بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
29698
متن پرسش
با سلام و احترام:من چند سوال درباره سحر و جادو داشتم ممنون ميشم كمكم كنيد. (در ضمن جواب سوالات خود را در كتاب جايگاه جن و شيطان نيافتم) ١. آيا سحر و جادو مي‌تواند بر زندگي فرد تاثير بگذارد؟ ٢. اگر سحر وجود دارد براي رفع آن و در امان ماندن از آن بايد چكار كرد؟ ٣. براي به راه كردن كسي كه سر به ناسازگاري و اذيت گذاشته بايد چكار كرد؟ ٤. مراجعه به دعا نويس براي ابطال يا رفع سحر و جادو كار درستي است؟ ٥. لطفا نظر خود را درباره سركتاب باز كردن بفرماييد؟ ٦. چطور متوجه شويم كه فردي سحر يا جادو شده (اگر سحر حقيقت دارد)؟ با تشكر فراوان از لطف شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده جواب همه‌ی سؤالات را در کتاب مذکور می‌توانستید بیابید. آری! سحر و جادو وجود دارد مثل آن‌که تحریم‌های آمریکا وجود دارد ولی تأثیر آن در نسبت به ضعف‌های ما می‌باشد. با توکل و صداقت و تواضع و قناعت و تدبّر در قرآن از طریق تفاسیر و تلاش بدنی مثل ورزش، انسانی می‌شوید که عوامل بیرونی برایتان نقش‌آفرینی نمی‌توانند بکنند. چرا باید خود را مشغول این امور کرد؟ موفق باشید

29325

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی سلام استاد: سوالم در مورد خیام است آیا خیام همانطور که در بعضی رباعیات منسوب به او اومده اعتقاد به معاد و قیامت نداشته و بطور کلی خیام چطور عقایدی داشته؟ تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً خیام از ابژه‌کردن خدا و معاد عبور کرده و وجه اگزیستانس انسان را مدّ نظر دارد منهای اشعاری که به او نسبت می‌دهند. موفق باشید

28572

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: ببخشید در مورد اون حرف گادامر که نظریات تئوری اگر متعین نشوند در حد ذهن باقی میمونند یه منبع میشه معرفی کنید؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آقای دکترمحمدرضا بهشتی در شرح کتاب «حقیقت و روش» آقای گادامر، متذکر آن امر بودند. متأسفانه هنوز کتاب مذکور ترجمه نشده است. موفق باشید

28188

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز و وقت بخیر: در پاسخ سوال 28167 پرسیده شده بود ""نظرتون رو در مورد درخواست حوائج از امامزادگان و ائمه می خواستم بدونم بطور دقیق اگر ما به زیارت امام زادگان یا امام برویم و یا اینکه در دعایی به حضرات سلام بدهیم و بعد از آن بگوییم «یا امام، ای امام زاده ... از تو می خواهیم برای من فلان کار را انجام دهی.» در مورد حوائج شرعی و درست این قسمت آیا ایراد دارد یا خیر؟ با یک سند یا حدیث هم بیان کنید که برای ما الگو باشه عالی می شه. اینکه برای مثال یکی از حضرات معصومین در زیارت رسول خدا یا امیرالمومنین یا حضرت سیدالشهدا به این صورت عمل کرده باشند چنین حدیث یا روایتی داریم؟ با تشکر فراوان فرمودید نظرتون برای نمونه به زیارت امین الله باشد این مورد قبول راه درست را نشان دادید و البته زیارت جامعه و ... که تاکید کرده اید و شرح داده اید. در اینجا صرفا این مورد رو می خواستم بپرسم آیا این جمله که ما از امامزادگان یا حضرات ائمه چیزی بخواهیم غلط است یا خیر؟ علت سوال من هم این است گاهی که پیش میاد و برای مثال به زیارت می روم و حاجتی مدنظرم است و با این عبارت که خدمت شما گفتم درخواست خود را مطرح می کنم بعد مدتی حالم خراب میشه. انگار بعدش باید ملائکه با چماقی چیزی بیافتن جون آدم چند تا بزنن تا اصلاح بشه وقتی در زیارت اینچنین خطاب می کنی و برمی گردی جوری رفتار می کنن انگار رفته بودی بت خانه و برگشتی. در این خصوص نظرتون رو می خواستم. چون قبلا در کتاب سیدبن طاووس هم دیده بودم که زیارت امر دقیقی است. با تشکر از شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این رابطه می‌توانید نظری به زیارات روزهای هفته در مفاتیح بیندازید که مثلاً در زیارت امیرالمؤمنین«علیه‌السلام» در روز یکشنبه دارید: «هذا یوم الأحد... » تا آن‌جا که تقاضا می‌کنید «فأضفنی یا مولای و أجرنی....» مرا به عنوان میهمان و پناه‌آورنده بپذیر و آنچه رغبت دارم در شخصیت تو و امیدوارِ انجام آن هستم از رسوی تو، برایم محقق کن. به این معنا که شخصیت قدسی حضرت را واسطه‌ای می‌یابیم که محل تجلیات انوار الهی می‌توانند باشند ولی در هر حال منشأ هر خیر و برکتی، جز خداوند نیست. موفق باشید

27579

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام و عرض ادب خدمت شما، بنده نوجوانی ۱۴ ساله هستم که در پایه نهم دبیرستان تحصیل می‌کنم و قصد انتخاب رشته دارم. بنده علاقه بسیار شدید به حوزه علمیه دارم و تمام ارزش ها و علاقه ها و ... مانند عرفان، سلوک، اخلاق و... را در این راه و مسیر می‌دانم اگه بخواهم به صورت بسیار ساده عرض کنم الگو آیت الله سید علی قاضی رضوان الله علیه است و می‌خواهم مثل این بزرگوار بشم که هم بتوانم برای امام زمانم و انقلاب و .... مفید باشم و به درجات عالیه برسم ولی مشکلی که وجود دارد این است که علاقه قلبی من این است که از همین سن و بعد از اخذ سیکل وارد حوزه بشوم ولی خانواده بنده با ورود من با این سن مشکل داشته و می‌گویند بعد از گرفتن دیپلم وارد حوزه بشوم ولی بنده مطمئن مطمئن هستم که آنها با مشاوره با یک عالم راضی می‌شوند سوال بنده این است که با این وضعیت من با چه سنی وارد حوزه بشوم (گفتنی است که بنده خیلی برام سخته که از دیپلم وارد بشم چون معتقدم اون موقع دیر هست) یا اصلا با این اهداف من وارد حوزه بشوم یا دانشگاه (برای مثال دانشگاه امام صادق) در آخر گفتنی است بنده علاقه زیاد به خادم شدن آستان های معصومین نیز هستم و یکی از اهداف من بعد از گذراندن درجات عالی حوزه این است که همراه با حوزه خادم آستان یکی از معصومین بشوم. با آرزوی توفیق و برکات برای شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌اید اگر همان‌طور که فرمودید با سیکل وارد حوزه شوید و در این امر، جدّی باشید بهتر است. و تجربه‌ی بنده در مورد بعضی از افراد که می‌شناسم، همین نکته را تأیید می‌کند. موفق باشید

25510

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: 1. در روایات هست که نور حضرت محمد (ص) بسیار قبل تر از جسم ایشان نزد خدا خلق شده و این موضوع مشخص است که ایشان هم دارای روح انسانی بوده اند. چطور قبل از داشتن جسم و حرکت جوهری جسم روح کامل ایشان خلق شده؟ ۲. فرمودید که بعد از مرگ به علت قطع ارتباط روح از جسم مادی کمال دیگر ممکن نیست و هر چه هست کشف حجاب است؟ پس چگونه خدا در قرآن وعده داده که حضرت ابراهیم (ع) در آخرت به صالحان ملحق می شود و یا به شیعیان در برزخ قرآن می آموزند و یا اینکه عرفا گفته اند اگر سالک قبل از کمال بمیرد بعد از مرگ به سلوکش ادامه می دهد؟ ۳. اگر در آخرت دیگر حرکت وجود ندارد پس حرکت های عرضی بهشتیان مانند رفت و آمدنشان چگونه توجیح می شود؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. قاعده‌ی «اولُ ما خلق اللّه من روحی» که مقام قدسیِ پیامبر می‌باشد، غیر از موضوع «النفس جسمانیت الحدوث» است که مربوط به شخص پیامبر است که سعی می‌کنند با عبادات خود، نفسِ خود را به حقیقت نوری خود متصل نگه دارند. ۲. همه‌ی این موارد به هر صورت باید با موضوع رفعِ حجاب حل کرد تا با قاعده‌ی «الیوم، یوم العمل و غداً یوم الحساب» به تنافی نیفتیم. ۳. ظاهراً به جای تغییر مکان، تغییرِ منظر وسط است. موفق باشید

25455
متن پرسش
با سلام و عرض ادب: استاد عزیز سوالم این است که آیا فقط اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام امام هستند (به غیر از حضرت ابراهیم علیه السلام که در اواخر عمر امام ناس شدند) و قادر به هدایت تکوینی؟ پیامبران پیشین همچنین قدرتی نداشتند اگر نداشتند چرا؟ پس مردم اون زمان نمی توانستند با ارتباط قلبی از نعمت هدایت برخوردار شوند؟ متشکرم و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تمام پیامبرانِ نسل حضرت ابراهیم«علیه‌السلام»، امام هستند. در این مورد خوب است به کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» که بر روی سایت هست، رجوع کنید. موفق باشید

24238

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: خسته نباشید، طاعات و عبادات قبول. استاد بنده طلبه درس خارج و نهایه و اینها تمام شده و حال از یکی از اساتید درباره ی نحوه ی ادامه ی حکمت سوالی داشتم و ایشان به بنده فرمودند یک دوره اشارات را که جمعی از آرا مشاء است بخوانم و سپس بعد از آن شروع به شواهد ملاصدرا کنم آن گاه تفاوت آراء حکمت متعالیه با مشاء دانسته خواهد شد و اسفار را در ضمن این درس ها را به مثابه ی یک کتاب پژوهشی مطالعه و استفاده کنیم اینگونه باعث می شود که ما ورود و خروج اجتهادی داشته باشیم، استاد به نظر شما اینگونه می توانیم بهره ببریم؟ نظر حضرت عالی چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده اگر با جدیّت ولی بدون معطلی «اشارات» را مطالعه کنید و سپس به «شواهد» بپردازید خوب است. موفق باشید

22996
متن پرسش
سلام خدا قوت استاد عزیز: بعد از مرگ جدای از وابستگی های ناپسند؛ برای وابستگی های خوب چه برنامه ای داشته باشیم که بعد از مرگ باعث عدم سلوک نشود؟ آیا فقط حول وظیفه عمل کردن کافیست؟ چگونه می توانیم مثلاً بپذیریم که محبت مثلاً به مادر فقط از سر وظیفه باید باشد و آن عشق و احساس را نادیده بگیریم؟ آیا همین عشق و احساس باعث عدم سلوک بعد از مرگ نیست؟ باعث ایجاد تعلقات نمی شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عشق‌ها و محبت‌های الهی عامل تغذیه‌ی جان انسان در این دنیا و آن دنیاست. عشق و علاقه به مادر به عنوان آغوش گشوده‌ی رحمت الهی چیزی نیست که مانع سلوک باشد. موفق باشید

22494

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: لطفا در مورد این موضوع که در کتاب «مبانی نظری و عملی حب اهل بیت» فرموده اید: «تا وقتی ذهن انسان از تصورات وهمی پاک نباشد استعداد انس با حقایق معنوی و تجلی صور آن حقایق در خیالات انسان پیش نمی آید.» سوال زیر را توضیح دهید: ما به عنوان پژوهشگران علوم مادی مجبور به تصور مفاهیم علوم و انس با آنها هستیم. این مفاهیم قطعا از حقایق معنوی و تجلیات آنها نبوده بلکه بیشتر به تصورات وهمی نزدیک است چرا که حقیقت معنوی داخل آن وجود ندارد و صرفا می تواند ترکیبی از قوانین طبیعت را شامل شود. بنابراین ما به دلیل این تصورات وهمی از انس با حقایق معنوی دور خواهیم شد. و لذا تحصیل و پژوهش علوم مادی انسان را لاجرم از انس با حضرت حق دور خواهد کرد. آیا این تضاد و تناقض صحیح است؟ اگر نه بفرمایید که در کجا مشکل دارد؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر پژوهش‌های علمی بر مبنایِ هستی‌شناسی و با نظر به وجودِ پدیده‌ها صورت بگیرد به هیچ‌وجه انسان را گرفتار تصورات وَهمی نخواهد کرد. موفق باشید

22325

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: اینکه بعضی از علما می گویند قبل از خواندن فلسفه به جهت ورزیدگی ذهنی لازم است که هندسه و ریاضیات خواند، منظور چه هندسه و ریاضیاتی است؟ آیا منظور همان چیزی است که در مدارس و دانشگاهها تدریس می شود؟ تشکر
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: کار خوبی است ولی فکر نمی‌کنم لازم باشد. عمده آن است که در فلسفه، ذهن باید منظم باشد و ریاضیات تا حدّی ذهن را منظم می‌کند. موفق باشید

22086
متن پرسش
سلام: گویا در دوره ای هستیم که «ظهر الفساد فی البر و البحر» به مرحله اتم خود رسیده، از در و دیوار محیط های اجتماعی گناه ها و انحطاط های فرهنگی می ریزد. در این چنین شرایطی خیلی از غفلت، و آلودگی و بی توجهی مردم، می رنجم و غصه ها حسابی مرا تحت فشار قرار می دهد. نمی دانم چه باید بکنم که اینقدر اذیت نشوم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت حق در همین مواقع خود را به‌خوبی نشان می‌دهد که چگونه می‌توانی با من باشی. لذا می‌گویند: «چون‌که غم پیش آیدت در حق گریز / هیچ جز حق، غمگساری دیده‌ای؟». موفق باشید

20398
متن پرسش
با سلام اگر میسر است همانگونه که مجموعه آثار استاد را در قالب اندروید درآوردید مجموعه سوالات و پاسخ های استاد را هم به صورت اندروید یا فایل pdf تنظیم نمایید چون برای بررسی سوالات نیاز به دسترسی به اینترنت است که همیشه میسر نیست
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسئول محترم سایت جهت بررسی.

19783
متن پرسش
سلام: بنده حقیر از طلاب قم هستم سطح 3 ، می خواستم بدونم حضرتعالی دستور عمل سلوکی می دهید دستگیری می کنید. حقیر اکثر کتب های معرفت نفسی شما رو خوندم و خیلی استفاده کرده ام و خیلی سوالات من پاسخ داده شد. لذا طبق آشنایی با فکر و سبک هدایتی شما اینجانب درخواست دارم به این حقیر کمک و دستگیری کنید. تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: روش بنده روش حضرت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» است که معتقد بودند اگر معرفت انسانی نسبت به حقایق دینی درست باشد، همین دستورات دینی تأثیر عمیق خود را می‌گذارد و شاید سخن آیت اللّه بهجت که می‌فرمایند: علم تو، استادِ توست؛ در همین رابطه باشد. موفق باشید 

32882

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

اگر شیوه ی رفتاری حضرت یونس با قوم خودشان مانند شیوه رفتاری امام زمان (عج) هست پس چرا حضرت یونس باید به کام نهنگ بروند و خودشان را در آنجا از ظالمان معرفی کنند؟ در تفسیر المیزان گفته شده علت اینکه خود را ظالم نامیده اند این بوده که عملی انجام دادند که ظلم را ممثل می‌کرده اما کارشان فی نفسه ظلم نبوده در واقع اعراض حضرت یونس از قوم خود شباهت تام به فرار یک خدمتگزار از مولی داشته! خب همین موضوع هم که ایشان یک عملی را انجام دهند که همچین برداشتی را در ذهن مخاطب ایجاد کند به نظر من اشکال دارد. پس چرا نمی‌شود این عمل را خطایی از جانب حضرت یونس قلمداد کرد؟ واژه ابق که در آیه ۱۴۰ سوره صافات برای نقل این داستان استفاده شده خیلی عجیب است. بعد چه چیزی گفته می‌شود؟ می گویند که این تشبیه است! خب چرا باید یک همچین تشبیهی را به کار حضرت یونس نسبت دهند؟ پس کار درستی نبوده است! در آیه ۸۷ سوره انبیاء که گفته شده حضرت یونس با خشم از قومش بیرون رفت را چگونه توجیه کنیم؟ خشم و غضب پیامبران چه معنایی می‌تواند داشته باشد؟ حتی در آیه ۴۸ سوره قلم نیز گفته شده حضرت یونس مکظوم بود! نسبت دادن خشم و غضب به کار حضرت یونس چه معنایی می‌تواند داشته باشد؟ خب این کار درستی نبوده است!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آنچه علامه طباطبایی متذکر می‌شوند آن است که حضرت یونس «علیه‌السلام» تمرّد از امر خداوند نکرده‌اند زیرا خداوند امر نکرده بود که نروند، ولی از طرف دیگر شأن پیامبر خدا آن بود که منتظر بمانند تا تکلیف‌شان را خداوند تعیین کند . با توجه به این امر خوب است که نظر علامه طباطبایی را ذیلاً بررسی فرمایید. موفق باشید

وَإِنَّ يُونُسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ ﴿١٣٩﴾    إِذْ أَبَقَ إِلَى الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ ﴿١٤٠﴾

اباق = فرار

و یونس علیه السلام از پیامبران بود، که وقتی نشانه های عذاب را دید به سوی کشتی فرار کرد، با اینکه کشتی ظرفیت سوار شدن او را نداشت. آری یونس علیه السلام وقتی جریان را خطری دید، از بین قوم خود بیرون آمد و آن جناب هرچند در این عمل خدا را نافرمانی نکرد و قبلاً هم خدا او را از چنین کاری نهی نکرده بود، ولکن این عمل شباهتی تام به فرار یک خدمتگذار از خدمت مولی داشت، و به همین جهت خدای تعالی او را به کیفر گرفت (شاید بگوییم شان آن حضرت نبود که چنین کند).

فَسَاهَمَ فَكَانَ مِنَ الْمُدْحَضِينَ ﴿١٤١﴾

ساهم از مساهمه = قرعه کشی         ادحاض = غالب آمدن

در کشتی قرعه انداختند و یونس از مغلوبین شد.

چون جریان از این قرار بود که نهنگی بر سر راه کشتی در آمد و کشتی را متلاطم کرد و چون سنگین بود خطر غرق همگی را تهدید کرد. ناگزیر شدن از ساکنان کشتی یکی را در آب بیندازند تا نهنگ او را ببرد و از سر راه کشتی کنار رود. و قرعه به نام یونس اصابت کرد و نهنگ آنجناب را بلعید.

فَالْتَقَمَهُ الْحُوتُ وَهُوَ مُلِيمٌ ﴿١٤٢﴾

ملیم = داخل شده در ملامت

ماهی تا او را لقمه ای کرد، در حالی که او ملامت زده بود.

فَلَوْلَا أَنَّهُ كَانَ مِنَ الْمُسَبِّحِينَ ﴿١٤٣﴾    لَلَبِثَ فِي بَطْنِهِ إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ ﴿١٤٤﴾

ملیم = داخل شده در ملامت

اگر یونس از مسبحین نبود تا روز قیامت در شکم ماهی می ماند، و تسبیح یونس با لا اله الله شروع شد، تا علتی برای تسبیحش شد، مثل اینکه فرمود : خدایا معبود به حقی که باید به سویش توجه کرد، غیر تو کسی نیست پس تو منزهی از آن معنایی که عمل من آن‌را می رسانید، پس اینکه من متوجه تو می شوم و تو را منزه می دانم از آنچه علمم حکایت از آن می‌کرد و آن این بود که غیر تو هم کارسازی هست، چون من برای نجات از عذاب متوسل به کشتی و فرار شدم، حال می گویم که غیر تو کسی و چیزی کارساز نیست. پس سبب نجات حضرت همین تسبیح بود و مکث آن جناب در شکم ماهی تا روزی که خود او مبعوث شود، یعنی شکم ماهی به منزله قبری باشد برای او و این دلیل نیست که تا قیامت او زنده در آنجا بماند.

31966
متن پرسش

سلام استاد: خدا رسول فرستاد تا انسان منحرف از انسانیت و اشرف مخلوقات را برگرداند به انسانیت نه دین. الان این ادیان بجای هدایت به ظلالت تبدیل شده و گمراهی و تباهی. این ادیان از سالها پیش تا به الان چه کمک و راه کاری برای بشر داشته؟ چه مشکالی را توانسته حل کند؟ ما تجربه قرون وسطا را داریم که دین مسیحیت بر سر مردم أروپا آورد و بدبختشان کرد تا عده آیی بفکر افتادن و قانون مدنی را جایگزین شرع کردن، پشت آنکه شد أروپا به این همه پیشرفت رسید اما مسیحیت به کجا رسید به جز فساد از همه انواعش. مشابه آن در اسلام هم پیش آمد الان این مراجع و روحانیون چه کردن به کجا رسیدن؟ مسلمان ها هم نیاز به رونسانس دارن تا ازین به اصطلاح مراجع عظام و روحانیون نجات بدن و به قانون مدنی برسند. یا مثل أروپا یه شهرمشابه واتیکان درست کنند واین مراجع عظام را روحانیون موفت خور و متحجر و فاسد را مدیریت مثلاً قم را یا نجف یا کربلا را به آن ها سپارند به دین و مذهب شأن برسن و مردم را رها کنند. راز بی اخلاقی مسلمانان از زبان خواجه نصیرالدین «بغداد هر روز بسیار خبرها می رسید از دزدی، قتل و تجاوز به زنان در بلاد مسلمانان که همه از جانب مسلمانان بود.  روزی خواجه نصیرالدین مرا گفت: می دانی از بهر چیست که جماعت مسلمان از هر جماعت دیگر بیشتر گنه می کنند با آن که دین خود را بسیار اخلاقی و بزرگ منش می دانند؟ من بدو گفتم: بزرگوارا همانا من شاگرد توام و بسیار شادمان خواهم شد اگر ندانسته ای را بدانم. خواجه نصیرالدین فرمود: در اخلاق مسلمانی هر گاه به تو فرمانی می دهند، آن فرمان "امّا" و "اگر" دارد.  در اسلام تو را می گویند: دروغ نگو، امّا دروغ به دشمنان اسلام را باکی نیست. غیبت مکن، امّا غیبت انسان بدکار را باکی نیست.  قتل مکن، امّا قتل نامسلمان را باکی نیست. تجاوز مکن، امّا تجاوز به نامسلمان را باکی نیست... و این "امّا" ها مسلمانان را گمراه کرده و هر مسلمانی به گمان خود دیگری را نابکار و نامسلمان می داند و اجازه هر پستی را به خود می دهد و خدا را نیز از خود راضی و شادمان می بیند! این است راز نابخردی مسلمانان

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: زیبایی حرکت انبیای الهی در آن است که هرکس بخواهد به حقیقت خود دست یابد و معنای خود را در این دنیا درست جستجو کند تا گرفتار پوچی و نیهیلیسم نگردد و در آن دنیا به حکم حضور ابدیت‌اش با خود بتواندبه درستی به‌سر ببرد؛ راهی را در مقابل بشر گذارده‌اند و در طول تاریخ آن‌هایی که توانستند در زیر سایه حرکت انبیاء خود را در این دنیا معنا ببخشند و در آن دنیا نیز با چنین خودی به‌سر ببرند، کم نیستند. آری! اسلام نیز آمده است تا انسان‌هایی چون علی‌بن‌ابیطالب «علیه‌السلام» تربیت کند، حال اگر ابوسفیان‌ها از اسلام سوء استفاده کردند، ضرری به اصل اسلام نمی‌خورد و امروز نیز که جهان، جهانِ پوچی و نیهیلیسم شده است آیا انسان برای آزادشدن از این ورطه‌های بسی آزاردهنده، جز راهِ انبیای الهی کارساز است؟ مائیم و راهی که انبیای الهی در مقابل ما گشوده‌اند تا هرکس هرطور خواست عمل کند. موفق باشید   

29950

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم و رحمه الله: استاد عزیز آیا این سخن درست است که برای بررسی تعالی روحی؛همانا شخص باید به میزان رشد فکری در عقایدش و پیاده سازی آن در تاریخی که در آن قرار دارد بیاندیشد؛ نه اینکه دنبال حالاتی چون مکاشفه و خواب و از این دست حالاتی که بعضا در وصف علمای پیشین به کرات می خوانیم باشد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده همین‌طور است. نمونه‌اش شهید حاج قاسم سلیمانی که خودِ عرفا اقرار دارند که حسرت سلوک آن مرد الهی را می‌خورند. موفق باشید

28769

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: استاد چند وقت است به موضوعی فکر می کنم و آن این است که خداوند مگر به انسان ها همه ی شرایط بندگی را نداده؟ پس چرا یکی در مرتبه ی بالاتر قرار می گیرد و دیگری در مرتبه پایبن تر؟ حتی یه مثالی را در ذهنم آوردم که این بود اگر ما ۱۰ تا دونده داشته باشیم و هر ده تا دونده همه ی شرایط جسمی و روحیشان یکی باشد باید همه شان همزمان به خط پایان برسند، در بندگی هم خداوند عادل است و همه ی شرایط بندگی را متناسب با هر فردی فراهم می کند، ولی چی می‌شود که حتی یکی حرف خدا را گوش می دهد و دیگر گوش نمی دهد جای سوال است؟ سایتون مستدام.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان‌ها اختیار دارند و اختیار هرکس مربوط به خود اوست و آنچه موجب تفاوت انسان‌ها است، همین اختیار داشتن است که هرکس می‌تواند هرچیزی را هرطور خواست انتخاب کند وگرنه همه از نظر فطرت مساوی‌اند. موفق باشید

28172

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و خسته نباشید: چرا از تفسیر های قرآنی ملاصدرا چیزی نمی‌گویید؟ نظر شما در مورد کتابهای تفسیری ملاصدرا چیست؟ نشر عروج کتابی دارد به نام تفسیر قرآن مجید برگرفته از آثار امام خمینی ۵. جلدی نظرتون در مورد این کتابها هم بگویید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نگاه جناب صدرا به قرآن، نگاه بسیار زنده و عمیق و متعالی است و رویهمرفته مبانیِ امثال بنده در نسبت با المیزان بر همان اساس است. به نظر بنده امروز، تفکر قرآنی بدون زیربناهای فکریِ صدرایی جوابگوی عقلِ این دوران نیست و حضرت امام نیز کاملاً در همان دستگاه به آیات و روایات نظر دارند. موفق باشید

27954

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: آیا معراج پیامبر (ص) جسمانی بوده یا روحانی؟ دلیلتان چیست؟ جسمانی بودن یا نبودن معراج چه اهمیتی دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عموماً چون معنای مراتب جسم دانسته نمی‌شود، این دعوا تا حشر ادامه خواهد یافت، مگر با نگاه صدرایی که جسم را همواره مساوی جسم مادی نمی‌داند. پیشنهاد می‌شود سری به جزوه‌ی «حیات بدن اخروی» که بر روی سایت هست، بزنید. موفق باشید

27927
متن پرسش
سلام علیکم: قبول باشه طاعات و عبادات و عید بندگی تون مبارک. تو پاسخ سوال ۲۷۸۸۹ فرمودید که اونها به مرحله سکرات و نکیر و منکر نرسیدند که با اعمال خلاف خودشون رو به رو شوند ولی استاد من کتاب سه دقیقه در قیامت رو که مطالعه کردم اون حاج آقا گفته بودن به اعمال شون رسیدگی شد و حق الناسهاشون و... بررسی شد تا اونجایی که نامه اعمالشون خالی شده بوده و تقاضا کردند که به دنیا برگردن، نظرتون در این مورد چیه؟! التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همه‌ی آنچه که علاوه بر رؤیت‌های خود در امور عادی از برزخ و قیامت می‌گویند، بر اساس پیش‌فرض‌های خود آن‌ها است که نفس ناطقه خلق می‌کند. اتفاقاً همان قسمتی که می‌فرمایید که آن حاج آقا می‌گوید؛ شدیداً تحت تأثیر پیش‌فرض‌های ذهنی است. در حالی‌که وقتی ملکِ «قابض» به میان آید، دیگر امکان برگشت نیست. موفق باشید

26589
متن پرسش
با سلام استاد عزیز: سوالی از خدمتتان داشتم اینکه، در شرایطی مانند مشکلات، انسان صبر پیشه می کند، در برابر گناه تقوی پیشه می کند، آیا در این حالات انسان در خود به صورت حضوری در حال لقاء الله است؟ یا در حال لقاء ملائکه ای است؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فرق نمی‌کند؛ در هر صورت انسان تحت تأثیر انوار الهی مفتخر به تقوی می‌شود. موفق باشید

26189
متن پرسش

چرا می پرسی که او چه کرده بود؟ مگه با این جملات و کلمات می شود وصف کرد؟ 'خب به هر حال باید فکر کرد... چه باعث شده او به این مرتبه برسد... ببین برادر من کم که نیست. از کجا برایت بگویم. از کجا شروع کنم؟ از فرماندهی عملیات ها در دهه ۶۰؟ از جنگ با اسرائیل تو میانه جنگ؟ از مبارزه با اشرار و جنگ لبنان؟ از داعش و شهادت به دست اشقی الاشقیا زمانه؟ از تشییع و ولوله؟ از چه بگویم؟ باید فکر کرد فکر...' عشق من... دوست روحانی من... گفتم که. خیلی مدت است از فکر و خیال و تادیب و کتاب کاری درخور بر نمی آید. بال می خواهد عشق من. پرواز می خواهد روح من. پرواااااااز. آه پرواز.... 'نمی فهمم چی میگی ممد. اصلا خودتم میدونی چی میگی؟ خب یجور بگو ما هم بفهمیم بابا...' من سگ کی باشم روحم که بخوام توضیح بدم... بذار یکم از زبون سید بشنویم. اگر اشک امانم بده البته " آری حاج قاسم تکه تکه شد... او تکه تکه شد و پیکرش به باد و خاک و آب و آتش پیوست اما راز خون آشکار شد راز خون چیست؟! مگر راز خون را جز شهدا در می یابند؟ مگر جز پروانگان که پروای سوختن ندارند دیگران را نیز این شایستگی هست که معرفت نور را به جان بیازمایند؟ تو دانی که حاج قاسم را برای طواف به نجف و کاظمین و کربلا بردند. کربلا مستقر حاج قاسم بود. کربلا مستقر کسی است که نور قلبش را تا آنجا انباشته است که ترس از مرگ جایی ندارد. کربلاییان جاودانه اند رفیق. فرمانروایان اقیانوس بی انتهای نور که طلیعه ای از آن بر ما افتاد و دیدی که چه کرد. آری شهید حاج قاسم سلیمانی چنین کرد تا جز شایستگان کسی در آن استقرار نیابد." ای شهید... ای شقایق آتش گرفته." شقایقی است که داغ شهادت شما را بر دل دارد. آیا شود که بلبلی دیگر در رسای ما چنین نغمه کند؟"

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از رازِ خون گفتی! و چه خوش گفتی! می‌گویی: «آیا شود که بلبلی دیگر در رسای ما چنین نغمه کند؟» آری! راهی گشوده شده که خدا می‌داند این راه، چه آینده‌ی درخشانی دارد و چه انسان‌هایی را به ظهور می‌آورد. قبلاً عرض شده بود آینده، کسانی ظهور و رجعت می‌کنند که باکری‌ها و خرازی‌ها به گَردِ پایشان هم نمی‌رسند. بفرمایید همین آقای شهید حاج قاسم!! باز می‌گویم قاسم سلیمانی‌های بس بزرگی در پیش رو داریم. توحید خمینی به طور عجیبی انسان‌هایی بس متعالی می‌پروراند و می‌نمایاند. پس نه‌تنها بلبلی دیگر، بلکه صدها بلبل باز در رسایِ انسانِ دوران انقلاب به نغمه خواهند آمد. موفق باشید  

25391

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد گرامی: بنده در حال نگارش پایان نامه ای با عنوان بررسی فقهی حقوقی تکالیف حکومت اسلامی در حفظ امنیت روانی شهروندان می باشم. در برخی کتب فقهی از جمله وظایف حاکم اسلامی حفظ ارواح و اجسام مردم ذکر شده است. حال سوال بنده این است آیا جسم و روان و روح در طول یکدیگرند و در واقع روح حد اعلی این سیر است؟ تفاوت روح و روان چیست؟ منظور از روح در اینجا روح غیر روح حیوانی است؟ لطفا کتاب و یا مباحثی که برای مطالعه و اشاره گذرا و مستند کردن می تواند به بنده کمک کند معرفی بفرمایید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: واژه‌ی «روح» عربی و واژه‌ی «روان» فارسی است. در رابطه با معرفت روح یا نفس و یا روان، کتاب «ده نکته در معرفت نفس» بر روی سایت هست، ولی فکر نمی‌کنم ربطی به موضوع پایان‌نامه‌ی شما داشته باشد. موفق باشید

24402

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: خواهش می کنم درباره ی پاسخ دو سوال زیر راهنمایی ام بفرمایید و جسارتا اگر خود پاسخ آن را نمی دانید اشخاصی را معرفی بفرمایید که بتوانند در رسیدن به پاسخ صحیح این دو سوال حقیر را راهنمایی فرمایند ۱. آیا مرحوم آیت الله سعادت پرور، عارف بوده اند؟ ۲. اجازه ایی که ایشان به چندتن از شاگردان خود داده اند بدین معناست که تک تک آن عزیزان عارف هستند؟ یا بدین معناست که هرکس تا جایی که خود رسیده است شاگرد تربیت بکند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چون بنده با ایشان مأنوس نبودم، نمی‌توانم در این مورد نظر بدهم. ولی کتب ایشان حکایت از کمال علمی و اخلاقیِ ایشان دارد. وجه دوم سؤال نیز برایم مقدور نمی‌باشد. موفق باشید

نمایش چاپی