بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
29841
متن پرسش
با سلام: آیا دیگر انسانها در سرنوشت انسان تاثیرگذار هستند؟ اگر هستند آیا با قضا و قدر الهی در مورد هر انسانی منافات ندارد؟ مثلا فرض کنیم خداوند بر اساس اعمال و رفتار انسان الف برای او مقدر کرده است که ۵۰ سال عمر کند. آیا در اینجا انسان دیگری می تواند در این تقدیر الهی دخالت کرده و مثلا با قتل او در ۴۵ سالگی اجل او را تغییر دهد؟ و همینطور در بقیه مقدرات. مثلا خداوند مقدر کرده که من فقیر باشم، آیا شخص دیگری می تواند در این تقدیر الهی دخالت کرده و من را پولدار کند؟ خلاصه اینکه نقش هر انسانی در سرنوشت خودش را قبول دارم و آن را منافی با قضا و قدر نمی دانم. سوالم از نقش انسان در سرنوشت انسان دیگری است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید خداوند است که تقدیرات عالم و آدم را در اختیار دارد و انسان می‌تواند در نظام احسن عالم، جایگاه خود را مشخص کند. مثلا زن بودنِ زن و مرد بودن مرد از  تقدیرات الهی است ولی زنِ خوب بودن و یا مردِ خوب بودن مربوط به خود انسان است. موفق باشید

29561
متن پرسش
سلام و ادب استاد عزیز: گویا ملاصدرا تن را جزو نفس می داند. آیا با فرمایش حضرت عالی که به تن در مقابل من معتقدید منافات ندارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب ملاصدرا در رابطه با نفس می‌فرمایند: «النّفس جسم آلی ذی حیات» و این یعنی مقام نفس به اعتبار آن‌که جسم را تدبیر می‌کند باید دنبال شود و در این نگاه، اساساً دوگانگی بین نفس و جسم نیست، بلکه حضور نفس در جسم و تدبیر جسم مدّ نظر باید باشد. پس بحث نفس است و وسعت آن. در این مورد خوب است کتاب «معرفت نفس و حشر» که روی سایت هست، مطالعه شود. موفق باشید

28962

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام عليكم حضرت استاد: خسته نباشید. در این زمان شما کسی را لطفا معرفی کنید برای استاد سیر و سلوک. خیلی خیلی ممنونم.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: به این جمله‌ی آیت الله بهجت فکر کنید که می‌فرمایند: «علم تو استاد توست». بنابراین در این زمانه بیشتر باید معارف دینی خود را تقویت کنید تا همان معارف، شما را جلو ببرد. در این مورد خوب است به جزوه‌ی «روش سلوکی آیت الله بهجت» که در قسمت نوشتاری سایت هست، رجوع فرمایید. موفق باشید

28822

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: در روایت از وجود مقدس امام صادق (سلام الله و صلواته علیه) داریم که: خداوند متعال دو دولت را قرار دارد: دولت آدم که دولت الهی است و دولت ابلیس. پس هنگامی که خداوند اراده کند که آشکارا عبادت شود، دولت آدم برپا می‌گردد و هنگامی که اراده کند که در خفاء و پنهانی عبادت شود، دولت ابلیس حاکم می گردد. (البته) کسی که ادعا کند که می داند کدام یک از آن دو را خداوند اراده کرده پنهان باشد، از دین خارج شده است. ۱. آیا اینکه بگوییم انقلاب اسلامی تشکیل دولت آدم که تجلی تام آن در دولت کریمه مهدوی (عج) است را به تسریع انداخته و تمهیداتی از آن‌را فراهم کرده و ما به تشکیل دولت آدم نزدیک شده ایم، مصداق بخش پایانی کلام امام صادق (ع) نیست که فرمودند کسی که ادعای کند کدامیک را خدا پنهان کرده، از دین خارج و مارق است؟ ۲. آیا می‌توان گفت تجلی ای از دولت ابلیس در مدرنیته و در عصر تمدن غرب مدرن شکل گرفت و ظاهر شد چنانکه به تعبیر اساتیدی چون دکتر زرشناس و آیت الله میرباقری، این تمدن حجاب حقیقت و مانع ظهور آمدن دولت حق است و ویژه عصری که مبانی مدرنیته ریخته شد علی الخصوص قرن هفدهم میلادی، دوران ظلمانی بود و این تمدن بدنبال رویکرد منقطع از معرفت توحیدی است و الگوهای تمدنی و جامعه پردازی اش با مبانی انبیاء و اولیاء و حکماء الهیه تفاوت ژرف و عظیم و جوهری دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که در این نوع روایات بحث از دولت‌هایی است که مدعی مهدی امت هستند. آری! دولت مهدوی که ذیل ارادت و ایمان به مهدی «عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» به میان آید، حق را ظاهر می‌کند و امروز در فرهنگ مدرنیته، باطل ظاهر است و بدین لحاظ دولت ابلیس در میان است. موفق باشید

28546

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد مجموعه کتاب های مطلع انوار که آقا سید محمد محسن حسینی طهرانی جمع آوری کرده اند و هر جلد به یک موضوع اختصاص داده شده و در این کتاب ها دستورالعمل هایی از بزرگان از قبیل مرحوم قاضی و دیگران آمده است را مورد تایید می‌دانید؟ و می‌شود به این دستورالعمل ها عمل کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده آن مطالب را ندیده‌ام ولی به نظر می‌آید باید نکات خوبی باشد. البته بنده چنین ورودهایی ندارم. موفق باشید

28485

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض ادب خدمت جناب آقای طاهرزاده: مجدد بابت شرح بسیار ارزشمندتان بر مقالات مرحوم آیه الله شجاعی تشکر می کنم. بسیار برای من مفید و موثر است. یک سوال از خدمت شما دارم. چرا از خود جناب شجاعی کمتر (شاید هیچ) اسم برده نمی شود؟ آیا مربوط به موضع گیری ایشان بعد از یک دوره انتخاب بعنوان نماینده مجلس و سپس کناره گیری از سیاست است؟ بسیار متشکرم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: روحیه‌ی خود آن بزرگوار آن‌طور بود که رسیده بودند باید به طور جدّی به اصلاح اخلاق و رفتار مردم پرداخته شود وگرنه در این دنیای سراسر طوفانی، انقلاب اسلامی همراهان خوبی نخواهد داشت و حقیقتاً حرف ایشان، حرف درستی بود و هست. موفق باشید

28287

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: در فایل های صوتی حرکت جوهری فرمودید وقتی وجود شدت پیدا می کند انسان بر زمان مسلط می شود و قبل و آینده در محضرش جمع می شود و حتی فرمودید که پیامبر فرمودند الان قیامتم را می بینم و مثال حضرت صادق (ع) را زدید که امام صادق (ع) فرمود که من زمانی که حضرت صاحب (عج) قیام می کنند را می بینم و ...، سوال حقیر این است که روایت داریم زمان ظهور را فقط خود خدا می داند و حتی خود حضرت صاحب (عج) هم نمی دانند، این ها چطور با هم جمع می شوند؟ حقیر را از دعای خیرتان فراموش نکنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقت ظهور را کسی نمی‌داند. ولی حضور در عالمی که ظهور واقع می‌شود مثل حضور در قیامت است که برای رسول خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» پیش آمده. موفق باشید

27945
متن پرسش
سلام: از آنجایی که آدمی را به یک تقصیر از بهشت بیرون می‌کنند، اگر بلافاصله بعد از اتمام ماه رمضان انسان عمدا مرتکب گناهی شود، آیا هر آنچه در ماه رمضان بدست آوردیم از دست داده ایم؟ یا می‌توان انتظار داشت به گونه ای خداوند برکاتی که در آن ماه داده نگیرد؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: این مربوط به حضور فوق‌العاده‌ی آن‌هایی است که آن بالا بالاها هستند و لذا در کوچک‌ترین لغزش ندا سر می‌دهند: «ظلمت نفسی». قصه‌ی ما قصه‌ی آن گوسفند لاغری است که آخرهای گَله، لنگان لنگان در حرکت است و اگر هم به این طرف و آن طرف می‌رود، چوپان او را در بر می‌گیرد تا از نفس نیفتد و به پیامبر خود می‌فرماید به این بیچاره ها بگو: « قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَىٰ أَنْفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ ۚ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا ۚ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ (ای رسول رحمت) بدان بندگانم که (به عصیان) اسراف بر نفس خود کردند بگو: هرگز از رحمت (نامنتهای) خدا نا امید مباشید، البته خدا همه گناهان را (چون توبه کنید) خواهد بخشید، که او خدایی بسیار آمرزنده و مهربان است. در این رابطه عرایضی در جلسه‌ی سوم «با دعا در آغوش خدا» شده است. موفق باشید

27741

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: اوایل ماه رمضان حال و هوای خوبی دارم و محبت الهی را حس می کنم ولی بعد از ده روز این حال محبت نیست و توجهم روی روح و وحدت وجود. حقیقت من چیست؟ و این شکل موضوعات می رود. نمی دانم این بد است که حالت محبت اولیه ادامه پیدا نمی کند؟ انگار می خواهم توجهم را روی بزرگی و عظمت خداوند ببرم و در آن زمینه تفکر کنم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در شروع ماه رمضان، فضا را می‌گشایند تا ما وارد شویم و بعداً می‌خواهند خودمان آن را ادامه دهیم و ورود به موضوعات معرفتی، از برکاتِ این ماه است. موفق باشید

27127
متن پرسش
سلام و خدا قوت و برکت کوتاه سخن: گویا از روزی که‌دست سردار را قطع کردند خدا بناگذاشت دست دادن ممنوع شود. حسی خاصی دارم‌ یعنی آرام نیستم از روزی که‌ علمدار ما را زدند انگار آسمان و زمین از یک هیاهوی خاصی خبر می‌دهد و گویا رخدادی در حال وقوع هست‌، ‌یک نحوه غضب خاصی در درونم شعله‌ور است و با آن مراوده می‌کنم اسمش را غضب مقدس گذاشتم و گویا می گویم‌ این حس منحصر به شخص شخیص نیست یک روح‌ انتقام مقدس است که‌ در عالم است که در حال تنزل است. از نظری بحث ویروسک بی ارتباط با شهادت آن علمدار مقاومت نیست ما با مقاومت‌ مان جدارهای انانیت غرب را فرو ریختیم‌. بحث ویروسک عصای مدبر عالم است که ندای «اناربکم اعلی» فراعنه را به چالش کشیده. لطفا این نگاه‌ حقیر را تصحیح و ارائه طریق بفرمایید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! گویا خبری در پیش است. «و بشّر الصّابرین» آن‌هایی که متوجه‌ی حضور حضرت ربّ العالمین هستند در چنین صحنه‌هایی خود را بیشتر در مأوای الهی حسّ می‌کنند و در دل آن مأوا وظایف خود را انجام می‌دهند، زیرا:

 من چه غم دارم که ویرانی بود

زیر ویران گنج سلطانی بود

غرق حق خواهد که باشد غرق‌تر

همچو موج بحر جان زیر و زبر

زیر دریا خوشتر آید یا زبر

تیر او دلکش‌تر آید یا سپر

پاره کردهٔ وسوسه باشی دلا

گر طرب را باز دانی از بلا

موفق باشید

27075
متن پرسش
سلام و عرض ادب: با توجه به مصاحبه سروش و حواشی پیرامون بنظر حضرتعالی تفکرات سروش بیشتر حجاب انقلاب می تواند باشد، یا تفکرات امثال آقای عبدالکریمی آیا می توان نسبت با سروش، عبدالکریمی ها را در به تفکر انداختن ارزشمندتر دانست، یا خیر؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:۱. آقای سروش در آن مصاحبه حقایق ظریفی را منکر شده‌اند که بنده در بحث «نگاه الهیاتی ما به ویروس کرونا» از جهتی نظرم به سخنان آقای سروش در آن مصاحبه بود ۲. آقای دکتر عبدالکریمی بعضاً سخنانی در تأیید آقای محمد شبستری که منکر کلّیِ وحی الهی است؛ گفته‌اند که موجب می‌شود انسان احساس کند بعضی از دل‌سوزی‌هایشان در رابطه با آینده‌ی ایران اصالت ندارد.

27037
متن پرسش
سلام علیکم: اینکه می فرمایید بشر امروز، خود را در آینه دیگران و به وسعت تمام جهانیان می بیند و در اربعین، خدام زمانی که خدمت می کنند اینجا دارند خودشان را در آینه ما بعنوان زائران می بینند و امروز عصر دیدن خود در جلوه و آیینه یک دیگر است و زمانه ادغام فهم است، اشاره به همان حدیث «المومن مراه المومن» دارید که یعنی باید ما بجای تکیه بر دانایی و دانسته های خودمان از شریعت که باعث می شود حتی خود را کلان روایت بدانیم و آموزه های دینی را در همان حد بفهمیم و با توجه به دانایی مان بحث کنیم و افراد دیگر را بر اساس همین دانسته ها کنار گذاشته و به آنها بی توجهی کنیم و حتی بجایی برسیم که بگوییم این است و جز این نیست، باید به وجود بیکران و عظیمی بنام حقیقت و ابدیت و ایمان نظر بیندازیم تا آن وقت بفهمیم افراد مختلف می توانند به اندازه ظرفیت وجودی از این ابدیت و حقیقت بهره مند شوند و قلوبشان در آن وادی وارد شود، پس بایستی ادغام فهم و گفتگو کنیم تا در بستر این گفتگو و تعامل در بستر نظر به ابدیت و هویت متعالی که قلوب ما آن را می شناسد، حقیقت به صحنه آید و بهترین جلوه ملکوتی ظاهر گردد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده همین‌طور فکر می‌کنم و به نظر بنده این‌که میشل‌فوکو می‌گوید حقیقت در گفتگو خلق می‌شود؛ جای تفکر دارد با این تفاوت که بگوییم حقیقت در گفتگوی بین انسان‌های اندیشمند از عالم بالا نازل می‌شود. موفق باشید

26684
متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیزم: این روزها صحبت از بیماری و مرگ هست و می بینم که مردم چطور به هر دری می زنن که بتونن نسبت به این بیماری امن بمونن و به اصطلاح نمیرن! اما حقیر به لطف خدا دلم آرامش داره و اصلا مرگی رو نمی بینم. چون وقتی هستم، و این بودنم نیز ابدی هست؛ و مرگ چیزی نیست جز انتقال به جایی دیگه؛ واسه همین هیچ ترسی ندارم الحمدلله. اما فقط نگران هستم که بمیرم و به کمال نرسم؛ بمیرم و گرفتار آثار سوء این غفلت ها و معصیت هام بشم. همین فقط من رو نگران میکنه. ولی وقتی به رحمت بی کران پروردگار می اندیشم، دلم باز آرام میشه. تشنه ی کلام و نصیحتی از جانب استاد عزیزم هستم تا ان شاءالله آرامش دلم افزون بشه. تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مرگ هر کس از قبل تقدیر شده‌است؛ بحث در خوب مردن است که با رعایت دستورات شرع و تواضع و صدق و احترام به سایر انسان‌ها ان‌شاءالله شرایط آن فراهم می‌شود. آری باید مواظب بود با گسترش بیماری مواظب آزار و اذیت دیگران نشویم. موفق باشید

26586

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد: ۱. می خواستم بپرسم که آیا این وظعیت فعلی جامعه، گرانی و کرونا و... مصداق ایه ۱۵۵ سوره بقره است یعنی امتحانات الهی؟ ۲. طبق تفکر توحیدی همه کاره عالم خداست حال اگر کسی بر اثر کرونا فوت کند یعنی اجل او رسیده بوده و مقدر شده بوده که اینطور بمیرد؟ ۳. طبق احادیث ائمه در آخر الزمان امتحانات سختی گرفته می شود که تعداد زیادی از افراد ریزش می کنند. حال سوال من این است که از کجا بفهمیم که در امتحان های سخت آخر الزمان پیروز بیرون آمدیم یا ریزش کردیم و مردود شدیم؟ ۴. آیا هدف این امتحانات برد و باخت است یا رشد؟ چرا که از حدیث برداشت می شود که انگار در امتحانات اسم افرادی خط می خورد و مردود می شوند و کنار گذاشته می شوند حال آیا این افراد با توبه می توانند برگردند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. همین‌طور است. ۱. همین‌طور است. ۳. امروز ولایت نایب الامام یعنی ولی فقیه منظور است. ۴. امتحانات الهی برای رشد است ولی اگر توحید‌مان ضعیف باشد در همان امتحان مردود می‌شویم. موفق باشید

26434
متن پرسش

سلام و عرض ادب خدمت استاد گرامی: متن زیر مقاله ای مختصر به نام صور اسرافیل است که در مورد شهادت شهید سلیمانی می باشد که در آن ادعاهایی شده است که تمایل دارم نظر حضرتعالی را در مورد آن جویا شوم. از صبر و لطف شما سپاسگزارم. باسمه تعالی صور اسرافیل افراد جامعه به گونه‌‌های مختلفی هستند. برخی در زندگی‌شان برای دیگران آورده‌ای دارند و برخی ندارند. برخی اطرافیان خود را رشد می‌دهند و برخی نه و برخی بعد از مردن خود نیز می‌توانند به بقیه خیری برسانند و برخی اینچنین نیستند. اما واقعه شهادت حاج قاسم سلیمانی از سنخ هیچ کدام از این موارد نیست! شهادت این فرد با شهادت کلیه شهدای انقلاب اسلامی متفاوت است. اینکه بیان می‌شود جنس شهادت جنس دیگری می‌باشد، به همان معنی است که جنس شهادت یاران اباعبدالله (ع) نیز با شهادت‌های پیش از خود فرق داشت. با شهادت حضرت حمزه سیدالشهدا (ع) فرق داشت. هیچ‌کس نمی‌تواند شهادت شهید حججی را با شهادت شهید همت و امثالهم مقایسه کند. لازمه قیاس، سنخیت در نوع است. البته توجه داشته باشید این ادعا به هیچ معنا تلقی کننده‌ پایین بودن و کم ارزش بودن شهادت‌های آن بزرگواران نیست؛ بلکه نشان دهنده اهمیت و ارزش شهادت‌های شهید حججی و سلیمانی است. مگر شهادت سلیمانی با شهادت کاظمی‌ها و خرازی‌ها چه تفاوتی دارد؟ چه چیزی باعث شده است که ما جنس شهادت‌های آنها را جدای از هم بدانیم؟ آیا علت آن در نحوه شهادت آن‌ها است؟ آیا در زمان و مکان شهادت است؟ آیا علت آن مصالح امنیتی و سیاسی کشور است؟ بدیهی است که پاسخ تمامی این سوالات منفی است. سوالاتی که برخی با پاسخ مثبت، آن‌ را هنر شهادت شهید سلیمانی معرفی می‌کنند و به بیراهه می‌روند. باید در این دقت کرد که آنچه در این شهادت تمایز ایجاد کرده است و این شهادت را در ادامه شهادت شهید حججی قرار داده است، «رشد تکوینی انسان‌ها» در اثر این شهادت بوده است. شاید به کار بردن این عبارت برای برخی بسیار محل اعراض و مناقشه باشد و آن را بی‌مبنا و ابتر تلقی کنند. اما باید دانست که آنچه پس از شهادت شهید سلیمانی رخ داد، دقیقا نشانه‌هایی از همان رشد تکوینی و بیداری در مردمان بود. شهادت شهید سلیمانی نه در ابتدای انقلاب بلکه در سال ۲۰۲۰ اتفاق افتاده است. در این زمان، بلوغی به صحنه آمده است که ابتدای انقلاب هم شاهد آن نبوده‌ایم. این اتفاق در زمانه کنونی که مدرنیته و تکنیک جولان می‌دهند رقم خورده است و نه در فضای نابالغ تکنیکی ابتدای انقلاب و با این همه، انسان‌هایی که در این فضا زیست کرده‌اند چنین تشییع جنازه‌ای را رقم زده‌اند. این برخورد و بازتاب‌های حسی و عقلی مردم را در نظر بگیرید، اگر همین برخوردها عینا و دقیقا در زمان انقلاب یا اصلا در دوران ائمه اطهار اتفاق می‌افتاد، جای شگفتی داشت اما اکنون که این حادثه در چنین شرایطی و در این زمانه رخ داده است، جای بسیار بسیار شگفتی دارد! از خودتان سوال بپرسید! این انسان‌هایی که در تشییع جنازه چنین کردند، از کجا آمده‌اند؟ این انسان‌هایی که از شهرهای خودشان به تهران رفتند، از کجا آمده‌اند؟ آری این ملت در گذشته نیز برای رحلت پیشوای خود حضرت روح‌الله (ره) چنین رفتار مشابهی را بروز دادند اما رخ‌ دادن بسیار کمی‌تر و کیفی‌تر آن برای یک سردار جنگی که هر لحظه در میدان‌های جنگ انتظار شهادت‌اش می‌رود، توسط این انسان‌ها، مدهوش کننده است. انسان‌هایی که هر یک خودشان و با دعوت خودشان به صحنه آمده‌اند و بدون اختیار عقل معاش خود، خود را به صحنه می‌رسانند، آیا چیزی جز لبیک به ندای اصرافیلی حقیقت است؟ چیزی جز شوق برای رویت حقیقت و لمس آن است؟ آیا این انسان‌هایی که چنین عظمتی را رقم زدند، غیر از انسان‌های امروزی و غیر از من و شما بودیم؟ آیا ما باید خودمان را گول بزنیم و بگوییم این انسان‌ِ در بند توهم و غرب‌گرای امروزی که در تشییع جنازه آنچنان وارد می‌شود، انسان امروزی نیست و آنها را از دل تاریخ هزاران هزار سال پیش و از میان عمارها و سلمان‌ها بیرون کشیده‌ایم و برای مدتی به تاریخ امروزی چسبانده‌ایم تا نمایشی را اجرا کنند و سپس در گذر زمان متوقف شوند؟ یا باید با عینکی دیگر و به دور از تعصبات ذهنی تحلیل کنیم؟! به همین خاطر است که شما باید برای تحلیل این ماجرا فقط به درون خودتان رجوع داشته باشید تا از گزند این تعصبات رهایی یابید و صرفا آنچه را که دریافت کرده‌اید را به زبان بیاورید و نقش ببندید. از خودتان سوال بپرسید چرا خبر شهادت در دل شما انقلابی ایجاد کرد؟ آیا شما چیزی به غیر از چند خط متعارف از آقای سلیمانی شناخت داشتید؟ چرا با وجود این شناخت بسیار کم و اندک، این شهادت در درون شما تاثیرگذار شد؟ تاثیرگذاری که تاثّر آن به اختیار شما نبود و ناخوانده بر درون شما وارد شد و هرکسی که توانسته باشد حدی از غل و غش را در وجود خود زدائیده باشد، این ورود تکوینی را نیز یافته است و به استقبال آن رفته است. اینگونه و با طرح این سوالات خواهید فهمید که جنس این شهادت با شهادت‌های اول انقلاب فرق می‌کند. در واقع این همان جنس غلیظ شده شهادت شهید حججی است. شهادتی که فرای از قبل و بعد از شهادت، خودِ شهادت موجب رشد تکوینی می‌شود. این رشد است که موجب تکاپوی انسانِ تحت سلطه عقل غربی می‌شود و اینچنین بی‌گدارانه و با اشتیاق خاصی حرکت می‌کند و گریه می‌کند و می‌لرزد. رشدی که بسیاری را در برگرفت، بدون آنکه آنها طلبی از آن داشته باشند. مائده‌ای ناخوانده‌ای بود که بر دل‌های ما نازل شد. از خودتان سوال بپرسید آیا این اتفاق جز وعده نزدیکی ظهور چه خبر دیگری دارد؟ ظهوری که وقتی اتفاق بیفتد انقلابی در قلوب می‌شود و تصعیدی در علوم می‌شود که شواهد آن در روایات ما فقط خاک می‌خورد. باید دانست در عصر کنونی یک اتفاقی که توانسته است حیات غربی انسان کنونی را اینچنین به مخاطره اندازد، قطعا در زمان ظهور نیز به همین نحو تقلب قلوب خواهیم داشت و انسان‌ها از نوعی به نوع دیگر به پا خواهند خواست و این اتفاق آنقدر سریع است که می‌توانیم آن را دفعی و لحظه‌ای قلمداد کنیم و در این تقلب لحظه‌ای، انسان‌ها رشد می‌کنند و مهیای رکاب موعود می‌شوند. همانگونه که در این ایام نیز مزه‌ای از آن را چشیدیم و بدون آنکه به اختیار کام خود را باز کرده باشیم. همین مزه است که سنخ متفاوتی را رقم زده است. مزه‌ای که از آن بوی ظهور استشمام می‌شود و مزه‌ای که انتظار چشیدن آن را در آن ایام داریم. از خودتان بپرسید آیا وقوع چنین سنخ از اتفاق‌ها، غیر از زائیدگی در عقل اربعینی است؟ آیا چیزی جز مسخ قلوب و عقولی که در اربعین رخ می‌دهد را در اینجا می‌بینیم؟ و اگر صادقانه به خودتان رجوع کنید، این تاثیر را می‌یابید و بدانید که هر چقدر این تاثیر را بتوانید بیشتر ادراک کنید، می‌توانید ظهور مهدی موعود (عج) را بهتر ادراک کنید. چرا که این اتفاقات همه آمادگی برای انسان‌هاست تا بتوانند زمینه مقلب القلوب شدن در زمان ظهور را در خودشان ایجاد کنند. «همه هستی همگام با انسانی است که در راه هدایت گام بر می‌دارد» امام موسی صدر. حدیث سحرگاهان، ص ۲۸۴

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده نکات دقیقی را در این نگاه دیدم. عرایضی نیز تحت عنوان «آیا همه‌ی ما قاسم سلیمانی بودیم؟» شده است که متن آن را این روزها إن‌شاءاللّه بر روی سایت خواهید دید. آری! همین‌طور که نویسنده‌ی محترم مقاله‌ی فوق می‌گوید انقلاب اسلامی ظرفیت‌هایی دارد که روز به روز بیش از پیش به ظهور می‌آید و ما باید منتظر ابعادی از انقلاب اسلامی باشیم که هنوز به ظهور نیامده است، إن‌شاءاللّه. موفق باشید 

26253
متن پرسش
سلام علیکم: در پاسخی که اشاره به همراهی تشیع و خرد خسروانی داشتید، دو مسئله برام بوجود آمد: ۱. ایرانیان با توجه به روحیاتی مثل عدالتخواهی، خرد ورزی، ارتباط با تمدن های مختلف و تمدن سازی و توجه به ارتباط با قطب کائنات هستی آیا می شود گفت در قرن دهم توانستند آن گوهر ناب اسلامی را در بستر تشیع اثنی عشری بیابند تا روح ایرانی_اسلامی شان به ثبات و آن سکینه مطلوب برسد و تا قبل از قرن دهم شاید چنین چیزی کمرنگ تر بود؟ ۲. چرا ایرانیان در برخورد جدی تمدنی، وقتی با فرهنگ اسلامی مواجه شدند حاضر شدند آن را بپذیرند و حتی به تعبیر شهید مطهری با نیرو گرفتن از تعالیمش، تولید محتوا و دستاورد کردند اما در برخورد با مدرنیته و غرب، شتاب لازم را نداشتند و حتی رویکردهای نقادانه و مخالف با آن را اتخاذ کردند و معتقد بودند عناصر و تکنولوژی غربی را باید درون روح ایرانی_اسلامی استحاله کنیم و رنگ بومی دهیم زیرا روح حاکم بر عناصر و تکنولوژی مدرن، با هسته توحیدی ما سازگار نیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور که می‌فرمایید روح مدرنیته، روحِ تمامیت‌خواه است و در برخورد با فرهنگِ سایر ملل، سعی در نفی و تحقیر آن‌ها دارد. لذا ایرانیانِ اصیل هرگز به استقبال روح مدرنیته نرفتند. در حالی‌که اسلام، عملاً موجب پرورش و فرآوریِ خرد ایرانی شد. موفق باشید 

25907

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: پیش نیاز شرح کتاب مقالات استاد شجاعی چه مباحثی هستش؟ سرچ کردم متاسفانه چیزی ندیدم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمی‌کنم به پیش‌نیاز، نیاز داشته باشد. اگر بتوانید شرح صوتی آن را که از طریق بنده مطرح شده است، با ارتباط با حاج آقا نظری به دست آورید، إن‌شاءاللّه می‌تواند مفید باشد. موفق باشید

25060
متن پرسش
با سلام خدمت شما استاد بزرگوار: می خواستم نظرتون رو درباره حضور مقتدی صدر در حسینیه امام خمینی در کنار رهبر انقلاب بدونم و ایکه تحلیلتون چیه؟ ممنونم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نام «مقتدی صدر» همیشه با حاشیه‌هایی همراه بوده که چه بسا بعضا، به مذاق برخی از ما هم خوش نیامده باشد. دیدار وی با مقامات سعودی و برخی موضع‌گیری‌های او پس از این دیدار، شاید یکی از جدی‌ترین حاشیه‌هایی بود که «صدر» را در صدر خبر‌ها قرار داد و شاید در میان مردم عراق حتی، به جایگاه او ضربه هم زد.

نمی‌دانم می‌توان گفت آقای مقتدی صدر از بعضی از حرکاتِ افراطی‌اش متنبه شده یا نه؟! ولی می‌توانم بگویم این قدرتِ نرمِ انقلاب اسلامی و رهبری آن است که امثال اقای مقتدی صدرها هم نمی‌توانند برای حفظ هویت خود، خود را در بیرون از آن قرار دهند. این نوع حضورها حکایت از آن دارد که ذات انقلاب اسلامی جدا از ناشی‌گری‌های داخلی، سختْ در منطقه قدرتمند است.

بعضی‌ها گفته‌اند مقتدی صدر به جهت ارادتی که به سید حسن نصراللّه دارد، در این حضور وارد شده است. هرچه هست در این صحنه‌ها باید قدرت نرم نظام اسلامی را مشاهد نمود. موفق باشید 

24819

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد برای کتاب معرفت نفس و حشر تون شرح صوتی ندارید؟ یا برای کتاب معاد تون؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: برای کتاب «معرفتِ نفس و حشر» شرح صوتی بسیار ضعیفی هست ولی برای کتاب «معاد» شرح صوتی آن خوب است و فکر می‌کنم کتاب «معاد» و شرح صوتی آن در حدّ زیادی برای رجوع به کتاب «معرفتِ نفس و حشر» کفایت می کند هرچند آن کتاب نیز در جای خود نکات ارزشمندی را از طرف جناب صدرالمتألهین با مخاطب در میان می‌گذارد. موفق باشید

24409
متن پرسش
سلام خسته نباشید استاد: استاد جایی از کسی شنیدم که گفت نظر ملاصدرا در رابطه با بوجود اومدن روح در جنین، اینه که بدن، روح رو بوجود میاره، نه اینکه روحی قبلا باشد و به بدن تعلق بگیرد. آیا این گزاره همه اش درسته؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نه. حرکت جوهری، زمینه‌ است تا نفس بر جسم تجلی کند. مطلب را می‌توانید در مباحث حرکت جوهری که بر روی سایت به صورت صوت است دنبال فرمایید. موفق باشید

32979

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب: صوتهای معرفت نفس را در کانال جستجو کردم فقط دو جلسه بود فقط همین است یا باز هم هستند؟ باید جای دیگه ای جستجو کنم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آدرس صوت‌های مذکور ذیلاً ارسال می‌شود. موفق باشید

https://lobolmizan.ir/sound/641?mark=%D8%AF%D9%87%20%D9%86%DA%A9%D8%AA%D9%87

31643

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: مبحثی در مورد خطبه ۱۶۳ نهج البلاغه از شما گوش می کردم که خصوصیات توحید صمدی را توضیح می دادید، اینکه اول دریا دیدن بعد موج دیدن و اینکه حق قبل از عدد است. ۱. این چه ارتباطی به بحث صمد در موضوع اربعین پیدا می کند؟ ۲ . اول دریا دیدن و بعد موج دیدن مربوط با کدام سفر از اسفار اربعه است؟ من الخلق الی الحق / یا من الحق الی الحق؟ ۳. در کتاب مجتهد امین ، در سفر اول، مرحله هفتم سفر اول را فنا و بقا می گوید و مرحله هشتم را توحید..؟ آیا میشه اینطور گفت که ماه محرم، فنا و بقا است که فرد توجه به روح هرچیز کند، نه توجه به جهت ملکی آن؟ و آیا ماه صفر رو میشه توحید گفت (یا همان مرحله هشتم مجتهد امین) که حرکت به سمت توحید صمدی باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. همچنان‌که در بحث «انسان آینده و هویت اربعینیِ او» عرض شد در حرکت اربعینی در عین «در حضور بودن» به سوی او بودن در میان است و این همان احساس حضور در قبضه احدی است که صمد می‌باشد. ۲. مرحله حق الیقینی، سفر آخر است که همان «من الحق إلی الحق فی الخلق» است. ۳. حرف خوبی است. موفق باشید

31268

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت شما: اگر کسی بخواد همه کتاب اسفار رو نخونه و مطالب مهم ترش رو بخونه شما پیشنهاد می کنید که چه جلد هایی از اون بخونه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: الهیات به معنی‌الأخص که تا حدودی با جلد پنجم اسفار شروع می‌شود، نکات بسیار ارزشمندی را با مخاطبانش در میان می‌گذارد. موفق باشید

31094
متن پرسش
سلام و وقت بخير خدمت استاد گرامي: اخيرا مصاحبه اي از يک مقام ارشد صهيونيستي پخش شد که نکات جالبي داشت. با توجه به اينکه مطلبي روي سايت داشتيد با عنوان چگونه قابيل نباشيم و همچنين در تفسير سوره مائده در آيات مربوط به بني اسرائيل و در ادامه آيات مربوط به جريان هابيل و قابيل نکاتي را مطرح کرديد و در مورد اين خوي بني اسرائيل مطالبي را گفتيد مناسب ديدم اين مطلب را براي حضرتعالي ارسال کنم و نظر شما را جويا شوم. مطلب بدون تغيير مقداري خلاصه شده است که لينک کامل آن هم در پايان متن قرار داده شده است: -------------------------------------------------------------------------- رئیس سابق موساد: اگر کسی قدرتی دارد که خطری متوجه شهروندان اسرائیل می‌کند، وجود آن شخص باید خاتمه یابد. ۲۱ خرداد یوسی کوهن، رئیس سابق موساد، در مصاحبه‌ای بی‌سابقه با شبکه ۱۲ اسرائیل ابعاد تازه‌ای از عملیات اطلاعاتی و امنیتی اسرائیل در قبال ایران را فاش کرده آقای کوهن حاضر نشد صراحتا مسئولیت خرابکاری در تاسیسات نطنز را بپذیرد اما گفت: «ما به ایران روشن می‌گوییم: نمی‌گذاریم به تسلیحات هسته‌ای دست یابید. کجای این حرف را نمی‌فهمید؟» برخی از دست‌اندرکاران برنامه هسته‌ای ایران و همچنین شماری از تاسیسات مرتبط در سال‌های اخیر هدف سوءقصد و خرابکاری‌هایی بوده‌اند که عمدتا به اسرائیل نسبت داده می‌شود. محسن فخری‌زاده، رئیس سابق سازمان پژوهش و نوآوری وزارت دفاع ایران در آذر ۱۳۹۹/نوامبر ۲۰۲۰ در جاده فیروزکوه به ضرب گلوله کشته شد. آژانس بین‌المللی انرژی اتمی او را مدیر برنامه "آماد" ایران معرفی کرده بود که بر فعالیت‌های هسته‌ای با قابلیت نظامی تمرکز داشت. یوسی کوهن، رئیس سابق موساد، به شبکه ۱۲ اسرائیل گفته: «او سال‌ها هدف عملیات گردآوری اطلاعات بود.» به گفته او اهمیت او از حیث دانش اتمی و مدیریت "دانشمندان برنامه هسته‌ای نظامی ایران" بود. رئیس سابق موساد در پاسخ به سوالی از موضعش درباره کشتن دشمنان پرنفوذ اسرائیل گفت: «اگر کسی قدرتی دارد که خطری متوجه شهروندان اسرائیل می‌کند، وجود آن شخص باید خاتمه یابد.» او در عین حال گفت اگر یک هدف بالقوه حاضر به تغییر مسیرش شود، اسرائیل به او کمک خواهد کرد. او گفت برخی دانشمندان هسته‌ای ایران پس از هشدارهای اسرائیل، از جمله به طور غیرمستقیم، کارشان را ترک کرده‌اند. خبرنگار اسرائیلی از آقای کوهن پرسید اگر چنین افرادی حاضر به توقف کارشان نشوند چه؟ او پاسخ داد: «به دیدار دوستانشان خواهند رفت.» ایلانا دایان، خبرنگار اسرائیلی درباره سوءقصد به جان محسن فخری‌زاده گفت هرچند «یوسی کوهن نمی‌تواند مسئولیت این کار را بپذیرد، اما امضای شخص او را می‌توان پای جزء جزء عملیات دید.» مصاحبه یوسی کوهن تنها چند روز پس از آن انجام شده که او ریاست موساد را به دیوید بارنیا تحویل داد. رویدادهایی که او درباره‌شان صحبت کرده بسیار متاخر هستند. هرچند مقام‌های ارشد دیگری هم پیش از این با گذشت زمان بخش‌هایی از اسرار طبقه‌بندی‌شده را عمومی کرده‌اند، اما چنین مصاحبه‌ای با این جزئیات از طرف یک رئیس سابق دستگاه اطلاعاتی اسرائیل، آن هم با فاصله‌ای چنین اندک از دوران مسئولیت، سابقه ندارد. مطابق مقررات اسرائیل، انتشار گزارش‌هایی که حساسیت‌های نظامی و امنیتی داشته باشد باید به تایید واحد سانسور نیروهای مسلح برسد. با توجه به اینکه قاعدتا دستگاه امنیتی اسرائیل به انتشار مصاحبه یوسی کوهن مجوز داده، رسانه‌های مختلف می‌گویند می‌توان این مصاحبه را به عنوان هشدار اسرائیل به ایران همزمان با مذاکرات وین تعبیر کرد. لينک منبع : https://www.bbc.com/persian/iran-57438110
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌فرمایید و موضوع، رسانه‌ای شد و به همین جهت نه خدا اجازه می‌دهد چنین روحیه‌هایی در بستر رژیم جعلی اسرائیل ادامه پیدا کند و نه نظام اسلامی از این که اسرائیل باید از صفحه روزگار برداشته شود؛ کوتاه می‌آید. موفق باشید

30772

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم. خدا قوت. استاد بعضی وقتا که بناست عبادتی چیزی بجا بیاریم (فرض کنید مثلا نیمه شب می‌خواهیم به خدا نزدیک بشیم) ولی هرکاری می‌کنیم نمی‌تونیم خوب یاد خدا باشیم، یا هرکاری می‌کنیم نمی‌تونیم تفکر کنیم. تکلیف چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با تدبّر در کتاب‌های معرفتی و تأمّل در روایات و تدبّر در قرآن، آرام‌آرام جان انسان می‌یابد که همه‌ی عالم محضر جلوات حضور حضرت حق است به همان معنایی که انسان به خود متذکر می‌شود: «یک چشم‌زدن غافل از آن یار نباشید / شاید که نگاهی کند آگاه نباشید». موفق باشید

نمایش چاپی