باسمه تعالی: سلام علیکم: 1ـ اگر بر اساس اصالت وجود به موضوع نگاه کنیم، وجود در هر مرتبهای نحوهی خاص خود را دارد چه در ماده با هویت حرکت جوهری آن و چه در غیر ماده و چه آنکه آن ماده، اتم باشد و چه یک درخت؛ در هر صورت با توجه به نظریهی حرکت جوهری ظهور ماده به صورتهای مختلف به اندازهی حرکت آنها بستگی دارد. 2ـ اگر پدیدهی روبروی ما اتم باشد، عملا مادهای است در شرایط خاص که میتواند مطابق آن شرایط صورت خاص خود را داشته باشد و تفاوت آنها در ظهور حرکت جوهری آنها است. 3ـ در مورد نفس ناطقه هم میگوییم جسم در شرایط خاص خود آماده است جهت تدبیر نفس و در همهی حالات باز ما هیولا و صورت را میتوانیم در تئوریهای خود محفوظ داشته باشیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره در هر دورانی انسانها مسائلی دارند که باید برای فهم آن مسائل فکر کنند و مطالعه کنند. دوران فارابی، فهم مسائلی است که او را به مطالعهی آثار فیلسوفان یونانی میکشاند تا در آنچه اسلام به میان آورده است نقش عقل فلسفی را نیز نشان دهد. و امروز نیز ما در چنین شرایطی قرار داریم تا در تاریخی که انقلاب اسلامی به ظهور آورده است نقش سایر اندیشهها را نسبت به انقلاب اسلامی روشن کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمیکنم این سخن درستی باشد. مگر در قرآن نداریم: « وَ مَنْ يُشاقِقِ الرَّسُولَ مِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَ لَهُ الْهُدى وَ يَتَّبِعْ غَيْرَ سَبيلِ الْمُؤْمِنينَ نُوَلِّهِ ما تَوَلَّى وَ نُصْلِهِ جَهَنَّمَ وَ ساءَتْ مَصيراً (115)/نساء) که یکی از انحرافات افراد پیرویکردن از راه غیر مؤمنین است به همان معنای مردم که حضرت امام بر آن تأکید دارند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده اگر کسی بتواند مقصد اصلیِ جناب صدرالمتألهین را بفهمد، عالیترین نگاه و بنیادیترین فهم را نسبت به بدن اخروی که منطبق بر آیات و روایات است، به میان آورده است. عرایضی بنده در این مورد در جزوهی «نحوهی حیات بدن اُخروی» داشتهام. البته فهم آن مبتنی بر فهمِ دستگاه فکری جناب صدرالمتألهین است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب ابنسینا برای جسم، نفس قائل نیست ولی متوجه است جسمِ انسان اگر حرکت جوهری داشته باشد دیگر این جسم، آن جسم نیست و به این اعتبار شخصی هم که متعلق به آن جسم است، آن شخص قبلی نمیباشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: زبان عرفان زبان خاص خودش است و وقتی عارف با آن زبان حرف میزند، عملاً نظر به جنبهی وجودی عالم دارد و از این جهت همه را خدا وجود داده است و همه مظهر حقاند، تفاوتها در نسبتهایی است که مخلوقات نسبت به هم دارند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اصلاح گردید.تشکر. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: از عجایب روزگار اینکه کسی بخواهد به دنبال بطلان فلسفه باشد. این حکایت از آن دارد که در رجوع به دین، قصد رجوع به حقیقت ندارد بلکه گرفتار محدودیتهای مفاهیم و آداب دینی است. وگرنه: «شاخ گل هر جا که میروید گل است». تفکیکِ مطرح در محافل مذکور، حکایت از بیتاریخی افراد دارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: زندگی را طوری شکل دهید که اهمیت نماز دیده شود و این به شرطی است که جایگاه نماز را در زندگی بشناسید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! رابطهی خویشاوندی به تنهایی مهم نیست، ولی چون اهل سنت نیز این روایت را از پیامبر خدا «صلواتاللّهعلیهوآله» قبول دارند که احترام به یک فرد با احترام به خانوادهی او محقق میشود؛ حضرت میخواستند از این جهت آنها را متذکرِ انحرافشان بنمایند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ضمن تشکر از آدرسی که برای کتاب مذکور ارائه فرمودید. در مورد کتابهای فرهنگ شرق، آقای دکتر شایگان میفرمایند من و آقای دکتر حسین نصر، کتابهای حکمت هندی را ترجمه میکردیم و برای علامهی طباطبایی میخواندیم و ایشان سختْ علاقهمند به آنها بودند و در بسیاری موارد آن را تأیید میکردند. بنده هم بعضاً از آن کتابها از جمله «اوپانیشادها» استفاده کردهام. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم انرژی هر اندازه هم که آزاد باشد، از ساحتِ کمّیّت بیرون نیست. در حالیکه عالم مجردات بهکلّی از ساحت کمّیّات بیرون است. شاید بتوان گفت انرژی آزاد، مرز بین ماده و مجرد باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر پیامبر عظیمالشأن ما آن رسول خدا«صلواتاللّهعلیهوآله» که آگاه به همهی اسرار عالم است، نفرمودند: «إِنَّ لِرَبِّكُمْ فِي أَيَّامِ دَهْرِكُمْ نَفَحَاتٍ ألا فَتَعَرَّضُوا لَهَا» (بحارالأنوار، ج68، ص: 221). آری! نفحاتی است میآید و میرود، ولی راه را در مقابل ما میگشاید که از آن به بعد چگونه مسیر إلی اللّه را طی کنیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم خدا میخواهد زندگی را در همین بهسربردن با این بچهها معنی کنید جای دیگر خبری نیست. عشقورزیدن به این دو کودک و با تمام نشاط، زندگی را مدیریتکردن و از آن طریق، معنابخشیدن، چیز کمی نیست. لازم نیست به جای دیگر دل ببندید تا دلتان پس بزند. موفق باشید
باسمه تعالی. سلام علیکم: شاید بتوان گفت در روایتی که میفرماید «لو لا الحجه لساخت الارض علی اهلها» به این معنا است که آنچنان نظام عالم به هم میریزد که انسانها بهرهی لازم را از زندگی زمینی خود نمیبرند و گرنه از نظر وجود اولیهی انسان کامل، که در روایت داریم که پیامبر میفرمایند «اول ما خلق الله نوری» یعنی عالم با نور پیامبر و آل پیامبر به وجود آمدهاست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم در هر سه قسمت سؤال، متوجهی اصل جواب هستید که از یک طرف جامعه باید زندگیِ منهای امام معصوم را تجربه کند و از طرف دیگر، اهلِ معرفت باید به جامعه کمک کنند تا افق الهی همواره مدّ نظرشان باشد و معنای زندگی صحیح را بتوانند درک کنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1 و 2- عدالت از آن جهت مقدمه است که دغدغههای تبعیض را از جامعه کم می کند تا انسانها به هدف اصلی خود که همان قرب است، بپردازند 3- عموماً انسانها در همان حدّی که در عدالت اقدام میکنند، در همان حدّ زمینهی قرب در مقابلشان گشوده میشود. البته عدالت بیشتر با قناعت همراه است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: جانا سخن از زبان ما میگویی. ولی متذکر باشید که همهی این ضعفها ریشه در کسانی دارد که مستقیم یا غیر مستقیم شیفتهی غرب و استکبارند و راهِ نجات ملت ما تنها با حفظ روحیهی انقلابی و مبارزه با استکبار میباشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اجازه بدهید در این موارد ورود نداشته باشم. شخصیتهایی که جمنا را تشکیل دادهاند افراد قابل اعتمادی هستند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنانکه قبلاً عرض شد معنا و اشاراتِ این واژهها را با توجه به کاربرشان در جملات میتوان فهمید و لذا نمیتوان به راحتی گفت واقعیت حجاب حقیقت است، زیرا حقیقت هم واقعیت است. موفق باشید
جناب استاد طاهر زاده با عرض سلام و احترام: برای توکل کردن به حضرت حق در امور دو دیدگاه در ذهن خود دارم: اولی همان دیدگاه توحیدی و باور همه کاره بودن خداوند و بقول جناب مولوی: «چونکه رخنه نیست در عالم پدید / خیره یوسفوار میباید دوید» و دومی همان داستانیست که از حضرت پیامبر موقع بستن زانوی شتر نقل کرده اند همانکه جناب مولوی می فرمایند با «توکل زانوی اشتر ببند». هر چه می اندیشم برای مورد دوم هیچ سنخیتی با مورد اول نمیابم و در ذهن خود به تناقض رسیده ام و بنظرم در این مورد حق با صحابه ی پیامبر است وقتی داریم کارهایمان را حتی در کارهای جزئی مثل بستن زانوی شتر یه درستی و محکمی انجام میدهیم دیگر چه جایی برای توکل باقی می ماند؟ مثلا به طور خاص اگر در امر تصمیم برای ازدواج وقتی هیچ شرایطی حتی شرایط حدااقلی (مسکن و درآمد مطمئن) را نمی توان به طور محکم و جدی فراهم کرد پس نباید ازدواج کرد و توکل نوعی توهم ذهنی است! جناب استاد لطفا جهت حل این تناقض بنده را یاری بفرمایید. با کمال تشکر از لطف حضرت عالی
باسمه تعالی: سلام علیکم: جهانی که در آن زندگی میکنیم ظرفیت آن را دارد که نیازهای منطقی ما را جواب دهد و از این جهت تلاش میکنیم هرچند در ابتدای امر رخنهای به چشم نیاید. از طرف دیگر در این جهان و همراه با این تلاشها با هرکاری که روبهرو شدیم باید احتیاطهای لازم را در حدّ توان خود انجام دهیم تا در عین حضور در جهان با ظرفیتهای خاص و امید به گشودهشدن راه، با بیباکی جلو نرویم. موارد زیادی پیش آمده که بعضیها پس از گشودهشدن رخنهها با بیباکی عمل کردند و زانوی اشتر را نبستند و به مشکل افتادند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم بحث «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین» کمک بکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده نیز همین سخن درست است که رهبر حکیم و فرزانهی انقلاب متذکر میشوند. مأوای حقیقی و اصلی یک خانم، خانهی اوست میماند که مواظب باشیم با یک جملهی کلیشهای که مثلاً زن باید در خانهی خود بنشیند، او را از سایر فعالیتهایی که امروزه بعضاً در بیرون خانه است، محروم نکنیم. کتاب «زن و بازیابیِ هویت حقیقی» که حاصل بیانات رهبر معظم انقلاب است و کتاب «زن؛ آنگونه که باید باشد» میتواند منشأ تفکر ما در این امر باشد. موفق باشید
