بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
24944
متن پرسش
سلام استاد ارجمند: ۱. بابت ترک عادات غلط در کدام مباحث شما به این اشاره شده که رجوع کنیم؟ ۲. نکته دیگر اینکه بنده گاهی فکر و خیالاتی به ذهنم می آید بابت اینکه مدام به خودم می گویم که دارم چه می کنم؟ نکند کاری که الان دارم انجام می دهم بیهوده است و آنچه خدا می خواهد این نیست (القائات زیادی به این شکل دارم) به صورتی که خیالم را نمی توانم مدیریت کنم و من را از زندگی در حال و واقعیت به خیالات می برد. در صورتی که شک هم ندارم کارم مورد رضای پروردگار هست. مثلا سر کارم یا صله رحم می کنم یا هرچه... ۳. کسی که غلبه صفرا یا بلغم و سودا و... دارد و حالاتش به هم می ریزد تا جایی که حوصله نماز ندارد یا پرخاش می کند و... در این حالت باید بگوییم ایمان فرد ضعیف است یا فعلا به خاطر به هم خودن طبع این شکل شده؟ ۴. درباره غلبه بر اضطراب های بی جا (استرس های مخرب و غیر سازنده) به کدام مبحث شما رجوع کنیم؟ وقتی یاد شما به ذهنم می رسد دعایتان می کنم چه در نماز باشم چه در هر حالی. شما هم ما را دعا کنید.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» ان‌شاءالله می‌تواند کمک کند. ۲. ملاک، راهی است که شریعت الهی در مقابلِ ما می‌گذارد. ۳. هر چه هست باید با همین روحیه خود را بسازیم؛ زیرا بالاخره هر کس ضعف‌هایی دارد. مهم آن است که در بستر همان ضعف‌ها باید جلو رفت. ۴. ان‌شاءالله مطالعه‌ی کتاب «فرزندنم این‌چنین باید بود» کمک کار می‌گردد. موفق باشید

24804

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب: عذر می خواهم استاد عزیز شما خانم شهربانو محلاتی می شناسید؟ ایشون کتاب «شواهدالربوبیه» ملاصدرا را ترجمه و شرح کردند برخی تفاسیر احادیث ایشون رو هم ترجمه کردن و کتابهای معرفتی دیگه هم دارن می خواستم ترجمه شواهد رو تهیه کنم مزاحم شدم از شما مشورت بگیرم. متشکرم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب ارزشمند «شواهد الربوبیه» ترجمه‌های دیگری هم دارد. در هر صورت کار خوبی است از آن جهت که جناب صدرا، افقی را در آثار خود در مقابل ما می‌گشاید که امروز، بیشتر از دیروز به آن نیاز داریم. موفق باشید

24064

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: استاد دستو دلمون به ادامه دادن مباحث نمیره. نزدیک چهار ساله که توی مبحث معاد گیر کردم و نمیتونم جلو برم. چرا دیگه تشنه ی آموختن نیستم. دعا بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به پرحرفی و آرزوهای دنیایی دامن نزنید. موفق باشید

23312

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: نظرتون در مورد اين مطلب چيه؟ راز خدا: انسان در دوران کودکی‌اش فکر می‌کند همه مسائل با توجه به خدا معنادار می‌شود اما بعد هر چه پخته‌تر می‌شود اعتقاد پیدا می‌کند که بود و نبود خدا برای اینکه در این زندگی آب و رنگی پدید بیاید تاثیری ندارد. من بارها گفته‌ام، «سیمون وی»، عارف فرانسوی یک نکته را دائم گوشزد می‌کرد: اگر بخواهیم کسانی که به خدا قائلند ماتریالیست نشوند، اعتقادشان را راسخ کنید به اینکه «خدا در امور این جهان، دخالتی به نفع کسی نمی‌کند» چون اگر کسی به وجود خدا اعتقاد داشته باشد و بعد اعتقاد داشته باشد که خدا به نفع نیکان دخالت می‌کند، وقتی این دخالت را نمی‌بیند می‌گوید: «پس خدایی وجود ندارد» برای اینکه به این حال نیفتد به او بگویید: نه یک شق سومی بین اعتقاد به خدای ادیان مذاهب و ماتریالیست هست و آن اینکه «خدا وجود دارد ولی در امور دنیا دخالتی ندارد» خدا وجود دارد ولی در این عالم کودکانی با تومور مغزی به دنیا می‌آیند، خدا وجود دارد ولی در بوسنی و هرزگوین چهار تا بچه را در جلوی مادرشان در چرخ گوشت چرخ می‌کنند و بعد با آنها کتلت درست می‌کنند و به آن مادر می‌گویند: «این کتلت را باید بخوری» ولی خدا وجود دارد. اگر کسی انتظار دارد که با بود خدا چنین چیزی پدید نیاید، وقتی می‌بیند که پدید می‌آید، اعتقادش را به خدا از دست می‌دهد. خدا وجود دارد ولی در زلزله لیسبون ۱۷۵۵ مردی داستان عجیبی را بازگو کرد: «۴ تا بچه‌ام و خانمم را از آوار بیرون کشیدم، کنار دیواری گذاشتم و بچه‌هایم یکی پس از دیگری مردند و من جلوی خانمم آنها را دفن کردم، او گریه می‌کرد و گفت که «دفنشان نکن»، گفتم «آخر اگر دفنشان نکنم برای تو چه سودی دارد؟ دیگر که زنده نمی‌شوند»، وقتی چهارمین بچه‌ام را دفن کردم آمدم و دیدم که خانمم هم مرده است»، همین جمله بود که ولتر پس از خواندنش گفت «دیگر بعد از این اگر کسی به خدا اعتقاد داشته باشد من می‌گویم که احمق‌ترین احمق‌های روزگار است»، سیمون وی بر اینکه این ولترها چنین نتایجی را نگیرند می‌گوید: پس برای اینکه به این نتیجه نرسیم که اعتقاد به وجود خدا یک حماقت محض است از اول برای همه جا بندازید که خدا وجود دارد ولی بود و نبودش برای زندگی این جهانی تاثیری ندارد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا با دیدن صحنه‌های مذکور به این موضوع فکر نکنیم که وقتی جامعه متوجه‌ی خدا نشوند، در حالی‌که عقل و قلب انسان می‌تواند او را بیابد؛ آن‌جامعه بی‌مأوای می‌گردد. آری! مصیبت‌های بزرگ همیشه در عالم هست، ولی درک جایگاه مصائب، بدون نظر به خدا، سختْ برای انسان جانکاه می‌شود به‌خصوص اگر انسان‌ها در زندگیِ بی‌خدا همه‌ی زندگی را محدود به این دنیا بدانند. موفق باشید

22958

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام نظر اجمالی یا اگر فرصت کنید تفضیلی جنابعالی درباره آقای نکونام چیه؟ قبلا هم سوال کردم و درباره زندانی شدن ایشان فقط نظر دادید. تشکر
متن پاسخ

.

21424
متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز: نظر شخصی این حقیر در خصوص تسلیم و رضا به شرح ذیل است لطفاً بفرمائید صحیح است یا خیر؟ تسلیم: سالک هنوز به مفهوم فعل الهی پیش آمده واقف نیست صرفاً از روی تعبد و با توجه به مطالعات و یادآوری توصیه های عرفا چون و چرا نمی کند و تسلیم می شود. (به نوعی مترادف با صبر است). رضا: سالک علت واقعه پیش آمده را می داند فهم ایشان در این رابطه باز است و از درون راضی و شاکر است و می داند خدا با این کار دارد ربوبیت خودش را اعمال می کند و ایشان را می پروراند. نتیجه گیری: مقام رضا فوق مقام تسلیم است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌فرمایید، می‌ماند که مرحله‌ای از تسلیم هم هست که فوقِ رضا است و سالک در آن مقام، حتی به خودش هم و کمالاتش خودش هم فکر نمی‌کند، تنها تسلیم اراده‌ی الهی است و آیه‌ی «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنتُم مُّسْلِمُونَ» این نوع تسلیم را متذکر می‌شود که بعد از ایمان می‌باشد. موفق باشید

20278
متن پرسش
سلام استاد گرامی: با توجه به مقام جامعیت وجود، آیا با ارتباط به مقام تنها یکی از اسمای خداوند، به تمامی اسمای الهی مرتبط خواهیم شد؟ در صورتی که می دانیم حیات انسان تعلقی و عین نیاز است و حیات خداوند عین وجود و ذات اوست.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بستگی به آن دارد که ما چگونه به حق رجوع کنیم. آری! حضرت حق به جهت جامعیت در هرجا، همه‌ی اسماء را در صحنه دارد ولی آن‌که طالب شفا است، ناخودآگاه به اسم شافی رجوع می‌کند مگر آن‌هایی که حقیقتاً حضرت حق را با تمام اسماء مدّ نظر قرار می‌دهند. عرایضی در این مورد در شرح کتاب «مصباح الهدایه» از حضرت امام خمینی «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» شده است. موفق باشید

19129

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: وقت بخیر سوالم راجع به دعای هفت شرف هست برای حکاکی روی انگشتر. که آیا باید مثل دعای شرف الشمس که باید روی جسم زرد رنگ نوشته بشه هفت شرف هم به همین صورته یا خیر؟ متشکرم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در این مورد وارد نیستم. ظاهراً روایات معتبری در این مورد نداریم. سایت «رجا نیوز» در این مورد تحقیقی کرده است به آدرس زیر می‌توانید به آن رجوع کنید. موفق باشید

http://www.rajanews.com/news/268705/%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%B4%D8%AA%D8%B1-%D8%B4%D8%B1%D9%81-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D8%B4%D8%B1%D9%81-%D9%82%D9%85%D8%B1%D8%8C-%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D9%81%C2%9D%E2%80%8C%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D8%B1%D9%81-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%86%DA%AF%DB%8C%D9%86-%D8%B4%D8%B1%D9%81%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%DB%8C-%D8%AF%D8%B1

19122
متن پرسش
با عرض سلام و تشکر فراوان: لطفا در صورت امکان فرق عینیت در وجود با عینیت در ماهیت را لطف نموده بیان بفرمایید. پیشاپیش از پاسخ شما سپاسگزارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وجود عینِ عینیت به معنای بودن است منتها تعیّنِ آن به همین مخلوقات است و این مخلوقات یا ماهیات، وجودند به صورت خاص. موفق باشید

7582
متن پرسش
با سلام منظور از"او تسقط السماء کما زعمت علینا کسفا" در سوره اسراء به عنوان معجزه چیست؟این چه درخواست عجیبی است که مردم داشتند؟"کما زعمت"همانطور که می پنداری در اینجا به چه معناست؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: این نکات را با رجوع به تفاتسیر می‌توانید به‌دست آورید. اگر با توجه به آیه‌ی 90 سوره‌ی اسراء مطلب را دنبال کنید موضوع روشن است. چون می‌گویند اگر تو پیامبری، به تو ایمان نمی‌آوریم مگر آن‌که چشمه‌ای ایجاد کنی و و ......آسمان را همان‌طور که ادعا داری بر سر کفار فرو می‌ریزد به صورت قطعه‌قطعه بر سر ما فرو ریزی. موفق باشید
30338

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: خدا قوت. در مورد روایت زیر: امیرالمؤمنین (علیه السلام) كُنْ لِمَا لاَ تَرْجُو أَرْجَى مِنْكَ لِمَا تَرْجُو فَإِنَّ مُوسَى ع خَرَجَ يَقْتَبِسُ لِأَهْلِهِ نَاراً فَكَلَّمَهُ اَللَّهُ وَ رَجَعَ نَبِيّاً وَ خَرَجَتْ مَلِكَةُ سَبَإٍ فَأَسْلَمَتْ مَعَ سُلَيْمَانَ ع وَ خَرَجَتْ سَحَرَةُ فِرْعَوْنَ يَطْلُبُونَ اَلْعِزَّ لِفِرْعَوْنَ فَرَجَعُوا مُؤْمِنِينَ. در آنچه نااميدي، اميدوارتر باش از آنچه به آن اميد بسته اي؛ زيرا موسي عليه السلام رفت تا براي خانواده اش آتش بياورد، خدا با او سخن گفت و مقام پيامبري يافت و برگشت و ملكه سبا رفت و هنگام همراهي كردن او مسلماني اختيار كرد و جادوگران فرعون براي آن كه نزد او عزت يابند به مبارزه موسي عليه السلام رفتند ولي مومن بازگشتند. و روایات دیگر با همین مضمون از معصومین. یه کم میشه توضیح بدین، خوب متوجه‌اش نمیشم. یه کم هم احساس می‌کنم در تاریخی که خودمون باهاش روبرو هستیم این روایت شاید بهتر باهاش روبرو بشیم. در کل چندین‌بار باهاش روبرو شدم ولی گشودگی در مقابلم ندیدم. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. زیرا اگر انسان صادقانه عمل کند، در مسیر خود به اموری می‌رسد که در ابتدا گمان آن را هم نمی‌کرد. عمده با خود و با بقیه، صادق‌بودن است و از حق و حقیقت عدول‌نکردن. نتایج آن چه در امور فردی و چه در امور اجتماعی، در پیش خواهد بود. موفق باشید

28189

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام احترام خدمت استاد عزیزم و آرزوی طول عمر: احتراما مطالعه کتاب ادب خیال را تمام و در حال مطالعه ی کتاب هدف حیات زمینی انسان هستم و در راستای معارفی که از این کتاب ها تا کنون دستگیرم شده سوالاتی برایم پیش آمده است: ۱. در کتاب ادب خیال بیان نموده اید که قلب (همان بعدی از ما که دوست داشتن را با آن درک می‌کنیم) یک شعور همه جانبه دارد و قدرت دریافتش بالاتر از ساحاتی است که عقل درک می کند، اگر به صحنه بیاید بسیاری از نقیصه ها جبران می شود حال با استناد به این حقایق و هم چنین آنکه قلب همان فطرت ماست که به خوبیها گرایش دارد آیا می‌توانیم بگوئیم در مواقع تصمیم گیری و انتخاب بین دو یا چند موضوع موضوعی که ما به آن حس قلبی مثبت داریم و اگر آن موضوع را که انتخاب کردیم باعث شود که حال دلمان خوب شود آن موضوع، موضوع به حق تر و درست تری است نسبت به موضوعات مقابلش است؟ ۲. اگر استدلال ارائه شده در سوال اول پذیرفتنی و صحیح است پس اینکه بیان می‌شود تصمیم گیری احساسی امری غلط است به چه معناست؟ ۳. در کتاب هدف حیات زمینی نوشته اید که وزیدن الهام ملک به قلب مانند یک نسیم باعث ایجاد حس آرامش می‌شود ولی وسوسه ی شیطان باعث ایجاد احساس بد مانند استعلا و خشم و غیره می‌شود. آیا عکس این قضیه نیز صادق است یعنی ممکن است که وسوسه ی شیطان حس خوب بدهد و الهام ملک حس غذاب؟ اگر ممکن است در چه مواردی؟ ۴. بنا بر سوالات فوق می‌توان اینگونه نتیجه گیری کرد قلب ما بمشابه یک قطب نماست که همواره به سمت خیر و مقصد حقیقیمان جهت گیری می‌کند و اگر مطلبی در ذهن ما آمد و حس بدی ایجاد کرد یعنی آن مطلب برای ما شر است و اگر حس خوبی ایجاد کرد خیر است اگر هم توهم باشد و ما از دروغ بودن آن اطلاع نداشته باشیم با روبرو شدن با حقیقت تلخی آن را حس خواهیم کرد و فاصله می‌گیریم؟ ۵. می توانیم بطور کلی و به شکل یک قانون بگوییم که هنر ما در این زندگی زمینی آنست که همواره حالمان خوب باشد و در نشاط قلبی به سر ببریم و برای برآورده کردن این مهم عقل را به میدان می آوریم تا هر چه بیشتر حقایق را بیابد و قلب با آنها مرتبط گردد؟ ۶. مفهوم قلب مریض چیست و تفاوت آن با قلب سلیم در چیست؟ ۷. آیا مراقبه به بدین معناست که شخصی مبتدی نباید حرفی را بشنود و یا متنی را بخواند که حال او را بد بکند؟ ۸. حب دنیا به معنی آنست که دچار این توهم شویم که دلیل حال خوب و آٰرامش ما پول و ثروت است به عنوان مثال کسی که نیت اش از کارکردن و پول درآوردن و کسب ثروت و خریدن خانه ی برزگ و وسیع و اتومبیلی در خور تامین آسایش خودش و خانواده اش باشد حس لذت و حال خوب را از این هدف دنیایی تجربه خواهد کرد ولی شخصی که می‌خواهد با نیت استعلا و برتری جویی نسبت به دیگران و خود نمایی و خریدار پیدا کردن برای خودش به کسب ثروت بپردازد این شخص بجز حس عذاب و زجر کشیدن نتیجه ایی بدست نمی آورد و هرگز آن حس لذت و آرامشی که مطلوب اوست را درک نخواهد کرد. ۹. گرایش های غریزی مانند میل به خوردن و خوابیدن و جنس مخالف و هوس ها تماما از جانب جسم صادر می‌شود و محل ظهور آنها در قلب نیست و اینکه ما قلبا این گرایش های غریزی را دوست داریم برای حفظ بقای جسم دنیویست است و دلیل آنکه از پر خوری منع و به حفظ عفت در اسلام تاکید می‌شود آنست که جهت قلب خود را روی این امور پست متمرکز نکنیم و منبع دریافت حس خوب در ما امور غریزی نشود. ۱۰ در اعمال عبادی به عنوان مثال وقتی برای نماز صبح بیدار نمی‌شویم یا آنکه بیدار می‌شویم ولی اراده نمی کنیم از بستر برخیزیم به خاطر آنست که در مقابل هوس بدن نسبت به خواب (که خوابیدن هم ذاتا چیز بدی نیست) مغلوب شده ایم و دل به لذت خواب صبح سپرده ایم نه آنکه قلب ما نماز صبح را بد بداند و حس مثبتی نسبت به آن نداشته باشد. ۱۱. به عنوان مثالی دیگر شخصی که نماز می خواند تا در نظر دیگران مومن و با خدا جلوه کند این شخص مطابق با خاصیت قلب نباید حس لذت و حال خوبی را در نمازش تجربه کرده باشد چون خود نمایی از وساوس شیطان چشمه می‌گرد. ۱۲. در مسئله ی روزه گرفتن کسی که در قلبش نسبت به روزه گرفتن احساس بدی دارد این حس بد او نسبت به روزه تحت تاثیر خیالاتیست که از جانب شیطان به او القا شده است و در واقع در وهم خود گرفتار است وگرنه قلب ما داتا روزه گرفتن را دوست دارد. ۱۳. در زمینه ی خواستگاری و ازدواج نیز اینکه گفته می‌شود شخص مقابل باید به دل بنشیند و روی هم رفته انسان بدش نیاید به دلیل این است که محبت قلبی اولیه ای که بوجود می آید نشان از آن دارد که یک نحوه اتحاد فطری با طرف مقابلمان داریم و اگر در آن نگاه اول از آن شخص بدمان بیاید یعنی آن شخص قسمت ما نیست.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. مواظب باشید که خود را فریب ندهید. ۲. احساسِ صرف، کارساز نیست باید در نسبت با شریعت الهی آن احساس معنا شود. ۳. بعضاً آری! ولی در هر حال در عمق آن نوعی تکبر نهفته است. ۴. رویهمرفته نتیجه‌ی خوبی است. ۵. حرف خوبی است. ۶. در نظر به حق یا در نظر به خود. ۷. مراقبه در نسبت با خطورات است که باید مواظب بود وسوسه‌های دنیایی ما را متأثر نکند. ۸. بقیه‌ طلب‌تان باشد زیرا از جوابگویی به بقیه‌ی سؤالات رفقا باز می‌مانم. موفق باشید

26777

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد: ببخشید چند سوالی داشتم خدمتتان عرض می کنم: ۱. می خواستم در مورد توحید افعالی و قضا و قدر بپرسم: سوالاتی که بیشتر پرسیده شد بیشتر مورد بحث جبر و اختیار خود شخص بوده ولی من بعد اجتماعی آن را مدنظر دارم: فرض کنیم فرد الف از فرد ب میزانی پول قرض کرده و باید تا موئد مقرری بدهد و آن پول را هم داشته باشد حال اینکه بدهد یا ندهد برای فرد الف اختیاری است یعنی خدا به این فرد اجازه را داده که قرض را ادا کند ولی با اختیار خود ادا نمی کند و این پس ندادن پول به فرد ب. جبرا باعث مشکل مالی فرد ب می شود و عامل امتحان و ابتلا فرد ب است یعنی می خواهم بگوییم که تاثیر عمل اختیاری فرد الف بر فرد ب جبری است. ۱. در واقع خیلی از رفتار ها و تاثیرات دیگران بر ما جبری است و از اراده ما خارج ولی رفتار ما در پاسخ به دیگران اختیاری است؟ ۲. اگر یزید با اختیار خود شقی نمی شد و با اختیار خود دستور حمله را نمی داد خدا چطور از امام حسین (ع) امتحان می گرفت؟ آیا واقعه عاشورا رخ نمی داد؟ ۳. اعیان ثابته علم به سرانجام فرد یا استعداد بالقوه (که ممکنه نرسد) یا جبر است؟ ۴. مرگ و زندگی دست خداست حال اگر فردی دیگری را به قتل برساند مرگ آن شخص مطابق با قضا و قدر و علم خداوند (جبر) بوده ولی قاتل دارای اختیار بوده اگر بخواهیم از نگاه توحید افعالی به این موضوع بنگریم آیا درست است که بگوییم که خدا از روز ازل علم به این استعداد آدم کشی آن شخص دارد و باید شخص را در معرض امتحان قرار دهد تا آن استعداد را بروز بدهد و هم می داند که بروز می دهد بنابراین به نحوی آن دو فرد را کنار هم قرار داده تا هم قاتل استعداد آدم کشی خود را بروز دهد و هم مقتول طبق علم خدا مرگش فرا رسد؟ ۵. طبق فرمایش آیت الله بهجت همه ما ها شمر بالقوه ایم یعنی چه؟ ۶. من جایی خواندم یکی از اولیا گفته همه از آخر می ترسند ولی من از اول آیا این نشان از جبری بودن عاقبت نیست؟ ۷. من جایی شنیدم که گفتن امتحان برای نشان دان و بروز دادن سِر شخص است آیا این با آن هدف سازندگی و رشد امتحان تناقض ندارد؟ ۸. استعداد های بالقوه و ( سِر) ما در کجا شکل گرفت و آیا قابل تغییر هستند؟ استاد ببخشید مطالب زیاد و پراکنده شد. در پناه حق
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد باید چند بحث را جمع کرد. یکی تقدیراتی را که هر کس دارد و دیگر انسان در دلِ تقدیرات، اختیاراتش را شکل می‌دهد و سوم، بحث نظام احسن عالَم است که لازمه‌ی هر کدام از این مباحث، مطالعات طولانی نیاز دارد و در محدوده‌ی سؤال و جواب نمی‌گنجد. بد نیست از کتاب «عدل الهی» و انسان و سرنوشت از مرحوم شهید مطهری شروع فرمایید. موفق باشید

25795
متن پرسش
سلام بر استاد گرامی: دعای معروف برای تقویت حافظه داریم «سُبْحانَ مَنْ لا یَعْتَدی عَلی اَهْلِ مَمْلَکَتِهِ سُبْحانَ مَنْ لا یُاخِذُ اَهْلَ الاَرْضِ بِألْوانِ الْعَذابِ سُبْحانَ الرَّئُوفُ الرَّحیم اَللّهُمَّ اجْعَلْ لی فی قَلْبی نُوراً وَ بَصَراً وَ فَهْماً وَ عِلْماً اِنَّکَ عَلی کُلِ شَیءٍ قَدیر» این قسمت از دعا که می فرماید «اَللّهُمَّ اجْعَلْ لی فی قَلْبی نُوراً وَ بَصَراً وَ فَهْماً وَ عِلْماً اِنَّکَ عَلی کُلِ شَیءٍ قَدیر» را می شود توضیحی بفرمایید بخصوص تفاوت بَصَراً و فَهْماً (قلبی) را؟ با بصیرت چه چیزی را می توات درک کرد و با فهم چه چیز دیگری را؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: توضیح نمی‌خواهد! دعایی به این خوبی را کجا گیر می‌آورید؟ تا از خدا بخواهید نوری از گشودگی نسبت به حقایق هم در مرتبه‌ی قلب متجلی سازد تا حقایق را حسّ کند و هم آن گشودگی نسبت به آن‌چه دیدنی است برایت پیش آید و زیبا ببینی و هم در فهم‌ات به بهترین فهم برسی. فدای این دعا شوم که رسول خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» به برادرش یعنی مولایمان علی «علیه السلام» آموخت تا حقیقت در هیچ مرتبه‌ای از افق جان او پنهان نگردد. موفق باشید

24266

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام: جواب سوال ۲۳۴۰۰ را که پرسیده بودم پیدا نمی کنم. امکان ارسالش است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌طور جواب داده شد:  باسمه تعالی: سلام علیکم: در روش حوزوی پس از مدتی طرح کلی برای هدایت جامعه برای طلبه پیش می‌آید و به این شکل به جامعه کمک‌کردن بهتر از کمک‌های اقتصادی است.

23749

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی. سلام علیکم استاد: در حدیث کنز مخفی فرمودید که همدمی حق با خود را در یابیم در این همدمی ما چه هستیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ما محل ظهور آن گنج مخفی که خواست خود را معرفی کند هستیم. در این مورد خوب است جلسات مربوط به رابطه‌ی عبد و ربّ را استماع فرمایید. موفق باشید

22828

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: آیا حفظ قرآن در این زمان کار مفیدی است و از این حفظ باید چه انتظاری داشته باشیم؟ آیا امر دیگه ای هست که بگوییم از حفظ بالاتر است به جای اینکه وقت برای حفظ قرآن بگذاریم؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سعی بفرمایید ابتدا معارف مقدماتی را بیابید سپس به حفظ قرآن بپردازید. پیشنهاد ما مطالعه‌ی کتاب‌های «ده نکته در معرفت نفس» همراه با شرح صوتی آن و کتاب «مبانیِ نظری نبوت و امامت» است. کتاب‌ها بر روی سایت هست. موفق باشید

19892
متن پرسش
سلام استاد: در بحث حرکت جوهری تحلیل عقلی اینطوریه که وجود عرض، وابسته به وجود جوهره و وجود جوهر وابسته به مرتبه بالاتره و‌ همینطور میره تا برسه به واجب‌الوجود؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: با دقت در بحث حرکت جوهری ملاحظه خواهید کرد که در آن‌جا بحث تبدیل قوه به فعل مطرح است و نه آن‌که تبدیل موجودات به مطلق کمالات ممکنه. هر موجودی قوه‌ی خاص خود را دارد. موفق باشید

19142
متن پرسش
سلام استاد: اینکه می‌فرمایید نفس بعد از مرگ همه افکار و خیالات رو با خودش میاره، یعنی همه خیالات و افکار یا یه بخش خاصی؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خودش را با همه‌ی آن‌چه به عنوان ملکات دارد، یک‌جا حس می‌کند. موفق باشید

30875
متن پرسش
سلام علیکم و رحمت الله. طاعاتتون قبول. استاد جان در خصوص فایلی که از جناب ظریف منتشر شده، یکی از اعضای کمیسیون امنیت ملی که فرد هوشیاری هم هست این نظر رو داشت انتشار این فایل در موقعیت کنونی فقط یک علت داره و او اینه که گرا به آمریکا و اروپا داده بشه که اگر می‌خواهید جناحی در ایران رای بیاره که با شما سازگارتره و زاویه داره با دیدگاه‌های امثال شهید سلیمانی که قاعدتا منطبق با رهبری هستش، در مذاکرات فعلی کمی فتیله تحریمها رو موقتا پایین بکشید و توافق کنید (در داخل هم جریانات همراه با پایین آوردن قیمت دلار و...همراهی میکنن) تا مردم خصوصا قشر خاکستری تشویق و تهییج بشن که برای استمرار توافقات و کاهش تحریم‌ها و تنزل قیمت دلار و....به اصلاح طلبها رای بدهند بعد که انتخابات تموم شد دوباره همون آش و همون کاسه، در واقع مکانیسم تحریم‌ها طوری است که به این راحتی ها قابل برداشتن نیست. استاد جان! با شنیدن این تحلیل دود از سرم بلند شد اگر کسانی اینگونه باشن به واقع خائن هستن! اگر کسانی به خاطر اینکه از اریکه قدرت پایین نیان و اموی وار قدرت رو بخوان دست به دست کنن، حاضر بشن با سرنوشت یک کشور و مردمش بازی کنن. تا اینکه امروز در خبرها دیدم:
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچه هست، جریانی که آن مصاحبه را به هر بهانه‌ای ترتیب داده، پروژه بعدی آن، انتشار آن بوده. چه آقای ظریف خواسته باشند و چه نخواسته باشند. همچنان که عرض شد ما باید با نگاه پدیدارشناسانه به این جریان نظر کنیم تا مردم ما به این نتیجه برسند که برای ادامه انقلاب، این تفکر، ناتوان است بدون آن‌که خود را گرفتار دعوای حیدری و نعمتی بکنیم. موفق باشید      

29231
متن پرسش
سلام و عرض ادب: راستش استاد یه چالش بزرگ هست توی جامعه به اسم اینکه چراغی که به خونه رواست به مسجد حرومه و با این استدلال کمک های ایران به لبنان و سوریه و... رو محکوم میکنن! با دیدن فقر وحشتناک مردم سیستان بلوچستان بعد از سیل پارسال خود منم تعجب کردم که چطور اینها حداقل ترینهای زندگی رو هم ندارند. تا حالا جدای از توجیه اخلاقی مبنی بر کمک رسانی به نیازمندان در همه جای جهان که فاکتور اسلام هست توجیه مسلم سیاسی برای من سنگر سازی در سراسر مراکز مسلمان ها برای ایجاد ترس نسبت به دشمن بود و هست و نعمت خدا حتی میدونستم که پراکندگی مناطق تا لبنان و فلسطین دور هم هست و تهدید جدی برای دشمن هستند. ولی استاد چرا داخل کشور به این نحو هستش؟! میدونم فقیر همیشه هست و گاهی حتی شناخته نمیشن ولی منطقه فقیر نشین تعجبه!!! گاهی خودم رو مجاب می‌کنم که شخصیت و سبک زندگی بعضی مطابق آنچه هست که الان هستند همانطور که چه بسیار پولدارهایی که از فقرا سخت تر زندگی می‌کنند یا اینکه اسلام در موقع حرج پیشنهاد هجرت داده است و ماندن در شرایط سخت و تدبیر نکردن از رخوت خود افراد هست و گاهی حتی بیماری روحی و تعصب های قومیتی. اما استاد به استناد سخن امام علی (ع) که خودش را نزدیک آتش می‌برد و از آتش جهنم به خدا پناه می‌برد که چرا متوجه فقر اون زن نشده و به استناد اینکه شما خودتون میگید حقوق همه ی افراد به انسانیتش سر جای خود هست حتی کافر، آیا نباید فضای جامعه طوری باشد که تجمع فقر یکجا دیده نشود و حتی اگر خودشون باعث فقر خودشون هستند چون خلق خداوند هستند یارانه ی ثابت مردمی به سمت آنها سرازیر باشه تا اتهام از مسلمان و کشور مسلمان برداشته بشه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور که متوجه هستید روحیه‌ی اشرافی‌گری که متأسفانه در بعضی از مسئولان و مردم هست؛ آنچنان چشم‌شان را به مردم شهرهای بزرگ مشغول کرده که از یاد مردم آن دیارها رفته‌اند و البته هر اندازه انقلاب اسلامی از دست جریان‌های سیاسی اشرافی آزاد شود، انقلاب اسلامی بهتر می‌تواند وظیفه ی خود را نسبت به محرومین انجام دهد ولی نحوه‌ی توجه ما به لبنان و سوریه از جنس دیگری است. اتفاقاً در همین راستاست که معنای حضور جهانی و منطقه‌ای ایران شکل می‌گیرد تا ما به عنوان یک ایران بمانیم و اسیر برنامه‌های جهان استکباری نشویم. تازه در آن شرایط است که می‌توانیم برای مردم خود تصمیم بگیریم و لذا اگر کوتاه بیاییم و حضور خود در منطقه را فراموش کنیم، دشمنانند که برای ما تصمیم خواهند گرفت و مناطق فقیرنشین ما صد چندان می‌شود. موفق باشید     

29156

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد خوبم: پیرو سوال 29146 اگر بدونم وظیفه ام گذشته میتونم بیاری خدا از دلم بیرون کنم. ولی استاد هر بار همین کار رو کردم و بی اهمیت ازش عبور کردم ولی اینبار که انگ تو سری خور بهم زدند احساس می‌کنم از گذشت های من سوء استفاده شده. انگار نباید اینطور راحت چشمم رو از خطاهاشون می‌بستم. استاد واقعا هم خطاهاشون به دلم نمیموند و عبور می‌کردم اشتباه من چی بوده؟ آخه اگه الانم بدون اینکه هیچی بگم مثل قبل با روی خوش رفتار کنم باز به خودشون جرات میدن چیز بهم بگن. رفتار درست چیه؟ استاد یه مدته بلحاظ معنوی بشدت افت کردم. مخصوصا بعد از تولد فرزند جدیدم. دعام کنین
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است به آخرین جلسه‌ی بحث روز دوشنبه تحت عنوان «حُسن خلق و وسعت روح انسانی» به آدرس ذیل رجوع فرمایید. موفق باشید  

http://lobolmizan.ir/sound/1304#7986

27847

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم و رحمة الله: چگونه باید خودمون رو از قبل برای بهره بردن لازم از لیلة القدر آماده کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب است که در این رابطه به بحث «معنای شب قدر» که در کانال مطالب ویژه است، رجوع فرمایید. موفق باشید

27549
متن پرسش
سلام علیکم: در پرسش ۲۷۵۳۲ که خدمتتان ارسال کردم، قصد اینجانب هم رد و انکار تمام قد و برخورد کلامی که مثلا طرف مقابل را ساکت کنم نبود و واقعا چنین نیتی نداشتم. بر اساس مبانی مطالعاتی خود حضرتعالی که الحمدلله سالهاست از آن بهره مندم و بحثهایی که خودم بشخصه دنبال کردم نکاتی را عرض کردم. و گرنه باید متفکر را در روح تاریخی که طلوع کرد شناخت و بررسی کرد و اینکه در غرب چه می‌گذشت که اینان ظهور و طلوع کرده اند. بحث من بیشتر ناظر به این بود که دغدغه خود شما هم فکر می‌کنم در سالهای اخیر بوده که حکمت اسلامی و اندیشه امام در مواجهه با اندیشه مدرن پویایی بهتری دارد و اینکه ما بصورت تمدنی جایگاه خود را بهتر می فهمیم که متاسفانه توسعه گرایان و روشنفکران دینی و حتی برخی افراد دوستدار انقلاب هم از این جایگاه نگاه می‌کنند و متوجه تعالی حکمت انقلابی و اسلامی نیستند و حتی نمی‌توانند بصورت ماهواره ای و کلان این دو را کنار هم ببینند. و گرنه بحث من ابدا برخورد تحزبی و ایدئولوژیک منفی نبود و البته باید این را دانست ما بعنوان مسلمان شیعه انقلابی داریم غرب را تحلیل می‌کنیم و از زاویه دین مبین و حکمت انقلاب و اندیشه امام می بینیم و می‌گوییم مدرنیته باعث شد انحرافی معرفتی و تمدنی حتی در تصرف تنکولوژی صورت گیرد ولی بشر غربی در مختصات زمانی کنونی و دوران مدرن قطعا زاویه دیدش مثل ما مسلمین دوستدار انقلاب نیست و باید از خود غرب هم به غرب نگریست. عرض اینجانب هم معطوف به این بود و گرنه قصدم برخورد ایدئولوژیک ردی و جدالی نبود و دغدغه خویش را بیان کردم خدمت شما استاد عزیز و بزرگوار.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده با توجه به آمادگیِ شما خواستم آن زاوایه‌ی دید، مورد غفلت قرار نگیرد وگرنه صوتی را که معرفی کردم بسیار نزدیک بود به نگاه انتقادیِ شما نسبت به نقش تفکر کانت در تاریخ مدرن. موفق باشید

26361

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: جناب استاد بنده یه مدت گناه کبیره را ترک می کنم و اصلا سراغ گناه کبیره نمی روم، اما یکدفعه مرتکب گناه کبیره می شوم و تمام ساخته هایم را با آن گناه خراب می کنم و عذاب وجدان می گیرم، و بعد دوباره یه مدت گناه کبیره نمی کنم و دوباره یکدفعه دچار گناه کبیره می شوم و همه سعی و تلاش و مراقبتم از بین می رود، این حال و روز من است، لطفا بفرمایید بنده برای اینکه دیگر هیچ وقت گناه کبیره نکنم چکار کنم، آیا ذکری هست، چه کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌که نور «توبه» به سراغ‌تان می‌آید خوب است. با رعایت تقوا و مشغول‌شدن به معارف الهی، مشکل حل می‌شود. توصیه‌ی بنده مطالعه‌ی کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» است که بر روی سایت می‌باشد. موفق باشید

نمایش چاپی