باسمه تعالی: سلام علیکم: این موارد، مواردی است که به نظر بنده در کالبدشکافیِ بدن انسان بهخوبی روشن است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی قرآن میفرماید «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا آمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ الْكِتابِ الَّذي نَزَّلَ عَلى رَسُولِهِ وَ الْكِتابِ الَّذي أَنْزَلَ مِنْ قَبْل» (سوره نساء، آیه ۱۳۶) خبر از آن میدهد که ایمان اولیه برای حضور در مراحل بالاتر کافی نیست و باید با عمقِ بیشتری از ایمان از فتنههای اقتصادی و مقابله با ظلم و استکبار بهرهمند شد ولی متأسفانه صدا و سیمای ما، ما را در همان مرحلهی ایمان اولیه قرار داده و راه هنرمندانهای برای به صحنه آمدن ملت در جبهههای بزرگتر در مقابل مردم نمیگذارد. بیشتر برای سرگرم کردن مردم از سلبریتیها که عموما انسان های عادی و سطحی هستند استفاده میکند تا همان حسّ وهم آلودِ مردم را تغذیه کند. از آن طرف برنامههای طنز آن نیز بیشتر حالت لودگی دارد و نه آنکه طنز اصیلی که همراه با تذکرات اساسی است را به صحنه بیاورد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که در کتاب و بهخصوص در شرحِ آن بحث شده است، اهل برزخ هنوز نظر به دنیا دارند و روز و شب دنیا را متوجه میشوند و بدین لحاظ برایشان روز و شب معنا میدهد، هرچند که در آنجا خورشیدی نیست که طلوع و غروب کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: یعنی متوجه به این امر باشیم که در این تاریخ اگر در بستر فرهنگیِ انقلاب اسلامی در مقابل استکبار کوتاهی نکنیم، آینده از آنِ ما خواهد بود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» که بر روی سایت هست، میتواند در این مورد کمک کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بستگی به آن دارد که ما چگونه به حق رجوع کنیم. آری! حضرت حق به جهت جامعیت در هرجا، همهی اسماء را در صحنه دارد ولی آنکه طالب شفا است، ناخودآگاه به اسم شافی رجوع میکند مگر آنهایی که حقیقتاً حضرت حق را با تمام اسماء مدّ نظر قرار میدهند. عرایضی در این مورد در شرح کتاب «مصباح الهدایه» از حضرت امام خمینی «رضواناللّهتعالیعلیه» شده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: وجود عینِ عینیت به معنای بودن است منتها تعیّنِ آن به همین مخلوقات است و این مخلوقات یا ماهیات، وجودند به صورت خاص. موفق باشید
با سلام خدمت استاد طاهرزاده: چند سالی است به علت عدم تربیت قوه خیال، متاسفانه قوه خیالم از کنترلم خارج شده و تصاویر و افکار نامناسب در خصوص افراد (بعضا سوءاخلاقی) در مقابلم قرار می دهد. این مورد برایم آزار دهنده و خسته کننده شده است. راه مبارزه با این پدیده شوم چیست؟ به عبارتی نحوه ریاضت قوه تخیل چگونه است تا بتوانم افسار آن را در اختیار عقلم قرار دهم. التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: این مسئله را نباید امری غیر عادی بدانید. بالاخره «آب گِل خواهد که بر دریا رود / گِل گرفته پای او را میکشد» و این خطورات و صورتهای خیالی همان گِلهایی است که جلوی ما سبز میشوند تا مانع سیر ما گردند. راه حلّ آن توجه به جهان اولیای الهی است و با اذکاری مثل صلوات و یا سوره قل هو الله احد، نظر را به افقِ افقها معطوف میداریم و از خیالاتِ پیشآمده عبور میکنیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! توصیه عجیبی است در نزدیکی به شخصیت ائمه «علیهمالسلام» نسبت به حضوری که باید در محضر خدا داشته باشیم. زیرا وجه متعالی ما، امامانمان هستند و مقصد همه ما و امامانمان حضرت معبود است و در این راستا کافی است چنین توصیهای را مدّ نظر قرار دهیم تا خود به خود متوجه حضور بهتر خود در عباداتمان بشویم. لذا حضرت صادق «علیهالسلام» میفرمایند: «وَ انْوِ عِنْدَ افْتِتَاحِ الصَّلَاةِ ذِكْرَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ ذِكْرَ رَسُولِ اللَّهِ وَ اجْعَلْ وَاحِداً مِنَ الْأَئِمَّةِ نُصْبَ عَيْنَيْك» در هنگام شروع نماز، یاد خدا و رسول خدا را مدّ نظر داشته باش و یکی از ائمه را در مقابل خود تصور کن. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مطمئن باشید قضیهی همهی ما آن است که «در بلا هم میچشم الطاف او». آری! باید در این نوع سختیها ببینیم خداوند چه مصلحتی مدّ نظر دارد، نه آنکه موضوع را بیرون از مصلحت خداوند دنبال کنیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بعد از جلد ۸ و ۹ اسفار، روایات، بهترین هستند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است به آخرین جلسهی بحث روز دوشنبه تحت عنوان «حُسن خلق و وسعت روح انسانی» به آدرس ذیل رجوع فرمایید. موفق باشید
http://lobolmizan.ir/sound/1304#7986
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! برای فلسفهدانی، فقه لازم نیست. زیرا جایگاه فقه، کشف حکم خدا در اصول عملیه است و بنده در این مورد، مقلّد هستم هرچند مختصری با فقه و دروس خارج بعضی از اساتید آشنا میباشم. ولی به این روایت فکر کنید که: «إنَّمَا الْعِلْمُ ثَلَاثَةٌ آيَةٌ مُحْكَمَةٌ أَوْ فَرِيضَةٌ عَادِلَةٌ أَوْ سُنَّةٌ قَائِمَةٌ وَ مَا خَلَاهُنَّ فَهُوَ فَضْل« همانا علم سه چيز است: آيه محكم، فريضه عادله، سنت پا برجا، و غير از اينها فضل است. و در این رابطه جایگاه فقه در یکی از منازل علم است که البته انسانها در این رابطه یا باید خودشان فقیه باشند و یا از نظر فقهی، مقلّد باشند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد باید چند بحث را جمع کرد. یکی تقدیراتی را که هر کس دارد و دیگر انسان در دلِ تقدیرات، اختیاراتش را شکل میدهد و سوم، بحث نظام احسن عالَم است که لازمهی هر کدام از این مباحث، مطالعات طولانی نیاز دارد و در محدودهی سؤال و جواب نمیگنجد. بد نیست از کتاب «عدل الهی» و انسان و سرنوشت از مرحوم شهید مطهری شروع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: خیر، الیوم یوم العمل و غدا یوم الحساب. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بستگی به ذوق خودتان دارد. امروز در روانشناسی هم گرایشهایی به سوی فلسفهی هایدگر پیش آمده است و از این جهت بعضی از روانشناسان قدمهای خوبی برداشتهاند. در ضمن بد نیست به فلسفهی اسلامی هم فکر کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ولایت امام بر همهی جهان است و بر افرادی که رابطهی خاص با آن حضرت برقرار کنند از طریق رعایت دستورات شرع، آن حضرت ولایت خاص دارند. ولی موضوع حاکمیتِ اجتماعی، سیاسیِ آن حضرت بستگی به آمادگی بشریت دارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم اُنس و تدبّر در قرآن در این مورد راهگشاست تا حضرت حق از طریق انسان آنچه را میخواهد اظهار نماید زیرا تنها حضرت حق نافذ است و باید در هر حال پروردگار عالمیان را به میان آورد. آری! معرفت نفس جهت تدبّر در قرآن مقدمهی خوبی است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: گرانی قوا همان حکمت است. میفرماید: سفیهان ممکن است اطلاعات خوبی داشته باشند، ولی چون از حکمت محرومند به راحتی بازی میخورند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است که میفرمایید، میماند که مرحلهای از تسلیم هم هست که فوقِ رضا است و سالک در آن مقام، حتی به خودش هم و کمالاتش خودش هم فکر نمیکند، تنها تسلیم ارادهی الهی است و آیهی «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنتُم مُّسْلِمُونَ» این نوع تسلیم را متذکر میشود که بعد از ایمان میباشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به اینکه رفقا بعضاً همین سؤال را داشتند، عیناً جوابی که تهیه شده، خدمتتان ارسال میشود:
1- اگزیستانس: حالت حضوری و وجودی که انسان خود را در جهان احساس نماید، وجهِ اگزیستانس اوست. مثل آنکه انسان خود را در حضور تاریخیِ انقلاب اسلامی احساس کند، نه آنکه به عنوان یک باور دینی در کنار انقلاب اسلامی باشد.
2- اُبژه کردن یک چیز یعنی آن را به عنوان یک واقعیت در بیرون از ذهن مدّ نظر قراردادن. و سوبژه کردن یعنی آنکه موضوع را در ذهن مدّ نظر قرار دهیم. وحدت وجود حالتی است که انسان خود را در همهی هستی مییابد. بنابراین بحث سوبژه و ابژه دیگر در میان نیست، بلکه بودِ او عین حضور در خارج و عین یافتی است که به یک معنا در ذهن است، ولی دیگر همهی بودِ او آن موضوع را فهم میکند، نه آنکه در ذهن خود آن را مدّ نظر قرار دهد.
3- متافیزیککردن یک موضوع یعنی آن را به صورت مفهومی درآوردن، به جای آنکه خود را با آن واقعیت یگانه کند.
4- سکولاریسم، نگاهی است که انسان پدیدهها را صرفاً با نگاه مادی و غیر قدسی بنگرد.
5- دازاین، نحوهی بودن انسان است در جهان به همان معنایی که اگزیستانس خود را مدّ نظر قرار دهد به جای آنکه خود را یک چیز و جهان را چیز دیگر بداند.
6- بروکراتیک کردن یعنی موضوع را گرفتار نظام اداری قراردادن.
7- رئالیسم یعنی به واقعیت موضوع نظر داشتن.
8- هرمنوتیک، نگاهی است که انسان با نظر به هر متنی، سعی دارد روح تاریخی که آن متن یا آن فرد را فرا گرفته است، مدّ نظر قرار دهد هرچند ممکن است آن روح تاریخی تماماً در الفاظ نیاید ولی نگاه هرمنوتیکی سعی میکند روحی که منجر به آن حرکات و آن الفاظ شده است، مدّ نظر قرار دهد.
9- پوزیتیویسم، نگاهِ حسّیگرا و تجربیگرا میباشد.
موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در این موارد، سررشتهای ندارم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانکه نور «توبه» به سراغتان میآید خوب است. با رعایت تقوا و مشغولشدن به معارف الهی، مشکل حل میشود. توصیهی بنده مطالعهی کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» است که بر روی سایت میباشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هرکس در موطن نفس لوامّهی خود مستقر باشد، همواره سعی میکند از گناه فاصله بگیرد و چنانچه گرفتار گناه شود، خود را سرزنش میکند. و هرکس بیشتر خود را در موطن نفس امّاره مستقر کند، همواره از گناه خوشش میآید، و در این راستا از حقیقتِ خود که همان فطرت است فاصله میگیرد و در نهایت، با خود درگیر شده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: زیاد متوجهی موضوع نشدم. به این فکر کنید که اگر در این زمان، مرحوم آیت اللّه قاضی طباطبایی هم بودند؛ حسرت راهی که خداوند در مقابل شهید چمرانها و شهید خرازیها گذاشتند، میخوردند به جهت راهی که حضرت امام در مقابل ما گشودند که شهیدان ما «ره صدساله را یکشبه طی کردند». سری به جزوهی «شهید حججی، وجدانِ تاریخی ما» بزنید. آیا «بودنی» که ما به دنبال آن هستیم، در این زمانه آن «بودن» نیست؟ چرا هنوز به نحوهی بودنی مشغولیم که دورهی آن گذشته است؟ موفق باشید
