باسمه تعالی: سلام علیکم: مرحوم آیتالله قاضی در این موارد بر اساس روایتی که از معصوم به ما رسیدهاست میفرمایند هر روز بیست و یک مرتبه آیتالکرسی راهگشاست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده در تاریخی قرار داریم که اکثر افرادی که ظاهر اسلامی ندارند در درون خود کلیت نظام اسلامی را پذیرفتهاند و این هنر نظام اسلامی است که توانسته است این افراد را از آنِ خود کند هر چند هنوز از نظر ظاهر تحت تأثیر جریانهای غیر دینی هستند ولی قلبشان ایمانی است و منظور سیما طرح چنین نکتهای است و کار خوبی است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: رهبر معظم انقلاب فرموده بودند اگر گفتن آن شعارها مانع اتحاد بین نمازگزاران میشود، بر آنها اصرار نکنید. لااقل همان اندازه که نمازگزاران همراهی میکنند؛ شما بگویید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با مطالعهی متونی که انسان را به اندیشههای علمی و دینی میرساند، إنشاءاللّه میتوانید نسبت به آن موضوعات که مطالعه کردهاید فکر کنید و سخن بگویید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مبنای آنکه «جسم، همان روح است» غیر از آن است که «روح، علتِ جسم باشد». فلاسفه در تعريف نفس ناطقه مى گويند: «النفس كمال الأول لجسم طبيعي آلي ذي حيوة»[1] يعنى نفس، كمال اول براى جسمِ زنده اى است كه با آلات و ابزار- مثل دست و چشم- فعاليت مى كند. در اين تعريف نظر به جسم دارند از آن جهت كه داراى حيات است، يعنى نفس را بايد در همين جسمِ زنده ملاحظه كرد وگرنه در يك انتزاع ذهنى با مفهوم نفس سر و كار داريم و نه با وجود آن. يعنى همين بدنِ زنده ى شما نفس است، اشكال مرحوم شهيد مطهرى به افلاطون اشكال به جايى است. چون افلاطون مى گويد حضور نفس در بدن مثل حضور روغن در كنجد است. اشكال مرحوم مطهرى اين است كه سخن افلاطون يك نوع دوگانگى بين نفس و بدن را در عالم خارج القاء مى كند در حالى كه چنين نيست، همينطور كه بين حضرت حق و مخلوقات، جدايى و دوگانگى نيست، مگر در انتزاع ذهنى. نفس ناطقه همان جسم آلى ذى حياتى است كه شما با آن روبه روئيد. جسم آلى يعنى دست من كه شما مى بينيد در حركت است، اين جسم آلى، «نفس است در اين موطن». درست است كه در تحليل ذهنى مى گوئيد كه نفس است كه اين دست را به حركت مى آورد، اما اين در تحليل ذهن است، در خارج اينطور نيست. همينطور كه در خارج اينطور نيست كه يك خدا داشته باشيم و يك مجموعه آيات الهى در كنار خدا. خداوند در اين موطن به اين آيات ظهور مى كند هرچند خداوند محدود به موطن عالم ماده نيست. اميرالمؤمنين (ع) مى فرمايند: «مَنْ قَالَ فِيمَ فَقَدْ ضَمَّنَهُ وَ مَنْ قَالَ عَلَامَ فَقَدْ أَخْلَى مِنْهُ»[2] هركس بگويد خدا در كجاست، خدا را در ضمنِ مخلوق قرار داده و اگر كسى بگويد خدا بر كجاست، درون آن شيئ را خالى از خدا پنداشته است. در حالى كه خداى بى نهايت نه در ضمن مخلوقات است و نه درون مخلوقات از حضور خداوند خالى است. حضرت حق وجود مطلقى است كه تمام اين عالم، مظاهر او است. مواظب باشيد افلاطونى فكر نكنيد. متوجه باشيد عالَم مظاهر و آيات خدا است به اين معنا كه حق با اسماءاش به جمال مخلوقات در صحنه است، نه اينكه كنار مخلوقات باشد، به تعبير حضرت امام خمينى «رضوان الله تعالى عليه»: نفس تمام منازل وجود را سير نموده و در مرتبه ى ادنى با دانى است و در مرتبه ى فوق و غيب با آنچه غيب است، غيب است و در نهايت دنائت و در نهايت اعلائيت است؛ چون نمونه اى از توحيد «وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأسْمَاءَ كُلَّهَا» است و متعلم به تمام اسماء حق؛ اعم از تنزيهيه و تشبيهيه است. پس چنانكه او عالم غيب الغيوب است، هكذا نفس هم چنين است و چنانكه او «يَعْلَمُ خَائِنَةَ الْأعْيُنِ»،[3] هكذا نفس چنين است و چنانكه او به مخلوقاتش عالم بالرضاست، هكذا نفس چنين است و چنانكه لا يعزب عنه شىء، نفس نيز چنين است و چنانكه يكى از اسماء حق اين است كه: «يا مَن عَلا في دُنوّه و يا مَن دنا في عُلوّه» هكذا النفس عالٍ في دُنوّه و دانٍ في عُلوّه، و اصل محفوظ در سير اين سلسله قوا و عمود جميع مراتب وجود، نفس است.[4] موفق باشید
[1] ( 1)- محمد على التهانو، كشاف اصطلاحات الفنون و العلوم، ج 2، ص 1716.
[2] ( 2)- نهج البلاغه، خطبه ى 1.
[3] ( 1)- سوره ى غافر، آيه ى 19.
[4] ( 2)- ر. ك: تقريرات فلسفه، ج 1، صص 291- 292.
باسمه تعالی: سلام علیکم: چیزی به یاد ندارم. اگر عین جملات باشد، بهتر میتوان به مقصد کلام پی برد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید در این وادی فکر کرد که انسانها در دنیا به جهت روحیهی مختلفشان در شرایط متفاوت، امتحان میشوند و اگر مسیر درستی را انتخاب کنند همان محرومیتها برایشان معراجی خواهد شد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آنچه از «برهان صدیقین» به عنوان یک بحث فلسفی میتوان استفاده کرد، نظر به وجود و مراتب آن است و اینکه همهی عالَم مظاهرِ وجودند و بعد از آن در عرفان است که روشن میشود چگونه وَجهِ اسمایی عالم را میتوان بنگریم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت ربّالعالمین منشأ رحمت به بندگان هستند و مظاهر آن رحمت، اولیای الهی میباشند. صورت کامل اولیای الهی، ائمهاند و ذیل آنها امثال شاهحسین ولیها قرار میگیرند. رحمت الهی از یک طرف، خود انسان را متوجهی بهکاربردن همت در امور میکند و از طرف دیگر، شرایط را جهت صعود انسان و محققشدنِ همت فراهم مینماید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور که میدانید توسعهای که نگاهش به بیرون باشد و با روحِ لیبرالیته بخواهد کار کند، نارضایتی پیش میآورد. مثل آنچه در سالهای 70 توسط آقای هاشمی پیش آمد و این دولت شاید به جهت مشکلاتی که پیش آمد، کمی به خود آید و مجبور شود به نیازهای منطقی و اصلی مردم فکر کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حرکت مربوط به عالم ماده است که با تقدّم و تأخر محقق میشود. ولی «حال» مربوط به عالم مجردات است. به نظر میآید مباحث «برهان صدیقین» خوب کار نشده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: تا آنجا که ممکن است سعی بفرمایید بدون جداشدن از رفقا آنها را متوجه نمایید که اگر با معارف لازم استحکام فکری خود را شکل ندهند در جریانهایی که با آن روبهرو میشوند موضعگیریِ درستی از خود بروز نمیدهند. ولی اگر ناامید شدید از این امر، صلاح نیست فرصتهای خود را به پای چنین گروههایی بسوزانید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در برزخ و قیامت انسان با رفع حجابها روبرو میشود. میماند که در قیامت رفع حجاب دقیقتر و عمیقتر است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده نمیدانم آن شخصی که این سیدی را در مقابل برخوردی که شما با او داشتهاید، چه کسی است؟! هرچه هست این سیرهی پیامبران است و راهی است که آن بندهی خدا در مقابل شما گشوده است. اگر بتوانید در آن راه جلو روید به چیزهایی میرسید که تصور آن را هم نمیکردید. حال! خود دانید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اینها در مقابل دشمن مشترک، بدیهی است که باید متحد باشند ولی هر کشوری با کشور دیگر به شدت سرِ جنگ دارد و به همین جهت دو جنگ جهانی با کشتهشدن بیش از 50 میلیون در همین قاره واقع شد که در هیچیک از قارههای دنیا به این شکل و در این حدّ سابقه نداشته است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شما به هیچوجه اشتباه نمیکنید که چنین انتظاری از حوزهی علمیه دارید. عرض بنده آن است که اولاً: متوجه شویم در چه جایگاهی از تاریخ خود قرار داریم؟ ثانیاً: مراجع عظام را در چه جایگاهی از تاریخ اسلام بنگریم؟ شما بنا دارید از سرمایههای اساسی حوزه استفاده کنید و در تاریخی وارد شوید که از یک طرف انقلاب اسلامی به طور کاملاً شفاف و زلال متذکر حیات قدسی بشر است و از طرف دیگر نظام استکباری همهی پردههای تزویر خود را کنار زده و با خط قدسیِ انقلاب اسلامی به مقابله پرداخته. در حالیکه بسیاری از مراجع عظام آن زمان که در سنّ و موقعیت تحصیلی شما بودند و سلوک حوزوی خود را جهت حفظ اسلام انتخاب کردند و خواستند شخصیت خود را بر اساس آن تاریخ شکل دهند؛ انگیزهشان آن بود که اصل اسلام را در مقابل فرهنگ سکولارزدهی رضاخانی حفظ کنند تا اسلام از دست نرود. وقتی عمامهها را از سر برمیداشتند و روحانیت بهشدت تحقیر میشد، همین بزرگان حوزه بودند که مقاومت لازم را از خود نشان دادند و حال در ادامهی آن شخصیت، اسلام را در فقه و فقاهت مدد میرسانند. آیا بیش از این از آنها میتوان انتظار داشت؟! و بدین لحاظ است که بنده در درون خود انتقادی نسبت به آن بزرگان ندارم که البته در این مورد حرف و سخن بسیار است. ولی آنچه برای تازههای حوزههای علمیه مهم است؛ درک درست شرایط تاریخی است که شما در آن قرار دارید و اینکه امروز طلبهی انقلاب اسلامی به وسعت همهی عالم، وسعت یافته و باید از زیرساختهای تاریخ گذشتهی حوزه به بهترین نحو استفاده کنیم ولی در آن پازل، خود را محدود ننماییم. در پازلی که تلاش میشد رضاخان و دستیاران او – مثل محمدعلی فروغیها - با روحیهی سکولاریته، دین را از ما بربایند. باید به شرایطی که از طریق انقلاب اسلامی بهوجود آمده است و در عین حال، به ظاهر دیده نمیشود؛ نظر کرد. کوشش بنده برای نشاندادنِ آن شرایط است. ما در این شرایط، خودمانْ خودمان هستیم و در شرایط دیگر این «ما» ما نیستیم. هر متفکری وقتی میخواهد متعهدانه در تاریخ خود جلو رود با مشکلات خاص خود روبهرو میشود. مهم آن است که رسالت تحقق تفکری که در این دوران باید به صحنه آید را از دست ندهیم. چرا طلاب عزیز متوجهی چنین حضوری در این تاریخ نیستند تا امیدوارانه، خود را بر اساس نقطههای هدف مجهز کنند؟ و چرا متوجهی جایگاه افراد نمیباشند تا در دورهی فترتی که در آن قرار داریم، تحمل فشاری که به طور طبیعی در این دوره بر دوش طلاب قرار دارد را، تحمل کنیم؟ موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در تربيت نوجوانان بايد به چند اصل تربيتی توجّه كرد؛ از جمله: شناخت مسائل اين نسل، توجّه به پايههای خُلقی اين نسل، توجّه به اصل محبت و انس و دوستی با نوجوانان و پرهيز از اعمال قدرت و اجبار. حضرت علی عليه السلام دوران نوجوانی را از سه جهت بسيار حسّاس بيان میكنند: اوّل اينكه قلب نوجوان مانند زمين، خالی و مساعد است كه هرچه در آن بكاری همان درو میكنی: «انّما قلب الحدث كالأرض الخالية مهما اُلقی فيها من كلّ شیء قبلته» و دوم اينكه دوران نوجوانی را زودگذر میدانند و گوشزد میفرمايند سريعاً آن را دريابيد: «بادر شبابك قبل هرمك و صحتك قبل سقمك» سوم اينكه شيطان در اين زمان به نوجوان زياد روی میآورد و لازم است برای آن پناهگاه خوبی در نظر گرفت. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. خوب است که سری به جزوهی «روش سلوکی آیت اللّه بهجت» که بر روی سایت هست بزنید. ۲. سیر مطالعاتی بر روی سایت میتواند مفید باشد. ۳. انسان در این زمان، وسعتی دارد که میتواند علاوه بر دروس رسمی خود به دروس حاشیهای نیز بپردازد. باید وسعت خود را زیاد بفرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال نباید بیش از نیاز غذا بخورید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. بنا شد در اسرع وقت آن جزوه را در سایت قرار دهند.۲. فعلاً با همین بحثها کار را شروع کنید و سپس حتماً از مباحث اساتید بزرگوار استفاده نمایید. ۳. به نظر میآید در ایجاد معارف عالیه، کمک آنها باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در جزوهی مذکور نظر به فتوای قبلی ایشان شده است و باید در اسرع وقت این قسمت از جزوه تغییر کند، با تشکر از تذکر جنابعالی. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این مطلب را یکبار جناب آقای حسینیان مسئول اسناد انقلاب اسلامی مطرح فرمودند که عرض شد. خود بنده هم که تا حدّی فرمایشات آقای سروش را دنبال میکردم و میکنم معتقدم ایشان مولوی را با نگاهِ سکولار تبیین میکنند و عملاً جامعه را از آن شخصیت بزرگی که مولانا برای احیای انسانی متعهد به بشریت میتواند بدهد، خارج میکنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اینکه وارد زندگی مدرن بشویم ولی مجهز به عقلِ توسعهیافتگی نگردیم، کار را به اینجاها میکشاند. بالاخره یا باید با عقل قدسی الهی زندگی کرد و مطابق وظیفهی الهی، انسانها به کارها دل ببندند و نسبت به وظیفهی خود متعهد باشند، یا باید با تربیت عقلِ توسعهیافتگی، مردم در انجام وظایف خود مسئولیت احساس کنند. اینکه آن شرکتها، کارِ اتوبوسهای دانشگاه را به عهده بگیرند ولی نه انسانهای متعهد به وظایف دینی خود نسبت به کارشان باشند و نه تربیتشدهای مطابق عقل مدرن، این مشکلات را که 200 سال است با آن درگیر هستیم؛ بهوجود میاید. و همان خانم کمحجاب هم متوجه نیست که دارد در کدام جهان زندگی میکند. 200 سال است جریان روشنفکری میخواهد کشور ما را به دنیای مدرن متصل کند و 200 سال است با همین صحنههایی که شما متذکر هستید در همهی نهادها روبهرو میباشیم وگرنه هیچ تفاوتی بین آنچه در صحنهی سقوط اتوبوس پیش آمد با آنچه در بیمارستانهای ما و ادارات ما و نظام قضایی ما میگذرد، نیست. آنجا هم جوانان بسیاری به صورتی خاموش دارند به قتل میرسند و ما هنوز به این عبرت نرسیدهایم که چرا به تاریخ خود برنگردیم و چرا با سنت دینی خود در جستجوی زندگی نباشیم؟! دکتر داوری در کتاب «خرد سیاسی در جهان توسعهنیافتگی» سخنانی دارد و این حقیر نیز چند جلسهای نکاتی در شرح آن کتاب داشتهام. باید راهکار را در جای دیگر جستجو کرد و به آیده ای دیگر فکر نمود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: سنّ سیسالگی، سنِ سرزندگی برای درک حقایق است. اگر در کنار مدیریت عاطفی خانه به عنوان یک مادر به مباحثی که روحِ کلی دارد مثل فلسفه و عرفان رجوع فرمایید، راهی به سوی حقیقت برای اُنس با تفسیر شریف المیزان و روایات اهلالبیت «علیهمالسلام» در مقابل شما میگشاید. و با حوزه ی علمیه همان اندازه ارتباط داشته باشید که بستر فعالیت های شما در آن فراهم باشد. مباحث «ده نکته در معرفت نفس» و «خویشتن پنهان» و «معاد» همراه با شرح صوتی آنها که بر روی سایت هست، به غیر از کتاب «خویشتن پنهان» خوب است دنبال بفرمایید. موفق باشید
