بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
29913
متن پرسش
استاد گرامی سلام: قدیما که علم پزشکی پیشرفت نکرده بود افراد مسن که به یک بیماری مبتلا می شدند در مدت کوتاهی فوت می کردند و رنج کمی را متحمل می شدند ولی الان افراد مذکور را با استفاده از روش ها و دستگاه های گوناگون مثلا با وصل یک لوله به معده برای تغذیه، وصل یک لوله به حنجره برای تنفس، سونداژ برای دفع ادرار و ... و با دادن انواع و اقسام داروها زنده نگه می دارند در حالی که خود بیمار و اطرافیان متحمل رنج زیادی می شوند. به نظر من این یکی از جنبه های منفی مدرنیته است. از طرفی خود این مدرنیته با گسترش آپارتمان نشینی و زندگی ماشینی باعث شده که افراد به بیماری های گوناگون مبتلا شوند. مدرنیته کارگران کشاورز را تبدیل به کارگران کارخانه هایی کرده که محصولاتی تولید می کنند که مصرف آن ها برای سلامتی مضر است (مثل انواع مواد غذایی کنسروی، سوسیس کالباس و ... که دارای مواد مضر نگهدارنده هستند) و وضعیت طوری شده که اگر کسی این محصولات را نخرد کارگران بیکار می شوند و معضلات اجتماعی پیش می آید. ماشین ساختیم که زودتر به کارهایمان برسیم بدتر دچار کمبود وقت شدیم و همچنین با آلوده کردن آب و هوای زمین باعث کاهش بارندگی شدیم. واقعا اگر کمی فکر کنیم انسان بد جهنمی برای خود در این دنیا ساخته است و مسائل طوری به هم پیچیده شده که فکر نکنم غیر از دست گره گشای حضرت صاحب الزمان (عج) کسی بتواند آن ها حل کند. نظر جنابعالی در این خصوص چیست؟ وظیفه ما چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌فرمایید. عرایضی در کتاب‌های «مدرنیته و توهّم» و «گزینش تکنولوژی از دریچه‌ی بینش توحیدی» شده است. واقعاً جهان مدرن، مرگ را برای خود سخت کرده است. جناب مهاتماگاندی در کتاب خوب «این است مذهب من» به نحو بسیار شایسته‌ای این موضوع را تبیین فرموده‌اند. موفق باشید

29909

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی. سلام: استاد در مورد تبلیغ در حالی که مردم به امور سطحی مشغول هستند چه باید کرد و چه موضوعی باید با مردم در میان گذاشت؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌اید مباحث «معرفت نفس» و «معاد» و مباحث قرآنی تأثیر بیشتری خواهد گذاشت. موفق باشید

28565

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و تشکر. در حال مطالعه کتاب آشتی با خدا بودم. ص ۱۲۸ نوشته بود: که از ظریق معرفت به نفس و اتصال هست خود به هست حق... دیگر هیچ افسردگی و پوچی در زندگی او راه نخواهد یافت. اول سپاسگزارم از مطلب عالی که عالی توضیح داده بودید و حس کردم تازه دارم می فهمم. ولی سوالی که دارم این که با تمام این ها انسان چطور می تونه با توجه به هست از وقایع دنیا عبور کنه؟ مثلا همسر بداخلاق و بد رفتار که دائما در حال اذیت های عامدانه و عالمانه هست، و هر کاری که عقل گفته انجام دادی و جواب نمیده.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی انسان متوجه‌ی جهان بزرگ‌تری شد، دیگر چندان مشغول چنین اموری که بخواهد خود را همسنگ این افراد بکند، نمی‌شود. موفق باشید

28198

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد جان: ببخشید اینکه میگیم حرف نباید زد مگر به ضرورت و حرف لازم. می‌خواستم ببینم وقتی آدم جلو خودش میگیره حرف لغو نزنه، ولی بازم از نظر ذهنی حرف زیاد تو ذهنش میچرخه. این حالت هم فضول کلام محسوب میشه؟ اگر بله چیکار باید کرد که ذهن هم حرف لغو توش نچرخه؟ از طرف دیگه کنار اطرافیان که هستیم توقع دارن حرف بزنه آدم و گرنه ناراحت میشن بعضا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله و به لطف الهی، آرام آرام آن وسوسه‌های درونی از بین می‌رود و از طرفی چرا انسان نباید با اطرافیان باب‌هایی از ارتباط صحیح را بگشاید؟ موفق باشید

27640

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم با توجه به جواب سوال ۲۷۶۳۶ ، بنده باز هم جواب خودم را نگرفتم و متوجه نمی‌شوم چرا علت لزوم پرداختن به فلسفه غرب مخصوصا فلسفه شک گرای غرب را نمی‌توان توضیح داد و بیان کرد؟ بنده خودم به سبب کنجکاوی کمی به فلسفه غرب پرداختم، اما اینکه می‌فرمایید بعد از چشیدن حکمت صدرایی لازم هست به فلسفه غرب هم پرداخته شود که غالب شک گرا هست، علت این لزوم را نمی‌فهمم، آیا کنجکاویست؟ آیا علت این لزوم لذت بردن از محتوای فلسفه غرب هست؟ آیا علت این لزوم به این دلیل است که شناخت همه جانبه فلسفه شک گرای غرب برای فیلسوف اسلامی واجب است تا جهت دفع شبهات و مشکلات تفکر شک گرای فلسفه غرب بتواند راه حل و پاسخی مناسب جهت مقابله با آن شبهات ارائه کند مخصوصا اگر مخاطب نسل جوان باشد؟ آیا علت این لزوم یک احساس وظیفه در قبال آحاد بشر بخصوص جامعه اسلامی جهت حفظ آن جامعه از انحرافات فکری و پوچگرایی و فرهنگ مدرنیته هست؟ خود شما به کدام علت بعد از چشیدن حکمت صدرایی به سراغ فلسفه غرب رفتید و چه حس و تفکری در درون جنابعالی شما را ملزم به پرداختن به فلسفه غرب نمود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چیزی جز آنچه عرض شد ندارم که بتوانم آن بحث را ادامه دهم. یکی از خصوصیات فلسفه‌ی هایدگر همین است که سعی می‌کند افقی را بگشاید تا هرکس در آن چشم‌انداز، خودش فکر کند. برعکس فلسفه‌ی تحلیلی که با مفاهیم سر و کار دارد و معلوم است که در نگاه مفهومی یا این مفهوم درست است و یا آن مفهوم. موفق باشید

27624
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحيم سلام الله عليكم: حضرت استاد، اگر دعای شریف افتتاح را با نگاه وجودی بخوانیم، آیا حمد ها و درخواست ها را باید به نگاه رفع حجاب عرضه بداریم؟ چون حضرت حق را مطلق أسماء و صفات می بینیم برای تقرب و رسیدن به خواسته های دعا، باید خود را فانی ببینیم تا مشمول آنها شویم؟ یادآوری کنم که شرح حضرتعالی در تفسیر سوره حمد امام خمینی رحمه الله علیه را تا جلسه ۲۷ شنیده ام. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر خوبی است. به نظر بنده همین رویکرد برای همه‌ی ادعیه مفید است که طلب ما، رفع حجاب باشد. جلسه‌ی سوم شرح «مناجات التّائبین» با عنوان کلّی «با دعا در آغوش خدا» در این رابطه نکاتی دارد. موفق باشید

26701
متن پرسش
سلام علیکم: به نظر حضرتعالی از چه زمان و برهه ای جبهه و سردمداران لیبرال_دموکراسی متوجه شدند که مقیاس درگیری با انقلاب اسلامی، یک درگیری تمدنی تمام عیار و بسیار عمیق تر از مواجهه با کمونیسم هست؟ آیا حادثه ۱۳ آبان و تسخیر لانه جاسوسی که شکست ابهت این جبهه و محور آن یعنی ایالات متحده بود و فروپاشی شوروی در زمان گورباچف، دو نقطه عطفی نبودند که نشان دهنده شروع عصر جدید و تقابل تمدن ها (تمدن نوین اسلامی به محوریت ایران اسلامی و تمدن لیبرال مدرن به محوریت آمریکا)؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در جزوه‌ی ریشه‌های انقلاب عرایضی در این مورد هست. تصور اولیه آن بود که حضرت امام خمینی در حدّ مهاتما گاندی است که در محدوده‌ی مبارزه‌ی منفی می‌مانند ولی با تسخیر لانه‌ی جاسوسی و اظهار نظر امام در آن رابطه که انقلابی است بزرگ‌تر از انقلاب اول، معلوم شد جبهه‌ای مقابل استکبار شروع شده‌است که بس جدی و تاریخ ساز است. موفق باشید

26525

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: شخصی هست که هر موقع از ایشان طلب نصیحت می کنم از نامم سوال می کنند و می گوید اسمت را بگو و پس از لحظاتی تامل یک دستور دینی می دهند. ایشان از روحانیون شناخته شده هستند. لطفا علت پرسیدن نام را بیان فرمایید. با تشکر و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم. موفق باشید

25963

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و ادب: سوالی را خدمتتان ارسال کرده بودم با شماره ۲۵۹۳۶ که در میان پاسخها نبود، گویا جا افتاده؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌طور به صورت خصوصی جواب داده شد:

۲۵۹۳۶. باسمه تعالی: سلام علیکم: بستگی به شرایط‌تان دارد. اگر جمع‌تان بتواند صوت سوره‌ی عنکبوت را گوش دهند و هرکس نظر خود را مطرح کند، بهتر است. ولی اگر این‌طور نمی‌شود و افراد همراهی نمی‌کنند، بزرگی از طایفه، مدیریت کار را به عهده بگیرد. موفق باشید 

24579

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: کتاب اصول فلسفه و روش رئالیسم چه موقع باید خونده بشه؟ بعداز نهایه الحکمه یا قبل از آن؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده بهتر است بعد از کتاب «نهایه» مطالعه شود. موفق باشید

24350
متن پرسش
سلام استاد عزیزم: استاد جان خوابی دیشب دیدم که اکر لطف بفرمایید تعبیر بفرمایید ممنون می شوم. در خواب تعداد زیادی مار دیدم که جسم نداشتند یعنی فقط با یک خط منحنی نورانی حدود جسم آنها مشخص شده بود ولی داخل این خط چیزی نبود و آن خط هم از جنس نور بود در واقع تعدادی مار زنده بودند که از خطی نورانی بدنشان تشکیل شده بود ولی بدنشان تو خالی بود، بعد کسی در خواب به من می گفت اگر بتوانی این مارها را ببینی می توانی عالم باطن را ببینی و من تعداد زیادی از مارها را می دیدم و هرکدام از مارها را که می دیدم مرتب خدارا شکر می کردم. ممنونم استاد جان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باور بفرمایید بنده هیچ علمی در تعبیر خواب ندارم. موفق باشید

24145

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی. سلام علیکم جناب آقای استاد طاهرزاده. در چند جا از کتاب «عقل و ادبِ ادامه انقلاب اسلامی در این تاریخ» برای پیگیری بیشتر مطلبتان، آدرس بعضی از آثار خود را جهت ارجاع، به خواننده داده‌اید. بنده آن عناوین را در بین لیست کتب، جزوات و آثار صوتی جنابعالی هر چه جستجو نمودم پیدا نکردم. آن عناوین از این قرار است: ۱. «مقاله حرّ». به نقل از کتاب: «عقل و ادبِ ادامه انقلاب اسلامی در این تاریخ» ص ۲۴۸ و ص ۲۶۰. ۲. «جایگاه دولت و نظام اسلامی و انقلاب اسلامی». به نقل از کتاب: «عقل و ادبِ ادامه انقلاب اسلامی در این تاریخ» ص ۱۴۸ و ص ۴۳۵. ۳. «راز پایداری انقلاب اسلامی و خطر نفوذ و استحاله». به نقل از کتاب: «عقل و ادبِ ادامه انقلاب اسلامی در این تاریخ» ص ۲۴۴. خواهشمندم بفرمایید چگونه میتوانم به محتوای عناوین مذکور دسترسی پیدا کنم؟ کوچیکتان: حنیف.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عموماً این نوع مقالات را که غیر از کتاب و جزوه هستند، باید در قسمت «یادداشت ویژه» دنبال بفرمایید. موفق باشید

23944

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب: 1. لطفا بفرمایید منظور از این فراز دعا که در ادعیه شب نیمه شعبان آمده است چیست؟ «التائب ادبت عبادک بالتکرم.» ۲. لطفا بفرمایید نشانه ای هست که انسان بفهمد اخلاص در عمل دارد؟ ممنون. التماس دعا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر اندازه روحِ عبودیت و تواضع سراغ انسان آید، می‌تواند امیدوار باشد در مسیر اخلاص قرار دارد و هر اندازه خودبینی به سراغش آید، باید بداند که خطر دوری از اخلاص برایش هست. موفق باشید

22998

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد گرامی: لطفا نظر خودتون در خصوص عطار و کتاب منطق الطیر بفرمایید.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «منطق‌الطیر» کتاب سلوکیِ مخصوصی است که عارفان از آن درس‌ها می‌توانند کسب کنند. البته به شرطی که استاد آن علم، آن را شرح نماید. موفق باشید

32459
متن پرسش

با عرض سلام و احترام و تبریک اعیاد شعبانیه: التماس دعا. استاد گرامی دو سوال داشتم: ۱. انسان توان این را دارد که اصلا نخوابد؟ در مباحث معرفت النفس که با دوستان کار می‌کردیم یکی از دوستان پرسیدن اگر روح بر بدن تسلط دارد چرا وقتی نمی‌خواهیم بخوابیم نمی‌توانیم؟ بنده خدمتشان گفتم که روح به صورت بالقوه توان تسلط بر جسم را دارد ولی این توانایی ها بالفعل نشده است و روح را تربیت نکرده ایم و الا می‌توانست مثل برخی عرفا، حتی بدون بیهوشی، عمل جراحی انجام دهد. درست گفتم؟ ۲. استاد گرامی، عالم وحدت با تشخص هرکدام از انسانها چطور جمع می‌شود یعنی وقتی می‌گوییم روح بعد از مرگ به عالم معنا و وحدت می‌رود و اصل روح، وحدت دارد و... چطور در عوالم بعد، خودمان همچنان خودمان هستیم و روحها با هم فرق دارند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. رویهمرفته همین‌طور است ولی بالاخره تا ما در دنیا هستیم و بدن داریم و روح در تدبیر بدن فعّال است، خواب به عنوان انصراف نسبیِ نفس از بدن در حالت طبیعی‌اش مطرح است. ۲. هرکس با اراده‌های خودش در دنیا در قیامت، خودش است ولی با حضوری بیکرانه، مانند فنای فی الله برای عرفا که در عین فانی‌بودن از خود، به حق باقی‌اند و نه آن‌که با فانی‌شدن در حق، از بین بروند. موفق باشید

31785

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: از کجا بدانیم حس و حالی که داریم، واقعی است یا وسوسه ی شیطان است؟ چون گاهی شیطان ممکن است از نقاط قوت ما هم وارد شود، برای مثال من به دلیل اینکه دو تا بچه کوچک دارم بیشتر زمانم به بچه ها می‌گذرد، واجبات را انجام می دهم ولی مستحبات و دعا و قرآن زیاد خواندن و... نمی‌رسم اما خیلی احساس اعتماد و عشق به خدا و امیدواری به آینده دارم و خیلی حس می‌کنم به خدا نزدیکم و حتی گاهی فکر می‌کنم خدا به من فرقان داده و راه حل ها را در ذهنم می‌اورد و کمکم می کند در واقع با تمام وجود علی رغم کاستی های عبادی و اخلاقی که دارم و خطاهایم، باز هم حس می کنم خدا حواسش به من هست و با من حرف می‌زند. آیا به این ها اهمیت دهم و راضی باشم یا اینکه وسوسه ی شیطانه و خود بزرگ بینی و اینکه مثلا فکر کنم من آدم خیلی خوبی هستم و دچار غرور و عجب شوم. تفاوتش در چیست؟

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر حس عبودیت و تواضع نسبت به حق در شما حاضر است إن‌شاءالله صورت رحمانی حضرت حق در میان است. موفق باشید

31337

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نام خدا با سلام خدمت استاد گرانقدر: دو سول از حضرتعالی داشتم: ۱. نوشته مربوط به روش استفاده از تفسیر المیزان را مطالعه نمودم ولی بعد از چند بار متوجه نشدم اگر امکان دارد با یه آیه مثالی بزنید. ۲. یکی از دوستان که از خانواده مومن می باشد متاسفانه متوجه خیانت زن خودش شده است البته آن خانم بسیار نادم و پشیمان است و دایم گریه می کنه و طلب عفو از خدا و گذشت شوهر را داره و روانپزشک هم گفته چون ایشون تحت درمان بوده و دو قطبی بوده است حتی ممکنه خودش متوجه این عمل نشده ولی برای دوستمون این مسئله بسیار سنگین است. خواهشمند است ایشون را راهنمایی فرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. شما نمونه‌های کار را در جزوات «لُبّ المیزان» می‌توانید ملاحظه کنید. به عنوان نمونه، قسمتی از سوره «فتح» خدمتتان ارسال می‌شود.

سوره فتح

 مدنيّه «29 » آيه

بسم الله الرحمن الرحيم

اين سوره؛ حول محور صلح حديبيه دور مي‌زند.

إِنَّا فَتَحْنَا لَكَ فَتْحًا مُّبِينًا«1»

     حال كه براي حج در حالي از مكه خارج شديد كه اميد برگشت برايتان نبود و با عدة قليل هزاروچهرصد نفري با توكل الهي و با پاي خود به طرف قريش كه داغ دل جنگ بدر و اُحد و احزاب در دل داشتند، حركت كرديد و از قدرت و شوكت آنها هراسي به خود راه نداديد، براي شما فتحي آشكار را گشوديم كه همان صلح حديبيه باشد كه در راستاي اين صلح همة موازنه‌ها به نفع شما تمام خواهد شد، هم قريش با آن همه شوكت راضي شدند با شما صلح كنند و هم زمينة اسلام‌آوردن قبايل زيادي فراهم شد و هم شما به‌عنوان يك قدرت به رسميت پذيرفته شديد و هم بنا شد كه سال بعد سه روز مكه را براي انجام حج، براي شما خالي كنند و.....

لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَمَا تَأَخَّرَ وَيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ وَيَهْدِيَكَ صِرَاطًا مُّسْتَقِيمًا«2»

     اين فتح بدان جهت است كه گناهان گذشته و آينده‌ات آمرزيده شود - البته باید متوجه بود صِرف رابطة بين «فتح» و «آمرزش گناهان» ما را متوجه مي‌كند كه اين گناه، گناه فردي نيست كه راه آمرزشش توبه است و لذا با توجه به معني «ذنب» كه يعني هر عملي كه آثار شوم داشته باشد و معنی «مغفرت» که به معنی پوشاندن هرچيز است. مي‌گوييم؛ قيام رسول‌الله«صلواة‌الله‌عليه‌واله» در ابتدای رسالت در مکه، عليه كفر، عملي حادثه‌آفرين و دردسرساز بود، و كفار قريش در مقابله با او بسيار مصرّ بودند خداوند با صلح حديبيه(يا فتح مكه) شوكت قريش را از آنان گرفت و در نتيجه گناهاني كه رسول‌خدا«صلواة‌الله‌عليه‌وآله» در نظر مشركين داشت را پوشانيد و آن‌جناب را از شرّ قريش ايمني داد و اين‌كه مي‌گويد گناهاني كه بعد هم كرده‌اي مي‌پوشانيم، همان خون‌هايي است كه بعد از هجرت از سران قريش ريخت كه با ضعف بنية قريش آثار آن كينه‌ها از بين رفت-  و بعد در ادامة آیه مي‌فرمايد: و نعمتش را بر تو تمام كرد، هم در دنيا با غلبة بر دشمنان و هم در آخرت، و در ازاء اين فتح به صراط مستقيمي كه سالك خود را به‌سوي بهشت مي‌كشاند، رهنمون شدي.

     پس حاصل دو آیه این شد که در شرایط تحقق صلح حدیبیه پیروزی آشکاری به تو دادیم که حتی در اثر آن فتح آثار کینه و ناراحتی‌های مشرکین برای همیشه – اعم از گذشته و آینده-  از بین رفت و نعمت را نیز بر تو تمام نمود و به سوی صراط مستقیم راهنمایی‌ات کرد.

وَيَنصُرَكَ اللَّهُ نَصْرًا عَزِيزًا«3»

     و خداوند شرایط را براي يك نصرت عزيز، نصرت کم نظیری كه هيچ جبّاري نتواند آن‌را بشكند، آماده مي‌كند و موانع را مرتفع مي‌سازد. چنانچه مكه و طائف را براي پیامبر«صلواة‌الله‌علیه‌واله» فتح كرد. شرك را در سرزمين حجاز ريشه‌كن كرده و يهود را ذليل و اسلام را حاكم نمود.

۲. در هر صورت چیز مشکلی است. اگر حقیقتاً پشیمان شده است می‌تواند ایثار کند و اغماض نماید. موفق باشید

30799
متن پرسش
سلام: فهمیدن علت اینکه یک نفر جوان ۳۰ ساله هنوز اندوخته ای نداره که ازدواج کنه و خونه ای داشته باشه. برام سخته. میگم اگر بهتر درس خونده بود و بیشتر تلاش کرده بود شاید یه رشته پر شغلی قبول می‌شد. یا از اول کسی عاقلانه و هوشمندانه در برنامه ریزی راهنماییش می‌کرد برو دنبال یه شغل تخصصی مثل مکانیکی و درس رو ول کن شاید الان وضعش بهتر بود. چطور راحت میشه بگیم این جوان قسمتش همین فقر و نداری هست؟ ما انسانهای گناهکار معمولی از کجا بفهمیم که مثلا تقدیرمون اینه که پای فرزندمون مشکل داشته باشه؟ (مثال خود استاد در مورد خودشون در سخنرانی) التماس دعا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر اندازه هم موضوع را بالا و پایین بیندازیم، در هر حال به این نتیجه می‌رسیم که رزق ما که خانه و همسر هم جزو آن هست، در اختیار خداوند است. البته در بعضی موارد عده‌ای رزق جوانان را می‌قاپند که إن‌شاءالله در دلِ نظام توحیدی انقلاب اسلامی این قاپیدن‌ها سر به سلامت نمی‌برد که گمان شود همچون نظام سرمایه‌داری 90 در صد مردم جیره‌خوار 10 در صد از وال‌استیریت‌ها باشند. موفق باشید

30165

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: وقتتون به خیر می‌خوام یه کم با شما درد و دل کنم. دانشجوی پزشکی هستم. انگیزه‌ی کافی برای درس خوندن ندارم و هر ترم که شروع میشه به خودم قول میدم که دیگه از این ترم درس بخونم ولی همین طوری اوقات به بطالت سپری میشه و آخر ترم هم می‌بینم که چند تا درس رو افتادم. معمولا ایام امتحانات پرفشارترین ایامی هست که سپری می‌کنم و آرزو می‌کنم هرچی زودتر تموم بشه. نمی‌دونم مشکل از کجاست؟ بعضی وقتا با خودم فکر می‌کنم مقصر منم، گاهی اوقات هم تقصیرات رو می‌ندازم گردن محیط و سیستم آموزش پزشکی که بیخودی به دانشجوها سخت میگیره و یک دریا اطلاعات بی‌ارتباط با پزشکی به خورد دانشجوها میده. استاد عزیز آیا واقعا شأن من به عنوان یک انسان اینه که شخصیتم زیر نمرات دروس دانشگاه خورد بشه؟! من چرا اینجوری هستم؟ هیچ انگیزه‌ی ثابت و پایداری برای درس خواندن ندارم. هر وقت که می‌خوام خودم رو از شر فکر کردن به نمرات درسی و امتحان آخر ترم خلاص کنم موفق نمی‌شوم. دوست دارم اصلا نمره و معدل برام مهم نباشه و برای سربازی امام زمان (عج) درس بخونم ولی موفق نمیشم و شکست می‌خورم. استاد دیگه خسته شدم از این همه زمین خوردن.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره «یا مکن با پیل‌بانان دوستی / یا بنا کن خانه‌ای در خورد پیل.» یا باید با جدّیت تمام این دروس را با کم و زیادش فوق نظر به نمره و امتحان بخوانید و خود را در این مسیر ادامه دهید، یا مسیر خود را عوض کنید. جان‌کندن، شرطِ راه نیست. موفق باشید

30162
متن پرسش
سلام علیک: در تجربه مرگ تقریبی که برای خیلیها پیش آمده و قابل انکار نیست افراد خود را در همین دنیا و در کنار دیگران احساس می‌کنند آیا این وضعیت آنان موقتی بوده و می‌شود گفت با آنکه مرده اند هنوز سفر برزخی آنان شروع نشده؟ و چون سفر برزخی شروع نشده گاها می‌توانند احیا شوند؟ و اگر این سفر شروع شد دیگر بازگشت امکان ندارد؟ و آیا سکرات مرگ همان شروع سفر برزخی است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌فرمایید که این روح‌ها هنوز سفر برزخی خود را شروع نکرده‌اند تنها وجه تجرد خود را به آن صورت‌های مختلف احساس می‌کنند. سکرات، مقام انتقال روح از دنیا به برزخ است. موفق باشید

29942

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی. با سلام: اینکه ما الان با روسیه ارتباطمان خوب شده است آیا روسیه با پوتین از خوی استکباری خود دست برداشته است؟ تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نه. ما به منافع خودمان و ملت‌مان و باور های دینی خود فکر می‌کنیم. موفق باشید

29850

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: سوالی مطرح کردم در مورد شهدای هواپیمایی که سپاه با اشتباه انسانی زد، هنوز پاسخی دریافت نکردم گفتم سوالم رو با سوالی دیگر پیگیری کنم، رفتار جمهوری اسلامی با مردم مثل اون قاضی است که سرباز رو برای گرفتن مدرک شناسایی سیلی می‌زند، اخیرا فردوسی پور با گزارشگری در یک پیج انیستاگرامی با مخاطب میلیونی اثبات کرد که رفتار بیت و صدا و سیما کاملا غیرمنطقی بوده، هنوز از این اتفاق نگذشته که سایت های اصولگرا تلاش می کنن این پیروزی فردوسی پور رو برعکس نشون بدن. آیا جمهوری اسلامی در تلاش برای اصلاح خود هست؟ با مسئولانی که خود رو پاسخگوی مردم نمی دونن، حتی با به شهادت رساندن نخبگان هیچ هیچ هیچ مسئولی حاضر به عکس العمل نشد. منتظر پاسختان هستم. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هیچ وقت مدافع حرکاتی که با روح تاریخی انقلاب اسلامی نمی‌خواند نیستم؛ عرض بنده آن است که متوجه اصل حضور تاریخی انقلاب اسلامی باید بود که تنها راه عبور از تنگناهای تاریخی همین راهی است که خداوند در مقابل ما گشوده‌است و شهدای عزیز در دلِ چنین تاریخی حاضر شدند جان‌شان را بدهند و خداوند هرگز نتایج کار آن‌ها را که به نتیجه رسیدنِ اهداف انقلاب است ضایع نمی‌کند. موفق باشید

29806

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: استاد بنده از دستتون گله دارم. شما به خوبی با تبعات و عوارض فکری بعضی از سیاسیون آشنا هستید و میتونید در مورد آنها قلم بزنید اما نمی‌زنید! شما میتونید توضیح دهید که بعضی از سیاسیون مثل آقای قالیباف اگر مدیریتشون در دولت اجرایی بشه ما را وارد چه تنگناهایی می کنه اما توضیح نمی‌دید! شما میتونید خطر بزرگ سکولاریسم و لیبرالیسم پنهان که توسط بعضی از آقایون مثل قالبیاف که می‌تونه انقلاب را با اون مواجه کنه را بگید اما نمیگید! شما میتونید قلم بزنید و از عوارض تقدم توسعه بر عدالت بگید و نمیگید! چرا استاد؟! حداقل برای ما بگید تا ما برای مردم بگیم!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید اگر در بعضی از سرداران از جمله آقای قلیباف متأسفانه چنین ضعف‌هایی هست؛ جهت‌گیری ایشان و امثال ایشان نسبت به مقام معظم رهبری، بسیاری از این ضعف‌ها را به حاشیه می‌برد به همان معنایی که «حبّ علیٍ حسنه لا یضرّه سیئه». موفق باشید

29496

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد خدا قوت. با توجه به اینکه ما طلبه هستیم و می خواهیم از فکر دکتر داوری و فردید و کسانی که در زمینه غرب صاحب نظر هستند استفاده کنیم از چه موقعی می توانیم شروع کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که بتوانید نکاتی که آقای دکتر داوری را می‌فرمایند را بفهمید؛ خوب است که آثار ایشان رادر کنار خود داشته باشید. اخیراً متنی تحت عنوان «نوع مواجهه با متفکران در بستر انقلاب اسلامی» در حال تهیه است که إن‌شاءالله می‌تواند بهتر جواب این سؤال را بدهد. موفق باشید

29380

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد: استاد در مسیر سلوک قبض طولانی مدت هم داریم؟ معمولا چقدر طول می‌کشد؟ یک مدتی است که هرچه صدا می‌زنم جواب نمی‌شنوم، اصلا انگار خدا توجهی نمی‌کند، انس و محبتی اصلا احساس نمی‌کنم، نمیدونم چرا به به این نقطه رسیدم، شاید بخاطر گناهانم است، ولی خدا هم تواب و غفار است. استاد من احساس نا امیدی می‌کنم چون مدتی است که واقعا سرد شدم، آیا خدا رهایم کرده یا یک قبض طولانی مدت است؟ (مگر می‌شود خدا بنده ای را ولو گنه کار را نبخشد و رهایش کند) آیا در این راه امکان دارد که خداوند شخصی را بخاطر گناهش کلا برای همیشه رها کند و در را ببندد؟ استاد لطفاً راهنمایی ام کنید، چه کار کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: «تو مگو ما را به آن شه راه نیست / با کریمان کارها دشوار نیست». پیشنهاد بنده آن است که شرح «مناجات التّائبین» که در سایت تحت عنوان «در آغوش خدا» مطرح شده است؛ کارساز باشد. موفق باشید

نمایش چاپی