بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
8461
متن پرسش
سلام استاد عزیز جوانی هستم که به خاطر چهره زیبام و اینکه هر چند گاهی دوستانم از چهره زیبای من به نحوی تعریف میکنند دچار شخصیتی خودشیفته شدم و زیاد توی اینه نگاه میکنم و با کمال تاسف بگم به جای اینکه عالم دینی داشته باشم عالمم شده جلب توجه کردن برای خانم ها و دختران طوری این مسئله برام مهم شده که اگه یه روز برم خیابون و کسی بهم توجه نکنه دچار کاهش اعتماد به نفس میشم بله میدونم به یک حیوون تبدیل شدم اما استاد به جان سید علی که برام خیلی عزیزه نمیخوام اینطوری باشم جزوه مرزهای ارتباط رو خوندم چند بار هم خوندم اما نشد سعی کردم نظر به شخصیت والای یوسف صدیق کنم و این کار رو کردم باز هم حل نشد آخه رفیق به قول خودت ما اومدیم تو این دنیا نظر خدا رو جلب کنیم قدسی بشیم نظر به ابدیت داشته باشیم همه رو میدونم اما به قول اون بزرگوار دست ما کوتاه و خرما بر نخیل کمکم کن تو را قسم به ملاصدرا کمکم کن نذار جوونیم تباه شه از دیو و دد ملولم انسانم ارزوست
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: همین‌که این را نپذیرفته‌اید که کمال خود را در جلب نظر دیگران جستجو کنید، و جنگ بین نفس امّاره و فطرت الهی را شروع کرده‌اید خوب است. سعی کنید طرف نفس امّاره که می‌گوید ظاهر خود را ببین و به نمایش بگذار، نگیرید. به آن بی‌محلی کنید، به طور عادی در کوچه و خیابان ظاهر شوید، تا پوزه‌ی نفس امّاره به مرور به زمین مالیده شود. موفق باشید
8277
متن پرسش
سلام علیکم حضرتعالی فرمودید: مطهرون - به اعتبار آیه‌ی 33 سوره‌ی احزاب- بالإصاله اهل بیت هستند و بالتّبع هرکس به همان اندازه‌ای که از طهارت بهره‌مند است می‌تواند با حقیقت قرآن مأنوس باشد. حال اگر کسی از طهارت به همان روشی که فرمودید بهرمند شد می شود گفت که این طهارت از جنس طهارت اهل البیت است اما به نازله. و یا در مورد علمایی مثل امام که فرمودید قلبشان نورانی است آیا این درست است که این همان نورانیت اهل البیت است امام به نازله؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: بسیار نکته‌ی دقیق و درستی است، لذا هرکس در ذیل نور اهل‌البیت«علیهم‌السلام» به قرآن رجوع کند توان ارتباط با قرآن را به همان اندازه دارد و عملاً در جامعیت روحی است در عین نازل‌بودن. مثل نور بی‌رنگ نازله نسبت به نور بی‌رنگ شدیدتر. موفق باشید
6677
متن پرسش
به نام خدا سلام علیکم محضر استاد عزیز چه تفاوتی بین معجزه انبیائ و کارهای مرتاضیین وجود دارد؟ خواهشمند است در صورت امکان بصورت مکفی پاسخ داده شود و من الله توفیق
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» در قسمت معجزات انبیاء عرایضی داشته‌ام. إن‌شاءاللّه جواب سؤال خود را می‌گیرید. موفق باشید
4521

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام استاد ما مباحث شرح تفسیر سوره حمد را مجازی گوش می دادیم دلیل اینکه مباحث شما تعطیل شده چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: کلیه‌ی جلساتی که در سالن‌های شهرداری اصفهان برقرار می‌شد تا بعد از انتخابات تعطیل شده. موفق باشید
28025
متن پرسش
سلام علیکم: وقتتون بخیر. نظر شما راجع به ادعای افرادی که تجملاتی زندگی می‌کنند و مومنند و بهانه شان اینست که شانمان است چیست؟ حدفاصل زندگی طبقه شان و اسراف چه می‌شود؟ آیا کسانی که پولدارند مجازند هرجور می‌خواهند زندگی کنند و بعد بگویند شانمان است؟ دل بقیه را آب کنند که شانشان است؟ حد مرز شان که در فقه مطرح می‌شود و اسراف چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هیچ فرقی نمی‌کند چه انسان ثروتمند باشد و چه فقیر باشد؛ آنچه موجب نجات است، سادگی است. لذا به ما فرموده‌اند: «نَجَی الْمخففون» تنها سبک‌باران نجات می‌یابند. مگر امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» فقیر بودند که آنچنان ساده زندگی می‌کردند؟ گفت: «دلا راه تو پر پیچ و خطر بی / گذرگاه تو بر اوج فلک بی. گر از دستت برآید پوست از تن / برآور تا که بارت کمترکبی». موفق باشید 

26938
متن پرسش
سلام علیکم: در پاسخ ۲۶۹۲۸ فرمودید که «ولی مشکل تجددگرایان آنجا است که اساساً متوجه‌ی جایگاه تاریخی انقلاب نیستند و عملاً بیرون از زمانه‌ی خود و بیگانه با مردم تنفس می‌کنند، وگرنه حضرت امام سعیِ وافر داشتند که جریان روشنفکری در انقلاب، جای و جایگاه داشته باشد. و ما هنوز نیز نیاز به این امر داریم.» به عقیده ام این نوع تقسیم بندی ها در جامعه به سنت گرا و متجدد، تقسیم بندی صحیح و متقنی نیست و از دل چنین تقسیم بندی راهکار صحیحی بیرون نمی آید. خیلی از افرادیکه در جامعه شاید تجدد گرا تلقی شوند، می شود گفت قلوب شان ایمانی ولی ظاهر و عقلشان غربی و پیرو مدرنیته است و تشیبع پیکر شهید سلیمانی نقطه ای برای نشان دادن این مطلب بود. و اینکه انقلابی ها هم سنت گرا معرفی شوند واقعا بحث درستی ویژه با وجود ابزاری مثل انتخابات نیست و اینکه حکومت بیش از حد و صرفا متوجه حمایت سنت گرایان است به عقیده ام یک نظر دقیق و کارشناسی نیست. رویکرد شناخت صحیح مدرنیته واقعا در بین جریان متجدد در سطح اجتماع تا حدود زیادی دیده نمی شود و در عین حال شناخت ملی ما هم بویژه در اثر استعمار از مدرنیته، شبه مدرنیته افلیجی است که نسخه توسعه کشورهای محوری مدرنیته برای ملتهای مستعمره و پیرامونی هست هر چند برخی نیروهای انقلاب هم در برخورد با تکولوژی و عقل مدرن و جهان کنونی رویکرد انزوایی و غیر منطقی یا حتی التقاطی در اثر عدم غرب شناسی دقیق پیشه کرده اند. ولی جا دارد همین جا در عین هم نوایی با شما استاد عزیز عرض کنم واقعا شخصیت های محوری و نظریه پرداز تجدد گرا در ایران، ویژه طی سالهای اخیر واقعا قصد حضور و نقش آفرینی در متن انقلاب و نظام را نداشته و بیشتر رویکرد لجاجت یا عناد را پیشه کرده است. امروز دیگر تجدد گرایان حتی رویکردی شبیه رویکرد مهندس بازرگان و نهضت آزادی در اول انقلاب را هم ندارند که امام بارها سعی بر حفظ مهندس بازرگان در دایره انقلاب علیرغم اختلاف های مبنایی با ایشان کردند ولی متاسفانه رویکرد مرحوم بازرگان و نهضت آزادی در این راستا نرفت. حتی مع الاسف کار بجایی رفته که بعض شخصیت های تئوری پرداز تجدد گرا رسما از دستگاه های امنیتی دشمنان این انقلاب سر در آوردند و حتی با دولتهای متخاصم همراه و همسو شدند و خود تبدیل به بازویی در جنگ نرم علیه ملت خویش شدند. گویی جریان تجدد امروز رسما بدنبال اجرای الگوی توسعه و نئولیبرال در ساخت های فرهنگی و اقتصادی کشور است و رسما دیدگاه و مظاهر اسلام سیاسی و انقلابی را هدف گرفته اند و بیشتر همان نسخه پلورالیسم را تجویز و تبیین می کنند. ان شاء الله نیروهای خط فرهنگی انقلاب آوینی وار در صدد تبیین معارف انقلاب بعنوان مژده طلوع جهان معنوی پیش روی بشر هم چنین الگوی مواجهه با تمدن و فرهنگ غرب و زیست جهان کنونی برآیند که واقعا امروز خلوتکده ای را نمی توان یافت که از تاثیر غرب و مدرنیته مصون و بی اثر مانده باشد. به نظرم دیدگاه شهید آوینی می تواند باعث شود جامعه ما در عین تعهد و پایبندی به سنن الهی و سیره راهنمایان الهی و اعتقاد به مبانی انقلاب اسلامی و مکتب امام و حضرت آقا، به گفتگو و ادغام فهم بپردازند و در عین حال در دام پلورالیسم دینی و احیاء شبیه مدرنیته و توسعه گرایی نیفتند و وحدتی در عین کثرت رخ دهد در راستای جامعه سازی توحیدی رخ دهد. با عرض معذرت بخاطر طولانی شدن مطلب و آرزوی صحت و تندرستی برای شما.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مشکل نیروهای مذهبی، غفلت از سعه‌ی صدری است که امثال دکتر بهشتی‌ها داشتند. و مشکل جریان روشنفکریِ تجددگرا همانی است که شما فرمودید و بنده با واژه‌ی غفلت از تاریخی که در آن هستند، کار آن‌ها را وصف نمودم. آنچه ما به عهده داریم حضور در سعه‌ی صدری است که امثال شهید بهشتی داشتند. در این مورد یادداشتی که شده است را خدمتتان ارسال می‌کنم. موفق باشید

شهید بهشتی یک امت بود

۱. در مورد وسعت نظر شهید بهشتی، همین بس که دشمن همیشه نسبت به تنگ نظریِ افراد به ظاهر مذهبی امیدوار بود و شهید بهشتی برعکس، به عنوان یک شخصیت مذهبی، شدیداً بر آزادی اندیشه و وسعت نظر تأکید داشت. و بدین لحاظ دشمن، دشمنِ شهید بهشتی بود. زیرا او با وسعت نظری که داشت بسیاری از حیله‌های دشمن را خنثی می‌کرد.

۲. شهید بهشتی اسلام را به وسعت جهان مدّ نظر داشت و آن را جهانی می‌دید، لذا برای بقیه‌ی اندیشه‌ها احترام قائل بود، ولی نه آن‌طور که جریان‌های مقابل نظام اسلامی انتظار داشتند که در تصمیم‌گیری‌های کلان نظام اسلامی حاضر باشند. در حالی‌که بیش از ۹۰ درصدِ مردم به جمهوری اسلامی رأی داده بودند.

۳. تفاوت روش شهید بهشتی با شهید منتظری در نگاهی بود که شهید بهشتی به سعه‌ی نظام اسلامی در این تاریخ داشت که در هر حال، جای خود را در این جهان باز می‌کند و نباید نگران جریان‌هایی بود که سعی داشتند با روحیه‌ی غرب‌گرایی نظام اسلامی را استحاله کنند.

۴. شهید بهشتی در صحبتی که در دانشگاه داشتند وقتی نسبت به تهمت‌ها و اتهاماتی که به ایشان زده شده، سؤال کردند؛ فرمود: وقتی‌که بنده چنین تریبونی در اختیار دارم و می‌توانم از خود دفاع کنم، عملاً امکان دفاع از کسانی که چنین تریبونی ندارند، گرفته شده است، پس بهتر است از اتهام‌زنندگان، دلیل و مدرکِ سخنان‌شان پرسیده شود.

۵. نکاتی از نامه‌ی شهید بهشتی به امام خمینی «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» در مورد بنی‌صدر: ۲۲/۱۲/۵۹

دوگانگی موجود میان مدیران کشور بیش از آن که جنبه شخصی داشته باشد، به اختلاف دو بینش مربوط می‏ شود. یک بینش معتقد و ملتزم به فقاهت و اجتهاد، اجتهادی که در عین زنده بودن و پویا بودن، باید سخت ملتزم به وحی و تعهد در برابر کتاب و سنت باشد، بینش دیگر در پی اندیشه‏ ها و برداشت‏های بینابین، که نه به‌کلی از وحی بریده است و نه آن‏چنان که باید و شاید در برابر آن متعهد و پای‏بند، و گفته ‏ها و نوشته‏ ها و کرده‏ ها بر این موضوع بینابین گواه.

بینش اول در برابر بیگانگان و هجوم تبلیغاتی و سیاسی و اقتصادی به نظام سخت ‏به توکل بر خدا و اعتماد به نفس و تکیه بر توان اسلامی و پرهیز از گرفتار شدن در دام داوری‏ها یا دل‏سوزی‏های بیگانگان معتقد و ملتزم. بینش دیگر، هرچند دلش همین را می‏ خواهد و زبانش همین را می ‏گوید و قلمش همین را می‏ نویسد، اما چون همه مختصات لازم برای پیمودن این راه دشوار را ندارد، در عمل لرزان و لغزان.

بینش اول به نظام و شیوه ‏ای برای زندگی امت ما معتقد است که در عین گشودن راه به‌سوی همه نوع پیشرفت و ترقی، مانع حل شدن مسلمان‏ها در دستاوردهای شرق یا غرب باشد و آنان را بر فرهنگ و نظام و ارزش اصیل و مستقل اسلام استوار دارد. بینش دیگر با حفظ نام اسلام و بخشی از ارزش‏های آن، جامعه را به راهی می ‏کشاند که خود به خود درها را به‌روی ارزش‏های بیگانه از اسلام و بلکه ضداسلام می‏ گشاید.

بینش اول روی شرایطی در گزینش مسئولان تکیه می‏ کند که جامعه را به‌سوی امامت متقین و گسترش این امامت ‏بر همه سطوح راه می‏ برد. بینش دیگر بیشتر روی شرایطی تکیه می‏ کند که خود به خود راه را برای نفوذ بی‌مبالات‏ها یا کم‌مبالات‏ها در همه سطوح مدیریت امت اسلامی و حاکم شدن آن‏ها بر سرنوشت انقلاب هموار می ‏سازد.

اگر این دو بینش در اداره امور جمهوری اسلامی ادامه یابد، نه کارهای جاری مردم سر و سامان پیدا می‌کند، نه مشکلات موجود دینی، فرهنگی، اخلاقیات اجتماعی و اقتصادی این مردم رنج‌دیده و محروم و ایثارگر با سرعت و قاطعیت کافی حل می‌شود و نه می‌توان برای آینده طرح‌های اصیل اسلامی ریخت و به مرحله عمل درآورد

امام عزیز، به خدا سوگند تحمل این وضع برای این فرزندتان بس دشوار است که چهره افسرده‏ این‏ها را ببینم و ندای یاللمسلمین آن‏ها را بشنوم و تنها پاسخ این باشد که صبر کنید. من هم صبر می‏ کنم و فی العین قذی و فی الحلق شجی.

ما در دیدار روز دوشنبه یازدهم اسفند در منزل آقای موسوی اردبیلی آن‌قدر با محبت و گرمی با ایشان برخورد کردیم و در حل مشکل وزیران دارایی و بازرگانی جلو رفتیم که امید داشتیم بر تفاهم‌ها افزوده شده است و هرگز باور نمی‌کردیم که آقای بنی‌صدر سه روز بعد از این دیدار چنین رفتاری از خود نشان خواهند داد.

ما از همان آغاز در پی آن بودیم که میدان عمل سازنده چنان فراخ و گسترده باشد که امثال آقای بازرگان و آقای بنی‌صدر و آقای یزدی در سطوح بالا فعالیت داشته باشند. در آبان سال گذشته، پس از استعفای دولت موقت پیام دادید که قم بیاییم تا مسئله فوری اداره کشور در خدمتتان بررسی شود، صحبت از ترکیب جدید شورای انقلاب بود، نظر حضرتعالی این بود که آقای مهندس بازرگان دیگر در شورای انقلاب نباشد. بر اساس همین اعتقاد به شرکت خلاق هرچه بیشتر نیروها و نفی هرنوع تنگ‌نظری و انحصارطلبی پیشنهاد کردیم که ایشان همچنان در شورای انقلاب بمانند و سرانجام حضرتعالی هم موافقت کردید و در همین مرحله بود که مسئولیت دو وزارتخانه مهم، وزارت دارایی و وزارت امور خارجه به آقای بنی‌صدر داده شد. اینها و نظایر اینها دلیل روشنی است بر این که شرکت فعال این آقایان در اداره امور کشور مطلوب ما بوده است و با آنها هیچ مسئله شخصی نداریم.

۶. شهید بهشتی با وجود اینکه تقابل ایدئولوژیک با بنی‌صدر داشت اما با ادبیاتی منصفانه، انحرافات وی و جریان متبوع وی را نقد کرد

۷. شهید محمد منتظری با من رفیق بود. به او گفتم شما در مورد آقای بهشتی اشتباه می کنی. اجازه بده با ایشان قرار ملاقاتی بگذارم و برویم با هم صحبت کنیم. ایشان هم به این ملاقات راضی شد. سه یا چهار روز مانده به واقعه هفتم تیر بود که برای جلسه ای خدمت ایشان رسیدم. ورود من درست مصادف با ختم جلسه بود و مرحوم شهید بهشتی به طرف اتاقش می رفت. من تا آقای محمد منتظری را دیدم که سر پله ها ایستاده بود او را در آغوش کشیدم. تا محمد را بغل کردم شهید بهشتی که در حین حرکت متوجه حرکت من شده بود با صدای رسایی فرمود یک بار دیگر هم از طرف من آقا محمد را ببوس و ادامه داد همانطور که به شما گفتم محمد خودمونه و مسائل ما با همدیگر حل شد. خیلی هم راحت حل شد و به نفع ایشان هم حل شد. تا شهید محمد منتظری این عبارات شهید بهشتی را شنید زد زیر گریه. آمدیم پائین توی محوطه حیاط روی نیمکت های کنار باغچه نشستیم. از او پرسیدم محمدآقا حالا نظرت چیست؟ پاسخ داد بزرگواری آقای بهشتی بلایی به سر من آورد که هیچ چیز آن را جبران نمی کند. پرسیدم چطور؟ گفت من این همه به ایشان بد گفتم و اهانت کردم ولی در دفعه اولی که مرا دید مدتها مرا در آغوش خود گرفت و فشار داد و مرا بوسید و بعد سرش را جلو آورد و گفت یک کلمه راجع به گذشته حرف نخواهی زد. از حالا به بعد را با هم صحبت می کنیم. هرچه خواستم بگویم در گذشته فلانجا چه گفتم و قضیه چه بود اصلاً اجازه نداد حرف بزنم. 

۸. نقش شهید بهشتی در تصویب قانون اساسی در دو جهت یکی در تنظیم محتوا و اصول و دیگر در مدیریت.

۹. مرحوم بهشتی نسبت به عقاید بنی صدر احساس خطر می‌کرد، ولی تحمل کرد تا سرانجام بنی‌صدر باطن خود را ظاهر کرد و امام هم راضی شدند تا او را بردارند. 

24995
متن پرسش
با سلام خدمت شما استاد بزرگوار: استاد نفس هیچگاه بدون بدن نبوده و نخواهد بود، در دنیا با بدن مادی به گونه ای که وقتی اینجاست آنجا نمی تواند باشد مثلا وقتی در اتاق است در کوچه نیست چون در عالم ماده است، بعد از مرگ در برزخ با بدن برزخی (مثالی) و در آخرت هم با بدن اخروی است، و همیشه محدود و وابسته به بدن است و باید حتما بدنی داشته باشد و بدنی باشد تا با آن سیر کند، و دردها و لذت ها را با بدن درک کند چه در دنیا چه در برزخ و چه در آخرت که بهشت و جهنم و نعمتهای بهشتی و عذاب جهنمی با بدن درک می شود، حال چگونه تجرد از این نفس وابسته و محتاج به بدن درک می شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بدن برزخی و قیامتی، وسعتش در حدّ آن عالَم بیکرانه است چون در آن‌جا بُعدی در میان نیست که بدن ما جایی باشد و جایی نباشد، بلکه در عین تشخص، هویتی بیکرانه دارد و جایی او را محدود نمی‌کند. مثل صورت‌های ذهنی است که صورتِ ذهنی شهر اصفهان، مانعِ توجه و حضور صورت ذهنی شهر تهران نمی‌گردد. موفق باشید

24477

شوپنهاوربازدید:

متن پرسش
سلام: الحمدلله به همراه تعدادی از دوستان داریم کتاب اصول فلسفه و روش رئالیسم علامه رو می خونیم. رسیدیم به جایی که درباره برکلی و شوپنهاور صحبت میکنه. از اونجایی که توی سخنرانی هاتون دیدم شوپنهاور رو نقد می کنید و الان یادم نیست که چه نقدهایی داشتید و توی چه سخنرانی هایی بوده: لطفا راهنمایی بفرمایید برای نقد نظریات و آرای شوپنهاور آیا کتاب یا مقاله ای از شما یا دیگران هست که بتونم مطالعه کنم؟ از برکلی چطور؟ با تشکر فراوان. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد فهم نگاه شوپن‌هاور ابتدا باید کانت را مطالعه کرد و دوگانگی که بین نومن و فنومن و بحث مفاهیمِ استعلایی به میان می‌آورد و عملا اندیشه‌ای را در مقابل ما قرار می‌دهد که ما هرگز نمی‌توانیم به واقعیت‌های خارجی دست بیابیم. در این راستا شوپن‌هاور معتقد‌ است که کل جهان، همان اراده‌ی ما است و اراده‌ی ما جهان است نه آن‌که جهانی در خارج محقق باشد. می‌ماند که این اشکال بر او وارد است که اولا چه تفاوتی این نگاه با سوفسطائی گری دارد و ثانیا به هر حال این احساس بدیهی که هر کس مبتنی بر آن با عالم خارج ارتباط پیدا می‌کند چه می‌شود. موفق باشید

24260
متن پرسش
با سلام و ادب خدمت استاد عزیز: استاد گرانقدر بنده اینطور که متوجه شدم خیلی از مشکلات ما ناشی از عدم ارتباط با سلوک امام (ره) است بنده گاه مشکلات پیچیده ای برایم بوجود میاد بعد جواب را در جملات امام می بینم حتی گاه مشکلات معمولیم هم می بینم قبلا توسط امام آن مرد بزرگ حل شده حالا سوالم اینه استاد شما در مورد بحث زن مباحثی ارایه دادید بنده هم به عنوان یه خانم تو این بحث تقریبا مطالعه داشته ام و دارم ولی دلم می خواهد این مبحث را بیشتر ذیل سلوک امام پیش ببرم کتب شما راجع به امام و مباحث مربوط به ایشان را به حمدالله دنبال می کنم ولی دوست دارم زن ذیل شخصیت امام را دنبال کنم لطفا بنده را راهنمایی کنید چطور بهتر میتونم اینطوری بیام جلو اولا، دوم استاد بنده گاه حرفهای این جبهه ای ها منظورم دفاع مقدس را و مشکلات اونها را می بینم فکر می کنم یه جور وارونگی گاه بین دو تا نسل اتفاق افتاده از یه جهت شما و خودم هم نظرم این هست که شما فرمودین نسل ها متناسب زمان خودشون تربیت نشدن ولی آیا این که بنده فهمیدم هم درسته؟ که بنده حس می کنم گاه بعضی افراد دارن مسئله را برعکس می بینن انگار یه آیه قران هم داریم راجع این موضوع نه استاد؟ ممنون استاد ازتون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. فکر می‌کنم در فضایی که حضرت امام گشودند به نحو معجزه آسایی زنان معنای خاصی از زندگی را برای خود یافتند که نه معنای گذشته‌ی ما بود و نه معنای دنیای مدرن البته هنوز ما اول کار هستیم و زنان ما آن‌چه باید برای خود تعریف کنند را به اجمال دارند. به یاد آر فیلم «یتیم خانه‌ی ایران» را که آن خانم چگونه با نگهبانی خود، بالاخره به سالار کمک کرد که داروها را از قافله‌ی انگلیس مصادره کند و کودکان گرفتار وبا را نجات دهد. کار آن زن به ظاهر فقط نگهبانی بود ولی همین نگهبانی که عملاً حرکتی نرم است نقش آفرین بود. نگهبانی زنان ما در حفظ و حراست حیات دینی در این تاریخ هنوز به ظهور نیامده‌است. ۲. جوانان ما در شرایط بسیار سختی به سر می‌برند از یک طرف فضای باز دنیای بی بند و باری مدرن و از طرف دیگر علاقه‌ی قلبی آن‌ها به معنویت آن‌ها را در فشار قرار داده‌است امید است با افول دنیای غرب تکلیف آن جوانان نیز روشن شود و نه در نسبت با ازدواج این همه تنگنا در میان باشد و نه در حفظ ایمان چنین در زحمت باشند. موفق باشید

24095

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و تهیت و آرزوی علو درجات دنیوی و اخروی برای شما و همه مومنان و التماس دعا برای هدایت بنده، استاد عزیز، گذشته بنده ویرانه، هیچ اثر مثبتی نداره، هیچ رابطه اصلاحی در نفسم ندیدم، مدتی هم بصورت مستمر و هر شب در آستانه چهل سالگی قمری، خواب آلودگی را می بینم که مبتلا شدم و غرق در آن و به یک صورت شبها تکرار می شود، راهش چیست؟ امیدم رحمت الهیست و خواستم، ولی دردم را نمی دانم. به نظر شما چکار کنم؟ لطفا خصوصی راهنمایی بفرمایید. تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. رجوع به معارف الهی و بازخوانی آن‌ها لازم است. پیشنهاد بنده آن است که بعد از مطالعه‌ی کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» کتاب «آشتی با خدا» را دنبال کنید. هر دو کتاب بر روی سایت هست. ۲. نسبت به کنترل غذا و ورزش نیز برنامه‌ریزی کنید. موفق باشید

23598
متن پرسش
سلام و درود: من یک بار سوالم رو پرسیدم و شماره سوالم رو گم کردم و پیدا نمی کنم. پس دوباره سوالم را می پرسم. سوالم در مورد نسبت علم حصولی در علم حضوری است. به نوعی یعنی پس از مراجعه به علم حضوری، علم حصولی و غیر ایمانی کجای این عالم و در چه وجهی از تقابل ها معنا پیدا می کند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با تصوری که از معلوم خود به صورت حضوری دارید، نسبتی با آن برقرار می‌کنید و از آن مفهومی در ذهن خود ایجاد می‌نمایید. در این حال، آن علم حضوری به علم حصولی تبدیل شده است و بر این مبنا جناب صدرالمتألهین می‌فرمایند: هر علم حصولی، مسبوق به علم حضوری است. موفق باشید

22994

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: ببخشید استاد می خواستم نظرتون را درباره مطالعه رمانهای محمد رضا حدادپور جهرمی از جمله تب مژگان، حجره پریا بدونم. آیا چنین کتابهایی ارزش وقت گذاشتن دارند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد چیزی نمی‌دانم. موفق باشید

22172
متن پرسش
با سلام: برداشت بنده این است که در منطق اسلام علت اصلی کلیه وقایع و اتفاقات خداست که به وسیله های مختلف انجام می پذیرد. روییدن درخت امریست که توسط خدا و به وسیله نور و آب و تغذیه و شرایط صورت می گیرد. به وجود آمدن جنین انسان توسط خدا و به وسیله لقاح سلول نر و ماده در رحم جنس ماده انجام می گیرد و مثالهای بی شمار دیگر. سوال بنده در مورد نقش خدا در این چرخه هاست. زمانی که با برقراری کلیه شرایط مورد نیاز برای به وجود آمدن یک پدیده (برای مثال روییدن یک گل) کاملا وابسته به تامین شرایط مورد نیاز آن بوده (بذر قابل روییدن، آب، دمای مناسب، مواد مغذی درون خاک، نور و ...) نقش خدا در این چرخه کجاست؟ در دنیایی که پیشرفت علوم مختلف بر پایه آزمون خطا و کشف روابط موجود در عالم بوده و امروز برای کلیه پدیده ها دلیل و روش هریک به صورت کامل تعریف شده است، به طوری که به وجود آوردن آن با فراهم آوردن شرایط لازم در هر زمان و مکانی ممکن است، آیا موردی وجود داشته که تمام شرایط لازم وجود داشته باشد و اتفاق مورد نظر صورت نپذیرد؟ و یا موردی که بدون فراهم آوردن شرایط لازم پدیده ای به وجود آید؟ (لطفا موارد اتفاق افتاده در زمان حال را ذکر فرمایید. مثالهای دوران پیامبران گذشته و مثالهای موجود در متن قرآن نیازمند کنکاش ثانویه جهت بررسی صحت می باشند). با سپاس.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضور حضرت ربّ العالمین در عالم، حضور در نظامِ عالم است و نه در مقابل عالم، مثل حضور نفس ناطقه‌ی انسان است در بدن او، به طوری‌که اگر شما دست‌تان را حرکت دهید عملاً متوجه‌اید که نفس شما این‌کار را می‌کند. به همین جهت به ما فرموده‌اند: «من عرف نفسه فقد عرفه ربّه» یعنی اگر کسی خود را درست بشناسد که چه نحوه حضوری در بدنش دارد، نحوه‌ی حضور ربّ العالمین را در عالم می‌شناسد. در این مورد بد نیست به کتاب «ده نکته در معرفت نفس» و شرح صوتی ان که هر دو بر روی سایت هست؛ نظری بیندازید. موفق باشید

21967
متن پرسش
با سلام و احترام برای استاد طاهر زاده: قبل از سوال از آثار موجود در بازار شما متشکرم بنده یک سوال در مورد یک سری تکنیک هایی داشتم که با اجرای آن ها شواهدی موجود بود که می توان من حقیقی انسان را دید آن تکنیک ها با نام «مدیتیشن دو قلب» یا «مراقبه دو قلب» هستند که البته زیاد اطلاعاتی در دسترس عموم مردم نیست و زیاد معروف نیستند، سوال اینجانب این می باشد که آیا این تکنیک ها و سایر تکنیک هایی که بعضا در حوضه انرژی درمانی و میدیتیشن مطرح می شود (که بعضی افراد با انجام آن تکنیک ها شاهد بر دیدن نفس خود بودند) از نظر شما اشکالی دارد؟ یا از نظر شرعی؟ آیا مسیر درستی می باشد؟ پدر این علوم در ایران یک شخص به نام آقای استاد جمشید آرام می باشد. آیا سایر تکنیک های این چنینی و استفاده از آن به شناخت خود حقیقی کمک می کند و آیا می توان در این حوضه نیز کار کرد؟ لطفا نظرتان را در مورد این مباحث بفرمایید. بسیار متشکر از پاسخگویی های قبلی استاد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دقیقاً منظورتان را نمی‌دانم. ولی در این‌که انسان می‌تواند نفس خود را ببیند، مشکلی نیست زیرا نفس موجود مجرد است و موجود مجرد، تشکیکی و دارای شدت و ضعف است و بدین لحاظ مرتبه‌ی بالاتر آن می‌تواند ناظر مرتبه‌ی مادون خود باشد. موفق باشید

21848
متن پرسش
سلام علیکم: با توجه به آیه 48 سوره انفال: «وَإِذْ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَنُ أَعْمَلَهُمْ وَقَالَ لَا غَالِبَ لَكُمُ الْيَوْمَ مِنَ النَّاسِ وَإِنِّى جَارٌ لَّكُمْ فَلَمَّا تَرَآءَتِ الْفِئَتَانِ نَكَصَ عَلَى‏ عَقِبَيْهِ وَ قَالِ إِنِّى بَرِى‏ءٌ مِّنكُمْ إِنِّى أَرَى‏ مَا لَا تَرَوْنَ إِنِّى أَخَافُ اللَّهَ وَاللَّهُ شَدِيدُ الْعِقَابِ» اگر شیطان از خدا می ترسد و می داند که شدید العقاب است چرا توبه نمی کند؟ (ظاهراً در این آیه واقعیت را بیان می کند و قصد تعارف یا دروغ ندارد چون می گوید چیزی می بینم که شما نمی بینید). پیرو سؤال 21827 «وَلِلَّهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَىٰ فَادْعُوهُ بِهَا وَذَرُوا الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي أَسْمَائِهِ» آیا منظور از انحراف از اسماء خدا متوسل شدن به اسماء غیر خدا چون اسامی ائمه اطهار علیهم السلام و یا امام زادگان نیست؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- از نظر مفهومی شیطان مثل هر انسان کافری متوجه‌ی عقاب الهی است ولی به جهت فعال‌بودن نفس اماره نمی‌تواند به حکم خدا تمکین کند. 2- اتفاقاً انحراف از اسماء، همان انحراف از ائمه است زیرا اسماء الهی، مظاهر دارند و مظاهرِ تامّ و تمام آن‌ها ائمه «علیهم‌السلام» می‌باشد. موفق باشید   

21576
متن پرسش
سلام خدمت استاد حکیم و سپاس خدا قوت: استاد جلال الدین آشتیانی در «شرح مقدمه قیصری» صفحه 74 می نویسند: بیان عرفا در اسرار و مبانی دلپذیرتر از حکما و انبیا و ائمه کرام است. خواستم استاد با توجه معارف عرفانی اهلبیت علیهم السلام علت این جمله مرحوم آشتیانی را توضیح دهند. گاهی مخالفان طریقه عرفا در فضای مجازی سوء استفاده می کنند. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که مرحوم آشتیانی، انبیاء و ائمه را افضلِ خلق می‌دانند؛ احتمالاً منظورشان باید این باشد که انبیاء و ائمه با نظر به سطح مخاطبانشان سخن می‌گفتند و از این طریق در اصلاح جامعه می‌کوشیدند. ولی عرفا چنین محدودیتی نداشته‌اند. ولی در هر حال، همان اسرار و مبانی که عرفا دارند همه را در لابه‌لایِ سخنان انبیاء و اولیاء به دست آورده‌اند. موفق باشید

21231
متن پرسش
سلام علیکم: در جواب به صحبت هایی از قبیل؛ ما الآن به هر موضوعی تو این مملکت نگاه می کنیم کاملا نابود شده رفته، اعتقاد مردم، اقتصاد، منابع آب، آثار باستانی، فرهنگ، هنر، آزادی، بیت المال، جوانان، معادن، استعداد ها، محیط زیست و... والا انصافا و وجدانا اگه بخوای حساب کنی یه سریشون توی همین چند سال اخیر نابود شدند! چه باید گفت؟ این انتقادها به نظام چگونه قابل توجیه اند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انقلاب اسلامی راهی است به سوی مردم جهت نجات از همین مشکلات. مسلّم مردم پس از مدتی متوجه می‌شوند باید به سوی انقلاب اسلامی برگردند مثل وقتی که مردم پس از آن سه خلیفه به علی «علیه‌السلام» برگشتند. موفق باشید

20615

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد توانا: سوال بنده از شما این است که چگونه می توان از طریق عقلی اثبات کرد که ما علاوه بر بعد جسمانی، بعد روحانی هم داریم؟ به عبارت دیگر اثبات کرد که علاوه بر جسم، وجود مجردی داریم که حیات جسمی ما به آن وابسته است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «ده نکته در معرفت نفس» و شرح آن عرایضی در این مورد شده است. خوب است به آن رجوع شود. یا اگر به طور مفصل‌تر خواستید به شرح صوتی 75 جلسه‌ای کتاب «معاد» که هر دو کتاب و شرح ده نکته بر روی سایت هست، رجوع فرمایید. موفق باشید

19843
متن پرسش
با سلام خدمت شما: سوالی در مورد حرکت جوهری داشتم. کتاب از برهان تا عرفان شما را می خواندم. وقتی برای مثال یک انسان می میرد و نفس او از عالم ماده جدا می شود جوهر ماده بدن جسمی او چه می شود؟ آیا جوهر ماده که همان حرکت است هم به تجرد می رسد؟ در این فرایند چه بر سر هیولا می آید؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هیولای اولی همان ماده یا جوهری است که عین حرکت است و در اثر حرکت، قوه‌هایش به فعل تبدیل می‌شود و از حالت مادی‌بودن خارج می‌گردد. موفق باشید

17150
متن پرسش
سلام استاد: خدا قوت: استاد من 20 سالمه ولی نمیدونم چرا گاهی اوقات ک با خودم تنهام احساس می کنم نکنه من در آینده بیماری بدی بگیرم و کلا ً امید به زندگیم خیلی اومده پایین. الحمدلله سیر شما رو هم دنبال می کنم ولی خیلی حس بدی دارم. این احساس روی بدنم هم گاهی تاثیر میزاره و اعصابم خیلی ضعیف شده. در این مواقع سعی می کنم قرآن بخونم چون الا بذکر الله تطمئن القلوب ولی از تون میخوام کمکم کنید. من جدیدا روی بیماری ها خیلی حساس شدم، هر بیماری هر سرطانی هر چیزی رو فکر می کنم در آینده مبتلا میشم. کمکم کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: متوجه باشد مرگ و زندگی در دست خدا است. ما زندگی خود را با اُنس با حضرت حق باید شکل دهیم و هروقت حضرت عزرائیل«علیه‌السلام» آمدند، خیلی خیلی خوش‌آمدند. امیدوار رحمت حضرت حق هستیم زیرا امت پیامبری می‌باشیم که فرمود: «ربّی احسنُ ربّی» پروردگارم چه پروردگار خوبی است. موفق باشید

14464

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام عليکم: نفرموديد بطور موضوعی از چه کلمه قرآنی شروع کنم و کتابهای حضرت استاد را به غير از يکی مطالعه کرده ام بيشتر راهنمايی کنيد. آيه 10 سوره فاطر فرق دو کلمه «يصعد» و «يرفعه» چيست؟ ممنونم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده به صورت موضوعی قرآن را دنبال نکرده‌ام. بیشتر در دستگاه هر سوره سعیِ بر تدبّر دارم. در مورد دو کلمه‌ی «یصعد» و «یرفعه» وقتی به سوره‌ی فاطر نظر کنید روشن می‌نماید که عقیده‌ی پاک به خودی خود صعود به سوی حق دارد و عمل صالح نیز آن صعود را تسریع می کند و رفعت می‌بخشد. موفق باشید

26657

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: حالا که به خاطر وضعیت پیش آمده، مراسم های اعتکاف تعطیل شده، پیشنهاد شما به جای سه روز اعتکاف چیه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره روزه‌ی آن سه روز جهت اعمال «امّ داود» و رویهمرفته ماندنِ طولانی در مسجد را می‌توان به نحوی جایگزین کرد. موفق باشید

26000

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نام خدا عرض سلام و خسته نباشید: ببخشید که این مطلب را ارسال می کنم چون می دانم حضرتعالی قطعا معبر نیستید ولی شاید بتوانید راهنمایی فرمایید. چند خواب دیده بودم و هدف خوابها اذیتم میکنه خواستم ببینم آیا اینها اثغاث احلام است یا شاید حاوی پیام است. خواب یک: خواب امام صادق (ع) را دیدم مرا صدا زد با صورت کامل ایشان را دیدم بعد یک عدد خرما گرفت سوره حمد بر آن خواند و به من داد من آن را خوردم و دهانم از آب دهان امام صادق (ع) پر شد و لبریز شد بطوریکه روی زمین هم از آب دهانم افتاد. خواب دوم: رفتم زیارت حرم عبدالعظیم دیدم رو به ما پشت به قبرش یک سفره جلو گذاشته و همه می خوردند و من آمدم از آن خوردم یک شخص نورانی پیشش بود که شبیه امامزاده یا همچین چیزی بود که نمی دانم کی بود و آیا اصلا کنار ایشان شخصی دفن است من در کودکی زیارت عبدالعظیم رفته بودم. سوم: خواب دیدم مرا برای سیصد و سیزده تن دعوت کردند یکی کسی هم با من بود دم در ولی مامور نگذاشت وارد شود گفت نامه ورود. یهویی دیدم در جیبم نامه هست. داخل محوطه و سپس سالن ال مانند شدم یک سفره پهن بود افراد با هیبتی بودند و در راس سفره کسی بود که وقتی خواستم او را ببینم غبار شد و مانع شد به من گفتند برو ته سفره، و اکثر سفره پر بود و ته سفره مانده بود خیلی کم شاید تعداد چند نفر خالی بعدش یه برنج آوردند که روی آن قیمه بود و من از آن خوردم و بیدار شدم. و خوابهای زیادی از این دست. البته الان مدتی است دیگر هیچ خوابی نمی بینم مطلقا. ضمنا من زیاد به این چیزها فکر نمی کنم ولی به وفور خواب پیامبر (ص)، ائمه، قبرحضرت زهرا (س) را می بینم. گاهی هم پیش سه یا چهار معصوم (ع) را با همه. من برای خواب مطلقا ارزشی قائل نیستم و بلکه حتی تنفر دارم علت تنفر هم بزرگنمایی کردن آن است چرا یک بیچاره بدبختی مثل من باید چنین خواب هایی ببیند که ممکن است باعث نوعی توهم معنویت در او شود و این علت تنفرم از خواب است. چون می دانم کی هستم و مطلقا نمی‌توانم حتی تصور این کنم که مثلا یک هزارم انسانهای خوب باشم چه رسد به انسان های إلهی. پس این خوابها چی هستند البته در مجموع بیش از ده ها خواب و چیزهایی که بین و خواب و بیداری برام بوجود آمد را مکتوب کردم. آها فراموش کردم. خواب دیدم یه قصر بزرگ با دو تا مناره که انتهای آنها دیده نمیشن و عکس بزرگ من سر در آن است ولی در بسته بود و چند نفر ایستاده بودند گفتم عکس کیه گفتن هرکی هست خدا براش خواسته بعد وقتی خودم رو دیدم با تعجب گفتم چرا صورتم اینقدر می درخشه و شبیه شهداست اینکه اینجا بیشتر مکان شهداست بعد سمت طرف جاده یه سیاهی بود و بی اختیار آن جا رفتم به آنها گفتم باید برم کارهای نیمه تمام زیادی دارم خانه های زیادی در آن سیاهی بود والی آخر.... با سپاس
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً بنده در این موارد ورودی ندارم. فکر می‌کنم نباید خودتان نیز این موضوعات را دنبال کنید. موفق باشید

25959
متن پرسش
سلام استاد روزتون بخیر: در سوال ۲۵۹۰۵ بنده سوالی در مورد تغییر احکام پرسیدم. استاد ما در دانشگاه پیرامون این موضوع داشت بحث می‌کرد که گفت احکام اجتماعی وابسته شرایط زمانه است و گفتند در زمان یکی از امامان با وجود اینکه پرداخت خمس واجب بوده ایشان این حکم را با توجه به زمانه‌شان برداشتند و مورد دیگه‌ای که گفتند حق دیه زن و مرد هست که الان مساوی شده و بریدن دست دزد که الان اصلا انجام نمیشه و... سوالی که برای خیلی از ماها پیش اومد مسئله حجاب بود که یک حکم اجتماعیه و بحث‌هایی پیرامونش شد که در نهایت کل احکام رو برد رو هوا و این مدلی فکر کردن باعث میشه ما هیچ وقت نتونیم حرف بزنیم و همیشه باید ساکت باشیم چون نمیشه در مورد هیچی با قطعیت صحبت کرد البته غیر از اصول دین که اونم بحثی نداره فقط توصیف انچه هست و اثبات نداره و اصلا کلا هر چه قدر هم استدلال اورد همون طور که شما هم فرمودین برام غیرقابل قبول بود که وقتی یک حکمی در قرآن و کلام اهل بیت به طور روشن بیان شده با توجه به زمانه قابل تغییر باشه چطور باید پاسخ داد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: احکامی که مبتنی بر بنیان‌های قرآنی است که مستقیماً بشر با آن‌ها رابطه دارد و مافوق زمان و مکان است. آری! اگر عالِمی با توجه به مبای قرآنی مطابق زمانه حکمی بکند، این حکم ممکن است مطابق تغییر شرایط از نظر ظاهر، تغییر کند. قمار در هر حال حرام است ولی وقتی بازی شطرنج دیگر حکم قمار را ندارد، همچنان قمار حرام است ولی بازی شطرنج دیگر حرام نخواهد بود. با توجه به این امر است که می‌توان گفت صراحت رعایت پوشش برای زنان در قرآن، تغییرپذیر نیست. ولی بر اساس شرایط، می‌توان نحوه‌ی آن پوشش تغییر کند. موفق باشید

25683

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: استاد همسر بنده عمل سختی داشتند. بعد از آن عمل در بیمارستان طی ۴۸ ساعت به خصوص ۲ ساعت آخر به جز برادر کوچکشان و دکترشان همه را به شکل دیگر می دیدند. مثلا من و عمویشان وارونه و سر و ته بوده ایم و برخی دیگر به شکل سگ و مار و میمون. بعد از آن دو ساعت یکی از اهل معرفت که از دوستانند تماس گرفتند و و بسیار اصرار داشتند که همان لحظه به ایشان بگویم تا ذکر هایی را بگویند و گفتند و خوب شدند. جالبش اینجاست که ایشان این موضوع را بعدا برایم تعریف کردند و در آن هنگام به علت لوله تنفسی قادر به سخن گفتن نبوده اند. به نظر شما این مورد از صورت های برزخی و به علت سکرات مرگ بوده هست یا توهم ناشی از دارو و درمان های شیمیایی؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بیشتر، غلبه‌ی واهمه است. موفق باشید

نمایش چاپی