بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
21451
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم. با سلام خدمت استاد عزیز و برادران زحمتکش لب المیزان ۱. بنده مطلبی خواندم که از آن در طول بودن مخلوقات از جمله انسانها را برداشت کردم [که البته با عقل ناقص بنده در تعارض نبود هر چند با معلومات سابق بنده متعارض بود] قسمتی از متن را در زیر می نویسم: «این ادّعا که همه ی انسان در اصل خلقتشان یکسانند و همه ی انسانها در یک مرتبه ی وجودی خلق شده اند، اگر چه باوری است مشهور بین عوام، امّا در حقیقت هم با براهین عقلی فلسفی در تعارض است هم با متن دهها و بلکه صدها حدیث صحیح السند. چون از منظر عقلی، وجود، ذاتاً دارای مراتب می باشد، و هر موجودی نیز مرتبه ای از وجود است. لذا محال است حتّی دو موجود در اصل خلقتشان دارای مرتبه ی وجودی یکسان باشند. انسانها در اصل خلقتشان با هم تفاوت دارند؛ کما اینکه تک تک موجودات چنین هستند؛ و طبق براهین عقلی، هیچ موجودی در اصل خلقتش با موجود دیگر برابر نیست؛ و محال هم هست که برابر باشد.» این را با چند کارشناس اعتقادی در میان گذاشتم که نظرشان خلاف ایشان بود. حال می خواستم اگر استاد لطف کنند ابتدا در طول و در عرض بودن را تعریف نمایند و بفرمایند که برای چه مفاهیمی کاربرد و معنا دارند؟ و نیز برداشت خود را از این نوشته بفرمایند و به درستی یا نادرستی آن اشاره فرمایند. (سوال دومم را هم در ارسال بعدی مطرح می کنم) با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با نظر به آیات 172 و 173 سوره‌ی اعراف که همه‌ی انسان‌ها به ربوبیت حضرت حق اعتراف کردند و با توجه به آیه‌ی 31 سوره‌روم که همه‌ی انسان‌ها با فطرت توحیدی سرشته شده‌اند و این‌که امام صادق «علیه‌السلام» می‌فرمایند: «فطرهم علی التوحید» یعنی همه‌ی انسان‌ها بر مبنایِ توحید سرشته شده‌اند؛ نمی‌توان گفت ذات و فطرت انسان‌ها یکسان نیستند. آری! در انتخاب راهی که فطرت در مقابل آن‌ها قرار می‌دهد، متفاوت است. موفق باشید

21135
متن پرسش
با سلام خدمت استاد بزرگوار: استاد در فصل چهار نآشتی با خدا» بحث تعلق روح به تن، می فرمایید که چه «دردها و ناراحتی ها اعم از آنکه در اثر ضرباتی باشه که به بدن وارد می شود و یا در اثر فشارهایی باشه که به روح وارد می گردد و در بدن سرایت میکنه، همه و همه مربوط به روح است.» اخر چطور وقتی مثلا ویروسی توی هوا هست و این ویروس وارد بدن میشه و مثلا دستگاه تنفسی را درگیر میکنه و یا فرد دچار سرماخوردگی میشهف این موضوع مربوط به روح میشه؟ این تاثیر محیط بر جسمه که ربطی به روح نداره.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این موضوع به طور گسترده در کتاب «خویشتن پنهان» مطرح شده است بدین معنا که:  آنچه نقش اصلى را در بيمارى دارد زمينه‏ ى روحى انسان‏ها است، زيرا بسيارى از ميكروب‏هايى كه در بدنِ افرادِ بيمار هست، در بدن افراد سالم نيز وجود دارند ولى در بدن افراد سالم شرايط آماده‏ ى تأثير ميكروب‏ها نيست. آقاى دكتر «ام. بدو. بيلى» در سال 1928 در مجمع ضد مايه كوبى مى‏ گويد: «حاضرم قاطعانه بگويم كه اولًا: حتى يك مورد هم ثابت نشده كه ميكروب علت اصلى بيمارى باشد. ثانياً: در هيچ موردى سِرمى پيدا نشده كه در درمان يا جلوگيرى از بيمارى موفقيت كامل حاصل كرده باشد»[1] پروفسور پيتنكو براى آن كه فرضيه‏ ى ميكروبى را مورد بحث قرار دهد، محتواى يك لوله آزمايشِ پر از ميكروب وَبا را كه براى يك هنگ سرباز كافى بود، بلعيد و هيچ اتفاقى رخ نداد و گفت: ميكروب‏ها در ايجاد بيمارى «وبا» هيچ نقشى ندارند، موضوع مربوط به استعداد افراد است.[2] اين تجربيات مى ‏رساند كه اگر رابطه‏ ى بين نفس و بدن درست برقرار شود، نفس مى ‏تواند به خوبى بدن خود را در راستاى اهدافى كه به آن بدن نياز دارد تدبير كند. موفق باشید


[1] ( 1)- هارى بنجامين، راهنماى همگان براى درمان طبيعى، شركت انتشارات علمى و فرهنگى ص 43.

[2] ( 2)- همان، ص 44.

21109
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد عزیز و آرزوی توفیقات مستدام حضرتعالی سئوالی داشتم از حضورتون: بنده هر کتاب رو که مطالعه می کنم (داستان، درسی، اعتقادی و...) بعد از مدتی تقریباً داده های ذهنی ام از اون کتاب در حد 10 درصد یا کمتر هست و به طور کل مطالب کتاب فراموشم میشه. اینو میدونم که خوراک، دغدغه های ذهنی، خواب ناکافی و مسائلی از این دست در این امر دخیلن. بیشتر از این منظر دنبال جوابی هستم که مطالعه دقیقاً چه تأثیری در عملکرد ما داره؟ آیا در ناخودآگاه ما اتفاقی می افته؟ اگه قراره بعد از یه مدت تمام مطالب کتاب فراموشم بشه و صرفاً با تعریفی یک کلمه ای مثل «خیلی کتاب خوبی بود» در ذهنم مواجه بشم، پس این مطالعه قراره کجا به درد بخوره؟ خیلی ممنون از شما.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً بنا نیست ما ذهن خود را انبار آموخته‌های خود کنیم، بنا است مطالعات ما تذکری باشد برای آن‌که بهترین انتخاب و تصمیم را داشته باشیم. پس نباید نگران بود که مطالب از حافظه‌ی ما می‌رود، باید تلاش کرد عزم ما نسبت به قبل از مطالعه‌ی هر موضوعی جدّی‌تر شود. موفق باشید 

21094

رزق مقسومبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام: احتراما اینجانب کتاب «جایگاه رزق انسان در هستی» را مطالعه نموده ام. من اکنون مدت ها هست که گرفتار سردرگمی شده ام که قادر به تصمیم گیری نیستم. کارمند هستم. دارای سه فرزند. کارشناسی معماری دارم. باید برای گرفتن پروانه اشتغال 25 کتاب نظام مهندسی را بخوانم. با این وضعیت و حقوق کم که هر ماه دارم قرض می کنم. برای پرداخت قسط ها، هزینه مدرسه و سرویس بچه ها، خرج منزل و... نمی دانم عصر ها بروم سر کار دوم. نمی دانم؟ درس بخوانم؟ نمی دانم درس های دینی قرآن و تفسیر بخوانم؟ چکار کنم؟ چند سال بخاطر همین وضعیت گذشت و ماندیم. شما فرمودید طبق فرموده حضرت علی (ع) رزق خودش به دنبال شما می آید و خداوند این را ضمانت کرده. پس چرا ما ها که اعتقاد داریم به این صورت و افرادی که اهل نماز روزه و.... نیستن وضع خوبی دارند. من با بچه ها جرآت ندارم به سوپری بروم. قرآن سوره واقعه و دعا های افزایش رزق هم بجا آورده ام. خداوند که از حال ما خبر دارد که به چه صورت زندگی می گذرانیم. پس این جایگاه روزی کجاست؟ چرا هر روز را با استرس و فکر وضعیت مالی پشت سر می گذرانیم بطوری که نماز می خوانیم روزه می گیریم اما با افکار پریشان. ترس از آیند دیگر فرصت برای تدبر و فکر در قرآن و.... برایمان نمانده بطوری که روح و جسم مان شکسته شده. لطفا راهنمایی بفرمایید. سپاسگزارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید رزق مقسوم که خداوند از قبل تعیین فرموده است؛ در بستری به ما می‌رسد که ما در زندگیِ طبیعی خود حرکت کنیم و مواظب باشیم آرزوهای دنیایی ما را از آن بستر بیرون نکند. مثل آن‌که انسان در شهر و روستای خود شرایط خانه‌دارشدن برایش فراهم است، بعد میل دارد در شهری بزرگ‌تر خانه داشته باشد. این‌جاست که از بستر تحقق رزقِ خانه‌دارشدن، خود را بیرون می‌برد. موفق باشید

21038
متن پرسش
با سلام و وقت بخیر خدمت استاد گرانقدر: ببخشید آقای طاهر زاده شما مکررر در کتابها و سخرانی هایتان به انقلاب اسلامی بعنوان یه موهبت الهی برای بشر برای رسیدن به سعادت اشاره کرده اید و صحبت از تمدن زایی شیعه از این دریچه می کنید. وضع فعلی کشور از لحاظ فساد اداری ، مدیریت ، ظلم، اشتغال، اختلاف طبقاتی و ... خیلی تا خیلی بحرانی است. به نظر شما چطور می توان به این انقلاب امید داشت وقتی که فقط حرف بعضی مسائل را می زند و نسبت به کوچکترین مشکلات مردم بی اعتناست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چنان‌چه مکرر عرض شده به‌خصوص در عرایضی که مربوط به آیات قرآن بوده، با شواهد کافی روشن شد که ریشه‌ی همه‌ی این مشکلات در باقی‌ماندِ ما است در گذشته‌ی غربی تاریخ ما. و هراندازه از ریشه‌های انقلاب و رهنمودهای رهبری بیشتر فاصله بگیریم، وضع بدتر و بدتر می‌شود. به گفته‌ی آقای استاد شهریار زرشناس هرچه می‌کشیم از نئولیبرال‌های وطنی است. موفق باشید

20365

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام محضر استاد فرزانه طاهرزاده: بنده شدیدا تحت تاثیر سوفسطائیان و شکاکان بخصوص هیوم و راسل هستم از چندی قبل علی رغم اینکه از نظر فکری در بن بست کامل هستم اما قلبم نسبت به انقلاب، رهبری و بخصوص حضرت روح الله گرایش یافته است پس از حماسه شهید حججی ایشان مرا در برزخ عجیبی قرار داده اند از یک طرف شکاک هستم و از نظر عملی یا زیست شکاکانه و یا انتحار را راهکار خویش می دانم از طرف دیگر شهید حججی شوق شهادت و یا زیست به سبک شهیدان را به من ارائه کردند و من دچار تناقض عجیبی شدم و بین این دو سبک زندگی دچار نوسان شدم نه می توانم سبک اول را ادامه دهم چون بن بست محض است و نه می توانم سبک دوم را ادامه دهم چون مبتنی بر اثبات بسیاری از مسائل از خدا تا ولایت فقیه است که هیچکدام ثابت نشده برایم بنظر حضرتعالی چگونه ازین برزخ رهایی یابم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مسیر عبور از تمایز بین سوبژه و اُبژه و رسیدن به حقیقت یگانه‌ای که بین انسان و عالم وجود هیچ دوگانگی در میان نباشد، مطالعه‌ی کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» را پیشنهاد می‌کنم مشروط بر آن‌که کتاب، تا آخر خوانده شود. موفق باشید

19674
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: خدا قوت. می خواستم در مورد موضوعی از شما مشورت بگیرم و استدعا کنم که راهنمایی بفرمایید. من یک مدتی مراقبت از قلبم را انجام می دادم و حواسم بود که گناهی صورت نگیرد اما از آن طرف هم می دیدم ارتباطم با دیگران کمرنگ شده و دارم منزوی می شوم به خاطر همین هم این مراقبه را کم کردم و در جمع ها شرکت می کردم اما گناه های در جمع بر قلبم اثر گذاشت و همچنین فکر می کنم دلم سیاه شده و مانند قبل نمی توانم خدا را در زندگیم مشاهده کنم. غافل شدم و از مسیر جا ماندم. نمی دانم از کجا شروع کنم. نفسم قوی شده و احساس ذلیلی می کنم. به دنبال برنامه ای مستمر هستم به اندازه ظرفیتم اما پیدا نمی کنم. دلم برای روز هایی که به خدا نزدیک بودم تنگ شده اما چه کنم فکر می کنم گناه ضعیفم کرده وسوسه ها دارد مرا به نابودی می برد. از شما خواهش می کنم مرا راهنمایی کنید که هم بتوانم در اجتناع حضور یابم هم بتوانم سیر و سلوک الی الله داشته باشم و خدا را با قلبم شهود کنم. خیلی دوست دارم در جوانی این راه را بروم و نیازمند راهنماییتان هستم. یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان ظرفیت آن را دارد که «دل با یار داشته باشد و دست در کار»، این حالت را وحدت در عین کثرت گویند. سعی بفرمایید با مطالعات عمیق، روح خود را تغذیه کنید و عبادات خود را با طمأنینه انجام دهید و در ضمن با رفقا مرتبط باشید. موفق باشید 

19468

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: در جواب سوال شماره ۱۴۴۹ فرمودید: «مسلّم انسان‌ها از چیزی که برایشان مجهول است، مضطرب خواهند شد تا این‌که همین حالا انسان خود را در ابدیت خود حاضر بیابد که با دنبال‌کردنِ مباحث معاد این حالت پیش می‌آید.» خوب حالا من که اوایل راه معرفت نفس هستم بالاخره با این حالت که وصف کردم چطور کنار بیام آیا زیاد به یاد مرگ افتادن چه اختیاری چه غیر اختیاری زیاده روی نیست؟ چون گاهی خوابم مختل می شود و روال زندگی مختل می شود. آیا این مشکل برای من است یا در این مسیر برای دیگران هم هست و بالاخره مباحث معاد را چطور با این حالت رد کرد؟ آیا گفته یاد مرگ دل را جلا می دهد بحث دیگریست و به نظر شما با یاد مکرر خدا و تفکر در رحمانیت خدا می توان این حالت را اثر بخشید؟ امیدوارم که توضیح بیشتری بدهید چون ابتدای راهم و می ترسم دچار القائات شیطان شوم. با تشکر از شما استاد عزیز که حوصله نمودید. امیدوارم که وقت شما را تلف نکرده باشم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید با مشغول‌کردن ذهن به معارف الهی به‌خصوص با معرفت نفس، شخصیت خود را قوت ببخشید. برای شروع، مطالعه‌ی کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» را توصیه می‌کنیم. موفق باشید

18466
متن پرسش
سلام علیکم استاد و مسئول سایت و خدا قوت: می خواستم بدونم مصاحبه حضرت عالی با مجله خرد نامه رو در سایت گذاشته اید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هنوز نه! ولی در حال ویرایش آن هستم تا به صورت کامل‌تر در معرض نظر کاربران عزیز قرار گیرد. موفق باشید

16772

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: ما بنا بر این داریم که در جلسات قرآنی تربیت محور، پس از قرآن و نهج البلاغه و صحیفه سجادیه بر روی کتاب مفاتیح الجنان کار کرده و این کتاب را به پویندگان معرفی کنیم و در اختیارشان قرار دهیم حال بعضی از دوستانمان بر این کار دو ایراد وارد می کنند: 1. سند محتوای مفاتیح الجنان قابل دفاع نیست. 2. بعضی از محتواهای این کتاب مناسب حال مخاطبان ما نیست مثل دعای رفع درد زایمان و... حال پیشنهاد شما برای تجمیع بین نظرات ما چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب است که افراد نظم و تقسیم‌بندیِ مفاتیح را بشناسند تا هرکس بنا به روحیه‌ی خود از آن استفاده نماید. موفق باشید

16323

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: خسته نباشید. چگونه بفهمیم در کدام مرحله از سلوکمان هستیم در ضمن اگر برنامه ریزی نکنیم آیا دچار مشکل می شویم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر صورت ما از طریق رعایت دستورات شرع مقدس، عملاً خود را در زیر سایه‌ی برنامه‌ی الهی قرار داده‌ایم و امید رحمت الهی را در این رابطه در خود نگه می‌داریم. موفق باشید

16164

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: 1. دختری دارم یازده سال سن دارد می خواهم مباحث معرفت نفس را با او کار کنم نظر استاد در این رابطه چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» إن‌شاءاللّه کمک می‌کند. موفق باشید

14034

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام: آقای دینانی می گویند طرز تفکر اشعری شیوهای از اندیشیدن است که ربطی به شیوه وروش دین و آیینی ندارد. خصوصیات این طرز فکر کدام است؟ در ضمن در مورد اراده و موجودیت عقل و خواستن توضیح بفرمایید. اگر کتابی سراغ دارید بگو یید. دست مریضاد. یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در جزوات «کلام اسلامی 1 و 2» در این رابطه شده است. خوب است به آن جزوات که بر روی سایت هست، رجوع فرمایید. موفق باشید

8477
متن پرسش
با سلام و تشکر از پاسخگویی حضرتعالی 1-حقیقت نفس اماره چیست؟ 2-همانطور که فرمودید اهل البیت مثل ما خشم وشهوت دارند آیا آنها نفس اماره هم دارند؟ 3-آیا می شود انسان به جایی برسد که نفس اماره قدرتش را کامل از دست بدهد و دست از سر ما بردارد؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: 1- میل به برآوردن امیال بدنی و اموراتی که مربوط به غرایز است، همان نفس امّاره است 2- آری ائمه هم نفس امّاره دارند ولی تسلیم آن نیستند. همان‌طور که رسول خدا«صلواة‌اللّه‌علیه‌وآله» فرمودند من شیطان خود را تسلیم کرده‌ام 3- آری، آری، به لطف عبادات و رعایت حرام و حلال. خواجه عبداللّه انصاری در منازل‌السائرین مسیر رسیدن به این حالت را در جلو ما قرار داده‌اند. موفق باشید
1583

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسمه تعالی سلام علیکم آیا تمام کتب و نظرات مربوط به مرحوم مددپور ، قابل تایید است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: اکثر کتاب هایشان قابل استفاده است . چون مبنای خوبی دارند.ولی مثل هرکسی ضعف‌هایی هم دارد. موفق باشید
1367

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام خدمت استاد معظم این جمله از مقام معظم رهبری در جلسه ای که با فراکسیون انقلاب داشتند: """من آینده‌نگری نمی‌کنم، نمی‌خواهم هم بکنم، نمیتوانم هم آینده‌نگری بکنم؛ اما شما برای همه شرایط آماده باشید""" چه معنایی دارد؟آیا رهبری با آینده نگری مخالفند؟یا ذیل همان عبارت ابن الوقت بودن ]در کتاب آنگاه که فعالیت های فرهنگی پوچ می شود ، معنا می شود؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: احتمال دارد که نخواهند از صحبت ایشان یک نحوه کرامت برداشت کنند چون می‌فرمایند شما برای آینده‌ای که شرایط سختی را برای شما به همراه دارد آماده باشید. موفق باشید
24139
متن پرسش
با سلام و عرض ادب: ۱. استاد عزیز لطفا بفرمایید طبق آیه ۳۴ سوره بقره «... کان من الکافرین» اگر شیطان از «ابتدا» (به خاطر بکار رفتن کان در آیه) کافر بوده است و عبادات چند ساله اش هم در واقع پرستش نفس بوده چرا تا مقام ملائکه ارتقا و رشد کرده است؟ ۲. لطفا شرح قابل قبول و مورد تاییدی از مثنوی معنوی معرفی بفرمایید. با تشکر و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. این موضوع به طور مفصل در کتاب «هدف حیات زمینی» مورد بحث قرار گرفته که چگونه شیطان از ابتدا به جامعیتِ اسماء الهی کافر بوده، ولی نسبت به بعضی از اسماء ایمان داشته و به همان اندازه در ابعاد محدود رشد کرده. این شبیه همین مقدس‌مآب‌های خودمان است که ایمان‌شان محدود است در عین آن‌که به بعضی از کمالات و مراتب می‌رسند. ۲. در مورد مثنوی، باید نظر مثنوی‌دان‌ها را که در مثنوی تدبّر کرده‌اند و اصطلاحات آن را می‌شناسند، دنبال بفرمایید مقام معظم رهبرى «حفظه ‏الله ‏تعالى» به عنوان یک صاحب‌نظر در این امر،  در جلسه ‏اى كه با شعرا داشتند فرمودند: مثنوى همان طور كه مولوى مى‏ گويد: «هُوَ اصولُ اصولِ اصولِ الْدّين»[1] و گفتند مرحوم مطهرى هم با من هم عقيده بود.» از شرح مثنوی توسط آیت اللّه محمدتقی جعفری نباید غافل بود. موفق باشید

24000

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: شرمنده مزاحمتون شدم. بنده در یک سال گذشته ضرر مالی بسیار شدیدی کردم.ازم کلاه برداری شد و تقریبا تمام سرمایم رو از دست دادم. حدود ۵۰۰ ملیون تومان. نمی دانم کار خدا بوده یا ندانم کاری خودم. الان بدجور خودم رو باختم. حتی می خواستم خودکشی کنم. شما راه کاری سراغ دارین من از این بن بست بیرون بیام؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به آیه‌ی 22 و 23 سوره‌ی حدید فکر کنید که می‌فرماید: «مَا أَصَابَ مِن مُّصِيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَلَا فِي أَنفُسِكُمْ إِلَّا فِي كِتَابٍ مِّن قَبْلِ أَن نَّبْرَأَهَا ۚ إِنَّ ذَٰلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ. لِّكَيْلَا تَأْسَوْا عَلَىٰ مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ ۗ وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ» هیچ مصیبتی در زمین و در زندگی شما پیش نمی‌آید مگر آن‌که از قبل تعیین شده است و این به جهت آن است که نه از آن‌چه از دست داده‌اید تأسف بخورید، و نه از آن‌چه یافته‌اید، مغرور گردید، همه را به عهده‌ی خدا بگذارید و در امتحانی که خدا برایتان پیش آورده، از او توفیق بخواهید. موفق باشید

23935

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد: بنده عقیده ایی دارم و آن اینست که نباید مستقیما به قرآن رجوع کنم و قرآن را به قصد فهم و استدلال شخصی خودم مورد به سیستم فکریم عرضه دارم چرا که بیم کج تابی و کج فهمی دارم و می گویم نکند با قرآن برخورد ناشیانه و غیر فنی بکنم (همانند خوارج آن زمان و خوارج معاصر!!) و لذا بیشتر گمراه باشم و راه درست را چنین می یابم که با واسطه ی استاتیدی هم چون شما به قرآن رجوع کنم و فهم معانی را از کارکشتگان قرآنی بگیرم و حتی به خاطر ارتباطم با شما در خود نیازی به رجوع مستقیم به تفسیر المیزان هم حس نمی کنم چون شما را در این زمینه متخصص می بینم. و بالکل تا کنون توفیق مطالعه ی مستقیم قرآن را از خود دریغ کرده ام این عقیده ی من درست است؟ اگر ناقص است چه بکنم و دستورالعملتان چیست ؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تفسیری مثل تفسیر «المیزان» بعد از دنبال‌کردن شرح صوتیِ چند سوره که بنده عرض کرده‌ام، می‌تواند شما را با دریایی از معارف روبه‌رو کند. در ثانی: به نظر بنده خوب است سوره‌هایی که تفسیر آن‌ها را می‌دانید از قرآن و با قرائت آن سوره‌ها، وسیله‌ای به عنوان تذکر استفاده نمایید. موفق باشید

23748

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: خواهش دارم جوابم رو بدید من از جاهای دیگه پرسیدم ولی واقعا جواب نگرفتم. سوالم اینه: من در ارتباط با پدرم به شدت مشکل دارم. یعنی وقتی باهاش حرف می زنم بهم فشار میاد، از دستش عصبی میشم، دوست ندارم باهاش حرف بزنم، نمیدونم چرا اینطوری ام. بیشتر وقتی دانشگاهم و پشت گوشی باهاش صحبت می کنم. اصلا دست خودم نیست میخوام باهاش خوب باشم ولی حس بد عصبانیت زور گرفتنی در من بوجود میاد که نمیذاره خوب باهاش صحبت کنم و جوابشو بدم همش ازش عصبی میشم زورم میگیره. نمیدونم بخاطر گناهان منه یا رفتارهای اشتباهی که پدرم از نوجوونی تا بعدها باهام داشته، پرخاش ها و عصبانیت های او و اینکه خیلی بهم همیشه دستور میده، کار میده و من روحیه م اصلا با این، سازگار نیست. من واقعا موندم چرا اینطوری شدم؟ علتش چیه و باید چیکار کنم درست بشه؟ خواهش می کنم جوابم رو بدین.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال باید در همین مرحله خود را بسازید و با او مدارا کنید. به نظرم رسید شرح مقالات آیت الله شجاعی را دنبال کنید خوب است. موفق باشید

22390
متن پرسش
سلام استاد: ممنون از اینکه وقت می گذارید. در جلسه اول شرح گوش سپردن به ندای بی صدای انقلاب اسلامی، جایی فرمودین که هر کس با توجه به مسائلی، حقیقت رو به گونه ای درک می کنه. در مورد قرآن هم داریم که 70 بطن داره و هر کس متناسب با ظرفیتش از آن بهره می بره و یا حدیثی که خودتون به اون اشاره کردین. سوال حقیر این هست که محور وحدت این حقایق چیست و چگونه می توان این تکثر فهم ها را به وحدت حقیقت پیوند زد؟ (مگر اینکه به یک حقیقت واحد معتقد نباشیم)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این نکته که می‌فرمایید نکته‌ی بسیار دقیقی است از آن جهت که در بستر یک حقیقت که به صورت تشکیکی ظهور می‌کند به موضوع می‌نگریم. مثل آن‌که در عین شدت و ضعفی که نور دارد، با نور روبه‌روییم. لذا حقانیت کلام در بستر همه‌ی این رجوع‌ها به قرآن یا به سخنان ائمه مدّ نظر می‌باشند. یعنی در عین یک حقیقت واحد، جلوات مختلف آن نباید مورد غفلت قرار بگیرد و آن وجه وحدانی و حقانی متن یا سخن، محور وحدت همه‌ی صورت‌های متفاوت آن می‌باشد. این یعنی نظر به وحدت در عین کثرت. موفق باشید

21366

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: فلسفه چیست؟ ایمیل خرابه خاهشا همین جا جواب بدید. ممنون. موفق باشید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فلسفه، علمِ نظر به وجود است. موفق باشید

21339
متن پرسش
با عرض سلام: آقای طاهرزاده بی مقدمه حرف اصلیم رو بگم، چرا و چرا و چرا سعید طوسی که ۱۰ شاکی خصوصی داشت و حالا دیگه معلوم شده که مقصره چون پرونده تشکیل شد، به چه دلیل تبرئه شد؟ به نظر شما نباید فاتحه قوه قضاییه رو خوند؟ آیا واقعا چون قاری بیت رهبری بوده تبرئه شده؟ واقعا من ناامید شدم به خاطر این اوضاع و با عرض پوزش اگه شما هم بخواهید توجیه کنید از شمام ناامید میشم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمی‌کنم قوه‌ی قضائیه در این موارد تحت تأثیر جریانی باشد که رسانه‌های بیگانه می‌گویند. شاهدان دلیل کافی بر ادعای خود نداشتند، قاضی در این مورد کاری جز تکیه بر ادله نمی‌تواند بکند. از کجا که اصل جریان برای بی‌ابروکردن دفتر رهبری مشکوک نباشد! به‌خصوص که رسانه‌های دشمن به طور غیر معمول به این امر دامن می‌زنند. حال آن‌که به ما دستور داده‌اند: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِن جَاءكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَأٍ فَتَبَيَّنُوا»  اى كسانى كه ايمان آورده ‏ايد، اگر فاسقى برايتان خبرى آورد، نيك وارسى كنيد (الحجرات/6 ) آیا فاسق‌تر از رسانه‌های بیگانه شما فاسقی را سراغ دارید!؟ موفق باشید  

20890

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیزم: استاد در حال تدوین یک داستان هستم، با موضوع محوری سیره عملی و احوالات معنوی و اهداف متعالی شهداء، بنده طبق سخن خودتون که در یکی از آثارتان فرموده بودید که ما قبل از پیروزی انقلاب کارد به استخوان مان رسیده بود!! بنده بنا دارم که این حالت پژمردگی را در این داستان توصیف کنم و همچنین حالات یک مادر شهید، منتهی چند سوال دارم: 1. بفرمایید که بنده چگونه این حالت کارد به استخوام رسیدن جامعه قبل از انقلاب را شرح بدم؟ لطف کنید مصادیق اقدامات و احوالات فرهنگی آن تاریخ را بیان کنید؟ به عبارتی بهتر بفرمایید چه حالاتی بر جامعه ی آن زمان مستولی شده بود، که حضرتعالی آن را حس می کردید، آن حالات را تشریح نمایید. 2. نقش و سیره عملی «مادر» شهید را چگونه توصیف کنم؟ 3. قبل از پیروزی انقلاب، رابطه ی همین شهداء با امام عزیز چگونه بود، چه نگاه نسبت به هم داشتند؟ اشراقی بود آیا؟ استاد لطف کنید کامل و دقیق به سئوالات بنده پاسخ دهید.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که در این موارد بایدبا جمع‌بندیِ لازمی وارد کار شوید. امثال بنده نهایتاً می‌توانم راه‌هایی را به صورت کلی نشان دهم. 1- از یک جهت در جزوه‌ی «ریشه‌های انقلاب» و از جهت دیگر در مقاله‌ی «ای امام» می‌توانید در رابطه با فضای انقلاب اسلامی تأمّل کنید 2- این‌که فرزندانشان را برای اسلام تربیت می‌کردند و نه برای خود 3- روح حاکم در محافل مذهبی تنفر به نظام شاهنشاهی بود و ارادت به امام، ولی به صورت کلی. و همین امر منجر شد تا وقت مناسب، عکس‌العمل لازم را نشان دهند. موفق باشید

20721

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد رابطه ی بین معنویت و عمل به تکلیف چیست؟ آیا معنویت در دین داری تکی و گوشه گیری از جامعه است یا عمل به تکلیف و یاری دین خدا؟ آیا اینطور نیست که همان نماز شب یا توسل ها برای این است که بتوانیم وظیفه ای که دین بر گردنمان نهاده را خوب انجام دهیم و در راه او جهاد نماییم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید نگاه دوم درست باشد. انسان در جمع مؤمنین به کمالاتی می‌رسد که در فردیت و انزوا به آن دست نمی‌یابد. خوب است در این مورد به روایتی که در جواب سؤال شماره‌ی  20705  عرض شده است، نظری بیندازید. موفق باشید

نمایش چاپی