بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
18986
متن پرسش
خدمت استاد بزرگوار حاج آقا طاهرزاده با سلام و تحیت: تقریبا مدت ده سال یک گروه فرهنگی ادبی در منطقه ی ما شکل گرفته که عمده فعالیت آنها برجسته سازی فرهنگ های بومی منطقه و در واقع احیاء سنت های پیشا انقلابی از جمله موسیقی های محلی، عاشقی، ترویج آلات موسیقی و همچنین غبار روبی از چهره های روشنفکران غرب زده منجمله مترجم آثار میرزا فتحعلی آخوندزاده که میرزا محمد جعفر قراجه داغی نام دارد، هستند و ایشان را بعنوان پدر نمایشنامه نویسی در ایران، مطرح و سالن ها و خیابان هایی را هم به نام میرزا محمد جعفر قراجه داغی نامگذاری کرده اند. این جریان ادعا می کند افکار میرزا فتحعلی آخوندزاده ارتباطی به میرزا جعفر قراجه داغی ندارد و تاکید می کنند کسی ترجمه کتاب «زندگی من» هیتلر بکند که نازی نیست و از این قبیل توجیهات. تنها نسبتی که افکار آخوندزاده و مترجم آثار ایشان میرزا جعفر قراجه داغی با ارزش های دینی و اسلامی دارد، ضدیت با دین در قالب نمایشنامه و رمان می باشد. این جریان به حدی مورد استقبال برخی ملی گراها واقع شده که در پروژه تبریز 2018 (شهر اولین ها) نام میرزا فتحعلی آخوندزاده بعنوان اولین نمایشنامه نویس ایرانی و میرزا جعفر بعنوان اولین پدر تئاتر ایران یاد شده است. اما آنچه که مسلم است همه این برجسته سازی ها فارغ از یک نگاه ارزشی شکل می گیرد. آیا واقعا لازم است که برای بزرگداشت منطقه و یا استان، متوسل به چهره هایی شویم که تنها امتیاز آنها فن نمایشنامه نویسی و یا فن ترجمه با رویکرد دین ستیزی می باشد. البته یادداشت ها و مقالات زیادی در جهت روشنگری افکار عمومی در نشریات و سایت های منطقه نوشته و انتشار یافته است. اما طرف های مقابل هیچگونه توجهی به آنها نداشته و راه خود را همچنان با صلابت طی می کنند! نظر حضرتعالی برای مواجهه با چنین جریان انحرافی که در استان آذربایجان شرقی شکل گرفته، چیست؟ لطفا ما را راهنمایی بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم جریان روشنفکری به همان شکل که امثال آخوندزاده دامن می‌زند، بسطِ فرهنگ بیگانه است و ادامه‌ی 200 سال وابستگی و سرگردانی ملت ما. تاریخ ما تاریخ دیگری است و برای بالیدن این ملت، باید به تاریخی  نظر داشت که علماء و فلاسفه و متفکران اصیل ما در آن نقش داشته‌اند. این چه افتخاری است که به کسانی رجوع کنیم که سراسر شیفته‌ی بیگانگان و غافل از فرهنگ اصیل اسلامی‌ایرانی بوده‌اند. کسانی‌که روشنفکران شیفته‌ی غرب را تبلیغ می‌کنند از این مسئله غافل‌اند که هر ملتی با فرهنگ خود و در تاریخ خود می‌تواند ببالد. 200 سال روشنفکری، حاصلش 200 سال وابستگی شد و ما هنوز در ظلمات آن وابستگی دنباله‌رو غرب هستیم، در حالی‌که انقلاب اسلامی گشایشی است برای به‌خودآمدن و آزادشدن از بی‌سر و سامانی و وابستگی. موفق باشید

15440

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و احترام: با توجه به اینکه برخی از فیلسوفان غربی به مدرنیته نقدهای خوبی وارد کرده اند ولی در هدف گذاری راهکاری ارایه نکرده اند. آیا این نقدها در مردم یا سیاستمداران غربی تحولی مثبت ایجاد نکرده است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دانشمندانِ پست‌مدرن روی‌همرفته توانسته‌اند تذکرات خوبی به مردم غرب بدهند. ولی جوّ حاکم مانع تحقق اراده‌ی مردم است، وگرنه اکثر مردم غرب، از وضع خود ناراضی‌اند. موفق باشید

6707

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام به محضراستاد عزیز خواستم استاد نظرشان را راجع به آقای حاج منصورارضی ازمداحان اهل بیت بفرمایند راستیش من به ایشان علاقه زیادی دارم وصدای ایشان دربین مداحان اهل بیت ازسوزخاصی برخورداراست ولی بعضی ها ازاینکه ایشان بعضا درمجالس اهل بیت مواضع سیاسی اتخاذ می کنند ازایشان دلخوراند خواستم نظر شمارا راجع به این موضوع که اصولا مداحان به عنوان بخشی ازجامعه دینی ومذهی ما می توانند موضع سیاسی داشته باشند یانه؟ ضمن اینکه حضرت امام فرموده بودند که ما ملت گریه سیاسی هستیم خواستم نظر استاد را راجعه به این موضوع بدانم البته دوست دارم استا درمورد شخص حاج منصور هم مطلبی ویا توصیه ای دارند بفرمایند خواستم بدونم اینکه میفرمایند آیت الله بهجت درمورد حاج منصورارضی فرمودند "به ایشان نگید ارضی بگید عرشی "صحت داره یا نه
متن پاسخ
جواب 6569 (مربوطبه حاج منصورارضی )بصورت ایمیل ارسال شد.
30898

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: مباحث معرفت نفس که در سیر مطالعاتی آثار شما حضور دارد، ذیل فلسفه می گنجد یا عرفان؟ یا هر دو؟ یا این که بنده اشتباه متوجه شدم و خلط مبحث کردم؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آنچه عرض شده است بر مبنای حکمت متعالیه است که جمعِ عقل و قلب می‌باشد. موفق باشید

28810

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض ادب و عرض تسلیت: بنده در مورد حضور اجتماعی و حضور در فضای مجازی اینطور یادداشت کرده ام، یعنی به جمع بندی رسیده ام، می‌خواستم بدانم آیا همین گونه است؟ و نظرتان چیست در مورد این جمع بندی: در زندگی غربی چنانچه در کتب برخی از اصحاب قلم ایشان پیداست، حضور اجتماعی پررنگ اغلب برای کنار زدن اغیار است و مطرح کردن خود، که ریشه کتابهای سبکِ موفقیت را هم چنین تفکری قرار داده اند که اگر می‌خواهی موفق شوی باید خودت را مطرح کنی! اما در زندگی توحیدی، حضور در فضای اجتماعی، برای مطرح کردنِ غیر است (توجه به کمالات وجودی افراد)، و مطرح کردن غیر در اینجا یعنی ظهور حق در زندگی... . دقیقا به همین علت است که حضرت مولا الموحدین امیرالمومنین (ع)، با اینکه با افرادی بر خورد می‌کنند که از ایشان می خواهند تعداد موهای سرشان را بگوید!!! باز هم با اشتیاق میان آنها ظاهر می‌شوند، و حرصِ از دست دادن آرامش خود را در این فضا ندارند... . با توجه به همین معنا، هرچه معنویت دور از اجتماع و فضای مردمی باشد، به همان مقدار به کج روی افتاده و گمان می‌کند متحیّر در حق شده است، ولی گویا در درونِ این تحیّر، یک نحوه تحیّر در خود پنهان است. التماس دعا یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضور در تاریخ توحیدی حتی در فضای مجازی یعنی به نمایش‌‌درآوردنِ اراده‌ی الهی. مثل حضور اصحاب امام حسین «علیه‌السلام» در کربلا برای به ظهورآوردن شخصیت قدسی آن حضرت. موفق باشید

28741
متن پرسش
سلام بر استاد گرامی و عرض ادب: دو سوال از رفقای عزیزم را تقدیمتان می‌دارم که از بنده خواهش کردند از شما بپرسم. ۱. یکی از رفقا می‌گوید: بنده هر وقت که ماه رمضان را کامل روزه گرفته ام، آن‌چنام ادباری به من دست می‌دهد که واجباتم هم ترک می‌شود ماه بعد از رمضان، چه کنم؟ ۲. یکی از رفقای طلبه خواست از شما بپرسم: در تعادل بین ارتباط با جامعه و زنگار نگرفتن از جامعه، ملاک و مرز و حد چیست و چگونه آن را بفهمیم که آلوده نشویم ولی همواره با مردم باشیم و مردمداری کنیم!؟ این حقیر هم سخنی ندارم جز ملتمس دعا بودن برای ماه محرم الحرام. یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. نباید نگران بود. این همان خوفِ حضور در ساحتِ برتر است. مثل ابتدایِ برزخ می‌ماند که انسان دست و پایش را گم می‌کند، ولی چون به خود آید در ساحتِ برتری تنفس خواهد کرد. ۲. وقتی به حکم وظیفه و در اندازه‌ای که حضرت محبوب راضی هستند، به میدان بیاییم، قصه‌ی انسان قصه‌ی کسی می‌شود که اگر دست در کار دارد، دل با یار دارد. رویهمرفته مطالعه‌ی کتاب «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» را مدّ نظر داشته باشند خوب است. موفق باشید

28361

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرانقدر و آرزوي طول عمر با عزت براي ايشان: مدتي است كه با برخي از كتابها ، نوشته ها و صوت هاي استاد مانوس شده ام. بنده شغلم كارمند و مسول فرهنگي در دانشگاه هستم. الان هم دانشجوي كارشناسي ارشد رشته مطالعات فرهنگي مي باشم. اين رشته از مجموعه علوم اجتماعي است كه به مباحث و نظريه هاي فرهنگي معاصر در غرب مي پردازد كه بيشتر هم نظريه انتقادي ومكتب فرانكفورت و مكتب بيرمنگام را كه نو ماركسيست هايي از جمله آدرونو، هوركهايمر، ماركوزه و هابرماس .. از بنيانگذران آن محسوب مي شود، مي پردازد. البته بنده در رشته هاي فيزيك و تاريخ تشيع هم در مقاطع كارشناسي و كارشناسي ارشد تحصيلاتم را به پايان رسانده ام. الان كه آثار شما را نگاه مي كنم مي بينم كه اين رشته (مطالعات فرهنگي) خيلي با مباني اسلامي و بومي ما در تناقض است. بارها خواستم انصراف بدهم و در رشته فلسفه ادامه تحصيل بدهم. با توجه به اينكه قصد دارم در مقطع دكتري هم اين رشته را ادامه دهم، سوال من اينه كه آيا مي توانم همزمان با ادامه تحصيل در اين رشته فقط به منظور آشنايي با فرهنگ مدرنيته و فهم آن، سير مطالعاتي شما را هم همزمان دنبال كنم و دروس فلسفه اسلامي و غرب را هم در كنار آن به صورت مطالعه آزاد داشته باشم؟ بعضي وقت ها احساس مي كنم وقت گذاشتن براي يادگيري نظريه هاي غربي در حوزه علوم اجتماعي و غافل از شدن از تفكر در آثار اسلامي از قبيل تفسير و كلام و... مرا دچار خسران و زيان مي كند؟ با تشكر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بستگی به رویکرد خودتان دارد که از یک طرف با دنبال‌کردن خرد مدرن، متوجه باشیم در کجای عالم قرار داریم. و از طرفی دیگر به راهِ حل‌های دینی در بستر شهر مدرن فکر کنیم. پیشنهاد بنده آن است که مباحث «انقلاب اسلامی، جهانی بین دو جهان» به آدرس http://lobolmizan.ir/sound/1310 را دنبال بفرمایید. موفق باشید

28067

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: سوالی ندارم. فقط می‌خواستم بگم خیلی خوب معنای از چشم افتادن رو درک کردم فتادن از چشم خدا، امام زمان (عج)، پدر و مادر، زن و بچه، دوست و آشنا،....
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: گفت: «نومید هم مباش، که رندان جرعه‌نوش ** با یک کرشمه به منزل رسیده‌اند». آری! خلق را با تو چنین بدخو کنند  ** تا تو را ناچار رو آن سو کنند. موفق باشید 

26345
متن پرسش
با سلام: در رابطه با سوال ۲۶۳۳۳ آیا این سخن درست است که حرکت جوهری مربوط به عالم ماده اما تجدد امثال مربوط به عوالم مثال عقل می باشد زیرا می گویند که حتی ملائکه هم می میرند و زنده می شوند که به این حالت تجدد امثال می گویند آیا این مطلب درست است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب است. به هر حال، تجدد امثال در ظرف اراده انجام می‌شود و غیر از تبدیل قوه به فعل است که در ظرف عالَم ماده انجام می‌گیرد. موفق باشید

26230

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و احترام: وقت بخیر. ببخشید استاد شما آقای افشاری در قم رو که محقق در عرصه ی مهدویت هستند رو می شناسید؟ چگونه هستند؟ در غیر اینصورت چه کنیم که در زمینه مهدویت به غیر از کتب خودتان اطلاعات روایی و بصیرتمون بالا بره. دوم اینکه برای رواج فرهنگ اهل بیت سلام الله علیها در عرصه ی علم و علم آموزی چه قدمی برداریم در مقابل خطاهای آموزش پرورش و رسانه ها. و سوم اینکه یه سیر مطالعاتی تاریخ اسلام جهت آشنایی و بالارفتن آگاهی می خواستم. ان شاءلله که به غایت امالاتان برسید. الهی امین
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در این مورد خوب است کتاب «تحلیل تاریخی نشانه‌های ظهور» از جناب استاد مصطفی صادقی مطالعه شود. ۲. روایات و آیات اگر به طور صحیح مطرح شود، بسیار مؤثر خواهد بود. ۳. در رابطه با سیر مطالعه‌ی تاریخ اسلام خوب است با جناب حجت‌الاسلام آقای کاظمی به شماره‌ی ۰۹۱۳۲۹۴۳۷۴۹ تماس بگیرید. موفق باشید 

26049
متن پرسش
سلام استاد: استاد شما چرا انقدر به انقلاب اسلامی امیدوار هستید؟! بهتر است بگم شما چرا نمی فرمایید امکان دارد نعمت انقلاب اسلامی از کفمان برود و خدا یک قومی دیگر را پرچم دار انقلاب بکند که هم خدا دوستشان دارد و هم آن ها خدا را. اصلا به قول رهبر: اگر نیروی انسانی ما وابسته اندیشید، وابسته حرکت کرد، از وابستگی خوشش آمد، قدر استقلال را ندانست، قدر اسلام و ارزشهای اسلامی را ندانست، به خودش بی‌اعتماد بود -اگر این‌جور بود- آن‌وقت ما وارد یک دالان تاریک طولانی دیگری خواهیم شد، مثل همین دورانی که در زیرسلطه‌ی غرب از اندکی قبل از مشروطه تا قبل از انقلاب قرار داشتیم که با زحمت زیاد و با تلاش زیاد، توانستیم خودمان را به یک نحوی نجات بدهیم؛ باز وارد همان فرآیند تلخ دشوار گذشته خواهیم بود. این بستگی دارد به اینکه شما امروز این دانشجو را چه‌جوری پرورش بدهید. بنابراین پرورش دانشجو به نظر من خیلی مهم است (سایت khamenei.ir). استاد نگرانم خدا نکنه که انقلاب را از دست بدهیم!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انقلاب اسلامی یک راهِ الهی در این تاریخ است در مسیر مقابله با استکبار. آن‌چه می‌ماند این راه است و خداوند آن را حفظ می‌کند. مردم هستند که باید خودشان را با قراردادن ذیل انقلاب اسلامی حفظ کنند وگرنه از دست می‌روند و خداوند جوانانی را می‌آورد تا این انقلاب از طریق آن‌ها محفوظ بماند و در همین رابطه عرض شد نه‌تنها باکری‌ها و خرازی‌ها رجعت خواهند کرد، حتی جوانانی به صحنه می‌آیند که از باکری‌ها و خرازی‌ها نیز جلوترند و همین حالا انسان با بعضی از آن جوانان اعم از دختر و پسر روبه‌روست. موفق باشید

25509

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز: در خصوص سوال 25502 بخاطر پاسخ حکیمانه شما سپاسگزارم. اما یه نکته را باید عرض کنم اتفاقاً ما به براندازی فکر نمی‌کنیم بلکه به اصلاحات ساختاری فکر می‌کنیم ولو اگر به تبدیل جمهوری اسلامی به جمهوری منتهی شود منتها براندازی اسم دیگر انقلاب است و تاریخ معاصر ایران و جهان ثابت کرده در اکثر مواقع (اگر نگویم همه) ضررش بیشتر از نفعش برای یک ملت است هرچند در نوع خود یک تحولی است که آثار مثبتی در خود دارد ولی درهرحال سیر انتقال قدرت از نیروهای معتدل به تندرو و از تندرو به همان گروهی که مردم علیه‌اش انقلاب کرده بودند اما در لباس جدید نتایج وحشتناکی دارد که امروز نمونه‌اش را در ایران شاهد هستیم. از این رو ما دنبال براندازی نیستیم دنبال اصلاحات ساختاری هستیم که از به‌ رسمیت شناختن مردم و برگزاری انتخابات آزاد می‌گذرد. کافی است حکومت به انتخابات آزاد تن در دهد تا ننگ خیانتی که بر پیشانی شاه خورد بر پیشانی جمهوری اسلامی نخورد در خائن بودن شاه همین بس که چنان راه اصلاح را بست که برای مردم چاره‌ای جز انقلاب نماند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شواهد تاریخی در عصر حاضر، حکایت از آن دارد که مردم رویهمرفته امیدشان از برآورده‌شدنِ وعده‌های فرهنگ مدرنیته قطع شده است و به همین جهت رسانه‌های مدرن دست و پا می‌زنند تا چهره‌های خود را برجسته کنند. ولی فکر می‌کنم اگر در یک شرایط آزاد بدون فریب رسانه‌ای مردم در انتخابات شرکت کنند، حتماً انتخاب آن‌ها انتخاب سالمی است با رجوع به دیندارانِ متفکر و آزاده. موفق باشید

23905

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت شما استاد گرانقدر: بنده دچار ترس احتماعی هستم و در تعاملات دچار استرس و اضطراب می شوم البته بیشتر هنگام صحبت کردن و ارایه دادن مطلبی در جمع اینطور است. در بحث و مرافعات هم کناره گیری می کنم و ضعیف عمل می کنم. با توجه به اینکه دانشجو هستم و با این مسایل بیشتر درگیر هستم خیلی اذیتم میکنه. خواستم بدونم ریشه این مسئله در کجاست و برای رفع آن چه باید کرد و چه مسیری را به بنده پیشنهاد می کنید. (اگر کتاب یا موضوعی را مناسب می دانید لطفا راهنمایی کنید). با تشکر فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی در هر موضوعی، حق را شناختید مطابق حقی که می‌شناسید وارد می‌شوید. سعی کنید با مطالعه‌ی تفسیر قرآن – اگر می‌توانید تفسیر المیزان، وگرنه تفسیر نمونه- با حق از طریق قرآن آشنا شوید. موفق باشید

22767

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: ۱. با توجه به مطلبی که در جلسه عقل و ادب ادامه انقلاب اسلامی درباره حجت الاسلام فلسفی و آگاهی سیاسی و اطلاع از جریان های کشور فرمودید و اینکه امام خمینی رحمة الله علیه بعضی از اطلاعات سیاسی را نداشتند، برایم سوال ایجاد شد که تا چه حد باید جریان ها پیگیری شود. مثلا مقام معظم رهبری بسیار آگاهی سیاسی دارند و از شخصی شنیدم که بسیاری از کتاب های نویسندگان کشور و رمان ها و ... را می خوانند و همچنین شما هم چندین سایت خبری را سر می زنید. سوال بنده این است که مسئله تاریخ معاصر و جریان ها و اتفاقات بسیار زیاد انقلاب و جنگ و تصمیمات و وقایع و جریانات مربوط به این 40 سال را تا چه حد باید آگاهی داشته باشم؟ آیا آگاهی کلی کفایت می کند یا اینکه به تفصیل، جریانهای مختلف بررسی شود و کلیپ ها و مستندها و اخبار مختلف مربوط به این 40 سال، به صورت بسیار مفصل و جزئی و با تحلیل و تفکر، بررسی و دیده شود؟ ۲. چندی پیش مشغول حفظ کردن لغات عربی سیاسی معاصر بودم و قصد داشتم که اخبار کشورهای عرب زبان را نیز مشاهده کنم. در این مورد آیا اساسا مشاهده اخبار کشورهای عرب زبان لازم است؟ ۳. در مورد زبان انگلیسی با توجه به اینکه تا حدی کار شده است، آیا لازم است جهت فهم متون انگلیسی (برای کاربردهای مختلف فلسفه غرب و اخبار کشورهای مختلف و خواندن کتابهایشان)، به صورت بیشتر و حرفه ای تر اقدام کنم؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- با خطی که مقام معظم رهبری متذکر می‌شوند می‌توان جهت کلّی امور را به‌دست آورد و برای ریزترشدن در امور خوب است که اخبار بعضی از روزنامه‌ها و سایت‌ها را دنبال کرد 2- فکر نمی‌کنم چندان نیاز باشد، مگر آن‌که مربوط به کارتان باشد 3- اگر جزء کارتان است خوب است کار شود. موفق باشید

20367

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: ضمن تسلیت به مناسبت ایام سوگواری اباعبدالله الحسین علیه السلام و یارانشان سوالی خدمتتان داشتم و آن این است که آیا اصولا برگزاری مسابقات قرآن کریم و اهدای جوایز به نفرات برتر کار درستی است با توجه به اینکه ممکن است رقابت ها و بعضا داوری های سلیقه ای باعث کدورت های زیادی بشود و شان قرآن در حد یک مسابقه پایین بیاید می خواستم نظرتون رو در این زمینه بدونم ممنون از اینکه فرصتتون رو در اختیار بنده قرار دادید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رویهمرفته جهت تشویق جوانان کار خوبی است به امید آن‌که شروع خوبی جهت رجوع به مفاهیم قرانی باشد. موفق باشید

19908
متن پرسش
سلام استاد: این سوال رو پرسیده بودم ولی نتونستم منظورم رو از سوال خوب ارائه بدم. در بحث حرکت جوهری تحلیل عقلی اینطوریه که وجود عرض، وابسته به وجود جوهره و وجود جوهر وابسته به مرتبه بالاتره و‌ همینطور میره تا برسه به واجب‌الوجود؟ بحثم توی تبدیل قوه به فعل نیست، سوال کلی از تحلیل عقلی مراتب وجود و سلسله وابستگی اون‌هاست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در موضوع مراتب وجود بحث حرکت جوهری و اساساً بحث جوهر و عرض که مربوط به عالَم ماده است، معنا ندارد. آری! در سلسله‌ی مراتب وجود، به وجودِ مطلق می‌رسیم. موفق باشید

19157
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: ما یک گروه پنج نفره هستیم که دور هم جمع شدیم. چیزی که ما را دور هم جمع کرده این است که یک جوان شیعه ی انقلابی تو سال 96 ، چه کارهایی باید انجام دهد؟ در چه زمینه هایی باید روی خودش کار کند؟ در چه کارهایی باید سررشته داشته باشد؟ امام زمان از ما انتظار انجام چه کارهایی را دارند؟ امام و رهبری چه انتظاراتی از ما جوانان دارند؟ تصمیم گرفتیم برای رسیدن به این موارد سیری را برنامه ریزی کنیم. به همین خاطر برآن شدیم نظر چندتن از اساتید را در مورد این موضوع جویا شویم تا بتوانیم برنامه ای کامل و جامع را طرح ریزی کنیم. به همین خاطر به مساعدت افرادی همچون شما داریم. در ابتدا برای اینکه شناختی کلی به افراد گروه داشته باشید بای عنوان کنم که همه ی ما دانشجو هستیم. دانشجو رادیولوژی دانشگاه اصفهان - دانشجو پرستاری اصفهان - مهندسی عمران آزاد نجف آباد - بیوشیمی آزاد نجف آباد - صنایع جهاد دانشگاهی خمینی شهر. همه بچها متولد 75 - 76 هستن. چهار نفر خمینی شهری و یک نفر آبادانی. جدای از این برنامه ای که سعی در انجام آن داریم، تمام اعضای این گروه در برنامه ای دیگر تحت عنوان (سیر معرفتی استاد طاهرزاده) شرکت دارند که در آن روی کتاب های شما کار می کنیم و تا الان معرفت النفس و برهان صدیقین را کار کردیم. (سیر اعتقادی است) تصمیم گرفتیم که در این حلقه ی جدید مباحثی را علاوه بر مبحث سیر فوق کار کنیم. تحقیقاتی انجام دادیم که نتایج آن: مطالعه نهج البلاغه - مطالعه قرآن به همراه معنی - مطالعه ی صحیفه ی امام - مطالعه ی زندگی نامه و وصیتنامه شهدا - مطالعه و بررسی صحبت های رهبری - کار کردن روی معارف دعاهایی همچون مناجات خمس عشر و ... بود که هر کدام به نوبه ی خود نیاز به انجام و کار کردن دارد. و اما درخواست ما از شما: اولا که بنظر شما ما روی چه مباحثی کار کنیم؟ (آیا همین مباحث گفته شده یا چیزی دیگر؟) دوما چون مسلما مطالبی که باید کار شود (چه چیزهایی که مطرح شد، چه چیز های دیگری که نیاز است) بسیار زیاد است خواهشمندم برنامه ی پیشنهادی خود برای اولویت بندی و اهم و مهم کردن مباحث و تحت یک سیر درآوردن مباحث، را برای ما ارسال کنید. تا از برکات تمامی این مباحث به نوبه ی خود بهره مند شویم و همچنین اگر موضوعی هست که لازم است علاوه بر این مباحث کار کنیم را به ما گوشزد نمایید. مخلص کلام : چهار پنج تا جوونیم. میخوایم رو خودمون کار کنیم. یه برنامه به ما پیشنهاد بدین. هم از لحاظ محتوایی هم از لحاظ شیوه ی اجرا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید فعلاً خوب است که در دو جبهه‌ی معرفتی و زمان‌شناسی کار شود. مسیر معرفتی را بعد از «برهان صدیقین» با مباحث معاد و شرح صوتی آن ادامه دهند و زمان‌شناسی را با مباحث «انقلاب اسلامی» از کتاب «انقلاب اسلامی بازگشت به عهد قدسی» تا کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» دنبال کنند تا إن‌شاءاللّه کار به مباحث قرآنی بکشد. به‌خصوص اگر بتوانند سری به بحثی که در رابطه با سوره‌ی آل‌عمران شده است بزنند که شروع خوبی است. موفق باشید 

18830

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد سوالاتمان را جناب علامه حسن زاده جواب می دهند یا استاد طاهر زاده؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فدای حضرت آیت اللّه حسن‌زاده«حفظه‌اللّه» بشوم، مگر به راحتی می‌شود به ایشان دسترسی پیدا کرد تا جواب سؤال بدهند؟!! ایشان در حال سیر در ملکوت‌اند، ایشان را با ما زمینیان چه‌کار؟!!! موفق باشید

17737
متن پرسش
با سلام: من از اول نگاه کردم و وجود خدا، روح انسان و اون دنیا رو برای خودم اثبات کردم. (نتونستم خودم را جب پیامبر و معصومین قانع کنم). توی کتاب جوان و انتخاب بزرگ می فرمایید ما باید در همه ی کارهایمان آرامش روحمون رو هدف قرار بدهیم نه لذت بدنمون. خب سوال من اینجاست. آیا کارهایی مثل نگاه به نامحرم که لذت لحظه ای داره به روح حس خوب نمیده؟ می فرمایید: لذت های زودگذر باعث میشه بعدش آدم ناراحت باشه، به نظرم این بابت طرز فکر اشتباهمونه، اگه ما بگیم که من اون صحنه رو دیدم و لذت بردم یا برای چند ساعت علافی کردم تو خیابون و لذت بردم، همه چیز درسته، ولی اگه بخواییم اونجوری فکر کنیم همیشه باید در حال حرکت به سمت هدفمون باشیم. توی همون کتاب می فرمایید ناراحتی هامون بخاطر اینه که کاری برای روحمون نکردیم. آیا روحمون لذت های لحظه ای نمیخواد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از آن‌جایی که بُعدِ اصلی روح هر انسانی فطرت اوست و عالی‌ترین و اصیل‌ترین لذّات، لذّات فطری است که از طریق اُنس با کمال مطلق یعنی حضرت حق محقق می‌شود، نباید خود را گرفتار لذّاتی کرد که در مقابل لذّاتِ متعالی قرار دارد و لذا لذّات نفس امّاره اگر از بستر شرعی خارج شود ما را از آن نوع لذّاتِ متعالی محروم می‌گرداند. در این رابطه گفته‌اندک «اگر لذّت ترکِ لذّت بدانی / دگر لذّت نفس، لذّت ندانی». موفق باشید

15349
متن پرسش
فرق اخلاق کانتی و اخلاق الهی چیست؟ لطفا مثال اسب ها را بزنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کانت، اخلاق را تا مقوله‌ی احساس وجدانی، تقلیل می‌دهد بدون آن‌که رجوع به حقیقتی را مدّ نظر داشته باشد. در حالی‌که مبنایِ اخلاق الهی، نفس‌الأمر است و نه درکِ وجدانیِ صرف. موفق باشید

8179
متن پرسش
سلام در جریان حضرت موسی وخضر سوالی داشتم مگر میشود حکم خدا در آن واحد هم حرام باشد و هم جایز این دوگانگی چگونه قابل حل است
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: هرگز نمی‌شود حکم خدا در آن واحد و در یک ساحت هم جایز باشد و هم حرام، اما می‌شود هرکس بر اساس وظیفه‌ی خود عمل کند. حکم خدا در مورد معیوب‌کردن کشتی و یا قتل آن جوان همان بود که حضرت خضر«علیه‌السلام» عمل کردند و بعد هم علت آن را روشن نمودند ولی وظیفه‌ی شرعی حضرت موسی«علیه‌السلام» آن بود که به حضرت خضر بگویند چرا چنین کردی؟ چون از باطن قضیه آگاه نبودند و وقتی حضرت خضر«علیه‌السلام» موضوع را روشن نمودند حضرت موسی«علیه‌السلام» قانع شدند. موفق باشید
32866

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد عزیز: استاد خواستم نظر شما را در مورد این متن بدانم و اگر توضیحی روشنگرانه تر داشته باشید بسیار مسرور می شوم. ممنون. زمانی که انسان دعا یا توبه می کند، در اصل خداوند به او نظر کرده و ظرفیتی را در شخص دیده که تمایل به برگشت شخص یا بسط وجود او دارد، حال آن شخص می تواند این نظر را ارج نهد یا نه. اگر جامعه و حال و روز یک ملت را مثل یک شخص در نظر بگیریم، که نقطه اوج صعود و نزول آن را فقط خدا می داند، بنابر این با نیل به هر کدام از این دو، نظری به جامعه جهت برگشت یا بسط بیشتر به آن می اندازد که بسته به پذیرش آن جامعه اگر رفتارجامعه تغییر کند شامل سنت (تغییری در حال جامعه ایجاد نشود مگر اینکه خودشان تغییر کنند) می شوند. در اینجا آن نقطه ای که شاید بتوان نامش را نقطه عطف گذاشت، آنجایی است که این کالبد جامعه برای دمیدن روح برگشت و توبه آماده می شود که چون تقدیر وظرفیت هر موجودی را خالق او فقط می داند پس فقط خداست که زمان ظهور را می داند. شاید امروز تک تک کجی ها و ناهنجاری ها و مشکلات دنیا را که هر کسی می تواند لیست بلند بالایی را از آن برشمرد، باید بنده آنها را ببینم و تکلیف خودم را با آنها روشن کنم تا آن ظرفیت ظهور ایجاد شود، و اینکه آیا می شود جامعه از این بدتر شود یا نه خدا فقط می داند. ۲. سوال از خدمتتان اینکه سوال کلی را در ذهن دارم که بطور مثال در مورد قنات آن را می پرسم، استاد عزیز مثلا در قدیم با آن جمعیت کم شاید می توانستند با قنات و... جوابگوی آب آن جمعیت باشند اما الان با این جمعیت نیازمند چیزهایی قوی تر از قنات و....هستیم، حال در مورد خوراک و پوشاک و حمل و نقل و... هم همینطور، خب این نحوه جوابگویی به سبک غربی هم که مورد قبول نیست حال آیا ما اگر بر اصالتهای انقلابی خود پایبند می ماندیم، آن روحی که بر جامعه حاکم می‌شد می‌توانست ابزار متناسب این جمعیت را که غیر آنچه الان هست بسازد، همان روحی که شما در گفتارتان می‌فرمایید که باید بیاید و ظهور کند، همان چیزی که شیفتگان غرب آن‌را وهمی و باورمندان به انقلاب و اسلام کلیتی از آن‌را در حد اینکه این حال امروز نباید باشد می دانند.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! ما باید ظرفیت های جهان را از یک طرف و انسانها را از طرف دیگر بشناسیم و در این زمان که زمان آخرالزمانیِ تاریخ است، به فکر جوابگویی به ابعاد متعالی و وسیع انسانها باشیم و موضوع دانش بنیان در امور، امر بسیار مهمی می باشد از آن جهت که با نظم و دقت و اندیشه زندگی را  از یک طرف وسعت دهیم و از طرف دیگر عالمانه عمل کنیم. در مزار مبارک جناب شیخ بهایی به رفقا عرض شد معنای حقیقی شخصیت انسانهای دانش بنیان را می‌توان در جناب شیخ بهائی ملاحظه کرد که چگونه ریاضیات و معماری و حکمت و عرفان را در خود جمع نمود و حاصل کار او آن نوع بناها و آن نوع تنظیم شبکه های آبرسانی در شهر اصفهان بود. موفق باشید

28646
متن پرسش
استاد اگر بخواهید به پررنگ ترین و عمده ترین آسیب فرهنگی حال حاضر اشاره کنید به چه موردی اشاره خواهید کرد؟ این پرسش برای انتخاب راهبرد جمعی از دانشجویان و فعالان فرهنگی مطرح شده. با توجه به پاسخ شما این مسئله را آسیب شناسی و ان شاءلله در صدد ارائه راه حل خواهیم بود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده مشکل امروز فرهنگیِ ما نداشتن گشودگی نسبت به همدیگر در عین حفظ اصول است. در این رابطه بعضی از یادداشت‌هایی در رابطه با بحثی که بناست در مورد محرم داشته باشم را ذیلاً خدمتتان ارسال می‌دارم. موفق باشید

از آن‌جایی که حضرت محمد (ص) غم ملتی را می‌خوردند که در زمان جاهلیت کینه و دشمنی سراسر وجودشان را فرا گرفته بود و این حالت در سراسر جهان حاکم بود و خداوند به حکم ربوبیت‌اش خواست بشریت را هدایت کند و رجوع به حقیقت را به جای دشمنی و کینه بنشاند تا انسان‌ها متوجه‌ی گوهر وجودی خود شوند و به همدیگر محبت بورزند؛ حضرت محمد (ص) را به پیامبری برگزید و با اسلام‌آوردنِ مردم جزیرة العرب صمیمیت و محبت سراسر وجود مردم را فرا گرفت ولی متأسفانه با رحلت رسول خدا (ص) آرام‌آرام آن صمیمیت‌ها و ایثارها رفت و با حاکمیت بنی‌امیه کینه‌ها و دشمنی در جامعه‌ی اسلامی به اوج خود رسید. در این‌جا بود که اصحاب رسول خدا (ص) به‌خصوص اهل‌البیت آن حضرت (ع) به فکر چاره بودند که چگونه تاریخ اسلام را به بستر اصلی خود برگردانند و در رابطه با صمیمتِ از دست‌رفته و بازجُستِ سعه‌ی صدر گمشده، مطالب زیر تقدیم می‌گردد:

۱. در کربلا دو جبهه در مقابل یگدیگر ایستاده‌اند که هر دو خود را مسلمان می‌دانند با این تفاوت که یک جبهه غیر از فهم خود از اسلام، هر فهم دیگری را به شدت نفی و تکفیر می‌کند و تنها فهم خود از اسلام را حق می‌داند و آن جبهه‌ای است به فرماندهیِ عمر سعد، یعنی امام جماعت مردم کوفه. و جبهه‌ی دیگر جبهه‌ای است که غم گمراهیِ مخالفان را می‌خورد و تلاش دارد آن‌ها را متذکر انحراف‌شان بکند، و آن جبهه‌ای است به فرماندهی حضرت امام حسین «علیه‌السلام» فرزند پیامبر خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله».

۲. جبهه‌ی عمر سعد تحمل غیر خود را ندارد و تنها فهمِ خود از اسلام را اسلام می‌داند و جبهه‌ی امام حسین «علیه السلام» غیرِ خود را با همه‌ی افراط‌کاری‌هایش، فریب‌خورده می‌داند و معتقد است با نظر به سعه‌ی اسلام، امید آن است که آن‌ها اصلاح شوند، هرچند تأییدشان نمی‌کند، ولی تا آن‌جا که ممکن است آن‌ها را تحمل می‌نمایند.

۳. جبهه‌ی عمر سعد گمان دارد حقیقتاً بر حقّ است و بر حقّ دارد تأکید می‌کند، در آن حدّ که حضرت سجاد «علیه‌السلام» در این رابطه می‌فرمایند: سی هزار نفر در كربلا جمع شدند «وَ كُلٌّ یَتَقَرَّبونَ اِلَی اللّهِ بِدَمِهِ» و همه به قصد قربت، فرزند پیغمبر را كشتند. و یا خود عمر سعد به لشگر خود می‌گوید: «یا خَیْلَ اللّهِ ارْكَبی وَ بِالْجَنَّةِ اَبْشِری» ای لشگر خدا قیام كنید، بشارت باد شما را به بهشت. یا در مورد عبداللّه جویره داریم؛ روز عاشورا، امام حسین«علیه‌السلام» را صدا زد. امام فرمودند: «چه می‌گویی؟ گفت: «تو را به آتش جهنم بشارت می‌دهم». امام فرمودند: «من نزد پروردگاری آمرزنده و شفیعی بزرگ، و از خیری به سوی خیری دیگر خواهم رفت. تو کیستی؟ گفت: «من ابن جویره هستم. امام دست به سوی آسمان بلند کردند و عرضه داشتند: «خداوندا! او را به آتش دوزخ بیفکن.» ابن جویره خشمگین شد و به سوی امام حمله‌ور شد. اما پایش در رکاب اسب لغزید و از اسب آویزان شد. اسب فرار می‌کرد و سر جویره به سنگ‌ها و خارهایِ بیابان می‌خورد. طولی نکشید که بدنش تکه پاره شد و به درک واصل گشت. (بحار الانوار، ج ۴۴، ص ۱۸۷.)

همه‌ی موارد فوق حکایت از آن دارد که این افراد خود را دین‌دار می‌دانسته‌اند و به پشتوانه‌ی عقایدشان به چنین جنایتی دست زدند.

۴. تفاوت اصلی دو جبهه‌ی مذکور در تفاوت رجوع آن‌ها به خداوند بود که یک جبهه نظر به حقیقت دارد و در دل آن حقیقت عبادات را وسیله‌ی اُنس بیشتر با خدا می‌یابد و جبهه‌ی دیگر، اسلام را در همان ظاهر خلاصه کرده و نهایتش به باورهای ذهنی خود راضی است.

27955

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: می فرمایند که برای ازدواج، عاقبت به خیری و استجابت دعا هر چقدر به مانند نوکری برای پدر و مادر باشیم بهتر است ولی سوال من این است که اگر پدر و مادری بزرگترین ضربه ها را به فرزندشان وارد نمایند و همچنان به وارد ساختن این صدمات و عیب جویی و بی آبرو کردن و دروغگویی در مورد فرزند خود ادامه دهند و با دستورات خود باعث به گناه افتادن هر چه بیشتر فرزند خود شوند باز هم واجب است به حرفشان گوش داده شود، و اینکه احسان به والدین و جلب رضایت آنها باید به چه صورتی باشد که هم موجب عاق والدین نشود و هم موجب آسیب دیدن بیشتر فرزند، خصوصا اگر فرزند دختر باشد و چاره ای جز ماندن در کنار آنها تا ازدواج یا شاغل شدن، که در هر دوی آنها هم گره افتاده، نباشد؟ و چگونه می شود در جامعه بدون داشتن هیچ همراه یا خانواده یا پشتوانه ایی بر روی اعتقادات درست خود ایستاد و درستکار ماند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قرآن می‌فرماید: «وَوَصَّيْنَا الْإِنْسَانَ بِوَالِدَيْهِ حُسْنًا ۖ وَإِنْ جَاهَدَاكَ لِتُشْرِكَ بِي مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا ۚ إِلَيَّ مَرْجِعُكُمْ فَأُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ» و ما به آدمی سفارش کردیم که در حق پدر و مادر خود نیکی کند، و اگر آنها (خود مشرک باشند و) کوشند تا تو به من (که خدای یگانه‌ام) از روی جهل و نادانی شرک آوری هرگز اطاعت امر آنها مکن، که رجوع شما به سوی من است و من شما را به پاداش هر عمل که به جای آورده‌اید آگاه می‌گردانم. بنابراین مدارا با والدین، غیر از آن است که در هر حال از آن‌ها اطاعت کنیم. البته رستگاریِ ما در گرو مدارا با آن‌ها است حتی اگر مشرک باشند. موفق باشید

26658
متن پرسش
سلام: در سوال قبلی بنده که چرا مسولان قبل از انتخابات آنطور که باید و شاید مردم را اندار ندادند شما فرمودید: (نمیدانم. مسولان ما دشمن ما نیستند)! چطور مسایل پیچیده معرفت نفس و فلسفه و ... را استادیم ولی پاسخ یک سوال ساده را می فرمایید نمی دانم! اگر لحنم تند است ببخشید. بنده هم که این سوال را می پرسم دشمن نیستم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که عرض شد نباید با آنچه دشمنان ما می‌گویند، مسئولان را بنگریم. بالاخره دشمن، دشمن است و به گفته‌ی علامه‌ی طباطبایی، حضرت آدم و حوّا که گرفتارِ هبوط شدند، به جهت آن بود که دشمنیِ شیطان را فراموش کردند و به ظاهرِ کلمات او که ظاهراً از سرِ دلسوزی بود؛ فقط توجه کردند. موفق باشید

نمایش چاپی