باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنانکه قبلاً نیز عرض شد در جریان نگاه و نظر ایشان هستم. به صحبتهای اخیرشان در کلابهاوس با آقای مهاجری اگر نظر کنیم معلوم میشود ایشان در جمعبندی، خود را در مقابل با استکبار باختهاند و آن شعر مشهور را خواندند که: «در برِ شیر نرّ خونخوارهای/ غیر تسلیم و رضا کو چارهای». علت این امر، نداشتن روحیه توحیدی لازمی است که با تفکیکیبودن ایشان پیش میآید و این درست برعکس روحیه توحیدی رهبر معظم انقلاب و حضرت روح الله «رضواناللهتعالیعلیه» است که در دل حکمت و عرفان مبتنی بر توحید قرآنی حرکت خود را ادامه میدهند. هرگز نباید روحیه توحیدی حضرت آقا را آنجایی که در توصیف سخن توحیدی حضرت موسی «علیهالسلام» که یاران حضرت عرض کرده بودند در محاصره فرعون قرار گرفتیم «إنَّا لَمُدْرَکُونَ» و حضرت فرمودند: «کَلَّا إِنَّ مَعِیَ رَبِّی سَیَهْدِینِ». رهبر معظم انقلاب نیز با همان افق توحیدی به مخاطبان فرمودند: «اِنَّ مَعِیَ رَبّی سَیَهدین.» یعنی خداوند همانطور که با حضرت موسی «علیهالسلام» بود و او را تنها نگذاشت، ما را تنها نمیگذارد و به زودی در مسیری که گام نهادهایم، راهِ برونرفت از مشکلات را در مقابلمان میگشاید و این اوج توحید پیامبری است که انسان در بستر مقابله با استکبار، خود را نبازد و اینچنین به زبان آورد که : «در برِ شیر نرّ خونخوارهای/ غیر تسلیم و رضا کو چارهای». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان که در کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» روشن شده؛ برای عبور از خیال و توهّمی، باید راهی دیگر و یا ساحت دیگری را در مقابل خود بیابیم، وگرنه همچنان آن خیال و توهّم ما را دنبال میکند. آری! قرارگرفتن در ساحت معارف الهی و یا زیارت و یا ورزش و یا رفقای قابل اطمینان؛ مواردی هستند که قدرت خیالات قبلی را به مرور کم می کنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: رویهمرفته اگر کلیّاتی از فلسفه در حدّ مباحث «معرفت نفس» و آنچه در شرح کتاب «از برهان تا عرفان» بدانید، راحتتر جلو میروید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بستگی به ذوق خودتان دارد. به نظرم راه «حکمت متعالیه» قابل اطمیانتر است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: از معارف اصیل در رفع مشکلات، کار میآید. سیر مطالعاتی روی سایت انشاءاللّه میتواند مفید باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. میتوان گفت یکی از مصداقهای آن دعایی که آیه میفرماید دعاهای مطرحی است که به لطف الهی ما انجام میدهیم. ولی خود عبادت و حتی صلهی رحم به امید رحمت خدا، نیز دعا است. ۲. ارادت زیادی به رفقای استان فارس که بعضاً اظهار لطف نیز نمودهاند دارم، توفیق بشود و عمری باشد خدمت میرسم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. مباحث مربوط به ماه رمضان باعث میشود تا إنشاءاللّه قلب با آمادگیِ بیشتری از فیوضات ماه رمضان بهرهمند شود. ۲. کتاب «مراقبات» آیت اللّه ملکی در این مورد کتاب خوبی است و همجنین کتاب «اسرار عبادات» از آیت اللّه جوادی . موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا فکر نکنیم این امور قابل جمع است؟ از رهنمودهای آن استاد عزیز جهت اصلاح خود استفاده کنید، منتهی در بستر انقلاب اسلامی و برای درک حقیقت این دوران، خود را آماده نمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال باید قوهی واهمه را تربیت کرد. به نظر میآید کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» کمک میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم این ربطی به نوشتههای بنده و امثال بنده ندارد. شرایط طوری است که حتی آموزههای قرآن و روایت هم در نظام آموزشی و اقتصادی و سیاسیِ ما در حال حاضر هنوز نافذ نیست. ولی باید بدانیم اگر بر همان آموزههای دینی به شکل معقول و حکیمانه و در نظرگرفتنِ شرایط، پافشاری کنیم در شرایطی که به گفتهی پُستمدرنها نهادهای منبعث از فرهنگِ غرب جواب نداده، آن آموزهها به مرور کاربردی میشود. عمده تلاش و مقاومت برای تحقق آموزههای دینی است و صبر بر آنها. لذا است که باید با عقلی خاص به این نوع آموزهها رجوع کرد؛ همانطور که در امور فردی ما به مرور باید خودسازیِ خود را مدیریت کنیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هرکس به اندازهی توحیدی که دارد، رستگار میشود. میماند بهائیت که یک حزبِ در اختیار استکبار و صهیونیسم است که به عنوان یک بمب در کشور ما هروقت که آنها خواستند منفجر میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت علی«علیهالسلام» در این موارد توصیه میکنند ببینیم کدام راه و عمل نسبت به میل نفس امّارهی ما نزدیک است، آن را ترک کنید. و یا بنگریم کدامیک در آن تاریخ برای اسلام مفیدتر است، به آن اقدام کنیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در بحث «برهان صدیقین» موضوعی تحت عنوان «هویتِ تعلّقیِ معلول» مطرح است که در آن روشن میشود بودنِ انسان عین اتصال به حق است. و حال اگر کسی بخواهد مطابق حقیقت خود عمل کند باید با انتخاب خود، عین اتصال به حق باشد که این با اطاعت خدا صورت میگیرد و شریعت الهی برای به فعلیتیافتن همین اطاعت است و موجب میشود شخصیت انسان با حقیقت وجودی آن هماهنگ شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این زندگیِ بدی است. چرا باید نیازهای دنیایی آدم این اندازه زیاد باشد که مجبور باشد برای رفع آن نیازها، این اندازه کار کند؟! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً باید روح را منطبق با مقام نوری اهلالبیت«علیهمالسلام» و حقیقت محمدی«صلواتاللّهعلیهوآله» گرفت. اصل بحث به طور نسبتاً مفصل در شرح کتاب «مصباح الهدایه» حضرت امام مطرح شده. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است؛ البته هگل حقیقت را در صورت انسان ظاهر میبیند و این غیر از حقیقتی است که آموزههای دینی مدّ نظر دارد. جناب آقای دکتر علی امیرخانی چهار جلسه در موسسهی روزگار نو در رابطه با هگل نکات ارزشمندی را مطرح کردهاند، خوب است که آن مباحث را از آن موسسه تهیه نمایید. موفق باشید
سلام خدمت استاد محترم: یک مطلبی دیدم مبنی بر اینکه شما و چند نفر دیگه فردیدی هستید. میخواستم نظرتون رو در مورد این مقاله به آدرس https://ghiam.ir/?p=519 بدونم. اندکی ذهن حقیر رو درگیر کرده. بخشی از مقاله: «فردید معتقد به ذات داشتن تمام پدیدههای مدرن ازجمله فناوری است، یعنی آنها ابزاری نیست که خنثی باشد و بتوان در چارچوبهای تصوری (پارادایمهای) دیگر نیز از آنها بهره برد. وی از مهمترین موانع بنیادین تفکر بین مسلمانان را تئولوژیاندیشی (گفتمان کلامی) در معنای پذیرش پارهای مفروضات سنتی و تاریخی بهصورت غیرانتقادی میداند. جریان فردید با تجددستیزی حداکثری بر افرادی نظیر عباس معارف، رضا داوری، مددپور، اصغر طاهرزاده، رجبی، ریختهگران، جوزی، سلیمان حشمت، عبدالکریمی، یوسفعلی میرشکاک و… اثر گذاشته است. این جریان معتقد به ناسازگاری دین و علوم جدید است. مهمترین استراتژی این جریان شناساندن مبانی فلسفی تمدن غرب و به تعبیر خودشان، شناخت عمیق آن و درنهایت نقد آن است. این جریان با طرح اولویت غربشناسی (نسبت به اسلامشناسی یا اقدامات اصلاحی) و فروکاست همهٔ تعارضات در کشور و دنیا به مدرنیته، تلاش میکند ضمن تقلیل همهٔ ساحات تقابل اسلام و استکبار جهانی به بحثی فلسفی، تمام مشکلات و چالشها را به مدرنیته، استفاده از دستاوردهای بشری جدید احاله دهد. این تفکر، فناوری را شیطانی نامیده و از ضرورت کنار گذاشتن آن سخن میگویند. این جریان پستمدرن متأثر از نوع تفکر مسیحی اروپای متصل، تلاش میکند با نوعی رویکرد عرفانی شهودی به مقابله باعقل فلسفی اروپای متصل با مبنای یهودی بپردازد. محوریت یافتن عقل ابزاری، عقل خودبنیاد و سودمحوری جزو نقدهای جدی این جریان به غرب است. بخشهای مذهبیتر و انقلابیتر این جریان، تلاش زیادی دارد شهید سید مرتضی آوینی را نیز متصل به خود نشان دهد و از این طریق در جذب جوانان انقلابی فعالانه عمل کند. واقعیت این است که آوینی هیچگاه مستقیماً شاگرد فردید نبود. بعضی حرفهای او در فضای عملزدهٔ پایان دههٔ ۶۰ و آغاز دههٔ ۷۰ که نقدها به غربزدگی در اعتراض و احیاناً برخوردهای فیزیکی با مظاهر خرد تهاجم فرهنگی خود را نشان میداد، در کتبی نظیر «توسعه و مبانی تمدن غرب» با این جریان قرابت دارد، اما آوینی متأخر که خود دست به دوربین و استفادهکننده از فناوری است بهویژه در آثاری نظیر جلد سوم «آیینهٔ جادو» کاملاً از این جریان فاصله گرفته و با نفی ذات قائل شدن برای فناوری و احیاناً شیطانی دانستن آنچنانکه در جریان فردید اتفاق میافتد، معتقد است مسئلهٔ اصلی تحول انفسی انسانی است که از فناوری استفاده میکند، یعنی مهم انسانی است که فناوری مثل دوربین و سینما را به کار میگیرد و نه اینکه اصل فناوری و سینما را شیطانی بدانیم.[۱۱] این اندیشه با منبعی التقاطی تلاش دارد تا نگاه هایدگر را بر تاریخ تفکر فلسفی و علمی تطبیق کند و لذا سادهسازیهای بسیاری دارد، نظیر اینکه بدون دلیل دوران پیشاسقراطی را دوران امت واحده و علم حضوری میخواند بدون آنکه به شرک اساطیری یونان که در دوران هلنیسم در رم نیز بازتولید شد و صوفیسم یونانی که ارسطو و افلاطون در برابر آن ایستادند، توجهی کند. تطبیق اسماء نیز بر دوران مختلف مستند مشخص عرفانی یا دینی جز نظریات هایدگر ندارد. فردید بیشتر بر سلب تمرکز دارد و بحث ایجابی مدلل و دقیقی از او دیده نشده است. این اندیشه با فرض حوالت تاریخی، نوعی جبر و عدم امکان تغییر با ارادههای انسانی را به دنبال دارد و بهنوعی انفعال و خودداری از اصلاح میانجامد که در اقدامات اجتماعی و سیاسی معتقدین به این جریان نمود دارد؛ گذشته از آنکه با دستورات دینی نیز تباین دارد. این اندیشه حاصل استفاده از ادبیات عرفان نظری بدون طی کردن عرفان عملی است (چنانکه کسی در مورد فردید، گذر از مراحل عرفان عملی را روایت نکرده) و لذا سخنان او همانند سایرین که چنین میکنند، حالتی شطحگونه یافته است، علاوه بر آنکه آن را با تفسیر هگلی مارکسیستی آمیخته است. نهتنها برداشت او از ابنعربی که برداشت او از هایدگر نیز ناقص است. علاوه بر آن به لوازم هرمنوتیکی مکتب هایدگر که به نسبیگرایی میانجامد و نتیجتاً توانایی نقد را از دست میدهد، توجه ندارد. استفاده از ادبیات عرفانی نهتنها بهوسیلهٔ او که بهوسیلهٔ روشنفکران التقاطی و غربگرای حداکثری عوارض زیادی ایجاد کرده است، نظیر خیر دانستن همهٔ بدی و خوبیها که نوعی پلورالیسم با ادبیات دینی و عرفانی است. فردید با طرح هایدگر میخواست بهنقد غرب بپردازد، اما در عمل از یک اندیشهٔ غربی به اندیشهٔ دیگر غربی روی آورد و سبب بسط آن شد که گذشته از آثار سوءش با ادعای کلنگری و عدم امکان خوب و بد کردن غرب در تناقض است. گذشته از این، همهٔ عالم اسماء الهی هستند اما او آن را تنها به انسان و زندگی جمعی انسان تقلیل میدهد. پیروان این اندیشه مواضع سیاسی متفاوتی را گرفتند، گرچه اکثراً بسته به اقتضاء این نظریه سکوت پیشه کردند، فردید مواضع سیاسی با چرخشهای ۱۸۰ درجهای متعدد داشته است، قبل از انقلاب در تلویزیون شاهنشاهی به مدح شاه پرداخته در انجمن فلسفهٔ رژیم حضورداشته و حتی در تدوین ایدئولوژی حزب رستاخیز کمک کرده است، بعداز انقلاب، در مدح انقلاب و حتی بسیجیان سخنانی گفت، اما مبارزه در زندگی او حضور نداشته است. چهرهای از این جریان مثل رضا داوری اردکانی به ریاست فرهنگستان علوم و عضویت در شورای عالی انقلاب فرهنگی رسید، اما حتی علیه مرگ بر آمریکا سخن گفت و آن را نشان توسعهنیافتگی نامید و با مدرنترین جریانهای سیاسی و فکری تجدیدنظرطلب در یک جبههٔ سیاسی قرار گرفت. شاید انقلابیترین مواضع را در این طیف اصغر طاهرزاده داشته که البته امام و انقلاب را در تفکر خود و در مقابله با مدرنیته معنی کرده است.»
باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً اکثر آقایانی که نام بردید افرادی هستند که بنده با آنها همدل میباشم. ولی آنها را در بستر تاریخی که با حضرت امام به ظهور آمد میپذیرم و به همین جهت با آقای عبدالکریمی که در درک انقلاب اسلامی ناقص و ناتوان هستند و مسائل ما را در جای دیگری دنبال میکنند، سخت مخالف میباشم.
تصور بنده آن است که نویسنده مقاله به جای آنکه «تفکر» را موضوع قرار دهند، تلاش دارند افراد را در جبهههای مختلف تقسیم کنند و این نوعی مرگِ تفکر است. باید از خود پرسید رسالت تفکر در این تاریخ چیست؟ بنده رسالت تفکر در این تاریخ را نظر به حقیقت انقلاب اسلامی میدانم که تواناییِ به ظهورآوردن شخصیتی همچون حاج قاسم سلیمانی را دارا است و آن را بنیان حضور اصیل انسان در این تاریخ میدانم، و هر آنکس که در این میدان تفکر کند از نظر بنده حقیقتاً متفکر است، حال چه آقای دکتر فردید باشد و چه آقای دکتر داوری؛ و البته شهید آوینی که جای خود دارد. در رابطه با نسبت ما با تکنیک از یک طرف و حضور تاریخیِ ما در انقلاب اسلامی، خوب است به عرایض اخیر بنده که تحت عنوان «پانزده نکته در جایگاه تاریخی "عقل تکنیک"» در حال انجام است، رجوع شود. https://dialog.sohasima.ir/ch/elm-fanavari . موفق باشید
با سلام: استاد هفته گذشته در یادواره علامه حکیم حسن زاده هدیه ای به ما عنایت کردید و آن در نظر گرفتن ایشان در نماز هایمان بود حقیر یک هفته ای است میخواهم این کار را انجام دهم و گاها طبق تصور خودم انجام میدهم ولی اگر لطف کنید درباره نصب عین کردن استاد خویش توضیح بیشتری عنایت کنید؟ نحوه ی آن چگونه است؟ آیا منظور در نظر گرفتن تمثال ایشان، شخصیت ایشان یا غیره است؟ باشد که با توضیح بیشتر شما و توفیق عمل راهی به حقیقت نماز برایمان گشوده شود.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! روحی که سفر به عالم برزخ می کند و در برزخ حیّ و حاضر است، میتواند اگر به او رجوع کنیم به نحوی با هویت او در برزخ آشنایی کلی پیدا نماییم. مطالبی در این رابطه در کتاب «چگونگی فعلیتیافتن باورهای دینی» شده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده سخن به جایی است. آری! نور حضرت سیدالشهداء «علیهالسلام» راهی میشود تا انسان به اصلِ ولایت و افضل آن که به قول حضرت باقر «علیهالسلام» مربوط به علی «علیهالسلام» است؛ برسیم. در آن جا است که تازه متوجه میشویم چرا فرمودند: «کُلّنا محمّد». زیرا همه در پرتو نور ولایت محمدی «صلواتاللهعلیهوآله» به صحنه آمدهاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر دو کسوت خوب است. ولی توفیق معلمی اگر با نیّت انس با روح نوجوانان باشد، توفیق ارزشمندی است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در این موارد تحقیقی نداشتهام. جناب اقای غنی و قزوینی انسانهای محققی بودهاند. مهم، روح غزلیات جناب حافظ است که بالاتر از شیعه و سنیِ رسمی در عالَم و در نسبت با حضرت حق حاضر است مثل سایر عرفا. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: قضیهی «ارتداد» به این معناها نیست که کسی اگر امروز مسلمان شد و فردا از اسلام دست برداشت، به معنایِ مرتدّ بالفطره باید کشته شود! قضیه مربوط به توطئههایی است که با نقشه میآمدند و مسلمانیِ خود را اظهار میکردند و بعد برای ضربهزدن به اسلام میگفتند ما رفتیم و اسلام را بررسی کردیم، چیزی نداشت و در نتیجه از اسلام برمیگردیم. از این طریق میخواستند یک نوع مقابله با اسلام انجام دهند. آری! در این مورد باید با توطئه برخورد کرد شبیه کار سلمان رشدی که کار را از این هم جلوتر برد، حتی به عنوان یک مسلمان، تهمتهای صریحی به نوامیس اسلام زد و از اول هم معلوم بود که مأموریتی در این کار دارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این افراد را نباید مرتد به حساب آورد. به هر صورت به جهت تصورات ناقصی که نسبت به دین و عبادات داشتهاند، به این نوع مشکلات گرفتار شدهاند. به آنها باید اجازه داد تا این بودن را نیز تجربه کنند و برسند به اینکه آیا زندگیِ با خدابودن، ابدیت آنها را صفا میدهد یا آنچه که اهل دنیا بدان مشغول هستند؟ موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. و ۲. خوب است که بحث «جهان گمشده» را در کانال «ندای بیصدای انقلاب اسلامی» دنبال بفرمایید. ۳. همینطور است. خداوند قلبِ رقیق را دوست دارد. خداوند می فرماید:أنا عند المنكسرة قلوبهم لأجلى. من نزد كسانى هستم كه قلبهايشان براى من شكسته است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نه؛ بحث آن مفصل است. در این مورد خوب است که به نگاه کانت نسبت به عالم و آدم توجه شود. موفق باشید
