بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
29166
متن پرسش
سلام: چطور بتونیم با امام زمان (عج) انس بگیریم‌؟ اصلا حس خاصی نسبت به این امام در وجودم نیست، یعنی نمیدونم چرا اینطور شدم، علت کجاست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با نظر به نایب آن حضرت و رهنمودهای او، راه نظر به حضرت حجت «عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف» گشوده می‌شود. موفق باشید

28979

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نام خدا با سلام به یمن مسائلی که در باره حجه الاسلام پناهیان این روزها مطرح شد بعضی پای بنز و ویلای نزدیک 500 منری با 300 متر در دو طبق ساخت رو برا توجیه ایشون پیش کشیدن حالا پناهیان به کنار، راستی استاد در آن زمان با آن فقر و زاغه نشین های تهران ماشین بنز! و ویلای استاد مطهری در قلهک را چه کنیم (عکسهاش تو اینترنت هست) چه طوری با آن‌همه مباحث ساده زیستی و مثل عموم مردم بودن جور در میاد؟ آخه بنز بهترین و لوکس ترین ماشین اونم شهید مطهری؟! آخه ویلای نیم جریبی. دو طبقه اونم تو منطقه خوب تهران؟! راستی به نسل جوان چی بگیم؟ از پاسخ شما متشکرم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در عین این‌که بدون دلیل نباید کارهایی را توجیه کرد که مورد تأیید شریعت الهی نیست، محذورات افراد را نیز باید در نظر گرفت و این‌که آیا در آن شرایط، آن نوع زندگی جنبه‌ی اشرافیت داشته و یا برای یک استاد دانشگاه، عادی به حساب می‌آمده و شرایطی بوده است برای انجام بهتر وظیفه‌ای که به عهده داشتند. موفق باشید

28236
متن پرسش
با سلام: استاد کدام از برهان ها از قبیل امکان و وجوب، صدیقین و ... نزدیک به تفکر اهل بیت (ع) است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: روش اولیای الهی برهان استدلالی نیست. آن ذوات مقدسه با تذکر خود، افق معنوی را جلوی انسان می‌گشایند. با این‌همه به نظر بنده «برهان صدیقین» انصافاً راهِ صدیقین را متذکر می‌شود. موفق باشید

27756

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: امیدوارم هر چه زودتر امکان دیدار حضوری شما و استفاده از محضرتان فراهم شود. بنده در حین مطالعه کتاب درباره غرب آقای دکتر داوری، به عبارتی که در پایان همین متن آورده ام برخوردم، به خاطرم رسید یکبار در جایی پای سخنرانی شما (با موضوع ناگزیر بودنمان از حضور در عالم خیال) مطلبی نزدیک به همین عنوان شنیدم ولی متاسفانه عین عبارات در خاطرم نیست. لطفا نظر خودتان در مورد این عبارت را بفرمایید. عبارت این است: غرب در دوره یونانی و در آغاز رنسانس به حق رو کرده است، اما آنها در تعرض به حق، وقتی بعضی حجاب های قرون وسطی را برداشتند، حجاب خود را باز نشناختند و حجاب حجاب را به جای حق گرفتند و این اشتباه حجاب و محجوب بود.. با آرزوی توفیق و تندرستی.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! به جای عبور از فردگراییِ قرون وسطایی، و حضور در جهان گشوده و معنوی، غربِ بعد از رنسانس گرفتار جهان محدود مادی شد، ولی آن را جهانِ گشوده‌ای پنداشت که بشر به دنبال آن است و این، حجابِ حجاب است. موفق باشید 

27436

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام محضر استاد ارجمند طاهرزاده دامت توفیقاته. بسیار شاهدیم که در اقوام و فامیل به واسطه اینکه از آنها دختر نگرفته ایم گله و گله گذاری و اختلاف و توقعات زیاد و... سوال اینست آیا ما شرعا در اسلام باید از فامیل زن بگیریم و اگر نگیریم مرتکب خلافی شده ایم؟ آیا مشمول ترک صله رحم می شویم؟ مثلا در فامیلی شاهدیم برادری چند دختر دارد و برادر دیگر چند پسر اما پیوندی نشده و گله و اختلاف. چه باید کرد؟ بعضا شاهدیم مثلا خاله ای چند دختر دارد و یتیم هم هستند ولی پیوندی با اطرافیان نشده و بعدا شاهدیم که آنانکه باید مثلا دختر خاله را می گرفتند در ازدواجشان به مشکلات عدیده می افتند. این چه داستان و تعبیری دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چیز واجبی نیست. ولی اگر رویهمرفته بتوانیم رعایت آن‌ها را در این امور نیز بکنیم، چرا نکنیم؟ موفق باشید

27260

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض ادب: ۱. نگاه کلان به قرآن مثل نگاه رهبری در طرح کلی ... ، با نگاه های ریز بینانه به جزئیات آیات، هرکدام چه جایگاهی دارند؟ ۲. در مورد نحوه حضور ملائک در عالم «در قرآن»، جایی فرموده بودید آیت الله جوادی املی مباحثی در سوره ای داشتند، می خواستم سوره و آیه را بی زحمت از شما بپرسم. ۳. بنظر شما اگر شخصی با رویکرد نشر معارف بخواهد زبانی بیاموزد، در شرایط امروزی دنیا، کدام زبانها در اولویت قرار دارند؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. هر دو لازم است، ولی اولی تقدم دارد. بحث نگاه قرآن را برایتان نفرستادم؟ ۲. یادم نیست. ۳. برای نشر معارف، زبان انگلیسی، ولی برای فهمِ تفکر، زبانِ آلمانی. موفق باشید

27189

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در کتاب «آنگاه که فعالیت های فرهنگی پوچ می شوند» مطالبی را گفته اید که بنده برداشتم از آنها این هست که نباید به صورت علمی به سراغ فروعات دین بریم. مثلا به لحاظ علمی خصوصیات زیادی برای نماز ذکر شده که البته نمی شود از آنها چشم پوشی کرد! خب به هر حال به کلی از اینها چشم پوشی کنیم یا اینکه فقط باید طوری با اینها برخورد کنیم که ایجاد انگیزه ای برای انجام عمل نشود! و اصلا اگر تکنولوژی بتواند گوشه هایی از منفعت اعمال دینی را به ما نشان دهد و ما اعمال دینی را تحلیل علمی کنیم و منافعی را که تکنولوژی گفته بیان کنیم آیا این در آخر به حذف دین می انجامد؟! یعنی امکان دارد حتی انسانهای مسلمان و مومن هم فکر کنند علم بدون دین می تواند سعادت انسانها را تامین کند؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دین الهی برای آن است که انسان را در ساحاتی بس متعالی جای دهد و دیدگاهی بسیار گسترده‌تر از آنچه علم تجربی از واقعیات در مقابل بشر می‌گذارد، را نشان دهد. در جلسات ۵۰ به بعد شرح آن کتاب، در این مورد نکاتی عرض شده است خوب است به شرح صوتی کتاب نظری داشته باشید. موفق باشید

26746
متن پرسش

سلام علیکم: در یادداشت «براستی همه ما حاج قاسم هستیم»، اشاره به حس حضور تاریخی خدا از طریق انقلاب اسلامی کردید و فرمودید، شهید سلیمانی در بستر این نهضت غرق در اراده الهی بود. در کتاب انقلاب اسلامی بازگشت به عهد قدسی نیز در این باب مطالبی دارید و نوشته اید «مشکل امروز ما اين است که جوانان ما دارند عالَم ديني شان را از دست مي دهد و گرنه از من و شما بهتر مي توانند خدا را ثابت کنند، ولی با علم به وجود خدا، وارد عالَمی نشده اند که منجر به اُنس با خدا گردد و به همين جهت در عالَم خود جايگاهی براي احکام الهی نمي شناسند.» در ادامه هم تبیین فرمودید علت اینکه خیلی افراد نسبت به تک تک احکام دینی سوال کرده و یا ابهام برایشان ایجاد می شود، همین وارد نشدن و نشناختن عالَم دینی است. فکر می کنم و برداشتم این است که منظور حضرتعالی این بود که اگر ما سعه وجودی مان را از طریق الفت با ذات اقدس رب العالمین بالا ببریم و به عمق جهانی کاری که در پرتو انقلاب اسلامی در حال شکل گیری است بیندیشیم و خود را در طرح بزرگ تمدن سازی توحیدی حاضر ببینیم، صبر و بصیرت پیشه می کنیم و دیگر سختی ها و مشقت های این مسیر ما را زمین گیر و ابن السبیل نمی کند و آن وقت حتی عباداتی مثل نماز یومیه را هم از دین دید می بینیم که این نماز، به ما عظمت روحی می دهد تا در کلان پروژه تاریخ خود ثابت قدم و استوار بمانیم و به واقعیت این جمله امام راحل برسیم که عالَم محضر خداست. نمی دانم تا چه حد این برداشت من از سخنان حضرتعالی درست بوده اما بواقع نکات عمیق و قابل تدبر و حکمت آمیز در یادداشت تان درباره شهادت حاج قاسم سلیمانی بود و ان شاء الله باب تدبر برای همه ما به برکت خون این شهید عزیز، باز شود.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین طور است. احساسِ بودنِ حقیقی، نه به بودنِ مفهوم، بلکه در بودنِ تاریخی محقق می‌شود و انقلاب اسلامی عطای الهی است به بودنِ تاریخی که همیشه انسان اصیل به دنبال آن است. علی «علیه‌السلام» مظهر کامل بودنِ تاریخیِ اسلام‌اند. عرایضی در این رابطه در بحث سوره‌ی «نبأ» شد. متن درس‌گفتارِ آن را در زیر خدمتتان می‌فرستم. البته تنها یک جلسه در شرح مفادّ آن متن بحث شده. عمری باشد ادامه خواهد یافت. موفق باشید

تعیّن تاریخی نباء عظیم

باسمه تعالی

در راستای به ظهور آمدن نباء عظیم که یوم الفصلی است وعده داده شده در تحقق شخصی که مصداق «وَ فُتِحَتِ السَّماءُ فَكانَتْ أَبْواباً» است می توان گفت:

۱. انسان با نظر به «بودن»اش، حقیقت را در بستر تقدیرِ تاریخ احساس می‌کند، از آن جهت که «حقیقت» در افق زمان و تاریخ، در شخصیتی متعین فهمیده می‌شود.

۲. «بودنِ» انسان در گرو فهم «وجود» است تا با این فهم، انسان مانند سایر موجودات صرفاً در درون جهان قرار نگیرد بلکه چون فهمی از وجود دارد، در میان آینده و گذشته و آزاد از زمان، خود را احساس می‌کند و بر این اساس، یعنی بر اساسِ فهم «وجود»، موجودات از حیث وجودشان در افقِ فهم انسان به حضور در می‌آیند و معنا می‌شوند. یعنی انسان کامل جایگاه هر چیزی را به معنای واقعی‌اش درک می‌کند.

۳. وقتی انسان خود را در تاریخی که به اراده‌ی الهی ظهور آمده،  احساس کند، با نظر با وجه وجودی خود به موجودات، گشوده می‌شود. نحوه‌ی گشودگی و برون‌خویشیِ انسان اصیل، وجهی از همان ساختارِ در جهان‌بودنِ آن است.

۴. بودنِ در زمان و تاریخِ خود، بودنی است غیر ذهنی که می‌توانیم خود را بیش از آن‌که بفهمیم، حسّ کنیم. این است معنای «كَانَ أَكْثَرُ عِبَادَةِ أَبِي ذَرٍّ رَحْمَةُ اللَّه عَلَيْهِ التَّفَكُّرَ وَ الِاعْتِبَار» اكثر عبادت اباذر تفكر و عبرت گيرى بوده.

۵. انسان، موجودی است که باید در همان نحوه‌ی واقعیت و وجودش، عین روی‌آورندگی باشد. بودنِ انسان اساساً چیزی جز روی‌آورنده‌بودن نیست، وجودی که عین گشودگی است و به همین جهت، هویت اش تعلقی است. «ماهِيتُهُ انِيتُهُ»، چيستى او همان هستى اوست‏ و در این رابطه پرسش از آن‌که انسان چیست، پرسش بی ربطی است.

۶. انسان اصیل در عین آن‌که یک فرد است، به وسعت هستی است و درعین آن‌که متناهی است، مطلق است به جهت مقام فهم «وجود و بودن» خویش. این انسان از حیث وجودش سر و کارش از یک طرف با وجودِ خویش است و از طرف دیگر با تمام عالم وجود سر و کار و رابطه دارد.

۷. گشودگی انسان اصیل، ایجاب می‌کند تا همواره با امکان‌های بودن خویش و به تبع آن، با انحاء اتمام نا پذیر مواجهه با موجودات، روبرو باشد.

۸. اگر انسان خود را تنها یکی از موجوداتِ عالم بفهمد، غیر اصیل است ولی انسان اصیل باشد، بودن خود را در خواهد یافت و آن را مصممانه بر عهده خواهد گرفت.

۹. آینده‌ی آغازین و اصیل، حرکت به سوی خود است؛ به سوی خودی که عین ربط به بیکرانه وجود است برای تعالی یافتن.

۱۰. این که  انسان با موجود نسبت برقرار کند و موجود بما هو موجود را تجربه کند، به جهت آن است که  وجود به او عطا شده. و گرنه خود را یک وجود بیگانه از سایر موجودات می‌فهمد.

۱۱. رویداد های تاریخی در بستر اسلامی که شروع شد، انسان اصیل، خود را به واسطه‌ی روشنی‌گاه های وجود احساس می کند، اساسا به واسطه‌ی رویدادهای تاریخی است که انسان و حقیقت در تعلّق متقابل یکدیگر قرار می‌گیرند. به همان معنایی که علی علیه السلام از طریق اسلام با حقیقت روبرو شدند و آن را در صحنه های نبرد دنبال کردند.

۱۲. انسان با آن گشوده شدن نسبت به انوار الهی در پرتو رخدادهای توحیدی به دست می‌آید.

۱۳. تاریخ هستی، همان تاریخ فرستادن‌ها و حوالت هستی است که موجودات را به نحوی آشکار و در عین حال پنهان می‌دارد.

۱۴. تاریخِ حقیقی، حال است. حال، آینده است از آن جهت که حال، چیزی است که انتظارِ وقوع لوازم تاریخ جدید را می‌کشد. آیا این همان بودن نیست که ذاتی است همواره در حال، آن چیزی که در برابر ما، منتظر ما است؟ همان آینده‌ای است که به درستی اندیشه شده.

۱۵. وقتی انسان عین نسبت با وجود باشد، وجود، صرفاً خود را در چنین نسبتی آشکار می‌سازد که همان حضور یافتن است که تعلّق متقابل میان انسان و خدا است.

۱۶. هستی یا وجود به مثابه‌ی رویداد، همواره ارتباطی متقابل میان انسان و وجود را بر قرار می‌کند و وجود به مثابه‌ی رویداد، همواره در پیوند با انسان است که همان «کلّ یومٍ هو فی شأن» است. یعنی تاریخ توحیدی ظرفیت رابطه‌ی متقابل بین خدا و ظرفیت تاریخی انسان است.

۱۷. احساسِ «بودن»، در مواجهه‌ی با حق، در تاریخ، یعنی خود را به صورت اصیل احساس‌کردن است و این نوع «بودن» همان رویداد مواجهه با جنبه‌ی وجودی هر موجود است و در این حالت، انسان بر عکس سایر موجودات، وجودش عین گشودگی خواهد بود که این، در واقع همان «هویت تعلقی» انسان می‌باشد. انسان در این حالت در زمان نیست، بلکه ماورای زمان، عین گشودگی با موجودات است و به موجودات، مجال می‌دهد تا در نسبت با زمان خاص‌شان آشکار شوند. معنای فراتاریخیِ اولیای الهی را باید در این نحوه بودن جستجو کرد.

۱۸. هویت تعلقیِ انسان یعنی در عینِ ربط‌بودن با کلّ هستی. این یعنی جمع بین تناهی و نامتناهی که در اولیای الهی محقق می‌شود.

۱۹. انسان از موطن «بودن»ِ خود در مقام نظر به رویدادهای تاریخی در فهمِ وجود قرار می‌گیرد و از این حیث، بر تمام موجودات تقدم می‌یابد. این نوع «بودن»، احساسِ انسان است نسبت به خود در بیکرانگیِ با وجود، نه موجودی در میان موجودات.

۲۰. انسان با فهمِ «بودن»ِ خود، فهمنده‌ی وجود است و با بودنِ صرف خویش مواجه می‌شود و این همان راز گشودگی انسان است یعنی درکِ اتحاد با خویشتن که منجر به درک وجودی همه‌ی موجودات می‌شود و همه‌ی عالَم را نزد خود احساس می‌کند به همان معنایی که مولایمان علی «علیه‌السلام» می‌فرمایند:

اتَزْعَمُ انَّكَ جِرْمٌ صَغيرٌ             وَ فيِكَ انْطَوَى الْعالَمُ الاكْبَر

تو مى‏ پندارى كه همين جسم كوچك هستى، در حالى كه جهان بزرگى در نهاد تو پنهان است.

 با این‌همه، انسانِ اصیل نمی‌تواند وجود خود را به صورت تامّ و تمام تجربه کند. زیرا ذاتاً همواره در مقام «امکان» است یعنی بیشتر از آنچه واقع شده است می‌باشد و همین امر موجب می‌شود تا احساسِ «بودن» در عینِ حضور بیکرانه‌ی «وجود» را در خود احساس کند.

۲۱. آن‌چه آینده است، در اصل همان امکان است که به سوی انسان اصیل که با «بودن»ِ خود به‌سر می‌برد، می‌آید، وقتی که او گشودگی خویش را حفظ کرده باشد. پیشروی انسان در آینده به معنای بازگشتِ او به سوی خود است، به معنای آنچه همواره از پیش بوده است.

۲۲. انسانِ اصیل در «حال» قرار می‌گیرد و می‌تواند با موجودات، مواجه شود، به واسطه‌ی رابطه‌ی آینده و گذشته. و لذا نحوه‌ی ارتباط آینده‌بودگی و «حال» را در وحدت‌شان نشان می‌دهد.

۲۳. انسان اصیل در مواجهه با موجودات باید خود را در حدّ مطلقِ گشودگی دریافته باشد و این دریافت، همان حرکتی است که در نخست از آینده در مواجه با نهائی‌ترین امکان، آغاز می‌شود و به سوی «بودگی» می‌رود.

۲۴. انسان اصیل که خود را در گشودگی نسبت به همه چیز می‌یابد، به اطلاقی می‌رسد که در آن اطلاق، دیگر خود را به واسطه‌ی موجودات درون جهان نمی‌فهمد. بلکه «بودن» خویش را در خود جهان احساس می‌کند. 

26636

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد گرامی شبتون خوش: من سوالی کردم اما متاسفانه جوابی نشنیدم. پسر۱۰ ساله ی بنده در باغ رضوان گلدانی شکستند که بنده طی چند هفته بر سر مزاری که گلدان را شکست می رفتم که شاید بستگان مرحوم را ببینم و خسارت گلدان را بپردازم اما متاسفانه کسی را ندیدم. بنده در قبال این چه کاری می توانم بکنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این موارد را بهتر است از دفتر مرجع تقلید خود سوال بفرمایید. موفق باشید

25096

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: ببخشید بنده در حال مطالعه مصباح الهدایه و رساله الولایه هستم برای پایان نامه. هرچند خیلی ناراحتم که این مباحث رو آدم بیاره تو غالب غربی دانشگاه. ولی انگار چاره ای نیست. می خواستم ببینم به طور موازی بخونم اشکالی داره؟ قبلا البته رساله الولایه رو کامل گوش دادم یک بار. یا اینکه اول یکیش رو بخونم بعد بعدیش رو؟ دوم اینکه مقدمه تحریر رساله الولایه آقای جوادی رو خوندم اما ادبیاتش بسیار سنگین بود و یک کلمه هم نفهمیدم درست. بنظرتون اگه تحریر رساله الولایه رو بخونم خودم جلو میتونم برم؟ چون صوتشم در دسترس نیست. یا کار دیگه ای انجام بدم؟ ممنون
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده مطالعه‌ی آن دو کتاب، کنارِ هم به فهم آن دیگری کمک می‌کند چون هر دو در یک افق سخن می‌گویند. فرمایشات آیت اللّه جوادی در شرح «رسالة الولایه» در نظمِ پایان‌نامه‌تان مفید می‌افتد. موفق باشید

24936
متن پرسش
استاد سلام: بنده در خواب دیدم در رخت خواب خوابیده بودم و در زیر پتوی من سر شهدای کربلا بود و پاهای بنده همانطور که خوابیده بودم روی سرها بود، اگر امکان دارد برای بنده این خواب را تعبیر کنید خیلی فکرم را درگیر کرده. ممنونم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده علم تعبیر خواب ندارم. موفق باشید

24329

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: امکانش هست یک دوره انواع خوابها را که اشاراتی در معرفه النفس اجمالا کردید به صورت تفصیلی در جلساتی توضیح بدهید یا اگر توضیح دادید راهنمایی به جلسات آن بفرمایید. تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سعی بنده آن است که در این موارد ورود نکنم زیرا ابعاد زیادی کار را به اختلال می‌کشاند. مرحوم آیت‌الله محمد شجاعی در کتاب‌های «رساله‌ی محبت» و «پنج رساله» نکات ظریفی دراین مورد فرموده‌اند. موفق باشید

32908

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب محضر نورانی استاد محترم: ۱. در شرح خطبه ی سوم نهج البلاغه جلسه ی یک فرمودید یکی از عرفای بزرگ فرمودند برای رسیدن به حقیقت اسلام باید ابابکر و عمر درون خود را بشناسیم و زیر نظر استاد کامل برطرف کنیم و... امکانش هست بفرمایید اون عارف بزرگ کی بودند؟ ۲. استاد بزرگوار امکانش هست حضرتعالی مباحث خلیفه شناسی را برگزار بفرمایید و در سایت بارگزاری بفرمایید تا ما هم در شهرهای دیگر استفاده کنیم. آخر یک عمر است فقط گفتند فلانی و فلانی خلافت را غصب کردند و همیشه این سوال در جان ما بوده که مگر به همین راحتی است که انسان هر چند خوب به این راحتی به جای انسان کامل بنشیند؟! چطور امر مشتبه شده و چه شده که اینطور شده با اینکه همه مسلمان و پیامبر دیده و غدیر شنیده بودند. راستش استاد محترم من خیلی ترسیدم و لرزیدم که این عارف بزرگ این صحبت را کردند، چون عینا شاید در وجود ما هم باشد اینجور که فرمودید خلیفه ی اول بسیار زيبا بودند با چشمان رنگی، چهره ی موجه، ریش های سفید، مقید به آداب شرعی، اهل نماز و روزه و قرآن، اولین کسی که در مکه قرآن را بین مشرکین بلند خواندند و ورق را به نفع اسلام برگرداند، چیزی از بیت المال برای خود هرگز برنداشت و.... این فردی را که با همین چند جمله فرمودید که همه ی ما شاید براحتی بجای امیرالمومنین علی (ع) بنشانیم. اصلا بعید نیست شاید در اون شرایط خیلی هم منطقی هم بوده. نکند که ولی عصر (عج) تشریف بیاورند و امر بر ما مشتبه شود و... استاد عزیز چه کار کنیم، از این دست افراد که در جامعه زیاد هستند بخصوص به تعبیر امام (ره) در بین خر مقدس ها. آنهایی که آقا را یک آدم خوب می دانند نه ولی که اتفاقا خیلی هم نوچه های مقدس دارند یا معتقدند انقلاب یک جریان احساسی بوده که ظرفیت های ظهور را به هدر داده و موفق هم نشده و صراحتا این مسائل را در دروس به اصطلاح معرفت النفس و توحیدی خود بیان می کنند. ۳. استاد عزیز چطور می تونیم خلفا رو بشناسیم، و در درون خود کشف کنیم و ریشه ی اون رو بخشکانند تا به حقیقت قلب پیامبر (ص) ، یا همون انفسنا در آیه ی مباهله نزدیک شویم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به یاد ندارم ۲ و ۳. حقیقتاً مسئله همان‌طور که متوجه هستید بسیار حساس است تا انسان بین سقیفه و غدیر را بتواند تفکیک کند و این نیاز به بصیرت تاریخی دارد از آن جهت که غدیر، ادامه تاریخی است که با اسلام شروع شده، ولی سقیفه، ادامه همان جاهلیت است با آن تفاوت که تا دیروز افراد، بت می‌پرستیدند و حال، ظاهرِ عبادات‌شان تغییر کرده است که بحث آن مفصل است. کتاب‌های «بصیرت حضرت فاطمه «سلام‌الله‌علیها» و «راز شادی امام حسین «علیه‌السلام» در قتلگاه» و کتاب «الغدیر» از مرحوم امینی در این مورد کمک می‌کند. موفق باشید

32628

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد عرض ادب و خسته نباشید. یه سوال داشتم به نظر شما بهترین روش برای جلوگیری از ارتباط دختر و پسر نامحرم چیست؟ چگونه والدین و مربی می‌توانند تو این امر کمک کند به نوجوان؟ بی زحمت اگه میشه چند تا پیشنهاد و روش رو توضیح بدید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید اگر متوجه حضور خود از طریق معرفت نفس در عالم معنویت بشوند، امر بزرگ‌تر و حقیقی را جایگزین امری کرده‌اند که بالاخره در آن توهّم در میدان است بخصوص اگر در مباحث معرفت نفس، افق حضور خود را در عالم شهدا تعریف کنند ودرآینده قدسی که در پیش رو دارند. موفق باشید

31316

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در ویکی پدیا در مورد مرحوم هوشنگ ایرانی آمده است که با اینکه به سرطان مبتلا شد مداوا نکرد. یکی از اساتید ما در دانشگاه اصفهان چند ماه قبل از فوتشان ظاهرا در اصفهان سخنرانی داشتند و از مصائبی که از سرطان کشیدند شیمی درمانی ها و... با این وجود از امیدی که همچنان داشتند سخن گفتند حال روش جناب ایرانی صحیح است یا استاد ما چون ایرانی دو سال بعد فوت کردند و استاد ما 7 ، 8 سالی گویا درگیر بودند و این شیمی درمانی ها اگرچه عمرشان را شاید افزود اما به قیمت رنجی مضاعف. مطلب بعد آنکه آیا جهان بدون سرطان احسن نبود؟ امان از دست خدا با این خلقتش (با خدا دلال کردم کفر نگیرید)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در رجوع به طبّ سنتی و طبّ جدید در بیماری‌ها بحثی نیست. ولی بحث در شیمی‌درمانی است که آیا چه اندازه باید به آن تن داد بخصوص برای افرادی که سنی از آن‌ها گذشته است. موفق باشید

30962

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد جان: وقتتون بخیر. چرا رهبری به ستاد کرونا دوباره تذکر ندادن که واکسن آمریکایی و انگلیسی وارد نکنند؟ این مساله با جان مردم سر و کار داره.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در جریان مسائل مطرح شده در این رابطه تا حدّی هستم. فکر نمی‌کنم آن‌طور که شایع است ستاد به طوری که مقام معظم رهبری دستور دادند از دستورات ایشان عدول کرده باشد. موفق باشید

30387

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: بنده در ماه رجب شبها چند دقیقه ای ذکر لااله الاالله را با توجه به قلب تکرار می کنم البته با توسل به امام زمان. چند دقیقه که می گذره به قلبم فشار می آورد. گاهی توجه زیاد می شود و گریه ام میگیره و حال عجیبی می شود. چکار کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در حدّی که فشار چندانی پیش نیاید خوب است ادامه دهید. موفق باشید

30223

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: یک سوالی پرسیده بودم که چهار سال هست در موضوعی بلاتکلیف هستم، توسل به اهل بیت می کنم و سر خاک شهید حججی می روم، نشانه ها و هدایت هایی دریافت می کنم، که مطابق نیست با اتفاقات حال حاضر، که فرمودید شرح مناجات تائبین را بخوانید، خواندن شرح مناجات خیلی به موقع بود و نکات فوق العاده ای بهم داد. ولی مساله اینجاست، من حالت یقین در کمک خواستن از شهدا و توسل به اهل بیت پیدا نکردم. مثلا شما قبلا فرموده بودید که مادری تو حالت خواب و بیداری بهشون الهام شده که دنبال دوای مشکل فرزند نرو، و این مقدر اوست و درست هم بوده. ولی من همیشه برایم سوال خواهد ماند که چرا نشانه هایی که بعد از توسلات به اهل بیت و شهدا دریافت کردم، اشتباه بوده. چرا هدایت هایی که در آن موضوع دریافت کردم صحیح نبوده. حتی به بازی بودنش هم فکر کردم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ما که خودمان نباید دنبال چنین اموری باشیم. ما باید مطابق عقل و شرع عمل کنیم و به جهان گشوده‌ای که خداوند با انجام وظایف در مقابل ما می‌گشاید، نظر نماییم و نه به آرزوهای خود. و این امر مهمی است که با تأمّل در مباحث «مناجات التائبین» آرام‌آرام برای شما پیش می‌آید. موفق باشید

29910

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم و رحمة الله. آیا اگر انسان به تجرد نزدیک و از دنیای ماده دور شود ممکن است، در این طریق در برخود با مجرداتی همچون اجنه و شیاطین به مشکلاتی بخورد؟ کما اینکه نقل می‌کنند پس از ریاضت های چله نشینی و سر به بیابان گذاردن عرفا و دراویش قدیم بعضا دچار آزار و اذیت های بدی قرار می گرفتند. و یا شیاطین ابتدا در قالب ملک ظاهر می شدند و از این طریق به مقصودشان در ارتباط با آدمی می رسیدند. ضمنا در کتاب آنسوی مرگ هم آورده است فردی که خداوند پس از مرگ زندگی مجددی به او بخشیده بود و او هم صاحب اختیاراتی بود، دچار اجنه می‌شود و خانه او را به آتش می کشند و... اگر صحیح است، راه پیشگیری چیست؟ راه درمان چیست؟ اگر غلط است، الحمد الله.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با ورود از طریق معارف صدرایی آن متون اجازه به تحرکات قوه‌ی واهمه نمی‌دهند تا شیاطین جرأت چنین حضورهایی را داشته باشند. در این رابطه خوب است کتاب «سفینة الصادقین» مرحوم سید حسین یعقوبی قائنی مطالعه شود. موفق باشید

29901
متن پرسش

استاد گرامی، با اهدای سلام و دعای خیر: احتراماً با عنایت به زحمات حضرتعالی که در راستای تبیین دین متحمل می شوید بنده عرضی داشتم: یک مثلث را تصور فرمایید که یک نوکی دارد و یک قاعده، هر چه از قاعده که جمعیت کثیری می توانستند بهره ببرند به سمت نوک حرکت می کنید زاویه بسته می شود و افراد کمتری می توانند با شما همراه باشند، منظورم این است که بجای اینکه افراد کمتری را به قله ببرید افراد بیشتری مخصوصاٌ جوانان را تا دامنه کوه ببرید. به عبارت دیگر برای مباحث معرفت نفس و برهان صدیقین و حرکت جوهری و انقلاب اسلامی و معاد و مهدویت بیشتر وقت و انرژی بگذارید هنوز به تعداد انگشتان یک دست در این خصوص هنوز شاگرد تربیت نفرموده اید و این خیلی حیف است به قول یکی از دوستان اصفهانی به مزاح می گفت خدا هم یک دوره ده نکته باید بگذراند! ما باید کاری کنیم این مباحث عمومی شود و همه آحاد جامعه بهره ببرند. این سلسله مباحث اولیه می توانند جوانان ما را بیمه کنند تا با کوچکترین بادی اعتقادشان را به باد نبرد. از اینکه سلامت هستید خوشحالم و آرزوی توفیق روزافزون برای شما سرور گرامی دارم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله با استعدادی که در این نسل شکل گرفته، دیگر به کم‌تر از معرفت نفس و امثال این معارف تا رسیدن به عرفان و حضوری همچون حاج قاسم، قانع نمی‌شوند. بحث در ایمانِ شورمندانه است. آخرین نوشته‌ در مورد حاج قاسم را که هنوز آفتابی‌اش نکرده‌ام، خدمتتان ارسال می‌کنم. موفق باشید بفرمایید

حاج قاسم سلیمانی و ایمانِ شورمندانه

باسمه تعالی

حقیقت؛ منشأ شورمندی است و حقیقتاً شورمندی در قالب نظر به حقیقت بروز می‌کند و چون شورمندی در شخصیت انسان‌ها به ظهور آید، به صورت ایثار و فداکاری و شهادت خود را می‌نمایاند.

ایمان، شأنی از حقیقت است و کسی که به راستی نظر به حقیقت دارد و در انس با آن زندگی می‌کند، به راحتی حاضر است به خاطر هرچه بیشتر در آغوش حقیقت جای بگیرد، از همه‌چیز و حتی از خود بگذرد و دست‌شستن از زندگی، تنها از عهده‌ی کسی برمی‌آید که در راستای ایمان به امری والا به شورمندی رسیده باشد. مؤمن در لحظه‌ی شورمندی اتحاد وجود خویش با حضرت معبود را تجربه می‌کند چیزی که شهید حاج قاسم سلیمانی در نظر به امر والای انقلاب اسلامی بدان دست یافت. و لذا شورمندی را تا انتهای آن که همان رسیدن به شهادت است در خود به فعلیت رساند. و این درست بر عکسِ آن نوع شورمندی است که اهل ثروت و شهرت به دنبال آنند تا یکنواختیِ زندگی را در تاریخی که یکنواختی، ریشه‌ی انسان را خواهد خشکاند؛ به دنبال آن می‌باشند.

حاج قاسم به خوبی فهمید اگر بعد از دفاع مقدس در شورمندیِ ایمان خود، خود را ادامه ندهد و انقلاب اسلامی را مأوا و بستر آن شورمندی نکند، هرجا که باشد با هر درجه و عنوانی، اژدهای یکنواختیِ این دوران او را خواهد بلعید. و این عجیب‌ترین قدمی است که تنها با حاج قاسم‌ها به ظهور می‌آید. آیا ما در بنیاد خود چنین حاج قاسمی را نهفته نداریم؟ 

والسلام: طاهرزاده

29831
متن پرسش

سلام علیکم استاد عزیز: رهبر انقلاب فرمودند سیلی سخت‌تر در پاسخ به شهادت حاج قاسم، همون غلبه بر هیمنه‌ی پوچ استکبار است. در این مورد یک مقدار توضیح می‌فرمایید؟ چرا حضرت آقا روی انتقام نظامی مثل این نوع از انتقام تاکید نمی‌کنند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انتقام نظامی را که نفی نکردند، ما را متذکر نمودند که سیلی سخت باید حالت نرم‌افزاری داشته باشد تا حیات فرهنگیِ استکبار از بین برود. در این رابطه یادداشتی شده است که در عین آن‌که در بنر سایت هست، عیناً خدمتتان ارسال می‌شود. موفق باشید

حاج قاسم سلیمانی و ظهور صورت حقیقت نهفته‌ در انقلاب اسلامی

باسمه تعالی

حضرت علی «علیه‌السلام» صورتِ به ظهورآمده‌ی سرّ ولایت نبیّ اکرم «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» است[1] و ائمه‌ی معصومین «علیهم‌السلام» نیز صورت‌های حقایق نهفته و متنوع ولایت علی «علیه‌السلام» هستند،- که در شرایط مختلف به ظهور آمدند- و زینب کبری «سلام‌الله‌علیها» به عنوان صورت حقیقت اسرارآمیز زهرای مرضیه «سلام‌الله‌علیها» می باشند، تا بشریت تا حدّی متوجه‌ی اسرار نهفته‌ی اولیای الهی بشود.

در راستای به ظهور آمدن اسرار نهفته‌ای که در قلب اولیا همواره جاری می باشد و «پری روی تاب مستوری ندارد» است که می توان گفت:

انوار نهفته‌‌ای که بر قلب حضرت روح الله «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» اشراق شد و رهبر معظم انقلاب «حفظه‌الله» ذیل آن اشراق قرار گرفتند، شخصیت برجسته‌ی حاج قاسم در ارتباط با آن عارفِ واصل و آن تابعِ صادق، به ظهور آمد تا همه متوجه شوند نسبت به آن رازی که بر قلب آن عارف واصل اشراق شد، بیگانه نیستند.

مواجهه مردم با آن شهید نشان داد که حاج قاسم را نمودِ رازی از شخصیت خود یافتند، زیرا او صورت نازل‌شده و ملموس حقیقتی بود که بر قلب حضرت روح الله «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» اشراق شد، تا انسان‌ها معنای حضور تاریخیِ حق‌الیقینیِ خود را درک کنند و متوجه شوند چگونه اراده‌ی خداوند تمام وجود آن‌ها را در برگرفته و حاج قاسم متذکر چنین حضوری بود که حضور همه‌ی ما در آغوش اراده‌ی خداوندی است که بنا بر نفی استکبار دارد.

آری! به اندازه‌ای که ما چشم بر افقِ آینده‌ی تاریخ انقلاب اسلامی بگشاییم عطایای الهی در این رابطه به سراغ ما می‌آید تا هر کدام سیلی سختی شویم جهت غلبه‌ی نرم‌افزارگونه‌ای در راستای نابودی هیمنه‌ی پوچ استکبار. به همان معنایی که رهبر معظم انقلاب در رابطه با انتقامی که باید از استکبار نسبت به شهادت حاج قاسم سلیمانی گرفته شود، فرمودند: «سیلی سخت‌تر عبارت است از غلبه‌ی نرم‌افزاری بر هیمنه‌ی پوچ استکبار؛ این سیلی سخت به آمریکا است که باید زده بشود. بایستی جوانان انقلابی ما و نخبگان مؤمن ما [با] همّت، این هیمنه‌ی استکباری را بشکنند و این سیلی سخت را به آمریکا بزنند.»

السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

 

[1] - پیامبر خدا می فرمایند: «يَا عَلِي! كُنْتَ مَعَ الْانْبِيَاءِ سِرّاً وَ مَعِيَ جَهْراً» اى على! تو با بقيه انبياء در باطن و سرّ آن‏ها بودى و براى من در ظاهر هستى و در كنار من، و يا مى‏فرمايند: «لِكُلِّ نَبِيٍّ صَاحِبُ سِرٍّ وَ صَاحِبُ سِرّي عَلِيِ‏بْنِ ‏ابيطالِب» براى هر پيامبرى صاحب سرّى است و صاحب سرّ من على‏بن‏ابى‏طالب است.

 

29404

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: وقت بخیر. استاد من سوالی دارم که پرسشش به صورت صریح به این معنا نیست که از این کار شرم ندارم. استاد من محبتی به پدر و مادرم ندارم و حتی بیشتر اوقات از آنها منزجر هم هستم، چون می‌بینم که آنها حق و ناحقی می‌کنند و به خودشان هم می‌گویم، و این بی محبتی من باعث می‌شود که به طور مداوم به شدت به آنها پرخاش کنم و گاهی هم از روی عصبانیتی که کنترل نمی‌شود ممکن است دستم خطا برود. (که ان شاء الله خدا مرا ببخشد) استاد من هر چه کردم نشد که محبتی ایجاد شود و از این همه ناراحتی نسبت به آنها خسته شدم و نمایل دارم آنها را دوست داشته باشم ولی نمی‌دانم چرا نمی‌شود. استاد اگر می‌شود راه به من نشان دهید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره آن‌ها از عمق دل، فرزندشان را دوست دارند. اگر خاری در پای شما رود، احساس می‌کنند در چشم خودشان رفته است. موفق باشید

28703
متن پرسش
سلام و عرض ادب: در شرح ده نکته از معرفت النفس فرمودید اید: «اکثر قریب به اتفاق بیماری ها به این صورت شروع می شود که ابتدا روح انسان آماده ی پذیرش آن بیماری می شود و سپس آن را به جسم سرایت می دهد و جسم مریض می شود و یا ابتدا روح از تعادل خارج می شود و بدن خود را درست تدبیر نمی کند و آثار آن عدم تدبیر آن است که عضوی از اعضا نمی تواند به حرکت طبیعی خود ادامه دهد» (خویشتن پنهان ص ۱۱۲) ۱. آیا این نکته نفی سبب های مادی (سرایت، میکروب، ویروس و...) بیماری است؟ یا به نحوی سبب های مادی را علت معده بر بیماری فرض شده و یا برعکس؟ آیا ممکن است فردی مثلا در یک محیط آلوده به کرونا قرار بگیرد و از لحاظ مادی همه ی شرایط برای ابتلا فراهم باشد ولی به خاطر عدم زمینه روحی برای پذیرش بیماری بیمار نگردد؟ در این صورت جایگاه رعایت های بهداشتی به این جهت است که نمی‌دانیم آیا روح ما آماده ی پذیرش بیماری را دارد یا نه؟ ۲. آیا تحلیل درستی است اگر بگوییم عدم رعایت امور شرعی و بی توجهی به عبادات به جهت خارج شدن نفس از تعادل و عدم تدبیر درست بدن توسط وی یک عامل بیماری است؟ در این صورت عکس این رابطه هم صادق باشد و بتوانیم به طور کلی دینداری را یک راه مقاومت بر ابتلا بیماری بدانیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شواهد و قرائن زیادی حکایت از همین نکته ای می‌کند که فرموده اید. آری! رویهمرفته روح است که اگر منفعل شد توان تدبیر و مقاومت بدن را کم می‌کند مگر عوامل مکانیکی مثل شمشیری که بر فرق مبارک مولایمان خورد. می ماند که آیا روح در عین وجه ایمانی و در عین رعایت دستورات بهداشتی به ادله ای که شاید امتحانی در کار باشد؛ مبتلا به بیماری نمی شود؟ که البته نمی‌توان این را گفت. در این شرایط بهترین راه، رعایت دستورات بهداشتی به حکم وظیفه است ولی قصه ی مرگ و زندگی را نمی‌توان در دست یک ویروس داد و بیش از حدّ از آن منفعل شد و زندگی طبیعی را تعطیل کرد. موفق باشید

28557

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد جان: لطفا و خواهشا سری به کانال تهاجم در تلگرام بزنید و تحلیل ها رو ببینید. من یه نمونش می‌فرستم اینجا. «انزوای عقلانیت؛ از کنستانتین تا مسلم‌بن‌عقیل» نوشته: «همه از چپ و راست می‌دانند رویدادهای ناگواری در پیش است.» ✅ بله! همه فهمیدند اما ۱۰ سال دیر... مثل همو که عصر عاشورا به کربلا رسید. آن هم چه فهمیدنی؟! نه محتوایش را می‌دانند، نه راه‌های حلّش را و نه فرجامش را... و این همان احتمال #فتنه_اقتصادی است که به فضل خدا گفتیم. ⬅ پ.ن: بدانید عزیزان من که همه این رخدادهای بد... از آن نفهمیدن ۱۰ ساله تا این گرانی‌های بی‌امان و دولت ناکارآمد و #بوی_خون؛ تماماً اثر عملکردی #خواص_تریبونی است. (امثال رائفی پور و گراهای غلط ایشون) بر منبر نشستگان بی‌کارنامه‌ای که مثل بچه‌ی بی‌مادرِ خو گرفته به دایه‌ها؛ از هر پستانی که کمک‌حال ورّاجی بیشتر باشد شیر بودجه و حمایت و قدرت می‌نوشند و اصولا نمی‌فهمند که در جهان پیرامونشان چه می‌گذرد. و البته در تلاشی عمیق و مجاهدتی عظیم برای منزوی‌سازی نخبگان نیز به سر می‌برند و روزی برشان نمی‌گذرد که «به دمی یا درمی یا قلمی یا قدمی» در جهت کشتن حرف‌های یک نخبه یا به محاق بردن بیشتر او کاری نکرده باشند. چه اگر اهل این اموی مسلکی و نو اخباری‌گری نبودند؛ دکّان حرف‌های سطحی و بی‌مبنایشان کساد می‌شد و کسی یاقوت و مرجان را در اِزای سکّه‌های حلبی آنها از دست نمی‌داد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این‌که ضعف‌هایی داریم بحثی نیست؛ ولی چرا به قوت‌ها و حضوری که در منطقه داریم نظر نمی‌شود؟ باید امثال آقای امید دانا موفقیت‌های ما را بر شمارند؟ و خودمان متوجه‌ی آن‌ها نباشیم؟ موفق باشید

28373

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد عزیز: در جلسه دهم خرد سیاسی مطالبی راجع به زیبایی و نگاه های به دور از میل جنسی و عدم اکتفای میل زیبایی خواهی بشر به صرف طبیعت فرمودید. نمی‌دانم تفصیل یا تصریح این مطلب را در جایی فرموده اید یا نه و اینکه این نوع دیدگاه، مشمول چه افرادی در جامعه می‌شود و ممنون می‌شوم اگر منبعی برای مطالعه بیشتر ذکر بفرمایید. آیا در مورد موسیقی هم می‌توان چنین نگاهی داشت و آن را بدون تاثیر وضعی دید؟ اگر این مطلب که با معیارهای خود فقها نیز تقریبا امروزه مرزکشی دقیق بین موسیقی حلال و حرام غیرممکن است را هم در نظر نگیریم، در نفس موسیقی ای که لذت بخش است، تجلی جمال الهی را دیدن، حتی اگر ریتم تندی هم داشته باشد، تاثیر منفی در سلوک افراد دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به طور پراکنده عرایضی شده است به‌خصوص در بحث «انقلاب_اسلامی_و_جهان_گمشده» که در کانال @esharat می‌توانید آن را دنبال کنید. ۲. فرق نمی‌کند بالاخره موسیقی نیز به عنوان صوت زیبا با انسان‌ها حرف دارد. موفق باشید

 

 

نمایش چاپی