بسمه تعالی: سلام علیکم: 1- آمریکایی که ما با آن درگیر هستیم و نماد استکبار است، همان دولتمردان آمریکا هستند و معنای مرگ بر آمریکا در عرف بینالمللی به همان معنای تقابل و اعتراض به دولتمردان آن کشور است و با این دید پرچم آمریکا را آتش میزنند و مردم خود آمریکا نیز همین را میفهمند که اعتراض به دولتمردان آنهاست 2- اینکه مردم متدین تبرکاً بخواهند دست یک عالم باللّه را ببوسند غیر از آن تشریفات مزخرف رسمی است که برای دستبوسیِ شاهان ترتیب میدهند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این یک موضوعی است که مسئولان شهر باید در موردش فکر کنند که چگونه حق داشتهاند و حق دارند طوری شهر اصفهان را گسترش دهند تا آبی که برای کشاورزان شرق اصفهان است به کسانی داده شود که از راه رسیدهاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: طبق بحث «حرکت جوهری» که همواره هر موجودی با تبدل قوههایش به فعل، تحقق مییابد، نطفه به همان اندازه که به عنوان نقطهی اولیهی انسان موجود است بدن مناسب تصوری که بالقوه در خود دارد را، شروع میکند. و هر اندازه از عالم بالا فیض به او برسد، مطابق آن بدن خود را شکل میدهد و همچنان جلو میرود تا آن نفسی بشود که جنبهی انسانی داشته باشد و بدین معنا نفس، جسمانیة الحدوث است 2- یادم نمیآید که جناب ملاصدرا به صورت مستقل چنین بحثی را داشته باشند ولی در جلد 8 و 9 اسفار، اشارات و نکاتی دارند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده این کارها را کارهای بیخود و بیثمر و بیهوده میدانم. در حالیکه علمِ معرفت نفس میتواند هزار دریچه از معرفت در مقابل ما بگشاید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ما وظیفه داریم دعا کنیم ولی در دعا اصرار ننماییم و زندگی خود را طوری تعریف نکنیم که اگر آن دعا مستجاب نشد، زندگی معنای خود را از دست بدهد زیرا ممکن است تقدیر الهی در عدم ازدواج کسی باشد ولی رحمت واسعهی حضرت حق از هیچ کس دریغ نمیشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به صورت شخصی به ایمیل جنابعالی ارسال شده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: دروس رسمی را با جدّیت دنبال کنید، زیرا سرفصل آن دروس را انسانهای آگاه به مسائل تربیتی امروز بشر تنظیم کردهاند. در کنار آن اگر بتوانید ادبیات عرب را در خود رشد دهید، برای فهم زبان قرآن و روایت بسیار کارساز است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در جریان سخنان ایشان هستم. حکمتی که باید در ایشان باشد، ندیدم ولی دلسوزیهایشان را درک می کنم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: علامهی طباطبایی «رحمةاللّهعلیه» ذیل آیهی ۲۰۰ آلعمران بحث مفصلی دارند مبنی بر آنکه جامعه به خودی خود شخصیت خاص خود را دارد. هایدگر هم با طرح «اعصار وجود» مینمایاند که «وجود» در هر عصری به صورت خاصی ظهور میکند و تاریخ و جامعهی خاصی به ظهور میآید. موفق باشید
سلام علیکم: فرموده بودید در پاسخ به یکی از پرسش های قبلی ام که یادداشت انقلاب اسلامی طلوع جهانی بین دو جهان را بخوانم و اگر نکته و ابهامی هست مطرح کنم. بعنوان ارادتمند و مطالعه کننده آن یادداشت نکات و سوالی بود که خدمتتان عرض می کنم: این جمله دکتر داوری به نظرم قابل نقد و تامل و بررسی است که تا زمانی که راه و منزل دیگری در افق آینده ظاهر نشود نمی توان از راه توسعه روگرداند یعنی وقتی چشم اندازی نباشد و مردمان به راه تجدد و نظام مصرف آن بستگی پیدا کرده باشند، انصاف نیست که خرد پشتوانه سیاست و اقتصاد جدید و علم بزرگ تکنولوژیک با بی باکی تحقیر شود. خب روی هر دو محور واقعا می شود بحثهای مفصل کرد ولی به نظرم چند مسئله است. آنجا که دکتر داوری می نویسند تا رویکردی غیر از توسعه غربی نیامده نباید چشم روی آن بست و فی الحال باید معطوف به آن طرح ریخت، با ایشان همسو و هم جهت نیستم. شاید این حرف در گام اول انقلاب و آنگاه که همچنان ما می خواستیم تمدن نوین اسلامی را در قالب مباحث نظری طرح کنیم و الگویی جدید و آنچنان گفتمان سازی نشده، بسیار صحیح و متقن بود ولی الان در گام دوم و شرایط کنونی من به تلقی شخصی خودم ما توانسته ایم در خودآگاهی و ایجاد افقی در شان تمدن جهانی توحیدی هر چند نه آنچنان گسترده نشان دهیم و یک شاهد مثالش واکنش بین المللی و همنوایی جهانی در شهادت حاج قاسم سلیمانی و هم رزمانش بود. در تمدن سازی حکمت عملی مقدم به حکمت نظری است و بایستی متناسب حکمت عمل حکمت نظر را در شئون مختلف به صحنه آورد و به نظرم اینکه اکنون مدارا با توسعه و تکنیک مدرن را پیشه می گریم حتی به شیوه اکل میته صحیح نیست. الحمدلله با وجود موانع و کاستی هایی که بود و همچنان تا حدوی هست امروز ما در عرصه های ویژه علوم انسانی با پیگیری حضرت آقا در الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت و سند چشم انداز اقتصاد مقاومتی توانسته ایم در مرحله تولید حکمت عملی و نظریه وارد شویم و اکنون راه آن است بصورت فرآیندی از ذیل توسعه و عقل متاثر توسعه گرایی بیرون شده و به جامعه توحیدی تمدن ساز بتدریج بیاندیشیم. خود امام وقتی انقلاب کردند نفرمودند که من همان اول قصد اتصال انقلاب با مدیریت ولی فقیه به حکومت حقه امام عصر (عج) را دارند، بلکه طی فرآیندی ابتدا فرمودند شاه باید برود سپس بحث رفراندوم و بعدا انتخابات خبرگان قانون و تصویب آن و سپس چینش ساختارها ذیل مدیریت کلان ولی فقیه. یعنی امام به دموکراسی و توسعه سیاسی غربی اصالت نداد و با آن مدارا نکرد و آن را اکل میته بکار نبرد بلکه بتدریج با حکمت برخاسته از متن ایمان اسلامی سعی کرد اولا فضا را به سوی تفکر در عالم دینی ببرد و اصالت عقل مدرن و غیر قدسی را کنار بزند سپس با آرامی و حادثه ساز و اتفاق محور کار نهاد سازی و تکمیل انقلاب را جلو بردند. هر چند من هم باور دارم دکتر داوری واقعا دغدغه خروج از ذیل مدرنیته بسوی تمدن برتر اسلامی را دارند و البته صبر و تانی را راهکار آن می دانند و قطعا من همنوا با ایشان هستم که ما به هر جهت با عقل مدرن و تکنیک معطوف به توسعه روبرو هستیم و حوالت تاریخی داریم و نمی شود از آن هم فرار کرد و انزوا و انفعال یا سلفی گری را برگزید، ولی با وجود حوالت تاریخی ما امکان تاریخ سازی و تغییر مناسبات را داریم و رویکرد ما نبایستی گزینش تکنیک و طرح های توسعه از دریچه و نگاه خود باشد و گزینشی یا شاید تلفیق بدین صورت کار کنیم، به نظرم همانطور که عرض شد ابتدا مسئله مستحدثه تمدن اسلامی و انقلاب را بشناسیم و عالم انسان دینی را مبنا بگذاریم سپس به نقد مدرنیته و عدم اصالت به جوهره و توسعه برخاسته از آن بپردازیم، وقتی اذهان و افکار بدون اصالت دادن به انسان ابزارساز مدرن و تمام ابعاد و روح مدرن، محوریت را عالم انسان دینی قرار داد به نظرم همانطور که فرموید چون انقلاب از جنس وجود است و تشکیک و مراتب دارد، در طول فرآیندی تدریجا اسباب و مکانیزم را حقیقتا متناسب با عقل و ادب و قلب قدسی می کند. ولی فی الحال توجه به الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت و اقتصاد مقاومتی واقعا افق متعالی و اثر گذار و بزنگاهی برای ماست که رهبر عزیز هم به آن تاکید دارند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده نیز در افقی که انقلاب اسلامی مقابل ما گشوده است، چیزی جز پایگذاردن در توسعه را مییابم و معتقدم هرآنچه بر حضور تاریخیِ خود تأکید کنیم و با رفعِ موانع جلو برویم، نتیجه میگیریم و هراندازه به توسعه نزدیک شویم، فرصتها را از دست میدهیم. با اینهمه حرف دکتر داوری آن است که این راه، نزدیک نیست و با آرزوهای مذهبیهای احساساتی محقق نمیشود. و در جواب «دبیرخانه_هماندیشی_علم_دینی » میفرماید آنچه را که شما نزدیک میبینید، من دور میبینم. اگر عنایت داشته باشید در نوشتهی «انقلاب اسلامی، جهانی بین دو جهان» در جایی عرض میشود از اینجا به بعد بنده با جناب آقای دکتر داوری همراهی نمیکنم. با اینهمه باید در مورد انقلاب اسلامی به جهانی که بین دو جهان است، فکر کرد. در ضمن آقای دکتر داوری در جواب دو پرسشی که دبیرخانه_هماندیشی_علم_دینی اخیراً از ایشان کردهاند جوابی دادهاند که ما را در اندیشیدن به تاریخی که در آن هستیم، کمک میکند. جوابهای ایشان را اگر پیامرسانی در ایتا دارید بفرمایید تا برایتان ارسال کنم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده، فلسفهی صدرایی و پس از آن فلسفهی غرب میتواند پشتوانهی بسیاری از اندیشههایی باشد که ما نیاز داریم دنبال کنیم حتی روانشناسی. بنابراین، این را به فال نیک بگیرید که وارد حوزهی فلسفه شدهاید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا خیر بدهد به آقای حسن عباسی، گاهی با تندرویهای خود، نیروهای وِلایی را به زحمت و درد سر میاندازد و بهانهای به دست مخالفان میدهد بدون آنکه سخنان او کارساز باشد. در حالی که او از ما است ولی همراه با دردسرهایش. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است که «اخلاق بدون خدا» یک فریب است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با تغییر مسیر زندگی، آن رذائلْ میدانِ تأثیر خود را از دست میدهند و عملاً انسان از آنها نجات مییابد. به تغییر مسیر زندگی فکر کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با فرض همین نکته، آن سؤال جواب داده شد. به نظر بنده خوب است با دقت آن جواب خوانده شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نفس انسان مراتبی دارد. یکی از مراتب آن، مرتبهی خیال است. واژهی عقده، واژهای است مربوط به علم روانشناسی، در اسلام واژهی ملکات را داریم که میتواند به نحوی به آن واژه نزدیک باشد هرچند که بالاخره در افق دیگری است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: کتابهای «امام خمینی و سلوک در تقدیر توحیدی زمانه» و «عقل و ادب ادامهی انقلاب اسلامی» در شرح مبانی کتاب سلوک نوشته شده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که آقای زرشناس هم متوجهاند، هایدگر بهکلّی عقل غربی را نقد میکند و از این جهت به معارف دینی نزدیک میگردد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نگاه قرآنیِ ایشان بحمدلله آنچنان نورانی است که آنچه را ابنعربی در عرفان نظری مبتنی بر آیات قرآن گفته است، ایشان به راحتی در آن قرار میگیرند و ابداً بنده در فهم قرآنی ایشان ذرّهای احساس نقص که مبتنی بر نیاز به عرفان نظری باشد، ملاحظه نکردم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. سخنران خاصی را در نظر ندارم ولی در دیویدی شماره ۱ ، حدود ۶ جلسه در رابطه با «عدل الهی» و مباحث مربوط به آن عرایضی شده است و میتوانید آن دیویدی را از جناب آقای نظری تهیه فرمایید. ۲. بعد از «ده نکته در معرفت نفس» و مطالعهی «برهان صدیقین» آری! میتوان بعضی از مباحث را در کنار هم دنبال کرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر پیامبر خدا «صلواتاللهعلیهوآله» نیامدند تا نظام اسلامی بسازند؟ و مگر ائمه «علیهمالسلام» جهت این امر، شهید نشدند؟ مباحث مربوط به «انقلاب اسلامی» إنشاءالله کمککار تفکر در این دوران خواهد بود. مثل کتاب «انقلاب اسلامی؛ بازگشت به عهد قدسی». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده اگر فضای صحبت ایشان دقیقاً همان مطلب را القاء میکند که برای افراد بیحجاب محیط را باید ناامن کرد؛ سخن صحیحی نیست. زیرا آنچه در این شرایط کمک میکند حُسن خلق و برخورد خوب با این افراد است تا متوجه شوند ما دلسوز آنها هستیم و اسلام برای کمالات آنها متذکر ترک گناه میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً یکی از برکات «وحدت وجود» که انسان خود را در آغوش انوار کیفیِ الهی احساس کند بدون دوگانگی بین عبد و ربّ و در عین رجوعِ عبد به ربّ با در آغوشبودنِ حضرت ربّ؛ در اینجاست. این یعنی در عین احدیتِ ربّ، او صمد است و باید به سوی او بود، ولی در او. موفق باشید
