بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
28923

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: اخیرا آیت الله سید محمد مهدی میرباقری توصیه ای به طلاب در بابت مراقبت در مطالعه علوم انسانی غربی ویژه فلسفه غرب داشتند که متاسفانه مورد سوء استفاده یکی از سایتهایی که پیش از این هم اساتید و فعالان انقلابی را ترور شخصیت و تخریب می‌کرد واقع گرفت و سعی در موج سازی ضد آیت الله میرباقری کردند. اما فارغ از آن موج سازی هایی که سایت های معلوم الحال درباره این بیانات کرده اند، شما هم با توجه به نظراتی که در این باب داشتید نکاتی را بفرمایید. این متن اصلی بیانات ایت الله میرباقری هست که کانال ایشان منتشر کرد: «من یک هشدار جدی می‌دهم نسبت به این انبوه‌خوانی‌هایی که از علوم انسانی و اجتماعی مدرن در حوزه دارد اتفاق می‌افتد‌. اینها کتبی هستند که انسان تا فرقان ندارد نباید سراغشان برود. بله، اگر کسی جزو عبادالله شد و نورانی به نور هدایت الهی شد و فرقان داشت، می‌تواند سراغشان برود «فَبَشِّرْ عِبَادِ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ» تا به آنجا نرسیدی، «فَلْيَنْظُرِ اَلْإِنْسانُ إِلى طَعامِهِ»؛ آدم باید به طعام خودش نگاه کند؛ در معنای این آیه فرمود: «عِلْمُهُ اَلَّذِي يَأْخُذُهُ عَمَّنْ يَأْخُذُهُ». علمتان را ببینید از چه کسی می‌گیرید. این نکته را من جدی می‌گویم. این کسانی که فیلسوفان دوره مدرن که دست به بدنشان بزنی باید بروی آب بکشی، این نجاست مال روحشان است که به بدن سرایت کرده است. روح کافر نجس است که جسمش نجس می‌شود. قرآن به ما گفته است این‌قدر فاصله‌گذاری کنید. حال اگر من بدون اینکه جهاز هاضمۀ خودم هم تقویت کرده باشم که بتواند آن اطلاعات را تصفیه کند، انبوهی از آن اطلاعات آنها را در جهاز هاضمه خودم ببرم، طبیعی است که مسموم می‌شوم. این انبوه‌خوانی که به‌خصوص جوانان عزیز ما، و گاهی طلبه‌های جوان ما، انجام می‌دهند، با فرقان، خیلی خوب است و آدم می‌داند دارد چه کار می‌کند. اما اگر بخوانیم تا ببینیم که حق کجاست، این اولِ خطاست. آنها حق و باطل را با هم قاطی کرده‌اند و قاطی کردنش اینطوری است که «كَلِمَةُ حَقٍّ يُرَادُ بِهَا بَاطِلٌ». اگر فرقان نباشد، یک‌موقعی خدای‌نکرده ما در دهه‌های آینده تبدیل می‌شویم به یک فضلایی که ابزار عرفی‌سازی دین می‌شویم و دین را به نفع مفاهیم عرفی و به نفع مفاهیم مدرن و به نفع علوم مادی تغییر می‌دهیم و ابزار این کار می‌شویم. البته حتماً حوزه‌ها مکلف‌اند که بر این علوم، مُشرف بشوند و سخن دین را نسبت به آنها بفهمند و ارائه کنند؛ اصلاً این‌طوری،جامعه‌سازی و جامعه‌پردازی می‌شود؛ اصلاً مسئله امروز ما این است. ولی این کار یک قواعدی دارد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: برای ایشان احترام قائل هستم، ولی به هر حال ایشان به‌کلّی فلسفه را نفی می‌کنند چه فلسفه‌ی اسلامی و چه غیر اسلامی. در حالی‌که حضرت امام و مقام معظم رهبری حرف دیگری دارند. تصور این‌که فیلسوفان غربی نجس هستند و کتاب‌های آن‌ها کتب ضالّه می‌باشند؛ برای بنده خیلی عجیب است! ولی در هر حال توصیه‌ی بنده آن است که طلاب تا فلسفه‌ی اسلامی را نچشیده‌اند، سراغ فلسفه‌ی غرب نروند. موفق باشید

28583
متن پرسش
با سلام ممنون که وقتتون رو در اختیار من قرار دادید. سوالی از خدمتتون دارم. من خانمی هستم که برای پسرم به خاستگاری دختر خانم شایسته ای از یک خانواده ی مذهبی رفتیم. بعد از اولین جلسه ی ملاقات به این نتیجه رسیدیم که دختر خانم و پسر من از جهت هم کفوی و عقیده و بعضی مسائل دیگر اشتراکات زیادی دارند. ولی وقتی برای هماهنگی دومین جلسه تماس گرفتم؛ مادر دختر خانم فرمودند که: ما با یک حاج اقایی که دوست خانوادگی ماست مشورت کردیم و ایشون هم استخاره کردند و هم با علمی که دارند گفتند که ستاره های این دختر و پسر با هم جفت نیست و بعدا زندگی آنها با عدم تفاهم و مشاجره همراه خواهد بود. با این وجود خانواده ی دختر به ما جواب منفی ندادند و گفتند که نمیدونند چه تصمیمی باید بگیرند. حالا سوال من از جناب عالی این است که: آیا اهمیت دادن به این مطالب درست است و در آینده این عدم تفاهم در زندگی آنها وجود خواهد داشت و یا با توجه به این که ظاهرا هم کفوی و هم عقیدگی وجود دارد، اجازه دهیم تا خاستگاری روند عاقلانه خود را طی کند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی عقل به گفته‌ی حضرت باقر «علیه‌السلام» حجتِ باطنی است و چیزی را مشخص کند، استخاره چرا؟ پشت به استخاره حرام نیست، ولی پشت به عقلِ صریح، حرام است. موفق باشید

27986

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد عزیز بنده علاقه به دروس حوزه دارم ولی یه چیز نمی‌گذاره برم حوزه و اون اینکه پدر و مادر پیری دارم همش فکر می‌کنم اگه برم حوزه اشتغال زیاد به دروس و درگیری باعث شه نتونم حواسم به اونا باشه همش دلشوره اونا را دارم حس می‌کنم نکنه بهشون آسیب برسه در اثر اشتغال آخه اونا خیلی هم حواسشون به خودشون نیست و به فکر خودشون نیستند لطفا بنده را راهنمایی کنید چکار کنم مجازی یا دوره کوتاه مدت هم به دلیل اینکه کامپیوتر و وسایلش رو ندارم نمیتونم. هزینه هاشم به یه طرف حتی نمی دونم میتونم کتب را بخرم و اونم یه فشار رو دوش پدر و مادر میشه. در ثانی و فکر می‌کنم کسی بخاد واقعا بره حوزه باید جدی درس بخونه با توجه به اینکه خانم هستم و احساس نیاز می‌کنم متاسفانه گاه فضا اینقدر بد شده نمیشه روایت حساب کردکه مثلا میرم یه سری کتب و از دوستان تهیه می‌کنم و... چکار باید کرد استاد؟ اصلا نمیدونم همین مباحث معرفتی را دنبال کنم یا اینا رو همراه دروس حوزه ادامه بدم از طرفی خیلی ها میگن گاه ورود به حوزه چون شما وارد سیستم ترمی و نمره ای میشی دوام نمیاری کلا من شخصیتی هستم تا کسی کنترلم می‌کنه نمیتونم کاری انجام بدم وقتی کسی کارم نداره خودم میرم با این اوصاف بنده چکار کنم؟ حوزه های غیر مصوب هم مدرک نمیدن بنده دنبال مدرک نیستم ولی با توجه به عدم درآمد و شغل و... شاید نیاز باشه بتونم بعدا درامدی داشته باشم. بدم میاد به دروس حوزه برای کسی درامد نگاه شه ولی متاسفانه یا خوشبختانه نمیدونم همه جا بخصوص برای آقایان با طلبگی کار پیدا میشه یعنی بنده مدرک دانشگاهی دارم ولی تو رشته من و بقیه رشته ها اینقدر که طلبه هست تو خودتون رشته افراد نمی‌تونم کار کنم که این از نظراتی خوب و از جهاتی باعث سرخوردگی افرادی میشه مثل امثال من از اول هدفمند وارد رشته ای میشن و بعد سرخورده میشن از یه طرف قدرت مدیریت ضعیفه و با دروس حوزه گمانم اینه عمیق‌تر و بهتر میشه کار کرد از یه طرف طول کشیدن دروس تا به هدف نهایی رسیدن و از طرفی هم هردم بیل بودن فضاهای علمی گاها که خودمم از کسایی بودم که ازش ضربه شدید خوردم و گاه با خودم فکر می‌کنم اینقدر که داره مخالف ساخته میشه با این فضا موافق ساخته نمیشه چراکه گاه هر کی بگی رفته طلبه شده مثلا نیروهایی که تو زمینه مشاوره تربیت به فرض میشن با این همه آمال و آرزو وارد این کار میشه بعد می‌بینند طلبه ها زودتر میان تو این کار ورود پیدا میکنن و این شاید یه دلیل تنفر مردم از قشر روحانی بشه که هر کاری افراد روش دست میزارن سایه روحانی یا آخوندزاده میاد روش حالا چه روحانیون خوب و یا... از طرفی هم دروس حوزه ناب هست قاطی و... نداره نمیدونم استاد شاید الان دیگه فضاها اینطور نیست به هر حال بنده تو این فضا گیر افتادم از یه طرف خانواده از یکی هزینه ها از یک طرف فضاهای سیاسی و اقتصادی و... یه طرف هم مدل های فضای علمی و... لطفا بنده را راهنمایی کنید در ضمن با مباحث شما و امثال شما هم تقریبا آشنایی زیادی دارم و اهل مطالعه ام استاد گاه فکر می‌کنم اجتماع ما اصلا امتلاع پیدا کرده و پر هست و گاه افراد از این امتلاع دارن خراب میشن و نباید کاری کرد از طرفی وقتی به کار دشمن نگاه می‌کنم می‌بینم جای کار خیلی هست چه باید کرد استاد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید از طریق حوزه‌ی خواهران چندان مشکل حل نشود مگر آن‌که در کنار همان زندگی، مطالعه‌ی ادبیات عرب و بعضی دروس معرفتی حوزه را بتوانید داشته باشید. با این‌همه تا آن‌جا که ممکن است از محیط بومیِ خود خارج نشوید و سعی کنید زندگی خود را در همان محیط تعریف نمایید. پیشنهاد می‌شود سری به متن جلسه‌ی سوم «با دعا در آغوش خدا» بزنید. موفق باشید

27579

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام و عرض ادب خدمت شما، بنده نوجوانی ۱۴ ساله هستم که در پایه نهم دبیرستان تحصیل می‌کنم و قصد انتخاب رشته دارم. بنده علاقه بسیار شدید به حوزه علمیه دارم و تمام ارزش ها و علاقه ها و ... مانند عرفان، سلوک، اخلاق و... را در این راه و مسیر می‌دانم اگه بخواهم به صورت بسیار ساده عرض کنم الگو آیت الله سید علی قاضی رضوان الله علیه است و می‌خواهم مثل این بزرگوار بشم که هم بتوانم برای امام زمانم و انقلاب و .... مفید باشم و به درجات عالیه برسم ولی مشکلی که وجود دارد این است که علاقه قلبی من این است که از همین سن و بعد از اخذ سیکل وارد حوزه بشوم ولی خانواده بنده با ورود من با این سن مشکل داشته و می‌گویند بعد از گرفتن دیپلم وارد حوزه بشوم ولی بنده مطمئن مطمئن هستم که آنها با مشاوره با یک عالم راضی می‌شوند سوال بنده این است که با این وضعیت من با چه سنی وارد حوزه بشوم (گفتنی است که بنده خیلی برام سخته که از دیپلم وارد بشم چون معتقدم اون موقع دیر هست) یا اصلا با این اهداف من وارد حوزه بشوم یا دانشگاه (برای مثال دانشگاه امام صادق) در آخر گفتنی است بنده علاقه زیاد به خادم شدن آستان های معصومین نیز هستم و یکی از اهداف من بعد از گذراندن درجات عالی حوزه این است که همراه با حوزه خادم آستان یکی از معصومین بشوم. با آرزوی توفیق و برکات برای شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌اید اگر همان‌طور که فرمودید با سیکل وارد حوزه شوید و در این امر، جدّی باشید بهتر است. و تجربه‌ی بنده در مورد بعضی از افراد که می‌شناسم، همین نکته را تأیید می‌کند. موفق باشید

27181

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: استاد کسی که فلسفه خوانده باشد چگونه می تواند آن را امتداد بخشد؟ حتما باید فقه هم بخواند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نه. لازم نیست. اگر در ادامه‌ی تفکر فلسفی به سوی قرآن و روایات جلو برویم، آن تفکر بیش از پیش شکوفا می‌شود. موفق باشید

26189
متن پرسش

چرا می پرسی که او چه کرده بود؟ مگه با این جملات و کلمات می شود وصف کرد؟ 'خب به هر حال باید فکر کرد... چه باعث شده او به این مرتبه برسد... ببین برادر من کم که نیست. از کجا برایت بگویم. از کجا شروع کنم؟ از فرماندهی عملیات ها در دهه ۶۰؟ از جنگ با اسرائیل تو میانه جنگ؟ از مبارزه با اشرار و جنگ لبنان؟ از داعش و شهادت به دست اشقی الاشقیا زمانه؟ از تشییع و ولوله؟ از چه بگویم؟ باید فکر کرد فکر...' عشق من... دوست روحانی من... گفتم که. خیلی مدت است از فکر و خیال و تادیب و کتاب کاری درخور بر نمی آید. بال می خواهد عشق من. پرواز می خواهد روح من. پرواااااااز. آه پرواز.... 'نمی فهمم چی میگی ممد. اصلا خودتم میدونی چی میگی؟ خب یجور بگو ما هم بفهمیم بابا...' من سگ کی باشم روحم که بخوام توضیح بدم... بذار یکم از زبون سید بشنویم. اگر اشک امانم بده البته " آری حاج قاسم تکه تکه شد... او تکه تکه شد و پیکرش به باد و خاک و آب و آتش پیوست اما راز خون آشکار شد راز خون چیست؟! مگر راز خون را جز شهدا در می یابند؟ مگر جز پروانگان که پروای سوختن ندارند دیگران را نیز این شایستگی هست که معرفت نور را به جان بیازمایند؟ تو دانی که حاج قاسم را برای طواف به نجف و کاظمین و کربلا بردند. کربلا مستقر حاج قاسم بود. کربلا مستقر کسی است که نور قلبش را تا آنجا انباشته است که ترس از مرگ جایی ندارد. کربلاییان جاودانه اند رفیق. فرمانروایان اقیانوس بی انتهای نور که طلیعه ای از آن بر ما افتاد و دیدی که چه کرد. آری شهید حاج قاسم سلیمانی چنین کرد تا جز شایستگان کسی در آن استقرار نیابد." ای شهید... ای شقایق آتش گرفته." شقایقی است که داغ شهادت شما را بر دل دارد. آیا شود که بلبلی دیگر در رسای ما چنین نغمه کند؟"

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از رازِ خون گفتی! و چه خوش گفتی! می‌گویی: «آیا شود که بلبلی دیگر در رسای ما چنین نغمه کند؟» آری! راهی گشوده شده که خدا می‌داند این راه، چه آینده‌ی درخشانی دارد و چه انسان‌هایی را به ظهور می‌آورد. قبلاً عرض شده بود آینده، کسانی ظهور و رجعت می‌کنند که باکری‌ها و خرازی‌ها به گَردِ پایشان هم نمی‌رسند. بفرمایید همین آقای شهید حاج قاسم!! باز می‌گویم قاسم سلیمانی‌های بس بزرگی در پیش رو داریم. توحید خمینی به طور عجیبی انسان‌هایی بس متعالی می‌پروراند و می‌نمایاند. پس نه‌تنها بلبلی دیگر، بلکه صدها بلبل باز در رسایِ انسانِ دوران انقلاب به نغمه خواهند آمد. موفق باشید  

25859
متن پرسش
سلام علیکم: استاد صفایی حائری درباره سلوک می گفتند که برای سلوک نیاز به یقین است که خود را متوقف کنیم تا یقین حاصل شود سپس سلوک کنیم حتی اشاره داشتند به ایه «تظنون ان ملاقوا ربهم» که این هم برهان قرآنی برای عدم نیاز اولیه به یقینه میشه با همون احتمال هم جلو رفت. آیا می توان بر این اساس گفت یقین، مرتبه ای است که در طی سلوک کسب می شود و همان ظن خیر به خدا، راهبر اولیه بشر بسوی سعادت است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: یقینِ اولیه، یقینِ عقلی است که حتماً در سلوک باید در ابتدا باشد، ولی یقینِ قلبی به مرور حاصل می‌شود و شدت و ضعف خود را دارد. موفق باشید

25813

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: من خیلی ساله با کسالت روحی در گیرم، یعنی احساس نشاط ندارم و حالت خمودگی دارم. احساس می کنم یه تاریکی روم افتاده فکر نمی کنم تو زنجیرم شاید یه حرکت مورچه ای باشه ولی تاریکی رو حس می کنم. از خودم خسته ام.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. ورزش ۲. صله‌ی رحم ۳. خوش خلقی ۴. کمک به فقرا ۵. مطالعه‌ی کتاب «آشتی با خدا». موفق باشید

25738

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد ارجمند، خدا قوت: شبهه‌ای یکی از دانشجویان برای دخترم ایحاد کرده و بعد متوجه شدم که تقریبا بین بیشتر جوانان این اعتقاد وجود داره و آن این است که می گویند این قانون جذب هست که تو می‌توانی هر آنچه را که دوست داری و آرزویش را داری با فکر کردن به آن و معطوف کردن توجه فرد به آن، می‌توانی آن را بدست آوری و حتما به آن می رسی. حالا سوال بنده این است که آیا این حرف درست است و چنین قانونی وجود دارد و اینکه ما طبق قرآن معتقدیم تا خداوند نخواهد برگی از درخت نمی‌افتد، چگونه باید این را برای جوانمان تبین کنیم و در درستی و غلطی این حرف چه جواب باید گفت؟! با عرض پوزش از اینکه مزاحم وقتتون شدم. متشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید بدانند این افراد با توهّمات خود زندگی می‌کنند و با توهّمات خود به آن‌چه می‌خواهند می‌رسند. زیرا خالق هستی نظام خود را بر اساس میل انسان‌ها نساخته است، ولی رحمت واسعه‌ی او آن‌چنان است که انسان‌ها را تنها نمی‌گذارد. موفق باشید

25455
متن پرسش
با سلام و عرض ادب: استاد عزیز سوالم این است که آیا فقط اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام امام هستند (به غیر از حضرت ابراهیم علیه السلام که در اواخر عمر امام ناس شدند) و قادر به هدایت تکوینی؟ پیامبران پیشین همچنین قدرتی نداشتند اگر نداشتند چرا؟ پس مردم اون زمان نمی توانستند با ارتباط قلبی از نعمت هدایت برخوردار شوند؟ متشکرم و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تمام پیامبرانِ نسل حضرت ابراهیم«علیه‌السلام»، امام هستند. در این مورد خوب است به کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» که بر روی سایت هست، رجوع کنید. موفق باشید

24585

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و ادب: و نیز عرض تسلیت من کمترین. خدمت استاد عزیز. سوال حقیر با شماره ۲۴۴۸۸ جواب داده نشد است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌طور جواب داده شد: باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد نمی‌توانم ورود کنم. جزوه‌ای تحت عنوان «طلبه‌ی عصر انقلاب» بر روی سایت هست. شاید کمک‌تان کند. موفق باشید

24060

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: ببخشید صوت اعتکاف رمضان ۹۷، کدوم جزوه رو استاد دارن میخونن؟ که جلسه اول صوت در مورد جایگاه قدسی مسجد هست.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جلسه‌ی اول از جزوه‌ی خاصی بحث مطرح نشده است، بلکه یادداشت‌هایی بود که بر اساس آن‌ها عرایضی شد. موفق باشید

23366
متن پرسش
عرض سلام و ادب و احترام: شب اول قبر به چه شبی گفته می شود؟ آیا شبی که میت دفن می شود شب اول قبر است یا شبی که از دنیا رفته؟ اموات مومنین در برزخ غیر از خوردن و آشامیدن و خوابیدن و آرامش و نعمت از چه نعمتهای دیگری برخوردارند؟ مثلا آیا جلسات علمی با ائمه دارند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. با توجه به نظر فقها، شب اول قبر همان شبی است که متوفی دفن می‌شود. ۲. انسان مؤمن در برزخ و قیامت در آغوش حقیقت اعمال خود مستقر می‌باشد با تقرری حضوری، که این قابل وصف نیست. موفق باشید

22848
متن پرسش
سلام: اینکه یک مرد احساس کند همان یک بچه کافیست و دیگر وقت رسیدگی به بچه دوم را ندارد و یا بگوید دیگر نمی توانم، سنم زیاد شده و عمرم را تلف کردم اگر بچه دوم بیاید دیگر وقت برای کسب معارف، مطالعه، عبادت و جبران عمر از دست رفته و... را ندارم آیا این صحبتها توجیه برای بچه دار نشدن هست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم بودن کودک در خانه همراه با فرشتگانی که با خود می‌آورد، آن‌قدر برکت دارد که شما نگران بقیه‌ی امورش نباشید. موفق باشید

19194

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
میدونید اکثریت ما ایرانیها حتی پدر و مادرخودم تا وقتی که خوش هستیم به ندرت یاد خدا می افتیم، نماز میخونیم ولی یادی که از اعماق قلب بیرون میاد فاصله اش زیاده اما وقتی که توی بن بست های زندگی افتادیم آموقع آسمان را نگاه می کنیم که ای خدا مثلا این پسر من دانشگاه قبول بشه من یک گوسفند نذر می کنم و آن موقع خدای بزرگ بی نیازه و هیچ احتیاجی به آن گوسفند نداره تا دیروز وقتی کباب می خوردی و دودش می رفت خانه بغل دستی ات که دو ماهه اصلا شکل گوشت را ندیدن اما وقت گرفتاری خودت میری دویست گرم گوشت بهش میدی آن هم به خاطر معامله پایاپای که کردی، برادر معامله اینطور با خدا منسوخ و باطله شما اگر راست میگی اول نذر کن و بعد توقع داشته باش، به قول معروف اول برادری ثابت کن و بعد ادای ارث کن. ما از انسان بودن فقط اسمش را یدک می کشیم اگر نه اشرف مخلوقات اینها که می بینیم نیستن که بخاطر مال دنیا شرافت می فروشند. سعدی بزرگ میگه: تن آدمی شریف است بجان ادمیت / نه، همین لباس زیباست نشان آدمیت / رسد آدمی بجایی که بجز خدا نبیند / بنگر تا چه حد است مکان آدمیت. به نظر شما آیا هست؟ من میخوام کاری برای شخصی انجام بدم و غیر ممکنش را ممکن کنم. باید طهارت بگیرم سه روز غذای درستی نخورم و بعد طی یک جریان کاری براش انجام بدم میگم. آنقدر پول بفرست که من بیکارم. باید کار شما را انجام بدم، باید بگی که آقا این کلاهبرداره، عارف نباید مسایل مادی داشته باشه، مگر ما جز شتر هستیم یارو ماهی میخواد بگیره باید قبول کنه شلوارش خیس بشه.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با همه‌ی این احوال اولاً: خدای کریم به دنبال بهانه است تا لطفش را از ما دریغ ندارد. ثانیاً: بالاخره ما در حدّ توانایی‌های خود وظیفه هایی نسبت به همدیگر داریم و هراندازه در این امر، درست عمل کنیم، نتیجه‌ی آن برای ما و جامعه ظهور خواهد کرد. گفت: «ره چنان رو که رهروان رفتند». موفق باشید

18877
متن پرسش
سلام علیکم استاد گرامی به دنبال بحث از فیلم فروشنده، اخیرا خبر اکران این فیلم در اسرائیل نیز به منتشر شد. جدای از تحلیل های سیاسی اصولگرا، من ماجرا را این طوری توضیح میدهم: این بدیهی است که غرب چه برسد به اسرائیل از یک فیلم با رویکردی دینی به خصوص انقلابی استقبال نمیکند. اما فرهادی رویکردی دارد که مورد پسند جهان غرب و تبعا اسرائیل که دنباله همان فرهنگ هست قرار میگیرد. این رویکرد رئالیسمی باریک-بینانه است که به هر حال به مشهورات و حساسیت های دینی عامه طعنه میزند و مطمئا چنین رویکردی مورد پسند نگاه انتقادی و رئالیستی غرب در برابر مشهورات سنت است. به علاوه فیلم های فرهادی معضلات فرهنگی جامعه ایران را نیز برای مخاطب غربی برجسته میکند و این همسو با سیاست های غربی علیه ما است. یعنی به هر حال استقبال غرب از فیلم هم انگیزه سیاسی و هم علل فرهنگی دارد. البته این سیاست هم به آن جنبه فرهنگی بی ارتباط نیست.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که متوجه‌اید نباید از روحیه‌ی غرب‌گرایِ فیلم‌سازانی مثل آقای فرهادی غفلت کرد و از آن مهم‌تر نباید فراموش کرد که غرب، همواره امور سیاسی خود را در قالب فعالیت‌های فرهنگی بر جوامع تحمیل می‌کند. با این‌همه و با توجه به آن نکات؛ بحث بر سر آن است که آیا روح فیلم فروشنده متذکر یک امر اجتماعی برای ما هست یا نه؟ از آن جهت که جرم افراد باید در شرایط خودش دیده شود و نه با یک نگاه انتزاعی. آیا آن پیرمرد هوسباز چه اندازه هوسباز است؟ به اندازه‌ی یک متجاوز به عفت جامعه یا به اندازه‌ای که باید آن سیلی محکم را بخورد؟ مسلّم فیلم در فضای سکولار قرار دارد و به هیچ‌وجه نظر به باورهای دینی نداشته. اما آیا این نوع فیلم‌ها جایی در جامعه‌ی ما دارد به عنوان توجه‌دادن به یک معضل اجتماعی که ما گرفتار آن هستیم و نسبت به آن فکری همه‌جانبه نمی‌کنیم یا نه؟ موفق باشید

32973

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و خدا قوت: در مورد نظر علامه در مورد کورش کبیر که یا ذوالقرنین می باشد یا نه و موحد بوده یا نه نظرتون را بفرمایید یا اگر خود شما تحقیقی داشته اید بفرمایید تا استفاده کنیم. یه سوال دیگه هم پیش اومد در مورد زمان امام خمینی (ره) در مورد تندرویهای بعضی افراد مثل اکبر گنجی و امثالهم که موی زنان را می بریدند یا پونز در سر اونها می زدند چرا اظهار نظری از حضرت امام در اون زمان دیده نمیشه؟ و سوال آخر در مورد قواعد تجویدی که حالا مرسوم هست و عده ای اون را نقشه ای برای دور کردن جوانها از عمق مفاهیم قرانی و سرگرم شدن به قواعد تجویدی و خواندن در مقامهای هفت گانه و ... می دانند لطفا نظرتون را بفرمایید. با تشکر از استاد فرزانه

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: علامه طباطبایی در تفسیر سوره «کهف» نظر (سر احمدخان) پاکستانی را که در تحقیق خود ذوالقرنین را با کوروش تطبیق داده، می‌آورند و به نحوی مورد تأیید قرار می‌دهند. ولی آقای عبدالله مستحسن در کتاب خود به نام «ذوالقرنین» سعی دارند ذوالقرنین را با حضرت مهدی «عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» منطبق کنند. ۲. اتفاقاً همه تلاش حضرت امام آن بود که مقابل آن نوع افراط‌کاری‌ها قرار گیرند و به همین جهت افرادی که نام بردید نتوانستند در ایران بمانند. حتی حضرت امام فرمودند بنی صدر هم توبه کند و به تدریس خود در دانشگاه مشغول شود. ۳. به نظر می‌آید باید ما قرآن را درست بخوانیم و رعایت تجوید قرآن در این اندازه خوب است، ولی افراط در آن کار انسان را از اصل موضوع که تدبّر در قرآن است، باز می‌دارد. موفق باشید

29698
متن پرسش
با سلام و احترام:من چند سوال درباره سحر و جادو داشتم ممنون ميشم كمكم كنيد. (در ضمن جواب سوالات خود را در كتاب جايگاه جن و شيطان نيافتم) ١. آيا سحر و جادو مي‌تواند بر زندگي فرد تاثير بگذارد؟ ٢. اگر سحر وجود دارد براي رفع آن و در امان ماندن از آن بايد چكار كرد؟ ٣. براي به راه كردن كسي كه سر به ناسازگاري و اذيت گذاشته بايد چكار كرد؟ ٤. مراجعه به دعا نويس براي ابطال يا رفع سحر و جادو كار درستي است؟ ٥. لطفا نظر خود را درباره سركتاب باز كردن بفرماييد؟ ٦. چطور متوجه شويم كه فردي سحر يا جادو شده (اگر سحر حقيقت دارد)؟ با تشكر فراوان از لطف شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده جواب همه‌ی سؤالات را در کتاب مذکور می‌توانستید بیابید. آری! سحر و جادو وجود دارد مثل آن‌که تحریم‌های آمریکا وجود دارد ولی تأثیر آن در نسبت به ضعف‌های ما می‌باشد. با توکل و صداقت و تواضع و قناعت و تدبّر در قرآن از طریق تفاسیر و تلاش بدنی مثل ورزش، انسانی می‌شوید که عوامل بیرونی برایتان نقش‌آفرینی نمی‌توانند بکنند. چرا باید خود را مشغول این امور کرد؟ موفق باشید

28769

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: استاد چند وقت است به موضوعی فکر می کنم و آن این است که خداوند مگر به انسان ها همه ی شرایط بندگی را نداده؟ پس چرا یکی در مرتبه ی بالاتر قرار می گیرد و دیگری در مرتبه پایبن تر؟ حتی یه مثالی را در ذهنم آوردم که این بود اگر ما ۱۰ تا دونده داشته باشیم و هر ده تا دونده همه ی شرایط جسمی و روحیشان یکی باشد باید همه شان همزمان به خط پایان برسند، در بندگی هم خداوند عادل است و همه ی شرایط بندگی را متناسب با هر فردی فراهم می کند، ولی چی می‌شود که حتی یکی حرف خدا را گوش می دهد و دیگر گوش نمی دهد جای سوال است؟ سایتون مستدام.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان‌ها اختیار دارند و اختیار هرکس مربوط به خود اوست و آنچه موجب تفاوت انسان‌ها است، همین اختیار داشتن است که هرکس می‌تواند هرچیزی را هرطور خواست انتخاب کند وگرنه همه از نظر فطرت مساوی‌اند. موفق باشید

27951
متن پرسش
سلام علیکم: چه می‌توان کرد که مطالعه ما و علم ما و معرفت ما از مدار معرفت توحیدی خارج نشود و ما را انسان و عالم دینی خارج کند و تبدیل به علم غیر نافع و علومی نشود که ثمره اش معرفت توحیدی نیست و انسانی بدور از عقل قدسی می‌سازد؟ بسیار افراد و متفکران در طول تاریخ آمده اند و مطلب گفته اند و نظریه داده اند و طرح ریزی کرده اند ولی در مدار و ذیل طرح ولایت الهی و عالم انسان مومن و معرفت توحیدی نبوده و چه بسا انسان را بسیار از معرفت توحیدی دور کرده است کما اینکه در عصر تمدن مدرن مباحث و نظریه پردازی و علم بوده و هست ولی مدارش مداری غیر از تربیت انسان موحد و تراز اسلام است و چه بسیار دانشمندان و متفکران به اصطلاح مشهوری که شخصیت های مطرح عالم مدرن و دانشمندان برجسته و شهیر بودند ولی نهایتا حجاب حق شدند و مباحثشان حجاب و مانعی برای تجلی حق و انسان شناسی اصیل وحدانی شد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی در این آخرالزمان دلایل روشنی بر حقانیت عطای الهی یعنی قرآن کریم در مقابل ما است، تنها و تنها باید در بستر قرآن در عالَم حاضر شد و در این حالت برای طلب علم تا چین هم می‌توان رفت، ولی برای برگشت به وطنِ معرفتیِ قرآنی و درک بهترِ اشارات قرآن. بنده حتی به برادر بسیار عزیزم جناب حجت‌الاسلام وکیلی که اخیراً هم مناظره‌ای با آقای دکتر عبدالکریمی داشته اند، عرض کردم به این دلیل هایدگر و کربن می‌خوانم تا قرآن را بهتر بفهمم، از آن جهت که بدانم بر ذهن و فکر متفکران جهان چه می‌گذرد و راه حلّ قرآنیِ آن در افقی که آنان دغدغه دارند، چیست. موفق باشید  

27660
متن پرسش
سلام استاد: خدا قوت. ببخشید چرا از دست اطرافیان ناراحت می شیم؟ ریشه این ناراحتی از چیه؟ درمانش چیه؟ ممنون میشم راهنمایی بفرمایید. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: گمان می‌کنیم همه باید مثل ما فکر کنند. اغماض و سعه‌ی صدر نداریم، در حالی‌که در روایت داریم: یک‌سوم دین، اغماض و نادیده‌گرفتن ضعف‌های افراد است. موفق باشید

27028

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
‌سلام علیکم: امکان هست در مورد مطالب کتاب برهان صدیقین توضیح بدید که آیا ارتباطی به مباحث خدا شناسی و توحید دارد؟ یا اینکه مربوط به مباحث فلسفی هست؟ جایگاه بحث حرکت جوهری در این کتاب و ربط آن به خدا شناسی و توحید چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! «تو پای به راه در نِه و هیچ مپرس» باید به این مباحث ورود کنیم تا ببینیم چرا حضرت امام خمینی فرمودند: «و ما ادراک ماالملاصدرا؟». موفق باشید

24402

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: خواهش می کنم درباره ی پاسخ دو سوال زیر راهنمایی ام بفرمایید و جسارتا اگر خود پاسخ آن را نمی دانید اشخاصی را معرفی بفرمایید که بتوانند در رسیدن به پاسخ صحیح این دو سوال حقیر را راهنمایی فرمایند ۱. آیا مرحوم آیت الله سعادت پرور، عارف بوده اند؟ ۲. اجازه ایی که ایشان به چندتن از شاگردان خود داده اند بدین معناست که تک تک آن عزیزان عارف هستند؟ یا بدین معناست که هرکس تا جایی که خود رسیده است شاگرد تربیت بکند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چون بنده با ایشان مأنوس نبودم، نمی‌توانم در این مورد نظر بدهم. ولی کتب ایشان حکایت از کمال علمی و اخلاقیِ ایشان دارد. وجه دوم سؤال نیز برایم مقدور نمی‌باشد. موفق باشید

24381

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: وقتتون بخیر استاد گرانقدرم. آیا واقعا نجوم و ستارگان به معنی واقعی کلمه نه طالع بینی هایی که الان در بازار موجوده میتونن در سرنوشت و کارهای فعلی انسان تاثیر بذارند؟ آیا کسی علم واقعی اش را داشته باشد می تواند پیش بینی هایی داشته باشد؟ رجوع کردن به کسی که مثلا شاگرد اساتید واقعی عرفانست به نظرتون اشکالی داره؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چیزی در این رابطه نمی‌دانم. اساساً به نظر بنده به هیچ وجه علم نجومی که بخواهد در پیش‌بینی امور ورود کند را نمی‌توان قبول کرد. موفق باشید

22421

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد طاهر زاده عزیز: این لینکی که خدمتتون می فرستم جلسه نقد و بررسی کتاب شاکله شناسی استاد حکمت است. چون اطلاع دارم حضرت عالی هم این کتاب را خواندید از شما تقاضا دارم جناب عالی هم اگر مقدور هست مقاله ای، نقدی، یادداشتی در مورد این کتاب داشته باشید. مشتاقانه و بی صبرانه منتظر نظر استاد عزیزم هستم. http://iqna.ir/fa/news/3730351/%D8%B1%D9%88%D8%B4%D9%86%D9%81%DA%A9%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D9%85%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D8%AA%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%A8-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%84%D9%87-%D9%88-%D8%B1%D8%A7%D9%87%E2%80%8C%D8%AD%D9%84-%D8%A7%D8%B2-%D8%BA%D8%B1%D8%A8-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%A7-%D8%AA%D8%B2%D8%B1%DB%8C%D9%82-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ضمن تشکر از این‌که بنده را در جریان این نشست قرار دادید، حقیقت این است که هم می‌توان دغدغه‌های منتقدین را درک کرد و هم دغدغه‌های دلسوزانه‌ی جناب آقای دکتر حکمت را. در این‌که آقای دکتر حکمت تلاش دارند گامی به جلو بگذارند و نگاه‌ها را به آینده‌ای بیندازد که در آن آینده ما در مواجه با غرب، گرفتار تنگناهای گذشته نباشیم، حرفی نیست. می‌ماند که بدانیم این راه نیز یکی از راه‌هایی است که إن‌شاءاللّه با قرارگرفتن در کنار راه‌های دیگر با ذوق و سلیقه های متعهدان نسبت به اسلام و انقلاب، بزرگ‌راهی گشوده می‌شود که در سنت آن بزرگ‌راه، ما از جوابگویی به سؤالات جزئی که امروز در نسبت با غرب با آن روبه‌روئیم آزاد می‌شویم و سبل الهی به صراط مستقیم منتهی می‌شود. حتماً باید زحمات آقای دکتر حکمت را دید و آن را پاس داشت. موفق باشید

نمایش چاپی