بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
29774

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی. سلام علیکم: برای فهمیدن ویرانی هایی که حکومت پهلوی و قاجار به ایران تحمیل کردند چه منابعی رو معرفی می‌کنید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم کتاب «از ظهور تا سقوط پهلوی» از فردوست، یا کتاب «از سید ضیاء تا بختیار» و یا کتاب «تاریخ معاصر» آقای موسی حقانی و یا آقای موسی نجفی خوب باشد. البته در جریان کتاب‌هایی که این سال‌ها به بازار آمده، نیستم. موفق باشید

29369
متن پرسش
سلام بر استاد: بعضی از معرفت جویان، از نحوه پاسخگویی رفقا به سوالاتشان اعتراض کردند. بی زحمت اگر وقت فرمودید ملاحظه بفرمایید و اگر صلاح بود به رفقای عزیزتر از جانمان بفرمایید که: بخدا ما هم می‌دانیم شما منظوری ندارید ولی به هر صورت این فضا مجازیست و لحن مشخص نیست، پس سعی کنند کمی گشاده رویی را در کلامشان پررنگ کنند چرا که اکثرا غرور برداشت می‌شود در فضای مجازی. این فضا سواد خاص خودش را هم می‌طلبد دیگر... برای این مخاطب فرّار و همچون ماهی ... یک لحظه لبخند یا روی خوش هم یک لحظه است. البته من که باشم که در مورد ایشان اظهار نظر کنم فقط بحث برادری است و حرفهایی که می‌شنوم چون این موضوع پر تکرار بود، یک نمونه برایتان فرستادم، حدودا بیست مورد دیگر به بنده گفته شد. می گویند: خواهش می‌کنم به استاد طاهرزاده بگین بعضی شاگرداشون خیلی بد اخلاقن. به خداوندی خدا پیامی که الان به شما دادم و جوابم رو به این خوبی گرفتم رو دادم به یکی از بچه های اصفهان که معروفه که شاگرد استاده بخدا جوری باهام حرف زد که سه روز حالم بد شد. آخه اون استاد کجا اینها کجا؟ تو رو ارواح جدت به استاد برسون پیام من رو. یک کیلومتر متن نوشتم برای طرف، تعریف تمجید، خوش به حالتون در جوار استادید، خوش به سعادتتون این مباحث رو کار می‌کنید و هزار تا چیز دیگه نوشتم: به من جواب داده: علیکم السلام. همین! انصافا همین! خب معلومه اینم نوشته که سلامه بی جواب نمونه دیگه. شما میگید حتما کار داشتن. حتما مشکلی پیش اومده براشون. من قبول می‌کنم ولی خب چرا شما الان اینجوری جواب ندادی. چرا استاد با اون همه شلوغ بودن سرش اونجوری جواب نداد؟ نمیتونم توجیهی براش پیدا کنم. این رفتار باید اصلاح بشه و شما هم حتما به استاد بگید که خبر داشته باشن. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم از رفتار بعضی از رفقا گله مندم. موفق باشید

29285

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد وقتتون بخیر: خسته نباشید، ان شاءالله سلامت باشید و نگاه رحمت خداوند همیشه همراهتون، استاد حالتی بهم دست داد که انگار تشنه خدا و ارتباط و قرب به خدا شده بودم و نمیدونستم این عطش رو چه جوری خاموش کنم یا جواب بدم، حتی در ظاهر هم احساس عطش و تشنگی شدیدی داشتم و هر چی آب می‌خوردم سیر نمی‌شدم، نمی‌دونم توهم باشه یا اینم یکی از آثار و جلوه ظاهری اون باشه، استاد این جور مواقع باید چیکار کرد تا این آتیش درونی درست هدایت بشه؟ تشکر استاد و التماس دعا
متن پاسخ

بسه تعالی: سلام علیکم: هر عنایت که داری ای درویش / هدیه‌ی حق بدان، نه کرده‌ی خویش.

می‌توان هر دو حالت را آهنگی به سوی وحدت حضرت احدی دانست و سینه را گشاده کرد برای معارفی بالاتر، بالاتر از معارف مفهومی. مثنوی جناب مولوی در این مورد ، آب گوارایی خواهد بود. موفق باشید

28774

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: در رابطه با بحث تفکر قرآنی که ۹ جلسه از آن بر روی سایت قرار دارد. آیا این بحث ادامه دارد؟ چون ظاهرا بحث به نقطه نهایی نمی‌رسد و انتظار می‌رود همچنان ادامه داشته باشد. از طرفی در طول بحث هم مواردی جهت توضیح بیشتر به جلسات بعد موکول می شود ولی در ادامه صحبتی نمی شود. با تشکر از شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هنوز فرصتی برای ادامه‌ی آن مباحث فراهم نشده است. موفق باشید

28295

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد منظور از انسان در آیه «یا أَيُّهَا الإنسان إِنَّكَ كَادِحٌ إلى رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِيهِ» بعضی از انسانها را می‌فرمایند یا همه انسانها منظور است؟ استادی میگفتن همه انسان ها چه کافر چه مومن دارن به قرب الی ا...نزدیک می شوند، ولی یکسری به جمال الهی و یکسری به سمت جلال الهی به خدا نزدیک می شوند، یعنی افرادی مثل شمر و هیتلر متحلق به صفات جلال الهی شدند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین طور است که فرموده اند در آن حد که کفار با تجلی اسم جلال از محل رحمت الهی رانده می شوند. موفق باشید

27893

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد گرامی سلام لطفا بفرمایید: ۱. فرایند قبض روح چیست و حضرت عزرائیل چگونه جان انسان ها می گیرد؟ ۲. چرا پس از خواب روح به بدن بر می گردد ولی پس از مرگ دیگر این امکان وجود ندارد؟ ۳. لطفا در خصوص فرایند خواب رفتن هم توضیح بفرمایید که چگونه انسان به خواب می رود؟ ۴. آیا خواب رفتن هم توسط حضرت عزرائیل انجام می شود؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این موارد را با مطالعه‌ی کتاب «ده نکته در معرفت نفس» و «خویشتن پنهان» و کتاب «معاد» که روی سایت هست ان‌شاءالله دنبال بفرمایید تا نتایج خوبی نصیب‌تان شود. موفق باشید

27560

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام بر استاد: من طلبه ام و عاشق فلسفه و عرفانم. به تازگی با کانال معرفت حق آشنا شدم که سیر شما رو به طور قطره چکانی کار می‌کنند. پایه ششم هستم. بنظرتون ادامه بدم اون رو؟ و اینکه خودمم دارم سیر رو آروم میخونم علاوه بر اون کانال. سوال بعدیم: ابن عربی می گوید: «الكلمة هي الله متجلياً . . . وهي عين الذات الإلهية لا غيرها.» (فصوص الحکم، بخش دوم، صفحه ۳۵) مقصود چیست؟ آقای وحدتی پاسخ ندادن گفتن این دست موارد رو از خودتون بپرسیم. ممنون دعام کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. کار خوبی است که مباحث از طریق آن کانال دنبال می‌شود. ۲. بحث جناب ابن‌عربی در رابطه با «وحدت وجود» است و ظرائف آن إن‌شاءاللّه با دنبال‌کردن تفسیر «حمد» حضرت امام تا حدی آن نکته که در این جا مطرح فرمودید روشن می‌شود. موفق باشید

27445
متن پرسش
سلام علیکم: حضرتعالی بصورت ویژه تاکید بر این داشته اید که ابزارها و تکنیک ها حامل فرهنگ و تمدن هستند و تکنولوژی مدرن بصورت ویژه برخاسته از فرهنگ مدرنیته و مبنای انسان ابزار ساز و تصرف در طبیعت به قصد تمتع بیشتر است و از شاخه های فرهنگ و تمدن مدرنیته بشمار می رود. بعضی به این مسئله منتقدند و می گویند انسان، ابزار ساز است و نه ابزار، انسان ساز. پس اگر بپذیریم که ابزارها آن قدر قدرت دارند که می توانند جبراً ما را به هر سمت و سویی بکشانند، آن وقت این ذیل منطق مارکسیستی معنا می شود. تکنولوژی و ابزارها صرفا مرهون تلاشها و رهاورد تمدنی مدرنیته نیست بلکه محصول زحمات کل بشریت است گرچه در رنسانس بصورت ویژه ای بر روی آن تمرکز شد و بحث تصرف در طبیعت به قصد تمتع بیشتر در آن موثر بود ولی نمی توان گفت ابزاری که در غرب ساخته می شود حامل و تحمیل گر فرهنگ غرب است. لذا فرهنگ برتر که فرهنگ اسلامی باشد می تواند آن ابزار و تکنیک را به خدمت بگیرد و به تعبیری آن را را از جنبه ایدئولوژیک به جنبه ابزاری و روشی بدل کند. لطفا در این مورد توضیحات و نکاتی بفرمایید و اینکه این مطلب واقعا دقیق است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم یکی از بهترین مطالبی که اندیشمندان دینی در نسبت با ماهیت تکنولوژی باید دنبال کنند، نکاتی است که جناب آقای مارتین هایدگر در مقاله‌ی عالمانه‌ی «پرسش از تکنولوژی» به میان آورده است. از آن جهت که روشن می‌کند مسیر تکنولوژی که مسیر انکشاف و الثیا بود به گشتل و به محاسبه‌پذیربودنِ طبیعت تبدیل شد و معتقد است برای عبور از این معضل باید نظر به منجی داشت، البته به همان معنایی که خود هایدگر می‌گوید. موفق باشید

25665
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: استاد، شیوه اصیل برخورد پیامبر اکرم (ص) و ائمه اطهار (ع) با جریان نفاق چگونه بوده است و با توجه به این سیره، امروز تکلیف ما در برابر این جریانی که موریانه وار در حال ضربه زدن به انقلاب است چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این یک قاعده‌ی مهم است که هر آن‌چه شرایط تقوا را در جامعه رشد دهیم، شرایط نفوذ نفاق، تنگ‌تر می‌شود زیرا منافق هر ادعایی در راستای دینداری می‌تواند بکند ولی نمی‌تواند حقِ تقوا را ادا کند. موفق باشید

25585

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد عزیز خدا قوت. سوالی ذهن مرا مشغول کرده که اگر وضو در فلسفه خود بدلیل نگاه به کثرات بوده پس چرا پیامبر وضو می گیرد؟ دوم اینکه آیا حقیقت الانسان که خطا کرد منظور اهل بیت (ع) هم بوده یا نه؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع «النفس جسمانیة الحدوث و روحانیة البقاء» مربوط به نفسِ همه‌ی انسان‌ها است. در این مورد سری به کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» بزنید بد نیست. موفق باشید

25495
متن پرسش
سلام استاد: شبتون بخير استاد بنده كتب انسان شناسي شما (٦جلد) و معرفت النفس علامه حسن زاده و انسان از آغاز تا انجام علامه جوادي و انسان شناسي در قرآن علامه را مصباح خواندم. هنوز هم خيلي سوال دارم. راجع به نفس و روح - نظر ابن سينا و ملاصدرا. اگر امكانش هست لطف كنين سير مطالعاتي پيشرفته تري معرفي كنين.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم بعد از مطالعه‌ی کتاب «خویشتن پنهان» و مطالعه‌ی کتاب «معاد» همراه با ۷۵ جلسه‌ی صوتی آن در این مورد آن‌چه باید بدانید، را یافته‌اید. خواستید هم سری به کتاب «معرفتِ نفس و حشر» بزنید، ولی بیش از این وسواس به خود راه ندهید. موفق باشید

25243
متن پرسش
سلام خسته نباشید: اینکه در مبحث حرکت جوهری گفته اید حرکت مرتبه ای از وجود است، دقیقا یعنی چی؟ مگه به جز عقل و مثال و ماده، مرتبه ای به نام حرکت داریم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! وجود، ذو مراتب است و پایین‌ترین مرتبه‌ی آن ماده می‌باشد که عین حرکت است. موفق باشید

25076

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و تشکر بابت جواب به سوالاتم. من چند سوال دارم. اول اینکه چطور می شود متوجه شویم که آیا جادو شده ایم یا نه؟ یا اینکه آیا جادو یا سحر در زندگیمان افتاده؟ من خانمی بیست و نه ساله هستم که هفت سال است ازدواج کرده ام که از حدود دو سال و نیم پیش شاهد تغییر رفتار یک دفعه ای همسرم شدم به طوری که ایشان جواب حرف من را هم نمی دهد و بعضی اوقات اصلا از صبح تا شب یا در خانه نیست یا اگر هست شده که کلمه ای با من حرف نمی زند و جواب حرفهایم را با عصبانیت می دهد هر چند من سعی در آرام کردن اوضاع دارم و بعضی از رفتارهای غیر طبیعی که باعث تعجب دیگران هم شده البته قبلا اختلاف بین ما بوده اما اصلا در این حد نبوده و من قبل از این دو سال و نیم سختی زیادی را به خاطر مسایل اقتصادی همسرم تحمل کرده ام اما بعضی وقتها او حتی این قضیه را برعکس می داند و رفتارهای این چنینی. من فکر می کنم شاید جادو باشد که البته دشمن هم زیاد داریم و اما از شما عاجزانه در خواست راه حل دارم. اول از کجا بدانم جادو هست یا نه. با این فرص که در ذهن من وجود جادو در زندگیم خیلی قوی حس می شود و دوم اینکه راه حل چیست و سوم اینکه آیا اینکه آموختن سحر برای ابطال آن اشکال ندارد نظر درستی است که من از علما خوانده ام؟ چهارم اینکه یکی از افراد درجه دوم فامیل دایم به من گوشزد می کند که افراد جادوگری در اطرافم هستند که باید مواظب باشم البته در مورد یکی از آنها به من صدق حرف های ایشان ثابت شده، اما ایشان در مورد دو نفر از اعضای خانواده خودم نیز این نظر را دارند. خب سوال من این است وظیفه من در مواجهه با آنها چیست؟ آیا می شود با آنها قطع ارتباط کنم وقتی آنها خانواده من هستند؟ ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد چیز مشخصی نمی‌دانم ولی فکر می‌کنم با روحیه‌ی توحیدی که خدا را مدّ نظر داشته باشیم و خوش‌خلقی و صله‌ی رحم و قانع‌بودن به آن‌چه حضرت حق عطا کرده است، چنین نقشه‌های شیطانی خنثی می‌شود. موفق باشید

24736

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت شما استاد بزرگوار: شما فرموده اید که یاد خدا به صورت حضوری با برکت تر از یاد خدا به صورت حصولی است حال می شود تفاوت علم حضوری با علم حصولی را توضیح دهید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فرض این است که رفقا مباحث «ده نکته در معرفت نفس» و یا آن‌چه در کتاب «آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» را مطالعه کرده باشند. موفق باشید

24219

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: می توان گفت باور یا ایمان یعنی درک و آگاهی و فهم عقلی است که مورد تصدیق قلب قرار می گیرد. یعنی قلب با تزکیه و اعمال صالح در راستای نفی منیت و در جهت بندگی خدا کم کم مفاهیم دین را تصدیق می کند و به باور دینی می رسیم. حالا سوالم این است که می شود قلب بدون درک عقلی به باور برسد؟ شاید این حالت یقین باشد؟ و اگر چنین باشد قلب چکار باید بکند آیا همان کارهای قبل را با درجه و کیفیت بالاتر؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بله ممکن است. چنانچه انسان بر اساس اشارات دینی قلب خود را مطابق دستورات دین زنده نگه دارد عملاً عقل او نیز منور می شود. موفق باشید

24181
متن پرسش
با سلام: در مورد پیشنهاد برای بهبود عملکرد سایت به دلیل اینکه یکی از مهمترین قسمتهای سایت قسمت پرسش و پاسخ هست و چون پاسخگویی به سوالات کمی زمان بر است، و برخی موضوعات سوال و جواب زیادی دارد، لطفا شرایطی فراهم شود تا یکسری کارشناس خبره به صورت آنلاین پاسخ دهند، به گونه ای که شخص سوال کننده بتواند مدت زمان کوتاهی به صورت مباحثه ای در مورد موضوع مد نظرش به سوال و جواب بپردازد، تا ان شاءلله به نتیجه مد نظر در کمترین زمان دست یابد. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این پیشنهادی که می‌فرمایید بیشتر به رویکرد کلی سایت مربوط می‌شود که از عهده‌ی ما برنمی‌آید. بیشتر تقاضای ما مربوط به آن است که کاربران در نسبت با سایت، چه مشکلاتی دارند تا آن مشکلات رفع گردد. موفق باشید

32801

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسمه تعالی سلام علیکم و رحمت الله. یکی از مسائل امروز رعایت قوانین مختلف در کشور است. به عبارتی عمل به قوانینی که وضع شده اند در بسیاری از موارد شاید بتوان گفت ناممکن است. مثلا فرض بفرمائید شما به دلیل مسئله ای کاملا موجه به جلسه امتحان دیر رسیده اید و تنها راه برای توجیه غیبت برای شما این است که یک گواهی پزشکی مبنی بر کسالت بیاورید در حالی که دلیل عدم حضور شما در جلسه امتحان چیز دیگری است. این مسائل در کسب و کار فراوان رخ می دهد و با دیدن این مسائل دست و دل بنده به خیلی از کارها نمی رود و همین باعث فاصله گرفتن از بسیاری از فعالیت های اقتصادی شده است. البته هیچ کدام از این مسائل ربطی به حلال و حرام های اولیه شرعی و یا مسئله حق الناس ندارد. تنها مسئله عدم رعایت نص صریح قوانین است که واقعا عدم رعایت آن ها نیز نه موجب حق الناس می شود و نه به خودی خود یک حرام شرعی است. با توجه به مطالب بالا، آیا می توان گفت که نباید به صرف این مسائل خیلی در این موارد ریز شد و خود را از فعالیت های اقتصادی محروم کرد؟ با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده باید سعی کرد در زندگی مسیری را انتخاب کنیم که با چنین چالش‌هایی روبه‌رو نگردیم. زیرا به هر حال مسیر طلب رزق، آن‌هم رزقی که حضرت ربّ العالمین از قبل برای ما تقدیر فرموده، نباید همراه با چنین اموری باشد. موفق باشید

32326
متن پرسش

با عرض سلام خدمت استاد گرامی، در جستجوی زبان فطرت سینما و ظهور عقل تکنیکی در دوربین انقلاب اسلامی، لطفا راهنمایی بفرمایید. چنین دوربینی چه می بیند؟ و ما را به کجا دعوت می کند؟ و چگونه حضوری را برای ما رقم می زند؟ همانطور که دوربین سنتهای جاری در عالم را می بیند و ضبط می کند، وجود انسان هم ضبط کننده است. و همین ویژگی ذاتی به دوربین هویتی زنده از جنس حضور تاریخی می دهد. دوربین اگر چه ظاهری را ضبط می کند ولی با نحوه ی ضبط کردنش باطنی را نشان می دهد. دوربین در دل صحنه ها به دنبال معنا و مأوا به حرکت در می آید و از طریق حرکت و سکون در مواجهه با آنچه در برابرش قرار گرفته است، با ما صحبت می کند و با جهت گیری و زاویه ی نگاه و قاب تصویر، ارزش گذاری و حس وجودی اش را بیان می کند. دوربین حسِ بودنی را بیان می‌کند و نسبت به داستان در موقعیتی قرار می گیرد و تصاویری را به نمایش در می آورد که جهت گیری وی را نسبت به تجلیات حق آشکار می کند. دوربین اگر ایمان و قدرت ایمان را بشناسد می‌تواند حیات حقیقی را در ایمان قوی عبودیت نشان بدهد. اینکه دوربین تلاش کند چیزی را شریکِ حق نگرداند و نگاهش پیوسته وحدت وجود را بیان کند، ایمان و عرفانِ دوربین را می‌خواهد. عرفان نسبت ها و رابطه هایی را در میدانِ دید قرار می دهد تا هویتی از جنس تجلی آشکار شود. این نسبت ها در تکنیک سینما با داستان، حرکات دوربین، شخصیت ها و مکان ها تعریف می شود. از آنجایی که انسانیّت شاعرانگی است، در یک اثر سینمایی که می خواهد به شعر نزدیک شود، همگیِ این عناصر شعور دارند و حریم انسانیّت را نگه می دارند و البته بیشترین انسانیّت باید در نگاه دوربین باشد. قلب تپنده ی دوربین با جاذبه و دافعه زنده است. دوربین در داستان جذب زیبایی ها می شود، و چه چیزی زیباتر از قلبی که با ایمان زینت یافته است. ایمان و استقامت ورزیدن در آن به قدری جذاب است که بر طبق آیات قرآن فرشتگان را به طرف خود می کشاند. از این رو فیلم های مختلفی در سراسر جهان با استفاده از این تکنیک و به تصویر کشیدن ایمان قهرمان، مخاطبان را جذب کرده اند. زیرا فطرتاً ایمان زیباست. از طرفی زیبایی قلب مؤمن از عرش رحمان است و مقام تدبیر عالم قدس. و انسان مؤمن برای حفظ حریمِ نور مقدسی که در قلبش تابیده است تا عرصه شهادت به پیش می‌رود. پس برای نشان دادن این زیبایی، دوربین حفظ حریم ها را نشان می دهد. چرا که حریم نسبت ارتباط ابعاد وجودی انسان با حقیقت است، از درون تا بیرون. پس برای رسیدن به حرم امن الهی در تکنیک سینما، صحبت از شعور می شود، و شاعرانگی در حرکات دوربین و تصاویر ظهور می کند. تصویری که دوربین نشان می‌دهد. همان نگاهی است که کثرت را به وحدت می برد. از طرفی اگر چه نشان دادن تصویر به صورت دو بعدی به فضای نقاشی و خیال نزدیک تر است و نشان دادن آن به صورت سه بعدی، دنیای مادی و ظاهری را بیشتر تداعی می کند. ولی از آنجا که حقیقت بی نهایت بعد دارد و یا به عبارت بهتر بی نهایت وجه و در دعای جوشن کبیر حقیقت، با بی نهایت اسم خوانده می شود، فرم حقیقی می تواند از سه بعد عبور کند و ماوراء سه بُعد یعنی بی نهایت بُعد را نشان دهد. از آنجایی که باطن عالم صورت حق است، دوربین به جای اینکه گوش نشان دهد، شنیدن را نشان می‌دهد و در حالت خلوص مظهر «السمیع» می شود. در هر صورت حرکات دوربین حالی را منتقل می کند که در آن اسم «الباعث» به صحنه می آید و بر انگیختگی در مخاطب پدیدار می شود. «یا باعث و یا وارث» و دوربین می تواند به قدری بی گناه به عالم بنگرد، که مخاطب را وارث فضای پاک فیلم کند. دوربین جامع تر و ملکوتی تر می بیند و با جزئیات بیشتر، ظرافتی را نشان می‌دهد که فراتر از ادراک حضور لحظه ایی انسان در صحنه است. دوربین چشم خداست. پاک است. زیبا می بیند. و جایی که چشم گناه می کند، دوربین در چشم بازیگر قرار نمی گیرد و زاویه دید او را نشان نمی دهد. دوربین خطاپوش است و نواقص را دنبال نمی کند و فقط برای عبرت متذکر می شود. دوربین مومن است می‌خواهد خودش را در نور مومن دیگر ببیند و هر کجا کمالات می بیند تأمل می کند. هر جا انسانیت، بندگی و عبودیت می بیند، محو تماشا می شود و «ما رأیت الا جمیلا» می گوید. و دوربین نیروی حرکت الهی است، که در صحنه جاری است آنگاه که ظالمی را متوقف می‌کند. و از طرفی ظهور زیبایی حقیقی در تکنیک سینما بر حرکت استوار است؛ و حرکت معقولی است که به حس در می آید، چه حرکت وضعیِ دوربین و حرکت انتقالی بین صحنه ها و تصاویر به کمک تدوین. حرکت ریشه در حس وجودیِ موجودات دارد، که در خاصیت های مختلف به ظهور می آید. و دوربین با نوع حرکتش مخاطب را در حس وجودی مربوط به همان حرکت حاضر می‌کند. حس کشیده شدن، پاره شدن، در هم تنیده شدن، تحمل کردن فشار و معلق بودن در هوا. حرکت حتی می‌تواند حس پرستش گونه ایی را به تصویر بکشد و مانند پروانه ایی که به دور شمع می‌گردد به دور تجلیات حق بگردد و حس شوق و طلب آسمانی شدن را منتقل کند و مظهر اسم «الواسع» شود. از طرفی حرکت صورت فیض حق بر طبق استعداد تعینات است. و در صحنه هایی از داستان، نحوه ی حرکت دوربین می‌تواند صورت فیض حق باشد. و رعایت قاعده ی عمل و عکس العمل، دعا و اجابت دعا، طلب و افاضه ی فیض، نوع حرکت را تکمیل می کند و معنا را حقیقی تر منتقل می کند. و هر چقدر حرکات دوربین پیچیده تر باشد معانی متفاوت تری را منتقل می کند و حرکت ساده ی دوربین در کنار حرکات پیچیده و منحنی می تواند هندسه ی حرکتی غنی تری را در کنار معنای عمیق تر ارائه کند. حرکت و سکون دوربین می‌تواند معنای معیّت و تقابل را هم القا می کند و متناسب با معنای تصویر و حرکت آن، هم راستا بودن و غیر هم راستا بودن، سازگاری و ستیز، پذیرش و گریز، جاذبه و دافعه را هم مطرح کند. از طرفی چه حرکت دوربین نوع حضور فیزیکی را می تواند منتقل کند. اما حرکت دوربین شوق و نگرانی های دل هم است. در روایت آمده است که هر کجا چشم برود، دل هم می رود. بنابراین دوربین تنها حضور چشم نیست، حضور دل است. همچنین هندسه و سرعت حرکت اگر متناسب با دستگاه ادراکی انسان باشد، حس امنیت و تعادل و اگر نامتناسب با آن باشد حس عدم امنیت و عدم تعادل را منتقل کند. هر چند که دوربین باید از حرکات نمایشی و خودنمایی پرهیز کند و با تقوی باشد و خروجی از تاریکی به نور داشته باشد.

متن پاسخ

- باسمه تعالی: سلام علیکم: نکات بسیار خوبی را در رابطه با «دوربین» متذکر شدید وقتی به گفته جنابعالی دوربین از حرکات نمایشی و خودنمایی‌ها پرهیز کند. آری! همچنان‌که در متون دینی خود داریم حضرت عیسی«علیه‌السلام» به یاران خود فرمودند: «به دندان‌های سفید آن لاشه بنگرید» و افق دیدها را به سویی راهنمایی کردند که نگاه بر زیبایی‌ها است؛ می‌توان جایگاه دوربین را نیز در این تاریخ و در این زمان آن‌طور معرفی نمود تا انسان‌ها با چشمِ دوربینی که بر شانه سالکی چون شهید آوینی است، واقعیت‌ها را بنگرد. و این رسالت بزرگی است که افراد می‌توانند در این تاریخ از طریق دوربین به نمایش بیاورند و به یک معنا «وقت»، وقتِ دوربین در فضای مجازی است تا حقیقت در آینه همین صحنه‌ها به نمایش آید. مهم آن است که متوجه شویم تا کجاها می‌توان از دوربین متذکر اموری شد که در عین ظاهربودن، باطن هستند و این معجزه «دوربین» است وقتی در اختیار شهید آوینی‌ها باشد. بهتر می‌دانم که رفقا همین متنی را که نوشته‌اید، دوباره بخوانند و در باره آن فکر کنند تا معلوم شود در کجا می‌توان ایستاد و در آن‌جا دوربین را بر دوش گذاشت که آن‌جا، هر جایی نیست و متفکران اصیل امروز جهان متوجه چنین امری شده‌اند، هرچند شیطان نیز در فهم استعداد دوربین بیگانه نیست و راه ما راهی است که از چشم شیطانی عبور کنیم و با چشمی که در دل واقعیات، حقیقت را برجسته می‌کند؛ عالَم را بنگریم و این از توانایی‌های امروزین دوربین در تکنیک سینما خواهد بود. پیشنهاد می‌شود بحث «نگاهی پدیدار شناسانه به تکنیک سینما»https://eitaa.com/matalebevijeh/9541 ملاحظه گردد. موفق باشید 

31697
متن پرسش
سلام: بنظرم در سوال قبل به سوالم جواب قانع کننده نفرمودید. حال اصلا کار به مثل قرآن آوردن نداریم دو کلام را کنار هم قرار می‌دهیم می‌خواهیم ببینیم کدام والاتر است یک آیه قرآن «کل شی هالک الا وجهه» و دیگری «الا کل شی ما خلا الله باطل» از عامری من برای عامری استدلال کردم شما هم استدلال کنید والا مطالب کلی که مطلب را حل نمی‌کند بعد هم بحث اقتباس را مطرح کردم آن که اصلا پاسخ ندادید و بعید هم است درین سوال پاسخ بدهید کم کم دارم ازینکه سوالی بفرستم و قانع بشوم مایوس می‌شوم. مطلب بعد بحث سوره برخی، فکرکنم جناب قرائتی و برخی دیگر هم دیدم فرمودند، به استناد فَلْيَأْتُوا بِحَدِيثٍ مِثْلِهِ‌ . حدیث را به معنای آیه می‌دانند سیر تحدی از کل قرآن به یک آیه بفرض هم همچنان بر سوره اصرار داشته باشید جایی نگفته که سوره چند آیه ای باشد و چون قرآن گفته از جن و انس مدد بگیرید من از جناب عامری مدد می‌گیرم سوره ای تک آیه ای یا دو آیه می آورم با هر سوره ای خواستید مقایسه کنید برتری آن سوره را نشان دهید. بسم الله الرحمن الرحیم ألا کلّ شیء ماخلا الله باطل (1) و کلّ نعیم لا محالة زائل (2) صدق الله العلی العظیم اگر به بیت دوم توجه کنید بحث نعیم را می آورند که مستلزم نعمت دهنده و نعمت گیرنده است پس دراینجا اثبات می‌شود در حالیکه در بیت قبل نفی شده بود پس این بحث محی الدین در مورد آیاتی چون مارمیت و لیس کمثله می‌بینیم منحصر به قرآن نیست و قبل از قرآن هم بوده است. اما مطالب کنفسیوس فکر کنم اخلاقی باشد اگر مطالب عرفانی داشته باشد سابق گفتم که در متون هند مطالب عرفانی موج می‌زند و چرا قرآن اینقدر از نظر عرفانی غنی نیست حال شما متون چین هم افزودید.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که متوجه شده‌اید بنده و امثال بنده در افقی که خودمان مطالب را دنبال می‌کنیم در خدمت رفقا هستیم. ملاحظه کنید که در آیه 215 سوره بقره می‌فرماید: «يَسْئَلُونَكَ ما ذا يُنْفِقُونَ قُلْ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ خَيْرٍ فَلِلْوالِدَيْنِ وَ الْأَقْرَبينَ وَ الْيَتامى‏ وَ الْمَساكينِ وَ ابْنِ السَّبيلِ وَ ما تَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَليمٌ» ای پیامبر! از تو می‌پرسند چه چیزی انفاق کنند؟ ولی خداوند در جواب به جای این‌که مستقیماً سؤالِ سؤال‌دهنده را جواب دهد؛ مطلب را در میدان دیگری می‌برد که آنچه انفاق می‌کنند کار خوبی است و این‌که به چه کسانی باید انفاق کنند. اساساً این سایت، جوابگوی سؤالاتی است که کاربران محترم در مواجهه با کتاب‌هایی که بنده خدمت رفقا تألیف کرده‌ام و یا مباحثی که شده است؛ وگرنه اگر بنا را بگذاریم که در مواجهه با دریای سؤالات کاربران، خود را جوابگو بدانیم نه توان آن را داریم و نه فرصت آن را. از این‌که از صراحت آیه عدول می‌فرمایید که می‌فرماید: «قُلْ فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِهِ» به آیه‌ای که می‌فرماید: «فَلْيَأْتُوا بِحَدِيثٍ مِثْلِهِ»‌ و حدیث را به معنای آیه می‌گیرید، باید تعجب کرد. موفق باشید 

31593
متن پرسش
سلام و عرض ادب و احترام و عرض دل تنگی: حس می‌شود از طرفی بچه های خودی و حزب اللهی خونشان به جوش آمده که چرا اربعین زائر نیستند، از طرفی هم می‌توانند عده ای دعوای بین دولت و مذهبی ها راه بیندازند و عده ای هم در حال مشغول کردن دولت به حواشی هستند. برای اینکه ما گوشه ای از این مسائل را جلوگیری کنیم، از شما خواهشمندیم برای کانال مطالب ویژه چند کلامی بیان بفرمایید، تا تحت عنوان یادداشت قرار بگیرد، نه پرسش و پاسخ که کمی از این التهابات بکاهد ان شاءالله. الان روزی نیست که پیام یک نفر به ما نرسد که حرص دارد از شرط و شروط باز بودن مرز و ‌‌‌.... بسیار ممنونیم از حضرتعالی و التماس دعای فراوان کوچک شما وحدتی فر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هنوز بنده منتظرم تا آخرین شأنی که بناست در این تاریخ در رابطه با اربعین امسال به ظهور آید؛ شکل بگیرد و معلوم شود حضرت حق چه شأنی را تقدیر فرموده‌اند. ما و مردم عراق و موکب‌داران همچنان در انتظاریم، و باز هم انتظار و آنچه در افق آینده در حال پیش آمدن است. هیچ انتظاری بی‌جواب نمی‌ماند. راستی! اربعینی که در پیش است چگونه اربعینی است؟!! موفق باشید. 

31173
متن پرسش
با سلام استاد عزیز: در مورد جهانی میان دو جهان، انسانی که این ویژگی را داشته باشد گاهی در تعاریف به حالتی گنگ و غیرقابل تعریف می شود: ۱. آیا می توانیم تعریف انسانی میان دو جهان را "انسانی مومن حقیقی که دغدغه و دلسوزی نمایش عالم قدس در عالم ماده را در کل عالم ماده و جهان دارد تعریف کنیم؟ انسانی که از دو گروه موجود در حال حاضر صفات خوب توجه به عالم قدس را از یک گروه و نظم و تفکر اجتماعی باز را از گروه دیگر در خود دارد، وصفت عصبیّت را از یک گروه و غفلت از عالم قدس را از گروه دیگر ندارد (در کل کاری به جناح و گروه ها ندارم ولی به نظرم مثلا در داخل اصولگراها حرف درستی را گاها تند میگن و اصحاب غربگرا حرف اشتباهی رو با موج سواری رو نظر عده ای از مردم، بهتر در ظاهر اعلام می‌کنند.) سوال دوم اینکه آیا ما می توانیم بگوییم که امام عصر (عج) نقطه اوج انسان جهان میان دو جهان هستند؟ سوال آخر اینکه استاد عزیز با توجه به اینکه برای تغییر وضعیت ما باید یک مسیری که در ظاهر بسیار طولانی از انسان دچار تعصب یا غفلت از قدس که شاید هر دو در دو طرف طیف تاریخ هستند به سوی تعادل انسانی میان دو جهان برویم، سوالم اینکه در اون نقطه ای که تغییر می‌خواهد ایجاد شود اراده ای از جانب خداوند شده یا انسان، چون اگر از انسان باشد که بالاخره آن نور در قلبها از سوی خدا بوده و اینکه بحث ظرفیت زمانه هست و اینکه واقعا برام جای سواله که انسان امروزه آیا با آموزش یا انجام احکام و... می‌شود آنچه باید بشود یا معجزه می‌خواهد، و اگر از سوی خدا بوده بحث اختیار انسان هست، اگر لطف کنید مورد آخر رو کمی توضیح دهید. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان طور که مستحضرید بحث «جهان بین دو جهان» موضوعی است که نیاز به بحث و تفصیل زیاد دارد که در سه کتاب اخیر بنده که فعلاً یکی از آنها به چاپ رسیده است، تا حدی افق حضور در جهان بین دو جهان روشن می شود. آری! همان طور که می فرمایید باید ماورای جریانهای سیاسی و حزبی، انسان خود را در این تاریخ حاضر کند و مسلم حضرت صاحب الأمر «عجل الله تعالی فرجه» که صاحب زمان هم هستند، صاحب همه جهان ها می باشند.

آری! مسلم نسبتی بین اراده الهی در جوابگویی نیاز انسانها مطابق تاریخ و تقاضای انسانها در تاریخ در صحنه است که در کتابهای مذکور تا حدی بدان پرداخته شده است. موفق باشید

30631

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: دو تا سوال داشتم: ۱. گوش کردن به سابلیمینال برای تغییر خصوصیات ظاهری یا وضع زندگی گناه داره؟ ۲. کسی که به گناه استمناء آلوده باشد آیا همسر خوب و ایده آل نسیبش می‌شود؟ یا به خاطر گناهی که مرتکب شده همسر خوب و قسمتش از بین می‌رود؟ و یا توبه کردن باعث می‌شود که همسر عالی و ایده آل داشته باشد؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. فکر می‌کنم این امور با توهّمات و ساختن توهّمات همراه است. خداوند به انسان عقل داده است که بتواند با آن زندگی کند. ۲. ان شاءالله با توبه، انسان می‌تواند در جایگاهی قرار گیرد مثل کسی که گناه نکرده است. موفق باشید 

30365

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: اسماء الهی به دو دسته کلی اسماء جلال و جمال تقسیم می‌شود و انسان می‌تواند مظهر هر دو دسته از اسماء باشد ولی بزرگی از عرفا می‌فرماید ما اسماء جلال را طلب نمی‌کنیم چر ا که آنها دهشت آور هستند منظور ایشان چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر انسان صرف اسم جلال باشد، همین‌طور است. ولی اولیای الهی در مقام جمع این دو اسم هستند یعنی: «أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ». موفق باشید

30313

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: خسته نباشید. من از اوایل نوجوانی فقط به لطف خدا و اهل بیت با جذب دلبسته تفکر امام و شهدا و عرفا شدم البته در سطح بسیار پایین خودم، بعد ها بیش تر در این زمینه ها مطالعه کردم، حالا با توجه به این که خانواده و نزدیکان طرز تفکری مثل من ندارند و در سال های دبیرستان با فرد همفکری آشنا نشدم، با این که دوستانی دارم ولی احساس تنهایی می‌کنم و تشنه یک رفیق راه و یا جمعی مانند جمع شهدا هستم. البته که قطعا در حد چنین افرادی نیستم که بخواهم در جمعشان حاضر شوم، ولی احساس نیاز زیادی به این چنین جمع و یا دوستانی می‌کنم، گفتم با شما که شاید بیش ترین مقبولیت از نظر افکار در این زمان را شما برای من دارید، مشورت و به نوعی در و دل کنم که شاید فرجی بشود، لطفا هم این را در بین پرسش هایی که همه می‌بینند نگذارید، با تشکر فراوان و التماس دعا. ضمنا اگر هم می‌دانید اینطور جواب درستی نمی شود داد روز در مسجد خدمتتان برسم و مطرح کنم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به حضور در جهانی فکر کنید که خداوند در ماه رجب به رجبیون داده است. شب گذشته عرایضی تحت عنوان «ماه رجب، ماه حضور در عالَم به حضور خدا» شد که امروز یا فردا می‌توانید صوت آن را روی سایت بیابید. إن‌شاءالله می‌تواند تذکری در این رابطه باشد.

موفق باشید.

30104

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم و رحمت الله: استاد عزیز آنچه که از بعضی دروس معرفت النفس شما فهمیده ام نفس انسان حقیقتی دارد که این حقیقت قوایی دارد که این قوا در موطن بدن که نفس برای خود می‌سازد (البته اگر اشتباه نکنم نفس کلی) ظهور پیدا می‌کند مثلا قوه بینایی در محل چشم و شنوایی در گوش که بین اینها تناسب هم باید باشد حال از معرفت نفس بخواهیم به بکی از شوءون معرفت رب منتقل شویم آیا می‌توان گفت که خداوند متعال هم برای ظهور اسما و صفاتش در عالم ناسوت اول موطن آفرینی می‌کند بعد اسما خود را در هر موطنی ظهور می‌دهد مثلا حقیقت آدمیت از مخزنی که جامعیت اسمایی دارد در بدن تسویه شده حضرت آدم متجلی می‌شود و حقیقت خروس از مخزن خاص خود در نطفه خروس و حقیقت کلی هر درختی و موجودی در موطن خاص خود که استعداد دریافت آن اسم و فیض را دارد و بر اثر حرکت جوهری و اعمال اختیاری و پیروی از شریعت (البته در مورد انسان) هر چه قابلیت و استعداد قویتر شد تجلی و ظهور هم شدیدتر می‌شود که البته این قاعده در عالم ناسوت درست است و در مورد موجودات ملکوتی خود آنها ظهور اسماء هستد نه موطن هایی که اسما در آنها ظهور می‌کند. آیا این تلقی و برداشت درست است؟ اگر درست است با این آیه قران کریم که می‌فرماید «و ان من شی الا عندنا خزاینه و...» چگونه قابل جمع است که این آیه ظاهرا خود هر شی را تنزل یافته عالم اسما می‌داند نه چیزی که اسما در آن ظهور پیدا کرده است یعنی خود همین آتش تنزل یافته اسم قهار است و خود همین درخت تنزل یافته اسم حی است نه موطنهایی که اسم حی یا قهار در آنها ظهور کرده (عنایت فرموده در صورت امکان با تفصیل بیشتری راهنمایی بفرمایید) جزاک الله خیرا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به روایت «کُنتُ کنزاً مخفیاً فأحببت أن اُعرف فخلقتُ الخلق لکَی اُعرف» می‌فهمیم حضرت حق مخلوقات را خلق کرده‌اند تا شناخته شوند. از طرفی خود را در آن مخلوقات می‌چشند، ولی خودی را که نازله‌ی آن چیزی است که در ذات خود دارند یعنی در عین حضور ذات، نازله‌ی ذات خود را در آینه‌ی تفصیل به نمایش می‌نشیند. موفق باشید

نمایش چاپی