باسمه تعالی: سلام علیکم: به این صورتها که میفرمایید نیست. منتها نظام اسلامی سعی دارد در آن حد که فقدان پدر در یک خانواده مشکلاتی را ایجاد میکند، در حدّ بسیار کم جبران کند. مگر در زمان امیرالمؤمنین«علیهالسلام» حضرت برای شهداء از بیت المال مستمری تعیین نکرده بودند؟ حتماً در جریان این موضوع هستید که مرحوم شهید مطهری در کتاب «داستان راستان» آن را آورده.
بسم اللّه الرّحم الرّحیم: زن بيچاره، مشك آب را به دوش كشيده بود و نفس نفس زنان به سوى خانه اش مى رفت. مردى ناشناس به او برخورد و مشك را از او گرفت و خودش به دوش كشيد. كودكان خردسال زن، چشم به در دوخته منتظر آمدن مادر بودند. در خانه باز شد. كودكان معصوم ديدند مرد ناشناسى همراه مادرشان به خانه آمد و مشك آب را به عوض مادرشان به دوش گرفته است. مرد ناشناس مشك را به زمين گذاشت و از زن پرسيد: خوب معلوم است كه مردى ندارى كه خودت آبكشى مى كنى، چطور شده كه بى كس مانده اى ؟ شوهرم سرباز بود. على بن ابيطالب او را به يكى از مرزها فرستاد و در آنجا كشته شد. اكنون منم و چند طفل خردسال.
مرد ناشناس بيش از اين حرفى نزد. سر را به زير انداخت و خداحافظى كرد و رفت، ولى در آن روز آنى از فكر آن زن و بچه هايش بيرون نمى رفت. شب را نتوانست راحت بخوابد. صبح زود، زنبيلى برداشت و مقدارى آذوقه از گوشت و آرد و خرما در آن ريخت و يكسره به طرف خانه ديروزى رفت و در زد. كيستى؟ همان بنده خداى ديروزى هستم كه مشك آب را آوردم، حالا مقدارى غذا براى بچه ها آورده ام. خدا از تو راضى شود و بين ما و على بن ابيطالب هم خدا خودش حكم كند! در باز گشت و مرد ناشناس داخل خانه شد، بعد گفت: دلم مى خواهد ثوابى كرده باشم، اگر اجازه بدهى، خمير كردن و پختن نان، يا نگهدارى اطفال را من به عهده بگيرم. بسيار خوب! ولى من بهتر مى توانم خمير كنم و نان بپزم، تو بچه ها را نگاه دار تا من از پختن نان فارغ شوم. زن رفت دنبال خمير كردن. مرد ناشناس فورا مقدارى گوشت كه خود آورده بود كباب كرد و با خرما، با دست خود به بچه ها خورانيد. به دهان هركدام كه لقمه اى مى گذاشت مى گفت: فرزندم ! على بن ابيطالب را حلال كن، اگر در كار شما كوتاهى كرده است. خمير آماده شد. زن صدا زد: بنده خدا همان تنور را آتش كن. مرد ناشناس رفت و تنور را آتش كرد. شعله هاى آتش زبانه كشيد و چهره خويش را نزديك آتش آورد و با خود مى گفت: حرارت آتش را بچش، اين است كيفر آن كس كه در كار يتيمان و بيوه زنان كوتاهى مى كند. در همين حال بود كه زنى از همسايگان به آن خانه سر كشيد و مرد ناشناس را شناخت، به زن صاحب خانه گفت: واى به حالت! اين مرد را كه كمك گرفته اى نمى شناسى ؟! اين اميرالمؤمنين على بن ابيطالب است. زن بيچاره جلو آمد و گفت: اى هزار خجلت و شرمسارى از براى من، من از تو معذرت مى خواهم. نه، من از تو معذرت مى خواهم كه در كار تو كوتاهى كردم (بحارالانوار، ج ۷ (باب ۱۰۳) ص ۵۹۷). موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در شب قدر جهت کلیِ انسان به صورت اجمالی شکل میگیرد، ولی اختیار از انسان ساقط نمیشود، بلکه ایدههای خوبی در معرض فهم او قرار میگیرد تا اگر خواست آن ایدهها را انتخاب کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در یک موضوع کلی و در ابتدای امر، باید حق را از طریق آموزههای شرع شناخت. ولی در عین حال وقتی بخواهیم به صورت تفصیلی با حق روبهرو شویم، باید به حکم «تُعرف الاشیاء باضدادها» وقتی افرادی را ملاحظه کنیم که حق را ترک کردهاند و به ظلمات و خطاهای بزرگ گرفتار شدهاند، به صورت تفصیلی متوجه میشویم حضور حق چه اندازه نقشآفرین و کارساز است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همین توجه را از رحمت الهی بدانید و اگر نظر مبارک حق بر شما نبود این احساس پیش نمیآمد، پس با تمام امید به رعایت دستورات الهی و رعایت حق النّاس پایداری کنید و نسبت به آینده امیدوار باشید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف صحیحی است و اگر مسئولان اجرایی در سخنان خود و در اعمال خود متذکر چنین اهدافی باشند، مردم یکشبه ره صدسالهی را طی میکنند. ولی ما از نظر تاریخی مسیری را جهت این امر باید در مردم و مسئولان طی کنیم و مهم آن است که بتوانیم در این رابطه برنامهریزی نماییم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مخلوقات عالم را از آن جهت که خداوند خلق کرده همه آینهی نمایش خالقشان میباشند، ولی واقعیت امور اعتباری مثل فرش و ماشین، صورت ذهنیات بشرند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با این فرض که میفرمایید یاران امام افرادی هستند مانند حضرت امام خمینی«رضواناللّهتعالیعلیه». ولی معلوم نیست یاران حضرت از بین رجعتکنندگان نباشند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: از جهتی میتواند تذکر خوبی باشد مبنی بر این که به خود تذکر دهد امام، اسلام مجسم است و باید این فاصله را با رعایت دستورات الهی کم کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در محاورات معمولی، روح و نفس به یک معنا است ولی در اصطلاح قرآن، نفس به معنای روحِ مدبّرِ بدن است. ولی روح، بیشتر به منظور روح الأمین و یا جبرائیل بهکار میرود و نفس ناطقه با تعلقی که به بدن دارد بدن را تدبیر میکند مگر آنکه آن تعلق از بین برود که در آن صورت بدن را رها میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم جواب هر دو سؤال را در کتاب «آنگاه که فعالیتهای فرهنگی پوچ میشود» میشود پیدا کنید. جناب آقای دکتر مهدی امامیجمعه در سلسله بحثهای خود در 15 جلسه تحت عنوان «سیر تاریخی الهیات اسلامی» بهخوبی به این موضوع پرداختهاند. متن صوتی آن را از مرکز فرهنگی «سُها» از جناب آقای تیموری به آدرس hrteimouri@gmail.com میتوانید تهیه کنید. بنده دعاگو بوده و هستم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- مگر دشمنان اسلام اجازه دادند که ائمه«علیهمالسلام» برنامههای خود را از جمله در شهرسازی شروع کنند؟! 2- همینکه تجربهی تمدن مدرن، امروزه با گسست روبهرو شده در حالیکه تمدنی است در اوج استفاده از عقل مستقل بشر از خدا، امید رجوع به عقل قدسی زیاد است همچنانکه کماکان شاهد آن هستیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- باید روح یک ملت متوجه آن امر بشود 2- اگر روح مردم آماده شده باشد و قوانین را در راستای معنایِ زندگی خود بفهمند، قوانین در مناسبات جامعه سریان مییابد 3- حتماً وزیر علوم باید این کار را بکند ولی لازم است به بستر سریانیافتنِ آن نیز فکر کرد. خوب است در این مورد به مقالهی «نسبتها و تمایزات «انقلاب اسلامی» با «دولت اسلامی» توجه شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: إنشاءاللّه با مطالعهی «برهان صدیقین» و شرح صوتی آن این مسائل برایتان حل میشود، بهخصوص آنوقتی که از تشکیک در وجود به تشکیک در ظهور برسید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: إنشاءاللّه رفقا که اهل شعر هستند، برای سال آینده خوب است که بر این موضوع تأمّل بفرمایند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فعلاً که نباید کار خاصی انجام داد. شاید با حاکمیت ولایت فقیه عملاً تفکیک قوا به آن معنا که هر قوهای بدون مسئولیتداشتن نسبت به قوهی دیگر مرتفع شده باشد و همه ذیل ولایت فقیه در جهت اهداف کلّی نظام عمل کنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: چکار داریم که بدانیم این «نور» با آن «نور» چه تفاوتی دارد؟!! مهم آن است که از انوار متعالی این اولیاء الهی استفادهی کامل را ببریم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ایجاد بستر مناسب جهت تحقق هرچه بیشتر این امر مهم به عهدهی تمام نهادهای دولتی اعم از سپاه و نیروی انتظامی است، همانطور که دولت عراق نیز به همین شکل عمل میکند. 2- چون معلمین در زمان آموزش حق مرخصی ندارند و مرخصی آنها منحصر به تابستان میباشد، نمیتوانند کار را ترک کنند مگر آنکه در آن مدت کلاس نداشته باشند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که عرایض بنده در راستای طرح اهداف کلی تمدن اسلامی است تا هرکس با توجه به آن اصول در حوزهی تخصصی خود مطالب را کاربردی کند و در این راستا یعنی طرح ایدهی هویت کلّی تمدن اسلامی عرایضی در کتاب «تمدنزایی شیعه» شده است 2- وقتی موضوعی تاریخی بخواهد محقق شود باید متوجهی فرایندیبودنِ آن بود لذا همواره در مسیر تحقق اهداف متعالی آن باید تلاش کرد پس بحث چند سال معنا نمیدهد، هر سالی مقدمهی سال بعد خواهد بود مثل موضوع «انتظار» که ما وقتی در فرایندِ انتظار قرار گرفتیم همواره نسبت به هدف خود در صحنهایم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- هر فکری تنها با زبان و واژههای خود ظهور میکند و اگر با واژههای تفکر قبلی ارائه شود، عملاً در حجاب فهمِ گذشته قرار میگیرد 2- چارهای جز این نیست اگر بخواهیم به تاریخ جدید خود که انقلاب اسلامی ظهور داده است وارد شویم 3- مردم ما علاوه بر تفکر آکادامیک، دارای شعور وجودی هستند و در صورتیکه ما حقایق را به روشِ وجودی با آنها در میان بگذاریم به سرعت با ما همزبان میشوند به همان شکل که با حضرت امام همزبان شدند 4- حرف درستی است زیرا احساس پاک، نظر به واقعیاتی دارد که فطرت آن واقعیات را میشناسد 5- در این مورد خوب است آرامآرام با کتاب «آنگاه که فعالیتهای فرهنگی پوچ میشود» مأنوس گردید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اجتماع نقیضین یعنی اجتماع بودن و نبودنِ یک چیز در یک زمان و یک مکان. حال اگر کسی اجتماع نقیضین را محال نداند یعنی باید معتقد باشد محال نیست که همین حالا در این زمان و در این مکان، هم باشد و هم نباشد. و همین امر ار نیز به خدا سرایت دهد که مثلاً اگر خدا بخواهد اجتماع نقیضین محال نیست، یعنی همین حالا، هم خدا باشد و همین حالا خدا نباشد. و این عملاً نفیِ خداوندی است که عین بقاء و سرمدیت و ابدیت است 2- در مورد محیالدین نظر بنده همان نظر حضرت امام است در نامهی ایشان به جناب گورباچف که فرمودند اگر میخواهید از نظرات دقیق محیالدین آگاهی یابید چند نفر از افراد با هوش خود را به قم بفرستید تا از نظرات ایشان آگاهی یابند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب است که کاربران محترم بتوانند از آن سایت جهت استفاده از نظرات استاد استفاده نمایند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! باید خوبیهای هر ملت و فرهنگی را گرفت و با حفظ هویت خود، از آنها استفاده کرد و متفکران دنیا ماورای سیاستمداران، ما را متوجهی این امر کرده و میکنند. مشکل در آنجا بهوجود میآید که کار در دست سیاستمدارانی بیفتد که تلاش دارند با اهداف صرفاً سیاسی و حزبی و گروهی فرهنگها را در اختیار خود بگیرند. و این تذکر مهمی است که کارلاشمیت به حیلهی لیبرالیسم میدهد که چگونه فرهنگ را در اختیار اهداف سیاسی قرار میدهد تا سودجویی و کینه به انسانها را پنهان نماید. و مشکل آقایان آن است که متوجهی تفاوت این دو موضوع نیستند که چگونه امروز همانطور که جنابعالی متوجهاید، سیاستمداران، مراکز فرهنگی و خیریهها را در اختیار میگیرند تا به اهداف گروهی و حزبی خود برسند نه آنکه اهداف انسانی مدّ نظر باشد، آنطور که همیشه در همهی فرهنگها با نظر به اهداف انسانی کارهایی شده و میشود. آیا ما امروز با دانشگاه آزادی روبهرو نیستیم که بعضی از هزینههای نامزدهای فتنهی 88 را پشتیبانی کرد؛ در حالیکه مردم ما به امید تحقق دانشگاهی غیر از دانشگاههای ساخته و پرداختهی دنیای مدرن اموال خود را وقف آن دانشگاه کردند؟! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در جریان اصل موضوع هستم. اشکال این افراد در اصالتدادن به تکنیک است که محدود به عالم ماده میباشد و هیچ ربطی به سخنان جناب محیالدین ندارد که ایشان ناظر به سالکی است که بهکلّی از عالم ماده و زمان و مکان جدا شده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: خود تفسیر المیزان در ذیل آیهی 200 آلعمران چنین موضوعی را مطرح فرموده و نیز در جزوه ای تحت عنوان «راز سقوط تمدنها در المیزان» عرایضی مطرح شده. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: خلقکردن از نظر لغت به معنای جمعکردن و تألیفِ اجزاء است مثل جمعکردن یک ساختمان. بدین جهت وقتی بحث جمعکردن در قرآن میآید، بحثِ مثلاً «فی ستة ایّام» میآید یعنی عملی است در عالم ماده که عالمِ زمانمند است. ولی در تجلی، رابطهی «وجودی» در میان است از طریق وجود مطلق و چون وجود مطلق، «وجود» به مخلوق میدهد عملاً چیزی جز وجود در میان نیست و این معنای تجلی است مثل تجلی نور به فضای اتاق که بین منبع نور یعنی چراغ و نوری که در میان است تنها «نور» را شما دارید. به همین جهت نمیگوییم چراغ، نورِ اتاق را خلق کرد. فهم دقیق این موضوع را در بحث «برهان صدیقین» میتوانید دنبال کنید. موفق باشید
