بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
22792

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در کتب شما طوری برداشت می شود که مردم دنیا اکثرا از حقیقت ناب بی بهره اند. آیا مشابه علامه حسن زاده ها به شکلهای متفاوت و با ادیان متفاوت در جهان زیاد نداریم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از طرفی بسیاری از مردم به دنبال حضرت حق‌اند، باید به آن‌ها کمک شود که او را بیابند و بشناسند و با او به‌سر ببرند. موفق باشید

22569
متن پرسش
با سلام: همانطور که مستحضرید رزق آحاد خلایق را خداوند متعال تعیین و تقسیم نموده حال آنکه، وقتی مثلا در قحطی حدود یکصد سال قبل که شاید نیمی از ملت ایران فوت شدند و یاگرسنگان آفریقایی آیا برای همه آنها رزق به همین اندازه معین شده بود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید در این موردها بتوان این‌طور فکر کرد آری! خداوند رزق آن‌ها را مشخص کرده، ولی آن‌ها نیز در راستای به‌دست‌آوردنِ آن اگر می‌توانستند تلاش کنند، تلاش نکردند. البته این در مورد کودکان و مردمی که نسبت به آن‌چه پیش آمده است کاری نمی‌توانند بکنند؛ مورد ندارد، باز باید به آن موضوع فکر کرد که از یک طرف رزق آن‌ها برای ماندن همین اندازه بوده، و از طرف دیگر وسیله‌ای شده‌اند تا با مرگ خود آن‌هایی که باید از نظر بی‌مسئولیتی شناخته شوند، مشخص گردند. موفق باشید

22095
متن پرسش
سلام علیکم: ١. بعضی معتقدند که شعار مرگ بر آمریکا و آتش زدن پرچم آمریکا اشتباه است چون ما باید مردم آمریکا را از دولت آمریکا جدا بدانیم و مثلا در شعارها بگوییم مرگ بر سیاست یا دولت آمریکا. و آتش زدن پرچم آن ها باعث انزجار مردم آمریکا از ایران می شود و موجب می شود که آن ها هم به پرچم ما که نام الله در آن به کار رفته و مقدس است توهین کنند که چنین هم کرده اند به بدترین شیوه ها که جای گفتنش نیست. نظر شما چیست؟ آیا روش اظهار برائت ما از استکبار به این گونه اشتباه است؟ ٢. مدتی است فیلمی کوتاه از امام خمینی منتشر شده با این عنوان که ما انقلاب کردیم که این دستبوسی ها نباشد که در فیلم نشان می دهد امام خمینی دستشان را روی نرده ای گذاشته اند و افرادی صف گرفته اند تا به نوبت بتوانند دست امام را ببوسند. فرق بین دست بوسی شاه و امام را می دانم ولی اینکه امام خودشان به این شکل نشسته اند تا دستشان را ببوسند جای سوال است. (فیلم را اگر در اینترنت سرچ کنید موجود هست)
متن پاسخ

بسمه تعالی: سلام علیکم: 1- آمریکایی که ما با آن درگیر هستیم و نماد استکبار است، همان دولتمردان آمریکا هستند و معنای مرگ بر آمریکا در عرف بین‌المللی به همان معنای تقابل و اعتراض به دولتمردان آن کشور است و با این دید پرچم آمریکا را آتش می‌زنند و مردم خود آمریکا نیز همین را می‌فهمند که اعتراض به دولتمردان آن‌هاست 2- این‌که مردم متدین تبرکاً بخواهند دست یک عالم باللّه را ببوسند غیر از آن تشریفات مزخرف رسمی است که برای دست‌بوسیِ شاهان ترتیب می‌دهند. موفق باشید

21283

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: چرا در قرآن از توبه زنا گفته شده ولی لواط و هم جنس بازی را نگفته غیر آمرزش است در جهنم و کافر و بی دین هستی باید حد و اعدام شوی تا خدا ببخشد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فرق نمی‌کند. در هر گناهی اگر انسان در خلوت خود بین خود و خدا توبه کند، خداوند توبه‌ی او را می‌پذیرد. موفق باشید

21019
متن پرسش
سلام: 1. در سوال 20771 فرمودید شرط تأثیر، عدمِ موافقت سوژه است آیا مقصودتان موافقت سوژه است و اشتباه تایپی صورت گرفته یا مقصود دیگری داشتید. 2. فرض کنید در گذشته خود را در اختیار هیپنوتیزم کننده ای قرار داده ام لکن او این رخداد را از ذهن من پاک کرده باشد بنابرین اگر چه توسط او در هیپنوتیزم هستم ولی موجبات غفلت ازین موضوع را پدید آورده است پس یا باید اثبات کرد که امکان ندارد فردی هیپنوتیزم شود و نداند که هیپنوتیزم شده است یا پذیرفت که امکان جبر وجود دارد.
متن پاسخ

تعالی: سلام علیکم: 1- همان‌طور که متوجه شده‌اید منظور، موافقتِ سوژه است. سؤال مذکور تصحیح شد 2- تأثیر هیپنوتیزم بر روی خیال می‌باشد و نمی‌تواند چندان پایدار گردد مگر این‌که بعد از حدود 24 ساعت خودِ انسان تصمیم بگیرد که آن نحوه شخصیتی که به او القاء شده است را بپذیرد. مثل انرژی‌درمانی که یک‌نوع هیپنوتیزم‌کردنِ طرف است و او می‌تواند بعد از آن‌که تصور کرد مثلاً دست او مشکلی ندارد، همان حرکاتی که در حالت هیپنوتیزم برای دست خود پذیرفته بود، ادامه دهد. موفق باشید

20660
متن پرسش
به نام خدا با سلام خدمت استاد عزیز: در اصول کافی در روایتی آمده خداوند به عیسی (ع) 2 حرف از اسم اعظم داد به موسی (ع) 4 حرف به ابراهیم (ع) 8 حرف به نوح (ع) 15 حرف به آدم (ع) 25 حرف عطا فرمود. چرا هرچه جمعیت زیادتر می شده و پیامبران زمینه دریافت فیض را بیشتر پیدا می کردند فیض کمتر می شد یعنی مقام حضرت ابراهیم (ع) از آدم (ع) پائین تر است؟ یا در ارشاد القلوب آمده خداوند به شیث (ع) پنجاه صحیفه به ابراهیم (ع) بیست صحیفه عطا فرمود. در زمان شیث (ع) که کسی به آن صورت نبود 50 صحیفه و به ابراهیم خلیل (ع) با آن عظمت 20 صحیفه! فلسفه اش چیست؟ با تشکر و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً هرچه جامعیت پیامبران بیشتر باشد، کثرت اسماء به وحدت سیر می‌کند. مثل آن‌که در مورد پیامبر حضرت حق می‌فرماید: «قل هذه سبیلی ادعوا إلی اللّه» یعنی بگو راهِ من این است که به حضرت اللّه دعوت کنم. موفق باشید

20396
متن پرسش
با عرض سلام: حضرت استاد کتاب سلوک ذیل شخصیت امام را شرح فرمودند؟ اگر نه با توجه به اینکه این کتاب مهمترین کتاب استاد است چه زمانی به شرح آن اقدام خواهند فرمود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب‌های «امام خمینی و سلوک در تقدیر توحیدی زمانه» و «عقل و ادب ادامه‌ی انقلاب اسلامی» در شرح مبانی کتاب سلوک نوشته شده است. موفق باشید

19946

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: در حرکت جوهری، شبهه بقاء موضوع و پاسخ‌هایی که داده شده در رابطه با همه پدیده‌های مادی هست آیا؟ اگر بله، پس یعنی جسم کودکی من با جسم الان من یکیه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است زیرا تا جوهر جسم هنوز دارای قوه است، جسم و ماده در میان است. این موارد همه در شرح صوتی «حرکت جوهری» با دلایل لازم مطرح شده. به نظر می‌آید باید با دقت شرح صوتی بحث را دنبال فرمایید. موفق باشید

18846

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: بنده معتقدم که یک جوان متدین باید قبل از اقدام به ازدواج معنویت خودش را نه در حد عالی ولیکن در حد خوبی رشد دهد و معارف خودش را تا حد خوبی جلو ببرد. 1. بفرمایید که آیا با این عقیده موافق هستید؟ 2. مشخصا بفرمایید در چه سنی به بعد دیگر باید با برنامه و تلاش آب باریکه ای برای خود ایجاد کنیم و اقدام به ازدواج کنیم؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- حرف خوبی است 2- از سن بلوغ اگر انسان بتواند این کار را بکند خوب است ولی می‌بینید که شرایط اجازه نمی‌دهد. پس در اولین فرصت که شرایط مهیاست، انسان نباید معطل کند. موفق باشید

18096
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: چرا خداوند در برخی آیات خودش را با «من» معرفی کرده و در برخی آیات با لفظ «ما»؟ مثلا می فرماید ما آسمان ها و زمین را آفریدیم. چرا همه جا من را بیان نکرده. پاسخ این سوال را برای بچه های ابتدایی می خواستم اگر می شود جواب قانع کننده ای بیان کنید. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت حق آن‌جایی که می‌خواهند ما را متوجه کنند که کارها در یک نظام و با مجموعه‌ی علت‌ها انجام می‌گیرد، واژه‌ی «نا» یعنی «ما» را به کار می‌برند به همان معنایی که در روایت داریم: «ابی الله ان یجری الامور الا باسبابها» خداوند إبا دارد که امور را به جریان بیندازد مگر از طریق علت و سبب خاصش. و آن‌جایی که حضرت حق می‌خواهند ما را متوجه کنند که اراده‌ی او ماورای همه‌ی علت ها و سبب‌ها در صحنه است، امور را به خود نسبت می‌دهد. موفق باشید 

17936
متن پرسش
سلام استاد عزیز: 1. چه باید کرد تا فرهنگ اربعین (عشق - نورانیت - ایثار - نفی غرب و...) را در جامعه آورد تا اربعین فقط سلوک فردی و منحصر به چند روز نشود؟ 2. موانع و ظلمات این راه چیست؟ وظیفه ما چیست؟ 3. آیا می توان جامعه اربعینی داشته باشیم چگونه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این حالات که با سؤال و جواب حل نمی‌شود!! باید در عمل به ایثار و تواضع نسبت به همدیگر رسید تا تاریخِ عبور از غرب، ظهور نماید. موفق باشید

32357

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و عرض ادب خدمت استاد گرامی: در کتاب خویشتن پنهان و همچنین ۱۰ نکته از معرفت نفس فرمودید رابطه مخلوقات با خداوند رابطه تجلی می‌باشد یعنی مخلوقات ظهور و تجلی خداوند هستند و این باشد استمرار داشته باشد پس چرا خداوند بیشترین جای قرآن گفته خلق مثلا «خلق السماوات والارض» چرا نمی‌گوید یخلق که استمرار داشته باشد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: «خَلَقَ» به معنای «اَلَّفَ» یعنی جمع‌آوری است مثل آن‌که خداوند بدن ما را از همین عالم ماده به این صورت شکل می‌دهد. ولی در موضوع «وجود» و وجوددادن، بحثِ تجلی در میان است که با دنبال‌کردن «برهان صدیقین» این موضوع به خوبی روشن می‌شود. موفق باشید 

30298

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسمه تعالی. سلام علیکم: متن زیر را خدمتتان ارسال می‌دارم در صورت صلاحدید نظرتان را بفرمایید. علامه قاضی (ره) در شرح دعای سمات می‌فرماییند علم جدید که می‌گویند فضای بی نهایت وجود دارد مورد تایید نیست و با کتب الهی ما تناقض دارد. کسانی که اهل شهود هستن و دیده اند که زمین دارای گنبد شیشه ای می‌باشد. «هو الذی یسیرکم فی البر و بحر» سوره یونس آیه ۲۲. او کسی است که شما را در خشکی و دریا حرکت می‌دهد. و تا زمانی که سفر از طریق خشکی ممکن است از راه دریا سفر مکن. پس تو -که خدا موفقت بدارد- بنگر که خداوند چگونه بندگانش را به هر وسیله که باشد تعلیم می‌دهد. اکنون این سوال پیش میاید که درهای آسمان چیستند و چرا بر ما بسته شده اند و کلیدهای آنها چیست و گشاینده آن درها چه کسی می‌باشد؟ اولا بدان که مردمانی پنداشته اند که بین آسمانها جدایی نیست و آن فقط یک فضای بینهایت می‌باشد و دلیل ادعای آنها کشفیات جدید با وسایل پیشرفته است. این نظر با توجه به اثبات وجود آسمانها در کتاب کریم ما و دیگر کتابهای آسمانی و کشف اهل شهود و دیگران از این امت قابل پذیرش نمی‌باشد. و ممکن است که آسمان ها همانند شیشه های شفافی باشند که طوری روی هم قرار گرفته اند که فاصله بین آنها قابل تشخیص نیست. ثانیا در زبان عربی هر چیزی که برتری و علو نسبت به شخص داشته باشد سماء نامیده می‌شود و اما درهای آسمانهای حسی فراوانند مانند خورشید و ماه و ستارگان و ابرها که خداوند سبحان می‌فرماید «ففتحنا ابواب السما بماء منهمر» پس درهای آسمانها را با ابی فرو ریزنده گشودیم. سوره قمر آیه ۱۱. پ ن: و گفته اند که آسمانها عنصر پنجم هستند و راهی به سوی شناخت آن از زمین وجود ندارد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده باید بین شهود عرفا که وجه قدسی و صورت برزخی موجودات و آسمان‌ها را می‌نگرند؛ با نگاه تجربی تفکیک کرد. از طرفی از ظاهر نامه برمی‌آید که مرحوم قاضی در حدّ فهم مخاطب به صورت اجمالی سخن گفته‌اند. موفق باشید

29727

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: اینکه پس از مرگ با ملکات روبرو خواهیم بود برایم مبهم است. چون ملکات امری مطلق نیست. مثلا بسیاری درست است که دابشان بر صداقت است اما گهگاهی دروغ می‌گویند یا در مواردی مشخص نیست کدام ملکه است فرد ممکن است مدتی خوش خلق باشد چندی بعد بدخلق شود دوباره خوش خلق و این سخن پایان ندارد فرد با برخی افراد برخورد خوبی دارد با برخی دیگر نه برخی افراد ملکه مشخصی ندارند نه صفت رذیله در جانشان به آن صورت ریشه دوانده نه صفت حمیده ملکه وجودش شده تکلیف افراد بی ملکه چیست؟ یا برخی افراد مذبذب هستند و ملکات مختلفی در طول حیات دارند آیا ملاک لحظه مرگ است، فردی در طول عمرش صادق بوده سال آخر به دروغگویی مبتلا می‌شود از سویی بسیار می‌شود که توبه کردیم اما هنوز ملکه گناهان در روحمان است تکلیف چیست؟ اگر ملکه ملاک است قاعدتا فرد معذب خواهد بود و اگر بخواهیم قبول توبه را منوط به این کنیم که فرد آن ملکه رذیله را زائل کرده باشد که فکر کنم در روایات اینگونه نباشد توبه فرد با استغفار جدی قبول است بعد از آن نباید گناه را ادامه دهد و با توجه به اینکه بسیاری توبه را می‌شکنند که نشان از رسوخ ملکات است اگر فرد پس از استغفار فوت شود در حالی‌که رسوخ ملکات را زائل نکرده چه سیری در برزخ و قیامت خواهد داشت؟ بنده گمان می‌کنم بحث ملکه در راستای اثبات تجرد اعمال است تا ابدی بودن عذاب نسبت به این امد بسیار کوتاه توجیه شود که با این مشکلات که مطرح کردم بنظر صحیح نمی آید بهتر است ابدی بودن بهشت را تفضلی دانست و عذاب جهنم را همچون عرفایی چون ابن عربی نهایتا عذب دانست.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد قسمت اخیر سؤال، اختلاف هست. به گفته‌ی آیت الله طباطبایی و آیت الله جوادی، بالاخره انسانی که در کلیّت شخصیت خود مطابق فطرتش عمل نکرده و شخصیتی جدای امور فطری خود دارد، پس از مرگ دائماً با آن شخصیت در تضاد به‌سر می‌برد تضادی بین شخصیت او و فطرت او، و حقیقتاً این امری آزاردهنده است. مگر آن‌که بپذیریم آن انسان وقتی رحلت کرد به‌کلّی از انسانیت خارج می‌شود و نه آن‌که انسانی است که گناه کرده است؛ که این امری است غیر قابل قبول. ولی اگر شخصیت کلّی افراد رویهمرفته جدای از فطرتش نبود، اعمالِ گاه و بی‌گاهِ خلاف او، او را مخلّد در آتش نمی‌کند، زیرا ملکات یا شخصیت اصلی او جهت مخالف فطرتش نداشته. موفق باشید  

26489

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: دست بوسم بزرگوار. دعاهای رزق روزی، سوره واقعه، تعقیبات نماز عشا، استغفار دو ماهه و یا استغفار امیرالمومنین. چقدر می توانند موجب رسیدن رزق و روزی بنده بشوند؟ می توانند کاری کنند که بتوانم ازدواج کنم خانه بخرم و راه درامدم سهل و آسان باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: إن‌شاءاللّه به شرطی که به زندگی ساده فکر کنید و نخواهید خود را در به درِ شهرهای بزرگ نمایید. موفق باشید

25246
متن پرسش
سلام استاد: من رشته کارشناسی مهندسی مکانیک خواندم و با توجه به مناسب ندانستن این رشته برای یک زن در مقطع ارشد تصمیم به خواندن فلسفه اسلامی گرفتم اما الان که این رشته را خوانده ام به نظرم میاید این انتزاعیات دردی از مردم دوا نمی کند و نمی دانم چطور با این رشته می توانم خدمتی کنم و مدام فکر می کنم ای کاش رشته ای کاربردی تر همچون روانشناسی را خوانده بودم (گرچه مباحث غربی را قبول ندارم) اما لاقل با مدرک این رشته زمینه کار بیشتری برایم فراهم بود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده، فلسفه‌ی صدرایی و پس از آن فلسفه‌ی غرب می‌تواند پشتوانه‌ی بسیاری از اندیشه‌هایی باشد که ما نیاز داریم دنبال کنیم حتی روان‌شناسی. بنابراین، این را به فال نیک بگیرید که وارد حوزه‌ی فلسفه شده‌اید. موفق باشید

25208

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و احترام: وقت بخیر. استاد من خیلی پیشرفت معنویم سریعه. نظم ندارم در معنویات و بلد نیستم از این استعدادم چطوری بهره کامل ببرم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم اگر سری به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» بزنید، راه‌هایی در مقابل شما گشوده می‌شود. موفق باشید

24012
متن پرسش
با سلام: استاد عزیز طبق توضیحی که فرمودید که علم خداوند به موجودات عین علم او به ذات خودش است، حال چون ذات او عین وجود و عین کمال است از او جز خوبی صادر نمی شود، سوال اینکه علم او به شرور این عالم چگونه است؟ آیا در اینجا می توانیم به داستان ملاقات حضرت موسی (ع) و حضرت خضر (ع) رجوع کنیم، و شرور و شر در عالم را در اصل خیر بدانیم که دارای حکمتی فرای عقل و شرع است؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث علم خداوند که در میان باشد علمِ به همه‌ی مخلوقات و نحوه‌ی بودن آن‌ها در میان است. لذا خداوند می‌داند چه موجودی در چه شرایطی می‌تواند شرّ باشد و لذا به ما می‌فرماید: به خدا پناه ببرید «من شرّ ما خلق». موفق باشید

21764

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد عزیز سلام: خواهشمندم در خصوص قسمت آخر پاسخ پرسش 21740 در مورد حق آبه کشاورزان بیشتر توضیح دهید. از دست من و جنابعالی بعنوان مصرف کننده خانگی چه کاری بر می آید؟ با توجه به اینکه اینگونه تصمیمات جزء تصمیمات کلان کشوری است. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این یک موضوعی است که مسئولان شهر باید در موردش فکر کنند که چگونه حق داشته‌اند و حق دارند طوری شهر اصفهان را گسترش دهند تا آبی که برای کشاورزان شرق اصفهان است به کسانی داده شود که از راه رسیده‌اند. موفق باشید

20727
متن پرسش
استاد گرامی سلام علیکم: هرچند می دانم مصدع اوقات شریف و باعث ناراحتی می شوم ولی اگر ممکن است در خصوص سوال 20692 توضیحات بیشتری عنایت فرمایید، گره ذهنی بنده در این موضوع بازنشده است. جنابعالی در پاسخ فرموده اید وقتی همه بالقوه ها بالفعل می شود دیگر زمانی باقی نمی ماند. همین کلمه وقتی خودش نشان دهنده زمان است و دیگر اینکه چه اشکالی پیش می آید بعنوان مثال گفته شود ساعت 8 صبح روز فلان سال تمام بالقوه ها بالفعل می شود؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید ما الفاظ را عموماً در زمان اداء می‌کنیم، ولی در عالم غیب و قیامت به این معنا زمان نیست، هرچند نسبت‌ها در عین احاطه‌ی ما در میان است. در نظر بگیرید کسی در چاه قرار دارد و چیزی دایره‌شکل که هر قسمت آن به رنگی است در دهانه‌ی چاه در حال چرخش است، لذا آن کسی که در چاه است در یک زمان قسمتی از آن دایره را زرد می‌بیند و در زمان دیگر قسمت دیگر دایره را سیاه می‌بیند. در حالی‌که آن کسی که در بالای چاه به آن دایره نگاه می‌کند، همه‌ی آن قسمت‌ها را یک‌جا می‌بیند در عین آن‌که به یک معنا تقدم و تأخر را در رنگ‌ها مدّ نظر دارد. به این معنا که یک قسمت زرد است و قسمت بعدی سیاه است. ولی این قسمتِ بعدی در عین آن‌که بعد است با قسمت قبل و قسمت‌های دیگر، همه در منظر او حاضرند. داستان تقدم و تأخرِ حادثه‌ها در قیامت از این قرار است. در ضمن خوب است به سؤال شماره‌ی 20730 رجوع فرمایید. موفق باشید  

19399
متن پرسش
سلام استاد: سلامت بدن اولیا بعد از مرگ، مربوط به کدام تعلقه، تغلق تدبیری یا خاطره‌ای؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چون گرفتار گناهان نیستند می‌توانند تدبیر بدن را در حدّ دفع باکتری‌ها ادامه دهند. موفق باشید

19033

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: خدا قوت. در قضیه موسی و تجلی خدا به کوه، یعنی آن نحوه تجلی فراتر از توان موسی بود یا یک تجلی خاص وجود دارد که هیچکس توان مشاهده‌ش رو نداره؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به گفته‌ی حضرت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» آن تجلی موجب شد تا کوهِ أنانیتِ حضرت موسی«علیه‌السلام» مندک گردد. موفق باشید

19023

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: ممنون بابت پاسختون پاسخ: 19011 باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- بعضاً عدم استجابت دعا به نفع ما است وگرنه شهداء و اموات دل‌سوزِ ما هستند. 2- چرا زندگی را طوری تعریف نکنیم که در همین موقعیتی که هستیم در مقام رضا قرار گیریم و بهشت‌هایی را در مقابل خود بگسترانیم؟! موفق باشید استاد این دلسوزی از کجا معلوم می شود با سکوت عذاب کشیدن ما عدم استجابت نفعی که در سکوته و نمی فهمی را چطور باید باور کرد؟ چطور تعریف کنم اگر توانش را داشتم انجام می دادم حتی نمی دانم چه کنم؟ حرف مردم، نیش و کنایه، ظلمی که شد، قهقه مستان آزارم میده. صوتی از شما را شنیدم، «پوچی چرا اضطراب به چه دلیل» گویا چند جلسه بود بقیه آن را از کجا بدست بیارم؟ در همون متن حرف پیرمردها الان می زنم، ناراحتم، احساس پوچی می کنم احساس مفید نبودن می کنم، ناراحتم از باورم، از دلسوزی هام، از خانوادم که هیچ، اما توقع این حالم نداشتم، توقع سکوت اهل البیت را نداشتم، توقع فریب خوردن از احادیث را نداشتم، توقع نداشتم. نمی تونم قبول کنم خدا بقیه را بیشتر از من دوست داره. نمی تونم قبول کنم ظلم و دروغ اشکال نداره! دل شکستن من اشکال نداره! وقتی بقیه را امتحان کردم نبود کدوم بهشت واقعا هست که برم باشه توهم نباشه، خسته شدم، خسته از خودم، از تقدیرم، از افکارم، از دنیا، چرا هستم؟ من که هیچ ندارم. جرا هستم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: زندگی را طوری تعریف کنید تا آن‌چه هستید را، راهِ زندگی با خدا بدانید و آرزوها را برای خود عمده ننمایید. آن فایل مربوط به کتاب «آشتی با خدا» است. کتاب روی سایت هست خوب است با آن رفیق شوید. رفیقِ بدی نیست. موفق باشید

18899

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
جناب استاد با سلام و آرزوی سلامتی، سوالی از حضورتان داشتم که پاسخ محکم و دلایل قانع کننده حضرتعالی به آن می تواند بسیاری از گره های ذهنی همسرم و مشکلات زندگی ما را حل کند. همسرم تحت تاثیر القائات مخالفان و اطلاعات غلطی که به دروغ لباس حقیقت به آن می پوشانند و از طریق دنیای مجازی و شبکه های ماهواره ای به خورد افراد می دهند، می گوید که انقلاب اسلامی ایران از ابتدا با هدایت و نقشه آمریکا و انگلیس آغاز و به ثمر رسید و حتی حضرت امام و این همه شهدایی که خالصانه ایثار کردند به نوعی ناخواسته آلت دست آنها شده اند. دلایلی می آورد که شاه بسیار میهن پرست بود و برنامه های بسیار خوبی برای توسعه کشور و تبدیل شدن به قدرتی جهانی داشت و در اواخر حکومتش چون کم کم داشت از فرامین اربابانش (آمریکا) سرپیچی می کرد و می خواست مستقل شود آنها این برنامه انقلاب را طراحی کردند تا او را از سر راه بردارند. من خودم بسیار به انقلاب، شهدا و همه ایثارگران مخلص این راه علاقه دارم و بویژه به حضرت امام (ره) عشق و ارادت خاصی دارم و شنیدن چنین مطالبی برایم بسیار کشنده و عذاب آور است ولی توان علمی کافی ندارم تا دلایل مستند و قانع کننده ای برایش بیاورم و ذروغ بودن این ادعاها را ثابت کنم. خواهش می کنم کمکم کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حدّ اقل این افراد کتاب آقای بهنود را که هم‌اکنون ایشان در لندن در جمع مخالفان انقلاب اسلامی هستند و در دستگاه نظام شاهنشاهی فعال بوده‌اند مطالعه کنند تا ببینند در آن نظام چه خبرهایی بوده‌است. نام کتاب عبارت است از «از سید ضیاء تا بختیار». موفق باشید

33503
متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم. عرض سلام و ادب خدمت استاد عزیز و آرزوی قبولی طاعات و عبادات. بشخصه خود بنده در این چند روز این سوال مدام ذهنم را مشغول نموده بود و شاید نکاتی هم به نظرم رسید ولی یقینا با افقی که حضرتعالی در بیانات و اشارات تان در برابر مخاطب می گشایید، می‌توانید کمکی به دغدغه بنده هم بفرمایید. بشخصه در طی این یک هفته شاهد بودیم حتی بعض لوکوموتیورانان اصلی و گفتمان ساز تفکر انقلابی و به اصطلاح جبهه فکری فرهنگی انقلاب، در تحلیل و اتخاذ موضع و تبیین عرصه چه میزان گنگ و گیج و حتی عجیب اظهار موضع کردند و زاویه سنگینی با منظومه فکری رهبر فرزانه انقلاب گرفتند تا جایی که واقعا باید به آنان بقول آقای محسن مهدیان می‌گفتیم، لگد زدن به نظام صله ندارد و چرا اینقدر احساس عقب ماندگی از قافله را دارید؟ علی الخصوص بنده در حد بضاعت خویش هر چه بیشتر روش تحلیل اجتماعی سیاسی و بینش تحلیلی نائب الامام را مورد بررسی قرار می‌دهم، می بینم چه میزان ویژه در عرصه های فتنه گون و غبارآلود، فاصله جدی بین اندیشه ولایت و بدنه گفتمان ساز انقلاب پیدا می‌شود. صورت و محتوای تحلیل بسیاری از عزیزان حقیقتا حتی چندان تفاوتی با تحلیلها و نگرش بسیاری از معاندین نداشت و حتی با اطلاعات ناقص و ادبیات بدور از خرد انقلابی کلان نگر و عمق نگری لازم در اینکه در این برهه، اقدام و عملی در جهت تقویت جبهه تمدنی حق و ولی آن و رفع نقایص و خلل ها در بستر همان اندیشه تمدنی حق صورت بگیرد، هیجانی و بی عقبه مبنایی و تعجب برانگیز اظهار موضع می‌کنند؛ بماند که حتی در حادثه اخیر حتی روح کلی بسیاری از همین مواضع تخطئه کلی دستاوردها و ارمغان ها و افق های تاریخی انقلاب بود و صریحا علیرغم تذکر حضرت آقا، نقدها را بسمت نظام اسلامی می بردند (حال آنکه در اردیبهشت ۹۹ رهبری فرمودند مراقب باشید نقد شما به نظام و چارچوب انقلاب نباشد بلکه نقد دولت و جامعه باشد چون ما هنوز دولت و جامعه اسلامی نداریم و نقدتان هم همراه راهکار و امیدآفرین باشد) و حتی با مواضع شبه روشنفکرانه و یا تجدد پیچیده شده در ظاهر اسلامی، در باب حجاب و پوشش و لزوم فعالیت اجرایی حکومت اسلامی در عرصه پوشش اظهار نظر کردند و گوی سبقت را شاید به نظر من، حتی از خود روشنفکرمآب ها و سکولاریست های فرهنگی ربودند. جالبست که اگر حتی یک درصد همین حجم اظهارات و تحلیل های عجیب و فاقد عمق و پر از خطا و نقصان، به مطالبه گری جدی بر اجرای مصوبه ۴۲۷ شورایعالی انقلاب فرهنگی که بحق از زمره متقن ترین و حکیمانه ترین تقنین های سالهای کنونی بوده است و مع الاسف بشدت مورد اجحاف و تخطی اکثر دستگاه های متولی آن قرار گرفته و چنانچه به دقت اجرا می‌گشت حتی نياز به مداخله مستقیم نیروی انتظامی جز در حیطه باندهای اشاعه دهنده فساد و فحشا و شکایات از هنجارشکنی های تند نبود، بمراتب وضعیت متعالی تر و با نگرانی کمتری در صیانت از نهاد مقدس خانواده و حفاظت از گوهر عفت و حیاء داشتیم. حتی در ایام اخیر آقای دکتر هاشمی گلپایگانی بعنوان دبیر ستاد امر به معروف و نهی از منکر برای تحقق راهبردهای مصوبه شورایعالی انقلاب فرهنگی، طرحی را ارائه داده بودند که در اثنای حوادث اخیر حتی توجهی به آن نشد و جمعی از دوستان انقلابی گویا دغدغه مندی مهمتری از مطالبه سياست‌ ها و راهبردهای کلان فرهنگی که مقام معظم رهبری بارها بر آن تاکید فرموده بودند، داشتند و باید از حرکت قافله نمی مانند. گویا در بحبوحه ای که جهاد تببین بصورت عمومی منزلت خود را در خنثی سازی بلوا طلبی جبهه ابلیس نشان داد، خود نیروهای گفتمان انقلاب بیشتر نیازمند تببین و فهم منطق ولی خویش را داشتند و گویا باید برای خود ایشان در وهله نخست تبیین می‌گشت و الزامات این عرصه و مهار احساسات و عدم توجه به داده های ناقص و ابهام آور گوشزد می‌شد. واقعا برایم دغدغه است چرا ما که خود داعیه دار بستر سازی و گفتمان سازی برای انقلابی که هویت و بنیاد حضور تاریخی مان است، بعضا اینگونه از منطق رهبر و قائدمان فاصله می‌گیریم و حتی برچسب‌ توجیه گر جنایات و نقایص و تلخی های موجود زده می‌شود و نمی‌توانیم با پرچمدار این حرکت قدسی همدلی و همراهی کنیم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همه حرف همین است که می‌فرمایید. هنوز حتی نتوانسته‌ایم خود را در این انقلاب و در این تاریخ به درستی برای خود معنا کنیم تا معلوممان شود که چه کسی هستیم و کجا ایستاده‌ایم! در این صورت است که از یک طرف نسبت خود را با رهبری انقلاب به صورت ایجابی می‌توانیم معلوم کنیم و از طرف دیگر نسبت خود را با جریان‌های شبه روشنفکری و به گفته شما تجددِ پیچیده‌شده در ظاهر اسلامی به صورت سلبی معلوم نماییم، حتی متوجه عقب‌ماندگی‌های تاریخی خود نیستیم تا به جای عبور از آن‌ها، یقه همدیگر را نگیریم. به گمان بنده شاید بتوان گفت آنچه بعد از حرکت اربعینی با فوت خانم مهسا امینی پیش آمد با همه زحماتی که داشت، تذکر اساسی به ما بود تا از گذشته خود برای حضور در آینده‌ای بزرگ عبرت بگیریم و متوجه باشیم در کجا هستیم و در کجا باید باشیم. در این رابطه در جلسه دیشب به نور شخصیت متعالی رسول خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» تذکراتی بس اجمالی داده شد. امید است فتح بابی باشد در به میان‌آمدنِ روحیه‌ای که «سلحشوری» و «عطوفت» را مایه ادامه انقلاب گرداند تا نه، عنانِ نظام در دست لیبرال‌های ترسو بیفتد و نه، گرفتار متحجّرینی شویم که به تعبیر حضرت امام «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» آبروی اسلام را می‌برند. موفق باشید

  https://eitaa.com/matalebevijeh/11556

نمایش چاپی