بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
23716

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام; استاد بنده یک سوال از حضرتعالی پرسیدم با این شماره:۲۳۶۳۰ و خیلی دوست داشتم نظر حضرتعالی را بدانم، نمی دانم که آیا سوال در سایت ارسال نشده یا حضرتعالی سوال بنده را پاسخ ندادید یا جای این سوالها اینجا نبود؟ علی ای حال استاد اگر امکانش هست بفرمایید آیا باید برای بچه دار شدن در زندگی مشترک دو دو تا چهار تای مادی انجام داد؟ یا باید بگوییم رزق فرزند دست خداست و با اینکه در خرج غذای روزمره ی خودمان هم مانده ایم و با شرایط دانشجویی بچه دار شویم؟ استاد این سوال واقعا ذهن بنده را مشغول کرده است، تاکید های رهبر انقلاب مبنی بر اینکه اگر کسی در بچه دار شدن دیر اقدام کند خداوند جواب سخت به او خواهد داد خیلی بنده را ترسانده ولی از طرفی می گویم بچه دار شوم چگونه از پسِ خرج ابتدائیاتِ فرزند برآیم!؟ با تشکر و عذرخواهی اگر وقت شریفتان را می گیرم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم کجا دنبال جواب سؤال‌تان می‌گردید؟!! این‌طور به ایمیل تان به صورت شخصی  جواب داده شد:

۲۳۶۳۰. باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمی‌کنم با نظر به شرایطی که جنابعالی دارید، توصیه به فرزندآوری که امر بسیار مهمی است، مدّ نظر باشد. آری! إن‌شاءاللّه وقتی شرایط‌تان در حدّ فرزندآوری شد، کوتاهی نکنید. موفق باشید

22881

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
این که در عرفان نظری گفته میشه هر حمد و ستایشی در اصل حمد و ستایش خدای متعال است، مثلا اگر از یک اثر هنری زیبا تعریف و تمجید کنیم در اصل ستایش هنرمندی هست که اون اثر رو پدید آورده است و در مرحله بعد ستایش و حمد خدایی هست که اون هنرمند رو خلق کرده و با ربوبیت خودش این استعداد رو در وجود آن هنرمند به فعلیت در آورده و در مجموع حمد و ستایش ما به خدا می رسد چون خدا بستر و زمینه تحقق اون پدیده ای که مورد ستایش ما قرار گرفته است را فراهم نموده و کار به حول و قوه او انجام شده؛ اما یه سوالی برای بنده پیش اومده، اما اگر ما بخواهیم با همین ترتیب استدلال کنیم نقطه مقابل این مسئله هم به وجود میاد، یعنی هر انتقادی از هر چیزی و در هر موردی هم که باشه به این ترتیب در نهایت به خدا بر می گردد و مطابق مبانی اسلامی ایمان داریم قطعا خدا کمال مطلق و خیر محض است و هیچ انتقادی بر او وارد نیست، این دو مطلب چگونه قابل جمع هستند؟! اگه میشه در این مورد توضیح بدهید.
متن پاسخ

اسمه تعالی: سلام علیکم: آن‌جا که حجاب و عدم کمالی در میان است، به خدا برنمی‌گردد مگر علمِ به آن حجاب. که علمِ به حجاب، حجاب نیست علم است. موفق باشید

22559
متن پرسش
سلام: همواره می گوییم روزی همه مخلوقات دست خداست، لکن افراد یا حیواناتی را می بینیم که به علت شرایط خاص، در اثر گرسنگی و قحطی از دنیا می روند و ممکن است این قحطی ساخته دست انسان های دیگر باشد. چگونه است که رزق این مخلوقات به آن ها نرسیده است؟ مثلاً کودکانی که در فشار ناشی از جنگ می میرند. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بستگی دارد که از چه زاویه‌ای به موضوع بنگریم. اگر پذیرفتیم خالق عالم و خالق همه‌ی مخلوقات، خدایی است که هیچ‌چیزی مانع رزّاقیت آن نمی‌شود، موضوع را به شکل دیگری باید نگاه کرد که نکند همین اندازه رزق او بوده است که در این دنیا بماند. البته و صد البته وظیفه‌ی ما نسبت به گرسنگی و مرگ و میر انسان‌ها جای خود محفوظ است، می‌ماند که آیا خداوند سرنوشت مخلوقات خود را این اندازه در اختیار سایر انسان‌ها گذاشته است تا هرکاری که خواسته‌اند با سایر انسان‌ها انجام دهند؟ موفق باشید

22296
متن پرسش
با سلام خدمت شما: با توجه به پرسش ۲۲۲۸۷ در رابطه با تدبیر نفس جنین، اینکه ما داریم که از ۴ ماهگی روح در جنین دمیده می شود یعنی قبل از ۴ ماهگی چه کسی این اعضا را شکل می داده و تدبیر می کرده؟ اصلا چرا از همان اول تشکیل جنین زوح در آن دمیده نمی شود؟ چطور این مساله با «هو الذی یصورکم فالارحام کیف یشاء» قابل جمع است؟ سپاسگزارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در ابتدا، نفس ناطقه‌ی مادر است که نطفه را تدبیر می‌کند تا به مرتبه‌ی حالت گیاهی برسد که در این صورت، جنین با نفسِ نباتیِ بالفعل که بالقوه انسان است تدبیر می‌شود تا به نفسِ حیوانیِ بالفعل که بالقوه انسان است می‌رسد. ظاهراً این مرحله، مرحله‌ی چهارماهگی است و عملاً جنین در این مرحله حکم یک انسان را دارد. موفق باشید

22035

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و احترام: استاد بفرمائید یک جوان در شرایط فعلی با توجه به نحوه زندگی که غرب تا حدودی به ما تحمیل کرده و شرایط راحت ازدواج و رسیدن به آرامش در کنار آن مثل قدیم راحت نیست ایام خودش رو چطوری سپری کنه؟ در صورتیکه در این امر کوتاهی هم نکرده ولی تا الان محقق نشده.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: در نظر داشته باشید که همیشه انسان با امتحانات الهی روبه‌روست و پس از آن‌که از آن‌ها سربلند بیرون آمد، خداوند راه‌های خود را به سوی بنده‌اش می‌گشاید. موفق باشید

21994
متن پرسش
با سلام و تشکر: لطفا در مورد رابطه توحیدی و حقیقی با اعضای خانواده که در پاسخ به سوال 21976 فرمودید نوضیحی بفرمایید؟ و اینکه لطفا توضیحی در مورد مقام «شطح» که در پاسخ سوال 21963 فرمودید بدهید. بسیار ممنون و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که در موقعیت سؤال و جواب نمی‌توان موضوعات را به صورت تعلیمی جواب داد. آری! شاید این جواب‌ها کمک کند که رفقای عزیز بتوانند مطالب را به صورت تعلیمی دنبال نمایند. موفق باشید

21935
متن پرسش
جناب آقای استاد طاهرزاده با سلام: احتراما با توجه به روحیات ارزشمند حضرتعالی در زمینه تمدن سازی آیا فکر نمی کنید انقلاب اسلامی یک چاقوی دولبه هست یعنی همانطور که می تواند با تمدنسازی زمینه ساز ظهور شود می تواند با پیداکردن سرنوشتی مانند غرب برای قرن ها ظهور را عقب بیاندازد. کتاب علل گرایش به مادیگری استاد مطهری به همین نکته اشاره دارد که تعالیمی که کلیسا از خدا ارائه می کرد با منطق عقلانی همخوانی نداشت. همچنین رفتار آنها با تعالیمشان یکسان نبود. به همین دلیل مردم نتوانستند تشخیص دهند که این مشکل کلیسا است بلکه کل دین و خدا را انکار کردند در واقع آنجه مردم انکار کردند خدایی بود که کلیسا برای آنها ساخته بود ولی به هر حال عاقبت غرب از دینداری به بی دینی کامل گرایید. اکنون فکر نمی کنید این خطر در کمین انقلاب اسلامی باشد؟ نشانه هایی از آن در جامعه امروز ما قابل مشاهده است. برای مثال حجاب اجباری که هیچ مستند محکمی هم برای آن نمی توان یافت آیا پافشاری به این موضوع سبب نمی شود که مردم کل دین را منکر شوند؟ و یا مشخصا ظلم کردن قوه قضائیه که راس آن یک روحانی دینی است باعث نمی شود مردم کل دین را منکر شوند؟ و یا فساد موجود در جامعه و عدم اراده جدی در برخورد با آن از سوی حکومت اسلامی؟ از آنجا که محیط کار بنده به گونه است که با قشر جامعه از نزدیک در ارتباط هستم این خطر را به شدت احساس می کنم و سوال بنده این است که مشخصا ما چه مزایایی نسبت به غرب داریم که امید داشته باشیم به سرنوشت آنها دچار نشویم؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم ما برای ظهور تمدن اسلامی با تنگناهایی روبه‌رو هستیم. ولی کلیت انقلاب اسلامی که همان روحیه‌ی ضد استکباری آن از یک طرف، و نظر به توحید الهی از طرف دیگر، هست به خوبی در صحنه‌ی امروزین تاریخ جهان نقش‌آفرین است و به همین جهت دشمنان آن، بدترین انسان‌های روزگارند و این است که انسان را امیدوار می‌کند آینده‌ی ما، آینده‌ای خواهد بود که نه غرب‌زده‌ایم و نه ارتجاع‌زده. البته با واژه‌ی حجاب اجباری شما موافق نیستم. حجاب، حکم خدا است و به اعتبار آن‌که جامعه‌ی ما می‌خواهد خدایی باشد، نباید با حکم خدا مقابله نمود به‌خصوص که بی‌حجابیِ افراطی موجب ضربه‌زدن به کانون خانواده می‌گردد. موفق باشید  

21537
متن پرسش
با سلام: من مشکلم اینه که هر کاری که انجام میدم ناخوداگاه مدام ته قلبم به دنبال تحسین دیگران هستم. قلبم خیلی تمایل به ریا و جلب توجه دیگران داره. خیلی این اخلاق و احساسم باعث میشه از دست خودم ناراحت باشم. ذکر و آیه خاصی پیشنهاد می کنید که باعث زیاد شدن تواضع و فروتنی قلب باشه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به فرمایش آیت اللّه بهجت، آمدنِ چنین خطوراتی از اختیارات ما نیست، ولی دنبال‌کردنِ آن از اختیار ما است. باید آن را دنبال نکنید تا به مرور ضعیف شود. هر اندازه با مطالعه و عبادات، روح توحیدی خود را رشد دهید، آن خطورات از قدرت می‌افتد. موفق باشید

19507
متن پرسش
با سلام: استاد عزیز در مورد اینکه خداوند می فرمایند به هر بگویند باش می شود، این کلمه ی «باش» آیا می تواند توضیحی بر این باشد که خداوند وجود را می دهد؟ و اینکه می بفرمایند باش ، منظور ظهور در کجا منظور است؟ و دوم اینکه در مورد خلق حضرت عیسی (ع) و حضرت آدم (ع) می فرمایند که ابتدا آنها را از خاک خلق کردند و سپس گفت باش، حال سوال اینکه منظور از خلقت از خاک در ابتدا چیست؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در آن آیه، خطاب حضرت حق به وجود علمی موجودات است تا وجود عینی آن‌ها محقق شود و این‌جا است که حضرت حق به موجودات «وجود» می‌دهد 2- در مورد تحققِ وجودی حضرت آدم، چون در بستر عالم ماده این تحقق انجام شده است می‌خواهد بفرماید بدون مقدمات داشتن پدر و مادری خاص، آن وجودِ علمی در بستر عالم ماده به‌ وجودِ عینی ظهور کرد. و این جواب کسانی است که وجود حضرت عیسی«علیه‌السلام» را بدون پدر منکر بودند. موفق باشید 

17467
متن پرسش
سلام علیکم: استاد بزرگوار بنده دانشجو هستم و اصلا با هم اتاقی هایم آرامش ندارم! چون دختر هستند از هر دری صحبت می کنند و نسبت به همه نظر میدند و درباره ی خیلی از حرف های بیهوده نظرخواهی می کنند و انتطار دارند من هم نظرم را درباره ی این موارد بیهوده (مواردی که اصلا ضرورت نداره انسان وقت صرف آنها کند) بگویم ساعت هایی از وقت با ارزش به همین صورت می گذره و من کاری که از دستم برنمی آید هیچ! شخصیتی که با سکوت درباره ی این موارد برای خودم ساختم را هم تخریب می کنند. بندگان خدا اهل به جا آوردن واجبات هستند اما متاسفانه من در کنار آنها برای نافله ها و نماز شب خواندن اصلا حال خوشی ندارم و یک جورایی حس می کنم دارم تطاهر به خوب بودن در کنار آنها می کنم. استاد خیلی اذیتم، لطفا راهنمایی ام کنید!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال در عین مدارا با چنین افرادی باید سعی کنید ساختار شخصیت خود را در چنین جمع‌هایی حفظ نمایید. به این معنا که در جمع باشید ولی پیش خود باشید. که گفت: «بُوَد مردِ تمامي آن‌كه از تن‌ها نشد تنها /  ولكن به تنهايي بود تن‌ها، و با تن‌ها بود تنها». موفق باشید

16778
متن پرسش
با سلام و ادب خدمت شما استاد گرامی: استاد در کتاب خویشتن پنهان بیان کردید که دارو های بیهوشی مانع تدبیر نفس بر اعضا بدن می شود. استاد یک سوال داروی بیهوشی از جنس ماده است چه گونه مانع تدبیر بر نفس مجرد می شود؟ در تصادفی که شخص می کند و می میرد می گویم نفس دیگر نمی تواند با جسم ارتباط برقرار کند چون جسم از بین رفته ولی در داروی بیهوشی این حرف را نمی شود زد. ممنون می شوم راهنماییم کنید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: داروهای بیهوشی مثل اسید لاکتیک که در هنگام خستگی از ماهیچه‌ها ترشح می‌شود و مانع تدبیر روح می‌گردند؛ به صورت افراطی مانع تدبیر روح می‌شود. موفق باشید

9249
متن پرسش
با سلام و تشکر: در قرآن کریم آمده است «و نحن اقرب الیه من حبل الورید». سوال این است که حال که خدا اینقدر قریب است پس تقرب به خداوند چیست؟ این قرب چه تفاوتی با آن قرب دارد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند تکویناً به ما نزدیک است ولی ما تشریعاً و به عنوان شخص خودمان باید تلاش کنیم به او نزدیک شویم. گفت : «دوست نزدیکتر از من به من است....وین عجب تر که من از وی دورم»‌«چه کنم با که توان گفت که او ......در کنار من و من مهجورم » موفق باشید
7391
متن پرسش
به نام خدا با سلام خدمت استاد طاهر زاده به نظر شما ایا می توان مبدأیی برای شروع اومانیسم در نظر گرفت؟ یا اینکه اومانیسم ریشه در تاریخ بشر دارد؟ آیا ماجرای سقیفه ریشه در اومانیسم دارد یا مبنای دیگری دارد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اومانیسم با خودخواهی فرق دارد. اومانیسم یعنی نگاهی به انسان که انسان را محور هست‌ها و نیست‌ها و محور خوبی‌ها و بدی‌ها می‌داند. اومانیسم ریشه در سوبژکتیویته دارد. موفق باشید
6391

محل جلساتبازدید:

متن پرسش
باسلام محضر استاد بزرگ میخواستم ببینم کلاس هاتون هنوز نشکیل میشه؟ و اینکه آدرسش همین هست که تو سایته ؟ و یه سوال دیگه اینکه خانم ها هم می تونن شرکت کنن یا خیر؟ و آیا جای دیگه ای هم کلاس دارید؟ ممنون میشم جواب بدین
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: محل جلسات: 1 - شرح تفسیر المیزان: • شنبه ها بعد از نماز مغرب و عشاء (نیمه دوم سال92)- مسجد انبیا - سه راه سیمین - اصفهان ۲ - شــرح ا دعیه / مکارم الاخلاق/ : • دوشنبه ها بعدازنمازمغرب وعشا-ابتدای اتوبان ذوب آهن؛گلزار اول -مسجدخدیجه‌ی کبری«سلام‌اللّه‌علیها»
28593

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: شهید مطهری در نقد مباحث هگل و دیالکتیک او و بحثی که راجع به علیت طرح میکنه، اشاره دارند که بر اساس مبانی برهان صدیقین و اشارات مرحوم ملاصدرا می‌شود بحث علیت و دیالکتیک هگل رو نقد کرد. چگونه برهان صدیقین، در این بحث راهگشاست و میتونه پشتوانه برای نقد مباحث هگل باشه آنطور که شهید مطهری گفتند و توجه خاصی به اشارات حکمت متعالیه داشته اند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همه‌ی حرف در آن است که مگر حکمت متعالیه توان دیدن همه‌ی واقعیات و پدیده‌ها را دارد؟ آیا می‌توان از طریق حکمت متعالیه آنچه را که منطق دیالکتیکی متذکر آن می‌شود، را دید؟ ظاهراً مشکل این‌جاست و هگل با تسلط کاملی که نسبت به منطق ارسطویی دارد متوجه می‌شود اموری در میان هست مانند روحِ تاریخ، که این امور در معرض نگاه منطق ارسطویی و یا فلسفه‌هایی که در آن دستگاه تفکر می‌کنند، به ظهور نمی‌آید. موفق باشید

25774
متن پرسش
سلام استاد عزيز نظرتون راجع به اين مباحث جناب دكتر فياض چيه؟ https://www.ensafnews.com/56Cnp فیاض با اشاره به فرقه‌ی اسماعیلیه، گفت: خدا از اسماعیلیه نگذرد؛ فرقه‌ی اسماعیلیه و حسن صباح و بقیه‌شان باعث شدند که اندیشه‌ی متفکرانه‌ی فارابی ادامه پیدا نکند و نتیجه هم این شد که آقای ابوعلی سینا بیفتد به چنگ نوافلاطونی؛ در حالی که فارابی کاملا حواسش جمع بود و تحلیل تاریخی را انجام داد؛ متاسفانه این انحرافی که اسماعیلیه ایجاد کرد تا امروز ادامه دارد و تاریخ ما تبدیل شد به اسطوره و تعریف و بازسازی و پیشرفتی که ترسیم کردیم هم تبدیل شد به اتوپیا، یعنی ناکجا آباد! چطوري جواب اين مباحث را (ابن سينا گمراه بود)بديم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تا آن‌جا که بنده نظرات جناب آقای فیاض را دنبال کردم، نگاه‌شان نسبت به عرفان، محققانه نیست. در حالی‌که حضرت امام در نامه‌ای که به آقای گورباچف می‌نویسند برای حضور اسلام در جهان کنونی، عرفانِ ابن‌عربی و حکمت صدرایی را تأکید می‌کنند. گویا آقای فیاض در عین دلسوزی و سوابق خوبی که دارند؛ فعلاً در عصبانیت هستند و نمی‌دانند یقه‌ی چه کسی را باید بگیرند. موفق باشید

25333
متن پرسش

سلام استاد گرامی: «فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش / گل در اندیشه که چون عشوه کند در کارش دلربایی همه آن نیست که عاشق بکشند / خواجه آن است که باشد غم خدمتکارش... دلِ حافظ که به دیدار تو خوگر شده بود / نازپرورد وصال است مجو آزارش» این فال حافظ بود قبل از سفر. هفته قبل از سفر پر شده بود از نشانه هایی برای نرفتن، مریضی دختر کوچکم و ... ، بعد همه چیز روبه راهه شد ولی دلم باور نکرد. قبل از رفتن مدام گریه می کردم و احساس جامونده ها رو داشتم. راهی که شدیم فکر کردم همه اش یه خیال بوده و وهم رفتیم ،۶۰۰ کیلومتر رو با دو تا بچه خردسال راه افتادیم. رسیدیم. رسیدیم به مرز، جمعیت زیاد شده بود و مرز بسته، موندیم به امیدی، گشایشی، نگاهی. گروهمون جدا شد. آن ها که توانستند رفتند. «منِ شکسته منِ بی قرار در اتوبوس گریستم همه جاده را اتوبان را» همه اش گریه می کنم میگم آقا جان ما اومدیم با دو تا بچه، اومدیم تا لب مرز، اومدیم منتظر، هوا گرم شد، هوای شلچمه طاقت از بچه ها برید، نگران شدیم اونطرف مرز بیشتر اذیت بشن، ترسیدم به خاطر سلامتی شون و برگشتم. دلم آروم بود ولی همین که سوار اتوبوس شدیم شکستم. دلم بی طاقت شده، یاد سال قبل می افتم و گریه می کنم، اسم اربعین میاد آتیش می گیرم، بی تابم و پر از حسرت، چشمام هر لحظه منتظر یه اشاره است که گریه کنه من همونجا، شلمچه جا موندم. ما توی زندگیمون چند سالیه تقویمی داریم به اسم اربعین. سالمون با اربعین شروع میشه، میریم تا زنده بشیم. موندم، جا موندم، گناه زیاد بود توی این پرونده که محرومم کنه ولی مگه سال های قبل به گناهام نیگا کردین؟ بقیه سال رو چطوری باید زندگی کنم؟ ای که در کوچه ی معشوقه ی ما می گذری. برحذر باش که سر می شکند دیوارش.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ای رفیق دل‌سوخته! فدای آه‌ات شوم که از هزار رفتن، جلوتر است. بگذار از قصه‌ای که جناب مولوی در همین رابطه‌ها با ما در میان گذاشت، برایت بگویم که می‌گوید:

آن یکی می‏ رفت در مسجد درون ** مردم از مسجد همی ‏آمد برون‏

گفت پرسان که جماعت را چه بود ** که ز مسجد می ‏برون آیند زود

آن یکی گفتش که پیغمبر نماز ** با جماعت کرد و فارغ شد ز راز

تو کجا در می‏روی ای مرد خام ** چون که پیغمبر بداده ست السلام‏

گفت آه و دود از آن اه شد برون ** آه او می‏ داد از دل بوی خون‏

آن یکی از جمع گفت این آه را ** تو به من ده و آن نماز من ترا

گفت دادم آه و پذرفتم نماز ** او ستد آن آه را با صد نیاز

شب به خواب اندر بگفتش هاتفی ** که خریدی آب حیوان و شفا

حرمت این اختیار و این دخول ** شد نماز جمله‏ ی خلقان قبول‏

پس اصل قضیه در «طلب» و «عطش» است که جایگاه هرکس را تعیین می‌کند. حتماً شنیده‌ای که شخصی در جنگ صفین خدمت مولایمان رسید و گفت برادرم بسیار مایل است در خدمت شما در این جهاد مقدس شرکت کند، ولی در یمن زندگی می‌کند و حضرت فرمودند: اگر با ما است در یمن هم که باشد در نزد ما است و اگر با ما نیست، در این‌جا هم که باشد در یمن است. و به گفته‌ی مولوی: «در یمنی چو با منی پیش منی / پیش منی چو بی منی در یمنی».

آه و سوزی که عزیزانِ به جا مانده از آن رفتن با خود دارند، هزار قدم جلوتر از قدم‌های عزیزانی است که در جاده قدم می‌زنند و حجاب‌هایی که از اینان به اندازه‌ی سوز و آه‌شان رفع می‌شود، یقیناً کم‌تر از رفع حجاب‌هایی که برای حاضران در آن پیاده‌روی پیش می‌آید نیست. آری! عمده «حضور» است، حضوری که بتوان خود را در تاریخی حسّ کرد که بنا است جان انسان‌ها به وسعت اراده‌ی الهی برای تحقق تاریخی دیگر خود را درک کند و «بودن»ِ خود را که در این زمانه می‌تواند بهترین «بودن» باشد، بیابد. موفق باشید

25070

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: عزاداری هاتون قبول درگاه حق. استاد عزیز متاسفانه بنده مدتی قبل مرتکب خطایی شدم که به شدت از کرده خود پشیمانم، و بعد از توبه در صدد جبران خطا و حق الناسی که بر گردن بنده بود برآمدم. اما متاسفانه ناخواسته فردی از گناه و خطای من مطلع شده و مدام تهدید به اینکه آبروی من را خواهد برد، و هرجایی هستند حرف از رفتار من است. استاد من به اندازه کافی شرمنده خدا و اهل بیتش هستم، با رفتار و زخم زبان این افراد چه کنم؟ چرا خدا که ستار العیوب است باید بنده هایش با ما چنین کنند؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرگز نگران نباشید. به طرفی که می‌خواهد آبروی شما را ببرد هم باج ندهید. خداوند مدافع مؤمن است. موفق باشید

23943

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و تبریک خدمت استاد بزرگوار به مناسبت عید نیمه شعبان و ولادت حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه. استاد کتاب ها و صوت جلسات شما رو چند ماهی میشه دنبال می کنم، دوست دارم در مورد توحید افعالی خیلی بیشتر بدونم و این مسئله تا جای ممکن برام شفاف بشه، پیشنهاد شما کدام منابع هستش برای دانستن و چه تمریناتی رو پیشنهاد می کنید برای قوی شدن در توحید افعالی؟ نکته بعدی اینکه دیروز یکی از صوت های شما رو در خودرو گوش می دادم که در مورد حدیثی از امام صادق علیه السلام در اثنا بحث صحبت فرمودید (متاسفانه پخش کننده رو حالت رندوم بود بعدا نتونستم پیدا کنم مجدد گوش بدم بخاطر اون اینجا مطرح کردم) که حضرت فرمودند در نمازتون ما رو .... قرار بدید کلمه نقطه چین رو فراموش کردم بعدا از دوستی از دوستانتون مثال زدید که ایشون آیت الله شاه آبادی رو ..... قرار داده بودن و در نماز براشون حالات خاصی پیش اومده بود. اگر ممکن هستش در مورد این مسئله هم توضیحی عنایت بفرمایید. اجرکم عندالله
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. برای درک توحید افعالی عجله نکنید به مرور برایتان پیش می‌آید و خداوند خود را در هر فعلی نشان می‌دهد. ۲. در این مورد خوب است سری به کتاب «چگونگی فعلیت‌یافتن باورهای دینی» بزنید نکاتی در آن‌جا برایتان گذاشته‌اند. موفق باشید

23828
متن پرسش
سلام بر حضرت استاد: می خواستم بدونم این مسئله چه طور حل می شود؟ این که ما در زندگی سئوالاتی داریم و به هر کسی که رجوع می کنیم نیز با برداشتی که از دین دارد به آن سئوال جواب می دهد و نظرهای مختلف می رسیم از مرجع تقلید گرفته تا مجتهد، و این که الان بالفعل هم خودمون اسلام شناس نشدیم که به کسی رجوع نکنیم، پس وقتی به کسی رجوع می کنیم هر کسی با برداشتی که از اسلام دارد به سئوال ما جواب می دهد، هر سئوالی که باید باشد، پس چرا حتما باید به یک شخص رجوع کنیم و احکام و عقاید و... را از آن بگیریم ؟ ۲. حالا هر کسی یک چیزی می گوید و با توجه به مبانی که دارد، از دریچه ای که به مسئله نگاه می کند نظر می دهد در این جا ما که مجتهد نشده ایم باید چه کنیم که نمی دانیم بالاخره کدام یک درست می گویند، بهتر بگم چه چیزی داریم که مشخص کند مرز این که در این اختلاف ها و نظرها کدام یک درست است و صحیح؟ پیش فرض: می خواهم تقلید کورکورانه نداشته باشم، و این که پاسخ های متفاوت در مواجهه با مسئله ی من افراد متخصص می دهند، بالاخره باید به کدام یک از آنها عمل کنم؟ آیا طبیعی است که هر کسی باید تمام حرف ها را بشنود و بعد خودش بهترین آنها را انتخاب کند؟ بهترین کدام یک هست؟ با چه چیزی از قبل بهترین آن ها را شخص می فهمد که کدام است؟ [خیلی ممنون اگر راهنمایی دقیق کنید که از همه افراد ناامیدم]
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چون خودمان کارشناس آن موضوع نیستیم. جواب قسمت دوم سؤال را بهتر است در کتاب «ادب عقل و خیال و قلب» در جلسه‌ی دوم کتاب «چه نیازی به نبی» تحت عنوان «فلسفه‌ی تقليد از فقيه» که بر روی سایت هست دنبال کنید. موفق باشید

23648

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ارادت: چگونه می توانیم به این پی ببریم که فهم ما نسبت به خدا، مردم، خودمون، دنیا و دین صحیح هست؟ اگر بگویید که باید به قرآن و روایت رجوع کنیم باز آیا می توانیم به فهم خودمون اکتفاء کنیم؟ ممنون و دست مریضاد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سیره‌ی اهل‌البیت در کنار قرآن، نمونه‌ی عملی اصلاحِ فهم ما نسبت به دین می‌تواند باشد. موفق باشید

21056
متن پرسش
سلام علیکم: عرض ادب و احترام خدمت استاد! و تسلیت وفات حضرت معصومه (س) می بخشید چگونه به خود باوری برسیم که متکی به خداوند باشیم نه نفس خودمون یا چیزای دیگه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که با باورِ اولیه‌ی خود به اسلام و توحید دستورات دینی را عمل کنید، چون توحید یک حقیقت است، آرام‌آرام خودِ خداوند خود را هرچه بیشتر به ما نشان می‌دهد. به قول خواجه سعید ابوالخیر: «تو، آمد رفته رفته / رفت، من آهسته آهسته». موفق باشید

19624

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد عزیز سلام: شرمنده احتمالا این سوال رو قبلا هم پرسیده باشم ولی چون همه ی ایمیل هام پاک شدن نداشتم. من دانشجوی پزشکی هستم؛ معرفت النفس و برهان صدیقین و حرکت جوهری، معاد و کتب انقلاب اسلامی و غربشناسی حضرتعالی رو کار کردم؛ مدتی هم هست در ادامه سیر غرب شناسی کتب دکتر داوری و آوینی و میرشکاک میخونم؛ ولی الان تقریبا در یک دوراهی یا شاید برزخی قرار گرفتم و مطالعاتم پراکنده شده؛ به فلسفه و عرفان علاقه مندم البته به شرطی که این فلسفه و عرفان زمینه فهم دقیق و استفاده از قرآن و حدیث در مسیر انقلاب اسلامی و تمدن اسلامی بشه اگر بخواهید برای حدود دو الی سه سال یک سیر مطالعاتی به ترتیب اولویت معرفی کنید چه سیری رو معرفی می کنید؟ اگه میشه بازه ی معقولی که برای هر کتاب هم باید وقت بزارم رو بگید چون بعضا احتمالش هست یک کتابی رو زود تموم کنم یا مطلب جا نیفته یا به عبارتی به حضور نرسه، و میتونم با اون بازه زمانی وقت رو تنظیم کنم. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد بنده آن است با توجه مطالعاتی که داشته‌اید بعد از مطالعه‌ی کتاب «معاد» با شرح 70 و چند جلسه‌ای آن، و مطالعه‌ی کتاب «خویشتن پنهان» با شرح تفسیر حمد امام و شرح کتاب «مصباح الهدایه» ایشان به نتایج خوبی إن‌شاءاللّه خواهید رسید. موفق باشید

19016
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد معزز: جناب استاد با توجه به این که لا اله الا الله سید الاذکار است حال با توجه به حدیث امام رضا علیه السلام که صلوات را معادل تسبیح و تهلیل و تکبیر می داند اگر کسی روحیه اش با صلوات مناسب تر بود با فر ستادن صلوات سیر و سلوک و ثواب لا اله الا الله را هم می برد یا این که ذکر لا اله الا الله جدا گانه حتما باید گفته شود تا روحیه توحیدی طلوع کند؟ با تشکر و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خوشا به حال روحیه‌ای که افقِ ذکر صلوات را می‌یابد و آن را ترک نمی‌کند. موفق باشید

17133
متن پرسش
سلام علیکم: در کتاب خویشتن پنهان در شرح نکته سوم فرموده اید که میکروب عامل بیماری نیست بلکه بر اثر تاثیر نفس بر جسم و پیشینه عوامل روحی است که یک بیماری حادث می شود و میکروب معلول بیماری است، با توجه به این مطلب چگونه بحث ژنهای دستکاری شده و ترورهای بیولوژیکی که امروز شیوع پیدا کرده قابل توجیه است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید در این مورد هم «ژن‌ها» در شرایطی قرار می‌گیرند که «نفس ناطقه» آمادگیِ بهتری برای مقابله با تأثیر میکروب‌ها پیدا می‌کند. مثل آن‌که نفس شما در ورزش‌کردن، روحیه‌ی بهتری برای مقابله با بیماری می‌یابد. موفق باشید

نمایش چاپی