باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث آن مفصل است. آری! انسان ابتدا رابطهی علت و معلول را به صورت علم حضوری در بین خود و حالات خود احساس میکند و آن را به امور بیرونی تعمیم میدهد. در این مورد نکاتی در جزوهی «فلسفهی غرب» در رابطه با نظر دیوید هیوم نسبت به علیت عرض شده است که عیناً برایتان کپی میگردد. موفق باشید
عليّت: هيوم در راستاى گرايش تجربى مسلكى اش كه فقط به دريافت هاى حس و مشاهده و تجربه اعتماد و باور دارد «عليت» يعنى رابطه علت و معلولى بين دو شىء را بالكل مردود مى داند مى گويد: در وهله اول مى بينيم همه اشيايى كه علت و معلول به شمار مى آيند «هم پهلو» هستند، در حالى كه چه بسا شيئى با شىء ديگر «هم پهلو» باشد ولى علت آن به شمار نيايد و اصلًا به چه دليل هر چيزى كه وجودش آغازى دارد بايد علتى هم داشته باشد؟ و چرا نتيجه مى گيريم چنين علتهاى خاص بايد چنين معلول هاى خاص را داشته باشند. يعنى چرا بايد اين معلولها را به خدا نسبت دهيم و چرا بايد خدا را علت اين معلولها بدانيم؟ ما چون بارها به تجربه «هم پهلويى» آتش و گرما را مشاهده كرده ايم يكى را علت و ديگرى را معلول مى دانيم. گويا هيوم فكر كرده است اعتقاد به علت بر اساس تجربه بوده است و آن هم تجربه حسى. و بعد هم گفته ما فقط «هم پهلويى» را مشاهده و تجربه كرده ايم و نه خود عليت را. و چون عليت را مشاهده نكرده ايم نمى پذيريم. در حالى كه در جواب هيوم بايد گفت: اولًا؛ اصل عليت يك اصل عقلى است كه از حقايق عينى نشأت گرفته است، مثل حركت و قانون عليت قضيه اى عقلى و علمى حصولى است كه از علم حضورى نفس به افعال خودش به دست آمده است. يعنى نفس امورى مثل اراده را در خودش به علم حضورى مى يابد كه سنخ وجود آن «تعلقى» يعنى قائم به غير است، و نفس به آن وجود مى دهد، ولى وجود نفس بستگى به آن اراده ندارد و پس از علم حضورى به رابطه اى كه بين نفس و فعل آن محقق است، عقل اين رابطه را تحليل مى كند و خصوصيات مصداق را ملغى كرده و ماهيت نفس و ماهيت اراده و زمان و مكانِ آن اراده را كنار مى گذارد و تنها به سنخ وجود نفس و اراده اش نظر مى كند و به حكم كلىِ عليّت مى رسد كه بر تمام مصداقهاى علت و معلول صادق است كه يكى عين نياز به ديگرى است و اولى علت است و دومى معلول. يعنى بر عكس ادعاى هيوم عليت از طريق مشاهده و تجربه مادى به دست نيامد كه صرفِ «هم پهلويى» تجربه شده باشد، بلكه در تجربه صرفاً مصداقهاى عليت مطرح مى شود و اگر خصوصيات واقعى علت و معلول بر آنها تطبيق كرد به عنوان علت و معلول پذيرفته مى شود. ثانياً عليت يك واقعت عينى است كه حس و عقل به وجود آن در عالم محسوس پى مى برند و همچنان كه حس و تجربه به تنهايى از حركت، فقط سكون هاى متوالى دريافت مى كردند، از عليت هم حس و تجربه به تنهايى فقط «هم پهلويى» و «تقارن بين دو شىء» را دريافت مى كنند و نه همه واقعيت عليت را هيوم بر اساس همان گرايش تجربى خود كه تنها مى خواهد آنچه را كه مشاهده و تجربه مى كند بپذيرد مى گويد: اصلًا به چه دليل هر چيزى كه وجودش آغازى دارد بايد علتى داشته باشد؟ يعنى چون علت را در كنار اين پديده كه وجودش آغازى دارد نمى يابيم، نمى پذيريم كه آن پديده نياز به علت دارد در حالى كه اگر وجودش آغاز دارد، يعنى عين بودن نيست، و بودنش از خودش نيست، چرا كه اگر بودنش و وجودش از خودش بود بايد بى آغاز موجود باشد در حالى كه آغاز دارد يعنى وجودش ذاتاً وابسته به غير است و عقل نمى پذيرد وجودى كه ذاتاً وجودش وابسته به غير است بدون علت باشد. مى گويد: ما چون به تجربه و مشاهده نيافته ايم كه هرچيز كه آغاز به بودن مى گذارد علتى دارد. پس اين يك باور است و چون بنا است زندگى انسانها امكان پذير باشد بايد به اين باورها اعتماد كرد. يعنى خود هيوم هم در زندگى به صرف دريافت هاى حسى نمى تواند زندگى كند، ولى به جاى اينكه بگويد به كمك استعدادى ديگر به نام عقل متوجه عليت مى شويم و زندگى بر اساس اعتماد به عليت يك زندگى عقلانى است مى گويد اعتقاد به وجود علت يك باور است.
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید در این موارد به راهِ گشودهای که خداوند در مقابل ما قرار میدهد، باید فکر کرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر واقعاً نیاز باشد و کسی بتواند کمک کند و وجودش تازه آنجا مانع کار نباشد؛ چرا کوتاهی نماید؟ موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نه. سعهی رحمت الهی آنچنان است که میتوان یک صلوات را خرج هزاران انسان نمود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به اینکه اولیاء معصوم بالاخره در زمین نیز حاضرند، به نظر میآید باید بین مقام نور عظمت آنها که مقامِ هدایتگری آنها میباشد، و وَجهِ طبیعی و زمینی آنها تفاوت قائل شد. مقام نور عظمت آنها، فوقِ بهشت و زمین است تا بحثِ هبوط بخواهد مطرح باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آلزایمر یک بیماری است که موارد جزئی مورد نیاز زندگی را از صحنهی حافظه میبرد. ولی در پیری انسان موارد جزئی زندگی را که چندان مورد نیاز نیست با نظر به امور کلی، از آنها عبور میکند. و به همین جهت ملکات انسان در پیری از دست نمیرود همانطور که آن ملکات در قیامت برای او باقی است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در برنامهی «جهانآراء» در شنبه شب آقای خوشچشم آمار را آورده بودند و بنده هم در سایت «تسنیم» آن را دیدم. به آدرس https://www.tasnimnews.com/fa/news/1396/11/14/1645853/%D9%86%D8%AA%D8%A7%DB%8C%D8%AC-%D9%86%D8%B8%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%AC%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%84%D9%86%D8%AF-%D8%AD%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D9%82%D8%A7%D8%B7%D8%B9-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%84%DB%8C-%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85-%D8%AC%D8%AF%D8%A7%D9%88%D9%84
موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده رهبری انقلاب بیشتر مسئولیت پایدارنگهداشتن اهداف انقلاب اسلامی را به عهده دارند و تذکرات ایشان در راستای توجه به اهداف انقلاب است و متذکر وظایفی میشوند که دولت باید انجام دهد، نه آنکه خودشان بیایند کار دولت را به دست بگیرند، سعی دارند در این مسیر مردم را به بصیرت لازم برسانند. مثل آنکه در مذاکره با آمریکا دخالت مستقیم نکردند و نظر خود را که عدم مذاکره بود، تحمیل ننمودند. ولی طوری عمل کردند که مردم امروز به بصیرتی رسیدهاند که قبول دارند چرا رهبری فرمودند نباید به آمریکا اعتماد کرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر نسلی متوجه رسالت تاریخی خود شود و انگیزهی تاریخسازی در مقابل تمدن استکباری در او شکل بگیرد؛ آن نسل همه خرازی و باکری خواهند شد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «طرح کلی اندیشهی اسلامی» از آیت اللّه خامنهای سعی کرده مبانیِ اصلی دین را مطرح کند تا هرکدام از آن مبانی به خودیِ خود به عنوان یک بستری برای تحقیق محققان قرار گیرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. وقتی پذیرفتیم حضرت حق عین حکمت عمل میکند و اولیای معصوم «علیهمالسلام» مظهر حکم خدایند؛ عقلاً جایی برای اعتراض درونی نمیماند هرچند از نظر احساس و عاطفه ممکن است ناراحت باشیم و همین اندازه که عقل، انکارِ حکمت الهی را نمیکند برای توحید و عدم شرک کافی است. ۲. به اندازهای که انسانها به حقّ رجوع داشته باشند با جلوات انوار الهی در مظاهر مختلف روبهرو میشوند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. نه. ۲. بحثهای تفسیری که در مرکز سها شدهاست و در حال ادامه است انشاءالله میتواند مفید باشد. ۳. مولانا و مثنوی او رزق بس لطیف و زلال و شفافی است. ۴. همینطور است. ۵. بنده دعاگو هستم و جریان اخیر را به اطلاع رفقای دستاندرکار میرسانم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نفس انسان، وسعتی تا عالَم جبروت دارد و یکی از مراتبِ نفس انسان، عالم خیال است. در این مورد خوب است سری به کتاب «ده نکته در معرفت نفس» که بر روی سایت هست، بزنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده به قشر طلبههای جوان و دانشجویانی که به حوزه آمدهاند امیدوارم، هرچند گلهی آقای رحیمپور به جاست که حوزه در مسائل مبتلابهِ جامعه سرزنده نیست. ولی در هر حال، در حالِ به نشاط آمدن است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان با سلوکِ خود در ابعاد متعالی و قیامتیاش حاضر میشود و وجوهِ برزخی و قیامتیِ خود را احساس میکند. ولی قیامتِ تکوینی وقتی است که ذات عالم بهطور کلّی از حالت این دنیایی به حالت قیامتی درآید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آن مودّت و رحمتی که بین زن و مرد در اثر ازدواج پیش میاید به خودی خود میتواند مسیر گشودهشدن دلدادگیِ به حق شود. اگر با موضوع درست برخورد شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بد نیست در این مورد جزوات «حقیقت حج» و «وظیفهی حجاج پس از برگشت از حج» را که بر روی سایت هست، مطالعه فرمایید. در ضمن کتابهای آیت اللّه جوادی در رابطه با حج نکات خوبی دارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر موجودی در ذات خود ممکنالوجود است و در علمِ خدا به وجود علمیاش موجود است. و لذا در عین آنکه هر موجودی در وجودِ امکانیِ خودش میباشد؛ با نظر به وجودِ مطلق، به ظهوراتِ مختلف به میان آمده. پس وحدتِ او در عین کثرت، و کثرت او در عین وحدت است. مثل آنکه شما ستون مسجد را غیرِ مسجد نمیدانید و در عین حال، ستون را غیر از سقف مسجد میدانید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آن نحوه ارتباطی که مؤمنین در آخرالزمان دارند، از جنس دیگر است و رابطهی معنوی و روحانی با همدیگر پیدا میکنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید وقتی بحث خلیفة اللّه در میان میآید که خلیفهی الهی جامع همهی اسماء الهی به صورت بالفعل باشد. حضرت امام در کتاب «مصباح الهدایه» در موضوع جایگاه خلیفهی الهی در عوالم گوناگون هستی نکات دقیقی دارند که خوب است به آنجا رجوع شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی خدا علیم است علم به دیدنیها دارد و همه چیز معلوم خدا است نه آنکه لازم باشد با چشم ببیند تا فقط ظاهر موجودات برای خدا معلوم باشد. در کتب کلامی این نوع بحثها شده است. در ذهنم کتاب خاصی نیست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بعد از مدتی سالک متوجه میشود از آنجایی که حضور خداوند مطلق است، همهی عالم را خدا پر کرده و از این به بعد متوجه میگردد تفاوتهای موجود در ظهورات مختلف اسماء الهی است و نه در مراتب وجود اشیاء. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: رویهمرفته فکر خوبی است. ولی اگر از اعتماد به خدا غافل نباشید و إنشاءالله چنانچه امکان درآمدی پیش آمد، بقیه را به خدا واگذار کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در تناسخ که مورد پذیرش تفکر دینی و تفکر فلسفی نیست؛ ادعا بر آن است که روحی به جای روحی دیگر بدنی را اشغال میکند. ولی قضیهی کبوترها شبیه نوعی القای ربّانی است که انسان سالکی میتواند روح انسان دیگر را نسبت به امری منوّر و متذکر کند. در این حالت خود آن فرد است که عمل میکند ولی القائات ربّانی او سیر حرکت او را شکل میدهد. خود بنده سالهای پیش در جلسهای حاضر بودم که روح یکی از شاگردان علامهی طباطبایی به کمک جوانی با ما سخن میگفت. از آن روح پرسیدم آیا این حلول نیست که از نظر دینی مردود است؟ ایشان در جواب فرمودند در حینی که بنده با شما از طریق زبان آن جوان صحبت میکنم، خود آن جوان نیز به جهت معنای آن کلمات و درک آن معانی در صحنه است و عملاً حلولی صورت نگرفته. در مورد کبوتر و یا کبوتران مورد بحث میتوان گفت جناب حاج یونس با القائات معنوی خود کشش آنها را در اختیار گرفته تا نحوهای از حضور خود را به صورت آن پرندگان اعلام فرماید. به طوری که در روایات نیز داریم روح متوفی از عصر ۵ شنبه تا عصر جمعه به صورت پرندهای خود را برای نزدیکانش حاضر میکند. که البته میتوان گفت بیشتر در این روایت نظر به آزادی روح دارد، آزادیِ پرندهگونه 2- رویکردمان را باید بازخوانی کنیم. قضیهی شهدا و اباعبدالله «علیهالسلام» قضیهی گشودهشدن عرش است در مقابل ما و نظر به عرش است در این آینههای عرشی. موفق باشید
