بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
31241
متن پرسش
سلام: استاد طاهرزاده عزیز همانطور که مستحضرید آقای مهدی نصیری از نظر عقیدتی با نظام جهوری اسلامی مخالفند و از نظر سیاسی که هم نظر با لیبرالها و حتی ضد انقلاب خارج نشین شده است، بطوریکه در جواب مشورت آیت الله رئیسی با کمال پر رویی و بی محلی به آیت الله رئیسی نامه سر گشاده می‌نویسد و رهبری و کل نظام را زیر سوال می‌برد و اما سوال بنده: ۱. مشورت آیت الله رئیسی با چنین فردی چه معنایی دارد که بعد هم اینگونه بی حرمتی کند؟ ۲. راستش چند سال پیش که به توصیه شما کتاب جدال با مدعی را مطالعه می‌کردم والحق کتاب جالبی بود و در من اثر بسیاری داشت ایشان را (نصیری) حداقل آدم مومنی می‌دیدم که دوستدار اهل بیت هستند و اصلا فکر نمی‌کردم که روزی برسد که ایشان مخالف نظام و رهبری عزیز باشند راستش از خودم هم می‌ترسم استاد عزیز لطفا توضیح دهید که چرا کار به اینجاها می‌کشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان‌که قبلاً نیز عرض شد در جریان نگاه و نظر ایشان هستم. به صحبت‌های اخیرشان در کلاب‌هاوس با آقای مهاجری اگر نظر کنیم معلوم می‌شود ایشان در جمعبندی، خود را در مقابل با استکبار باخته‌اند و آن شعر مشهور را خواندند که: «در برِ شیر نرّ خونخواره‌ای/ غیر تسلیم و رضا کو چاره‌ای». علت این امر، نداشتن روحیه توحیدی لازمی است که با تفکیکی‌بودن ایشان پیش می‌آید و این درست برعکس روحیه توحیدی رهبر معظم انقلاب و حضرت روح الله «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» است که در دل حکمت و عرفان مبتنی بر توحید قرآنی حرکت خود را ادامه می‌دهند. هرگز نباید روحیه توحیدی حضرت آقا را آن‌جایی که در توصیف سخن توحیدی حضرت موسی «علیه‌السلام» که یاران حضرت عرض کرده بودند در محاصره فرعون قرار گرفتیم «إنَّا لَمُدْرَکُونَ» و حضرت فرمودند: «کَلَّا إِنَّ مَعِیَ رَبِّی سَیَهْدِینِ». رهبر معظم انقلاب نیز با همان افق توحیدی به مخاطبان فرمودند: «اِنَّ مَعِیَ رَبّی سَیَهدین.» یعنی خداوند همان‌طور که با حضرت موسی «علیه‌السلام» بود و او را تنها نگذاشت، ما را تنها نمی‌گذارد و به زودی در مسیری که گام نهاده‌ایم، راهِ برون‌رفت از مشکلات را در مقابل‌مان می‌گشاید و این اوج توحید پیامبری است که انسان در بستر مقابله با استکبار، خود را نبازد و این‌چنین به زبان آورد که : «در برِ شیر نرّ خونخواره‌ای/ غیر تسلیم و رضا کو چاره‌ای». موفق باشید  

27788

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: ببخشید من تو موارد مشاوره ای کسانی که درگیر روابط دختر و پسری شدن، حالا یا به نحو دوستی یا خواستگاری های طولانی مدت بدون نتیجه، وقتی باهاشون حرف زده میشه اولش حالشون خوب میشه و از فکر کردن به اون پسر رها میشن. و به توصیه هایی مثل دعا، توسل، مطالعه هم عمل میکنن. اما دوباره بعد کلی صحبت و این کارا که بهشون میگم بعد چند روز کلا میریزن بهم و حالشون خیلی منقلب میشه و باز برمیگردن به تخیلاتشون. استاد چطوری باید فکر اون پسر رو یا دختر رو از ذهن فرد دور کرد به طور کامل؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان که در کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» روشن شده؛ برای عبور از خیال و توهّمی، باید راهی دیگر و یا ساحت دیگری را در مقابل خود بیابیم، وگرنه همچنان آن خیال و توهّم ما را دنبال می‌کند. آری! قرارگرفتن در ساحت معارف الهی و یا زیارت و یا ورزش و یا رفقای قابل اطمینان؛ مواردی هستند که قدرت خیالات قبلی را به مرور کم می کنند. موفق باشید

26967

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: سال نو را خدمت استاد عزیز تبریک عرض می کنم: با توجه با شناختی که استاد از بنده و سطح علمی ام دارید آیا برای بنده قبل از ورود به عرفان فلسفه هم نیاز هست کار کنم؟ اگر نیاز نیست چرا؟ یعنی برای بنده نیاز نیست یا برای همه فلسفه پیش نیاز فصوص نیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رویهمرفته اگر کلیّاتی از فلسفه در حدّ مباحث «معرفت نفس» و آنچه در شرح کتاب «از برهان تا عرفان» بدانید، راحت‌تر جلو می‌روید. موفق باشید

25320

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: با جستجوهایی که انجام داده ام امکان ارتباط و بهره گیری از دو عارف جلیل قدر برای بنده وجود دارد. یکی از ایشان که شاگرد سید هاشم حداد و مرحوم انصاری بوده اند ایشان اهل تجویز اربعین ها و اذکار هستند و عارف دیگری که روش ایشان استفاده از عقل و فلسفه است. به نظر شما کدام ارجحیت دارد؟ به نظر شما می توان همزمان از دو استاد بهره گرفت؟ (در هر دو صورت بنده از مطالب سیر مطالعاتی جنابعالی استفاده خواهم کرد)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بستگی به ذوق خودتان دارد. به نظرم راه «حکمت متعالیه» قابل اطمیان‌تر است. موفق باشید

24670

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: سه سوال خدمت شما دارم. اول اینکه شیوه خردمندی و عاقل بودن چگونه است؟ دوم آیا خوراک فکری و بهانه فکر کردن چگونه پیدا کنیم و چگونه تحلیل خود را قوی کنیم؟ سوم بنده از یکی از بزرگان برنامه اربعین و ذکر می گیرم و گاهی موفق به صمت و جوع و عزلت و ذکر دایم نمی شوم با اینکه همیشه با خود مشارطه می کنم گاهی با خانواده خشمگین می شوم گاهی میزان خوابم زیاد می شود اما پشیمان می شوم. البته در بیداری شب و سحر و نوافل و اذکار و اوقات نماز و قران و... بحمدلله عزم راسخ دارم. یا این نقصان ها موجب بی تاثیر شدن ذکر های اربعینی می‌شود؟ آیا به هنگام هر گناه باید اربعین از ابتدا شروع شود؟ آیا با اینگونه راه رفتن ممکن است کسی به خدا برسد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از معارف اصیل در رفع مشکلات، کار می‌آید. سیر مطالعاتی روی سایت انشاءاللّه می‌تواند مفید باشد. موفق باشید

24171
متن پرسش
سلام پدر و استاد عزیز و گرامی: طاعات و عباداتتون قبول و التماس دعا، استاد اینکه در آیه ۷۷ سوره فرقان خداوند فرمودند که اگر دعای شما نبود، خداوند چه اعتنایی به شما داشت، آیا صرفا منظور دعا هستش یا نه بطور کلی عبادت و بندگی منظور هست که مثلا یکی از مصادیق اون دعا هستش؟ استاد ببخشید یه مسئله دیگه، آیا امکانش هست که در آینده جلساتی در شهرهای دیگه هم داشته باشین، مثل استان فارس؟ درسته که مطالب و کتابهاتون در دسترس هست اما خیلی دوست داریم از نزدیک زیارتتون کنیم، کاش این توفیق شامل حالمون بشه.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. می‌توان گفت یکی از مصداق‌های آن دعایی که آیه می‌فرماید دعاهای مطرحی است که به لطف الهی ما انجام می‌دهیم. ولی خود عبادت و حتی صله‌ی رحم به امید رحمت خدا، نیز دعا است. ۲. ارادت زیادی به رفقای استان فارس که بعضاً اظهار لطف نیز نموده‌اند دارم، توفیق بشود و عمری باشد خدمت می‌رسم. موفق باشید

23937

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و تبریک به مناسبت اعیاد ماه اعظیم شعبان استاد عزیز به نظر حضرتعالی ما بحث های معرفت النفس و نهج البلاغه را همچنان ادامه دهیم یا بحث رمضان را از قبل شهر مبارک رمضان شروع کنیم برای آمادگی قلب برای این ماه مبارک؟ و علاوه بر کتاب خودتان، چه کتاب هایی را قبل این ماه توصیه می فرمایید؟ با تشکر فروان و آرزوی فزونی توفیقات جنابتان. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. مباحث مربوط به ماه رمضان باعث می‌شود تا إن‌شاءاللّه قلب با آمادگیِ بیشتری از فیوضات ماه رمضان بهره‌مند شود. ۲. کتاب «مراقبات» آیت اللّه ملکی در این مورد کتاب خوبی است و همجنین کتاب «اسرار عبادات» از آیت اللّه جوادی . موفق باشید

23495

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم استاد طاهرزاده چندی است از محضر یکی از اساتید اخلاق و عرفان که از شاگردان آیت الله سعادت پرور است و الان در استان اصفهان زندگی می کند استفاده خصوصی می کنیم. آیا در حال حاضر که عصر انقلاب اسلامی است و سالک واقعی بنا به فرمایشات شما شهدا هستند درست است که از این بزرگان استفاده کنیم؟ اگر درست است باز کدام راه بهتر است؟ راه شهدا یا راه عرفا؟ ... ناگفته نماند این استاد این نیروها را فقط برای انقلاب اسلامی و پاسداری از آن تربیت می کند. شاگردی داشت که امسال در روز اربعین در سوریه به شهادت رسید. خودش جانباز دفاع مقدس است و بارها از لسانش شنیدم که تمنای شهادت می کند. با این حال کدام راه بهتر است؟ (بهتر نه درست) ممنون استاد
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا فکر نکنیم این امور قابل جمع است؟ از رهنمودهای آن استاد عزیز جهت اصلاح خود استفاده کنید، منتهی در بستر انقلاب اسلامی و برای درک حقیقت این دوران، خود را آماده نمایید. موفق باشید

23257

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد محترم و بزرگوار: اگر انسان از تنهایی نترسد و از آن لذت ببرد ولی بمحض تاریک شدن هوا و فرا رسیدن شب از تاریکی بترسد دلیلش چیست و آیا این ترس قابل درمان است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال باید قوه‌ی واهمه را تربیت کرد. به نظر می‌آید کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» کمک می‌کند. موفق باشید

22875
متن پرسش
سلام استاد بزرگوار خدا قوت: من تقریبا از سال 85 سیر مطالعاتی شما رو شروع کردم گاهی هم بین مطالعات فاصله زیادی افتاده الان هم در حال ادامه مطالب هستم اما هیچکدام از مباحث گذشته یادم نیست فقط دارم ادامه میدم در ضمن تا سال 91 که توفیق دیدار شما رو داشتم خیلی بهتر مباحث را دنبال می کردم اما الان در کنار سلب توفیق از دیدار شما با مباحث هم مشکل دارم یکی همین مشکل فراموش کردن مطالب هستش و دوم سعی دارم آنچه را که می آموزم در زندگی اجرا کنم اما خیلی ضعیف هستم و یا اصلا نتونستم. ممنون بابت راهنمایی شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم این ربطی به نوشته‌های بنده و امثال بنده ندارد. شرایط طوری است که حتی آموزه‌های قرآن و روایت هم در نظام آموزشی و اقتصادی و سیاسیِ ما در حال حاضر هنوز نافذ نیست. ولی باید بدانیم اگر بر همان آموزه‌های دینی به شکل معقول و حکیمانه و در نظرگرفتنِ شرایط، پافشاری کنیم در شرایطی که به گفته‌ی پُست‌مدرن‌ها نهادهای منبعث از فرهنگِ غرب جواب نداده، آن آموزه‌ها به مرور کاربردی می‌شود. عمده تلاش و مقاومت برای تحقق آموزه‌های دینی است و صبر بر آن‌ها. لذا است که باید با عقلی خاص به این نوع آموزه‌ها رجوع کرد؛ همان‌طور که در امور فردی ما به مرور باید خودسازیِ خود را مدیریت کنیم. موفق باشید   

20757
متن پرسش
با سلام: رستگاری برای 1. سایر فرقه های اسلامی 2. ادیان اهل کتاب 3. غیر اهل کتاب و 4. آیین هایی چون بهاییت چگونه است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرکس به اندازه‌ی توحیدی که دارد، رستگار می‌شود. می‌ماند بهائیت که یک حزبِ در اختیار استکبار و صهیونیسم است که به عنوان یک بمب در کشور ما هروقت که آن‌ها خواستند منفجر می‌شود. موفق باشید

20559

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در ادامه پرسش 20556 فرض کنید در حال حاضر شخصی دو انتخاب دارد و می تواند به هر دو عمل کند. هم به زیارت امام حسین (ع) در اربعین با معرفت برود و هم به عنوان مدافع حرم شرکت کند. چطور باید تشخیص دهد کدام را باید انجام دهد که نتیجه کار بهتر باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت علی«علیه‌السلام» در این موارد توصیه می‌کنند ببینیم کدام راه و عمل نسبت به میل نفس امّاره‌ی ما نزدیک است، آن را ترک کنید. و یا بنگریم کدام‌یک در آن تاریخ برای اسلام مفیدتر است، به آن اقدام کنیم. موفق باشید

19671
متن پرسش
سلام و عرض ادب: ضمن آرزوي قبولي طاعات و عبادات: در زمينه مراتب تبعيت و اطاعت تو آثار استاد يا هر بزرگوار ديگه اي منبع مطالعاتي مي خواستم معرفي بفرماييد. مراتب تبعيت و اطاعت از نازل ترين مرتبه تا بالاترين مرتبه. ممنونم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در بحث «برهان صدیقین» موضوعی تحت عنوان «هویتِ تعلّقیِ معلول» مطرح است که در آن روشن می‌شود بودنِ انسان عین اتصال به حق است. و حال اگر کسی بخواهد مطابق حقیقت خود عمل کند باید با انتخاب خود، عین اتصال به حق باشد که این با اطاعت خدا صورت می‌گیرد و شریعت الهی برای به فعلیت‌یافتن همین اطاعت است و موجب می‌شود شخصیت انسان با حقیقت وجودی آن هماهنگ شود. موفق باشید

19171
متن پرسش
با سلام: استاد عزیز می خواستم نظر شما را در مورد نوع کار کردن ژاپنی ها که گاهی هفده هجده ساعت کار می کنند بدانم. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این زندگیِ بدی است. چرا باید نیازهای دنیایی آدم این اندازه زیاد باشد که مجبور باشد برای رفع آن نیازها، این اندازه کار کند؟! موفق باشید

18883

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد عزیز: با توجه به سوال 18862 می توان گفت روح در مقامی برتر از مقام نوری اهل البیت و حقیقت محمدیه است؟ با تشکر و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً باید روح را منطبق با مقام نوری اهل‌البیت«علیهم‌السلام» و حقیقت محمدی«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» گرفت. اصل بحث به طور نسبتاً مفصل در شرح کتاب «مصباح الهدایه» حضرت امام مطرح شده. موفق باشید

16494
متن پرسش
با سلام: استاد عزیز در کتاب تاریخ فلسفه غرب، فرمودید که هگل وجود را تابت نمی داند، بلکه برای آن صیرورت قائل است. آیا این به معناى انفعالي دانستن وجود نيست؟ ممنون
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است؛ البته هگل حقیقت را در صورت انسان ظاهر می‌بیند و این غیر از حقیقتی است که آموزه‌های دینی مدّ نظر دارد. جناب آقای دکتر علی امیرخانی چهار جلسه در موسسه‌ی روزگار نو در رابطه با هگل نکات ارزشمندی را مطرح کرده‌اند، خوب است که آن مباحث را از آن موسسه تهیه نمایید. موفق باشید

32060
متن پرسش

سلام خدمت استاد محترم: یک مطلبی دیدم مبنی بر اینکه شما و چند نفر دیگه فردیدی هستید. می‌خواستم نظرتون رو در مورد این مقاله به آدرس https://ghiam.ir/?p=519 بدونم. اندکی ذهن حقیر رو درگیر کرده. بخشی از مقاله: «فردید معتقد به ذات داشتن تمام پدیده‌های مدرن ازجمله فناوری است، یعنی آن‌ها ابزاری نیست که خنثی باشد و بتوان در چارچوب‌های تصوری (پارادایم‌های) دیگر نیز از آن‌ها بهره برد. وی از مهم‌ترین موانع بنیادین تفکر بین مسلمانان را تئولوژی‌اندیشی (گفتمان کلامی) در معنای پذیرش پاره‌ای مفروضات سنتی و تاریخی به‌صورت غیرانتقادی می‌داند. جریان فردید با تجددستیزی حداکثری بر افرادی نظیر عباس معارف، رضا داوری، مددپور، اصغر طاهرزاده، رجبی، ریخته‌گران، جوزی، سلیمان حشمت، عبدالکریمی، یوسفعلی میرشکاک و… اثر گذاشته است. این جریان معتقد به ناسازگاری دین و علوم جدید است. مهم‌ترین استراتژی این جریان شناساندن مبانی فلسفی تمدن غرب و به تعبیر خودشان، شناخت عمیق آن و درنهایت نقد آن است. این جریان با طرح اولویت غرب‌شناسی (نسبت به اسلام‌شناسی یا اقدامات اصلاحی) و فروکاست همهٔ تعارضات در کشور و دنیا به مدرنیته، تلاش می‌کند ضمن تقلیل همهٔ ساحات تقابل اسلام و استکبار جهانی به بحثی فلسفی، تمام مشکلات و چالش‌ها را به مدرنیته، استفاده از دستاوردهای بشری جدید احاله دهد. این تفکر، فناوری را شیطانی نامیده و از ضرورت کنار گذاشتن آن سخن می‌گویند. این جریان پست‌مدرن متأثر از نوع تفکر مسیحی اروپای متصل، تلاش می‌کند با نوعی رویکرد عرفانی شهودی به مقابله باعقل فلسفی اروپای متصل با مبنای یهودی بپردازد. محوریت یافتن عقل ابزاری، عقل خودبنیاد و سودمحوری جزو نقدهای جدی این جریان به غرب است. بخش‌های مذهبی‌تر و انقلابی‌تر این جریان، تلاش زیادی دارد شهید سید مرتضی آوینی را نیز متصل به خود نشان دهد و از این طریق در جذب جوانان انقلابی فعالانه عمل کند. واقعیت این است که آوینی هیچ‌گاه مستقیماً شاگرد فردید نبود. بعضی حرف‌های او در فضای عمل‌زدهٔ پایان دههٔ ۶۰ و آغاز دههٔ ۷۰ که نقدها به غرب‌زدگی در اعتراض و احیاناً برخوردهای فیزیکی با مظاهر خرد تهاجم فرهنگی خود را نشان می‌داد، در کتبی نظیر «توسعه و مبانی تمدن غرب» با این جریان قرابت دارد، اما آوینی متأخر که خود دست به دوربین و استفاده‌کننده از فناوری است به‌ویژه در آثاری نظیر جلد سوم «آیینهٔ جادو» کاملاً از این جریان فاصله گرفته و با نفی ذات قائل شدن برای فناوری و احیاناً شیطانی دانستن آن‌چنان‌که در جریان فردید اتفاق می‌افتد، معتقد است مسئلهٔ اصلی تحول انفسی انسانی است که از فناوری استفاده می‌کند، یعنی مهم انسانی است که فناوری مثل دوربین و سینما را به کار می‌گیرد و نه اینکه اصل فناوری و سینما را شیطانی بدانیم.[۱۱] این اندیشه با منبعی التقاطی تلاش دارد تا نگاه هایدگر را بر تاریخ تفکر فلسفی و علمی تطبیق کند و لذا ساده‌سازی‌های بسیاری دارد، نظیر این‌که بدون دلیل دوران پیشاسقراطی را دوران امت واحده و علم حضوری می‌خواند بدون آن‌که به شرک اساطیری یونان که در دوران هلنیسم در رم نیز بازتولید شد و صوفیسم یونانی که ارسطو و افلاطون در برابر آن ایستادند، توجهی کند. تطبیق اسماء نیز بر دوران مختلف مستند مشخص عرفانی یا دینی جز نظریات هایدگر ندارد. فردید بیشتر بر سلب تمرکز دارد و بحث ایجابی مدلل و دقیقی از او دیده نشده است. این اندیشه با فرض حوالت تاریخی، نوعی جبر و عدم امکان تغییر با اراده‌های انسانی را به دنبال دارد و به‌نوعی انفعال و خودداری از اصلاح می‌انجامد که در اقدامات اجتماعی و سیاسی معتقدین به این جریان نمود دارد؛ گذشته از آن‌که با دستورات دینی نیز تباین دارد. این اندیشه حاصل استفاده از ادبیات عرفان نظری بدون طی کردن عرفان عملی است (چنان‌که کسی در مورد فردید، گذر از مراحل عرفان عملی را روایت نکرده) و لذا سخنان او همانند سایرین که چنین می‌کنند، حالتی شطح‌گونه یافته است، علاوه بر آن‌که آن را با تفسیر هگلی مارکسیستی آمیخته است. نه‌تنها برداشت او از ابن‌عربی که برداشت او از هایدگر نیز ناقص است. علاوه بر آن به لوازم هرمنوتیکی مکتب هایدگر که به نسبی‌گرایی می‌انجامد و نتیجتاً توانایی نقد را از دست می‌دهد، توجه ندارد. استفاده از ادبیات عرفانی نه‌تنها به‌وسیلهٔ او که به‌وسیلهٔ روشنفکران التقاطی و غرب‌گرای حداکثری عوارض زیادی ایجاد کرده است، نظیر خیر دانستن همهٔ بدی و خوبی‌ها که نوعی پلورالیسم با ادبیات دینی و عرفانی است. فردید با طرح هایدگر می‌خواست به‌نقد غرب بپردازد، اما در عمل از یک اندیشهٔ غربی به اندیشهٔ دیگر غربی روی آورد و سبب بسط آن شد که گذشته از آثار سوءش با ادعای کل‌نگری و عدم امکان خوب و بد کردن غرب در تناقض است. گذشته از این، همهٔ عالم اسماء الهی هستند اما او آن را تنها به انسان و زندگی جمعی انسان تقلیل می‌دهد. پیروان این اندیشه مواضع سیاسی متفاوتی را گرفتند، گرچه اکثراً بسته به اقتضاء این نظریه سکوت پیشه کردند، فردید مواضع سیاسی با چرخش‌های ۱۸۰ درجه‌ای متعدد داشته است، قبل از انقلاب در تلویزیون شاهنشاهی به مدح شاه پرداخته در انجمن فلسفهٔ رژیم حضورداشته و حتی در تدوین ایدئولوژی حزب رستاخیز کمک کرده است، بعداز انقلاب، در مدح انقلاب و حتی بسیجیان سخنانی گفت، اما مبارزه در زندگی او حضور نداشته است. چهره‌ای از این جریان مثل رضا داوری اردکانی به ریاست فرهنگستان علوم و عضویت در شورای عالی انقلاب فرهنگی رسید، اما حتی علیه مرگ بر آمریکا سخن گفت و آن را نشان توسعه‌نیافتگی نامید و با مدرن‌ترین جریان‌های سیاسی و فکری تجدیدنظرطلب در یک جبههٔ سیاسی قرار گرفت. شاید انقلابی‌ترین مواضع را در این طیف اصغر طاهرزاده داشته که البته امام و انقلاب را در تفکر خود و در مقابله با مدرنیته معنی کرده است.»

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً اکثر آقایانی که نام بردید افرادی هستند که بنده با آن‌ها هم‌دل می‌باشم. ولی آن‌ها را در بستر تاریخی که با حضرت امام به ظهور آمد می‌پذیرم و به همین جهت با آقای عبدالکریمی که در درک انقلاب اسلامی ناقص و ناتوان هستند و مسائل ما را در جای دیگری دنبال می‌کنند، سخت مخالف می‌باشم.

تصور بنده آن است که نویسنده مقاله به جای آن‌که «تفکر» را موضوع قرار دهند، تلاش دارند افراد را در جبهه‌های مختلف تقسیم کنند و این نوعی مرگِ تفکر است. باید از خود پرسید رسالت تفکر در این تاریخ چیست؟ بنده رسالت تفکر در این تاریخ را نظر به حقیقت انقلاب اسلامی می‌دانم که تواناییِ به ظهورآوردن شخصیتی همچون حاج قاسم سلیمانی را دارا است و آن را بنیان حضور اصیل انسان در این تاریخ می‌دانم، و هر آن‌کس که در این میدان تفکر کند از نظر بنده حقیقتاً متفکر است، حال چه آقای دکتر فردید باشد و چه آقای دکتر داوری؛ و البته شهید آوینی که جای خود دارد. در رابطه با نسبت ما با تکنیک از یک طرف و حضور تاریخیِ ما در انقلاب اسلامی، خوب است به عرایض اخیر بنده که تحت عنوان «پانزده نکته در جایگاه تاریخی "عقل تکنیک"» در حال انجام است، رجوع شود. https://dialog.sohasima.ir/ch/elm-fanavari . موفق باشید

31806

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: استاد هفته گذشته در یادواره علامه حکیم حسن زاده هدیه ای به ما عنایت کردید و آن در نظر گرفتن ایشان در نماز هایمان بود حقیر یک هفته ای است می‌خواهم این کار را انجام دهم و گاها طبق تصور خودم انجام می‌دهم ولی اگر لطف کنید درباره نصب عین کردن استاد خویش توضیح بیشتری عنایت کنید؟ نحوه ی آن چگونه است؟ آیا منظور در نظر گرفتن تمثال ایشان، شخصیت ایشان یا غیره است؟ باشد که با توضیح بیشتر شما و توفیق عمل راهی به حقیقت نماز برایمان گشوده شود.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! روحی که سفر به عالم برزخ می کند و در برزخ حیّ و حاضر است، می‌تواند اگر به او رجوع کنیم به نحوی با هویت او در برزخ آشنایی کلی پیدا نماییم. مطالبی در این رابطه در کتاب «چگونگی فعلیت‌یافتن باورهای دینی» شده است. موفق باشید

 

30757
متن پرسش
سلام علیکم وقت شما بخیر: نظرتان را راجع به متن زیر می‌فرمایید. علی الخصوص آنجایی که گفته شده: عشق به امیر المومنین علیه السلام یک هیبت و سنگینی خاصی داره و قراره از راه عشق به حسین بن علی (علیهما السلام) به ولایت مولا برسیم. چرا عشق و محبت امام حسین (علیه السلام ) راحت و روان اتفاق می افته اما عشق به امیر المومنین (علیه السلام )، یک هیبت و سنگینی خاصی داره و برای عموم مردم اتفاق نمی افته؟ 〰〰〰〰〰〰 پاسخ: ولایت علی ابن ابی طالب حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی امیر المومنین (علیه السلام) سر چشمه ی علوم و معارفه و زمانی که بخواهی به سرچشمه راه پیدا کنی، باید زحمت بیشتری رو متحمل بشی باید رودخانه رو بگیری بری بالا تا به چشمه برسی، داخل شدن به حرم امن ولایت علی (علیه السلام)، برای خواص هست. اما امام حسین (علیه السلام) همه گیر و فراگیر هست قراره از راه عشق به حسین بن علی علیهما السلام به ولایت مولا (علیه السلام) برسیم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده سخن به جایی است. آری! نور حضرت سیدالشهداء «علیه‌السلام» راهی می‌شود تا انسان به اصلِ ولایت و افضل آن که به قول حضرت باقر «علیه‌السلام» مربوط به علی «علیه‌السلام» است؛ برسیم. در آن جا است که تازه متوجه می‌شویم چرا فرمودند: «کُلّنا محمّد». زیرا همه در پرتو نور ولایت محمدی «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» به صحنه آمده‌اند. موفق باشید

30143

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض ادب: جناب استاد شما از بین دو رشته پرستاری و معلمی (دبستان) که هر دو خدمت هستند کدامیک را در شرایط کنونی به مسیر سعادت و رضای خدا نزدیک تر می‌بینید؟ (هردو رشته مورد علاقه هستند) و با توجه به اینکه کار در بیمارستان فضای خوبی از نظر حجاب خانم ها و عدم رعایت برخی از احکام از قبیل لمس یا نگاه به نامحرم ممکن است خوب رعایت نشود. (ممنون اجرکم عند الله)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر دو کسوت خوب است. ولی توفیق معلمی اگر با نیّت انس با روح نوجوانان باشد، توفیق ارزشمندی است. موفق باشید

29891

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام: با مقایسه دیوان حافظ به تصحیح غنی و قزوینی با برخی تصحیح های دیگر چون تصحیح قدسی احساس می‌شود غنی اشعاری که بوی تشیع حافظ را بدهد نیاورده است. سالها پیش سخنرانی از استاد فاطمی نیا گوش می‌کردم اگر خطا نکنم در مورد انواع کشف بود و اینکه علامه در کنار مقبره حافظ برایشان کشف شد که این شعر از حافظ است «قبر امام هشتم و سلطان دین رضا از جان ببوس و بر در آن بارگاه باش» این شعر در غنی نیست ولی در قدسی هست. البته شعری در غنی آمده که «کجاست صوفی دجال فعل ملحد شکل بگو بسوز که مهدی دین پناه رسید» که البته چون اهل سنت هم به مهدی معتقدند شاید ازین لحاظ غنی اشکالی در آوردن این شعر نمی‌دیدند دو سوال دارم: ۱. غنی بعلت اینکه حافظ را سنی می دانستند اشعار تشیعی او را نیاوردند یا واقعا این اشعار از حافظ نیست و در نسخ کهن نیامده است و اگر از حافظ نیست آن کشف علامه چگونه قابل توجیه است؟ ۲. حضرتعالی کدام تصحیح را به حافظ نزدیکتر و توصیه می‌فرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در این موارد تحقیقی نداشته‌ام. جناب اقای غنی و قزوینی انسان‌های محققی بوده‌اند. مهم، روح غزلیات جناب حافظ است که بالاتر از شیعه و سنیِ رسمی در عالَم و در نسبت با حضرت حق حاضر است مثل سایر عرفا. موفق باشید

25619
متن پرسش
سلام: با مسأله ارتداد و حکم آن در اسلام چه کنیم. واقعاً توجیه آن برای افراد منتقد سخت است. از ترس رسیدن بحث به این نقطه اصلا جرأت نمی‌کنیم وارد بحث شویم. فقط یک پاسخ ضعیف می توان به آن داد و آن هم این است که ارتداد شرایطی دارد که منجر به اعدام می شود و ... ولی باز هم توجیه خوبی نیست. به هر حال یک غیر مسلمان وقتی می‌بیند که در صورت پذیرش اسلام و سپس پشیمانی، حق بازگشت ندارد مگر این که همواره ساکت باشد و تبلیغ علیه اسلام نکند، نمی‌تواند این را هضم کند. خواهشمندم چاره خوبی برای آن بیابید. این زمانه، زمانه توجیه های سطحی نیست. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قضیه‌ی «ارتداد» به این معناها نیست که کسی اگر امروز مسلمان شد و فردا از اسلام دست برداشت، به معنایِ مرتدّ بالفطره باید کشته شود! قضیه مربوط به توطئه‌هایی است که با نقشه می‌آمدند و مسلمانیِ خود را اظهار می‌کردند و بعد برای ضربه‌زدن به اسلام می‌گفتند ما رفتیم و اسلام را بررسی کردیم، چیزی نداشت و در نتیجه از اسلام برمی‌گردیم. از این طریق می‌خواستند یک نوع مقابله با اسلام انجام دهند. آری! در این مورد باید با توطئه برخورد کرد شبیه کار سلمان رشدی که کار را از این هم جلوتر برد، حتی به عنوان یک مسلمان، تهمت‌های صریحی به نوامیس اسلام زد و از اول هم معلوم بود که مأموریتی در این کار دارد. موفق باشید

24747
متن پرسش
سلام: همسرم مدتی به ریاضت های سنگین مشغول بود و به روزه های طولانی در هوای گرم و نمازهای طولانی در شب روی آورده بود. الان بعد از ۱۰ سال زندگی با ایشان که شاهد این ریاضت ها بودم، چند ماهی است که نماز هم نمی خواند و می گوید این ریاضت ها من را نجات نداد و من همان آدم پست قبلیم. و این ها را رها کرد. ایشان مطالعات زیاد از قرآن، تفسیر و سایر کتب علوم دینی هم داشته و با برهان و دلیل زندگی می کند. الان به همه چیز خدا و بهشت و جهنم و رسالت شک کرده، و نماز و روزه را ترک. من چه باید بکنم. با این انسان مرتد زندگی کنم؟ رسما دم از ارتداد می زند. استاد راهنمایی بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این افراد را نباید مرتد به حساب آورد. به هر صورت به جهت تصورات ناقصی که نسبت به دین و عبادات داشته‌اند، به این نوع مشکلات گرفتار شده‌اند. به آن‌ها باید اجازه داد تا این بودن را نیز تجربه کنند و برسند به این‌که آیا زندگیِ با خدابودن، ابدیت آن‌ها را صفا می‌دهد یا آن‌چه که اهل دنیا بدان مشغول هستند؟ موفق باشید

24656
متن پرسش
با سلام: بنده مدتی است کتاب ادب خیال و عقل و قلب را مطالعه می کنم. در خصوص رشد همه جانبه بعد جسم و خیال و قلب و عقل نکاتی فرموید. جسم و عقل را کامل متوجه هستم، اگر ممکن است توضیح بفرمایید که: ۱. تعریف دقیق خیال و قلب چیست؟ آیا خیال زیر مجموعه قلب است یا بالعکس یا این که بالکل متفاوت هستند. جایگاه این دو نسبت به هم چیست؟ ۲. رشد خیال و قلب چگونه ممکن است. مثلا چه کاری برای آن لازم و مفید و یا چه کاری مضر است. ۳. در طول زندگی بر اثر مشکلات روزمره، گاهی اوقات انسان خیلی دلش نازک می شود. آیا می توان از این رقت قلب استفاده کرد و آن را در مسیر پرورش قلب به کار گرفت؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. و ۲. خوب است که بحث «جهان گمشده» را در کانال «ندای بی‌صدای انقلاب اسلامی» دنبال بفرمایید. ۳. همین‌طور است. خداوند قلبِ رقیق را دوست دارد. خداوند می فرماید:أنا عند المنكسرة قلوبهم لأجلى. من نزد كسانى هستم كه قلبهايشان براى من شكسته است. موفق باشید

24333

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: با توجه به جواب شما در سوال ۲۴۳۱۹ شما علت انحراف فلسفه غرب در این موضوع را توقف آنها در حس بدون عقل می دانید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نه؛ بحث آن مفصل است. در این مورد خوب است که به نگاه کانت نسبت به عالم و آدم توجه شود. موفق باشید

نمایش چاپی