باسمه تعالی: سلام علیکم: بعد از مباحث ده نکته و شرح آن، به هر بهانهای که با کتابهای استاد شهید مطهری مرتبط شوید نتیجه میگیرید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بعضی معتقدند روایت مربوط به این موضوع چندان محکم نیست، ولی از باب احتیاط عمل میکنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که در بحث «حرکت جوهری» روشن شد همینطور است که میفرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- وقتی نظام عالم بر اساس سنت و قاعده خلق شده باشد، گفته میشود خلقت عالم بر اساس میزان ساخته شده[1] و از آنجایی که حضرت حق عین وحدت است به معنای یگانگیِ محض، هر آنچه از او صادر شود عین قاعدهمندی و نظم است 2- جواب قسمت دوم سؤال با توجه به ابعاد مختلفی که دارد را در کتاب «هدف حیات زمینی آدم» دنبال بفرمایید. کتاب بر روی سایت هست. موفق باشید
[1] - و قرآن در سوره الرحمن می فرماید «أَلَّا تَطْغَوْا فِي الْمِيزَانِ ﴿۸﴾ تا مبادا از اندازه درگذريد (۸) وَأَقِيمُوا الْوَزْنَ بِالْقِسْطِ وَلَا تُخْسِرُوا الْمِيزَانَ ﴿۹﴾
و وزن را به انصاف برپا داريد و در سنجش مكاهيد (۹)
بسم الله الرحمن الرحیم. عرض سلام و ادب خدمت استاد عزیز و آرزوی قبولی طاعات و عبادات. بشخصه خود بنده در این چند روز این سوال مدام ذهنم را مشغول نموده بود و شاید نکاتی هم به نظرم رسید ولی یقینا با افقی که حضرتعالی در بیانات و اشارات تان در برابر مخاطب می گشایید، میتوانید کمکی به دغدغه بنده هم بفرمایید. بشخصه در طی این یک هفته شاهد بودیم حتی بعض لوکوموتیورانان اصلی و گفتمان ساز تفکر انقلابی و به اصطلاح جبهه فکری فرهنگی انقلاب، در تحلیل و اتخاذ موضع و تبیین عرصه چه میزان گنگ و گیج و حتی عجیب اظهار موضع کردند و زاویه سنگینی با منظومه فکری رهبر فرزانه انقلاب گرفتند تا جایی که واقعا باید به آنان بقول آقای محسن مهدیان میگفتیم، لگد زدن به نظام صله ندارد و چرا اینقدر احساس عقب ماندگی از قافله را دارید؟ علی الخصوص بنده در حد بضاعت خویش هر چه بیشتر روش تحلیل اجتماعی سیاسی و بینش تحلیلی نائب الامام را مورد بررسی قرار میدهم، می بینم چه میزان ویژه در عرصه های فتنه گون و غبارآلود، فاصله جدی بین اندیشه ولایت و بدنه گفتمان ساز انقلاب پیدا میشود. صورت و محتوای تحلیل بسیاری از عزیزان حقیقتا حتی چندان تفاوتی با تحلیلها و نگرش بسیاری از معاندین نداشت و حتی با اطلاعات ناقص و ادبیات بدور از خرد انقلابی کلان نگر و عمق نگری لازم در اینکه در این برهه، اقدام و عملی در جهت تقویت جبهه تمدنی حق و ولی آن و رفع نقایص و خلل ها در بستر همان اندیشه تمدنی حق صورت بگیرد، هیجانی و بی عقبه مبنایی و تعجب برانگیز اظهار موضع میکنند؛ بماند که حتی در حادثه اخیر حتی روح کلی بسیاری از همین مواضع تخطئه کلی دستاوردها و ارمغان ها و افق های تاریخی انقلاب بود و صریحا علیرغم تذکر حضرت آقا، نقدها را بسمت نظام اسلامی می بردند (حال آنکه در اردیبهشت ۹۹ رهبری فرمودند مراقب باشید نقد شما به نظام و چارچوب انقلاب نباشد بلکه نقد دولت و جامعه باشد چون ما هنوز دولت و جامعه اسلامی نداریم و نقدتان هم همراه راهکار و امیدآفرین باشد) و حتی با مواضع شبه روشنفکرانه و یا تجدد پیچیده شده در ظاهر اسلامی، در باب حجاب و پوشش و لزوم فعالیت اجرایی حکومت اسلامی در عرصه پوشش اظهار نظر کردند و گوی سبقت را شاید به نظر من، حتی از خود روشنفکرمآب ها و سکولاریست های فرهنگی ربودند. جالبست که اگر حتی یک درصد همین حجم اظهارات و تحلیل های عجیب و فاقد عمق و پر از خطا و نقصان، به مطالبه گری جدی بر اجرای مصوبه ۴۲۷ شورایعالی انقلاب فرهنگی که بحق از زمره متقن ترین و حکیمانه ترین تقنین های سالهای کنونی بوده است و مع الاسف بشدت مورد اجحاف و تخطی اکثر دستگاه های متولی آن قرار گرفته و چنانچه به دقت اجرا میگشت حتی نياز به مداخله مستقیم نیروی انتظامی جز در حیطه باندهای اشاعه دهنده فساد و فحشا و شکایات از هنجارشکنی های تند نبود، بمراتب وضعیت متعالی تر و با نگرانی کمتری در صیانت از نهاد مقدس خانواده و حفاظت از گوهر عفت و حیاء داشتیم. حتی در ایام اخیر آقای دکتر هاشمی گلپایگانی بعنوان دبیر ستاد امر به معروف و نهی از منکر برای تحقق راهبردهای مصوبه شورایعالی انقلاب فرهنگی، طرحی را ارائه داده بودند که در اثنای حوادث اخیر حتی توجهی به آن نشد و جمعی از دوستان انقلابی گویا دغدغه مندی مهمتری از مطالبه سياست ها و راهبردهای کلان فرهنگی که مقام معظم رهبری بارها بر آن تاکید فرموده بودند، داشتند و باید از حرکت قافله نمی مانند. گویا در بحبوحه ای که جهاد تببین بصورت عمومی منزلت خود را در خنثی سازی بلوا طلبی جبهه ابلیس نشان داد، خود نیروهای گفتمان انقلاب بیشتر نیازمند تببین و فهم منطق ولی خویش را داشتند و گویا باید برای خود ایشان در وهله نخست تبیین میگشت و الزامات این عرصه و مهار احساسات و عدم توجه به داده های ناقص و ابهام آور گوشزد میشد. واقعا برایم دغدغه است چرا ما که خود داعیه دار بستر سازی و گفتمان سازی برای انقلابی که هویت و بنیاد حضور تاریخی مان است، بعضا اینگونه از منطق رهبر و قائدمان فاصله میگیریم و حتی برچسب توجیه گر جنایات و نقایص و تلخی های موجود زده میشود و نمیتوانیم با پرچمدار این حرکت قدسی همدلی و همراهی کنیم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همه حرف همین است که میفرمایید. هنوز حتی نتوانستهایم خود را در این انقلاب و در این تاریخ به درستی برای خود معنا کنیم تا معلوممان شود که چه کسی هستیم و کجا ایستادهایم! در این صورت است که از یک طرف نسبت خود را با رهبری انقلاب به صورت ایجابی میتوانیم معلوم کنیم و از طرف دیگر نسبت خود را با جریانهای شبه روشنفکری و به گفته شما تجددِ پیچیدهشده در ظاهر اسلامی به صورت سلبی معلوم نماییم، حتی متوجه عقبماندگیهای تاریخی خود نیستیم تا به جای عبور از آنها، یقه همدیگر را نگیریم. به گمان بنده شاید بتوان گفت آنچه بعد از حرکت اربعینی با فوت خانم مهسا امینی پیش آمد با همه زحماتی که داشت، تذکر اساسی به ما بود تا از گذشته خود برای حضور در آیندهای بزرگ عبرت بگیریم و متوجه باشیم در کجا هستیم و در کجا باید باشیم. در این رابطه در جلسه دیشب به نور شخصیت متعالی رسول خدا «صلواتاللهعلیهوآله» تذکراتی بس اجمالی داده شد. امید است فتح بابی باشد در به میانآمدنِ روحیهای که «سلحشوری» و «عطوفت» را مایه ادامه انقلاب گرداند تا نه، عنانِ نظام در دست لیبرالهای ترسو بیفتد و نه، گرفتار متحجّرینی شویم که به تعبیر حضرت امام «رضواناللهتعالیعلیه» آبروی اسلام را میبرند. موفق باشید
https://eitaa.com/matalebevijeh/11556
با سلام خدمت استاد عزیز: استاد خواستم نظر شما را در مورد این متن بدانم و اگر توضیحی روشنگرانه تر داشته باشید بسیار مسرور می شوم. ممنون. زمانی که انسان دعا یا توبه می کند، در اصل خداوند به او نظر کرده و ظرفیتی را در شخص دیده که تمایل به برگشت شخص یا بسط وجود او دارد، حال آن شخص می تواند این نظر را ارج نهد یا نه. اگر جامعه و حال و روز یک ملت را مثل یک شخص در نظر بگیریم، که نقطه اوج صعود و نزول آن را فقط خدا می داند، بنابر این با نیل به هر کدام از این دو، نظری به جامعه جهت برگشت یا بسط بیشتر به آن می اندازد که بسته به پذیرش آن جامعه اگر رفتارجامعه تغییر کند شامل سنت (تغییری در حال جامعه ایجاد نشود مگر اینکه خودشان تغییر کنند) می شوند. در اینجا آن نقطه ای که شاید بتوان نامش را نقطه عطف گذاشت، آنجایی است که این کالبد جامعه برای دمیدن روح برگشت و توبه آماده می شود که چون تقدیر وظرفیت هر موجودی را خالق او فقط می داند پس فقط خداست که زمان ظهور را می داند. شاید امروز تک تک کجی ها و ناهنجاری ها و مشکلات دنیا را که هر کسی می تواند لیست بلند بالایی را از آن برشمرد، باید بنده آنها را ببینم و تکلیف خودم را با آنها روشن کنم تا آن ظرفیت ظهور ایجاد شود، و اینکه آیا می شود جامعه از این بدتر شود یا نه خدا فقط می داند. ۲. سوال از خدمتتان اینکه سوال کلی را در ذهن دارم که بطور مثال در مورد قنات آن را می پرسم، استاد عزیز مثلا در قدیم با آن جمعیت کم شاید می توانستند با قنات و... جوابگوی آب آن جمعیت باشند اما الان با این جمعیت نیازمند چیزهایی قوی تر از قنات و....هستیم، حال در مورد خوراک و پوشاک و حمل و نقل و... هم همینطور، خب این نحوه جوابگویی به سبک غربی هم که مورد قبول نیست حال آیا ما اگر بر اصالتهای انقلابی خود پایبند می ماندیم، آن روحی که بر جامعه حاکم میشد میتوانست ابزار متناسب این جمعیت را که غیر آنچه الان هست بسازد، همان روحی که شما در گفتارتان میفرمایید که باید بیاید و ظهور کند، همان چیزی که شیفتگان غرب آنرا وهمی و باورمندان به انقلاب و اسلام کلیتی از آنرا در حد اینکه این حال امروز نباید باشد می دانند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! ما باید ظرفیت های جهان را از یک طرف و انسانها را از طرف دیگر بشناسیم و در این زمان که زمان آخرالزمانیِ تاریخ است، به فکر جوابگویی به ابعاد متعالی و وسیع انسانها باشیم و موضوع دانش بنیان در امور، امر بسیار مهمی می باشد از آن جهت که با نظم و دقت و اندیشه زندگی را از یک طرف وسعت دهیم و از طرف دیگر عالمانه عمل کنیم. در مزار مبارک جناب شیخ بهایی به رفقا عرض شد معنای حقیقی شخصیت انسانهای دانش بنیان را میتوان در جناب شیخ بهائی ملاحظه کرد که چگونه ریاضیات و معماری و حکمت و عرفان را در خود جمع نمود و حاصل کار او آن نوع بناها و آن نوع تنظیم شبکه های آبرسانی در شهر اصفهان بود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: امور را در بستر حضور در سنن الهی و وظایف شرعی باید به خدا واگذار کرد تا آنچه حضرت حق در دل انجام آن وظایف صلاح میداند، عطا فرماید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر در جریان نگاه اصلی ایشان نسبت به امورات طب سنتی قرار بگیرم، خوب است. بخصوص اگر در موضوع حوزهی آزمون و خطای طب جدید نظری داشته باشند، بدانم نظرشان چیست. البته بنده رویکرد طب جدید را که بدن انسان را موجودی ماده میدانند و گمان میکنند هرطور بخواهند میتوانند برای آن تصمیم بگیرند را؛ نمیتوانم بپذیرم زیرا ما در فلسفهی اسلامی غذا و دارو را معّدات میدانیم تا نفس، در نسبتِ با حقیقت خودش، خود را به تعادل بیاورد. به همین جهت عمدهی درمانِ اسلامی را «پرهیز» گذاشتهاند تا نفس، امکانِ به خودآمدن داشته باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: کار و تلاش موجب درخشش و بسط روح انسان میشود. هرگز نباید کار را تعطیل کرد. هنر انسان آن است که با مدیریت خود طوری با کار برخورد کند که «کاری او را از کاری با ندارد». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره باید بر روی خودمان کار کنیم، وگرنه ضربههای سختی میخوریم. پیشنهاد بنده آن است که مباحث «ای اباذر» که کانال مطالب ویژه در حال ارائهی آن است، دنبال بفرمایید. موفق باشید آدرس کانال: @matalebevijeh
باسمه تعالی: سلام علیکم: رویهمرفته اگر کلیّاتی از فلسفه در حدّ مباحث «معرفت نفس» و آنچه در شرح کتاب «از برهان تا عرفان» بدانید، راحتتر جلو میروید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اختیار تکوینی مربوط به ذاتِ وجودی انسان است و ربطی به این شخصیتی که ما فعلاً داریم، ندارد. پیمان «الست» تکوینی است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. اصل را بر تدبّر در قرآن بگذارید که ما مأمور به آن هستیم آنجایی که میفرماید: «افلا یتدبّرون القرآن» ۲. شاید بیش از این شأن خواب نباشد زیرا خواب در موطن خیال است و موطن خیال، ثبات ندارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مکاشفات محکم و قابل اعتمادی است. عرایضی در جزوهی «انکشافات صور برزخی در کتاب سياحت غرب» در این مورد شده است. جزوه بر روی سایت هست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. چیزی در این امر به صورت خاص متوجه نشدم. ۲. اصول دین بر مبنای عقل سلیم میباشد و اساساً معنا نمیدهد شخص به چیزی برسد که عقل سلیم آن را تصدیق نکند. آیا عقلاً میشود به نفیِ خدا و یا معاد و یا ربوبیتِ پروردگار که منجر به ارسال رسولان میشود؛ برسیم؟ و وقتی متوجهی حقانیت رسول خدا شدیم، میتوان از دستورات او عدول کرد؟ موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- «تو پای به راه در نِه و هیچ مپرس» زیارت امام معصوم یک نوع بهخودآمدن را به زائرشان عطا میکنند 2- فکر میکنم برای سؤال دوم خوب است شرح تفسیر سورهی حمد حضرت امام خمینی «رضواناللّهتعالیعلیه» را دنبال کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً جوابها به ایمیل جنابعالی نمیرسد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید حضرت حق را مبنای همهی آثار دانست تا همهی چیزها را از حق بدانیم و پاداش را هم از او بخواهیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» میگوید: خود را با نظر به معارف تجهیز کنید تا از آن خیالات آزاد گردید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: متأسفانه خودخواهیها و تکبّر و مشغول خودشدن، این مشکلات را ایجاد میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: از طریق رعایت تقوا، حجابهای بین انسان و حضرت حق، رقیق و رقیقتر میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: چون افراد مقصد و هدف ستاد کرونا را بر اساس سخنان خودشان متوجه میشوند، این شبیه بحثی است که در فقه داریم تحت عنوان «مسنتبط العلة» که میدانیم منظور و مقصود آن حکم چه چیزی هست و مطابق آن تصمیم میگیریم. در مورد ستاد کرونا، قصدشان برگزاری مراسم در جایی است که رعایت دستورات بهداشتی بشود و ازدحامی صورت نگیرد و به همین جهت حسینیهها و مساجدی که سقف بلند داشتند را مانعی برای برگزاری مراسم نمیدیدند تا اینکه به این فکر افتادند اگر در همان محلها نیز ازدحام زیادی بهوجود آید، عملاً بلندی سقف کافی نیست و لذا فضای آزاد را پیشنهاد کردند. اینجاست که بعضی از افراد متوجه شدند اگر آن ازدحام نباشد و فاصلهها رعایت شود و سقف به اندازهی کافی بلند باشد، عملاً مقصود ستاد کرونا برآورده شده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: «چه خوش صید دلم کردی بنازم چشم مستت را» حقیقتاً حرفی را به زبان آوردید که حکایت از گوشسپردن به ندایی است ماورای سخنهای روزمرّهی عادی. حرفی جز همان سخن شما را ندارم که در عین باقیماندن آثاری از شب دوران جاهلیت مدرن، حقیقتاً فجری صادق و بینالطلوعینی مطمئن در پیش است. پیشنهاد بنده آن است که مجموعهی این نوع نکاتی که برای سایت میفرستید به صورتی منظم، تنظیم و نگهداری بفرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان کامل در مقامی است که مقامِ تعلیم همهی اسماء الهی است و لذا اولیای معصوم «علیهمالسلام» در مقام ذات، حاملِ همهی اسماء الهی هستند، هرچند در مقام ظهور بستگی به ظرفیت شرایط دارد. مولایمان حضرت بقیة اللّه «عجلاللّهتعالیفرجه» در شرایطی به ظهور میآیند که ظرفیت ظهور نور همهی اسماء رویهمرفته فراهم است. مانند همین تاریخی که ما در آن قرار داریم و نمیتوانیم در محدودهی ظهور اسلامی در میدان باشیم که مثلاً ۵۰۰ سال پیش برای مسلمانیمان کافی بود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. بنده چیزی از جانب خود ندارم، بیشتر به تفسیر المیزان و روایات «اصول کافی» و «تحفالعقول» ارجاع میدهم. ۲. کتاب «فرزندم؛ اینچنین باید بود» آنشاءاللّه کمک میکند. موفق باشید
