باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم کتاب «از ظهور تا سقوط پهلوی» از فردوست، یا کتاب «از سید ضیاء تا بختیار» و یا کتاب «تاریخ معاصر» آقای موسی حقانی و یا آقای موسی نجفی خوب باشد. البته در جریان کتابهایی که این سالها به بازار آمده، نیستم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم از رفتار بعضی از رفقا گله مندم. موفق باشید
بسه تعالی: سلام علیکم: هر عنایت که داری ای درویش / هدیهی حق بدان، نه کردهی خویش.
میتوان هر دو حالت را آهنگی به سوی وحدت حضرت احدی دانست و سینه را گشاده کرد برای معارفی بالاتر، بالاتر از معارف مفهومی. مثنوی جناب مولوی در این مورد ، آب گوارایی خواهد بود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هنوز فرصتی برای ادامهی آن مباحث فراهم نشده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همین طور است که فرموده اند در آن حد که کفار با تجلی اسم جلال از محل رحمت الهی رانده می شوند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این موارد را با مطالعهی کتاب «ده نکته در معرفت نفس» و «خویشتن پنهان» و کتاب «معاد» که روی سایت هست انشاءالله دنبال بفرمایید تا نتایج خوبی نصیبتان شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. کار خوبی است که مباحث از طریق آن کانال دنبال میشود. ۲. بحث جناب ابنعربی در رابطه با «وحدت وجود» است و ظرائف آن إنشاءاللّه با دنبالکردن تفسیر «حمد» حضرت امام تا حدی آن نکته که در این جا مطرح فرمودید روشن میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم یکی از بهترین مطالبی که اندیشمندان دینی در نسبت با ماهیت تکنولوژی باید دنبال کنند، نکاتی است که جناب آقای مارتین هایدگر در مقالهی عالمانهی «پرسش از تکنولوژی» به میان آورده است. از آن جهت که روشن میکند مسیر تکنولوژی که مسیر انکشاف و الثیا بود به گشتل و به محاسبهپذیربودنِ طبیعت تبدیل شد و معتقد است برای عبور از این معضل باید نظر به منجی داشت، البته به همان معنایی که خود هایدگر میگوید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این یک قاعدهی مهم است که هر آنچه شرایط تقوا را در جامعه رشد دهیم، شرایط نفوذ نفاق، تنگتر میشود زیرا منافق هر ادعایی در راستای دینداری میتواند بکند ولی نمیتواند حقِ تقوا را ادا کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع «النفس جسمانیة الحدوث و روحانیة البقاء» مربوط به نفسِ همهی انسانها است. در این مورد سری به کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» بزنید بد نیست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم بعد از مطالعهی کتاب «خویشتن پنهان» و مطالعهی کتاب «معاد» همراه با ۷۵ جلسهی صوتی آن در این مورد آنچه باید بدانید، را یافتهاید. خواستید هم سری به کتاب «معرفتِ نفس و حشر» بزنید، ولی بیش از این وسواس به خود راه ندهید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! وجود، ذو مراتب است و پایینترین مرتبهی آن ماده میباشد که عین حرکت است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد چیز مشخصی نمیدانم ولی فکر میکنم با روحیهی توحیدی که خدا را مدّ نظر داشته باشیم و خوشخلقی و صلهی رحم و قانعبودن به آنچه حضرت حق عطا کرده است، چنین نقشههای شیطانی خنثی میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فرض این است که رفقا مباحث «ده نکته در معرفت نفس» و یا آنچه در کتاب «آنگاه که فعالیتهای فرهنگی پوچ میشود» را مطالعه کرده باشند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بله ممکن است. چنانچه انسان بر اساس اشارات دینی قلب خود را مطابق دستورات دین زنده نگه دارد عملاً عقل او نیز منور می شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این پیشنهادی که میفرمایید بیشتر به رویکرد کلی سایت مربوط میشود که از عهدهی ما برنمیآید. بیشتر تقاضای ما مربوط به آن است که کاربران در نسبت با سایت، چه مشکلاتی دارند تا آن مشکلات رفع گردد. موفق باشید
بسمه تعالی سلام علیکم و رحمت الله. یکی از مسائل امروز رعایت قوانین مختلف در کشور است. به عبارتی عمل به قوانینی که وضع شده اند در بسیاری از موارد شاید بتوان گفت ناممکن است. مثلا فرض بفرمائید شما به دلیل مسئله ای کاملا موجه به جلسه امتحان دیر رسیده اید و تنها راه برای توجیه غیبت برای شما این است که یک گواهی پزشکی مبنی بر کسالت بیاورید در حالی که دلیل عدم حضور شما در جلسه امتحان چیز دیگری است. این مسائل در کسب و کار فراوان رخ می دهد و با دیدن این مسائل دست و دل بنده به خیلی از کارها نمی رود و همین باعث فاصله گرفتن از بسیاری از فعالیت های اقتصادی شده است. البته هیچ کدام از این مسائل ربطی به حلال و حرام های اولیه شرعی و یا مسئله حق الناس ندارد. تنها مسئله عدم رعایت نص صریح قوانین است که واقعا عدم رعایت آن ها نیز نه موجب حق الناس می شود و نه به خودی خود یک حرام شرعی است. با توجه به مطالب بالا، آیا می توان گفت که نباید به صرف این مسائل خیلی در این موارد ریز شد و خود را از فعالیت های اقتصادی محروم کرد؟ با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده باید سعی کرد در زندگی مسیری را انتخاب کنیم که با چنین چالشهایی روبهرو نگردیم. زیرا به هر حال مسیر طلب رزق، آنهم رزقی که حضرت ربّ العالمین از قبل برای ما تقدیر فرموده، نباید همراه با چنین اموری باشد. موفق باشید
با عرض سلام خدمت استاد گرامی، در جستجوی زبان فطرت سینما و ظهور عقل تکنیکی در دوربین انقلاب اسلامی، لطفا راهنمایی بفرمایید. چنین دوربینی چه می بیند؟ و ما را به کجا دعوت می کند؟ و چگونه حضوری را برای ما رقم می زند؟ همانطور که دوربین سنتهای جاری در عالم را می بیند و ضبط می کند، وجود انسان هم ضبط کننده است. و همین ویژگی ذاتی به دوربین هویتی زنده از جنس حضور تاریخی می دهد. دوربین اگر چه ظاهری را ضبط می کند ولی با نحوه ی ضبط کردنش باطنی را نشان می دهد. دوربین در دل صحنه ها به دنبال معنا و مأوا به حرکت در می آید و از طریق حرکت و سکون در مواجهه با آنچه در برابرش قرار گرفته است، با ما صحبت می کند و با جهت گیری و زاویه ی نگاه و قاب تصویر، ارزش گذاری و حس وجودی اش را بیان می کند. دوربین حسِ بودنی را بیان میکند و نسبت به داستان در موقعیتی قرار می گیرد و تصاویری را به نمایش در می آورد که جهت گیری وی را نسبت به تجلیات حق آشکار می کند. دوربین اگر ایمان و قدرت ایمان را بشناسد میتواند حیات حقیقی را در ایمان قوی عبودیت نشان بدهد. اینکه دوربین تلاش کند چیزی را شریکِ حق نگرداند و نگاهش پیوسته وحدت وجود را بیان کند، ایمان و عرفانِ دوربین را میخواهد. عرفان نسبت ها و رابطه هایی را در میدانِ دید قرار می دهد تا هویتی از جنس تجلی آشکار شود. این نسبت ها در تکنیک سینما با داستان، حرکات دوربین، شخصیت ها و مکان ها تعریف می شود. از آنجایی که انسانیّت شاعرانگی است، در یک اثر سینمایی که می خواهد به شعر نزدیک شود، همگیِ این عناصر شعور دارند و حریم انسانیّت را نگه می دارند و البته بیشترین انسانیّت باید در نگاه دوربین باشد. قلب تپنده ی دوربین با جاذبه و دافعه زنده است. دوربین در داستان جذب زیبایی ها می شود، و چه چیزی زیباتر از قلبی که با ایمان زینت یافته است. ایمان و استقامت ورزیدن در آن به قدری جذاب است که بر طبق آیات قرآن فرشتگان را به طرف خود می کشاند. از این رو فیلم های مختلفی در سراسر جهان با استفاده از این تکنیک و به تصویر کشیدن ایمان قهرمان، مخاطبان را جذب کرده اند. زیرا فطرتاً ایمان زیباست. از طرفی زیبایی قلب مؤمن از عرش رحمان است و مقام تدبیر عالم قدس. و انسان مؤمن برای حفظ حریمِ نور مقدسی که در قلبش تابیده است تا عرصه شهادت به پیش میرود. پس برای نشان دادن این زیبایی، دوربین حفظ حریم ها را نشان می دهد. چرا که حریم نسبت ارتباط ابعاد وجودی انسان با حقیقت است، از درون تا بیرون. پس برای رسیدن به حرم امن الهی در تکنیک سینما، صحبت از شعور می شود، و شاعرانگی در حرکات دوربین و تصاویر ظهور می کند. تصویری که دوربین نشان میدهد. همان نگاهی است که کثرت را به وحدت می برد. از طرفی اگر چه نشان دادن تصویر به صورت دو بعدی به فضای نقاشی و خیال نزدیک تر است و نشان دادن آن به صورت سه بعدی، دنیای مادی و ظاهری را بیشتر تداعی می کند. ولی از آنجا که حقیقت بی نهایت بعد دارد و یا به عبارت بهتر بی نهایت وجه و در دعای جوشن کبیر حقیقت، با بی نهایت اسم خوانده می شود، فرم حقیقی می تواند از سه بعد عبور کند و ماوراء سه بُعد یعنی بی نهایت بُعد را نشان دهد. از آنجایی که باطن عالم صورت حق است، دوربین به جای اینکه گوش نشان دهد، شنیدن را نشان میدهد و در حالت خلوص مظهر «السمیع» می شود. در هر صورت حرکات دوربین حالی را منتقل می کند که در آن اسم «الباعث» به صحنه می آید و بر انگیختگی در مخاطب پدیدار می شود. «یا باعث و یا وارث» و دوربین می تواند به قدری بی گناه به عالم بنگرد، که مخاطب را وارث فضای پاک فیلم کند. دوربین جامع تر و ملکوتی تر می بیند و با جزئیات بیشتر، ظرافتی را نشان میدهد که فراتر از ادراک حضور لحظه ایی انسان در صحنه است. دوربین چشم خداست. پاک است. زیبا می بیند. و جایی که چشم گناه می کند، دوربین در چشم بازیگر قرار نمی گیرد و زاویه دید او را نشان نمی دهد. دوربین خطاپوش است و نواقص را دنبال نمی کند و فقط برای عبرت متذکر می شود. دوربین مومن است میخواهد خودش را در نور مومن دیگر ببیند و هر کجا کمالات می بیند تأمل می کند. هر جا انسانیت، بندگی و عبودیت می بیند، محو تماشا می شود و «ما رأیت الا جمیلا» می گوید. و دوربین نیروی حرکت الهی است، که در صحنه جاری است آنگاه که ظالمی را متوقف میکند. و از طرفی ظهور زیبایی حقیقی در تکنیک سینما بر حرکت استوار است؛ و حرکت معقولی است که به حس در می آید، چه حرکت وضعیِ دوربین و حرکت انتقالی بین صحنه ها و تصاویر به کمک تدوین. حرکت ریشه در حس وجودیِ موجودات دارد، که در خاصیت های مختلف به ظهور می آید. و دوربین با نوع حرکتش مخاطب را در حس وجودی مربوط به همان حرکت حاضر میکند. حس کشیده شدن، پاره شدن، در هم تنیده شدن، تحمل کردن فشار و معلق بودن در هوا. حرکت حتی میتواند حس پرستش گونه ایی را به تصویر بکشد و مانند پروانه ایی که به دور شمع میگردد به دور تجلیات حق بگردد و حس شوق و طلب آسمانی شدن را منتقل کند و مظهر اسم «الواسع» شود. از طرفی حرکت صورت فیض حق بر طبق استعداد تعینات است. و در صحنه هایی از داستان، نحوه ی حرکت دوربین میتواند صورت فیض حق باشد. و رعایت قاعده ی عمل و عکس العمل، دعا و اجابت دعا، طلب و افاضه ی فیض، نوع حرکت را تکمیل می کند و معنا را حقیقی تر منتقل می کند. و هر چقدر حرکات دوربین پیچیده تر باشد معانی متفاوت تری را منتقل می کند و حرکت ساده ی دوربین در کنار حرکات پیچیده و منحنی می تواند هندسه ی حرکتی غنی تری را در کنار معنای عمیق تر ارائه کند. حرکت و سکون دوربین میتواند معنای معیّت و تقابل را هم القا می کند و متناسب با معنای تصویر و حرکت آن، هم راستا بودن و غیر هم راستا بودن، سازگاری و ستیز، پذیرش و گریز، جاذبه و دافعه را هم مطرح کند. از طرفی چه حرکت دوربین نوع حضور فیزیکی را می تواند منتقل کند. اما حرکت دوربین شوق و نگرانی های دل هم است. در روایت آمده است که هر کجا چشم برود، دل هم می رود. بنابراین دوربین تنها حضور چشم نیست، حضور دل است. همچنین هندسه و سرعت حرکت اگر متناسب با دستگاه ادراکی انسان باشد، حس امنیت و تعادل و اگر نامتناسب با آن باشد حس عدم امنیت و عدم تعادل را منتقل کند. هر چند که دوربین باید از حرکات نمایشی و خودنمایی پرهیز کند و با تقوی باشد و خروجی از تاریکی به نور داشته باشد.
- باسمه تعالی: سلام علیکم: نکات بسیار خوبی را در رابطه با «دوربین» متذکر شدید وقتی به گفته جنابعالی دوربین از حرکات نمایشی و خودنماییها پرهیز کند. آری! همچنانکه در متون دینی خود داریم حضرت عیسی«علیهالسلام» به یاران خود فرمودند: «به دندانهای سفید آن لاشه بنگرید» و افق دیدها را به سویی راهنمایی کردند که نگاه بر زیباییها است؛ میتوان جایگاه دوربین را نیز در این تاریخ و در این زمان آنطور معرفی نمود تا انسانها با چشمِ دوربینی که بر شانه سالکی چون شهید آوینی است، واقعیتها را بنگرد. و این رسالت بزرگی است که افراد میتوانند در این تاریخ از طریق دوربین به نمایش بیاورند و به یک معنا «وقت»، وقتِ دوربین در فضای مجازی است تا حقیقت در آینه همین صحنهها به نمایش آید. مهم آن است که متوجه شویم تا کجاها میتوان از دوربین متذکر اموری شد که در عین ظاهربودن، باطن هستند و این معجزه «دوربین» است وقتی در اختیار شهید آوینیها باشد. بهتر میدانم که رفقا همین متنی را که نوشتهاید، دوباره بخوانند و در باره آن فکر کنند تا معلوم شود در کجا میتوان ایستاد و در آنجا دوربین را بر دوش گذاشت که آنجا، هر جایی نیست و متفکران اصیل امروز جهان متوجه چنین امری شدهاند، هرچند شیطان نیز در فهم استعداد دوربین بیگانه نیست و راه ما راهی است که از چشم شیطانی عبور کنیم و با چشمی که در دل واقعیات، حقیقت را برجسته میکند؛ عالَم را بنگریم و این از تواناییهای امروزین دوربین در تکنیک سینما خواهد بود. پیشنهاد میشود بحث «نگاهی پدیدار شناسانه به تکنیک سینما»https://eitaa.com/matalebevijeh/9541 ملاحظه گردد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که متوجه شدهاید بنده و امثال بنده در افقی که خودمان مطالب را دنبال میکنیم در خدمت رفقا هستیم. ملاحظه کنید که در آیه 215 سوره بقره میفرماید: «يَسْئَلُونَكَ ما ذا يُنْفِقُونَ قُلْ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ خَيْرٍ فَلِلْوالِدَيْنِ وَ الْأَقْرَبينَ وَ الْيَتامى وَ الْمَساكينِ وَ ابْنِ السَّبيلِ وَ ما تَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَليمٌ» ای پیامبر! از تو میپرسند چه چیزی انفاق کنند؟ ولی خداوند در جواب به جای اینکه مستقیماً سؤالِ سؤالدهنده را جواب دهد؛ مطلب را در میدان دیگری میبرد که آنچه انفاق میکنند کار خوبی است و اینکه به چه کسانی باید انفاق کنند. اساساً این سایت، جوابگوی سؤالاتی است که کاربران محترم در مواجهه با کتابهایی که بنده خدمت رفقا تألیف کردهام و یا مباحثی که شده است؛ وگرنه اگر بنا را بگذاریم که در مواجهه با دریای سؤالات کاربران، خود را جوابگو بدانیم نه توان آن را داریم و نه فرصت آن را. از اینکه از صراحت آیه عدول میفرمایید که میفرماید: «قُلْ فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِهِ» به آیهای که میفرماید: «فَلْيَأْتُوا بِحَدِيثٍ مِثْلِهِ» و حدیث را به معنای آیه میگیرید، باید تعجب کرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هنوز بنده منتظرم تا آخرین شأنی که بناست در این تاریخ در رابطه با اربعین امسال به ظهور آید؛ شکل بگیرد و معلوم شود حضرت حق چه شأنی را تقدیر فرمودهاند. ما و مردم عراق و موکبداران همچنان در انتظاریم، و باز هم انتظار و آنچه در افق آینده در حال پیش آمدن است. هیچ انتظاری بیجواب نمیماند. راستی! اربعینی که در پیش است چگونه اربعینی است؟!! موفق باشید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همان طور که مستحضرید بحث «جهان بین دو جهان» موضوعی است که نیاز به بحث و تفصیل زیاد دارد که در سه کتاب اخیر بنده که فعلاً یکی از آنها به چاپ رسیده است، تا حدی افق حضور در جهان بین دو جهان روشن می شود. آری! همان طور که می فرمایید باید ماورای جریانهای سیاسی و حزبی، انسان خود را در این تاریخ حاضر کند و مسلم حضرت صاحب الأمر «عجل الله تعالی فرجه» که صاحب زمان هم هستند، صاحب همه جهان ها می باشند.
آری! مسلم نسبتی بین اراده الهی در جوابگویی نیاز انسانها مطابق تاریخ و تقاضای انسانها در تاریخ در صحنه است که در کتابهای مذکور تا حدی بدان پرداخته شده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. فکر میکنم این امور با توهّمات و ساختن توهّمات همراه است. خداوند به انسان عقل داده است که بتواند با آن زندگی کند. ۲. ان شاءالله با توبه، انسان میتواند در جایگاهی قرار گیرد مثل کسی که گناه نکرده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر انسان صرف اسم جلال باشد، همینطور است. ولی اولیای الهی در مقام جمع این دو اسم هستند یعنی: «أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به حضور در جهانی فکر کنید که خداوند در ماه رجب به رجبیون داده است. شب گذشته عرایضی تحت عنوان «ماه رجب، ماه حضور در عالَم به حضور خدا» شد که امروز یا فردا میتوانید صوت آن را روی سایت بیابید. إنشاءالله میتواند تذکری در این رابطه باشد.
موفق باشید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به روایت «کُنتُ کنزاً مخفیاً فأحببت أن اُعرف فخلقتُ الخلق لکَی اُعرف» میفهمیم حضرت حق مخلوقات را خلق کردهاند تا شناخته شوند. از طرفی خود را در آن مخلوقات میچشند، ولی خودی را که نازلهی آن چیزی است که در ذات خود دارند یعنی در عین حضور ذات، نازلهی ذات خود را در آینهی تفصیل به نمایش مینشیند. موفق باشید
