بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
23835

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: من سوال کننده ی سوال ۲۳۸۲۵ هستم. در مورد فهمیدن اعجاز قرآن شما من را به تدبر در قرآن سفارش کردید می شود منطورتان از تدبر را بیشتر توضیح دهید؟ یعنی کتاب های تفسیر مثل المیزان را بخوانم؟ (که خب زمان خیلی زیادی طول می کشد) من خود ترجمه ی قرآن را که می خوانم چیز زیادی متوجه نمی شوم. مثلا منظور قرآن از اینکه شب و روز را آیه و نشانه معرفی کرده متوجه نمی شوم . مطلب دیگر در سوال شماره ۱۰۹۵۵ شما به فرد سوال کننده که مشکلی شبیه به مشکل من داشت فرمودید: سعی کنید با سلوک قلبی مسایل تان را حل کنید که دیگر جای این گونه شبهات نباشد. دین برای من از لحاظ قلبی اثبات شده است یعنی من به مسائلی مثل خدا و رحمانیتش و هدایت گری اش و اینکه هدف انسان کمال است و باید زندگی خود را صرف رسیدن به این هدف که همان قرب الهی است بکند از لحاظ قلبی ایمان دارم و شکی برایم‌ نیست. (در واقع تا کنون هرچه که از معارف اسلام خواندم بیشتر و بیشتر شیفته ی آن شدم و کاملی و بی نقصی او را درک کردم) و سعی می کنم تمام جهات زندگی ام از جمله درس و شغل و ازدواج و‌.. را در این راستا قرار دهم. اما بعضی مواقع عقلم با دلم همراه نمی شود و سر به زنگاه (مثلا در زمان امتحانات دانشگاه که فشار فکری و ذهنی زیاد روی من هست) در مورد مسائل خیلی ریشه ای مثل توحید و اصلا اینکه دین کامل است یا فقط یک ادعاست و.... شک و شبه برایم ایحاد می کند و اینقدر از درون من را به هم می ریزد که توان هر کاری را از دست می دهم و حتی بعضی مواقع آنقدر بر من سخت می‌گذرد از جهت این شبه ها که پشیمان می شوم از اینکه در معارف دینی دقیق شدم و سعی کردم زندگی ام را بر اساس آن تنظیم کنم و حتی تصمیم می گیریم دیگر مثل بقیه ی اطرافیانم بیخیال دین و اسلام فقط یک زندگی عادی داشته باشم. اما وقتی چند روز می گذرد و اوضاع آرام می شود اصلا دیگر آن شبه ها برایم مطرح نیست و به نظرم اصلا هم نیاز به فکر و تحقیق ندارد. به نظر شما تکلیف من چیست؟ آیا باید در مورد تمام مسائل ریشه ای تحقیق کنم؟ (که در این صورت باید کتاب های حوزوی بخوانم مثل اثبات اینکه اسلام یک دین جغرافیایی نیست و...) و عقلم را مسلح کنم به دلایل منطقی یا اینکه نسبت به این حالت ها بی اعتنا باشم؟ بعضی مواقع این فکر به سرم می آید که شاید اصلا وظیفه ی دینی من این باشد که در مورد مسایل ریشه ای تحقیق کنم و اگر این کار را نکنم فردای قیامت ایمانم از من پذیرفته نمی شود. ممنون میشم اگر من را راهنمایی کنید و از این برزخ نجاتم بدهید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این می‌تواند حالت خوبی باشد که انسان در بین قبض و بسط قرار می‌گیرد و از زمره‌ی عطایای الهی است که حضرت حق می‌خواهد با تعمق بیشتر، انسان متوجه‌ی آموزه‌های دینی شود. به هر حال باید برنامه‌ریزی کنید تا هرچه بیشتر با دینِ خدا آشنا گردید. لااقل سری به سیر مطالعاتی سایت بزنید و از آن‌جا یعنی با مباحث «معرفت نفسی» شروع کنید تا آرام‌آرام ورودِ به قرآن و تدبّر در آیات الهی برایتان پیش آید. عجله نکنید، ولی پشتکار داشته باشید. موفق باشید

23595
متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز: ۱. استاد جان در پاسخ سوال ۲۳۵۴۰ فرمودید که غضب از نظر فلسفی همان عدم رحمت می باشد. خواستم بپرسم اگر عدمی است چگونه می تواند منشا آثار باشد؟ ۲. استاد جان آیا می توان گفت هم جنود عقل و هم جنود جهل هر دو وجودی هستند و انسان وظیفه دارد جنود عقل را در خود ملکه کند و جزیی از نفس خود کند و جنود جهل را نیز با رویکرد الهی در نفس ایجاد کند مثلا غضب رحمانی را در نفس خود ایجاد کند؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. عدم، در نسبتِ با احوالات انسان طوری است که هرکس نداشتن را احساس می‌کند و آن علم و احساس به نداشتن می‌تواند منشأ اثر باشد زیرا به قول جناب ملاصدرا: دیگر علمِ به عدم است و نه خود عدم. ۲. همین‌طور است و غضب رحمانی همانی است که پیامبر خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» با آن در مقابل دشمنان اسلام ایستادند و آن‌ها را به دَرَک واصل کردند. موفق باشید

21262
متن پرسش
سلام علیکم: اگر اشتباه نکنم، حضرت آیت الله جوادی آملی در یکی از مباحث تفسیری‌شان استدلال می‌کردند که خداوند وقتی ادعایی را از جانب ماسوی الله مطرح می‌کند (یا به عبارتی نقل قولی می‌کند) در صورتی که آن کلام ناحق باشد، بعد نقل قول بلافاصله آن را رد می‌کند و حق را بیان می‌دارد. این کار برای آن است که حکیم نقل کلام باطل نمی‌کند مگر آنکه بطلان آن و حقیقت مطلب را هم در کنارش بیان نماید تا در میان خلق ایجاد شبهه نشود. اکنون سوال بنده: در آیاتی که در مورد ماجرای خلقت آدم ابوالبشر و سرپیچی شیطان از سجده بر او وارد شده است، در جایی شیطان صراحتا اغوای خود را به خداوند نسبت می‌دهد (الحجر ۳۹ و الاعراف ۱۶). عجیب است که در هیچ یک از این موارد خداوند بعد از نقل سخنان درشت شیطان، ادعای او را رد نمی کند! اگر آن قاعده را بپذیریم که خداوند در مقابل نقل قول باطل سکوت نمی‌کند و بلافاصله آن را رد و سخن حق را بیان می‌کند، در اینجا که شیطان اغوای خود را به فعل (یا اراده) خداوند نسبت داده است آیا سکوت خداوند را نباید مهر تاییدی بر این مطلب بدانیم؟ و اگر چنین است (و حقیقتا خداوند اراده فرمود در جریان خلقت آدم ابوالبشر شیطان او را اغوا کند) پس آن بحث عدالت خداوند چه می‌شود؟ موجودی را اغوا کردن و سپس مجازات کردن با عدل الهی چطور جمع می‌شود؟ با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نکته‌ی ارزشمندی در رابطه با سخنان آیت اللّه جوادی اشاره فرمودید. ولی عنایت داشته باشید وقتی موضوع مورد بحث در آیات الهی شخصِ شیطان باشد که خداوند در موردش فرموده: «و ما یعدهم الشیطان إلا غرورا» یعنی شیطان هرچه ادعا کند جز فریب و دروغ نیست؛ پس عملاً آن نکته را متذکر شده که تأیید سخن شیطان نباشد که ادعا کرد پروردگارا تو مرا اغواء نمودی. زیرا آن‌چه مربوط به خودش بود و انتخاب و اراده‌ی خودش، به حضرت ربّ العالمین نسبت داد و مثل همیشه در این‌جا نیز فریب‌کارانه سخن گفت. موفق باشید

 

21112

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: فشار قبر عقلا با توجه به آیات قران چگونه فابل اثیات است؟ و در ضمن حضرت آقا جوانی هستم از زنجان که با مشگلات اعتقادی زیادی روبرو هستم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در رابطه با وجود عالَم برزخ و قبر در قرآن‏ داریم: چون انسان‏ها از سكرات گذشتند و وارد عالم برزخ شدند و با قواعد آن عالم روبه‏ رو گشتند و عوامل غفلتى كه در دنيا آنها را از ابديتشان غافل مى‏ كرد، همه از مقابل انسان عقب رفت، در آن حال اگر فرد متوفى اهل ايمان نباشد با يك پشيمانى فوق‏ العاده‏اى روبه ‏رو مى‏ شود و از خدا تقاضا مى‏ كند خدايا مرا برگردان بلكه عمل صالحى انجام دهم. قرآن در اين رابطه مى‏ فرمايد: «حَتَّى إِذَا جَاء أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ رَبِّ ارْجِعُونِ* لَعَلِّي أَعْمَلُ‏ صَالِحًا فِيمَا تَرَكْتُ كَلَّا إِنَّهَا كَلِمَةٌ هُوَ قَائِلُهَا وَمِن وَرَائِهِم بَرْزَخٌ إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ».[1] چون آن كفار را مرگ فرا گرفت، تقاضا مى‏ كنند؛ پرودگارا مرا برگردان بلكه عمل صالحى در آنچه ترك كرده ‏ام انجام دهم. جواب مى ‏شنود ديگر نمى ‏شود و تا قيات مانعى پشت سر آن‏ها هست كه نمى‏ توانند به دنيا برگردند.

پس معلوم مى‏ شود آن‏ها، اولًا: پس از مرگ و قبل از قيامت در عالمى بين دنيا و قيامت قرار مى‏ گيرند. ثانياً: در آن دنيا هوشيارى و شعور دارند و نتيجه كارهايشان را مى ‏يابند كه پشيمان مى‏ شوند و تقاضاى برگشت به دنيا را مى‏ كنند. ثالثاً: اين تمنّا در شرايطى است كه فاقد نفس امّاره - كه موجب انجام گناه و غفلت است - هستند، ولى اگر به دنيا برگردند به اين جهت كه زندگى دنيايى همواره با نفس امّاره همراه است، دوباره همان كارهايى را انجام مى ‏دهند كه در مدت عمر خود انجام دادند و اين است كه در جواب به آن‏ها گفته مى ‏شود: «كلّا إنّها كلمةٌ هو قائلُها» نه! راست نمى‏ گويند، اين يك حرفى است كه اين‏ها مى‏ زنند و لذا خداوند مى‏ فرمايد: «و لَو رُدُّوا لَعادوا لِما نُهُوا عَنْهُ و إنَّهُم لَكاذِبُونَ».[2] اگر آنها برگردند باز به همان كارهايى كه پيامبران در دنيا از كارها بازشان مى ‏داشتند، برمى ‏گردند و آنها دروغ مى‏ گويند.

موفق باشید


[1] ( 1)- سوره مؤمنون، آيات 99 و 100.

[2] ( 1)- سوره انعام، آيه 28.

19334
متن پرسش
سلام علیکم خدا قوت: از استاد خواهشمندم به دو سوال زیر پاسخ مبسوطی عنایت کنند: با توجه به مسائل معرفت نفس و حشر و مطالبی که در کتابهای مختلف فلسفی و عرفانی از جمله کتاب خود استاد آمده (مثلا ص 172 و 174 معرفت نفس و حشر) : 1. نظر به اینکه در عالم مجردات ماده وجود ندارد و نیازی به این بدن مادی با این اشکال نیست آیا بدن اخروی دارای همین اندام با همین اشکال موجود خواهد بود؟ اگر نه پس چگونه هر کس در آن عالم دیگری را می شناسد و می گوید این فلانی است؟ اگر بدن اخروی از صور ملکات نفسانی ایجاد می شود چگونه افراد نفوس دیگر را شناسایی می کنند؟ با توجه به اینکه ملکات نفسانی نفوس در همین دنیا نیز از نفوس دیگر پنهان هستند و افراد با بدنهای مادیشان شناسایی می شوند نه با ملکات نفسانی و صور. 2. اگر بدن اخروی فاقد ابزار مادی دنیوی مانند چشم و گوش و... باشد چگونه می تواند با این عالم ماده و طبیعت مرتبط شود؟ مثلا نفس در مجردات چگونه و با چه مکانیسم و ابزاری می تواند یک درخت را ببیند یا به یک صوتی گوش کند؟ مگر نه این است که چشم و گوش و... واسطه هایی هستند بین قوای نفس و عالم ماده؟ تشکر از محبت و حوصله شما - التماس دعا
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: از آن جهت که مجردات ظرفیت بیشتری دارند، بدن اخروی با بدن دنیایی متفاوتند و لذا در بدن اخروی در عین آن‌که همه می‌بینند این آقا، صدام حسین است، با همان چشم قیامتی می‌بینند که به جهت تکبرش، مورچه است 2- «دیدن» در عالَم قیامت با قوه‌ی بینایی است مثل آن‌که شما در خواب که چشمِ بدن‌تان بسته است می‌بینید 3- جزوه‌ی «نحوه‌ی بدن اُخروی» که بر روی سایت است نکاتی در رابطه با این امر دارد. موفق باشید

18771
متن پرسش
با تقدیم سلام و احترام: 1. پیش نیاز خواندن منطق الطیر چیست؟ 2. تفاوت دیدن ملک درد کشف روحی و الهامی؟ 3. بع از خواندن سیر اصلی کتب توانایی رجوع به توحید صدوق پیدا می شود؟ جناب استاد، با توجه به اینکه برخی شروح صوتی حضرتعالی نیاز به مراجعات مکرر برای درک عمیق مطلب دارند و اینکه پیاده کردن نوار برای بنده و سایرین وقت بسیار زیادی می گیرد امکان دارد شاگردان حضرتعالی در سراسر کشور در قالب گروهی منسجم هر کدام بخشهایی از مباحث را پیاده کنیم و بعدبه صورت جزوه ارائه شود؟ حضرتعالی که امر بفرمایید همه با سر می دوند. با نهایت سپاس.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- زبان عرفان زبان خاصی است شاید با سیر مطالعاتی روی سایت تا حدّی بتوان متوجه‌ی اشارات جناب عطار شد. در هر صورت در این مورد به استاد نیاز هست 2- نباید تفاوتی باشد، یا من تفاوتی نمی‌شناسم مگر این‌که شاید کشف روحی اجمالی‌تر از کشف الهامی باشد 3- تنها به همین امید باید جلو رفت 4- در جزوه‌ی «گویی ولیّ‌شناسان رفتند از این ولایت» عرض شده که امروز روزِ احساس حضور تاریخیِ حضرت حق است از طریق انقلاب اسلامی، و برای چنین احساسی صوتْ بیشتر مؤثر است. نگران آن نباشید که مطالب در حافظه‌تان نمی‌ماند، پس از مدتی خودتان صاحب فکر می‌شوید و این مهم است. موفق باشید

17998

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: لطفا این چند مورد را که در سخنرانی هایتان از آنها نام می برید تعریف کنید: فکر، عقل، قلب، وهم، خیال، نفس، روح، توهم، تخیل،
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در این مورد در کتاب‌های «ده نکته در معرفت نفس» و «ادب خیال و عقل و قلب» شده است. موفق باشید

16835

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام عرض می شود خدمت استاد عزیزم: بنده نمی توانم برای تحصیل به حوزه بروم و می خواستم اگر امکان دارد دروس پیشنهادی حضرتعالی را مطالعه کنم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر سیر مطالعاتی روی سایت که مبتنی بر روش معرفت نفسی است با ذوق‌تان هماهنگی داشت؛ خوب است که از آن استفاده کنید. موفق باشید

16779
متن پرسش
با عرض سلام و خدا قوت خدمت استاد عزيز: با توجه به اينكه در روايات بسياري گفته شده كه هيچ كس از زمان ظهور خبر ندارد مگر خداوند آيا مي تواند حرف بعضي از علمايي كه مي گويند ظهور نزديك است را باور كرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: معنای نزدیک‌بودنِ ظهور بر اساس شواهدی که روایات، آخرالزمان را توصیف کرده‌اند، گفته می‌شود. ولی در هر حال معنای نزدیک‌بودن همیشه به معنایِ ظهور کامل حضرت نیست؛ بلکه به معنای ظهور انوار آن حضرت در جامعه نیز می‌باشد. در این مورد می‌توانید به کتاب «بصیرت و انتظار فرج» که بر روی سایت هست، رجوع فرمایید. موفق باشید

14470

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید محضر استاد گرامی: من با وجود اینکه دخترم ولی اصلا عاطفه و احساس ندارم مثلا دیدن صحنه هایی در رابطه با فاجعه ی منا یا حمله ی عربستان به یمن یا کشتار مردم توسط داعش به هیچ وجه منو ناراحت نمی کنه و وقتی اطرافیانم مشکل یا غمی رو که در زندگی شون دارن بیان میکنن نمی تونم باهاشون هم دلی کنم و از ناراحتی اونا ناراحت بشم و چون از بچگی تو زندگیم مشکلاتی داشتم و دارم وقتی در مورد مشکلات اطرافیانم مطلع میشم به جای ناراحتی ته دلم احساس خوشحالی می کنم اگه همین طور ادامه بدم هلاک میشم لطفا راهنماییم کنین.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره هر انسانی در عمق جان خود نسبت به سایر انسان‌ها احساس یگانگی دارد و غم آن‌ها را غم خود احساس می‌کند. باید سعی کنیم آن وَجهِ باطنی خود را ظهور دهیم. موفق باشید

13598
متن پرسش
با سلام: كتاب گزینش تکنولوژی استاد را خوانده ام. درباره برخی فوائد تکنولوژی مثلا ساخت موشک و تجهیزات نظامی و امنیتی مثل دوربین مداربسته برای وزارت اطلاعات و ... که چاره ای از استفاده آنها نداریم پاسخ استاد چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که در کتاب «گزینش تکنولوژی» روشن می‌شود ما در این شرایط نمی‌توانیم بیرون از تکنولوژی و به صورت انزوا زندگی کنیم. بحث بر سر آن است که هر تکنولوژی فرهنگ خود را دارد. اگر ما خواستیم از فرهنگ غربی که فرهنگ تجاوز به طبیعت است؛ آزاد شویم باید آرام‌آرام تکنولوژی مناسب آن نگاه را جایگزین کنیم، ولی نه آن‌که بتوانیم امروز از این تکنیک جدا گردیم. البته وقتی آثار منفی آن را بشناسیم در عین آن‌که از آن استفاده می‌کنیم، شیفته‌ی آن نمی‌گردیم. موفق باشید.

13578
متن پرسش
سلام عليکم استاد: غرض از مزاحمت در مورد رابطه بين روح انسان با تن انسان اينکه گفته مى شود روح انسان نظر مى کند به تن و تن را در اختيار مى گيرد و وقتی نظرش را بر می دارد آزادتر مى شود مانند رویای صادقه. براى نظر کردن که گفته مى شود مٽال ملموس مى زنيد و معنى اين واژه نظر کردن يعنى چه؟ يعنى همان اراده کردن؟ و اینکه گفته می شود نظر امام مبانی میل را عوض می کند این نظر کردن یعنی چه مدل در بر گرفتنی؟ در پناه حق
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که موضوع، موضوعی است تکوینی، خوب است بحث «ده نکته در معرفت نفس» همراه با شرح آن را دنبال فرمایید. کتاب و بحث بر روی سایت هست. موفق باشید

7954

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام با توجه به این که تمام افعال انسان اثری در بدن دارند پس چرا ما افعالمان را به روح یا من هم نسبت می دهیم؟. بنده اگر اشتباه نکنم از آقای طباطبایی مفسر بزرگ خواندم که فرمودند ما افعال و حالت هایمان را علاوه بر این که به جسم نسبت می دهیم به روح هم نسبت می دهیم. استاد بزرگ این را از کجا می گویند؟ آیا این باب خرافی گری را باز نمی کند که ما هر عملی را به غیب نسبت بدهیم مثلا عطسه کردن را دلیل بوسه ملائک بر گونه هایمان بدانیم و .....؟؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: انسان با اراده‌هایی که دارد بدن را در قبضه‌ی خود قرار می‌دهد و از طرفی اراده‌های انسان تحت تأثیر عواملی است از جنس همان اراده و این یک بحث معرفت نفسی است. در آن دستگاه به خوبی روشن می‌شود که منظور از این نوع سخنان که جنابعالی تصور می‌فرمایید خرافه است چیست. موفق باشید
26723
متن پرسش
سلام استاد: دلیل واجب بودن نماز چیست؟ همسر من حس می کند آدم خوبی است. بهش علاقه ندارم و همیشه مرگم را از خدا می خواهم تا از شر او نجات پیدا کنم. از خدا خواستم کرونا بگیرم ولی نگرفتم. اگر نماز نخوانم خدا من را عذاب می کند؟ در زندگی جبری چه کنم؟ چرا باید زنده باشم؟ نمیتونم ایمیل بنويسم خواهش دارم پاسخ بدید و نخواستید، بعد از یک روز پاک کنید. مچکرم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نماز راه انس با خدا است تا با رحمت واسعه‌اش ما و شما را از همین مشکلات رهایی بخشد؛ عمده رویکرد ما است در نماز تا پروردگارمان با رحمت خودش با ما برخورد کند به همان معنایی که با نماز با رسول خدا صلوات‌الله‌علیه‌وآله که رحمةللعالمین هستند هماهنگ می‌شویم. موفق باشید

24230
متن پرسش
سلام استاد: نماز روزه هاتون قبول. مصاحبه آقای مهدی نصیری با میلاد دخانچی در برنامه سختانه رو دیدم. ایشون مطالبی رو مطرح میکنن که خواستم نظرتون رو دربارش بپرسم. ایشون معتقدن با توجه به سیطره مدرنیته تحقق تمدن اسلامی تراز در زمان غیبت ممکن نیست و ما میتونیم به صورت نسبی و درصدی از اون مثلا ۵۰ درصدش رو در زمینه های اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و... محقق کنیم. در ادامه وقتی مجری در مورد اشتباهات گذشتشون می پرسه ایشون جواب میدن باید سطح آرمان گرایی و اون چه رو که به مردم قول می دیم که می تونیم انجامش بدیم رو، پایین می آوردم و واقع گرا با مسائل روبرو می شدم و مثال می زنن اگه به اون زمان برگردن دیگه روی نفی ربا در نظام بانکداری مانور نمی دادن چون الآن ربا رو جز جدا نشدنی از بانکداری مدرن می دونن. ایشون اضافه می کنن اتفاقا ما باید به مردم واقعیت رو بگیم و اعلام‌ کنیم ما قادر نیستم تماما اقتصاد اسلامی یا نظام آموزشی اسلامی و ... داشته باشیم و بگیم قراره نسبتی از اون اجرا بشه. ایشون این دیدگاه رو نه استحاله و نه پشیمانی بلکه راهگشا، تکمیلی و اصلاحی برای انقلاب و جمهوری اسلامی می دونن. لینک مصاحبه ایشون رو هم براتون می فرستم. (صحبت های بالا مربوط به نیمه دوم گفتگو است.) https://www.aparat.com/v/fjag7 پیشاپیش ممنون. التماس دعا. یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:می توان از جهتی با آقای نصیری همراه بود از آن جهت که ما هنوز در متن مدرنیته تنفس می کنیم ولی فراموش نکنیم که رویکرد فرایندی انقلاب بسوی اهدافی است  که آن عبور از مدرنیته است. موفق باشید.

23719
متن پرسش
سلام علیکم استاد: ۱. در فایل حرکت جوهری فرمودید قوه همان عدم است، عدم جهتمند، در بدایه علامه قوه و فعل را از اقسام وجود می دانند و حتی قوه یا همان امکان استعدادی را تشکیکی می دانند، چگونه قابل جمع است؟ ۲. در بحث برهان صدیقین فرمودید که هرجا پای نقص در میان باشد پای عدم هم هست و بالعکس پس در واقع جنود جهل عدمی هستند در مقابل در حدیث جنود عقل و جهل خداوند می فرماید به جهل گفتم برو رفت گفتم برگرد برنگشت، این ظاهرا دلالت بر وجودی بودن جهل دارد نه عدمی بودن آن، چگونه قابل جمع است؟ دوستتون دارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. «عدمٌ مّا» که علامه در «بدایه» می‌فرمایند همان عدمِ جهت‌مند است و تشکیکی‌بودن آن به معنای ظرفیت‌های مختلفی است که نسبت به پذیرش وجود دارند. ۲. همان‌طور که حضرت امام در شرح کتاب «جنود عقل و جهل» می‌فرمایند به هر حال «جهل» به تبعِ «عدم» معنا دارد. آری! بحث عدمِ ملکه را می توان در مورد جهل به میان آورد. لذا هر انسانی به اعتبار عدمِ کمالی که باید داشته باشد، جهل دارد و همین امر موجب تمرّد او می‌گردد. موفق باشید

23347

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و احترام خدمت استاد بزرگوار: آیا از نظر اسلام چله نشینی برای سیر و سلوک جایز است؟ اگر جایز است آیا امکان دارد کتاب یا دستورالعملی برای انجام این امر معرفی فرمایید. و اگر نیست چرا در تخت فولاد به اماکنی که بزرگان در آن اماکن چله نشینی کرده اند اشاره شده است. با توجه به اینکه بیشتر بزرگان سیر و سلوک از مسائل سیاسی و حکومتی زمان خود فاصله گرفته بودند و به امورات معنوی خود می پرداخته اند، یعنی امثال امام خمینی (ره) و آیت الله مدرس و شیخ فضل الله نوری نادر هستند، آیا می توان به آن عزیزان که به مسائل سیاسی کاری نداشته اند اقتدا کرد و فقط به امورات معنوی پرداخت؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. چله‌نشینی چیز خوبی است و کتاب «لبّ اللباب» از آیت اللّه حسینی طهرانی راهنمای خوبی در این مورد است ۲. شاید بتوان گفت آن بزرگان به اقتضای زمان خود و درک شرایط تاریخی، آن راه را پیشه کرده‌اند. موفق باشید

23192

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: با توجه به سوال 23151 منظور من این بود که اگر دعایی و خواهشی از امام زمان بکنیم ایشون این خواسته رو اجابت میکنن یا نه؟ یعنی خیالمون راحت باشه؟ منظورم اصلا تعیین تکلیف نبود بلکه یه نوع اجابت حاجت بود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال، ما چنین ورودی در آموزه‌های دینی نداریم. چرا به همان راهی که ادعیه‌ی ما در مقابلمان گذاشته‌اند نرویم؟! موفق باشید

22731

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در جلسه دوشنبه بین دو نماز کلیپی پخش شد که از ترک عادت به عنوان افضل اعمال نام برده شد چه خوب و چه بد. حال تکلیف اینکه می گویند مداومت بر عمل است که راه می گشاید چه می شود؟ مثلا نماز شب رو باید بعد یه مدت ترک کرد و دوباره خواند؟!! یا مثلا نباید بر خواندن مناجات تائبین مداومت داشت؟ یا نماز شب جمعه را نباید همیشگی خواند؟ یا نماز غفیله یا....
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: منظور، عباداتی است که عادت می‌شود. وگرنه عباداتی که انسان با حضور قلب پیگیری می‌نماید که همواره باید آن را دنبال کرد. موفق باشید

22345

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: آیا خاصیت فشار قبر که مومن رو تطهیر می کند برای شخصی که جهت الهی ندارد هم صدق می کند؟ اگر نه فشار قبر برای چنین شخصی چه نتیجه ای دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فشار قبر برای غیر مؤمن صورت افکار غلط و اعمال فاسد او است. موفق باشید

22232

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: با توجه به اینکه اجنه هم دارای حقیقتی هستند، این حقیقت از کدام عالم هست، آیا مانند انسان از همان روح در آنها هم دمیده شده و می‌توانند مظهر جمیع اسماء الهی باشند، انسان تا چه مرتبه ای از مراتب روح که برسد شیاطین به او دسترسی ندارند، آیا می شود انسانی غیر از معصومین به جایی برسد که شیطانی برای او نباشد و به او دسترسی نداشته باشند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در رابطه با این موضوع در دو کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» و «هدف حیات زمینی آدم» به میان آمده است. آری! شیاطین هم مثل انسان، هم جسم دارند و هم روح. منتها جسم آن‌ها شبیه جسمِ صور ذهنی است و آن‌ها حامل همه‌ی اسماء الهی نیستند و به همین جهت شیطان که از جنس جنّ است باید به آدم سجده کند که حاملِ همه‌ی اسماء الهی می‌باشد. موفق باشید

21870

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: در صورتی که شخصی به هیچ وجه از ازدواج نکردن به گناه نیفتد و بخواهد مراتب سیر و سلوک را طی کند آیا باز هم ازدواج به او در سیر و سلوک کمک می کند یا بهتر است ازدواج نکند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که ازدواج امر مستحبی است یعنی خداوند در آن رخصت ترک آن را داده است. موفق باشید

19043
متن پرسش
سلام علیکم: ضمن تبریک میلاد با سعادت امام جواد علیه السلام، با عنایت به فرمایشات گهربار استاد در ارتباط با نفس ناطقه و روح انسان در بخشهای مختلفی از بیانات از جمله صفحه 152 کتاب «خویشتن پنهان» و «شرح ده نکته از معرفت نفس» که فرموده اید: «هر کس در قیامت در محدوده ی آنچه انتخاب کرده است می ماند و آنچه را در این دنیا به ما داده اند - مثل بدن دنیایی و زن و مرد بودن - در آن دنیا نزد ما نیست» سؤال من اینست که طبق این بیانات معاد جسمانی را چگونه باید تبیین کرد؟ التماس دعای بسیار دارم. متشکرم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به تعبیر علمایی مثل حضرت امام و علامه‌ی طباطبایی، جسم قیامتی جسم است ولی جنس دنیایی ندارد. مطلب را می‌توانید در جزوه‌ی «نحوه‌ی حیات بدن اخروی» که بر روی سایت هست، دنبال فرمایید. موفق باشید

19028
متن پرسش
سلام علیکم: آقای رحیم پور ازغدی در یکی از جلساتشان صحبتی به این مضمون داشتند که سه دسته و گروه، مخالف نظام سازی دینی اند. در بیان دسته گفتند کسانی که دنباله روی می کنند از آن هایی که از خود غرب برخاستند و بر علیه غرب صحبت کردند؛ مثل هایدگر. به صحت و سقم این ادعا کاری نداریم که وضعیت آن روشن است، اما به هر تقدیر این فکر در ذهن بسیاری از افراد و علی الخصوص افراد فعّال ما هست و ما با آن رو به روئیم. از نظر حضرتعالی خواستگاه این تفکرات و راه درمان آنها چیست؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: قبلاً هم سخنی بدین مضمون از ایشان شنیدم. در نظر ایشان مصادیقی هست مثل سید حسین نصر که موجب تقویت و صدق نظر ایشان خواهد بود. ولی در مورد امثال آقای دکتر داوری، این سخن صدق نمی‌کند، بلکه برعکس، دکتر داوری معتقد است اگر بخواهیم نظامی بیرون از نظام غرب داشته باشیم، باید انسانی پدید آید که بیرون از تعریفی باشد که غرب برای انسان کرده. در این مورد شهداء نمونه‌ی خوبی هستند. موفق باشید

18856
متن پرسش
«وَلَا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلَىٰ مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِّنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا لِنَفْتِنَهُمْ فِيهِ وَرِزْقُ رَبِّكَ خَيْرٌ وَأَبْقَىٰ» با سلام خدمت استاد گرامی: قبلا آیه مبارکه را از زبان جنابعالی در یک سخنرانی شنیده بودم ولی توقفی روی آن نداشتم و عبور کرده بودم. چند روز قبل که منزل یکی از آشنایان رفته بودیم دیدن تجملات زندگی آنها احساس بدی در من ایجاد کرد و از وضع مادی خود اندوهگین شدم بنده هرگاه فرصت کنم کمی قرآن می خوانم، روز بعد از آن دیدار که قرآن را باز کردم کمی از صفحه را که خواندم به آیه یاد شده رسیدم حال چند پرسش برایم پیش آمده: 1. تفسیر این قضیه چیست؟ ( برخورد اتفاقی با این آیه بعد از آن حزن و اندوه)؟ 2. منظور از کلمه ازواج در آیه چیست؟ مثلا می شد بجای ازواجا منهم کلمه بعضهم بکار برد. 3. دعا بفرمایید خداوند قلب مرده مرا به حیات طیبه اش زنده نماید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- چیز خوبی است که انسان با دیدن مظاهر تجمل متوجه‌ی حجاب‌بودنِ آن‌ها شود و آن غم و اندوه از این جهت قابل تحلیل است 2- شاید ازواج فرموده است تا نحوه‌ی در کنار هم قرارگرفتن‌شان را که جلوه‌ی بیشتری از تجملات خواهد بود، متذکر شود. موفق باشید

نمایش چاپی