باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر ملاک محکمی از قرآن و ائمه«علیهمالسلام» داشته باشیم که مطابق با آن، رهبری را متذکر شویم باید این کار را بکنیم نه آنکه با برداشتهای شخصی یا سلیقهای بخواهیم رهبری را ارزیابی کنیم و او را در انتخابهایی که به ما کمک میکند، مانع شویم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در آنجا زن و مرد معنا ندارد. هرکس میهمان سفرهی خودش میباشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در این موارد تحقیقی نداشتهام. جناب اقای غنی و قزوینی انسانهای محققی بودهاند. مهم، روح غزلیات جناب حافظ است که بالاتر از شیعه و سنیِ رسمی در عالَم و در نسبت با حضرت حق حاضر است مثل سایر عرفا. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. احساس همهجانبهی خود در همهی عوالم وجود، قصهی ما میباشد و قصهی بودنِ ما. معرفت نفسِ مرسوم، راهی به سوی آن نوع بودنِ بیکرانه است و این خود، هدف است به عنوان حقیقتی که عین ربط به حضرت حق است. مرحوم علامه در کتاب «رساله الولایه» نکات ظریفی در این رابطه فرمودهاند. ۲. چه اشکال دارد، بالاخره زندگی با همین قبض و بسط ها وسعت مییابد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده قابل این حرفها نیستم. ولی اگر توانسته باشم عزیزان را به آنجایی برسانم که متوجهی چنین جملهای بشوند، خدا را بسیار شکر خواهم گفت. آنجایی که فرمودهاید: «وصیتنامهی سردار شهید را به مثابهی میثاقنامهی یک مکتب میخوانیم و یقین داریم که فراتر از احساسات شعاری این کلمات ریشه در حقیقت عالم دارد»؛ حقیقتاً همینطور است. خدا میداند تنها و تنها حقیقت این دوران، همان نکتهای است که آن شهید به آن رسیده است و اگر تمام شهدای کربلا در قیامت غبطهی مقام حضرت ابالفضل «علیهالسلام» را میخورند، فکر میکنم در این تاریخ همهی عرفا و شهداء غبطهی بصیرت آن شهید بزرگوار را خواهند خورد، از آن جهت که مطلوبِ برتر آنها آن نگاه میباشد و نه آنکه نسبت به آن بیگانه باشند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است به سه جزوهی اخیری که در رابطه با «زن» عرایضی شده است، و بر روی سایت هست، سری بزنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم ابعادی از انقلاب اسلامی قدسی و معنوی است و نگاهِ عرفانی متوجهی آن ابعاد میشود و از این جهت ابنعربی میتواند کمک کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: از معارف اصیل در رفع مشکلات، کار میآید. سیر مطالعاتی روی سایت انشاءاللّه میتواند مفید باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب است به این موضوع فکر کنید که انقلاب اسلامی یک عطیهی الهی در این تاریخ است و بدین لحاظ پایدار میماند. عرایضی در این رابطه در جلسهی شنبه تحت عنوان «تقوا، شرط تحقق ادامهی تمدن دینی» شده است. خوب است صوت آن را از روی سایت دنبال کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نمیدانم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حضور در بهشت یعنی قرارگرفتن در آغوش انوار اسماء الهی. هرکس به آن اندازه در زیر سایهی آن اسماء قرار گیرد، در بهشت جای گرفته است و با بقیه که در آن مقاماند در یگانگی بهسر میبرند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید فعلاً خوب است که در دو جبههی معرفتی و زمانشناسی کار شود. مسیر معرفتی را بعد از «برهان صدیقین» با مباحث معاد و شرح صوتی آن ادامه دهند و زمانشناسی را با مباحث «انقلاب اسلامی» از کتاب «انقلاب اسلامی بازگشت به عهد قدسی» تا کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی«رضواناللّهتعالیعلیه» دنبال کنند تا إنشاءاللّه کار به مباحث قرآنی بکشد. بهخصوص اگر بتوانند سری به بحثی که در رابطه با سورهی آلعمران شده است بزنند که شروع خوبی است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- رفاقت با آنها 2- طرح مباحث معرفت نفس به آن شکل که در کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» مطرح شده که رویکردِ معادی دارد تا با نظر به معاد، مزهی لذّاتِ دنیایی چنان برای آنها جایگیر نشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: قبض و بسط در احوالات، از امور تربیت الهی است و هر دو را باید داشته باشیم تا در «قبض» و یا «ادبار» از واجبات الهی دست نکشیم و در «بسط» و یا «اقبال» مزهی مستحبات را به جان خود بچشانیم. موفق باشید
سلام بر استاد عزیزتر از جان. استاد فردی بنام اقای پرویز شهبازی مباحثی را در برنامه های اینترنتی مطرح میکنند با عنوان من ذهنی آیا این مباحث صحت دارند؟ چون به مولانا ربطش میدهند. برای درک مفهوم «من فکری» باید ابتدا توضیحی در مورد «من» و «فکر» ارائه دهیم. ذهن انسان دارای ارتباطی دوگانه و متفاوت با دنیای اطراف است. یکی ارتباط مستقیم، شفاف و عریان با واقعیت است و دیگری دید و یا ارتباط تعبیر و تفسیری. این دید تعبیر و تفسیری که ذهن از پدیده ها دارد، در واقع مهمترین عامل قطع ارتباط انسان از واقعیت است. دید تعبیر و تفسیری به این معنی است که مثلا ما رفتاری را می بینیم و شروع به تفسیر و معنا دادن به آن می کنیم. ما خود ماهیت آن رفتار را نمی بینیم. ما واقعیت عریان را نگاه نمی کنیم ما با تفسیر و برداشت خود از آن واقعیت زندگی می کنیم. من یک نوشته ای را می گذارم و شما از آن نوشته می توانید چندین برداشت داشته باشید و بنا بر برداشت خود چندین برچسب بر من بزنید. برچسب مستبد، مدبر و یا هر برچسب دیگری و من را یک شخصیت مستبد و متکبر و یا یک شخصیت مدیر و مدبر بدانید. دقت می کنید چقدر بین ماهیت و انگیزه و واقعیت ذاتی رفتار من تا برداشت شما فاصله هست؟ شما برداشت خود را با ذهنتان انجام می دهید. ذهن تمام برداشت های خود را با پردازش اطلاعاتی که در حافظه ثبت شده است انجام می دهد. این اطلاعات شامل ارزش ها و ضد ارزش های است که از دوران کودکی از والدین و جامعه و محیط دریافت کرده ایم و به ما در سطحی وسیع و گسترده القا شده است و ما از درون تبدیل به موجودی مقلد و تکراری شده ایم. موجودی که هیچ احساس و رفتار و گفتاری در او از روی طبیعت و فطرتش سر نمی زند بلکه تنها در بند و زندانی تقلید است. این فرایند ذهنی و یا فکر از آبشخور حافظه خوراک می گیرد. همین فرایند یک «مرکز» و یا «هسته» ای در انسان ایجاد می کند بنام «من». چگونه؟ وقتی که ما از هر رفتار خود و دیگران چندین برداشت ذهنی درست می کنیم و یا وقتی از کودکی با هر رفتار ما چندین برچسب ارزشی و ضد ارزشی مختلف و گاه متضاد دریافت کرده ایم یا بر ما زده شده است در ذهن ما یک تصویری ایجاد می شود که ای تصویر مجموعه ای از این صفات و برچسب های ارزشی و ضد ارزشی است که در واقع «من یا شخصیت» را تشکیل می دهد. این هویت فکری و این شبح هیچ ماهیت واقعی ندارد. و فقط و فقط یک تصویر ذهنی است و در ما انواع و اقسام شخصیت ها را ایجاد می کند و ما تابع این تصویر ذهنی که حاصل افکار زائد و غیر واقعی و غیر اصیل است زندگی، احساس و رفتارمان را جهت می دهیم و باعث می شود بر اساس هویت اصیل انسانی زندگی نکنیم. بلکه تابع و اسیر آن زندگی کنیم. از این هویت فکری در واقع مرکزی بدنیا می آورد بنام «من ذهنی یا من فکری» یا همان «نفس» که مرکز همه شرارت ها است. البته من توضیح کوتاهش رو پیدا کردم. براتون گذاشتم کلیپهای بسیاری دارند این اقا.... ممنون از وقت و صبری که برای ما میگذارید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: این موارد، بیشتر با توهّماتِ بدون مبنا همراه است. اگر مباحث «معرفت نفس» و مراتب نفس را دنبال کنند، متوجه قضایایی که فکر میکنند، میگردند. در این مورد پیشنهاد میشود ترجمه جلد ۸ و ۹ اسفار را که تحت عنوان «معرفتِ نفس و حشر» روی سایت هست؛ مطالعه فرمایند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر دو کسوت خوب است. ولی توفیق معلمی اگر با نیّت انس با روح نوجوانان باشد، توفیق ارزشمندی است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: سید جمال اگر چنین سخنی را گفته است، نظر به نظمی دارد که در آن زمان در غرب در صحنه بوده است، وگرنه هرگز منظور او غفلت از برتری قرآن نسبت به سایر ادیان و سایر فرهنگها نیست. البته اگر در این زمانه بود همان حرف را هم نمی زد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: کار خوبی است و البته مباحث تاریخ اسلام میدان گستردهای میباشد که فکر میکنم با کتاب «فروغ ابدیت» آیت الله سبحانی شروع بفرمایید، شروع خوبی باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید بتوان گفت منظور آن است که سقف خانهها بلند باشد، و لذا شامل آپارتمانهای بلند نشود. با اینهمه همینکه این بلندیها در زمین آشکار میشود، زمین را از طبیعت خود خارج میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: گفت: «نومید هم مباش، که رندان جرعهنوش ** با یک کرشمه به منزل رسیدهاند». آری! خلق را با تو چنین بدخو کنند ** تا تو را ناچار رو آن سو کنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بیامتحان که نمیشود! همیشه از خدا تقاضا میکنیم که امتحانهایی برایمان تقدیر کند که از آن سرافراز بیرون آییم. به این آیه فکر کنید که تقاضای انسان عبارت است از: «رَبَّنَا لَا تُؤَاخِذْنَا إِنْ نَسِينَا أَوْ أَخْطَأْنَا ۚ رَبَّنَا وَلَا تَحْمِلْ عَلَيْنَا إِصْرًا كَمَا حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِنَا ۚ رَبَّنَا وَلَا تُحَمِّلْنَا مَا لَا طَاقَةَ لَنَا بِهِ ۖ وَاعْفُ عَنَّا وَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا ۚ أَنْتَ مَوْلَانَا فَانْصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ.» موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان که در کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» روشن شده؛ برای عبور از خیال و توهّمی، باید راهی دیگر و یا ساحت دیگری را در مقابل خود بیابیم، وگرنه همچنان آن خیال و توهّم ما را دنبال میکند. آری! قرارگرفتن در ساحت معارف الهی و یا زیارت و یا ورزش و یا رفقای قابل اطمینان؛ مواردی هستند که قدرت خیالات قبلی را به مرور کم می کنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. فکر میکنم در این تاریخ با توجه به مناسباتی که امروزه در نظام اجتماعیِ بشر پیش آمده، باید یا حوزه و یا دانشگاه را انتخاب کنید و با جدّیت تمام آن راه را ادامه دهید تا نتیجه بگیرید. ۲. نظر به وجه عبودیتمان، ما را از آن خطرات در امان میدارد. موفق باشید
