باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال، اگر با خرید جنس ایرانی ضرر هم بکنید، آن ضرر در حکم صدقه خواهد بود و صدقه موجب رفع بلا است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث نیهیلیسم یا احساس پوچی، مشکلِ این قرن است. متفکران معتقدند اگر کسی بهخوبی متوجهی این امر بشود، نوع رویکردش به دین، رویکردی اساسی برای معنابخشی به زندگی میگردد و دینِ الهی چنین توانایی را دارد، اگر ما رویکردمان برای معنابخشی به احکام و دستورات دین باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید به افق تمدن نوین اسلامی فکر کرد و با نظر به آن افق، ذیل رهنمودهای مقام معظم رهبری از هر گونه ایثاری در این مسیر کوتاهی نکرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید زندگی را طوری تعریف کنیم که در مدت کوتاه عمر، به زیباترین شکل با خدا و خلق خدا بتوانیم رابطه برقرار کنیم و سعی نکنیم آرزوهای دنیای محدود، آن شخصیت بزرگِ ابدی ما را تحت الشعاع قرار دهد. به هر حال دنیا با همهی زرق و برقاش، کوچک است، مواظب باش در این دنیای کوچک گم نشوی. به گفتهی جناب مولانا محمد بلخی:
«دنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ
ای هیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ
دانی که پس از عمر چه ماند باقی؟
مهر است و محبت است و باقی همه هیچ.»
موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمیکنم بتوانیم نظر بدهیم. عمده آن است که انسان مؤمن در عین وقار، خوشسلیقگی خود را نیز محفوظ بدارد. آن رنگ قرمزی که موجب سبکی انسان نشود، چه اشکال دارد؟ و آن رنگ سیاهی که وقار انسان را محفوظ دارد، چرا باید استفاده نشود؟ آری! لباسهای سیاهی که وقتی خاکآلوده شود موجب سبکشدن انسان میشود، باید از آن پرهیز کرد. موفق باشید
23172- باسمه تعالی: سلام علیکم: آن کتاب با اضافاتی تحت عنوان «انسان از تنگنای بدن تا فراخنای قرب الهی» بر روی سایت هست. موفق باشید: آدرس آن در سایت
http://lobolmizan.ir/book/1380
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر نفسی در دورهی جنینی جسمی مطابق اهدافِ دنیاییاش میسازد. ولی بعد از این دنیا از آنجایی که هیچ روحی که دارای اراده و انتخاب باشد بدونه جسم نیست، جسمِ او مطابق شخصیتی است که در این دنیا برای خود شکل داده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در نفخهی اول، همه در صعقه قرار میگیرند و به یک معنا از حیاتِ دنیایی میمیرند و به حیات برزخی زنده میشوند. و در نفخهی دوم از حیاتِ برزخی میمیرند و به حیات قیامتی وارد میشوند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در صورتی که آرمان و هدف انسان اصلاح خود باشد، بقیهی کمالش را در برزخ طی میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در جریان مسیر اربعین، عزمِ کلّی به خودی خود یک نوع حضور است و تمام حرکات و سکنات در دل آن حضور کلی صورت میگیرد و این غیر از آن حالتی است که بخواهیم به صورت عادت پشت سر هم دعاهای مذکور را بخوانیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در عالم مجردات که مکانی وجود ندارد معنا ندارد چیزی در عرض چیز دیگری باشد. در آنجا فقط مراتب وجود هست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مظاهر حضرت حق به اعتبار آنکه همهی آنها «حق مخلوقٌ بِه» هستند، یک نحوه حضور حق هستند در عالم و از این جهت میفرماید من مریض بودم چرا به عیادتم نیامدی؟ موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی ما منوّر به نور علم قرآن و حدیث باشیم خداوند به لطف خود شرایط ارائهی آنها را به مخاطبان طالبِ آن انوار فراهم میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بستگی دارد که ما کثرات را چگونه بنگریم. آری! اگر آنها را دهانههای بازِ جهنم ببینیم که همهی فرصتها و عمر ما را به آتش میکشد، حقیقتاً از طریق کثرات، جهنم را دیدهایم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که میدانید زندگیِ حقیقی، حضور در ابدیت است و جدّاً باید دل به آنجا سپرد و هماکنون نیز خود را در آنجا احساس کرد تا دنیا و مافیها برای ما راحت باشد.
شهید آوینی می گوید: دنیا نه جای درنگ و فراغت، بلکه محمل رنجی است که آدمی پای بر آن مینهد تا روح در کشاکش ابتلائات عظیم، راهی به عالم قرب بجوید و محیّای رجعت شود.
باسمه تعالی: سلام علیکم: قرآن تا حدّی مثل اشعار عارفانه است که اشاراتی به سوی حقایق عالم بالا دارد و با قرائت آن در واقع ما در آن عالم وارد میشویم. لذا ابتدا سعی کنید تفسیر سورههایی که میخواهید بخوانید بدانید تا با تکرار قرائت آن سوره، اشاراتهای آن را بیابید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ائمه«علیهمالسلام» که مقامشان مقام خلیفةاللّه است به حکم آیهی «علّم آدم الأسماء کلها» حامل همهی اسماء الهیاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مستحضر هستید که این نکات از محدودهی سؤال و جواب بیرون است. با اینهمه بنده فلسفهی تحلیلی را در آن حدّ میدانم که به قول معروف، فکر کنیم و سخن بگوییم و سخن یاوه نگوییم. ولی عمقی در آن ندیدم. در فلسفهی قارهای بهخصوص در هایدگر و گادامر، نحوهای از تفکری که در این دوران بدان نیازمندیم را یافتم به همان معنای عبور از متافیزیک. به نظر بنده برای تفکر نسبت به انقلاب اسلامی، میتوانیم از هایدگر و گادامر استفاده کرد بهخصوص از هایدگرِ متأخر. و عدم موفقیت انقلاب اسلامی را در مورد بهفهمآوردنِ جایگاه تاریخی انقلاب اسلامی خوبفکرنکردن میدانم به همان معنایی که هایدگر در کتاب «چه باشد آنچه خوانندش تفکر» متذکر میشود. ما با فهم انقلاب اسلامی به عنوان حقیقت دوران که به قلب حضرت امام إشراق شد، از ذیل تاریخ رنسانس رها خواهیم شد که بحث آن مفصل است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: قبل از مباحث «حرکت جوهری» باید «برهان صدیقین» مطالعه شود و با نظر به این نکته عرض شد که همهی مخلوقات در فیضِ بقاء هستند به این معنا که وجودشان از حق است و عین ربط به حضرت حق میباشند و از این جهت دائماً با تجلیاتِ وجودیِ حضرت حق، باقی هستند و اگر آن تجلی و آن ربط، نباشد بقائی نخواهند داشت و این غیر از فیضی است که موجود مادی را از قوه به فعل میبرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- هر اندازه انسان بیشتر در رعایت دستورات شرع پایداری کند، در سلوک خود بیشتر به نور امام زمان «عجلاللّهتعالیفرجه» از حجابها رها میشود 2- همینطور است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: خیر! شدتِ تجرد در قیامت بیشتر است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مشکل یک کلمه بیشتر نیست و آن غفلت از وظیفهای است که مردم نسبت به هدیهی الهی یعنی انقلاب و رهبری دارند و عملاً تقاسِ این غفلت را به صورتهای مختلف در حال پسدادن هستند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. میدانید که در این مورد به طور مفصل بحث شد. شواهد حکایت از آن دارد که عرفایی مثل ابن عربی و عبدالرّزاق کاشانی کاملاً تحت تأثیر آموزههای شیعی هستند و متوجه شدهاند چه راهی را باید طی کنند و حتی آنجایی هم که در فقه به چهار امام فقهی اهل سنت نظر دارند، ریشههای جعفری آن را دنبال کردهاند. میماند که آیا تقیه میکردهاند؟ که عدهای بر این عقیدهاند. و یا در بستر فرهنگ اهل سنت متوجهی حقایقی شدند که در تشیع یافتند. در شرح فصوص در جایی عرض شد که اتفاقاً باید چنین عرفایی در اهل سنت به ظهور میآمدند تا اسلام اهل سنت، روحانیتِ عرفانی را از دست ندهد و جالب است به غیر از وهابیها، بقیهی اهل سنت، گرایش خوبی به عرفان دارند و عموماً محبّ اهل بیت میباشند. مکرر پیش آمده است عدهای که در «فتوحات» ابن عربی تأمّل کردهاند، شیعه شدهاند. مثل آقای عثمان یحیی که قسمتی از فتوحات را در ۱۴ جلد تنظیم کرده. جناب آقای دکتر حسین غفاری در کتاب «جدال با مدعی» و یا آقای بدیعی در رابطه با تشیعِ ابن عربی نکاتی را به میان آوردهاند. ۲. مگر فقهِ فقها، همهی اسلام است که در همهی اسلام به آنها رجوع شود؟ و مگر خود آن بزرگواران چنین ادعایی دارند؟ ۳. اگر کسی بتواند برای عمقبخشیدن به معارف خود نیاز به عرفان نداشته باشد؛ او را چه باک؟! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. فلسفه به خودی خود موضوعات را ابژه میکند هرچند متذکر وجود حقایق میگردد. جناب ابنسینا میگوید فلسفهاش را برای عوام نوشته و نظر خودش حکمت مشرقی بوده. ۲. به گفتهی خواجه عبدالله انصاری حتی سالکی که در مرحلهی شهود قلبی است، هنوز در حجابهای خَلقی میباشد که همان مقام «عین الیقین» است تا آنکه به فنای فی الله و بقای بالله برسد که همان مقام «حق الیقین» باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. تدبّر در قرآن و یا تدبّر در ادعیه، بهخصوص دعای «صباح»، نوعی تفکر است. ۲. در ذکر «لا اله الا هو» نظر به مقام احدیتِ حضرت ربّ العالمین میشود و در ذکر «لا إله إلا اللّه» نظر به مقام واحدیتِ حضرت ربّ العالمین میشود و هرکس بنا به ذوق و احوال خود میتواند به هر کدام از اذکار مذکور رجوع فرماید. موفق باشید
