باسمه تعالی: سلام علیکم: از طرفی بسیاری از مردم به دنبال حضرت حقاند، باید به آنها کمک شود که او را بیابند و بشناسند و با او بهسر ببرند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید در این موردها بتوان اینطور فکر کرد آری! خداوند رزق آنها را مشخص کرده، ولی آنها نیز در راستای بهدستآوردنِ آن اگر میتوانستند تلاش کنند، تلاش نکردند. البته این در مورد کودکان و مردمی که نسبت به آنچه پیش آمده است کاری نمیتوانند بکنند؛ مورد ندارد، باز باید به آن موضوع فکر کرد که از یک طرف رزق آنها برای ماندن همین اندازه بوده، و از طرف دیگر وسیلهای شدهاند تا با مرگ خود آنهایی که باید از نظر بیمسئولیتی شناخته شوند، مشخص گردند. موفق باشید
بسمه تعالی: سلام علیکم: 1- آمریکایی که ما با آن درگیر هستیم و نماد استکبار است، همان دولتمردان آمریکا هستند و معنای مرگ بر آمریکا در عرف بینالمللی به همان معنای تقابل و اعتراض به دولتمردان آن کشور است و با این دید پرچم آمریکا را آتش میزنند و مردم خود آمریکا نیز همین را میفهمند که اعتراض به دولتمردان آنهاست 2- اینکه مردم متدین تبرکاً بخواهند دست یک عالم باللّه را ببوسند غیر از آن تشریفات مزخرف رسمی است که برای دستبوسیِ شاهان ترتیب میدهند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فرق نمیکند. در هر گناهی اگر انسان در خلوت خود بین خود و خدا توبه کند، خداوند توبهی او را میپذیرد. موفق باشید
تعالی: سلام علیکم: 1- همانطور که متوجه شدهاید منظور، موافقتِ سوژه است. سؤال مذکور تصحیح شد 2- تأثیر هیپنوتیزم بر روی خیال میباشد و نمیتواند چندان پایدار گردد مگر اینکه بعد از حدود 24 ساعت خودِ انسان تصمیم بگیرد که آن نحوه شخصیتی که به او القاء شده است را بپذیرد. مثل انرژیدرمانی که یکنوع هیپنوتیزمکردنِ طرف است و او میتواند بعد از آنکه تصور کرد مثلاً دست او مشکلی ندارد، همان حرکاتی که در حالت هیپنوتیزم برای دست خود پذیرفته بود، ادامه دهد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً هرچه جامعیت پیامبران بیشتر باشد، کثرت اسماء به وحدت سیر میکند. مثل آنکه در مورد پیامبر حضرت حق میفرماید: «قل هذه سبیلی ادعوا إلی اللّه» یعنی بگو راهِ من این است که به حضرت اللّه دعوت کنم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: کتابهای «امام خمینی و سلوک در تقدیر توحیدی زمانه» و «عقل و ادب ادامهی انقلاب اسلامی» در شرح مبانی کتاب سلوک نوشته شده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است زیرا تا جوهر جسم هنوز دارای قوه است، جسم و ماده در میان است. این موارد همه در شرح صوتی «حرکت جوهری» با دلایل لازم مطرح شده. به نظر میآید باید با دقت شرح صوتی بحث را دنبال فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- حرف خوبی است 2- از سن بلوغ اگر انسان بتواند این کار را بکند خوب است ولی میبینید که شرایط اجازه نمیدهد. پس در اولین فرصت که شرایط مهیاست، انسان نباید معطل کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت حق آنجایی که میخواهند ما را متوجه کنند که کارها در یک نظام و با مجموعهی علتها انجام میگیرد، واژهی «نا» یعنی «ما» را به کار میبرند به همان معنایی که در روایت داریم: «ابی الله ان یجری الامور الا باسبابها» خداوند إبا دارد که امور را به جریان بیندازد مگر از طریق علت و سبب خاصش. و آنجایی که حضرت حق میخواهند ما را متوجه کنند که ارادهی او ماورای همهی علت ها و سببها در صحنه است، امور را به خود نسبت میدهد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این حالات که با سؤال و جواب حل نمیشود!! باید در عمل به ایثار و تواضع نسبت به همدیگر رسید تا تاریخِ عبور از غرب، ظهور نماید. موفق باشید
با سلام و عرض ادب خدمت استاد گرامی: در کتاب خویشتن پنهان و همچنین ۱۰ نکته از معرفت نفس فرمودید رابطه مخلوقات با خداوند رابطه تجلی میباشد یعنی مخلوقات ظهور و تجلی خداوند هستند و این باشد استمرار داشته باشد پس چرا خداوند بیشترین جای قرآن گفته خلق مثلا «خلق السماوات والارض» چرا نمیگوید یخلق که استمرار داشته باشد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: «خَلَقَ» به معنای «اَلَّفَ» یعنی جمعآوری است مثل آنکه خداوند بدن ما را از همین عالم ماده به این صورت شکل میدهد. ولی در موضوع «وجود» و وجوددادن، بحثِ تجلی در میان است که با دنبالکردن «برهان صدیقین» این موضوع به خوبی روشن میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده باید بین شهود عرفا که وجه قدسی و صورت برزخی موجودات و آسمانها را مینگرند؛ با نگاه تجربی تفکیک کرد. از طرفی از ظاهر نامه برمیآید که مرحوم قاضی در حدّ فهم مخاطب به صورت اجمالی سخن گفتهاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد قسمت اخیر سؤال، اختلاف هست. به گفتهی آیت الله طباطبایی و آیت الله جوادی، بالاخره انسانی که در کلیّت شخصیت خود مطابق فطرتش عمل نکرده و شخصیتی جدای امور فطری خود دارد، پس از مرگ دائماً با آن شخصیت در تضاد بهسر میبرد تضادی بین شخصیت او و فطرت او، و حقیقتاً این امری آزاردهنده است. مگر آنکه بپذیریم آن انسان وقتی رحلت کرد بهکلّی از انسانیت خارج میشود و نه آنکه انسانی است که گناه کرده است؛ که این امری است غیر قابل قبول. ولی اگر شخصیت کلّی افراد رویهمرفته جدای از فطرتش نبود، اعمالِ گاه و بیگاهِ خلاف او، او را مخلّد در آتش نمیکند، زیرا ملکات یا شخصیت اصلی او جهت مخالف فطرتش نداشته. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: إنشاءاللّه به شرطی که به زندگی ساده فکر کنید و نخواهید خود را در به درِ شهرهای بزرگ نمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده، فلسفهی صدرایی و پس از آن فلسفهی غرب میتواند پشتوانهی بسیاری از اندیشههایی باشد که ما نیاز داریم دنبال کنیم حتی روانشناسی. بنابراین، این را به فال نیک بگیرید که وارد حوزهی فلسفه شدهاید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم اگر سری به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» بزنید، راههایی در مقابل شما گشوده میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث علم خداوند که در میان باشد علمِ به همهی مخلوقات و نحوهی بودن آنها در میان است. لذا خداوند میداند چه موجودی در چه شرایطی میتواند شرّ باشد و لذا به ما میفرماید: به خدا پناه ببرید «من شرّ ما خلق». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این یک موضوعی است که مسئولان شهر باید در موردش فکر کنند که چگونه حق داشتهاند و حق دارند طوری شهر اصفهان را گسترش دهند تا آبی که برای کشاورزان شرق اصفهان است به کسانی داده شود که از راه رسیدهاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید ما الفاظ را عموماً در زمان اداء میکنیم، ولی در عالم غیب و قیامت به این معنا زمان نیست، هرچند نسبتها در عین احاطهی ما در میان است. در نظر بگیرید کسی در چاه قرار دارد و چیزی دایرهشکل که هر قسمت آن به رنگی است در دهانهی چاه در حال چرخش است، لذا آن کسی که در چاه است در یک زمان قسمتی از آن دایره را زرد میبیند و در زمان دیگر قسمت دیگر دایره را سیاه میبیند. در حالیکه آن کسی که در بالای چاه به آن دایره نگاه میکند، همهی آن قسمتها را یکجا میبیند در عین آنکه به یک معنا تقدم و تأخر را در رنگها مدّ نظر دارد. به این معنا که یک قسمت زرد است و قسمت بعدی سیاه است. ولی این قسمتِ بعدی در عین آنکه بعد است با قسمت قبل و قسمتهای دیگر، همه در منظر او حاضرند. داستان تقدم و تأخرِ حادثهها در قیامت از این قرار است. در ضمن خوب است به سؤال شمارهی 20730 رجوع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: چون گرفتار گناهان نیستند میتوانند تدبیر بدن را در حدّ دفع باکتریها ادامه دهند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به گفتهی حضرت امام خمینی«رضواناللّهتعالیعلیه» آن تجلی موجب شد تا کوهِ أنانیتِ حضرت موسی«علیهالسلام» مندک گردد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: زندگی را طوری تعریف کنید تا آنچه هستید را، راهِ زندگی با خدا بدانید و آرزوها را برای خود عمده ننمایید. آن فایل مربوط به کتاب «آشتی با خدا» است. کتاب روی سایت هست خوب است با آن رفیق شوید. رفیقِ بدی نیست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حدّ اقل این افراد کتاب آقای بهنود را که هماکنون ایشان در لندن در جمع مخالفان انقلاب اسلامی هستند و در دستگاه نظام شاهنشاهی فعال بودهاند مطالعه کنند تا ببینند در آن نظام چه خبرهایی بودهاست. نام کتاب عبارت است از «از سید ضیاء تا بختیار». موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم. عرض سلام و ادب خدمت استاد عزیز و آرزوی قبولی طاعات و عبادات. بشخصه خود بنده در این چند روز این سوال مدام ذهنم را مشغول نموده بود و شاید نکاتی هم به نظرم رسید ولی یقینا با افقی که حضرتعالی در بیانات و اشارات تان در برابر مخاطب می گشایید، میتوانید کمکی به دغدغه بنده هم بفرمایید. بشخصه در طی این یک هفته شاهد بودیم حتی بعض لوکوموتیورانان اصلی و گفتمان ساز تفکر انقلابی و به اصطلاح جبهه فکری فرهنگی انقلاب، در تحلیل و اتخاذ موضع و تبیین عرصه چه میزان گنگ و گیج و حتی عجیب اظهار موضع کردند و زاویه سنگینی با منظومه فکری رهبر فرزانه انقلاب گرفتند تا جایی که واقعا باید به آنان بقول آقای محسن مهدیان میگفتیم، لگد زدن به نظام صله ندارد و چرا اینقدر احساس عقب ماندگی از قافله را دارید؟ علی الخصوص بنده در حد بضاعت خویش هر چه بیشتر روش تحلیل اجتماعی سیاسی و بینش تحلیلی نائب الامام را مورد بررسی قرار میدهم، می بینم چه میزان ویژه در عرصه های فتنه گون و غبارآلود، فاصله جدی بین اندیشه ولایت و بدنه گفتمان ساز انقلاب پیدا میشود. صورت و محتوای تحلیل بسیاری از عزیزان حقیقتا حتی چندان تفاوتی با تحلیلها و نگرش بسیاری از معاندین نداشت و حتی با اطلاعات ناقص و ادبیات بدور از خرد انقلابی کلان نگر و عمق نگری لازم در اینکه در این برهه، اقدام و عملی در جهت تقویت جبهه تمدنی حق و ولی آن و رفع نقایص و خلل ها در بستر همان اندیشه تمدنی حق صورت بگیرد، هیجانی و بی عقبه مبنایی و تعجب برانگیز اظهار موضع میکنند؛ بماند که حتی در حادثه اخیر حتی روح کلی بسیاری از همین مواضع تخطئه کلی دستاوردها و ارمغان ها و افق های تاریخی انقلاب بود و صریحا علیرغم تذکر حضرت آقا، نقدها را بسمت نظام اسلامی می بردند (حال آنکه در اردیبهشت ۹۹ رهبری فرمودند مراقب باشید نقد شما به نظام و چارچوب انقلاب نباشد بلکه نقد دولت و جامعه باشد چون ما هنوز دولت و جامعه اسلامی نداریم و نقدتان هم همراه راهکار و امیدآفرین باشد) و حتی با مواضع شبه روشنفکرانه و یا تجدد پیچیده شده در ظاهر اسلامی، در باب حجاب و پوشش و لزوم فعالیت اجرایی حکومت اسلامی در عرصه پوشش اظهار نظر کردند و گوی سبقت را شاید به نظر من، حتی از خود روشنفکرمآب ها و سکولاریست های فرهنگی ربودند. جالبست که اگر حتی یک درصد همین حجم اظهارات و تحلیل های عجیب و فاقد عمق و پر از خطا و نقصان، به مطالبه گری جدی بر اجرای مصوبه ۴۲۷ شورایعالی انقلاب فرهنگی که بحق از زمره متقن ترین و حکیمانه ترین تقنین های سالهای کنونی بوده است و مع الاسف بشدت مورد اجحاف و تخطی اکثر دستگاه های متولی آن قرار گرفته و چنانچه به دقت اجرا میگشت حتی نياز به مداخله مستقیم نیروی انتظامی جز در حیطه باندهای اشاعه دهنده فساد و فحشا و شکایات از هنجارشکنی های تند نبود، بمراتب وضعیت متعالی تر و با نگرانی کمتری در صیانت از نهاد مقدس خانواده و حفاظت از گوهر عفت و حیاء داشتیم. حتی در ایام اخیر آقای دکتر هاشمی گلپایگانی بعنوان دبیر ستاد امر به معروف و نهی از منکر برای تحقق راهبردهای مصوبه شورایعالی انقلاب فرهنگی، طرحی را ارائه داده بودند که در اثنای حوادث اخیر حتی توجهی به آن نشد و جمعی از دوستان انقلابی گویا دغدغه مندی مهمتری از مطالبه سياست ها و راهبردهای کلان فرهنگی که مقام معظم رهبری بارها بر آن تاکید فرموده بودند، داشتند و باید از حرکت قافله نمی مانند. گویا در بحبوحه ای که جهاد تببین بصورت عمومی منزلت خود را در خنثی سازی بلوا طلبی جبهه ابلیس نشان داد، خود نیروهای گفتمان انقلاب بیشتر نیازمند تببین و فهم منطق ولی خویش را داشتند و گویا باید برای خود ایشان در وهله نخست تبیین میگشت و الزامات این عرصه و مهار احساسات و عدم توجه به داده های ناقص و ابهام آور گوشزد میشد. واقعا برایم دغدغه است چرا ما که خود داعیه دار بستر سازی و گفتمان سازی برای انقلابی که هویت و بنیاد حضور تاریخی مان است، بعضا اینگونه از منطق رهبر و قائدمان فاصله میگیریم و حتی برچسب توجیه گر جنایات و نقایص و تلخی های موجود زده میشود و نمیتوانیم با پرچمدار این حرکت قدسی همدلی و همراهی کنیم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همه حرف همین است که میفرمایید. هنوز حتی نتوانستهایم خود را در این انقلاب و در این تاریخ به درستی برای خود معنا کنیم تا معلوممان شود که چه کسی هستیم و کجا ایستادهایم! در این صورت است که از یک طرف نسبت خود را با رهبری انقلاب به صورت ایجابی میتوانیم معلوم کنیم و از طرف دیگر نسبت خود را با جریانهای شبه روشنفکری و به گفته شما تجددِ پیچیدهشده در ظاهر اسلامی به صورت سلبی معلوم نماییم، حتی متوجه عقبماندگیهای تاریخی خود نیستیم تا به جای عبور از آنها، یقه همدیگر را نگیریم. به گمان بنده شاید بتوان گفت آنچه بعد از حرکت اربعینی با فوت خانم مهسا امینی پیش آمد با همه زحماتی که داشت، تذکر اساسی به ما بود تا از گذشته خود برای حضور در آیندهای بزرگ عبرت بگیریم و متوجه باشیم در کجا هستیم و در کجا باید باشیم. در این رابطه در جلسه دیشب به نور شخصیت متعالی رسول خدا «صلواتاللهعلیهوآله» تذکراتی بس اجمالی داده شد. امید است فتح بابی باشد در به میانآمدنِ روحیهای که «سلحشوری» و «عطوفت» را مایه ادامه انقلاب گرداند تا نه، عنانِ نظام در دست لیبرالهای ترسو بیفتد و نه، گرفتار متحجّرینی شویم که به تعبیر حضرت امام «رضواناللهتعالیعلیه» آبروی اسلام را میبرند. موفق باشید
https://eitaa.com/matalebevijeh/11556
