بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
25723
متن پرسش
سلام علیکم: استاد در کتاب از برهان تا عرفان، ذکر فرمودید: حركت؛ موجودي است مثل زمان كه اجزايش در يك جا و يك لحظه جمع نيستند، يعني مثل يك ميز نيست كه در يك لحظه هم پايه هايش در صحنه است و هم سطحش موجود است، بلكه هر لحظه از حركت وقتي ظهور مي كند كه لحظه قبل، از بين رفته باشد. در بررسي خصوصيّت حركت اين نكته قابل توجّه است كه شما وقتي به حركت نظر داريد، به واقعيّتي نظر داريد كه دائماً وجهي از آن در صحنه است، نه بعدش ظاهر است، نه قبلش. یعنی مورد در باب تمام حرکت ها صدق می کند یا بصورت مصداقی در حرکت جوهری است؟ اگر لطف بفرمایید این جمله رو کمی توضیح بدید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر حرکتی چنین است چه حرکت ذاتی و جوهری، و چه حرکتِ عرضی مثل راه‌رفتن که شما در حرکت‌تان بالاخره مکانی را پشت سر می‌گذارید تا در مکان دیگری وارد شوید. موفق باشید

24251
متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: شما بر هایدگر و گادامر تاکید دارید، و اینکه می‌فرمایید برای فهم و درک عرفان اسلامی و سنت خودمان (در دوره ما) باید آنها را خواند. حال سوال این است، بنده به عنوان یک طلبه (که در سیر عرفان، به فصوص الحکم رسیده ام) اول باید سنت را بخوانم و بعد هایدگر را یا بالعکس؟ سوال دوم: تفکر هایدگر را باید چگونه خواند و سیر مطالعاتی برای فهم آن چیست؟ آیا اکتفا به کتب خودتان جواب گو هست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به نظر بنده تا «حکمت» و «عرفان» را خوب نچشیده باشید نباید به هایدگر و گادامر که نحوه‌ی حضور دین داری در این تاریخ را متذکر‌ند رجوع کنید. ۲. باید کتاب «هستی و زمان» هایدگر را دنبال کرد. موفق باشید

24073

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض ادب خدمت استاد طاهرزاده و همۀ عزیزان گروه فرهنگی المیزان. طاعات و عباداتتان مقبول درگاه حق تعالی. حقیر توی خواندن جزوۀ مناجات التائبین متوجه شدم تا جلسۀ چهارم پیاده‌سازی شده. توی تعداد صوت‌هایی که از قدیم داشتم جلسۀ چهارم به بعد را پیدا کردم که گویا تا ۱۳ جلسه ادامه داشته شرح مناجات. جلسۀ پنجم را پیاده‌سازی کردم. به همان صورت که استاد صحبت کردند، همان طوری پیاده سازی کردم. می توانستم که کلمات شکسته را برگردانم به حالت معمول فارسی، بدون تغییر در سیاق جمله. پیش خودم گفتم شاید اجازه نداشته باشم برای چنین کاری. اگر مایل بودید امر بفرمایید حقیر متن پیاده سازی شدۀ جلسه پنجم را تقدیم کنم یا این که کلمات شکسته را برگردانم و استاد نگاه کنند و جرح و تعدیلی لازم باشد، زیاد کردن مطلبی لازم باشد، انجام بدهند و باز بهم برش گردانید تا ویرایشش کنم و جلسه به جلسه همین طوری انجام بشود که آخر کار به ادامۀ جزوۀ اصلی اضافه بشود. و یا این که همۀ نه جلسۀ باقی مانده را، پیاده‌سازی کنم و بعد استاد نگاه کنند و حقیر ویرایشش کنم.(هر طور شما امر بفرمایید) به هر طریق دوست دارم که کمک بدهم به دوستان گروه المیزان. (مقداری ویرایش انجام داده ام. اگر امر بفرمایید می توانم توی ویرایش کمک بدهم) التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر بتوانید به همان صورت که صحبت شده است، تایپ بفرمایید و ارسال فرمایید؛ إن‌شاءاللّه بر روی آن کار می‌شود. چون ممکن است زحمت بکشید و بر روی جملات کار کنید ولی در ویرایش نهایی آن جملات تغییر کند. پس نیاز نیست جنابعالی آن جملات را به صورت ادبیات صحیح درآورید. موفق باشید

23845

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: با توجه به شرایط موجود در استان های سیل زده و نیاز شدید به نیروی جهادی آیا حضور در شهر های سیل زده وظیفه ی طلاب می باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر واقعاً نیاز باشد و کسی بتواند کمک کند و وجودش تازه آن‌جا مانع کار نباشد؛ چرا کوتاهی نماید؟ موفق باشید

22426
متن پرسش
استاد عزیز سلام: در پاسخ یکی از دوستانم که تقریبا دچار یک پوچی و احساس غبنی شده بود این جواب رو نوشتم می خواستم ببینم ایراداتش چیه؟ چقدرش درسته؟ «امروز در زمانه‌ی ما، معناداری زندگی در اعتقاد و ارتباط و تلاش برای انقلاب اسلامی در مسیر رسیدن به شهداست. شما تا هدفی جلوی چشمات نباشه کم میاری، پوچی میگیرتت، خسته میشی، دادت در میاد، حتی نمیدونی دادت روی سر کی بزنی و اصلا چرا داد بزنی. اما باید اون هدف اصلی جلو چشمت باشه و اون شهدان، اینی که میگم از کتابای شهدا هی بخون نه از سر تفنن و سرگرمی و ایدئولوژی میگم، این خاطرات و کتاب ها امروز تنها و تنها راه میانبر و کوتاه برای سلوک و معناداری زندگیه، اصلا همین انس گرفتن با این کتابا شما رو عوض میکنه، بعدِ ی مدت می بینی صبورتر شدی، زندگی برات معنادار تر شده، ی حس و حالی داری که بقیه ندارن هیچ کار دیگه هم نکردیا مثل بقیه زندگیتو می کردی ولی می بینی کم کم دیگه مثل اونا زندگی نمیکنی»
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف درستی است. پوچی از بی‌معناییِ زندگی سر بر می‌آورد و امروز، زندگی با وفایِ به انقلاب اسلامی و قرارگرفتن در بستر مقابله با استکبار در متن سنت توحیدی، معنا پیدا می‌کند. موفق باشید

22324
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: در یکی از سخنرانی های جنابعالی جمله ای به این مضمون شنیدم که فرمودید «هر حیوانی صورتی از نفس انسان است.» لطفا کمی توضیح بفرمایید. برای برخی حیوانات مطالبی گفته شده است مثلا گفته شده که خوک صورت نفس شهوت پرست است ولی تعمیم این مطلب برای همه حیوانات مشکل است. بعنوان مثال کانگورو چه صورتی از نفس است؟ یا اگر حشرات را جزء حیوانات در نظر بگیریم بعنوان مثال سوسک چه صورتی از نفس است؟ با تشکر و آرزوی طول عمر با عزت برای جنابعالی.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از آن‌جایی که نفس بُعدی نباتی و بُعدی حیوانی و بُعدی انسانی دارد و در هر کدام از این مرحله‌ها به صورتی جامع قرار دارد، مرحله‌ی حیوانی آن نیز با همه‌ی مرحله‌ی حیوانی که حیوانات مختلف مظهر آن هستند تطبیق می‌کند ولی تطبیق جزء‌جزء آن‌ها کاری است که هرکس با دقت در نسبت خود با هر حیوانی می‌تواند در خود جستجو کند. موفق باشید

22134
متن پرسش
سلام: در ادامه پرسش 22130 ، پس تفاوت ما که حمد خدا رو بر زبان بیاوریم و بگوییم همه چیز خوب است و تلاش کنیم و.... با روشنفکران غرب زده که به مخاطبین خود توصیه می کنند هر روز جلوی آیینه بایست و بگو همه چیز خوب است و.... چیست؟ آیا قرار است هر دو فرهنگ با زبان یک نتیجه خوب بگیرند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در حمدی که ما در نماز داریم نظر به حضرت ربّ‌العالمین است و اظهار این باورِ متعالی که منشأ همه‌ی خوبی‌ها و پاکی‌ها از اوست، و با این کار، نحوه‌ای از گفتگویی صمیمی با آغازین‌ترین حقیقت و مبنایی‌ترین وجود به میان می‌آوریم. این چه ربطی به نحوه‌ای از القای روان‌شناسانه دارد که تنها شارژکردنِ خود می‌باشد از طریق توهّم‌سازی؟! موفق باشید   

21929
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: در بحث معرفت النفس و اینکه من ما تن ما نیست نکاتی فرمودید که شاید چندان علمی بنظر نرسد. مثال هایی گفته شد مانند خواب، بیهوشی و اینکه در افراد مسن علت اینکه داروهای بیهوشی ضعیفتری داده می شود تعلق کمتر نفس به تن است در حالی که ما می دانیم قلب افراد مسن ضعیف تر است و اگر بیهوشی شدید رخ دهد و ضربان قلب افت شدید پیدا کند ممکن است دیگر عضلات قلب نتوانند پمپاژ قلب را راه بیاندازند. لطفا در باب مثال ها (که البته مثال ها نوعی استدلال بودند) دقت بیشتری شود زیرا که می تواند باعث غیرقابل پذیرش شدن اصل موضوع شود. (بنده دانشجوی پزشکی هستم)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً باید علم پزشکی با نگاهی آغازین‌تر و مبنایی از خود بپرسد چرا در هنگام پیری، قلب انسان ضعیف‌تر می‌شود؟ جز آن است که آن‌چه موجب تدبیر بدن است مثل دوران جوانی، توجهش به بدن کم شده تا حضور خود را در جای دیگری شکل دهد؟ موفق باشید

21228

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: بنده می خواهم وارد سیر و سلوک ناب اسلامی شوم ولی چون آلوده به گناهان زیادی هستم و باید توبه خالصی انجام دهم و بعد وارد این عرصه شوم اما توبه کردن که به این راحتی نیست، برای کسی که عمری غرق در کثافات بوده و هست و از طرفی می دانم توبه کردن هم قسمتی از سلوک الی الله است و راه و روش دارد و استاد راه بلد نیاز است و حالا بنده چنین استادی که مورد اعتماد باشد سراغ ندارم. لذا از جنابعالی تقاضا دارم راهنمایی ام کنید. با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم اگر با نظر به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» که بر روی سایت هست، شروع کنید «خودْ راه بگویدت که چون باید کرد». هرگز از رحمت خدا مایوس نباشید. موفق باشید

 

20533

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام محضر عبد خدا طاهرزاده: دلیل حمایت مرحوم هایدگر از هیتلر چه بود وقتی انسان آن دقت های عقلی را از ایشان می بیند واقعا می مانیم چرا در این موضوع دقت نکرد!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این از موضوعاتِ پر گفتگویی است. جمع‌بندیِ آقای دکتر داوری آن بود که تصور هایدگر به حزب نازی در ابتدای امر، چیزی غیر از آن بود که در عمل واقع شد و به همین جهت سریعاً از ریاست دانشگاه در زمان هیتلر استعفا داد. در ضمن این مصاحبه هم برای تفکر در این موضوع بد نیست که آدرسش خدمتتان ارسال می‌شود. موفق باشید

 http://www.magiran.com/npview.asp?ID=2833953

19709
متن پرسش
عرض ادب و احترام خدمت استاد گرامی: در مباحث ده نکته در معرفت نفس فرمودید که داروی بیهوشی به بیمار تزریق میشه و نفس از تدبیر برای مدتی باز می ماند و در این مدت تیغ جراح بر روی بدن بیمار دردی ایجاد نمی کنه و این نشانه ای است از اینکه نفس غیر از تن است. سوال بنده اینه که داروی بیهوشی به بدن بیمار تزریق میشه نه به نفس پس چطور نفس از تدبیر باز می ماند؟ پیشاپیش متشکرم از پاسخ شما.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مباحث معرفت نفس مفصلاً بحث شده است به‌خصوص در کتاب «خویشتن پنهان» که نفس بر اثر داروی بیهوشی امکان تدبیر بدن را برای خود تنگ می‌یابد و لذا تا حدّی از آن منصرف می‌شود تا اثر دارو که عموماً با تبخیرشدن از بین می‌رود، باز امکان تدبیر نفس برای بدن باشد. موفق باشید

19055

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: استاد شرمنده، من دانشجو پزشکی هستم و تقریبا از دو سال پیش مباحث حضرتعالی رو پیگیر هستم و کار کردم، تقریبا حدود هفتاد درصد از مباحثتون رو کار کردم الان هم شروع کردم شرح کتاب «شرح حدیث جنود عقل و جهل» امام رو با صوت شما کار کردن، ولی می خواستم در کنار پزشکی سیر جدی فلسفه و عرفان رو کار کنم، می خواستم ببینم پیشنهاد شما چیه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:  بعد از سیری که به معاد و مطالعه‌ی کتاب «خویشتن پنهان» بینجامد، به نظر می‌رسد مباحث شرح «رساله الولایه» باب خوبی برای ورود در آن امور باشد. موفق باشید

18822

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: این قضیه مدتی من را به خود مشغول کرده: آیا صورتهایی که در ذهن خود می یابم، در خارج هم وجود دارند و آیا وجود خارجی آنها مانند وجود ذهنی آنهاست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این یک موضوع مفصل فلسفی است. آن‌چه در نهایت باید مدّ نظر قرار گیرد همان درک بدیهی ما است که به کمک نفس ناطقه به عنوان یک پدیده‌ی مجرد با خارج از ذهن مرتبط می‌شویم. موفق باشید

16953
متن پرسش
سلام علیکم استاد: تا قدری از مشکلات و فلاکت های مملکت برای عده ای گفته می شود در جواب می گویند که اینجا جمهوری اسلامی است نه حکومت اسلامی امام معصوم (ع). به نظر شما این گونه جواب ها بازی با الفاظ و بد دفاع کردن از نظام و تخریب آن نیست؟ پر واضح است که حکومت ما بر مبنای اسلام است و نام جمهوری اسلامی را برای آن انتخاب کرده ایم. بالفرض هم که بازی با الفاظ نباشد، آیا این همه مشکل و فقر و ضعف مدیریت و اختلاس و چپاول بیت المال مسلمین توسط برخی از رده های بالا، جای دفاعی باقی گذاشته؟ نمی دانیم نام این افراد را «احمق» بگذاریم یا «فرد با بصیرت»؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم جای دفاعی در رابطه با این اختلاس‌ها و چپاول‌ها نمی‌ماند. آن‌چه قابل دفاع است این است که نظام جمهوری اسلامی است که نسبت به این نوع اشرافی‌گری و چپاول حساسیت نشان می‌دهد و در صدد عبور از آن‌ها است. و سخن وزیر صنایع را که می‌گوید در دنیا این نوع ثروت‌مندی‌ها معمول است؛ به چیزی نمی‌گیرد. موفق باشید

8271

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسمه تعالی سلام علیکم بنده سوال کننده ، سوال 8198 هستم ، فایل صوتی مناظره را بدقت گوش دادم و واضح بود آقای زیبا کلام جز غرب دوستی و تسلیم شدن در مقابل ظلم حرف دیگری نداشت ، باب تازه ای برای بنده باز شد بسیار متشکرم . ما راهم دعا بفرمایید .
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: الحمدللّه که موضوع برایتان روشن شد. موفق باشید
8092
متن پرسش
با سلام محضر استاد عزیز مفهوم این حدیث چیست؟ المؤمنةُ أعَزُّ مِن المؤمنِ ، والمؤمنُ أعَزُّ مِن الکبریتِ الأحمرِ ، فمَن رأى منکُمُ الکبریتَ الأحمرَ ؟! امام صادق علیه‏السلام : زن مؤمن از مرد مؤمن کمیاب‏تر است و مرد مؤمن از کبریت احمر . کدام یک از شما کبریت احمر را دیده‏است
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: اشاره به درجه‌ی اعلای ایمان دارد و این که مصداق آن خیلی کم است پس بی‌خود همدیگر را محکوم نکنید و از همدیگر انتظارهای بالا داشته باشید. موفق باشید
31861
متن پرسش

با سلام: نظردون در مورد سخنان آقای مهدی نصیری در مورد پیامد های مقدس سازی یک نظام سیاسی، چیست؟ پیشتر در پی سخنان آقای رییسی در مورد قدسی بودن جمهوری اسلامی، نوشتم (اینجا) که هیچ نظام سیاسی ای حتی حاکمیت معصوم، به دلیل خطاهایی که ممکن است از سوی کارگزاران غیر معصوم رخ دهد، قدسی نیست و هیچ حاکمی نمی تواند با مقدس دانستن حاکمیتش، باب انتقاد و اعتراض را بر مردم ببندد. در زمان حاکمیت امیرمومنان علیه السلام - که شخصا تجسم عصمت و عدالت و تقدس بود - فردی یهودی (یا مسیحی) از آن حضرت به قاضی شکایت می برد و زرهِ حضرت را از آن خود می داند و از آنجایی که حضرت برای اثبات مالکیت خود شاهدی نداشت، قاضی حکم به مالکیت یهودی می دهد و علی (ع) می پذیرد. (احقاق الحق و ازهاق الباطل، ص ۵۳۴) مقدس دانستن نظام سیاسی، پیامدهای سنگینی برای مردم و امر مقدس (خداوند و دین او) دارد و از این رو جامعه اسلامی باید در برابر قدسی سازی حکومت و حاکمان حسّاس باشد. از جمله این پیامدها عبارت است از: 🔻۱. حکومت مقدس، خویش را معیار حق و باطل قرار می دهد و اگر سخن از دین و شرع هم بگوید، قرائت خویش را ناب و غیرقابل چون و چرا می انگارد. 🔻۲. نظام مقدس به نحوی خودمعیار، تولید معرفت و حقیقت می کند و مرز حق و باطل و علم و شبه علم را به هم می ریزد. 🔻۳. حاکمیت مقدس در هر چالش و اختلافی، خود را محق می داند و طرف مقابلش را و لو اکثریت مردم و جامعه جهانی باشند، گمراه، فریب خورده و فاقد بصیرت اعلام می کند. 🔻۴. تقدس یک نظام با جمهوریت و دموکراسی ـ که امری زمینی و البته مورد توصیه دین است ـ قابل جمع نیست و اگر بین تمایل و خواست مردم با خواست نظام تعارضی پیش بیاید، حق با نظام است. 🔻۵. در نظامهای مقدس، تک صدایی، تک خوانشی، تک حزبی و انواع تکها، ارجحیت و سیطره پیدا می کنند. 🔻۶. نظام مقدس برای حفظ هژمونی خود، توجه ویژه به مظاهر، مناسک و پوسته های دینی دارد و بعضا از تحریف و دستکاری مناسک به نفع خویش ابائی ندارد و تا آنجا که بتواند افراد و آثار مقدس جعل و خلق می کند. 🔻۷. انسانها یا نظامها به میزانی که خود را زمینی و در معرض خطا و اشتباه بدانند، به همان میزان به استفاده از خرد جمعی احساس نیاز می کنند اما اگر خویش را در هاله ای از تقدس بدانند، نیازی به استفاده از تجربه و اندیشه دیگران نمی بینند. 🔻۸. نظام مقدس میل وافری به تولید دشمن دارد، چرا که وجود دشمن حقیقی یا فرضی، برای او در دوگانه حق و باطلی که او در آن نمایندگی تام الاختیار جبهه حق را دارد، مشروعیت آفرینی مداوم می کند. 🔻۹. در نظامهای مقدس، نظارت و حسابرسی از افراد و نهادهایی که در کانون تقدس قرار دارند و یا به آن وابسته اند، غیرضروری و بعضا جسارت به امر مقدس اعلام می شود. 🔻۱۰. حکومت مقدس، کنترل، مداخله و صیانت اجتماعی حداکثری را برای خود قائل است، چرا که نگاهی از بالا به پایین داشته و طبیعتا هر گونه کنترلی را موهبتی الهی در حق مردم می داند. 🔻۱۱. در نظامهای مقدس، نهادها و شیوه های امنیتی و مسائل را امنیتی کردن، جایگاه ویژه ای می یابد، چرا که هر حرف و حرکت مخالف، تعرض به امر مقدس محسوب شده و مستوجب سرکوب و مجازات دنیوی و اخروی است. 🔻۱۲. در نظامهای مقدس چون حاکمان خود را از خطا و فساد منزه می دانند، مساله موقت بودن قدرت، ضرورت خود را از دست می دهد و میل شدیدی به دائمی بودن ریاستها وجود دارد. 🔻۱۳. نظام مقدس می تواند بدترین فسادها و ناکارآمدیها را به استناد قدسی بودن خود کم رنگ و غیر مهم جلوه دهد و با پمپاژ تقدس بر آنها رنگ بپاشد . 🔻۱۴. آنان که منتقد و یا مخالف نظام مقدس می شوند در اذهان حامیان نظام، دشمن خدا و دین قلمداد می شوند و گاه در معرض بدترین قضاوتها قرار می گیرند. 🔻۱۵. تظاهر و ریاکاری در نظامهای مقدس و جامعه تحت حاکمیت آن، سکه ای رایج می شود. 🔻۱۶. استبداد دینی ـ که به تعبیر فقیه والا مقام نایینی (متوفی 1355 ق) در رساله سیاسی شاهکارش «تنبیه الامه و تنزیه الملة»، بدترین نوع استبداد و از مصادیق الحاد و زندقه است ـ محصول نظامهای سیاسی مقدس است که خود را از تقید به موازین عقلی، شرعی و عرفی آزاد و مالک الرقاب مردم می دانند. 🔻۱۷. تن ندادن و یا سخت تن در دادن به تغییر و بازنگری، از دیگر ویژگیهای نظام سیاسی مقدس است، چه آن که بازنگری و تغییر به معنای پذیرش اشتباه است؛ و مگر نظامهای مقدس اشتباه می کنند که تن به تغییر بدهند؟! 🔻۱۸. و بالاخره، یک نظام مقدس می تواند موثرتر از هر نظام عرفی، سکولار و لاییک، مقدسات حقیقی مانند خداوند، دین، پیامبران و رهبران معصوم را بی اعتبار کند و جامعه را برای شورش علیه هر امر مقدس واقعی و غیر واقعی آماده سازد، نظیر آنچه در غرب و اروپا در واکنش به حاکمیت و مرجعیت مقدس کلیسا و پاپها در قرون وسطی رخ داد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این عین مشکلی است که آقای دکتر سروش نیز به میان آورده‌اند که چون مثلاً المیزان، قرائت بشر است از یک متن مقدس، پس المیزان و امثال المیزان مقدس نیست. در صورتی که به قول صاحب‌نظران آیا جملات علامه طباطبایی و نسبتی که با قرآن دارد، با جمله‌ای که مثلاً شخصی بگوید: «آن‌که در جوی می‌رود آب است»؛ در یک حدّ و اندازه می‌باشد؟ یا با این‌که جملات علامه قرائت ایشان است از قرآن، نسبتی با قداست متن قرآنی دارد که آن جمله آن قداست را ندارد. در موضوع نظام مقدس جمهوری اسلامی بحث در نسبتی است که آن نظام با قرآن و توحید و سیره اولیای الهی دارد در مقایسه با نظام‌های سکولارِ دنیا. و اتفاقاً در همین رابطه مقام معظم رهبری «حفظه‌الله» در صحبتی که با شرکت‌کنندگان کنفرانس اسلامی داشتند به صورت عالمانه‌ای در نقد چنین نگاه‌هایی فرمودند: «از نظر این گرایشِ باطناً سیاسی و ظاهراً فکری، عرصه‌های مهمّ زندگی و مناسبات اجتماعی از دخالت اسلام باید خارج بشود؛ در مدیریّت جامعه و تمدّن‌سازی، اسلام در مورد تولید تمدّن و ساخت تمدّن بشری نقشی ندارد، وظیفه‌ای ندارد، امکانی ندارد؛ در مدیریّت جامعه نقش ندارد، در تقسیم قدرت و ثروت در جامعه، اسلام نقشی ندارد؛ اقتصاد جامعه، مسائل گوناگون جامعه مربوط به اسلام نیست؛ یا مسئله‌ی جنگ، مسئله‌ی صلح، سیاست داخلی، سیاست خارجی، مسائل بین‌المللی. گاهی می‌شنوید گفته میشود که «دیپلماسی را ایدئولوژیک نکنید»، با ایدئولوژی مربوط [نکنید] یعنی اسلام در مسئله‌ی سیاست خارجی و مسائل بین‌المللی بایستی اظهار نظری نکند؛ در مسئله‌ی اشاعه‌ی خیر، اقامه‌ی عدل، مقابله‌ی با شُرور، مقابله‌ی با ظلم، جلوگیری از اَشرار عالم، در این زمینه‌ها، اسلام کاره‌ای نیست. در این عرصه‌های مهمّ زندگی بشری، اسلام نه مرجع فکری باشد، نه راهنمای عملی باشد؛ این اصراری است که دارند. حالا علّت این اصرار چیست، منشأ آن چیست، از کجا شروع شده، اینها دیگر بحثهای مربوط به صحبت امروز من نیست».

و سپس با مطرح کردن آیات قرآن به صورت بسی عالمانه روشن نمودند که اگر کسی معتقد به قرآن باشد نمی‌تواند از حضور نظامی که بر دستورات الهی تأکید دارد، منصرف گردد. در جلسه اخیر مربوط به سوره «دهر» در این مورد عرایضی شده است که إن‌شاءالله می‌تواند مفید باشد[1] از آن جهت که این مسئله مهمی است و به نظر می‌آید بعضی‌ها به جهت ضعف فکری که منجر به بریدن آن‌ها از نظام اسلامی شده است، هم اکنون به جای آن‌که خود را ملامت کنند، نظام اسلامی را بدهکار می‌دانند. موفق باشید    

[1] - https://eitaa.com/matalebevijeh/8392

28597
متن پرسش
سلام: پیشاپیش عرفه، عید عاشقان مناجات با خدا و عید قربان رو خدمتتون تبریک عرض می کنم. استاد اخبار رو حتما دارید. عزاداری محرم در ایران محدود شد؛ ثبت بالاترین شمار جانباختگان و ... بعضی موافق بعضی مخالف، یکی می گه خطرناکه، یکی می نویسه بمیرم هم مراسم محرم رو برگذار می کنم، یکی می نویسه مراسم برگذار نکنم می میرم، عشق حسین فاطمه دیدنی تر شده، جلوه ای دیگه پیدا کرده، بوی محرم میاد اون هم چه محرمی! گویا محتشم این اشعار رو برای محرم امسال گفته: باز اين چه شورش است که در خلق عالم است باز اين چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است باز اين چه رستخيز عظيم است کز زمين بي نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است گرخوانمش قيامت دنيا بعيد نيست اين رستخيز عام که نامش محرم است
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال نمی‌توان آنچنان مشکل آن ویروس را بزرگ کرد که منجر به ترک جلسات عزاداری شود. آری! باید رعایت دستورات ستاد مبارزه با کرونا بشود ولی به نحوی که برکات حضور در جلسات عزاداری اباعبداللّه «علیه‌السلام» از بین نرود. زیرا وقتی روح انسان‌های مؤمن در کنار هم باشد، برکات خاص فرشتگان به میان می‌آید و انسان‌ها در کنار همدیگر بسط می‌یابند. موفق باشید 

28005
متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد عزیز و گرامی: من نه تحصیلات حوزوی دارم و نه تحصیلات دانشگاهی. منتهی به خاطر علاقه زیادی که به علوم معارف دارم مدت زیادی به موضوع اعیان ثابت و آغاز آغاز ها فکر می کردم و نمی تونستم به یه جمع بندی درست برسم تا اینکه امشب (زمانی که دارم متن رو می نویسم) مسائلی به ذهنم خطور کرد و از حضرت رب العالمین خواستم که این موضوع برام روشن بشه. حاصل همه تفکرم متن زیر شد که براتون نوشتم. می خواستم بدونم که آیا این عقیده صحیح است و یا اینکه من دچار خطا شده ام. بر اساس آیه ۸۲ سوره یس: «انما امره اذا اراد شیئا ان یقول له کن فیکون» - شان او این است که چون پدید آمدن چیزی را اراده کند، فقط به آن می گوید باش، پس بی درنگ موجود می شود. این کلمه (آن) - (له) در آیه اشاره به تمام موجوداتی است که در علم خدا موجود است. در همین رابطه آن جمله معروف ابن سینا که می گوید: (خداوند زردآلو را زردآلو نکرد. بلکه آن را وجود داد) پس در علم خدا چیزی به عنوان زردآلو موجود است و خداوند چون عین وجود است و عین هستی است و از عین وجود جز وجود صادر نمی شود، پس آنچه را که تحت عنوان زردآلو در علم خود موجود داشت را وجود داد و خلق کرد به حسب امکان ذاتی اش. به اعتبار آیه ۵۰ سوره طه که می فرماید: «قال ربنا الذی اعطی کل شیء خلقه ثم هدی» - گفت: پروردگار ما کسی است که به هر موجودی، آفرینش ویژه او را آن گونه که سزاوارش بود، به وی عطا کرده سپس هدایت نمود. پس اینجا بحث جبر به خودی خود منتفی می شود چون به عنوان مثال مثلث نمیتونه اعتراض کنه که چرا من سه ضلعی خلق شدم و مربع چهار ضلعی، چون امکان ذاتی مثلث ایجاب می کنه که سه ضلعی باشه و چهار ضلعی بودن آن محال ذاتیه و دیگه نمیشه اسمش رو گذاشت مثلث حال مثال شمر رو می زنیم: خداوند در علم خود موجودی دارد تحت عنوان شمر که نسبت به اول و آخر آن علم دارد. به تعبیری می داند که آغاز و انجام آن به چه نحوی است. حال بر اساس آیه ۸۲ سوره یس خداوند زمانی اراده می کند به شمر وجود دهد که پدر و مادر آن در زمانی خاص عمل انعقاد نطفه را انجام دهند یا اینکه نه می آییم بالاتر، زمانی که نطفه پدر و مادر شمر بسته می شود اراده کرده یا اینکه نه می آییم بالاتر موقعی که آدم را هبوط داد روی زمین اراده کرده یا اینکه نه می آییم بالاتر تا جایی که خداوند در زمان بی زمانی همه آنچه را که در علم خود داشت اراده کرده بود و وجود داد. (به تعبیری در آن مرتبه ازل و ابد یکی می شود که: «هو الاول و الآخر و الظاهر و الباطن و هو بکل شیء علیم» منتهی در قوس نزول نازل شد و نازل شد و نازل شد و آنقدر نازل شد تا رسید به عالم ماده و چون ذات این عالم بر اساس حرکت است، زمان و مکان پدیدار می شود و در زمان و مکان خاص آنچه را که اراده کرده بود حادث شد و آن وجود به پایین ترین مرتبه خود در قوس نزول رسید و از آن زمان به بعد قوس صعود آغاز می شود و شمر با اختیار خودش و با انتخاب های خودش می شود آنچه که باید بشود تا اینکه وقتی از این نشئه رفت، در آن عالم مواجه می شود با صورت اعمال خودش و این قصه همه بشریت است که به قول علامه حسن زاده (حفظه الله) {هیچ کس دیگری را ملامت نکند که همه ما سر سفره خودمان نشسته ایم و داریم خودمان را می سازیم} حال این ساختن یا مطابق با فطرت ما هست و یا نیست. ببخشید که یکم طولانی شد. یا حق
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بسیار خوب و سرزنده گفتید و نوشتید دلم حال آمد. در ضمن به نظام احسنِ الهی هم در این رابطه فکر شود که صدام‌ها تا آن‌جا مختارند که شخصیت خود را معلوم کنند، نه تا آن‌جایی که فکر کنند با اختیار خود جهان را به هم بریزند. موفق باشید      

27322
متن پرسش
با سلام: در جایی خوانده ام که ابن عربی در فصوص الحکم ادعا نموده که علت عتاب موسی با هارون، این بود که چرا هارون مردم را از گوساله پرستی منع نموده، چرا که همه چیز تجلی خدا است و ... آیا این ادعا صحیح است و اگر آری، با در نظر گرفتن چنین چیزی آیا می توان به سایر حرفهای ابن عربی اعتماد نمود؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن حرف‌ها را دیده‌ام. همان‌طور که حضرت امام «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» در نامه‌ای که به گورباچف نوشته‌اند در وصف ابن‌عربی فرمودند: برای فهم کلماتِ باریک‌تر از موی او چند نفر افراد با هوش خود را به قم بفرستید. لذا هرکس نمی‌تواند بدون شناختن آن زبان، وارد آن حوزه‌ی فکری بشود. موفق باشید

27235
متن پرسش
باسمه تعالی عنوان: سوال درباره کیفیت استقرار حجاب در کشور استاد گرامی، آقای طاهرزاده عزیز با سلام و عرض احترام امیدوارم در صحت و سلامت کامل باشید. ان‌شاءالله استاد گرامی، بنده حدوداً پنج ماه قبل مکالمه ای درباره «کیفیت استقرار حجاب در کشور» با یکی از بهترین دوستانم - که از مطالعه‌کنندگان مصمم و مصر آثار شما است - داشتم که همین مسئله باعث شد ایشان با بنده قطع ارتباط کرده و تماس‌ها و پیام‌های مکرر بنده را بدون پاسخ بگذارند. خواستم عقیده ام را به شما عرضه کنم تا اگر تأیید فرمودید، به ایشان انتقال دهم و شاید دوستی‌مان را از سر بگیریم و اگر هم تأیید نکردید که بنده بروم تحقیق و تأمیل بیشتری انجام بدهم بلکه راه درست را بیابم. استاد گرامی بنده معتقد هستم حجاب نه تنها واجب، بلکه ضروری دین اسلام و مذهب شیعه است (بنده راجع به سایر ادیان و مذاهب اطلاعی ندارم و حرفی نمی زنم). لیکن از طرف دیگر می‌دانم که هر واجبی لزوماً با قانون که قوام آن به اجبار (ضمانت اجرا) است تضمین نمی گردد. چه اینکه وقتی شارع مقدّس برای روزه‌خواری یا ابطال روزه علاوه بر مجازات‌های معنوی و اخروی، تعزیر و در صورت تکرار برای بار سوم کشته شدن در نظر گرفته است (لمعه دمشقیه، دمحمدبن‌جمال‌الدین مکی عاملی، ترجمعه دکتر علی شیروانی، ص ۱۱۱، شماره ۲۲ ولی برای مقوله حجاب خیر! آیا این عدم وضع مجازات (از جنس حقوقی و نه مجازات های معنوی و اخروی) برای عدم رعایت حجاب در متون دینی محل تأمّل نیست؟ بعضاً می گویند چون روزه جنبه فردی دارد وضع قانون برایش لازم نیست، ولی حجاب جنبه اجتماعی دارد و باید قانون برایش وضع شود! اما بنده سوالم این است که با توجه به مطالب مطروحه آیا العیاذ بالله چرا شارع مقدس برای روزه که جنبه فردی دارد تعزیز و حتی مجازات کشته شدن در نظر گرفته است ولی درباره حجاب که امری اجتماعی است سکوت کرده است؟ به نظر اینجانب امر شارع در قرآن و سنت اهل بین علیهم‌السلام بر حجاب دلالت بر وجود و ضرورت این مهم دارد که البته خداوند متعال و معصومین علیهم‌السلام به دلیل اینکه مقوله حجاب جز با روش های نرم (شیوه های فرهنگی) و نه روش سخت (قانون و ...) بسط و نشر نمی یابد، آن را جرم‌انگاری نکرده و تعزیر و حدّی از جنس قانون برای آن قائل نشده اند و به انذار آسیب های حیثیتی، معنوی و اخروی آن تأکید کرده اند. * ذکر این نکته واجب است که اینجانب هرگز قائل به اینکه کشورهای مسلمان باید درباره حجاب بی‌طرف باشند، نبوده و نیستم و این را نظری باطل می دانم. اتفاقاً این کشورها باید قوانینی در راستای ترویج حجاب از جمله حمایت از آثار فرهنگی مرّج حجاب، تبیین علل وجوب و ضرورت حجاب برای انسان (اعم از زن و مرد) با استفاده از پتانسیل رسانه ملی و ... برقرار و بر اجرای صحیح آن ها نظارت ویژه‌ای داشته باشند. اما الزام از طریق قانون همانطور که تجربه نشان داده است، نه تنها اثر معکوس دارد بلکه باعث آسودگی خاطر مسئولین فرهنگی کشور می گردد. چه اینکه ایشان با قانونی کردن حجاب عملاً کار خویش را راحت و از زیر بار مسئولیتشان شانه خالی کرده اند. * نکته دیگری لازم می دانم اشاره کنم، این است که مراد از عدم اجبار در مقوله حجاب، به معنای این نیست که شهروندان به هر نحوی خواستند در ملأ عام حاضر شوند. چه اینکه لیبرال‌ترین حکومت ها هم این را نمی پذیرند و برای حضور در اداره‌جات، محافل علمی و ... حتی اماکن عمومی چارچوب هایی دارند. * نکته پایانی اینکه از حیث توجه به واقعیات اجتماعی، آیا تا کنون اجبار حجاب از طریق قانون کارآمد و نتیجه بخش بوده است؟ و یا اینکه ابزاری شده است اولاً برای شانه خالی کردن مسئولان فرهنگی کشور و ثانیا ارتکاب انواع و اقسام اعمال خلاقانه! برای دو زدن این قانون از جانب بخش قابل توجهی از شهروندان و در حقیقت مسخ کردن این حکم الهی؟! گویی حجاب که حقیقتاً یک ارزش و یک متاع گرانبهاست که داشتن آن یک امتیاز و یک فضیلت است، با بی‌تدبیری، بی‌سلیقگی و البته نداشتن غیرت و همیت در قبال فرهنگ دینی به یک کالای تحمیلی بی‌ارزش فروکاسته شده است. (البته بنده می دانم که ما مکلف به تکلیف هستیم و نه نتیجه. اما آیا شایسته نیست که تأمل کنیم که شاید نحوه انجام تکلیف از جانب ما هم قاعده و ساز و کار خاص خودش را دارد. به بیان روشن‌تر این کار که ما برای درباره مقوله حجاب کرده‌ایم و می‌کنیم انجام تکلیف الهی درباره امر به معروف و نهی از منکر است یا رفع تکلیف الهی با ساده‌ترین و البته پرهزینه‌ترین روش ممکن؟) پیرو همین نظرات دوست هشت نُه ساله بنده با طرح این سوال که آیا رویت می‌شود این حرف ها را در محضر رسول خدا(ص) بزنی (؟)، تلفن را روی بنده قطع و از من برید! خواهش بنده این است که مطالب بنده را خوانده و به آن پاسخ دهید. من دنبال هدایت هستم و نه مجادله. خدا گواه است می خواهم عاقبت به خیر شوم و در این زمینه ها تحصیل و حقیقتاً جان کنده ام و از تفریح و ... را به خود حرام کرده ام و به قدر قوه ام مطالعه کرده ام. اصلا قصد شنا کردن بر خلاف جهت آب و دیده شدن نداشته و ندارم. فقط دغدغه دارم که بدانم. ممنون بابت توجهتان و معذور بابت اطاله کلام ۱۹ فروردین ماه ۱۳۹۹
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً می‌دانید که بحث «حجاب» در محافل علمی به صورت مفصل مطرح شده است. حدود دو سال پیش در جلسه‌ای که صاحب‌نظرانِ مسئله‌ی تربیت و خانواده خدمت مقام معظم رهبری داشتند که از جمله‌ی شرکت‌کنندگان آقای دکتر بانکی بودند به گزارش آقای بانکی بعضی از شرکت‌کنندگان از سر دلسوزی نکاتی شبیه نظرات شما را مطرح می‌کنند و پیشنهاد می‌نمایند بندِ نافِ انقلاب اسلامی را به حجاب گره نزنیم. و رهبر معظم انقلاب سختْ مخالفت می‌نمایند و می‌فرمایند اگر در مورد حجاب کوتاه بیاییم، شیرازه‌ی خانواده از هم می‌پاشد. علاوه بر این، بحث بر سر آن است که اگر نمایندگان یک ملتی که رویهمرفته مظهر اراده‌ی آن ملت‌اند؛ حجاب را در کشور جدا از معصیتِ بی‌حجابی، به عنوان قانون مطرح کردند، آیا به عنوان یک شهروند، جایی برای مخالفت با حجاب می‌ماند؟ موفق باشید   

26538

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد عزیز در مورد آیه ی ۵۸ سوره مبارکه اسرا با توجه به کلمه عذاب شدید که در آیه آمده و با توجه به سنت حتمی خداوند که هیچ قومی را قبل از فرستادن رسول و فرستاده ای و اتمام حجت هلاک نمی کند مگر اینکه آن قوم با دیدن رسول او و آیات خداوند باز راه فسق پیشه کنند، آیا می توانیم این آیه را از آیات ناظر بر ظهور حضرت مهدی (عج) بدانیم، که با توجه به فراگیری کفر در آخرالزمان همه عالم مگر پیروان راستین حضرت دچار عذاب می شوند؟ با تشکر‌.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید هم إن‌شاءاللّه آن‌قدر زمینه‌ی قبل از ظهور حضرت جهت شناخت حق و حقیقت فراهم شده باشد که اکثر مردم عالَم به حضرت بپیوندند مگر آن‌هایی که در اوج خباثت باشند. موفق باشید

26486

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد عزیز من چند سوالی هست که از پوشیدن حتی انگشتر و حلقه جلوی نامحرم پرهیز می کنم برای سیر و سلوک و بندگی خدا آیا تا این حد جایز است؟ بنده طوری شدم که قلبم نمایان شدن زینتی چون انگشتر را در قبال نامحرم پس می زند. خواستم بدانم تا این حد افراط است؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با عرف خانم‌های متدیّن جلو بروید. «ره چنان رو که رهروان رفتند». موفق باشید

26420
متن پرسش
بسم الله سلام استاد عزیزم: کتاب فوز سالک جناب صفایی رو همین چند دقیقه پیش تموم کردم. گذشته از اینکه دل باصفای ایشون کلمه به کلمه کتاب رو نورانی کرده، یه سری نکات هست که باید از شما بپرسم. ۱. در چندجای کتاب بحث سجده نکردن شیطان بر آدم رو مطرح کردند و به برداشتهای گلشن راز یا عین القضات نقد جدی وارد کردند. حرف ایشون صحیحه؟ شما نگاه ایشون رو نسبت به فلسفه و عرفان می پذیرید؟ ۲. ایشون اهداف سلوک رو رضا و عبودیت و لهف الی جود الله می دونن و میگن توحید فعل و صفت و ذات یا دیدن واقعیت اشیا یا عشق به حق هدفهای بعدی هستن. نظرتون چیه راجع به این حرف؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- رویهمرفته بعضی از ذوقیات عرفا قابل قبول نیست ولی ظاهراً استاد صفائی «رحمت‌اللّه‌علیه» هم کمی بیش از حدّ از عرفا فاصله دارند. به نظرم روش امام خمینی «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» بهتر است که هم عرفا را قبول دارند و هم تسلیم آن‌ها نیستند، هم ابن‌عربی را نقد می‌کنند و هم در نامه‌ای که به گورباچف می‌نویسند می‌فرمایند: «و از اساتيد بزرگ بخواهيد تا به حكمت متعاليه ‏صدر المتألّهين «رضوان‏الله‌تعالى‌عليه‏ وحشره‌الله‌مع‌النبيين‌والصالحين» مراجعه نمايند، تا معلوم گردد كه: حقيقت علم همانا وجودى است مجرد از ماده، و هرگونه انديشه از ماده منزه است و به احكام ماده محكوم نخواهد شد. ديگر شما را خسته نمى‏ كنم و از كتب عرفا و به‏ خصوص محى‏ الدين ابن عربى نام نمى‏ برم؛ كه اگر خواستيد از مباحث اين بزرگ‏مرد مطلع گرديد، تنى چند از خبرگان تيزهوش خود را كه در اين گونه مسائل قوياً دست دارند، راهى قم گردانيد، تا پس از چند سالى با توكل به خدا از عمق لطيفِ باريك‏تر ز موى منازل معرفت آگاه گردند، كه بدون اين سفر آگاهى از آن امكان ندارد.» ( صحيفه‏ ى امام، ج ۲۱، ص: ۲۲۴- ۲۲۵) [1] ۲. حرف خوبی است. موفق باشید

 


[1] - حضرت امام در جواب حسنين‏ هيكل كه مى‏ پرسد چه كتاب‏ هايى جز قرآن در شما اثر گذاشته، مى‏ فرمايند: «در فلسفه، ملاصدرا ، از كتب اخبار: كافى، از فقه: جواهر.»(صحيفه‏ ى امام، ج 5، ص 271)

 

 

26014

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام استاد: از کتاب معاد امام سوالاتی داشتم. ۱. فرمودند بهشت اعمال که پایین ترین درجه بهشت است مربوط به انجام اعمال حسنه و اعمال عبادیه، آیا خالص نمودن اعمال برای خداوند در این بهشت فرض است یا آن مربوط به مقربین است که هر کاری را فقط برای رضای خدا انجام می دهند. ۲. در مورد بهشت صفات فرمودند اراده میزان بهشت صفات است. کسی که اراده اش تابع شهوات حیوانی باشد و عزمش مرده و خمود باشد به این مقام نرسد. منظور از اراده چیست؟ در چه مواردی باید اراده را تقویت کرد؟ آیا منظور اراده در از بین بردن صفات رذیله و کسب صفات حمیده است؟ همین یا مثلا کسانی که کاری را شروع می کنند ولی در آن کار پشتکار ندارند و انگیزه ادامه کاری را ندارد جزو بی همتان هستند؟ ۳. در شب معراج که پیامبر دیدند ملائکه دست از کار می کشند چون بندگان دست از ذکر برمی دارند؟ آیا فقط ذکر زبانی مورد نطر است؟ آیا فکر حسن و عمل حسن جزو ذکر حساب نمی شود؟۴. آیا جنت لقاء که بالاترین درجه بهشت است همان مرتبه عشق به الله است که مایه ی همه افعال و اعمال انسان است؟ آیا این همان مقام عارفانه است که هر کاری را به عشق الله انجام می دهند. ۵. اینکه درباره جهنم می فرمایند، باطن طبیعت است و اقبال به طبیعت، اقبال به جهنم است آیا منظور دلبستگی دنیا است؟ آن جذبه ای که بین انسان و طبیعت ایجاد می شود که محو در زیبایی های آن می شود مصداق توجه به دنیاست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در هر حال باید در عبادات، یک عزمِ کلی جهت امتثال امر الهی در درون انسان باشد تا بتوان صورت آن عزم کلی در عبادات را در بهشت ملاحظه کرد. ۲. اراده در این موارد یعنی توجه به جهت اصلی عمل که آن توجه به حضرت حق است در عملی که انجام می‌گیرد ۳. ابداً بحث ذکر زبانی این‌جا نیست، بلکه فرشتگان نظر به شخصیت انسان در اعمالش دارند و آن نوع ذکر زبانی که منجر به عمل می‌شود. ۴. در دل هرچیز متوجه‌ی حضور کامل و تمام حضرت حق بوده‌اند. ۵. همین‌طور است. دنیا و توهّماتِ دنیایی منجر به جهنم می‌شود. موفق باشید

نمایش چاپی