بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
4884
متن پرسش
سلام استاد خسته نباشید سایت مشکل داره فقط بخش پرسش پاسخ باز می شه
متن پاسخ
سلام علیکم: مسئول محترم سایت
28812
متن پرسش
سلام علیکم: ۲۸۸۰۱ اشاره کردید که باید متفکران غربی که متوجه نقصیه های فرهنگی خود هستند را از تمدن غربی جدا کرد. منظور از این متفکران، امثال هایدگر و کربن هستند که به ضعف های مدرنیته و خلاها و ضعف و انحرافات تمدن مدرن پرداختند یا تمام متفکران غرب؟ چون‌که خود امثال کانت و دکارت پدران مدرنیته و بنیان گذاران تفکر منقطع از عالم قدس و معرفت وحیانی و نگرش توحیدی به عالم هستند و نظری به عقل قدسی ندارند و در کتاب سلوک ذیل شخصیت امام هم گفتید که در فضای تفکر کانتی و دکارتی تقابل با اندیشه حضرت امام قطعی و محتوم است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تفکر کانت و دکارت در مقایسه با فلسفه‌ی اسلامی مسلّم ضعف‌هایی دارد در آن حدّ که بعضاً کار را به شکاکیت می‌کشاند و این در نسبت با تفکری است که ما در حوزه‌ی اندیشه‌ورزی خود دنبال می‌کنیم. ولی اگر در جایگاه تاریخی خودشان و دغدغه‌هایی که نسبت به مسائل خودشان داشتند به تفکر آن‌ها بنگریم، به نظر بنده متفکران تاریخ خود بوده‌اند. زیرا آن‌ها متوجه بودند در تاریخی که شروع شده یعنی تاریخ مدرن، اگر به کمک بشر نیایند بشر بیش از پیش گرفتار خواهد شد و امروز اگر غرب از جهتی قوامی بس مختصر در بین مردم دارد به جهت متفکران آن‌ها می‌باشد که از طریق فلسفه و رُمان متذکر آسیب‌های جامعه‌ی خود شدند و دقت مقام معظم رهبری «حفظه‌اللّه» در دنبال‌کردن رمان‌ها به جهت آن است که متوجه شوند اندیشه‌ورزانِ آن دیار جهت رفع مشکلات جهان مدرن چه راه‌کارهایی را ابداع کرده‌اند و این در حالی است که ما نیز از تاریخ جهان مدرن بیرون نیستیم. به نظر بنده صحبت آقای دکتر حمیدطالب‌زاده از اساتید فلسفه‌ی اسلامی و آشنا به فلسفه‌ی غرب سخن خوبی است که معتقد است اگر بخواهیم فلسفه‌ی اسلامی را به صورتی زنده و فعّال در این زمانه مطرح کنیم، لازم است که فلسفه‌ی غرب را نیز خوب بدانیم. موفق باشید 

24869
متن پرسش
سلام استاد عزیز: می دانم شأنتان خیلی بالاتر از این حرفاس که بخوام یک سوال را کش بدهم و وقت گرانبهایتان را بگیرم. ولی در خصوص سوال ۲۴۸۴۸ خواستم بگم که این آقا با دوز و کلک داره یه سری کارها رو انجام میده. خودش هم به این اذعان داره. در اینترنت هم تمام حقه ها و کلک های این شخص رو توضیح دادن و تک تک کارهاش رو شده. به طوری که الان من هم اگر با تمرین سرعت دستم را زیاد کنم میتونم کارهاش رو انجام بدم. دیگه قدرت نفس و حضور در آینده رو که شما می فرمایید رو نمی فهمم منظورتون چیه؟ اصلا کارش ربطی به این توجیهی که شما می فرمایید نداره. استاد عزیزم این حرفایی که زدم اساعه ادب نشه. فقط دو دو تا چهارتای ذهنی خودم رو بیان کردم که اگه دارم اشتباه می کنم برام توضیح بدید. اصلا میتونید یکی از افشاگری هاش رو در لینک زیر مشاهده کنید: https://www.google.com/amp/s/www.aparat.com/v/zTJRP/%25D9%2584%25D9%2588_%25D8%25B1%25D9%2581%25D8%25AA%25D9%2586_%25D8%25B1%25D8%25A7%25D8%25B2_%25D8%25B4%25D8%25B9%25D8%25A8%25D8%25AF%25D9%2587_%25D8%25A8%25D8%25A7%25D8%25B2%25DB%258C_%25D8%25B3%25D8%25B9%25DB%258C%25D8%25AF_%25D9%2581%25D8%25AA%25D8%25AD%25DB%258C_%25D8%25AF%25D8%25B1_%25D8%25B9%25D8%25B5%25D8%25B1_%25D8%25AC%25D8%25AF%25DB%258C%25D8%25AF%3famp
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن مطلب را ملاحظه کردم ولی عنایت بفرمایید که این نوع حرکات که بیشتر به نوعی تردستی و خطای خیال مرتبط است؛ اولاً: با پیش‌گویی‌هایی که در حدّ خبر از آینده است، متفاوت است که با کمک تجرد نفس انجام می‌شود و بیشتر کارِ مرتاضان است هرچند که انسان‌های وارسته نیز به جهت تجرد نفس‌شان می‌توانند پیش‌گویی‌هایی داشته باشند. ثانیاً: معجزه، اساساً در ساحت دیگری است و با قوا و توانایی‌های بشری امکان تحقق آن نیست. موفق باشید

24761
متن پرسش
جناب استاد سلام: آیت الله مصباح در مورد شبهه «المعدوم المطلق لا یخبر عنه» در کتاب شرح نهایة الحکمه صفحه ۱۹۸ میفرماید: «اينكه بر معدوم مطلق حكم كرده‌ايم به اينكه «نمى‌توان بر آن حكم كرد» از آن جهت است كه معدوم مطلق را با همين عنوان - عنوان «معدوم مطلق» - تصور كرده‌ايم. اگر فرض كنيم حتى اين عنوان نيز در ذهن شخص وجود نداشته باشد، در آن صورت حتى شخص همين حكم- حكم به اينكه نمى‌توان بر معدوم مطلق حكم كرد- را هم نخواهد داشت. زيرا با تصور همين عنوان معدوم مطلق به نحو اجمال و با عنوان تصور شده است و چنين چيزى ديگر معدوم مطلق نيست، چون گفتيم كه معدوم مطلق چيزى است كه حتى با عنوان هم تصور نشده است. پس معدوم مطلقى كه با عنوان «معدوم مطلق» آن را تصور كرده‌ايم در حقيقت معدوم مطلق نيست و از همين رو مى‌توان بر آن حكم كرد به اينكه نمى‌توان بر آن حكم كرد. معدوم مطلق واقعى آن است كه حتى با عنوان «معدوم مطلق» نيز تصور نشود، در اين صورت حتى حكم به اينكه «لا يخبر عنه» يا حكم به اينكه «حكم بر آن نمى‌شود» نيز بر آن محال است.» پس طبق فرموده آیت الله مصباح ما اصلا نمی‌توانیم عدم مطلق را بفهمیم و محال است و هر چه را که به عنوان مفهوم عدم مطلق در نظر می گیریم در اصل عدم مطلق نیست. لطفا نظر خود را بیان نمایید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به این فکر کنید که معنا و مفهوم معدومِ مطلق غیر از وجودِ معدومِ مطلق است وگرنه خلط بین مفهوم و مصداق پیش می‌آید همان‌طور که علم به عدم، علم است و نه عدم؛ و علمِ به آتش، علم است و نه آتش. موفق باشید

23772

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در یکی از سوالات در مورد علم ملائکه به فساد و خونریزی انسان در زمین صحبت شده بود که شاید این توضیح یکی از علمای کمتر شناخته شده خالی از لطف نباشد: پیش از آفرینش آدم (ع)، بر روی زمین خلقی وجود داشت که فساد و خونریزی را در میان خود منتشر کردند و خداوند به خاطر گناهان‌شان آن‌ها را هلاک نمود. (۱) فرشتگان گمان بردند که مخلوق جدید که آدم (ع) و نسل او هستند‌ هم همان کارها را از سر می‌گیرند و به نشر فساد و خونریزی می‌پردازند، ولی آن‌ها نمی‌دانستند که پس از قیام قائم (ع) دولت عدل و توحید الهی بر روی زمین بر پا و صلح و دوستی بین مردم فراگیر خواهد شد. منابع: ۱. امام باقر (ع) از پدرانش از امیر‌المؤمنین (ع) روایت کرده است که فرمود: وقتی خداوند اراده کرد آدم را با قدرتش خلق کند و این بعد از آن بود که از خلقت جن و نسناس بر روی زمین هفت هزار سال گذشته بود، حجاب آسمان‌ها را برداشت و به ملائکه امر فرمود که به اهل زمین از جن و نسناس نظر افکنند. چون آن‌چه از گناهان و ریختن خون‌ها و فساد در زمین بر‌خلاف حق را انجام می‌دادند، مشاهده کردند، بر آن‌ها بسیار گران آمد و به خاطر خداوند متعال خشمگین شدند و بر اهل زمین تاسف خوردند و گفتند: پروردگارا! تو عزیز قادر عظیم‌الشأن هستی و این خلق تو ذلیل حقیر تو است که در نعمت تو غوطه‌ور است و از عافیتت بهره‌‌مند و در قبضه‌ی تو می‌باشد، با این گناهان، معصیت تو را می‌کند و در زمین فساد می‌کند و تو خشمگین نمی‌شوی و انتقامت را نمی‌گیری، در‌ حالی‌که می‌بینی و می‌شنوی؟! این موضوع بر ما عظیم و گران است و به خاطر تو بزرگتر نیز می‌باشد. خداوند جل جلاله فرمود: من جانشین و خلیفه‌ای بر زمین قرار می‌دهم که حجّت من بر خلقم در زمینم باشد. ملائکه گفتند: آیا کسی را قرار می‌دهی که در آن فساد کند همان‌طور که اینان فساد کردند، و خون‌ها بریزد همان‌طور که اینان چنین کردند و به یکدیگر حسادت ورزند و کینه‌جویی کنند؟! این جانشین را از بین ما برگزین که ما حسادت نمی‌ورزیم و کینه‌جویی نمی‌کنیم و خون‌ریزی نمی‌کنیم در حالی‌که حمد تو را تسبیح می‌گوییم و تو را تقدیس می‌کنیم. خداوند تبارک و تعالی فرمود: من چیزی می‌دانم که شما نمی‌دانید. من اراده کرده‌ام خلقی با قدرتم بیافرینم و از نسل او انبیا و فرستادگان و بندگان صالح خداوند و ائمه‌ی هدایتگر برگزینم و آن‌ها را جانشینانم در زمینم قرار دهم که آن‌ها را به اطاعت من هدایت کنند و از معصیت و نافرمانی‌ام بازدارند و آنان را حجّت خودم بر ایشان از نظر بشارت و انذار قرار دهم....». تفسیر قمی: ج ۱ ص ۳۶.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: علامه طباطبایی با توجه به نکاتی که فرمودید آن تفسیر را ترجیح می‌دهند که عرض شد و دقت‌های خوبی را در آن نگاه به مخاطب عطا می‌کنند و علامه جوادی نیز در تفصیل آن زحمت کشیده‌اند؛ روایات «نسناس» را بر نمی‌تابند. موفق باشید

23122
متن پرسش
سلام: ۱. اگر از راه دور برای میت مثلا هفت مرتبه سوره قدر بخوانیم آیا به او می رسد و نفعی برای مرده دارد؟ و چه فرقی می کند که از راه دور بخوانیم یا سر قبر وی؟ ۲. چرا امام معصوم به زائر قبرش نظر ویژه دارد؟ امام در همه جا بطور کامل حاضر است چرا بین کسی که از داخل منزل سعی می کند با امام ارتباط پیدا کند و کسی که زائر است امام فرق می گذارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان متوفی چون به محل بدن خود توجه خاص دارد، ذکر و دعا و قرآن در کنار قبورشان برایشان مؤثرتر خواهد بود. البته در هر صورت اگر قصد رساندن برکتی به آن‌ها داشته باشید تأثیر خود را دارد.

ائمه «علیهم‌السلام» و ملائکة اللّه به محلِ دفن بدن مبارک‌شان نظر خاص دارند و در آن‌جا حجابِ بین انسان و حضرت حق بهتر مرتفع می‌شود، وگرنه در هر جایی می‌توان به اولیاء معصوم توسل جست. موفق باشید

23096

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: در بعضی از روایات در وصف شخصی که عقلش تمام است اینگونه آمده است: الْعَاشِرَةُ وَ مَا الْعَاشِرَةُ قِيلَ لَهُ مَا هِيَ قَالَ ع لَا يَرَى أَحَداً إِلَّا قَالَ هُوَ خَيْرٌ مِنِّي وَ أَتْقَى‏ (تحف العقول - مواعظ امام رضا علیه السلام) یا در دعای عرفه امام سجاد علیه السلام اینگونه وارد شده که: وَ أَنَا بَعْدُ أَقَلُّ الْأَقَلِّينَ، وَ أَذَلُّ الْأَذَلِّينَ، وَ مِثْلُ الذَّرَّةِ أَوْ دُونَهَا با توجه به این دو فقره شریفه دو سوال: ۱) چگونه ممکن است کسی مشغول به دست گیری و هدایت دیگران بشود در حالیکه خود را پایین تر از همه بداند؟ (منظور ائمه معصومین علیهم السلام می باشند) به تعبیر دیگر اهل بیت علیهم السلام در چه احوالی به سر می برند که بین این دو جمع می کنند؟ ۲) ما چگونه می توانیم به این احوال برسیم که واقعا دیگران را برتر از خود ببینیم؟ با تشکر. ملتمس دعا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. وقتی انسان هر اندازه هم که انسان بزرگ و متعالی باشد خود را و اعمال خود را در نسبت با حضرت حق مقایسه می‌کند؛ می‌یابد که هیچ است هیچ. و در همین رابطه منوّر به فیوضاتی می‌گردند که موجب هدایت سایرین خواهند بود ۲. باید به معارفی دست بیابیم که خود را در نسبت با حضرت ربّ العالمین هیچِ هیچ احساس کنیم. موفق باشید

21252
متن پرسش
به نام خدا با سلام خدمت استاد بزرگوار: استاد با توجه به پاسخ سوال 21235 باز هم قانع نشدیم. جناب استاد اشکالی که بزرگان از جمله آیت الله مصباح و دیگر مراجع و متفکران به صحبتهایی آقای روحانی دارند شاید از همین زاویه است که شما با آن در صدد توجیه سخنان ایشان بر آمده اید شما می فرمائید فرهنگ شیعیان طوری است که هر شیعه عامی هم در سنتی قرار دارد که پیامبر و امام را معصوم می داند اما اولا متاسفانه این فرهنگ خصوصا در نسل جوان دارد با تهاجم فرهنگی دشمن و غفلت مسئولان کم کم زیر سوال می رود و سخنان آقای روحانی در این فضا همین انحراف را تقویت می کند. ثانیا اشکال به آقای روحانی این است که چرا به گونه ای سخن می گوئید که زمینه فرو پاشی این فرهنگ فراهم شود؟ براستی با این توجیه شما آن سخن روحانی که گفت درسی که از کربلا می گیریم مذاکره است را به راحتی می توان توجیه کرد که در فرهنگ عمومی شیعه همه می فهمند کار امام قیام و جهاد و شهادت بود و منظور روحانی این بوده که امام دشمنان را نصیحت کرد ولی دیدیم رهبر انقلاب چطور بر ایشان تاخت که تاریخ را اینطوری می فهمی چرا سهل اندیشی و سخنانی که خود بهتر مطلعید. لذا استاد جان جسارتا می گویم درست نیست این که بزرگانی که عمق انحراف این سخنان و زمینه سازی آن را برای تسهیل کردن انتقاد به معصوم را فهمیدند و برنتافتند را محکوم به عدم درک صحیح و همه جانبه، کنیم. با تشکر و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این که آقای روحانی سخنان بیجا، کم ندارند بحثی نیست. از جمله همان سخنی که برای توجیه کار خود، صحبت حضرت سیدالشهداء«علیه‌السلام» با عمر سعد را به عنوان مذاکره مطرح کرده‌اند که کاملاً بیجا بود. از آن طرف جریان منتسب به ایشان، از بعضی جهات در تلاش‌اند تا جهت کلّی انقلاب را به حاشیه ببرند و تصوری که باید از نظام اسلامی در مقابل استکبار داشت، را دفن کنند و متأسفانه ما به جای این‌که بر روی این مسائل کار کنیم و روشن نماییم چرا این جریان سعی دارد نظام را ناکارآمد نشان دهد؛ می‌گردیم یک طوری سخن ایشان را مطرح کنیم که از آن نفیِ عصمت ائمه برآید و از این طریق، طرفداران ایشان را نیز به این سمت بکشانیم که می‌شود نفیِ عصمت آن بزرگواران را کرد. بنده این نوع برخوردها را اگر ناشی از جریان نفوذی ندانم، ناشی از بی‌فکریِ رفقای مذهبی خود می‌بینم. موفق باشید

19887

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: کتابی در مورد راه جدا کردن روح از بدن خواندم. بعد از مطالعه تصمیم گرفتم این کار را انجام بدم وقتی شروع به تمرکز کردم دستهایم بدون اراده من بالا آمد و یک دفعه صورتی را جلوی خود دیدم که به من زل زده در این هنگام ترسیدم و بلند شدم رفتم. 1. اگر ادامه می دادم می توانستم این کار را انجام بدم. کلا نظرتان چیست؟ چون این راه گناه نیست که بخواهد راه اهل بیت (ع) نباشد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با آن صورتی که روبه‌رو شده‌اید، صورتی از صورت‌های شیطان بوده است و اگر ادامه دهید بسیاری از ابعاد شما را در تصرف خود قرار می‌دهد. در این مورد عرایضی در کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» شده است. موفق باشید

19634
متن پرسش
بسم الله و السلام خدمت استاد گرامی و با آرزوی قبولی طاعات و عبادات در بحث با یکی از دوستان فاضل انقلابی در مورد تحریم های بی سابقه جدید امریکا علیه کشورمان ایشان نکات بسیار جالبی متذکر شدند بر اساس رویکردی بسیار شبیه نگاه صائب جناب عالی به سنت های الهی در انقلاب اسلامی، از همین جهت مناسب دیدم تحلیل ایشان را به نظر حضرت عالی و علاقه مندان شما برسانم. التماس دعا! ابتدا لینک گزارش وطن امروز از ابعاد خطرناک تحریم های جدید امریکا http://www.vatanemrooz.ir/newspaper/page/2186/1/177079/0 -------------------
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی قرآن می‌فرماید: «يا أَيُّهَا النَّبِيُّ اتَّقِ اللَّهَ وَ لا تُطِعِ الْكافِرينَ وَ الْمُنافِقينَ إِنَّ اللَّهَ كانَ عَليماً حَكيماً . وَ اتَّبِعْ ما يُوحى‏ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ إِنَّ اللَّهَ كانَ بِما تَعْمَلُونَ خَبيراً . وَ تَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ وَ كَفى‏ بِاللَّهِ وَكيلاً (آیات 1 تا 3)/ احزاب) که به پیامبر خود می‌فرماید در مسیر رعایت احکام الهی به هیچ‌وجه از کافرین و منافقین پیروی نکن و تنها وحی الهی را برنامه‌ی راه خود قرار بده و بر خدا توکل کن و او کافی است که وکیل تو در همه‌ی صحنه‌ها باشد؛ دیگر گوش ما هرگز بدهکارِ این تحریم‌های به اصطلاح سیاهچاله نخواهد شد. آن‌چه می‌ماند وعده‌ی الهی است برای ایجاد بستری که در آن بستر، ضعف و ناتوانی و هلاکت جبهه‌ی استکبار بیش از پیش روشن می‌شود. چرا که می‌فرماید: «وَ لَمَّا رَأَ الْمُؤْمِنُونَ الْأَحْزابَ قالُوا هذا ما وَعَدَنَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ صَدَقَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ ما زادَهُمْ إِلاَّ إيماناً وَ تَسْليماً (22)/احزاب) چون مؤمنین اتحادِ کفر جهانی را در مقابل خود دیدند، متوجه شدند آن وعده‌ی الهی که باید در متن قدرت‌نماییِ کفر ظهور کند، فرا رسیده است. لذا گفتند: این است وعده‌ی خداوند و رسول او، و خداوند و رسولش به وعده‌ی خود عمل کرده‌اند. به آن معنا که در تقابلی سختْ جهانی چهره‌ی حقانیت و قدرت‌نماییِ جبهه‌ی توحید روشن خواهد شد و لذا «ما زادَهُمْ إِلاَّ إيماناً وَ تَسْليماً» نه‌تنها خود را نباختند، بلکه ایمان‌شان نسبت به خدا و تسلیم‌شان نسبت به دستورات دین بیشتر از پیش به صحنه آمد.

آری! قصه‌ی ما مبنی بر تأکید در نفی استکبار، باید به این‌جاها می‌کشید و بحمداللّه کشیده شد. و مطمئن باشید این بهترین شرایط است برای به ظهورآمدنِ گوهر ایمانیِ مردمی که در وفاداری به انقلاب و نفیِ استکبار، یگانه‌ی دوران خود هستند. اینان همان فئه‌ی قلیله‌اند که بر ازدهام پشه‌های این دوران پیروز خواهند شد. اینان همان‌هایی هستند که خداوند در موردشان فرمود: « لِيَجْزِيَ اللَّهُ الصَّادِقينَ بِصِدْقِهِمْ وَ يُعَذِّبَ الْمُنافِقينَ إِنْ شاءَ أَوْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ كانَ غَفُوراً رَحيماً. وَ رَدَّ اللَّهُ الَّذينَ كَفَرُوا بِغَيْظِهِمْ لَمْ يَنالُوا خَيْراً وَ كَفَى اللَّهُ الْمُؤْمِنينَ الْقِتالَ وَ كانَ اللَّهُ قَوِيًّا عَزيزاً» (24 و (25)/ احزاب) خداوند می‌خواهد در این رویارویی پاداش صداقت صادقین را و عذاب منافقین را اگر توبه نکنند، بدهد و خداوند غفور و رحیم است. خداوند کافران را در حالی‌که هیچ بهره‌ای از این تقابل به‌دست نیاوردند با عصبانیت کامل برمی‌گرداند و خداوند برای مقابله با دشمنان حقیقت و حفظ مؤمنین بدون آن‌که مقاتله‌‌ی مستقیمی آن‌ها با کافران انجام بدهند، کافی است چرا که او قوی و شکست ناپذیر است. موفق باشید 

19554

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و تهیت خدمت معلم گرامی: طاعات و عباداتتان قبول، حضرت استاد، آیا کمک به افرادی که در خیابان و ... تقاضای کمک مالی می‌کنند کار صحیحی است؟ یا این عمل امروز موجب گدا پروری می شود و زمانه فرق دارد؟ چه باید کرد؟ ضمنا این حقیر مدتی است علی رغم تلاش برای کظم غیظ زود عصبانی می شوم. لطفا دعا بفرمایید برای این شاگرد بی انضباط.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- اگر احتمال بدهیم که طرف محتاج است و بتوانیم به آن کمک کنیم، نباید کوتاهی کرد، وگرنه، نه. 2- در مورد کظم غیظ، سعی کنید برای خود برنامه‌ریزی کنید با رجوع به روایاتی که کظم غیظ را منع می‌کنند و خوش‌بینی و خوش‌رویی را توصیه می‌کنند. کتاب «شرح حدیث جنود عقل و جهل» از حضرت امام کارساز است. موفق باشید

19113
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد عزیز: با توجه به اینکه تنها راه طی حقیقی مسیر سیر و سلوک و البته ترک گناه و انجام طاعات، عشق است و عاشق خدا شدنT همانطور که در قرآن و روایات و مناجات ها (مثلا شعبانیه) و کلام بزرگان ذکر شده است. اساسا وظیفه ام چیست تا عاشق او شویم؟ تا بوسیله این عشق دیگر گناه رنگ ببازد و هرچه هست او بشود؟ راه عملی چیست؟ بعضی بزرگان می فرمایند راه رسیدن به عشق، اطاعت و طاعت است. اما مشکل این است که در عالم پیچیده مدرنیته، نفس اطاعت بدون انرژی عشق ناممکن و یا بعید است. متشکرم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در کتاب «مبانی نظری و عملی حبّ اهل‌البیت«علیهم‌السلام» و شرح صوتی آن در این مورد شده است. آری! اگر با رویکردِ حبّی به حقیقت که جانِ ما به آن تعلق دارد نظر کنیم و موانع حبّ به حقیقت را که همان حجاب‌های خودخواهی است، برطرف نماییم و رعایت دستورات الهی را عملی سازیم، حبّ به حضرت حق و محبت به اولیاء الهی در ما سر برمی‌آورد. موفق باشید

19024
متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز: می شود کمی بیشتر در مورد عالم فقه و اینکه چگونه وارد آن شویم تا از فقه زده نشویم و لذت آن را ببریم توضیح دهید. با توجه به آن قسمت از کتاب ادب خیال و عقل و قلب قسمت آخر که می فرمایید باید در فقه وارد عالم فقیه شد. من طلبه ای هستم که نیم سال لمعه خوانده ام ولی از فقه احساس لذت که نمی کنم احساس دل زدگی می کنم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ابتدا چندان کاری به موضوعات فقهی نداشته باشید متوجه‌ی دقت فقیه شوید که چگونه از روایات و آیات، احکام مربوطه را استنباط می‌کند. عقلِ فقهیِ فقیهان در متون فقهی بسیار ارزشمند است. موفق باشید

18750

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیزم: 1. بنده نوجوانم و با آثار شما مأنوس هستم آیا همه را ول کنم و اول خوب فلسفه بخوانم یا ادامه دهم، پس چه زمانی فلسفه بخوانم؟ 2. مگر نه این است که انسان ابتدا باید با کتب عالمان عالم دار یک مقداری مأنوس باشد تا شخصیت فکری پیدا کند حالا این مدت انس با این آثار چقدر باید باشد تا شخصیت محکم شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سیر مطالعاتی روی سایت را اگر ادامه دهید؛ اولاً: تا حدّی تفکر فلسفی پیدا می‌کنید، ثانیاً: مباحث موجب می‌شود تا فلسفه را و جایگاه آن را بهتر درک کنید. موفق باشید

13221
متن پرسش
با سلام: استاد منظور از این حدیث که (اول الدین معرفته...) چیست؟ منظور از اول الدین چیست؟ آیا به معنا ابتداییت یا رتبه و درجه دینداری است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این مسلّم است که دینداری باید با معرفت به سوی حضرت حق شروع شود و درجه‌ی عبادات به درجه‌ی معرفت بستگی دارد، نه به کثرت عبادات. موفق باشید

8458
متن پرسش
سلام علیکم استادعزیز چرا بعد از یک دوره روزداری با وجود آنکه قدرت مدیریت نفس زیاد می شود ماهیچه های دست و پا خیلی لاغر می شود ولی ماهیچه های شکم خیلی کم در صورتیکه ظاهرا باید برعکس باشد؟و بالاخره چگونه می توان این معادله را بر عکس کرد؟با تشکر
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: نباید در کنار روزه‌داری از فعالیت و ورزش کاسته شود. موفق باشید
7933
متن پرسش
سلام استاد ببخشید که مزاحم می شوم ولی مطلبی در مورد منتقدان دولت از شما مشاهده کردم که حقیقتا شگفت زده شدم. رویکرد کدام منتقدان دولت را انتخاباتی می دانید؟ کدام انتقاد را بر این اساس تلقی می کنید که منتقدان در پی اپوزیسیون نشان دادن تصویری از خود هستند؟ بنده در این صحنه سیاسی منتقدی با این ویژگی ها نمی بینیم. منتقدان دولت در مجلس که عمدتا جبهه پایداری هستند تا قبل از سخن رهبری که از دولت خواست سعه صدر نشان بدهد تحت فشار شدیدی بودند و الان نیز کمی فراغ بال برایشان حاصل شده است.انتخاباتی؟ به هر حال عده ای معتقدند توافق ژنو منجر به هولوکاست هسته ای شد و ترکمنچای است؛ حال شما معتقد نیستید و در عین حال آن را فتح الفتوح هم نمی دانید، سلمنا؛ هر کسی این نظر را قبول نداشته باشد رویکردش انتخاباتی است؟ بی شک نظر شما این نیست. بنده به نوبه خود معتقدم که توافق ژنو نه تنها هیچ دستاوردی نداشته است ( چندر غازی که قرار بود از پول های خودمان به ما بدهند هم قابل وصول نیست) بلکه عزت و شرف ملی را لگد کوب 8 شرطی قرار داده است که بر حق هسته ای ما در این توافق چیده شده است. اگر این توافق به مرحله آخر برسد - که به لطف الهی نخواهد رسید – کشور ما تبدیل به یک استثنا در زمینه انرژی هسته ای می شود و ما جدای از NPT باید به دنبال آمریکا بدویم تا قبول کند فلان تعداد سانتریفوژ نیاز ماست و اگر آنها قبول نکردند باید بگوییم چشم. مستحضر هستید که نمی توان در چنین شرایطی تمام حق را مستفاد نمود؛ مثلا اگر ما به این نتیجه برسیم که نیاز داریم 3000 سانتریفوژ اضافه کنیم و آمریکایی ها بگویند نیاز شما 30 عدد است نهایتا خیلی دیپلمات ها زرنگ باشند بتوانند 100 عدد را تصویب کنند. حال شما می گویید اگر قراردادی ما را تحت چنین حقارتی قرار دهد خیلی هم بد نیست ، و یا صلاح نیست که بگوییم بد است چرا رویکرد بقیه را انتخاباتی می دانید؟ما از شما یاد گرفته ایم که برخورد ما با غرب نبرد تمدنی است و بین دو طرف مخاصمه یا باید زمینه های تمدن اسلامی نابود شود یا تمدن وحشی غرب؛ با چنین دشمنی باید این گونه قرارداد بست؟ طیف لاریجانی که کاملا در قبال رفتار دولت سکوت کرده است، لاریجانی خود را موظف می داند که از علی مطهری در مقابل قوه قضاییه دفاع کند و خود را در حال دفاع از شان نمایندگی می داند ولی در مورد شکایت دولت در پوشش شورای عالی امنیت ملی از برخی نمایندگان کاملا سکوت می کند. خدا وکیلی استاد اگر مشایی گفته بود آمریکا با یک بمب تمام تاسیسات نظامی ما را از کار می اندازد همین طور با او برخورد می کردند یا کار به استیضاح احمدی نژاد می کشید؟ بله رفتار آقای احمدی نژاد در آن یکشنبه سیاه غیر شرعی و غیر قانونی ، ولی انتظار نداشته باشیم از تریبون نماز جمعه مشهد ، داد بزنیم که « یک نفر دم مشایی را بگیرد از کابینه بیاندازد بیرون » و بعد با سخنان احمدی نژاد بگوییم اخلاق در جامعه از دست رفت. چرا سکوت کرده اند ؟ غیر از این است که وزیر کشور از دار و دسته لاریجانی است؟ احمدی نژاد تمامیت خواه نبود؛ لطف الله فروزنده ، کردان ، حاجی بابایی ، متکی، پور محمدی ( رئیس بخش روحانیون ستاد هاشمی 84) و ... همه در گروه سیاسی این آقایان بود ولی قانع نبودند، نوع رفتار احمدی نژاد با وزرا به گونه ای بود که هرکس در کابینه می رفت ، دیگر مدیریت احمدی نژادی پیدا می کرد و اهل ساخت و پاخت و امتیاز دادن نبود.برای همین کردان را با آن فجاعت استیضاح می کنند و حاجی بابایی یک ماه به وزارت می رود و در مجلس امضا برای استیضاحش جمع می شود. اگر احمدی نژاد این کارها را نمی کرد ، دولت ائتلافی می شد و برای همین رهبر انقلاب می فرمایند عدم شایسته سالاری عدالت نیست.دولت ائتلافی یعنی افتضاح سبد کالا؛ افتضاح برف شمال ؛ حالا شما ببینید چنین کابینه ای چگونه می خواهد هدفمندی یارانه ها را مدیریت کند.نشان دادن سختی مردم در گرفتن سبد کالاکه منجر به عذرخواهی روحانی و بهتر شدن ادامه روند شد کمک به دولت نبود؟ انتخاباتی ؟ منتقدان از رویکرد فرهنگی دولت هم ابراز نگرانی کردند و کار به کارت زرد به وزیر کشید و در نهایت رهبر انقلاب هم تایید کردند .ما که استاد بچه نیستیم ، می فهمیم که وقتی هاشمی خاطره می گوید و خواب امام را می بیند که نگویید مرگ بر آمریکا و آقای طباطبایی می گوید « مرگ بر آمریکا وحی منزل نیست» یعنی چه. کدام منتقد را می گویید ؟ قالیباف که این قدر توان خود را برای کوفتن احمدی نژاد و دولتهایش به کار برد که حالا رمقی برای او نمانده و با کوچترین فشاری پوسترهای صداقت آمریکایی را از سطح شهر جمع کرد. هاشمی هم که می گوید هم خوشحالم هم راضی. جلیلی هم که گاهی وقتها طبق عادتش یه سری حرف کلی و انتزاعی می زند. کدام منتقد؟ کدام رویکرد؟چکار باید می کردند که حمایت کرده باشند؟ ای کاش هیچ گاه یکشنبه سیاه اتفاق نمی افتاد، ای کاش مشایی چوب حراج بر میراث حزب الله نمی زد.ای کاش امکان داشت که فهم و شعور سیاسی 10 تا حزب اللهی طیف هفته نامه یالثاراث را داد و یک فتنه گر 88 را گرفت که آنها در باطل خود راسخ و این ها در حق خود فقط لمپنیسم را آموخته اند.ای کاش همه می فهمیدند که امام خامنه ای برای روی کار آمدن دولت نهم چه خون دل ها که نخورد.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: حتماً در این نکته با بنده هم نظر هستید که در انتخابات چهار کاندیدایی که بنا را در انتقاد به دولت آقای احمدی نژاد گذاشتند عملاً سبد رأی آقای روحانی را پر کردند، زیرا عده‌ای از مردم را به این نتیجه رساندند که اگر آقای احمدی نژاد این اشکالات را دارد که این‌ها می‌گویند پس باید به کسی رأی بدهیم که تقابل جدّی با آقای احمدی‌نژاد دارد آن‌هم در حدّ دشمنی تمام عیار. و باز حتماً این سخن مقام معظم رهبری«حفظه‌اللّه» را شنیده‌اید که می‌فرمایند گاهی پشت موضوعات سیاسی و فرهنگی یک نفر یا دو نفر هستند که بعضی موضوعات را نادیده می‌گیرند و بعضی مسائل را بیش از حدّ بزرگ می‌کنند. حال عرض بنده آن است که مواظب باشید به دولت آقای روحانی بر اساس اهداف انقلاب نقد فرهنگی کنید و رهنمود اول فروردین رهبری را در مشهد در این رابطه فراموش نکنید. زیرا ما در فعالیت‌های فرهنگی باید ماوراء جناح‌بندی‌های موجود حرکات و سکنات دولت را ارزیابی کنیم و در آن دستگاه انتقاد می‌کنیم. ولی اگر مواظب نباشیم یک نفر یا دو نفر انتقادهای ما را طوری مدیریت می‌کنند که عملاً یک جریان از همان جریان‌هایی که شما از دستشان ناراحت هستید – و به حق هم باید ناراحت بود – به نفع خود مصادره می‌نمایند. نمی‌دانم چرا نسبت به آن عرض بنده سوء تفاهم شده؟ در حالی‌که این یک موضوع کاملاً روشنی است و شرایط تاریخی ما نیز طوری است که شدیداً باید متوجه این موضوع بود و با نظر به اشارات و رهنمودهای مقام معظم رهبری حرکت کرد و نه با تحلیل‌های جزئی‌نگر و موسمی که نگاه ما را از اهداف بلند تمدن اسلامی به جایی دیگر می‌اندازد. به عنوان مثال با این‌که بنده هم مثل جنابعالی متوجه نکات ریز قرارداد ژنو هستم، ولی وقتی می‌بینم رهبری عزیز با همه‌ی آن ضعف ها می‌فرمایند: مثلاً در مورد همین موضوع هسته‌ای هم ما قطعاً پیرور خواهیم بود؛ سعی می‌کنم در اندازه‌ای به قرارداد ژنو حساسیت نشان دهم که گرفتار جریانی نشوم که می‌خواهد از ضعف‌های این قرارداد بهره‌برداری جناحی به نفع خود بکند. موفق باشید
6694
متن پرسش
سلام علیکم در پاسخ به یکی از سوالات فرموده اید:هنر امامان آن است که تلاش می‌کنند جنبه‌ی نفس ناطقه‌ی آن‌ها با نور عظمتشان متحد گردد.سوال اینجاست که نفس ناطقه ی اهل بیت با نور عظمتشان یکی نیست؟این دو چه تفاوتی با هم دارند؟در دنیا نفس ناطقه اهل بیت با حقیقت نوریشان یکی نیست؟مگر این دو از هم جدایی دارند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: نور عظمت ائمه«علیهم‌السلام» قبل از خلقت آسمان و زمین موجود است ولی نفس ناطقه‌ی آن‌ها «جسمانیة ‌الحدوث و روحانیة ‌البقاء» است و این نفس ناطقه آن هاست که عبادت می‌کند و طلب قرب بیشتر دارد. بحثی در کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» تحت عنوان « وساطت در فیض رسانی یا کامل‌ترین حدِّ ولایت تکوینی»هست إن‌شاءاللّه که در این مورد مفید واقع شود. موفق باشید
29055

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد جان، حاج آقا امینی خواه در یک سخنرانی گفتند که اون نسخه زیارت عاشورا رو که علامه قاضی رحمت الله علیه می‌خواندند رو باید بخونید و گویا صحیح تر از او نسخه اس که در مفاتیحه، و اگر بدون ضد لعن و صد سلام باشه به قصد رجا باشه و باید ۱۰۰ لعن و سلام گفته بشه. نظر حضرتعالی چیست؟ (البته نمیگن بهره ای نداره قطعا داره)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان‌که در کتاب «شرح زیارت عاشورا» عرض شد اذکار صد لعن و صد سلام از نظر سلوکی جای خود را دارد ولی همچنان‌که در مقدمه‌ی کتاب عرض شده است آن نظراتی هم که پیشنهادهای دیگری دارند؛ قابل تأمّل است. در این مورد خوب است به مقدمه‌ی کتاب رجوع شود. موفق باشید

28360
متن پرسش
سلام علیکم: استاد در پاسخ به سوال ۲۸۳۴۲ فرمودید شیخ جعفر (ره) اهل کرامت است و نه اهل عرفان، فرق عرفان و کرامت چیست؟ خب کسی هم که صاحب کرامت می‌شود بر اساس یه عرفانی به کرامت رسیده است، و اهل کرامت مگر چشم باطن ندارند؟ ممنون می شوم مفصل توضیح دهید و منابعی هم معرفی کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اهل عرفان از طریق توحید و نفی خود، اعمال و تأثیرات خود را انجام می‌دهند و اهل کرامت از طریق قدرت نفس و ریاضت‌های آن‌چنانی اعمالی را انجام می دهند، هرچند که امثال مرحوم شیخ جعفر مجتهدی و یا مرحوم رجبعلی خیاط در ریاضت نفس از اعمال شرعی استفاده می‌کردند. ولی در هر حال، اهل کرامت بودند و این افراد با امثال مرحوم سید علی قاضی که اهل عرفان بودند، متفاوت می‌باشند. در این مورد خوب است به کتاب «آیت الحقّ» که فرزند مرحوم قاضی در آن جریان رجوع مرحوم شیخ رجبعلی خیاط به مرحوم قاضی گزارش داده‌اند؛ رجوع فرمایید. موفق باشید

27286
متن پرسش
سلام بر استاد عزیزم جناب آقای طاهرزاده: ان شاءالله آن به آن در ذیل توجهات آقا صاحب الزمان در دنیا و آخرت مأجور باشید. غرض، با توجه به اینکه جنابعالی در چند نوبت از سخنرانی هایتان شنیدم که فرمودید پاسخی ۵۰ یا ۶۰ صفحه ای به نظرات سروش دادید؛ اگر امکان دارد با توجه به استمرار و تاکیدی که سروش در حال حاضر نسبت به نظرات منحرف خود در بحث نحوه اخذ وحی از خداوند توسط اقا رسول الله (ص) دارد، پیشنهاد دارم اگر برایتان امکان داشته باشد تا امهات نظرات سروش، ابتدا بیان شود و متعاقبا پاسخ مبنایی شما نیز به آنها انجام شود (البته اگر با صوت باشد خیلی بهتر است) و در سایت شریف لب المیزان قرار قرار بگیرد و دوستان علاقمند نیز دنبال کنند؛ ولی اگر وقت نداشتید و یا اصلا بهر دلیل صلاح ندیدید که این کار را بکنید، لطفا اگر ممکن است همان جوابیه ۵۰ با ۶۰ صفحه ای خود را در اختیار عموم و یا لااقل در اختیار حقیر قرار دهید؛ چرا که در عین پوچ بودن نظرات سروش، لکن بنظر می‌رسد در فضای مجازی، جوجه روشنفکرانی را بخود نزدیک کرد و لذا کمی احساس خطر می‌شود؛ در یکی از سخنرانی هایتان بحث نوع تکلم خداوند با آقا رسول الله را در ساحت های مختلف شنیدم، در عین اینکه چندان مفصل به آن نپرداختید ولی فتح باب خوبی بود. بهرحال پیشنهاد اولم این بود که بحثی مجزا و مربوط به این زمان و با توجه به اظهار فضائل جدید سروش، شما هم مورد به مورد پاسخ دهید؛ مثل بسیاری از مباحث مبنایی تان که بسیار کارساز است. بسیار سپاسگزارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در قسمت جزوات، جزوه‌ی مربوطه تحت عنوان «غفلت از مقام نبوت در پوشش تمجید از حضرت محمد صلی الله علیه و آله» در لینک زیر: موفق باشید

لینک جزوه :غفلت از مقام نبوت در پوشش تمجید از حضرت محمد صلی الله علیه و آله

 

26264
متن پرسش
با سلام و عرض ادب: سوال بنده در مورد حمله اعراب به ایران است در تاریخ طبری جلد ۵ صفحه ۲۱۱۷ و ۲۱۱۸ نام امام حسن (ع) و امام حسین (ع) را در صف متهاجمین به ایران می آورد و یکی از اسلام ستیزان (امید دانا) در یکی از برنامه هایش با استناد به تاریخ طبری و دیگر کتب تاریخی مانند تاریخ البلدان و ابن خلدون و ابن اثیر می گوید امامان شیعه در این کشتار و نسل کشی اعراب نقش داشتند و امام علی (ع) هم به عمر مشاوره می داده پاسخ چیست؟ واقعا نگرانم. سپاس
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بر فرض که امامان در فتحِ ایران نقش داشته باشند، عنایت داشته باشید که به جهت طلب مردم ایران بود تا خود را از دست حاکمانِ ظالمشان نجات دهند و به همین دلیل، ایرانیان بعد از پذیرفتن اسلام به شدت نه‌تنها در کنار اهل‌البیت قرار گرفتند بلکه بعد از استقلال از حاکمیت بغداد بر همان اسلامِ خود باقی ماندند. در صورتی‌که اگر اسلام را به اجبار پذیرفته بودند، بعد از استقلال به دینِ قبلی خود برمی‌گشتند. موفق باشید 

25571
متن پرسش
بسمه تعالی سلام علیکم: استاد امروز با یکی از دوستان در حال مباحثه بودم ایشان مدعی بودند فلسفه اسلامی بر خلاف فلسفه غرب به بن بست رسیده و به تعبیری دچار تسلب و جمود شده است. دلیلشان هم این بود که فلسفه غرب ویژه با ظهور دکارت و فلاسفه اگزیستانسیالیست غرب به توسعه و رشد فزاینده و پر سرعت و مستحکم رسید اما جوامع اسلامی و فلاسفه آن توفیقی در رشد جامعه و استحکام آنها به نسبت فلاسفه غرب نداشتند. من در جواب ایشان گفتم انقلاب اسلامی، حاصل رشد گام به گام و تجلی حکمت متعالیه جناب ملاصدرا است که خود ایشان هم دقیقاً در زمان دکارت که غرب مشغول گسترش امپراطوری خود و گذار از قرون وسطی و کلیسا بود، با بنیان گذاشتن ریشه های این مرحله بزرگ فلسفه اسلامی ویژه در کتاب اسفار و سه اصل، رویکرد اصیل تمدنی را ایجاد کردند که آرام جلو آمد و بوسیله حضرت امام و مقام معظم رهبری و انقلابیون صدیق و بیدار، تجلی کرد و توانست افق نوینی را رو به روی بشر متلاطم در دوری از خود راستین و تفکیک های مدرنیته بگشاید و این دقیقاً ماحصل همان حرکت جناب صدرا است. آیا پاسخ من درسته و آیا واقعاً فلسفه اسلامی به بن بست می رسد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که فرموده‌اید. ولی به گفته‌ی آقای دکتر داوری در سخنان اخیرشان و آقای دکتر طالب‌زاده؛ هر اندازه با فلسفه‌ی غرب آشنا شویم، در زنده‌ترکردنِ فلسفه‌ی اسلامی موفق‌تر خواهیم بود. موفق باشید

24417

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: بنده این روز ها مشغول درمانگری روانشناسی هستم. دانش آموخته ی کارشناسی ارشد هستم. از طرفی شاهد آنم که مراجع با مشکلات فراوانی مثل طلاق و افسردگی و اضطراب مواجه اند و از طرفی نسبت به درمان های غربی با توجه به مبانی اومانیستی آن رغبتی ندارم. در حوزه ی مبانی روانشناسی غربی که اومانیستی بودن آن کاملا مشخص است در حوزه ی روش هم که دین در آن جایی ندارد. با این حال آیا استفاده از تکنیک های درمانی غربی که مبتنی بر همان مبانی و روشمندی است اما به طور تنها ممکن است برای مراجع مفید باشد. ایرادی دارد!؟ یا بنا بر قاعده ی اکل میته در دوران گذار رسیدن به روانشناسی اسلامی می‌توان از تکنیک های غربی ها استفاده کرد!؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید نباید از روش‌هایی که دنیای مدرن به جهت روبه‌روشدن با مسائل فرهنگ غربی ابداع کرده است، چشم‌پوشی کنیم. آری! باید همواره افقِ انسان‌شناسیِ معنوی و اسلامی را مدّ نظر داشت. موفق باشید

23787
متن پرسش
سلام و عرض احترام خدمت شما: بنده با دنبال کردن مباحث شرح فصوص در شرح فص آدمی، آنجا که معنی کشف رو توضیح داده می‌شود سوالی پیش آمده است که ممنون می‌شوم اگر کمک کنید. از چه طریق می‌توان مطمئن بود که کشفی که در هنگام شنیدن سخنان شیخ اکبر (یا هر عارف بزرگی) صورت می گیرد کشف درستی است؟ اگر قرار باشد که درون خود سوال نپرسیم که آن کشف کو و پرسیدن و جستجوی عقلی مانع از رسیدن کشف است چگونه می‌توان به آن مطلبی که رسیده‌ایم مطمئن باشیم و بفهمیم که این معرفت صرفا از جانب گوینده و تحت تاثیر فن بیان وی و یا شاید محیط صورت نگرفته یا در نظام کلمات و معنایی دلخواه آن مطلب مفاهیمی که خودمان می خواهیم استخراج کنیم را نمی فهمیم. متوجه هستم که مطلبی که با کشف رویت می شود از چرایی به دور است و مثلا شکوه دریا سوال‌بردار نیست ولی آیا اینکه از خود بپرسیم که دریا واقعا شکوه دارد طریقه‌ی رسیدن به صدق این معرفت را خدشه‌دار می کند؟ و هیچ راه شکی برای مطمئن‌تر شدن به صدق این مطلب وجود ندارد؟ راهی که بتوان فهمید کشف صورت گرفته حقیقت بوده و توهم نبوده چه برای خود شخص چه برای شخص دیگر چیست؟ مثلا آیا کشف یک نفر که در مکتب عرفانی غیراسلامی یا حتی غیر شیعی تفکر می کند، اگر بتوان به آن کشف را نسبت داد، لزوما درست است و او هم به ظرفیت کشفی که داشته است بهره‌ای از معارف حقه الهی برده است؟ خدا رو شکر. با تشکر از شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد اساتید مربوطه بحث‌هایی فرموده‌اند؛ ‌می‌فرمایند خوب است آن کشف را با کشف معصوم بسنجیم. اگر در آن وادی تأیید شد، می‌توان به آن اطمینان کرد. موفق باشید

نمایش چاپی