باسمه تعالی: سلام علیکم: قصه بسیار روشن است؛ غیر ممکن است کسی نسبت صحیحی با اولیاء معصوم بر قرار کند بدون آنکه در راستای رعایت احکام الهی از یک طرف تحت عنوان ورع و تلاش برای تعالی بخشیدن به روح و روان خود و از همه مهمتر زیر پا گذاشتن خودخواهیهای خود و برداشتهای شخصیاش در مقابل برادران ایمانی. آری در یک کلمه کسی به ولایت اولیاء معصوم نایل نمیشود مگر آنکه از یک طرف حق الله و حق النفس و حق الناس را جدی بگیرد. امروز متأسفانه حقوق شهروندی به بهانههای مختلف نادیده گرفتهمیشود و همین منجر میشود که نتوانیم علاقهی لازم به آن نوع زندگی که امامان معصوم در مقابل ما میگشایند داشتهباشیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: برای رجوع به ایمان راههای مطمئنی مثل راه معرفت نفس در میان است و این امور مثل خواب دیدن است که در روایات داریم «برای بقیه نمیتواند حجت باشد» و بهتر است انسانها را مشغول امور اصیلتری بکنیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال، نظرها متفاوت است در حدّی که در نجوم قدیم نیز بر اساس استفاده از اسطرلاب، فرض را بر تختبودن زمین میگیرد و با اینهمه پیشبینیهای آنها درست در میآید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم بیشتر باید تفسیر قصههای قرآن را در تفاسیر قرآن پیدا کنید. زیرا کتابهایی که تحت عنوان قصص الانبیاء مطرح است، تفسیری از آن واقعهها به میان نمیآورد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اینطور جواب داده شد:
23676- باسمه تعالی: سلام علیکم: در مواردی اطاعت والدین لازم است که مایحتاجِ اصلی آنها مدّ نظر باشد، در غیر آن موارد باید به موقعیت خودمان نظر داشته باشیم که اگر شرایط فراهم بود به میلِ آنها رفتار کنیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: رمان، در فرهنگ غربی جایگاه خاصی دارد از آن جهت که متذکر موقعیت انسان و جامعهای است که در آن قرار دارد. مثل رمانهای داستایوفسکی یا ویکتورهوگو. فکر میکنم در فرهنگ ما زندگینامهی علماء و شهدا، نقش مهمتری را متذکر شوند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً تأکید جنابعالی بسیار دلسوزانه است. و در همین رابطه مقام معظم رهبری «حفظهاللّه» میفرمایند:
- ورزش همگانی برای همه لازم است.
- نشاط، سلامت، آمادگی جسمانی، حوصله کار در سایه ورزش عمومی و همگانی تامین می شود .
- ورزش قهرمانی موتور محرک ورزش همگانی است.
- ورزش همگانی ضرورت زندگی است مانند غذا خوردن که باید به آن توجه کرد.
- روی آوردن به ورزش بسیاری از معضلات اجتماعی را حل می کند.
- ورزش به صورت همگانی امروز از گذشته بهتر است و تلاش بیشتری را می طلبد.
- فراگیر شدن ورزش همگانی نیاز اساسی کشور است.
- امر به ورزش امر به معروف است.
- اگر بخواهید جسم را به قدرت، به زیبایی، به توانایی، به بروز قدرتها و استعدادهای گوناگون برسانید باید ورزش کنید.
- اگر در یک جمله کوتاه از من بپرسند که شما از جوان چه می خواهید، خواهم گفت تحصیل، تهذیب و ورزش.
- ورزش برای سلامت و حفظ نشاط است، سرمایه ای است که تا اواخر عمر برای شما می ماند.
موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به جایگاه قصاص در اجتماع فکر کنید و اینکه اگر کسی بدن کسی را به قتل رساند باید در إزاء سودی که آن بدن به اطرافیان میرسانده، قاتل، ضرر را جبران کند وگرنه از نظر گناهی که صورت گرفته و انسانی به قتل رسیده موضوع فرق میکند. جایگاه قصاص در رابطه با ضرر مادی است که پیش آمده. میماند که آیا آن ضرر برای پدر و جدّ بیشتر است و یا برای مادر؟ که به نظرم به شرایط اقتصادی مربوط میشود که عموماً بارِ اقتصاد قبیله به دوش پدر و یا جدّ پدری است و اگر خود این افراد فرزند خود را به قتل برسانند خارج از وجه معصیتی که جای خود دارد، عملاً به خودشان از نظر اقتصادی ضرر زدهاند و بنابراین خودشان باید قصاص کار خود را تحمل کنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث بر سر انواع انرژی است. میتوان حدس زد که نحوهی بودنِ جنّ مثل یکی از انواع انرژی باشد، ولی با این حساب که یک موجود زنده است با شعور و درک و فهم خاص خود، که بدن او از جنس انرژی است و از جنس بدن ما نیست. در این مورد کتاب «سفینة الصادقین» و کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» نکاتی را مطرح کرده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عقل، شرع را میپذیرد به همان معنایی که در علم کلام گفته میشود: حُسن و قبح، عقلی است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1ـ آموختن بخصوص موسیقی از مقولهی عمل است و فرق میکند با آموختن ادبیات. 2ـ مطلق آموختن حتی اگر به خودی خود ملازم با عمل نباشد، از آن جهت که منشأ عمل قرار میگیرد میتواند متعلّق احکام فقهی قرار بگیرد. 3ـ علاوه بر این که در مورد خصوص آموختن موسیقی بسیاری از علما آن را جایز میدانند. موفق باشید
سلام: از فضای اربعین فضای ایثار محبت و برگشتیم و وارد شدیم به همان جامعه قبلی. حداکثر چند روز بتوانم این روحیه را در خود نگه دارم سپس دوباره همان فرد قبلی با همان همکاران و همان روحیه. چه کنیم که روحیه ایثار و از خود گذشتگی به جامعه باز گردد و خودمان هم گرفتار نشویم؟ آیا لازم است اقدامی کنیم؟ یا با پشت سر گذاشتن اربعین ها خودش درست می شود؟!
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید به این موضوع فکر کرد که اگر بنا است از فرهنگ مدرنیته عبور نماییم باید روش خود را در همهی امور با ایثار و تواضع تنظیم کنیم تا در تاریخ دیگری قرار گیریم. در این مورد عرایضی در جزوهی «مسئولیت فهمِ حرکت اربعینی» شده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: وظیفهی اصلی این سایت، ارتقاء فرهنگ دینی و جوابگویی به سؤالات معرفتی است. اگر خود را مشغول این چراها بکند که تا حشر هم این چراها تمام نمیشود! به گفتهی مولوی: «گر شوم مشغول اشکال و جواب / تشنگان را کی توانم داد آب». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این را لطف خدا بدانید، زیرا آنچه در برزخ در مقابل نکیر و منکر با آن روبهرو میشوید حالا سراغ شما آمده تا خود را درست شکل دهید. لذا مباحث معرفت نفس برای این شکلدهی، شروع خوبی است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: زیرا این مسیر، مسیر اولیای الهی نیست و خداوند خواسته است امور، به صورت عادی جلو رود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم باید تا آنجا که ممکن است با شبکههای اجتماعیِ خودی کار کرد ولی عنایت داشته باشید که مقام معظم رهبری«حفظهاللّه» اخیراً در تاریخ 19/8/95 که با جبههی انقلاب فرهنگی داشتند؛ در جواب سؤالی که از ایشان شده بود، میفرمایند: «دربارهی استفاده و ورود به شبکههای اجتماعی و مجازیِ خارجی، ورود هوشمندانه به شبکههای اجتماعی و مجازی خارجیها – که سؤال شده است – خوب است اما به شرطی که خودمان غرق نشویم و مثال آن غلام و آب جو نشود «شد غلامی که آب جوی آرد/ آب جوی آمد و غلام ببرد» ورودِ تهاجمی لازم است و گرفتن میدان از دست دشمن. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده سیر مطالعاتی موجود بر روی سایت، میتواند در این مورد کمک کند و ایدهی لازم را در منظر شما قرار دهد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان جدید میخواهد جهان را بسازد و انسان متقی میخواهد خود را بسازد تا شایستهی حضور در محضر حق بگردد و در نگاه دوم است که تقوا معنا پیدا میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آیهی مذکور متذکر روحیهی حضرت هابیل میشود که حضرت، به نیّت آنکه قابیل بخواهد او را بکشد تصمیم نمیگیرد که او را به قتل برساند، نه اینکه دفاع از خود جهت دفع ظلم ننماید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مبنای آنکه «جسم، همان روح است» غیر از آن است که «روح، علتِ جسم باشد». فلاسفه در تعريف نفس ناطقه مى گويند: «النفس كمال الأول لجسم طبيعي آلي ذي حيوة»[1] يعنى نفس، كمال اول براى جسمِ زنده اى است كه با آلات و ابزار- مثل دست و چشم- فعاليت مى كند. در اين تعريف نظر به جسم دارند از آن جهت كه داراى حيات است، يعنى نفس را بايد در همين جسمِ زنده ملاحظه كرد وگرنه در يك انتزاع ذهنى با مفهوم نفس سر و كار داريم و نه با وجود آن. يعنى همين بدنِ زنده ى شما نفس است، اشكال مرحوم شهيد مطهرى به افلاطون اشكال به جايى است. چون افلاطون مى گويد حضور نفس در بدن مثل حضور روغن در كنجد است. اشكال مرحوم مطهرى اين است كه سخن افلاطون يك نوع دوگانگى بين نفس و بدن را در عالم خارج القاء مى كند در حالى كه چنين نيست، همينطور كه بين حضرت حق و مخلوقات، جدايى و دوگانگى نيست، مگر در انتزاع ذهنى. نفس ناطقه همان جسم آلى ذى حياتى است كه شما با آن روبه روئيد. جسم آلى يعنى دست من كه شما مى بينيد در حركت است، اين جسم آلى، «نفس است در اين موطن». درست است كه در تحليل ذهنى مى گوئيد كه نفس است كه اين دست را به حركت مى آورد، اما اين در تحليل ذهن است، در خارج اينطور نيست. همينطور كه در خارج اينطور نيست كه يك خدا داشته باشيم و يك مجموعه آيات الهى در كنار خدا. خداوند در اين موطن به اين آيات ظهور مى كند هرچند خداوند محدود به موطن عالم ماده نيست. اميرالمؤمنين (ع) مى فرمايند: «مَنْ قَالَ فِيمَ فَقَدْ ضَمَّنَهُ وَ مَنْ قَالَ عَلَامَ فَقَدْ أَخْلَى مِنْهُ»[2] هركس بگويد خدا در كجاست، خدا را در ضمنِ مخلوق قرار داده و اگر كسى بگويد خدا بر كجاست، درون آن شيئ را خالى از خدا پنداشته است. در حالى كه خداى بى نهايت نه در ضمن مخلوقات است و نه درون مخلوقات از حضور خداوند خالى است. حضرت حق وجود مطلقى است كه تمام اين عالم، مظاهر او است. مواظب باشيد افلاطونى فكر نكنيد. متوجه باشيد عالَم مظاهر و آيات خدا است به اين معنا كه حق با اسماءاش به جمال مخلوقات در صحنه است، نه اينكه كنار مخلوقات باشد، به تعبير حضرت امام خمينى «رضوان الله تعالى عليه»: نفس تمام منازل وجود را سير نموده و در مرتبه ى ادنى با دانى است و در مرتبه ى فوق و غيب با آنچه غيب است، غيب است و در نهايت دنائت و در نهايت اعلائيت است؛ چون نمونه اى از توحيد «وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأسْمَاءَ كُلَّهَا» است و متعلم به تمام اسماء حق؛ اعم از تنزيهيه و تشبيهيه است. پس چنانكه او عالم غيب الغيوب است، هكذا نفس هم چنين است و چنانكه او «يَعْلَمُ خَائِنَةَ الْأعْيُنِ»،[3] هكذا نفس چنين است و چنانكه او به مخلوقاتش عالم بالرضاست، هكذا نفس چنين است و چنانكه لا يعزب عنه شىء، نفس نيز چنين است و چنانكه يكى از اسماء حق اين است كه: «يا مَن عَلا في دُنوّه و يا مَن دنا في عُلوّه» هكذا النفس عالٍ في دُنوّه و دانٍ في عُلوّه، و اصل محفوظ در سير اين سلسله قوا و عمود جميع مراتب وجود، نفس است.[4] موفق باشید
[1] ( 1)- محمد على التهانو، كشاف اصطلاحات الفنون و العلوم، ج 2، ص 1716.
[2] ( 2)- نهج البلاغه، خطبه ى 1.
[3] ( 1)- سوره ى غافر، آيه ى 19.
[4] ( 2)- ر. ك: تقريرات فلسفه، ج 1، صص 291- 292.
باسمه تعالی: سلام علیکم: فدای شما شوم، بالاخره نمیتوانیم از روایات کفاف در امور شخصی بگذریم. لذا باید ثروتمندشدنِ افراد متدین را در راستایِ کمک به جامعه قبول کرد و به نظر بنده این کار لازمی است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به نکاتی که بیکن در کتاب «ارغنون نو» و «بتها» میکند میتوان گفت او پدر علوم تجربی دوران مدرن است و این غیر از شخصیت کانت میباشد که پدر تفکر دنیای مدرن محسوب میشود. موفق باشید
