بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
26416

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و احترام: استاد بزرگوار می خواستم با شما در زمینه انتخاب رشته ارشد مشورت نمایم. بنده در رشته معارف تحصیل کرده ام. می خواستم ببینم برای ادامه تحصیل رشته روان شناسی بهتر است یا دین شناسی و با کدام رشته بیشتر می شود مفید بود؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بستگی به ذوق خودتان دارد. امروز در روان‌شناسی هم گرایش‌هایی به سوی فلسفه‌ی هایدگر پیش آمده است و از این جهت بعضی از روان‌شناسان قدم‌‌های خوبی برداشته‌اند. در ضمن بد نیست به فلسفه‌ی اسلامی هم فکر کنید. موفق باشید

24746
متن پرسش
بسمه تعالی با سلام خدمت استاد طاهرزاده: من به مدت سه سال است که در کشور آلمان زندگی می کنم. و تمام کتاب های معرفت نفس جنابعالی رو مطالعه کردم همچنین در زمینه های دشمن شناسی، فراماسونری، روانشناسی و اخلاقی دینی هم مطالعاتی داشتم ولی پاسخ خود را نیافتم. چطور ما مسلمانان با تمام ریاضتهای درست دینی و داشتن الگوهای شخصیتی برتر مثل حضرت محمد و اهل بیت باید درست برسیم به نقطه ایی که یک شخص بی دین که حتی به وجود خدا هیچ باوری ندارد و چه بسا که به سبک حیوانی زندگی می کند. نقطه ایی مثل کریم مطلق یا بخشنده یا رحیم یا صابر و یا خلق نیکو؟ به طور مثل حضرت محمد می بخشید بدون هیچ توقعی که این نعمت رو من بسیار در رفتار آنها می بینم. البته باید بگم که من در اینجا فقط اشاره به ویژگی های خوب آنها کردم. سوال من کاملا از دید اجتماعی و معرفتی می باشد. ممنون می شوم اگر علاوه بر پاسختون یک کتابی در راستای فهم درک سوالم معرفی کنید. در صورت امکان لطفا از طریق ایمیل پاسخ دهید. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در این است که اگر انسان‌های روی زمین بخواهند بهترین بودن در ابعاد مادی و معنوی و ظاهری و باطنی را دارا شوند، اسلام به طور کامل در مقایسه با سایر ادیان چنین امکانی را در اختیار آن‌ها می‌گذارد و این مربوط می‌شود به این‌که خود انسان چنین طلبی را داشته باشد وگرنه اگر بخواهد یک شخصیت معمولی که نهایتاً در دنیا انسانِ وارسته‌ای باشد را برای خود شکل دهد، چه تفاوت می‌کند که مسلمان باشد و یا مسیحی و یهودی و یا حتی لائیک. موفق باشید  

24634
متن پرسش
سلام خدمت استاد بزرگوار: طلبه ی سطح ۲ هستم که تازه ازدواج کرده ام و اکنون دوره ی نامزدی ام است. خیلی علاقه به درس و بحث دارم و از زندگی های عادی و بدون پیشرفت و نو اندیشی بیزارم اما همسرم مثل من فکر نمی کند و بیشتر به لذت های زندگی مادی می پردازد. البته اندکی هم تمایل به درس دارد اما نه به صورت جدی شاید آن هم از سر همراهی با من باشد. راضی شده به حوزه برود اما متاسفانه نمونه های از حوزوی های غیر مقید را دیده و الان نگران شده که مبادا خودش هم مثل آنها شود. حقیقتا من هم از این جهت نگران هستم. چند سوال در این زمینه داشتم ۱. آیا نگرانی ما به جاست؟ ۲. راهکاری وجود ندارد که با رفتن به حوزه این مشکلات پیش نیاید؟ ۳. دوست دارم زندگی مان و رفتارمان بر اساس روایات و فرمایشات اهل بیت علیهم السلام باشد و برای هر یک از رفتارمان دلیل علمی یا روایی داشته باشیم چه توصیه ای می فرمایید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این موارد، مواردی نیست که امثال بنده با سوال جواب در سایت بتوانیم جواب دهیم. باید با کسی که طرفین را می‌شناسد موضوع را در میان بگذارید. موفق باشید

24625

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت شما استاد بزرگوار: نظر شما در مورد کتاب دو جلدی «فروغ معرفت در اسرار خلافت و ولایت» (شرح کتاب مصباح الهدایه امام خمینی) نوشته استاد یزدان پناه چيست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتابی خوب و ارزشمند است. موفق باشید

24544
متن پرسش
با سلام: استاد تسلیت عرض می کنم و برایتان از حضرت حق صبری جمیل خواستارم. استاد نحوه‌ی مواجهه با افراد مختلف در مقام تلنگر چگونه باید باشد؟ چه افرادی پذیرش اسم ارحم الراحمین را دارند، چه افرادی شدیدالعقاب و... آیا فهم این مطلب متوقف بر فهم دقیق معرفت نفس و اسماء الهی‌ست؟ لطفا برای دستیابی به این مهم بنده رو راهنمایی بفرمایید. تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم اُنس و تدبّر در قرآن در این مورد راه‌گشاست تا حضرت حق از طریق انسان آن‌چه را می‌خواهد اظهار نماید زیرا تنها حضرت حق نافذ است و باید در هر حال پروردگار عالمیان را به میان آورد. آری! معرفت نفس جهت تدبّر در قرآن مقدمه‌ی خوبی است. موفق باشید

24515
متن پرسش
باسمه تعالی. سلام علیکم: عرض تسلیت دارم محضر حضرتعالی در پی رحلت فرزند گرامیتان خداوند صبر جزیل به شما و خانواده محترمتان عنایت کند. جسارتم را ببخشید. شاید جوابتان در این مرحله معرفت جدیدی از خداوند به روی ما بگشاید. حضرت امام خمینی امتحان از دست دادن فرزند رو داشتند از آن طرف مقام معظم رهبری امتحان فرزند رو نه اما امتحان غربت حتی در بین مذهبیون و انقلابیون و جانبازی رو داشتند. و انواع امتحانات از دیگر علما با اقسام مختلف اتفاق افتاده است. اما چگونه است که شما هم با جسم! آسیب دیده از کودکی امتحان شده اید هم با فقر! هم با فرزند!. به نظر می آید نعوذ بالله امتحان منصفانه ای نیست! والله اعلم؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فدای حضرت ربّ العالمین بشوم که «در بلا هم می‌چشم الطاف او / مات اویم مات اویم مات او» مگر می‌شود از طرف حضرت رحمان، جز رحمت به ظهور آید؟!! درست است که عاطفه، خلأ فرزند را نمی‌پذیرد و حق هم دارد؛ ولی قلب در استقرارِ توحیدی خود چیزِ دیگری می‌بیند. موفق باشید

24476

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: در موضوع رابطه نفس با بدن بنده معتقدم این رابطه چون از عالم امر ایجاد شده و نشانه قدرت الهی می‌باشد و قدرت الهی چون مطلق است و هر چه اراده کند می شود پس چه نفس و بدن دوگانه باشند و چه متحد در هر حال دست قدرت الهی این ارتباط را اراده کرده و معقول نیست وقتی انسان محدود نمی‌تواند خدای نامحدود را در تمام صفات ذاتی و... درک کند تلاش کند برای توجیه، ما می توانیم بفهمیم که قدرت و اراده خالق لایتناهی باعث این ارتباط هست و همانگونه که معجزه که امری خارق‌العاده هست که نشان قدرت و اراده باریتعالی است و با عقل دودوتا چهارتا نمی شود آن را توجیه کرد مانند معجزه تبدیل شدن عصای حضرت موسی به اژدها، عصای جماد مادی تبدیل می شود به موجود زنده دارای نفس حیوانی به اسم اژدها یا هر اسم دیگر، تنها با قدرت الهی این امر محیرالعقول امکان پذیر هست که عصای ماده جامد طوری از نظر وجودی شدید شود و یا تغییر موجودیت دهد که تبدیل به موجودی با نفس حیوانی شود که از نظر سنخیت هم به هم ربطی ندارند، پس قدرت الهی چرا و چگونه ندارد، پس باید تسلیم محض بود و بی چون و چرا پذیرفت، و ارتباط نفس و بدن را همانند نوعی معجزه روزمره و همیشگی و شاید ابدی چون در آخرت هم نفس بدن دارد البته از جنس اخروی که تحت اراده و قدرت خداست دانست، در ضمن شاید در آینده شخصی بیاید که در فلسفه ابداعاتی انجام دهد که نظرات حکمت متعالیه هم همچون نظرات ابن سینا که توسط ملاصدرا زیر سوال رفت توسط آن ابداع کننده زیر سوال برود و جای حکمت متعالیه را بگیرد. موفق باشید
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: همه‌ی مومنین همین اعتقاد را دارا هستند. می‌ماند که چون معتقدیم خداوند در نظام علت و معلول‌ها اراده‌ی خود را اعمال می‌کند، انسان‌ها تلاش می‌نمایند عقلِ خود را جهت فهمِ مسیر آن اراده‌ها رشد دهند و این به معنای معرفتِ به نظام الهی است. موفق باشید

24463

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: ببخشید من یه سوال فرستادم به شماره ۲۴۴۴۱ که پاسخ اون در سایت نیست اما پاسخ سوالات ۲۴۴۴۸ و ۲۴۴۴۹ که شماره های بعد از منه هست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌طور جواب داده‌شد.

۲۴۴۴۱. باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم همین‌که فضا را برای او فضای دینی قرار داده‌اید و رفت و آمد او را در بین افراد دینی مدیریت نموده‌اید و بزرگان دین را برایش برجسته کرده‌اید؛ إن‌شاءاللّه در عمل، مسیرش را همان مسیر دین انتخاب می‌کند. موفق باشید

24319
متن پرسش
استاد سلام: هر ادراک حسی برای نفس همزمان دو کاشفیت دارد یکی کاشفیت عالم خارج و دیگری خود ادراک، مثلا با ادراک دیدن شیئ همزمان هم دیدن شی و هم مستقل بودن شئ از نفس برای نفس روشن و بدیهیست، اما در به اصطلاح خطای حس که در اصل خطای تحلیل ذهن یا نفس در موقع ادراک حسی آن شی می‌باشد باز هم دو کاشفیت برای نفس هست که کاشفیت عالم خارج و ادراک خطا یا همان تحلیل خطا، که در هر دو مرتبه ای که یکی بدون خطای حس و دیگری با خطای حس می‌باشد تنها امر بدیهی که خطا ناپذیر و روشن بود کاشفیت عالم خارج بود که در هر دو مرتبه آن کاشفیت عالم خارج بدیهی و بدون خطا هست، حال سوال بنده این هست که خطای تحلیل و یا خطای حس که ربطی به ادراک خارجیت شئ ندارد چیست؟ و این خطای تحلیل یا حس خطای درک ماهیت شئ است؟ چگونه می توان توجیه کرد؟ آیا می توان گفت خطای تحلیل و حس بر می گردد به درک ماهیت شئ اما بدیهی بودن و خطا ناپذیری ادراک خارجیت شئ و مستقل از ذهن بودن شئ برمی گردد به وجود شئ فارق از ماهیت آن؟ لطفا بفرمایید تحلیل بنده درست است؟ اگر نیاز به تصحیح دارد تصحیح نمایید. متشکرم
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: در خطا، انسان در حکم و تحلیل خطا می‌کند و در درک خطا، با توجه به شواهدی که عقل می‌شناسد متوجه می‌شویم در حکم خطا کرده‌ایم. مثل آن‌که حسّ، چیزی را از دور دست در بیابان حس می‌کند که اگر آب بود،‌ این‌چنین بود ولی انسان متوجه می‌شود شواهدی در اطراف قضیه هست که حکایت از آن دارد که نمی‌شود در آن‌جا آب باشد. بنا بر این، در حسّ، خطایی صورت نگرفته‌است زیرا اگر در آن‌جا آب بود نیز حسّ همین را می‌فهیمد که وقتی سراب است می‌فهمد؛ عمده حکمی است که پیش می‌آید که انسان گمان می‌کند داده‌ی حسّ برایش کافی است ولی شواهد عقلی دیگری متذکر او می‌شود که نمی‌تواند این حکم درست باشد. موفق باشید

24101

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: جناب استاد در جواب سوال ۲۴۰۹۷ فرمودید: هر علم حصولی مسبوق به علم حضوری هست لطفا براین بنده باز کنید این هر علم حصولی مسبوق به علم حضوری هست یعنی چه؟ لطفا توضیح بفرمایید، ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این مطلب را باید در کتاب‌های فلسفی مثل «بدایة الحکمه» در قسمت «علم» دنبال بفرمایید. جمله‌ی مذکور همین‌قدر کمک می‌کند که بتوانید مطلب را دنبال کنید. موفق باشید

23229
متن پرسش
سلام استاد عزیز: ببخشید در مورد اینکه به دل آدم معمولی گاهی چیزهایی می‌افتد سوالی داشتم. من ابتدا توجهی نمی‌کردم و اهمیت نمی‌دادم. بعد از مدتی به تجربه حدس زدم گاهی در امور خیلی ساده و جزیی چیزی که به دلم افتاده نکته ای درش بوده. ملاک سابقه با شرع و مخالفت با هوی را در کتاب اهمیت حیات زمینی مطالعه کرده ام اما مشکلم باقی است که آنچه به ذهن یا دلم میوفتد واقعا حاوی نکته ای است یا نه. در امور جزیی و ظاهراً علی السویه. مثلاً گاه حتی برای خرید چیزی مثل پنیر به ذهنم آمده الان خرید نکنم بعداً خرید کنم. نمی دانم اصلا این مهم است که به این توجه بکنم یا نه ضمن اینکه ملاک‌هایی که فرمودید در موارد اینجوری تقریبا صامت است. سوالم این است که چطور می توان فهمید آنچه به ذهن افتاده حاوی نکته ای است یا خواطر پراکنده و بی مبنا. با تشکر از حوصله و وقتی که از شما می گیریم. التماس دعا از استاد
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاک صحت و عدم صحتِ خطورات، مطابقت آن‌ها با عقل و شرع است، وگرنه نباید آن‌ها را پیروی نمود. زیرا اگر به آن‌ها میدان دهید شیطان از طریق قوه‌ی واهمه، عَنان امورات شما را در برمی‌گیرد. موفق باشید

30967

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: استاد من دائما از درون در رنج و عذابم‌. دائما به خدا میگم خدایا منو ببخش. هر روز گناهان و خطاهایی که در گذشته انجام دادم بی اختیار یادم میاد. من بارها و بارها به خاطر هر کدومش توبه کردم ولی باز یادم میاد و استغفار می‌کنم. اما چند وقت بعد دوباره یادم میاد و ناراحت میشم از اون گناه یا خطا. حتی برای بعضی گناهان قبل سن تکلیف هم رد مظالم دادم و بعدا فهمیدم که دوباره رد مظالم پرداخت کردم ولی از جلوی چشمم نمیره کنار. استاد این یادآوری دائمی علتش چیه؟ من میگم با خودم مگم میشه خدا بعد این همه توبه نبخشیده باشه ولی باز یادم میاد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌اید این دیگر وسوسه‌ شیطان است و باید توجه نکرد. زیرا حضرت حق توّاب هستند و توبه بنده را می‌بخشند و باز آن گناه را مدّنظرآوردن که ممکن است نبخشیده باشد، به گفته خواجه عبدالله انصاری این نوعی جفاکاری به خداوند است. موفق باشید

30907
متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: اینکه در شب قدر روح و ملائکه جان را در برمی‌گیرند، ۱. آیا این موضوع در هر سه شب از شب های ۱۹ و ۲۱و ۲۳ اتفاق می افتد؟ ۲. اگر فقط یک شب است پس در شب های دیگر چه اتفاقی می افتد؟ ۳. اینکه پیامبر با نزول فرشتگان در شب قدر متوجه شب قدر می شدند، آیا ممکن است که برای افراد متفاوت باشد؟ مثلا در ماه رمضان امسال برای علامه حسن زاده یک شب بوده باشد و برای عالمی دیگر شبی دیگر بوده باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:  هر شب، زمینه می‌شود برای حضور بیشتر فرشتگان در جان انسان‌ها و هرکس به اندازه بهره‌ای که از انسانیت برده است و به انسان کامل نزدیک باشد، از برکات شب قدر که مخصوص امام زمان «عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» است بهره می‌برد. موفق باشید

30848
متن پرسش
هرکس کلید شکوه به دست زبان نداد مانا به دزد، خانه خود را نشان نداد پرپر شدم که در هنرستان لاله ها برگی به ارغوان شدنم، باغبان نداد رویش سیاه باد در این فصل انتخاب هرکس برای لاله شدن، امتحان نداد یارب چه حکمت است که توفان اشک و آه گهواره شهادت ما را تکان نداد در آرزوی شهادت، امید من صدبار چون ستاره، سحر مرد و جان نداد در این شب های ماه مبارک برای من هم دعا کنید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دعا می‌کنم با بسطِ وجود خود، هم‌اکنون جاودانگی خود را احساس کنید و در بستر احساس جاودانگی خود، انتخاب‌های جاودانه‌ای داشته باشید. زیباترین زندگی و نحوه‌ «وجود»، در اکنونِ خود بودن است ولی اکنونی که ماورای گذشته و آینده در بیکرانه وجود، خود را حسّ کند. به این امید هستم که ما در شب‌های قدر تا این‌جاها راه‌های یافتنِ اکنون خود را در مقابل خود بیابیم و این دیگر درکِ امر خاصی نیست، بلکه درک وجودِ بیکرانه خودمان می‌باشد. و در همین رابطه به پیامبر خود «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» تذکر می‌دهد در شب قدر به دنبال امر خاصی نباشد، زیرا فرشتگان و روح که جان را فرا می‌گیرند و هویت انسان را ملکوتی می‌کنند، سراغ انسان می‌آیند. در آن صورت کلید شکوه ای نمی ماند تا انسان نشانی خانه خود را به دزد بدهد. موفق باشید            

29810

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
عنوان: رقص سماع با سلام: استاد رقص سماع حقیقتا آگاهی معنوی می دهد و جان افزا است؟ یا اینکه سفری توهمی است؟ اینکه مولانا ۳۶ ساعت چرخید درست است؟ آیا در عرفان اسلامی سماع جایی دارد؟ جلساتی که بعضا در کلیپ ها دیده می شود و زن و مرد می چرخند و می گویند ما از مرحله شریعت رها شده ایم! لطفا راهنمایی بفرمائید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم نحوه‌ای خاص از حضور بوده که در آن تاریخ در حدّ شخصیت‌هایی مثل جناب مولوی می‌توانستند ورود کنند. ولی این اداهایی که این روزها با عرفان‌بازی‌ها در می‌آورند، خودشان را از درک اصیل حقیقت عقب می‌اندازند. موفق باشید

28500

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: خدا بهتون سلامتی و طول عمر با عزت عطا کند: ببخشید وقتتون رو می‌گیرم. سوالی داشتم. کسی که در مسیر تهذیب نفس باشه. آیا نگاه کردن به تلویزیون و ماهواره. و فیلمهای ترکی هندی و کارتون آیا اشکالی داره؟ نمی‌خواهم بهانه بیارم ولی واقعا تو خونه هرچی مخالفت کردم با نصب ماهواره متاسفانه کسی قبول نکرد وقتی هم که فیلمی می‌داد و جدا از بقیه می‌نشستم تو اتاقی و کتاب می‌خواندم با ناراحتی همسرم مواجه شدم و چند بار بحثمون شد انتظار داره موقع نگاه کردن فیلم کنارش باشم که بیشتر فیلمهای جنگی نگاه میکنه اما پسرم خیلی پا فیلم میشینه همه رو تعقیب میکنه صدا تلویزیون هم زیاده و گاهی وقتها واقعا آشفته میشم چند بار تذکر دادم حالا خودم هم گاهی تعقیب می‌کنم و ترغیب میشم. اما بعدش واقعا ناراحت میشم. وقتی میگم دیدن این فیلم‌ها عمر هدر کردنه وقت تلف کردنه قبول نمیکنن. جواب شما برام خیلی مهمه. و عمل می‌کنم. ان‌شاءالله
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: علاوه بر این‌که آن صحنه‌ها خیال انسان را بازی می‌دهد و راهِ رجوع به کمالات را می‌بندد، آثار منفی آن عملاً زندگی را از هم می‌پاشد. شما سعی کنید به هیچ وجه همراهی نکنید، زیرا نه وظیفه‌ی مرد است این موارد را به زن تحمیل کند و نه وظیفه‌ی زن است که در این موارد از مرد تبعیت کند. موفق باشید

28029
متن پرسش
سلام و درود: در صفحه اینستاگرامم عکس کتاب سلوک ذیل شخصیت امام حضرتعالی را گذاشتم و متنی را زیر آن به هدیه گذاشتم و آن متن چنین است: « سحر ز هاتف غیبم رسید مژده به گوش که دور شاه شجاع است، می دلیر بنوش ... من _ یک بچه‌ی یک لاقبایی که هشتش گروه نه‌ش بود _ که خمینی نمی‌شناخت؛ یعنی نه اینکه نشناسم، بله! به قدر تصاویر جعبه جادویی آن‌هم در ایام رحلت یا دهه فجر می‌شناختم، و می‌فهمیدم او یک رهبری بود که شاه را بیرون کرد و حکومت را سرنگون و همین. اما خمینی که اصلن شناختنی نبود _ که عشق آمدنی بود نه آموختنی _ بل دیدنی بود دیدنی، یعنی #طاهرزاده دستمان را گرفت و برد به دیدار امام. آن هم نه دیداری در حسینیه جماران و از جنس صورت بلکه دیداری از جنس عقل در عالم قلب، دیداری از جنس سلوک و‌ سلوکی از جنس عالم خدای خمینی و بسیجی‌هایش. خدایی که مدت‌ها بود گم شده و هر که سرش به تنش زار نمی‌زد همچون نیاز به هوا برای نفس کشیدن انتظارش را می‌کشیدند. همان خدای پریروز و پس‌فردا و این چنین بود که #سلوک_ذیل_شخصیت_امام_خمینی شکل گرفت و ما را از نو متولد کرد و حیاتی دوباره بخشید. السلام علیک یا روح الله. السلام علیک یوم ولد و یوم یموت و یوم یبعث حیا»
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: امید است سلوک ذیل شخصیت إشراقیِ حضرت روح اللّه «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» راهی باشد که در آن راه بتوانیم با عطایایی روبه‌رو شویم که هرگز با فکر به دست نمی‌آید و تنها باید خود را در معرض آن قرار داد. آری! در معرض «جمالی» که «جلال» الهی را نمایان می‌کند. امام خمینی؛ «جمالی» که «جلال» الهی را نمایان می‌کند البته غزلی را که متذکر شده اید حقیقتا مصداق عالی آن حضرت امام می باشد امید است بتوانم در این رابطه عرایضی داشته باشم. موفق باشید

27765

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد گرانقدر سلام علیکم: متاسفانه بخش قابل توجهی از جوانان و نوجوانان ما در محیط خانواده و اجتماع در معرض اطلاعات و مفاهیم غلط بوده اند و تربیت غیردینی داشته اند. فارغ از اینکه مقصر را چه کسانی بدانیم نسبت اینها با کسانی که با اصول مذهبی و تربیت دینی مواجه بوده و توانسته اند به بخشی از حقیقت دست پپدا کنند، طعم مناجات را بچشند، عشق ورزی با نادیده ها را بیاموزند و راهی برای وصال خود بجویند چگونه است؟ شاید بتوانیم این وضعیت را با شرح عدالت خداوند در موضوع انسانهای سالم به لحاظ جسمی و کسانی که ناقص به دنیا آمده اند تشبیه کنیم ولی طالبم از شما بشنوم که تکلیف این ها چه می شود؟ آیا گناهشان و پیروی از هواهای نفسانی شان با دسته دوم به یک ترازو سنجیده می شود؟ و تا حضرت صاحبمان تشریف نیاورده اند و عقول شکوفا نشده جایگاه اینها کجاست؟ متشکرم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به گفته‌ی مرحوم آیت اللّه حائری شیرازی، آن حکیم فرزانه: «هرکه داناتر است، مسئول‌تر است». با این‌همه از آن جهت که خداوند «هادی» است حتماً همه‌ی افراد به نحوی در زندگی خود در معرض هدایت قرار می‌گیرند. موفق باشید

27438
متن پرسش
سلام خدمت استاد گرامی: لطفا راجع به ذکر «سبوحٌ قدوسٌ رب الملائکة و روح» که بعد از نماز شب در سجده وارد شده شرحی بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در آن فضا نظر به حضرت محبوب از آن جهت که بس متعالی و پاک است و در تجلی فرشتگان و روح که اعظم فرشتگان است بر انسان، اوست که ربوبیت می‌کند؛ و لذا انسان در آن موقعیت، احوالات خوب خود را به آغازِ آغازها معطوف می‌دارد. موفق باشید  

25824

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در بحث عرفان جایی فرمودید جبر آن است که انسان تصور کمالی را بکند و نتواند به آن کمال برسد و مانع وجود داشته باشد، حال بنده تصور رسیدن به مقام پیامبر (ص) را می کنم که عملا محال است و نمی توان بدان دست یافت همانگونه که حضرت علی (ع) فرمودند شما نمی توانید مثل ما باشید. بنا بر این جبر اتفاق افتاد لطفا توضیح دهید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تصور کمالی که بناست خودِ ما اراده کنیم تا به آن برسیم، غیر از کمالی است که از مواهب الهی و به اراده‌ی ما انجام نمی‌شود. حوزه‌ی جبر و اختیار در مورد اول معنا دارد. موفق باشید

25396
متن پرسش
سلام و عرض ادب استاد بزرگوار: استاد بنده چند تا سوال از کتاب ادب خیال، عقل و قلب داشتم خدمتتون، در بخشی از این کتاب آیا شما غصه نمی خورید برای این جوانهایی که افق زندگی شان این است که می گویند: کار پیدا نمی شود، حالا ما چه کار کنیم؟ استاد یعنی جوانی که بیکار هستش و از زندگی دنیایی خودش از جمله ازدواج محروم یا عقب افتاده غصه نخوره؟ کار و درآمد مگر وسیله گذران زندگی نیست؟ ممنون میشم راهنمایی بفرمایید. سوال دیگه هم اینکه فرمودین: آدم باید اول جنبه نشاط و انس با غیب را در خودش ایجاد کند، و این مرحله با خیال ممکن است، استاد میشه مصداقی و عملی بفرمایید که چه جوری انس با غیب از طریق خیال ممکن میشه؟ کاش استاد اگر مجالش رو داشتین مباحث این کتاب ارزشمند رو هم شرح می فرمودین تا ابهامات برطرف می شد، کتابی نیست که بشه راحت ازش گذشت، میتونه جواب خیلی از مشکلات و مجهولات زندگی ما باشه. ببخشید استاد طولانی شد، ممنون از صبر و توجه شما بزرگوار
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. باید به تقدیری که حضرت ربّ العالمین برای ما فراهم کرده‌اند فکر کنیم و این، کاری بسیار حساس و مهمی است و بسیاری از مشکلاتی که ما برای خود ایجاد کرده‌ایم در إزایِ غفلت از مقدّرات‌مان می‌باشد. ۲. در مورد مباحث خیال، عرایضی شده است به کانال  @esharat  رجوع فرمایید. موفق باشید

24759

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام ببخشید: در توقیع امام زمان (عج) اومده خمس در زمان غیبت مباحه، چرا الان پرداخت خمس واجبه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فقها در جمع‌بندی که نسبت به روایات دارند و خاص و عام‌کردنِ روایات با ادله‌ی قابل قبول به این نتیجه رسیده‌اند که ملاحظه می‌فرمایید. حتی حضرت امام در کتاب «کشف‌الأسرار» با ادله‌ی کافی این امر را روشن می‌کنند که چرا باید خمس و سهم امام در زمان غیبت داده شود و حوزه‌های علمیه برای حفظ اسلام در این امر پایدار بماند. موفق باشید

24751
متن پرسش
استاد گرامی سلام: ما چگونه مفهوم عدم مطلق را درک می کنیم، ما هرچه را که درک می کنیم وجود است چگونه عدم مطلق را که هیچ نیست درک می کنیم؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مفهوم عدم مطلق را از مفهوم «وجود» می‌توان انتزاع کرد بدین معنا که با روبه‌روشدن با وجودِ چیزی، عدمِ آن تصور می‌شود و سپس محدودیت‌هایی که نسبت به عدم آن چیز در ذهن پیش می‌اید را از آن منتفی می‌کنیم و عملاً مفهوم عدم مطلق را ذهن، برای خود با نفیِ زوائد و نسبت‌ها ابداع می‌کند. موفق باشید

24465

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض ادب استاد گرانقدر: بنده پُرم از علاقه به مطالعه و کار های مفیدی که بارها و بارها برای خودم برنامه اش را چیده ام. در انبوهی از خواسته ها و آرزوی کارهایی هستم که همگی برایم شدنی و ممکن هست ولی به شدت تنبلی به انجام و عمل دارم. بفرمایید چه عزمی کنم و چطور گرد غفلت و کسالت را از خود دور سازم و به چه عملی دست زنم که به خود بیایم؟ گر چه می دانم احتمالا جواب، عزم جدی است و شاید پاسخ شما را بارها شنیده باشم، اما حقیقتا نیازمند تذکر جدی و موعظه ی حکیمانه ی شما هستم. با سپاس. یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» راه‌هایی را در مقابل‌تان بگشاید. موفق باشید.

23912

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: وقت بخیر. استاد من اونقدر حسن ظن به خدا دارم که اصلا تو فاز خوف نمیرم همش رجا. میدونم که باید ۵۰ ۵۰ باشه ولی نمیدونم چکنم. مثلا داشتم جزوه حج میخوندم دیدم نوشتن موقع لبیک حضرت چنان گریه کردن که از هوش رفتن (چیزی به این مضمون) دلیلش رو گفتن اینه که نکنه ندا بشنوم لا لبیک... ولی من اصلا این حس رو ندارم همش میگم خدا میبخشه مخصوصا اگر لطف کنه و از خطا دورم کنه که دیگه حتما میگم منو میبخشه و خوفی ندارم! ممکنه بفرمائید ایراد کارم کجاست و چطور اصلاح کنم؟ ممنونم. عاقبتتون بخیر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نباید نگران بود. بالاخره این رجائی که سراغ شما آمده است، موجب عصیان که نمی‌شود بلکه امید به خدا را زیاد می‌کند. موفق باشید

نمایش چاپی