم آرامش و نشاط خانواده برام مهمه هم آینده بچه ها، نگرانی من فقط بخاطر آینده بچه هاست دوست دارم متدین و دیندار تربیت بشن و شوهران حلال خور و پاک و در مسیر اهل بیت و خدا نصیبشان بشه و خدای ناکرده محیط و تفکر مدرن رویشان اثر بد نگزاره که آینده آنها تغییر کنه فکر کنم جیمیلم مشکل داره جواب قبلیها در جیمیل نیومد لطفا در سایت پاسخ دهید. بازم ببخشید. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تمایل ارحام، جای خود دارد ولی آن‌هایی که می‌خواهند زندگی کنند همسر و فرزندان شما می‌باشند. در این مورد استخاره جایی ندارد. در ضمن سری به جواب سؤال شماره‌ی ۲۴۶۰۴ بزنید. موفق باشید

24356
متن پرسش
جناب استاد سلام: چرا شخصی مثل جورج بارکلی که کشیش بوده در فلسفه دچار انحراف شده و در باتلاق ایده آلیست دچار شده که به عقیده بنده اصلا لزومی به این طرز تفکر هم نبوده چون هم می‌توانسته پیشرفت علوم را ببیند و هم زمان تبلیغ دین کند، در آن زمان مگر چگونه بوده که قبول پیشرفت علوم مادی را هم ردیف با بی دینی می‌دیده که برای تخریب آن علوم و پیشرفت آنها لاجرم خود را به باتلاق ایده آلیست گرفتار کرده تا آن علوم را بی ارزش جلوه دهد؟ آیا در آن زمان کسی نبوده تا در مقام رد نظرات و تفکر او بر آید؟ آیا در رد نظریه و تفکر او کتاب یا جزوه و یا متنی هست؟ البته نوشته ی شما را خواندم و حتی سوالی که از او کرده بودید، اما بنده دنبال یک رد و نقد مفصل می باشم. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بر روی سخن بارکلی باید تأمل کرد. حرف ساده‌ای نیست از آن جهت که متوجه شده است آن‌چه از اشیاء خارج در ذهن ما است نمی‌تواند معلولِ پدیده‌های خارج از ذهن باشد زیرا معلول، باید از علتیِ برتر به‌وجود آید. در حالی‌که معلومات ذهنی ما از جنس علم‌اند و پدیده‌های خارجی از جنس ماده. جناب صدرالمتألهین این مشکل را این‌طور حل کرده است که معلول خارجی معّداتی هستند که نفس ناطقه‌ی انسان آماده شود و صورتی متناسب با شیئ خارجی را با ارتباطی که با «واهب الصور» پیدا می‌کند در خود إبداع نماید. موفق باشید   

23704
متن پرسش
سلام: «قال یا قوم ارایتم ان کنت علی بینه من ربی و اتینی رحمه من عنده فعمیت علیکم انلزمکموها و انتم لها کارهون» چرا تعدادی انسانها فکر می کنند بعضی آیات قرآن برای انذار آنها نیامده و شأن آنها أجل از آن است؟ اتفاقا بنا بر سياق دیگر آیات مشخص می شود آن بینه الهی که از چشم قوم نوح پنهان شده بود از چشم بزرگان و علمای شان بوده، نه انسانهای عادی و کم سواد که اراذل نامیده می شدند! «فَقَالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِن قَوْمِهِ مَا نَرَاكَ إِلَّا بَشَرًا مِّثْلَنَا وَمَا نَرَاكَ اتَّبَعَكَ إِلَّا الَّذِينَ هُمْ أَرَاذِلُنَا بَادِيَ الرَّأْيِ وَمَا نَرَىٰ لَكُمْ عَلَيْنَا مِن فَضْلٍ بَلْ نَظُنُّكُمْ كَاذِبِينَ» چرا بزرگان و «ملأ» قوم و معلمان قرآن و نهج البلاغه احتمال نمی دهند که روزی در برخورد با رسول الهی، مصداق این آیات قرار گیرند و بینات فرستاده الهی از چشم آنها «عميت علیکم» شود و ایمان آورندگان را «اراذل» و عمرسعد خطاب کنند؟ رسول و حجت الهی فرق دارد با آنکه ما خودمان برای خودمان سرپرست قرار می دهیم و بعد از آن مخالفانش را از دم تیغ می‌گذرانیم. شعار یمانی آل محمد اینست که بخوانید، تدبر کنید، توسل کنید و بیعت را فقط برای خدا قرار دهید، ولی عمل آن کسی که بزرگان قوم ما او را ولی و سرپرست قرار داده اند بگیر و ببند و زندان و انفرادی است! اطلاع ندارد؟! از این اقدامات ناراضی است؟! این چه ولی ایست که نمی داند در حوزه ولایت اش ظلم می شود؟! یا می داند و بالغ بر سی سال است این روال بدتر شده؟ بگذریم، به آیات قرآن برگردیم که سالهاست معلمان قرآن در محضر آنند، چرا بعضی ها نمی ترسند که عالم بی عمل شوند؟ آیات قرآن بر تعلیم دهندگانش صدق نمی کنند؟ «وليس فيها من راية اهدى من راية اليماني، لأنّه يدعو إلى الحقّ ...و إذا خرج اليماني فانهض إليه فإن رأيته راية هدى و لا يحل لمسلم أن يلتوي عليه فمن فعل ذلك فهو من أهل النار لأنه يدعو إلى الحق و إلى طريق مستقيم»
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با انقلاب اسلامی به اراده‌ی الهی و برای نجات بشریت، تاریخی به ظهور آمده که مسیر همه‌ی بشریت و رستگاری آن، امروزه با ورود در این نهضت محقق می‌شود. وظیفه‌ی ما است با بصیرت و زمان‌شناسیِ خاصِ این زمانه، با ورود در این نهضت، از مشکلاتِ پیش‌آمده عبور کنیم، آن‌هم تنها با امامت نایب الإمام حضرت آیت اللّه خامنه‌ای «حفظه‌اللّه» و لا غیر. موفق باشید

23664
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام استاد باز عذر خواهی مرا پذیرا باشید مانند کودکی می مانم که تازه راه افتاده و دایما نیازمند دست گیری. دوباره سر دو راهی مانده ام بسیار با مطالعه و تحقیق سعی در حل آن کردم ولی دلایلی مرا به این طرف می کشاند و دلایلی به طرف دیگر، نتوانستم تشخیص دهم. شما فرمودید هرچقدر به برنامه ریزی عمل کنیم شخصیت بهتری برای خود شکل داده ایم. از طرفی در روایات فرمودند هرگاه تمایل به مستحبات نداریید به واجبات اکتفا کنید. این دل من دایما از این سو به آن سو می پرد گاهی کنترل آن از دستم خارج می شود گاهی شوق فراوان به مطالعه دارم و گاهی به عبادات و گاهی حوصله هیچکدام را ندارم و به سراغ تدبر در قران می روم. ولی من که برنامه ریزی کرده بودم آن هم در متعادل ترین حالت به خود گفتم این نفس افسار گسیخته را باید رام کنم تا در هر ساعتی کار مخصوصی انجام دهد اینطور که نمی شود. وقتی چند روز برنامه را اجرا می کنم از همه فعالیت ها چنان خسته می شوم که فقط می خواهم بخوابم با اینکه میزان خواب نیاز بدن را هم در برنامه تنظیم کرده ام. خوب من چه کنم؟ از طرفی در آن حرکت (نامنظم) دریافت ها زیاد می شود و فعالیت ها به بهترین نحو پیش می رود و در این حرکت (منظم) اینطور نیست دریافت ها به شدت کم می شود و انگار قلب بیچاره خود را در زندان کرده ام که تمام تمرکزش روی برنامه باشد و حتی توجه در نماز به شدت کاهش میابد. بین سخن شما و عمل به آن روایت با این احوالات خودم مانده ام، چه کنم؟ از ساعت متنفرم دست و پایم را می بندد ولی اگر شما بفرمایید به اسم مجاهده تحملش می کنم. حلال بفرمایید بنده را جهت گرفتن وقت شریف شما.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم باز باید به برنامه‌ای که به خود می‌دهید فکر کنید. با این تفاوت که برای خودتان آن طور که خودتان را می‌شناسی برنامه بریزید، خودی که هم باید به رفقایش سر بزند و هم تفریح و ورزش داشته باشد و هم کتاب مطالعه کند و هم از فضای مجازی خیلی دور نباشد. هرکس در این تاریخ باید آن شود که باید بشود. موفق باشید

23597
متن پرسش
سلام: استاد حس نمی کنید مردم دارند کافر می شوند، دارند به اون دینی که هیچ کاری ازش نیامده و نمی آید کافر می شوند. به دینی قالبی که جز خم و راست شدن و امساک از طعام در گوشه ای از سال که اعلام می کنند نیست، دینی که با حرص زدن به دنیا و جمع مال و کسب مقام ها و قدرت ها هیچ منافاتی ندارد. دینی که فقط متد است نه مسلک. این بخش لا اله ی تهلیل انقلاب نیست؟ موقع نشان دادن الله نرسیده است؟ انگار مردم از خیلی از خواص به اصطلاح عالم جلوترند، که آن ها هنوز دارند دین به درد نخوری را که نمی تواند ذره ای خود نگه داری بدهد ترویج می کنند و فریاد هم می زنند که چرا مردم دارند بی دین می شوند. (اهل ظاهر همیشه فقط نگران ظاهرند)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در این مطالب با شما همراه هستم، ولی نه به عنوان انکار دین و دیانت. آری! دین اسلام در حقیقتش همان دین علی «علیه‌السلام» است که برای دنیا به اندازه‌‌ی عطسه‌ی بُز هم ارزش قائل نبود و نه دینی که با اشرافیت و اشراف‌زادگان همراهی کند. موفق باشید

22558

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: با توجه به پیشگویی های امامان درباره برخی از افراد ثانیا با توجه به علم خداوند از آینده انسان و ثالثا با توجه به رویای صادقه به نظر می رسد که آینده بنده مشخص است. حال با توجه به اینکه خدا می داند که با اراده خودم سرنوشتم مشخص است. چون با توجه به مفروضات بالا نتیجه گرفته ام. من با فرض اینگه من با ارده خودم سرنوشت خودم را انتخاب کرده ام. نتیجه اینکه یا جهنم ام یا بهشتی. و باید بی خیال سرنوشتم باشم. اگر بگویید مثلا ابن ملجم می توانست پیشگویی حضرن را بر عکس کند من قانع می شوم که در آن صورت اینده ای نیست که خدا بداند. با تشکر
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم جزوه‌ی «جبر و اختیار» که بر روی سایت هست بتواند جواب سؤالات جنابعالی را بدهد. موفق باشید

21425

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: در خصوص نام مقدس رسول اکرم (ص) در قرآن کریم چرا هنگامی که حضرت عیسی (ع) بشارت آمدن ایشان را می دهد با نام احمد معرفی می نماید (سوره مبارکه صف آیه 6) ولی خداوند حضرت را با نام محمد خطاب قرار می دهد؟ ممنون از راهنمایی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم. شاید در کشف حضرت عیسی «علیه‌السلام» حضرت محمد«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» به نام «احمد» ظاهر شده باشند. موفق باشید

19719

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: آیا اکنون زدگی همان در حال زندگی کردن است؟ و رابطه اکنون زدگی با در فکر دیروز و فردا زندگی کردن چیست؟
متن پاسخ

مه تعالی: سلام علیکم: اکنون‌زدگی یک نوع غفلت است به جهت روز‌مرّه‌گی‌ها، و این غیر از در «حال» بودن و خود را از روزمرّه‌گی‌ها آزادکردن است. موفق باشید

19571
متن پرسش
با عرض سلام: می خواستم در درک «لا اله الا الله» کمکم کنید چون دو جور برداشت می کنم ۱. یکی اینکه تمام چیزها یا افرادی که به آن وابستگی هست و گرایش به آن هست اصلا وجود ندارند و وهم و خیال باعث دلگرمی به آنهاست مثل قدرت ، شهرت و لذات مادی یعنی مثل یک کودک که وقتی بزرگ شد دیگر هیچ نظری به اسباب بازیهای دوران کودکیش ندارد. ۲. یا اینکه تمامی اینهایی که مانند الهی است همانها نشانی از الله است که بایستی ما را به الله برساند و منظور اینکه همه از الله است مانند عکسی که در آینه می بینیم بدانیم آن عکس وجودی ندارد ولی دلیل بر وجودی می باشد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مخاطب ذکر شریف «لا إله إلاّ اللّه» که فرمود: «قولوا لا إله إلاّ اللّه تفلحوا» همه‌ی بشریت‌اند. از آن جهت که برای خود معبودهای متکثری ساخته‌اند تا از شیدا و واله‌شدنِ آن‌ها روی برگردانند و بنیادِ تعلق جان خود را حضرت احدیت قرار دهند. و این غیر از آن است که انسان نسبت به آشنایان خود با عواطف برخورد کند و به آن‌ها محبت داشته باشد. موفق باشید

18889

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و احترام خدمت استاد معزز: اول از اینکه وقت گرانبهایتان را می گیریم عذرخواهی می کنم ان شاءالله خداوند به وقتتان برکت دهند. استاد کتاب بصیرت حضرت زهرا سلام الله علیها را به تازگی خوانده ایم و تازه فهمیده ایم شخصا چقدر نسبت به شناخت این خاندان کوتاهی کرده ایم و چقدر بی بصیرت هستیم، اما چیزی که برایم سوال شده است این است که اگر حب جاه و مقام نبود شاید سقیفه به وجود نمی آمد و با توجه به شناختی که از خود داریم در درون بنده هم همین حب جاه و مقام و.... می باشد، مثلا اگر درسی می خوانیم برای اسم در کردن باشد نه برای یاری کردن امام زمان مان، ترسی در وجودم افتاده که نکند با وجود چنین صفتی یاری گر امان زمان عج الله تعالی فرجه الشریف نباشیم و خدای نکرده در مقابل ایشان بایستیم. با این حب جاه و مقام چه باید کرد؟ هرچه به خود نهیب هم می زنیم و یا اگر در موقعیتی باشیم سعی می کنیم گمنام باشیم ولی باز این حب در دل هست. و یک سوال دیگر از خدمتتان دارم برای امثال بنده که اینقدر بی بصیرت هستیم چه باید بکنیم تا بصیرتمان بالا رود؟ مثلا استاد چند روز پیش فیلم فروشنده را دیدیم با اینکه از فیلم بدمان آمد ولی اصلا نگاه انتقادی به این فیلم نداشتیم تا اینکه بعد از چند روز با خواندن نقدهایی که به فیلم وارد شده بود شروع کردیم به بررسی سکانسها و اینکه اصلا هدف از ساخت این فیلم چه بود. این بی بصیرتی و اینکه زود همه چیز را می پذیریم آزارمان می دهد. لطفا اگر برایتان مقدور است این حقیر را راهنمایی بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- اگر انسان پای در جاده‌ی دینداری بگذارد، نور ایمان به مرور بر قلبش می‌تابد و به همان اندازه به مرور، حبّ جاه از وَهم و خیالش رخت برمی‌بندد. لذا به ما گفته‌اند: «تو پای به راه در نِه و هیچ مپرس / خودْ راه بگویدت چون باید کرد» 2- وقتی آرام‌آرام معارف الهی برای انسان شکل گرفت به همان اندازه بصیرت لازم حاصل می‌شود. موفق باشید

17046
متن پرسش
با سلام و عرض احترام: علت اینکه انسان پس از مرگ نمی تواند عمل صالح انجام دهد چیست؟ درست است که تکلیف از انسان برداشته می شود، اما آیا انسان نمی تواند مثلا ذکر بگوید و نماز بخواند؟ کماکان که ما در این دنیا ذکر و نماز مستحبی (و غیر تکلیفی) هم داریم. اساسا اصلا مگر می شود انسان در ساحتی باشد که نتواند عمل کند؟ مگر عمل عین ذات انسان نیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در قیامت اراده‌ی جدیدی که منجر به عمل جدیدی شود واقع نمی‌گردد. ولی انسان از آن به بعد میهمان سفره‌ی خودش است و از حالات معنوی که برای خود ذخیره کرده است، لاینقطع بهره‌مند می‌شود. موفق باشید    

15345

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد آیا مطالعه کتابهای آقای محمد رضا حکیمی برای تحکیم و تقویت مبانی اعتقادی مفید است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رویهم رفته خوب است. موفق باشید

11875
متن پرسش
با سلام بر مهدی موعود و پیروان ایشان: لطفا بفرمایید حقیقت وجودی حجاب چیست؟ اگر بخواهیم به حقیقت وجودی گناهانی مثل غیبت و دروغ پی ببریم از چه طریقی ممکن است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ما باید در زیر سایه‌ی رحمت الهی روزگار بگذرانیم تا رحمت الهی ما را بپوشاند و اگر به شجره‌ی ممنوعه نزدیک می شویم و رحمت الهی از ما فرو افتد خود را برهنه می‌بینیم و سرگردانِ جمع‌آوری برگ‌های بهشت می‌شویم تا به خود بگیریم. تمام دستورات الهی برای آن است که بتوانیم در زیر سایه‌ی رحمت الهی بمانیم. موفق باشید

9819
متن پرسش
استاد به نظر شما علت فساد اداری در سیستم اداری غربی است یا مساله دیگری است؟ راه مقابله و مبارزه با آن و فرهنگ سازی در این زمینه چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: جمع بین نظام غربی و نفس امّاره است. برای تخقق نظام اسلامی هم باید نظام اداری به‌کلّی تغییر کند و هم انسانی مناسب اهداف الهی جهت نظام اداری تربیت شود. إن‌شاءاللّه وقتی تاریخ آن فرا رسید می‌فهمیم چگونه سازمان اداری موجود مانع تحقق اهداف انقلاب اسلامی است. موفق باشید
9755
متن پرسش
سلام علیکم حناب استاد جسارتا لینک کتاب معرفت و نفس و حشر، صفحه انسان از تنگنای بدن تا فراخنای قرب الهی را باز میکند.
متن پاسخ
به نام خدا. باسلام. صفحه ای که باز میشود اول آن کتاب "انسان از تنگنای بدن تا فراخنای قرب الهی" را میبینیدولی اگر همان صفحه را تا پایین مرور کنید کتب دیگر انسان شناسی منجمله کتاب"معرفت نفس وحشر" راهم مشاهده خواهید کرد.لازم بذکرست که این مشکل انشاالله در سایت جدید که مراحل نهایی خود راطی میکند برطرف خواهد شد.مدیریت سایت
7492
متن پرسش
باسلام . ظلمت که عدم نور است میشود عدم. حال آیا به عدم خلقت تعلق میگیرد؟ یا خداوند نور را آفریده و عدم آن میشود ظلمت؟ پس چرا در دعای شریف سمات فرموده : خَلَقْتَ بهَا الظُّلْمَةَ وَ جَعَلْتَهَا لَیْلا ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که حضرت حق اراده کرده‌ است شب و روز در عالم باشد و برای تحقق شب اراده‌ای لازم است حتی اگر آن اراده، اراده به عدم حضور خورشید در قسمتی از زمین باشد و لذا از این جهت می‌فرمایند ظلمت را خلق کردی، مثل آن‌که به شما می‌گویند شما به خانه‌ی ما نیامدید. درست است که «نیامدن» فعل نیست ولی اراده به نیامدن فعل است. موفق باشید
7304
متن پرسش
با عرض سلام و ادب و احترام؛ میخواستم بدانم اینکه امروز باب شده که از جلسات خصوصی و رفتارهاو اخلاقیات فردی سیاسیون و همچنین سخنان خصوصی و مواضع سیسای آنها توسط افرادی موثق و غیر موثق اخباری منتشر میشود،از لحاظ فقهی چه حکمی دارد؟آیا با توجه به اینکه این جلسات عمومی نیست حکم غیبت یا خیانت درامانت را ندارد؟متشکرم التماس دعا...
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: رهبری عزیز امروز تکلیف الهی ما را حفظ وحدت آحاد ملت و مسئولان و نخبه‌گان و جلوگیری از مخدوش‌شدن متن به وسیله‌ی حواشی تعیین کرده‌اند. اگر آن جلسات در راستای اهدافی است که رهبری«حفظه‌اللّه» تعیین کرده‌اند خوب است، وگرنه باید احتیاط کرد به‌خصوص نباید انتقادها منجر به وَهن افراد شود چون ما با بدی بد هستیم ولی شخصیت آن‌هایی که مرتکب آن بدی‌ها می‌شوند عین آن‌ بدی‌ها نیستند که از آن‌ها مأیوس شویم. موفق باشید
4519
متن پرسش
باسلام 1.فرق عجب با کبر چیست؟ 2.در شرح دعای مکارم الاخلاق جلسه6 فرمودید جای سیاسی هر کسی را بشناسید واقعا این برای من سئوال است و تا به حال کسی نتوانسته قانعم کند که چرا بعضی از علما در این وضعیت کنونی سیاسی جامعه با سیاست کار ندارند و مانند آیت الله مصباح و دیگران وارد نمی شوند و حتی خیلی حساسم که چرا آقای جوادی که پایه عظیم اندیشه حوزوی هستند هم اینگونه وارد نمی شوند و در برخی اوقات موضع گیری نمی کنند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در عجب انسان نظر به خوبی‌ها و کمالات خود دارد و از توفیقات الهی که منجر به این کمالات می‌شود غافل است و در کبر انسان با نظر به بزرگی‌های کاذب خود، بقیه را تحقیر می‌کند. با این‌همه در بسیاری موارد کبر و عجب به یک معنا به‌کار برده می‌شود 2- این تفاوت را مربوط به نوع نگاه آن عزیزان باید نسبت به امور کشور دانست، یکی ممکن است به مدیریت رهبری مطمئن باشد و در محدوده‌ای خاص وظیفه‌ی خود را انجام دهد و مسئولیت نهضت نرم‌افزاری نظام اسلامی را به عهده گیرد و دیگری ممکن است در امور جزیی‌تر بخواهد به رهبری کمک کند ولی این‌گونه علماء نشان داده‌اند همیشه دغدغه‌ی اسلام و مسلمین را داشته‌اند. موفق باشید
2206

سلوک فردیبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم.سلام علیکم .ایا بعد از اتمام یک دوره عقاید و تنبیه عقلی بطور متوسط رجوع به کتب معاد برای مدت یک سال یا بیشتر در کنار کتب حوزه تا انکه نگاه دیگر به خود و عالم پیش رو داشته باشیم نظر شما چیست البته این با توجه به کلام علامه که در جزوه روش المیزان فرمودید بیان شد که در مباحث معرفت دینی ابتدا معاد بررسی شود .تصورم ان است که با این کار قلب را با خبر میکنیم تا بیشتر ضرورت مسیر سلوک راداشته باشیم البته ذیل نورحضرت امام ره.توضیح بفرمایید.با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: اگر به دروس حوزه ضرر نرساند فکر خوبی ست و با نظر به معاد، انسان جایگاه بسیاری از دستورات دین را می‌فهمد و اساساً مباحث معاد اگر به صورت حضوری مطرح شود خودش به خودی خود یک نحوه سلوک در خود دارد. موفق باشید.
28127

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض خسته نباشید و آرزوی قبولی طاعات و عبادات: شرح فصوص و منازل السائرین و مباحث معاد اسفار را چگونه می توانیم تهیه کنیم؟ در سایت آنها را پیدا نکردم. اگر در مورد این مباحث سیر مطالعاتی خاصی هست آن را هم بیان بفرمایید. بنده از آثار استاد کتابهایی نظیر ده نکته از معرفت النفس از برهان تا عرفان، ماه رجب، صلوات، تعدادی از کتب در موضوع انقلاب، مهدویت، مقام لیله القدری حضرت فاطمه و ... مطالعه و کار کرده ام. همچنین شرح منظومه ملاهادی سبزواری را نیز خوانده ام و در باب مطالب عرفان نظری و عملی استاد بسیار علاقه مند به مطالعه می‌باشم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سیر مطالعاتیِ سایت لازم است. مباحث «اسفار» یعنی شرح جلد ۸ و ۹، صوت خوبی ندارد. پیشنهاد آن است که بعد از مقدمات سیر مطالعاتی، بحث کتاب «معاد» همراه با شرح‌های صوتی آن را بدون عجله دنبال بفرمایید و سپس با فصّ «آدمی» و «شیثی» ورود در عرفان إن‌شاءاللّه محقق می‌شود. موفق باشید

27241
متن پرسش
سلام علیکم: مگر نه این است که انسان دینی و متعهد به شریعت، باید خود در فراهم کردن شرایط لازم برای کارهایش بکوشد نه این که منتظر فراهم شدن شرایطش باشد و به این بهانه کاری نکند؛ پس چرا در زمان سقوط بنی امیه و روی کارآمدن بنی عباس امام صادق (ع) سکوت کردند و نظاره گر ماجراها بودند و منتظر بودند شرایط فراهم شود و حتی از پذیرش خلافت امتناع کردند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هنر حضرت صادق «علیه‌السلام» آن بود که متوجه بودند چه کاری مناسب آن زمانه است و این یکی از بحث‌های مهم زمان‌شناسی است که بفهمیم هر زمانه‌ای چه ظرفیتی برای چه کاری دارد. عرایضی در جلد دوم کتاب «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» تحت عنوان «زمان‌شناسی» شده است. موفق باشید

24121

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد گرامی سلام: شما در جواب سوال ۲۴۱۱۴ فرمودید: آن‌چه احتمال خطا دارد حکمی است که نسبت به صورت خارجی، صورت می‌گیرد یعنی آیا آن‌چه نزد عالِم است منطبق است با صورت خارجی یا نه؟ آیا این جواب دلیل بر احتمال خطای ادراکی نیست و دلیل بر یقینی نبودن ادراک حسی، در صورتیکه در فلسفه یکی از یقینیات ادراکات حسی هست و این با جواب شما در تناقض نیست؟ مگر فلسفه مدعی نیست علم یقینیست، پس چرا در این زمینه شک دارد؟ در ضمن مگر کسی تا بحال عدم تطابق صورت نزد عالم را با صورت خارجی گزارش کرده و یا تایید کرده که این احتمال خطا در فلسفه در نظر گرفته شده؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انطباقِ صورت ذهنی با صورت خارجی هیچ‌وقت به معنای یقینی که از طریق برهان و استدلال حاصل می‌شود، نخواهد بود. آری! انسان به صورت بدیهی متوجه می‌شود که نفس ناطقه‌ی او به همان چیزی علم دارد که در خارج هست. در این مورد سری به سؤال شماره‌ی 24128 نیز بزنید. موفق باشید

نمایش چاپی