باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- جناب آقای استاد مهدی طیب با زحمات و با آثارشان خدمت شایستهای به فرهنگ شیعه نمودهاند. 2- تحمل آزار نزدیکان موجب سعهی صدر و ریزش رحمت الهی میشود. 3- نمیدانم. 4- کار نیکان را قیاس از خود مگیر. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی متوجه باشیم رویدادها با نوعی مقصود یا تدبیر الهی به صحنه میآید و وقتی متوجه باشیم تاریخْ با تدبیر الهی صحنهی حضورِ حقایقی است که در افق جان انسانهای بزرگ سوسو میزند و تنها انسانهای متعالی میتوانند متوجه شوند خداوند چه تقدیری را برای ما اراده کرده است؛ به اهمیت ارادهی انسانهای بزرگی پی میبریم که ماورای همهی تنگناهای اشرار، تصمیمهای بزرگی به صحنه میآورند تا در راستایِ تحقق ارادهی الهی قدم به میدان آورند مانند یاران حسین«علیهالسلام» که اگر میخواستند برای رفتنِ بهشت و دوری از جهنم کار کنند، به راحتی میتوانستند با اذن آن حضرت از آن معرکه بیرون آیند، ولی آنها در افق جان خود متوجهی تاریخی بودند که با حسین«علیهالسلام» در حال وقوع است و خواستند بیرون از آن تاریخ نباشند. حججیها این مردان بزرگ خواستند بیرون از تاریخی که با خمینی «رضواناللّهتعالیعلیه» در حالِ وقوع است؛ قرار نداشته باشند. لذا به افقی بس زیبا و غیر قابل توصیف برای اسیرانِ ظلماتِ زمین نگاه میکنند. افقی که اگر دور هم باشد، نزدیک است زیرا کسی که پای در راه بگذارد هرگز از هدف فاصله ندارد. انسان یعنی هستیِ در راه و دیگر هیچ. و امروز راهِ ما راهی است که حضرت روح اللّه در مقابل ما گشود و حججیها رهروانِ آن راه هستند و بدین لحاظ در مؤثرترین نحوهی زندگی قرار گرفتند. به امید آنکه از طریق این مردان بزرگ، «امید» به تاریخِ ما برگردد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که عرض شد شرایط الهی کلیات را در اختیار ما میگذارد تا ما نسبت خودمان را با آن کلیات به صورت جزیی مشخص کنیم و در همین رابطه در روایات داریم که ائمه میفرمایند: «علینا بالقاء الاصول و علیکم بالتفریع» یعنی ما اصول را برای شما مطرح میکنیم و خودتان آن را به صورت جزیی و فرع شکل دهید. آری! تکالیف جزئیهی شرعیه را مراجع روشن میکنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این روایت مبتنی بر دلایل عقلی است، زیرا همواره خداوند در تجلی است و همینکه عالم ماده به فعلیت رسید و در مرتبهی بالاتری قرار گرفت، مرتبهی مادون آن یعنی عالم ماده تجلی خواهد کرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شهید محسن حججی همانطور که در وصیتنامهاش مطرح میکند، میخواسته است مؤثر باشد و خداوند نیز دعای او را طوری اجابت نمود که حقیقتاً بسیاری از معادلات را در فهم حضور انقلاب اسلامی در این تاریخ و در سوریه جلوهی خاصی بخشید، گویا جوانان ما از طریق شهید حججی راهِ گمشدهی خود را در این ظلمات یافتند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در هر حال این ذوق انسان است که در فهم روایت و آیات کمک میکند ولی نباید آن فهم را تنها فهمْ از آیات و روایات دانست، بلکه ذوق انسان وجهی از حقیقت آیات الهی را که جنبهی وجودی دارند، مینمایاند 2- همانطور که قبلاً عرض شد بنده ایشان را یکی از سربازان انقلاب اسلامی میدانم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: الحمداللّه که چنین روحی شما را نسبت به انقلاب اسلامی در بر گرفته است. شاید رجوع به فیلسوفان غربی با چنین روحیهای کمک کند تا در فهم تاریخیِ خود جدّیتر باشید. عنایت داشته باشید که انقلاب اسلامی به عنوان یک رخداد تاریخی به آن صورت نیست که شما بخواهید آن را بیابید، بلکه باید روح خود را آماده کنید تا شما را در بر بگیرد مثل اینکه آماده میشوید تا شب قدر بر شما احاطه یابد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شریعت الهی کلیّات را در اختیار انسان میگذارد تا هرکس بتواند مسیر إلی اللّه را طی کند و در فروع دین هم یا باید انسان مجتهد باشد، یا از مجتهد تقلید کند و کسی هم که نیّت میکند در فروع دین مجتهد شود تا به جامعه خدمت نماید، برکات خاصِ نیّت خود را میبرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: خیر. هر موضوعی ما را به توکل مخصوص به خودِ همان موضوع دعوت میکند و باید در همان موضوع خدا را وکیل گرفت 2- نفس امّاره همواره وجه استقلالی برای موضوعات را در مقابل ما به میان میآورد 3- در توکل، خدا است که به میان میاید و آنچه مصلحت همهجانبهی فرد و جامعه است پیش میآورد 4- در حدّ وظیفه و توان باید عمل کرد و امید به رحمت پروردگار داشت. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده نکات خوبی در آن نوشته مطرح شده است و این نشان میدهد زمان تعقل جریان اصولگرایی فرا رسیده است ولی نه تعقل اصولگرایی حزبی، که به هیچوجه نمیتوان به آن نوع اصولگرایی امید تعقل و تفکر داشت؛ ولی اصولگرایی به معنای هویتِ اصلی یاران انقلاب در مقابل جریانی که همّت عبور از هویتِ غربزدگی به سوی تاریخ جدید را دارند. این نوع اصولگرایی در حال بهخودآمدن است تا نه بر تحجر و تنگنظریِ گذشتهی خود به اسم دیانت پافشاری کند و نه از ترس تجدد، به گشودگی و آزادی که غذای مردم این جهان است بیحرمتی نماید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- نه، دیگر وقتی شما در بیزمان قرار گرفتید، زمان معنا نمیدهد 2- همه قیامتی میشوند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به صورت زیر جواب داده شده بود:
20049: سلام:
۱) برای رسیدن به یقظه چه کار باید کرد؟
۲) به فرض به یقظه برسیم و برای ابد خود برنامه بریزیم برای اینکه طبق برنامه عمل کنیم و منظم باشیم خلافش عمل نکنیم باید چه کارکرد؟
۳) التماس دعا. یا علی. (سینا)
20049- باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید جلد اول کتاب «مقالات» آیت اللّه شجاعی در این مورد کمک بکند. موفق باشید
20050- سلام:
رای مردم در نظر شما چه جایگاهی دارد؟ در جواب شما به سوال ۱۹۹۰۹دیدم که می فرمایید مبنای عمل دولت باید کار حق و درست باشد و نه رای عموم مردم. خب این حرف تا حدی درست است و تا حدی غلط. مقداری که درست است اینه که دولت نباید کار خلاف اسلام انجام بده ولو اینکه رای عموم باشد ولی غلطش این حرف این جاست که از میان کار های درست دولت میتوند کار احسن را انتخواب نکند و بنابر رای مردم کار درستی که به خوبی اون کار احسن نیست را انتخاب کند. به نظرتون زیادی بر این آقایون سخت نگرفتید؟ منظورم شخص شما نیست. این فرمایش امام که میزان رای ملت است را قبول دارید یا نه. التماس دعا (سینا)
20050- باسمه تعالی: سلام علیکم: طبق مبنای امام، میزان رأی مردم است ولی در بستر شریعت الهی و حکومت اللّه. حال در این فضا ما نباید یک قرائت از شریعت الهی را ملاک ارزیابیِ فعالیتهای دیگران قرار دهیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد بنده آن است که نامهی حضرت علی«علیهالسلام» به فرزندشان را مطالعه فرمایید آن نامه تحت عنوان کتاب «فرزندم؛ اینچنین باید بود» در دو جلد بر روی سایت در قسمت نوشتار و کتب هست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- وقتی قوهها تبدیل به فعل شد و حرکتی در میان نبود، زمان دیگر معنا ندارد 2- زمین به این معنا دیگر تغییر میکند به همان صورتی که خداوند میفرماید: «یوم تبدّل الارض غیر الارض» زمین در آن روز به زمینی غیر از این زمین تبدیل میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد خوب است به جهت حساسیت موضوع به اولین شرح صوتی کتاب «عقل و ادب ادامهی انقلاب اسلامی در این تاریخ» رجوع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این دقت و حساسیت خوبی است ولی همانطور که متوجهاید ما گرفتار نظام آموزشیِ استعماری هستیم. بنده هم مدتها فکر کردم، به همین جهت از کار اجرائی فاصله گرفتم تا با کار فرهنگی قدمی برای اصلاح امور برداشته شود. ظاهراً فرماندهی جبههی فرهنگی ما در همین راستا فرمان «آتش به اختیار» داده است یعنی زمانه، زمانهای است که چندان نمیتوان به نهادهای فرهنگی امید داشت، ولی راه، بسته نیست، هرکس باید در هر حوزهای که خدا در مقابل او قرار داده است هر اقدامی که میتواند انجام دهد. خداوند، راهگشاست، بیشتر باید توجه کرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این زمان، باید با مدارا و احترام به بقیه عمل کرد. انزوا و دوری از بقیه خوب نیست. انسانها با انسانها، انسان میشوند. محبت به دیگران، انسان را انسان میکند. چگونه انسان به خاطر چنین بهانههایی به خانهی خواهرش نرود؟!! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا به کودکان سخت بگیریم؟! مگر بازی کودکان به خودیِ خود نشانهی نور خدا نیست؟!! بهخصوص که دختر باشند. چرا با آنها بازی نکنید؟ مگر ما در تربیت کودکان چه اندازه میتوانیم نقش داشته باشیم که حالا همدیگر را بدهکار کنیم؟!!! آری! جنابعالی به عنوان مادر و احساس مسئولیت بیشتر، به کودکان خود به صورت جدّی آدابِ درست را تذکر دهید، ولی سرکوبشان نکنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- باید سعی شود یک کتاب تا انتها خوانده شود و پیام آن به جان شنیده شود و سپس به کتاب دیگری رجوع شود 2- بعد از مباحث «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین» کتابهای ارزشمند دانشمندی بزرگ همچون شهید مطهری، بیشتر قابل استفاده خواهد بود 3- مباحث «خویشتن پنهان» و «معاد» نیز در راستای معرفت نفس است 4- به نظر میآید اکثر تکرارها برای حضور بیشتر مخاطب باشد تا خود شما دریافت حضوری بهتری از موضوع پیدا کنید 5- با حوصله و پشتکار جلو بروید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این ابتدایِ راه است. بسیار خرسند هستم که متوجهی حساسیت موضوع شدهاید. حال به این موضوع فکر کنید که انسان میخواهد آزادانه آنچه را مایل است و باور دارد، عمل کند. در این صورت اگر خواستهها و باورهایش متعالی شد وقتی خود را آزاد میداند که شرایط مقابلِ او، مانعِ تحقق آن خواستهها نباشد و این عالیترین نحوهی تربیت فرهنگی است که انسان، خود را آزاد بداند و آزادیِ او برای او فضیلت و کمال باشد. اینجا است که از یک طرف از آزادی به معنایی که غرب از آن تلقی إباحهگری دارد فاصله میگیریم و وارد تاریخی میشویم که تحجر و ارتجاع نیز برداشتهای تنگنظرانهی خود را بر ما تحمیل نمیکند و از این جهت تأکید دارم که این اولِ راه است. و چه اندازه زیباست که هنر و هنرمند بتواند معنایِ آزادی را با فضیلت انسانی یگانه کند تا بشریتِ دوران متوجه شود نهتنها تکالیف الهی مانع زندگانی آزادانهی او نیست، بلکه بستر بهترینِ انتخاب او به حساب میآید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده قابل استفاده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در موضوع معرفت نفس و احساسِ خودْ ماوراء تن، و حضورِ ابدی آن سخن بسیار رفته است و همانطور که مرقوم فرمودهاید انسان به خوبی خود را بدون تن میتواند احساس کند و به حکم آنکه عالِم غیر معلوم است آنکسی که به تنِ خود علم دارد مسلّم تنِ خودش نیست و چون علم از مقولهی مجردات است، پس بنابراین کسی که علم به خود دارد موجودی مجرد است و موجود مجرد، فرسایشپذیر و «میرا» نیست. و این کمترین علم به خودمان میباشد در آن حدّ که خود را به عنوان یک موجودِ مجرد مییابیم. و بنده در این رابطه عرایضی در کتاب «ده نکته در معرفت نفس» با شرح صوتی آن و در کتاب «خویشتن پنهان» داشتهام. میماند این نفس چه وسعتی دارد در آن حدّ که مولایمان علی«علیهالسلام» میفرمایند:
اتَزْعَمُ انَّكَ جِرْمٌ صَغيرٌ |
وَ فيِكَ انْطَوَى الْعالَمُ الاكْبَرُ |
|
تو مى پندارى كه همين جسم كوچك هستى، در حالى كه جهان بزرگى در نهاد تو پنهان است. زیرا انسان وسعتی تا همهی افلاکِ سماوی دارد در آن حدّ که فرمود: «دو سر هر دو حلقهی هستی / به حقیقتْ به هم تو پیوستی». در رابطه با وسعت انسان و اینکه سلوک زیادی نیاز است تا انسان همهی ابعاد خود را در حدّ ممکن بیابد، کتاب «چگونگی فعلیتیافتنِ باورها» با شما سخنها دارد. و باز در این رابطه در روايت داريم كه راوي از حضرتامام رضا (ع) ميپرسد: مرا از بهشت و جهنم خبر دهيد، آيا هم اكنون آنها خلق شدهاند؟ حضرت فرمودند: بلي، و رسولالله (ص) وقتي به معراج رفتند داخل بهشت شدند و آتش را ديدند. راوي ميگويد: عدهاي از مسلمانان ميگويند بهشت و جهنم مقدر شدهاند ولي خلق نشدهاند. حضرت فرمودند: آنها از ما نيستند و ما هم از آنها نيستيم:
«مَنْ اَنْكَرَ خَلْقَ الْجَنَّةِ وَالنّار كَذَّبَ النَّبِيَّ (ص) وَ كَذَّبَنا وَ لا مِنْ وِلايَتِنا علي شَيْئٍ وَ يَخْلُدُ في نارِ جَهَنَّم. قالالله: هذِهِ جَهَنَّمُ الَّتي يُكَذِّبُ بِهَاالْمُجْرِمُونَ يَطُوفُونَ بَيْنَها وَ بَيْنَ حَميمٍ آنٍ».
پس كسي كه منكر خلقت فعلي بهشت و جهنم شود، پيامبر و ما را تكذيب كرده است و از دوستان ما نيست و براي هميشه در آتش است. خداوند در آيه 44 سوره الرحمن فرمود: اين است جهنمي كه گناهكاران انكار ميكردند و هم اكنون گناهكاران بين آن جهنم و آبجوشان در حال طوافاند.[1]
و نيز در روايت داريم که: «رسول خدا (ص) فرمودند: در آن هنگامي كه مرا در آسمان معراج دادند من داخل بهشت شدم، ديدم در آنجا زمينهاي بسياري را كه سفيد و روشن افتاده و هيچ در آنها نيست، وليكن فرشتگاني را ديدم كه بناء ميسازند، يك خشت از طلا و يك خشت از نقره، و چه بسا دست از ساختن برميدارند. من به آن فرشتگان گفتم: به چه علّت شما گاهي مشغول ساختن ميشويد و گاهي دست برميداريد؟ فرشتگان گفتند: وقتي كه نفقة ما برسد ما ميسازيم و وقتيكه نفقهاي نميرسد دست بر ميداريم و صبر ميكنيم تا آنكه نفقه برسد. رسولخدا (ص) به آن فرشتگان گفتند: نفقة شما چيست؟ گفتند: نفقة ما گفتار مؤمناست در دنيا، كه بگويد: سُبْحَانَ اللَهِ وَ الْحَمْدُلِلَّهِ وَ لاَ إلَهَ إلاَّ اللَهُ وَ اللَهُ أَكْبَرُ.[2]
پس چنانچه ملاحظه ميفرماييد حضرت در سفر معراجي خود با بهشت و جهنم روبهرو شدند و اين ميرساند که هم اکنون بهشت و جهنم موجود است. 3- ما تنها نسبت خود با خدا را مییابیم و نه نسبت خدا به عالَم را 4- فلسفه، خبر از وجود حقایق میدهد و عرفان، مقام اُنس با آن حقایق است. موفق باشید
[1] - قَالَ: قُلْتُ لِلرِّضَاu: يَابْنَ رَسُولِ اللَهِ! أَخْبِرْنِيعَنِ الْجَنَّةِ وَالنَّارِ، أَهُمَا الْيَوْمَ مَخْلُوقَتَانِ؟! فَقَالَ: نَعَمْ، وَ إِنَّ رَسُولَ اللَهِf قَدْ دَخَلَ الْجَنَّةَ، وَ رَأَيالنَّارَ لَمَّا عُرِجَ بِهِ إلَيالسَّمَآءِ. قَالَ: فَقُلْتُ لَهُ: فَإنَّ قَوْمًا يَقُولُونَ: إنَّهُمَا الْيَوْمَ مُقَدَّرَتَانِ غَيْرُ مَخْلُوقَتَيْنِ! فَقَالَu: مَا أُولَئِكَ مِنَّا وَ لاَ نَحْنُ مِنْهُمْ. مَنْ أَنْكَرَ خَلْقَ الْجَنَّةِ وَالنَّارِ فَقَدْ كَذَّبَ النَّبِيَّ f وَ كَذَّبَنَا وَ لَيْسَ مِنْ وَلاَيَتِنَا عَلَيشَيْءٍ وَ خُلِّدَ فِينَارِ جَهَنَّمَ! قَالَ اللَهُ عَزَّوَجَلَّ: هَذِهِ جَهَنَّمُ الَّتِييُكَذِّبُ بِهَا الْمُجْرِمُونَ * يَطُوفُونَ بَيْنَهَا وَ بَيْنَ حَمِيمٍ ءَانٍ. (توحيد صدوق، باب ما جاء فيالرُّؤْيَه، حديث 21 ص 118).
[2] - «عن أبي عبد الله u قال، قال رسول الله f لما أسري بي إلى السماء دخلت الجنة فرأيت فيها قيعان يقق و رأيت فيها ملائكة يبنون لبنة من ذهب و لبنة من فضة و ربما أمسكوا فقلت لهم ما بالكم ربما بنيتم و ربما أمسكتم فقالوا حتى تجيئنا النفقة فقلت و ما نفقتكم فقالوا قول المؤمن في الدنيا سبحان الله و الحمد لله و لا إله إلا الله و الله أكبر فإذا قال بنينا و إذا أمسك أمسكنا»(بحارالانوار، ج 18، ص 409، باب 3 – اثبات المعراج و معناه.)
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر کدام از این مباحث، بحث خود را دارد. در هر حال وقتی توحید به عنوان یک اصل عقلی پذیرفته شد هرکدام از این موضوعات باید بر مبنایِ آن اصل روشن شود، لذا دیگر تکامل یک امرِ بیرون از تدبیر الهی قلمداد نمیشود و قسّ علی هذا. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: یعنی همهی عالَم را خدا پر کرده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: از آنجایی که انسان دارای ابعاد مختلف است و همواره باید سیر به فعلیتدرآوردنِ جنبهی امکانیِ خود را ادامه دهد، نمیتوان گفت عمل ما مطابق نظرمان نیست بلکه باید متوجه بود وجوه مختلفی داریم که هر وجهی عمل خاصی را به صحنه میآورد. نکتهی اصلی سؤال که به قول شما گشودن مسیر سومی از طریق انقلاب اسلامی است؛ بسیار نکتهی مهمی است و بحث در مورد آن هم از حدّ یک سؤال و جواب بیرون است. همین اندازه بدانید که بعد از رنسانس بشری در کلّ عالم متولد شد که بیشتر معنای خود را در زندگی شهری دنبال میکرد و شهر به معنای جدیدش وارد تاریخ شد و امثال هگل بسیار متفکرانه در این مورد فکر کردند و طرح جامعهی مدنی به آن شکلِ خاصِ خود را به میان آوردند که از یک طرف جواب تمایل زندگی شهری را میداد و از طرف دیگر باورهای دینی امری شخصی و فردی میشد. زیرا از نظر هگل، دین توان جوابگویی به شرایط جدید و طرح نقشهی راه برای زندگیِ جدید نبود. و در این فضا است که انقلاب اسلامی به میان آمده است تا در تاریخ جدید که بشر معنای خود را در نوعِ دیگری از زندگی دنبال میکند؛ که دیگر زندگیِ قبیلهای نیست؛ آموزههای دینی را راهکارِ همین زندگی جمعی بداند و در این مورد ما باید به طور جدّی فکر کنیم. زیرا در مقابلمان سه نوع زندگی وجود دارد یا زندگی سکولار و شخصیکردنِ دین، چیزی که متفکران غربی بدان رسیدند. یا این نوع زندگی که فعلاً در آن قرار داریم که مسلّم بدترین نوعِ زندگی است و 200 سال است روشنفکران میخواهند ما را با غربیکردن از این مشکلات برهانند و موفق نمیشوند و یا نوعی از زندگی که حضرت امام روحاللّه «رضواناللّهتعالیعلیه» بر آن تأکید دارند که همان انقلاب اسلامی است و در تحقق آن هنوز ما خونِ دلِ لازم را نخوردهایم و به جدیّتِ ضرورت تحقق آن نرسیدهایم. موفق باشید