باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم جریان روشنفکری به همان شکل که امثال آخوندزاده دامن میزند، بسطِ فرهنگ بیگانه است و ادامهی 200 سال وابستگی و سرگردانی ملت ما. تاریخ ما تاریخ دیگری است و برای بالیدن این ملت، باید به تاریخی نظر داشت که علماء و فلاسفه و متفکران اصیل ما در آن نقش داشتهاند. این چه افتخاری است که به کسانی رجوع کنیم که سراسر شیفتهی بیگانگان و غافل از فرهنگ اصیل اسلامیایرانی بودهاند. کسانیکه روشنفکران شیفتهی غرب را تبلیغ میکنند از این مسئله غافلاند که هر ملتی با فرهنگ خود و در تاریخ خود میتواند ببالد. 200 سال روشنفکری، حاصلش 200 سال وابستگی شد و ما هنوز در ظلمات آن وابستگی دنبالهرو غرب هستیم، در حالیکه انقلاب اسلامی گشایشی است برای بهخودآمدن و آزادشدن از بیسر و سامانی و وابستگی. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: دانشمندانِ پستمدرن رویهمرفته توانستهاند تذکرات خوبی به مردم غرب بدهند. ولی جوّ حاکم مانع تحقق ارادهی مردم است، وگرنه اکثر مردم غرب، از وضع خود ناراضیاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آنچه عرض شده است بر مبنای حکمت متعالیه است که جمعِ عقل و قلب میباشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حضور در تاریخ توحیدی حتی در فضای مجازی یعنی به نمایشدرآوردنِ ارادهی الهی. مثل حضور اصحاب امام حسین «علیهالسلام» در کربلا برای به ظهورآوردن شخصیت قدسی آن حضرت. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. نباید نگران بود. این همان خوفِ حضور در ساحتِ برتر است. مثل ابتدایِ برزخ میماند که انسان دست و پایش را گم میکند، ولی چون به خود آید در ساحتِ برتری تنفس خواهد کرد. ۲. وقتی به حکم وظیفه و در اندازهای که حضرت محبوب راضی هستند، به میدان بیاییم، قصهی انسان قصهی کسی میشود که اگر دست در کار دارد، دل با یار دارد. رویهمرفته مطالعهی کتاب «فرزندم؛ اینچنین باید بود» را مدّ نظر داشته باشند خوب است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بستگی به رویکرد خودتان دارد که از یک طرف با دنبالکردن خرد مدرن، متوجه باشیم در کجای عالم قرار داریم. و از طرفی دیگر به راهِ حلهای دینی در بستر شهر مدرن فکر کنیم. پیشنهاد بنده آن است که مباحث «انقلاب اسلامی، جهانی بین دو جهان» به آدرس http://lobolmizan.ir/sound/1310 را دنبال بفرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: گفت: «نومید هم مباش، که رندان جرعهنوش ** با یک کرشمه به منزل رسیدهاند». آری! خلق را با تو چنین بدخو کنند ** تا تو را ناچار رو آن سو کنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب است. به هر حال، تجدد امثال در ظرف اراده انجام میشود و غیر از تبدیل قوه به فعل است که در ظرف عالَم ماده انجام میگیرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در این مورد خوب است کتاب «تحلیل تاریخی نشانههای ظهور» از جناب استاد مصطفی صادقی مطالعه شود. ۲. روایات و آیات اگر به طور صحیح مطرح شود، بسیار مؤثر خواهد بود. ۳. در رابطه با سیر مطالعهی تاریخ اسلام خوب است با جناب حجتالاسلام آقای کاظمی به شمارهی ۰۹۱۳۲۹۴۳۷۴۹ تماس بگیرید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: انقلاب اسلامی یک راهِ الهی در این تاریخ است در مسیر مقابله با استکبار. آنچه میماند این راه است و خداوند آن را حفظ میکند. مردم هستند که باید خودشان را با قراردادن ذیل انقلاب اسلامی حفظ کنند وگرنه از دست میروند و خداوند جوانانی را میآورد تا این انقلاب از طریق آنها محفوظ بماند و در همین رابطه عرض شد نهتنها باکریها و خرازیها رجعت خواهند کرد، حتی جوانانی به صحنه میآیند که از باکریها و خرازیها نیز جلوترند و همین حالا انسان با بعضی از آن جوانان اعم از دختر و پسر روبهروست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شواهد تاریخی در عصر حاضر، حکایت از آن دارد که مردم رویهمرفته امیدشان از برآوردهشدنِ وعدههای فرهنگ مدرنیته قطع شده است و به همین جهت رسانههای مدرن دست و پا میزنند تا چهرههای خود را برجسته کنند. ولی فکر میکنم اگر در یک شرایط آزاد بدون فریب رسانهای مردم در انتخابات شرکت کنند، حتماً انتخاب آنها انتخاب سالمی است با رجوع به دیندارانِ متفکر و آزاده. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی در هر موضوعی، حق را شناختید مطابق حقی که میشناسید وارد میشوید. سعی کنید با مطالعهی تفسیر قرآن – اگر میتوانید تفسیر المیزان، وگرنه تفسیر نمونه- با حق از طریق قرآن آشنا شوید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- با خطی که مقام معظم رهبری متذکر میشوند میتوان جهت کلّی امور را بهدست آورد و برای ریزترشدن در امور خوب است که اخبار بعضی از روزنامهها و سایتها را دنبال کرد 2- فکر نمیکنم چندان نیاز باشد، مگر آنکه مربوط به کارتان باشد 3- اگر جزء کارتان است خوب است کار شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: رویهمرفته جهت تشویق جوانان کار خوبی است به امید آنکه شروع خوبی جهت رجوع به مفاهیم قرانی باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در موضوع مراتب وجود بحث حرکت جوهری و اساساً بحث جوهر و عرض که مربوط به عالَم ماده است، معنا ندارد. آری! در سلسلهی مراتب وجود، به وجودِ مطلق میرسیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید فعلاً خوب است که در دو جبههی معرفتی و زمانشناسی کار شود. مسیر معرفتی را بعد از «برهان صدیقین» با مباحث معاد و شرح صوتی آن ادامه دهند و زمانشناسی را با مباحث «انقلاب اسلامی» از کتاب «انقلاب اسلامی بازگشت به عهد قدسی» تا کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی«رضواناللّهتعالیعلیه» دنبال کنند تا إنشاءاللّه کار به مباحث قرآنی بکشد. بهخصوص اگر بتوانند سری به بحثی که در رابطه با سورهی آلعمران شده است بزنند که شروع خوبی است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فدای حضرت آیت اللّه حسنزاده«حفظهاللّه» بشوم، مگر به راحتی میشود به ایشان دسترسی پیدا کرد تا جواب سؤال بدهند؟!! ایشان در حال سیر در ملکوتاند، ایشان را با ما زمینیان چهکار؟!!! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: از آنجایی که بُعدِ اصلی روح هر انسانی فطرت اوست و عالیترین و اصیلترین لذّات، لذّات فطری است که از طریق اُنس با کمال مطلق یعنی حضرت حق محقق میشود، نباید خود را گرفتار لذّاتی کرد که در مقابل لذّاتِ متعالی قرار دارد و لذا لذّات نفس امّاره اگر از بستر شرعی خارج شود ما را از آن نوع لذّاتِ متعالی محروم میگرداند. در این رابطه گفتهاندک «اگر لذّت ترکِ لذّت بدانی / دگر لذّت نفس، لذّت ندانی». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: کانت، اخلاق را تا مقولهی احساس وجدانی، تقلیل میدهد بدون آنکه رجوع به حقیقتی را مدّ نظر داشته باشد. در حالیکه مبنایِ اخلاق الهی، نفسالأمر است و نه درکِ وجدانیِ صرف. موفق باشید
با سلام خدمت استاد عزیز: استاد خواستم نظر شما را در مورد این متن بدانم و اگر توضیحی روشنگرانه تر داشته باشید بسیار مسرور می شوم. ممنون. زمانی که انسان دعا یا توبه می کند، در اصل خداوند به او نظر کرده و ظرفیتی را در شخص دیده که تمایل به برگشت شخص یا بسط وجود او دارد، حال آن شخص می تواند این نظر را ارج نهد یا نه. اگر جامعه و حال و روز یک ملت را مثل یک شخص در نظر بگیریم، که نقطه اوج صعود و نزول آن را فقط خدا می داند، بنابر این با نیل به هر کدام از این دو، نظری به جامعه جهت برگشت یا بسط بیشتر به آن می اندازد که بسته به پذیرش آن جامعه اگر رفتارجامعه تغییر کند شامل سنت (تغییری در حال جامعه ایجاد نشود مگر اینکه خودشان تغییر کنند) می شوند. در اینجا آن نقطه ای که شاید بتوان نامش را نقطه عطف گذاشت، آنجایی است که این کالبد جامعه برای دمیدن روح برگشت و توبه آماده می شود که چون تقدیر وظرفیت هر موجودی را خالق او فقط می داند پس فقط خداست که زمان ظهور را می داند. شاید امروز تک تک کجی ها و ناهنجاری ها و مشکلات دنیا را که هر کسی می تواند لیست بلند بالایی را از آن برشمرد، باید بنده آنها را ببینم و تکلیف خودم را با آنها روشن کنم تا آن ظرفیت ظهور ایجاد شود، و اینکه آیا می شود جامعه از این بدتر شود یا نه خدا فقط می داند. ۲. سوال از خدمتتان اینکه سوال کلی را در ذهن دارم که بطور مثال در مورد قنات آن را می پرسم، استاد عزیز مثلا در قدیم با آن جمعیت کم شاید می توانستند با قنات و... جوابگوی آب آن جمعیت باشند اما الان با این جمعیت نیازمند چیزهایی قوی تر از قنات و....هستیم، حال در مورد خوراک و پوشاک و حمل و نقل و... هم همینطور، خب این نحوه جوابگویی به سبک غربی هم که مورد قبول نیست حال آیا ما اگر بر اصالتهای انقلابی خود پایبند می ماندیم، آن روحی که بر جامعه حاکم میشد میتوانست ابزار متناسب این جمعیت را که غیر آنچه الان هست بسازد، همان روحی که شما در گفتارتان میفرمایید که باید بیاید و ظهور کند، همان چیزی که شیفتگان غرب آنرا وهمی و باورمندان به انقلاب و اسلام کلیتی از آنرا در حد اینکه این حال امروز نباید باشد می دانند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! ما باید ظرفیت های جهان را از یک طرف و انسانها را از طرف دیگر بشناسیم و در این زمان که زمان آخرالزمانیِ تاریخ است، به فکر جوابگویی به ابعاد متعالی و وسیع انسانها باشیم و موضوع دانش بنیان در امور، امر بسیار مهمی می باشد از آن جهت که با نظم و دقت و اندیشه زندگی را از یک طرف وسعت دهیم و از طرف دیگر عالمانه عمل کنیم. در مزار مبارک جناب شیخ بهایی به رفقا عرض شد معنای حقیقی شخصیت انسانهای دانش بنیان را میتوان در جناب شیخ بهائی ملاحظه کرد که چگونه ریاضیات و معماری و حکمت و عرفان را در خود جمع نمود و حاصل کار او آن نوع بناها و آن نوع تنظیم شبکه های آبرسانی در شهر اصفهان بود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده مشکل امروز فرهنگیِ ما نداشتن گشودگی نسبت به همدیگر در عین حفظ اصول است. در این رابطه بعضی از یادداشتهایی در رابطه با بحثی که بناست در مورد محرم داشته باشم را ذیلاً خدمتتان ارسال میدارم. موفق باشید
از آنجایی که حضرت محمد (ص) غم ملتی را میخوردند که در زمان جاهلیت کینه و دشمنی سراسر وجودشان را فرا گرفته بود و این حالت در سراسر جهان حاکم بود و خداوند به حکم ربوبیتاش خواست بشریت را هدایت کند و رجوع به حقیقت را به جای دشمنی و کینه بنشاند تا انسانها متوجهی گوهر وجودی خود شوند و به همدیگر محبت بورزند؛ حضرت محمد (ص) را به پیامبری برگزید و با اسلامآوردنِ مردم جزیرة العرب صمیمیت و محبت سراسر وجود مردم را فرا گرفت ولی متأسفانه با رحلت رسول خدا (ص) آرامآرام آن صمیمیتها و ایثارها رفت و با حاکمیت بنیامیه کینهها و دشمنی در جامعهی اسلامی به اوج خود رسید. در اینجا بود که اصحاب رسول خدا (ص) بهخصوص اهلالبیت آن حضرت (ع) به فکر چاره بودند که چگونه تاریخ اسلام را به بستر اصلی خود برگردانند و در رابطه با صمیمتِ از دسترفته و بازجُستِ سعهی صدر گمشده، مطالب زیر تقدیم میگردد:
۱. در کربلا دو جبهه در مقابل یگدیگر ایستادهاند که هر دو خود را مسلمان میدانند با این تفاوت که یک جبهه غیر از فهم خود از اسلام، هر فهم دیگری را به شدت نفی و تکفیر میکند و تنها فهم خود از اسلام را حق میداند و آن جبههای است به فرماندهیِ عمر سعد، یعنی امام جماعت مردم کوفه. و جبههی دیگر جبههای است که غم گمراهیِ مخالفان را میخورد و تلاش دارد آنها را متذکر انحرافشان بکند، و آن جبههای است به فرماندهی حضرت امام حسین «علیهالسلام» فرزند پیامبر خدا«صلواتاللّهعلیهوآله».
۲. جبههی عمر سعد تحمل غیر خود را ندارد و تنها فهمِ خود از اسلام را اسلام میداند و جبههی امام حسین «علیه السلام» غیرِ خود را با همهی افراطکاریهایش، فریبخورده میداند و معتقد است با نظر به سعهی اسلام، امید آن است که آنها اصلاح شوند، هرچند تأییدشان نمیکند، ولی تا آنجا که ممکن است آنها را تحمل مینمایند.
۳. جبههی عمر سعد گمان دارد حقیقتاً بر حقّ است و بر حقّ دارد تأکید میکند، در آن حدّ که حضرت سجاد «علیهالسلام» در این رابطه میفرمایند: سی هزار نفر در كربلا جمع شدند «وَ كُلٌّ یَتَقَرَّبونَ اِلَی اللّهِ بِدَمِهِ» و همه به قصد قربت، فرزند پیغمبر را كشتند. و یا خود عمر سعد به لشگر خود میگوید: «یا خَیْلَ اللّهِ ارْكَبی وَ بِالْجَنَّةِ اَبْشِری» ای لشگر خدا قیام كنید، بشارت باد شما را به بهشت. یا در مورد عبداللّه جویره داریم؛ روز عاشورا، امام حسین«علیهالسلام» را صدا زد. امام فرمودند: «چه میگویی؟ گفت: «تو را به آتش جهنم بشارت میدهم». امام فرمودند: «من نزد پروردگاری آمرزنده و شفیعی بزرگ، و از خیری به سوی خیری دیگر خواهم رفت. تو کیستی؟ گفت: «من ابن جویره هستم. امام دست به سوی آسمان بلند کردند و عرضه داشتند: «خداوندا! او را به آتش دوزخ بیفکن.» ابن جویره خشمگین شد و به سوی امام حملهور شد. اما پایش در رکاب اسب لغزید و از اسب آویزان شد. اسب فرار میکرد و سر جویره به سنگها و خارهایِ بیابان میخورد. طولی نکشید که بدنش تکه پاره شد و به درک واصل گشت. (بحار الانوار، ج ۴۴، ص ۱۸۷.)
همهی موارد فوق حکایت از آن دارد که این افراد خود را دیندار میدانستهاند و به پشتوانهی عقایدشان به چنین جنایتی دست زدند.
۴. تفاوت اصلی دو جبههی مذکور در تفاوت رجوع آنها به خداوند بود که یک جبهه نظر به حقیقت دارد و در دل آن حقیقت عبادات را وسیلهی اُنس بیشتر با خدا مییابد و جبههی دیگر، اسلام را در همان ظاهر خلاصه کرده و نهایتش به باورهای ذهنی خود راضی است.
باسمه تعالی: سلام علیکم: قرآن میفرماید: «وَوَصَّيْنَا الْإِنْسَانَ بِوَالِدَيْهِ حُسْنًا ۖ وَإِنْ جَاهَدَاكَ لِتُشْرِكَ بِي مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا ۚ إِلَيَّ مَرْجِعُكُمْ فَأُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ» و ما به آدمی سفارش کردیم که در حق پدر و مادر خود نیکی کند، و اگر آنها (خود مشرک باشند و) کوشند تا تو به من (که خدای یگانهام) از روی جهل و نادانی شرک آوری هرگز اطاعت امر آنها مکن، که رجوع شما به سوی من است و من شما را به پاداش هر عمل که به جای آوردهاید آگاه میگردانم. بنابراین مدارا با والدین، غیر از آن است که در هر حال از آنها اطاعت کنیم. البته رستگاریِ ما در گرو مدارا با آنها است حتی اگر مشرک باشند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که عرض شد نباید با آنچه دشمنان ما میگویند، مسئولان را بنگریم. بالاخره دشمن، دشمن است و به گفتهی علامهی طباطبایی، حضرت آدم و حوّا که گرفتارِ هبوط شدند، به جهت آن بود که دشمنیِ شیطان را فراموش کردند و به ظاهرِ کلمات او که ظاهراً از سرِ دلسوزی بود؛ فقط توجه کردند. موفق باشید
