باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً باید مادهی لطیفی باشد که تعبیر «مارجٍ من نار» از آن شده است. مثل چیزی مانند انرژی که در عینِ مادیبودن، محدودیتِ ماده را ندارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به روش جدال احسن آنطور میفرمودند. ۲. عقل هرکس متوجهی بقای ابدی اوست. پیشنهاد میشود کتاب «ده نکته در معرفت نفس» و شرح صوتی آن را که بر روی سایت هست، دنبال فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر به اندازهی کافی بر روی فهم قرآن و تدبّر در آن وقت بگذارید همین امروز هم متوجهی معجزه بودن آن میشوید. در این مورد خوب است به جواب سوالهای ۱۰۷۶۴ و ۱۰۹۶۴ و ۲۰۵۲۹ رجوع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: تشخص هر موجودی ماهیت آن موجود است. لذا درختبودنِ درخت، ماهیت درخت است، رنگ و بو و شکل، به تبع آن ماهیت مطرح است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نگاه خوبی است. تلاش برای رفع نیازهای معمولی، وظیفه میباشد و البته تهیهی مقدمات جهت داشتن مسکن، در بستر طبیعی آن امر معقولی است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم با رجوع هرچه بیشتر مردم به معارف الهی و اخلاق فاضله، راهکارهای شریعت الهی که همهی این امور را معنا میکند، جواب خواهد داد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمیکنم هیچ توجیه شرعی داشته باشد. کارِ این افراد را نباید به پای سلطان محمد گنابادی گذاشت که نزد علمایی مثل مرحوم حاج شیخ مرتضی انصاری کسب علم کرد و اجازه اجتهاد گرفت و در مراجعت بار دیگر در سبزوار به تحصیل حکمت اشتغال ورزید و مورد وثوق میرزای شیرازی میباشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بد نیست عزیزان را به کتاب «چه نیازی به نبی» ارجاع دهید و سپس کتاب «فرزندم، اینچنین باید بود» را با آنها در میان بگذارید تا إنشاءاللّه آمادهی درک بحث «برهان صدیقین» شوند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: امید است روزی بیاید که حاکم جامعه مثل زمان علیبنابیطالب «علیهالسلام» انسانِ معصومی باشند که اجرا و مبانیِ فکری فرهنگی در یک نفر جمع بشود. ولی در این شرایط تاریخی و با این تنگناهای اجرایی فکر میکنم مصلحت همین است که فعلاً هست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نمیدانم کدام قسمت را میگویید؟ در حالیکه آخرین جلسات یعنی حتی جلسهی 4 شنبهی اخیر در سایت هست، به آدرس http://lobolmizan.ir/sound/weekly مراجعه فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً در ابتدای امر مردم از خوف جهنم عبادت میکنند و خوب است که همان «خوف» غلبه داشته باشد، ولی در ادامه امیدِ لقاء پیش میآید و به اصطلاح، مزهی آن خوف را به عنوان هدیهی خدا میچشند که همان امید به رحمت پروردگار است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! اطاعت از ولیّ فقیه به اعتبار یک شخص نداریم. ولی از آنجایی که ولیّ فقیه کارشناس کشف حکم خدا و رسول و اولیالأمر است و اطاعت از آنها واجب است؛ اطاعت از ولیّ فقیه واجب میباشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: رؤیای رحمانی به آن معنا است که نفس ناطقه با سیر خود به سوی عالمِ بالا، منوّر به حالات خوشی عبودی میشود و به جهت جامعیتی که دارد، برای سالک حالات معنوی ایجاد میشود و نه به صورتهای خاص که در مکاشفات ظهور میکند و نیاز دارید آن صورت کشفشده را به نحوی تعبیر کنید تا به اصل خود برگردد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به این معنا که این معانی به قلب امام رسیده، میتوان گفت حدیث قدسی است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: دوام عبادت اولیاء مذکور قابل مقایسه با بقیهی خوبان امّت نیست تا با آنها مقایسه کنیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بعد از مرگ تعلق ما به بدن در حدّ خاطرهای است که با این بدن داشتهایم و بدان از این جهت توجه داریم که پس از چندی این توجه نیز از بین میرود. به همین جهت گفته میشود بعد از 40 سال قبرستان را صاف کنند و اموات جدیدی در آن دفن نمایند. این نوع مباحث بعداً با ادامهی مطالعهی کتاب «خویشتن پنهان» و کتاب «معاد» بهتر برایتان روشن میشود. در حال حاضر تعلق روح به بدن، تعلقِ تدبیری است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و ملک» در رابطه با چشمزخم شده است. کتاب بر روی سایت هست. در ضمن سعی کنید فرزندتان را با مباحث «معرفت نفس» آشنا گردانید. موفق باشید
سلام علیکم استاد گرامی: ببخشید اگر سوالم بسیار ناشیانه بوده باشد اما در مورد قاعده الواحد میخواهم بدانم چطور عقل اولی که از وجود واحد مطلق بعنوان معلول واحد صادر شده است دارای کثرت هست در حالیکه علتش بسیط بوده؟ آیا وقت صدور میتواند سنخیت خویش را با علتش از دست بدهد؟ ممنون
باسمه تعالی: سلام علیکم: در جزوه «تاریخ فلسفه و کلام اسلامی» بحث مفصلی در این مورد شده است. از جمله؛ از نظر فارابى از واحد جز واحد صادر نمى شود «أنَّ الْواحدَ لا يَصْدُرُ عَنْه إلّا واحد»[1] و صادر اول عقل اول است كه در اثر علمِ واجب تعالى به ذات خود و بر اثر رحمت، ايجاد و خلق گشته، يعنى علم داشتن خداوند به چيزى با خلق كردن برابر است، زيرا كافى است شيئى تصور شود تا وجود يابد. حال عقل اول كه به اين صورت ايجاد شد، نسبت به خود ممكن و نسبت به ديگرى واجب است و در آنِ واحد به واحد و به ذات خويش مىانديشد، پس دو جنبه دارد، و از اين طريق اوّلين مرحله بسوى كثرت شروع مى شود. از عقل اول در اثر تفكر درباره واحد، عقل ديگرى صادر مى شود و در اثر تفكر درباره خود به عنوان ممكن فى حد ذاته، ماده صادر مىگردد و آسمان اول تحقق مى پذيرد. سلسله ى فيضان يكى پس از ديگرى ادامه مى يابد تا ده عقل و نه فلك. عقل دهم يا عقل آخر يا عقل فعال همان عقلى است كه دائرِ مدارِ عالمِ تحتِ قمر است و از اين عقل است كه نفوس بشرى و عناصر اربعه صادر مىگردد. برای بحث بیشتر میتوانید به آن جزوه که روی سایت هست، رجوع فرمایید. موفق باشید
[1] - تلخيص كتاب ما بعد الطبيعه، ص: 153
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که در جواب سؤال شمارهی 29670 عرض شد، طب سنتی و طب جدید هر دو مبتنی بر آزمون و خطا هستند و مثل هر علمی، جایگاه خود را دارند و مطلق هم نیستند. و بهتر است به جای طب اسلامی، عنوانِ طب سنتی در میان باشد. زیرا اولاً: همچنان که فرمودید استناد آن سخنان به ائمه «علیهمالسلام» کار آسانی نیست، ثانیاً: معلوم نیست که اگر مثلاً طب الرّضا از نظر سند هم مستند باشد، آیا به این معنا نیست که حضرت مطابق مزاج خود مأمون چنین پیشنهادهایی کرده باشند؟ موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمداللّه نیروهای خوبی به صحنه آمدهاند. بنا بر این است که خود رفقا با ذوق خودشان نامزد اصلح را انتخاب کنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در اصطلاح آقایان در مورد افرادی که نام بردید میفرمایند «علیهم ما علیهم» بر آنهاست آنچه بر آنهاست، آنها را به خودشان وامیگذاریم. ولی شهداء مجتبی و برگزیدگانیاند که خداوند آن ها را شایسته دید تا راهی گشوده برای آیندگان باشند، اگر هزارسال هم زنده بودند، مثل همین زمان که حقیقتاً زندهاند نورافشانی میکردند. مگر از دستگیری آنها و حضورشان برای زوّارِ راهیان نور غافلاید که چه غوغایی بهپا میکنند؟! فقدان عشق، تنها از طریق شهدای زنده و شهدای در مزارشان دفنشده، امکانِ بازیابی پیدا میکنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این مطلب را باید از مرجع تقلیدتان بپرسید. موفق باشید
