باسمه تعالی: سلام علیکم: این سخنان در حدّ درک محدود علوم تجربی از نفس ناطقهی انسانی است که موضوعِ مجردی است و عموماً علوم تجربی توان ورود کامل در آن ساحات را ندارد تا بتوان به نظرات آنها اعتماد کرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم ضمانت روزیِ طالبان علم در راستای باقیماندن آنها در سلوک علمیشان محقق میشود که آن زندگی ساده و بدون آرزوهای دنیایی است مثل زندگی امام خمینی و آیت اللّه بهجت «رحمتاللّهعلیهما». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به گفتهی شهید مطهری «رحمتاللّهعلیه» عدم، مفهومی است که ذهن نسبت به وجود میسازد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینکه با جان انسانها، با انسانها صحبت شود؛ افقهای متعالیِ خود را در درون خود احساس میکند. مانند همان بحثی که در جلسهی اخیر شرح سورهی جاثیه، تحت عنوان «مواجههی وجودی با عالم و احساس حضور در ابدیت» شد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ما در بررسیهای خود به نمک دریا و سپس به نمک معدنی رسیدهایم و ابداً نمک ید دار را مصرف نمیکنیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است. مولای ما به گشودگیِ انسانیِ خود با حقیقتِ گشودهی عالَم زندگی را معنا کردهاند همان چیزی که مولوی را مولوی کرد و او در گزارش احوالِ خود، مثنوی را سرود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بد نیست در این مورد به بحث «دریچههای اعجاز قرآن» که در کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» بحث شده است، رجوع فرمایید. کتاب بر روی سایت هست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: راهِ حلّ مسئله، منعِ کلی نیست؛ بلکه به نظر میآید باید به کارها، برنامه داد و برای هرکاری وقتی گذاشت. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. همان احکام شریعت در امور فردی و اجتماعی و رعایت حقوق افراد کم ندارد؟ ۲. به نظر میآید مقدمات معرفت النفسی نیاز باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: قدرت نرم یعنی در حرکات و گفتار خود بیشتر نظر به حقایق داشته باشیم و در این رابطه، عواطف را نادیده نگیریم. در این مورد سری به جواب سؤال شمارهی ۲۵۰۳۲ بزنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در عرض اول فرض بر این بود که کار آن آقا مثل مرتاضها باشد و نه تردستی. ولی وقتی خودش نشان داد با خطایِ دید، آن کارها را انجام میدهد و نه با قوای نفس؛ موضوع تغییر کرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. ظلمها و گناهان نسبت به عصیان انسان، ظلم و گناه است. مثل چوبی که بر سر مظلومی میخورد، خلقت چوب که گناه نیست، نسبتی که انسان با آن برقرار میکند میتواند گناه باشد. ۲. هر دوی آنها. از جهتی «احد» همان فیض اقدس است در مقابل «واحد» که فیض مقدس است. و از جهتی دیگر حضرت حق از آن جهت که همهی اسماء را در خود فانی دارد، «احد» است. موفق باشید
سلام خدمت استاد عزیز: در پاسخ سوال 31935 مطالبی رو عنوان کردین، هنوز اون اشکال از ذهن من برطرف نشد - جزوه شما و مطالب پرسش و پاسخ های قبلی در مورد رجعت رو خونده بودم، بعضی مواقع بسیاری از بزرگان مطالبی رو از راه غیر استدلال متوجه می شوند و درک می کنند و برای انتقال اون دلیل می تراشند، که ممکنه دلیل برای ما منطقی نباشه ولی با عظمت شخصیت اون شخص موضوع رو می پذیریم، گاهی هم دلیل ها رساست ولی ایراد عدم درک صحیح از طرف ماست. به هرحال تو این موضوع من دقیق متوجه نشدم چرا حتما رجعت باید مادی و فیزیکی باشد، دو تا ابهام برای این مسئله داشتم اول اینکه رجعت مومنین نظام طبیعی عالم رو به هم می ریزه، در همین نزدیکی ها ظهور واقع بشود برای مثال فرض بفرمایید سردار بزرگ اسلام شهید قاسم سلیمانی به دنیا رجوع فرمایند، امام خمینی رجوع فرمایند، نظام دنیا کلا به هم می خوره، خدا اگر می خواست با معجزه های در این سطح مردم ایمان بیارن که ... به راحتی این امر میسر بود مورد دوم هم که مقداری ذهنم رو مشغول کرده، خب چه ایرادی داره با بازگشت روح تکامل افراد رخ بده چیزی شبیه همون مطالب که در شرح فصوص بیان کرده اید من مطلب رو از کتاب شما نقل می کنم : " در مورد راز قتل کودکان، شیخ اکبر معتقد است تا این ابناء به قتل نمیرسیدند حضرت موسی پدید نمیآمد. لذا ارواح مقتولین دست به دست هم دادند تا روح حضرت موسى از طريق والدین متكوّن شد و مقدمات تقدير الهی چنین باید میبود که علاوه بر والدین حضرت، امداد ارواحِ ابناءِ به قتل رسیده هم باید در میان میآمد. اما حکمت قتل أبناء به دست فرعون برای آن بود که حیات و روحانیت همهی مقتولین که به خاطر موسی کشته شدند، به سمت حضرت موسى جهت امداد، عود و برگشت نماید. زیرا هر طفلی به امید این که موسی است به قتل رسید و آن قتلها این جا از سر جهل نبود. - بلکه به یک معنا هر کدام موسایی بودند - پس ناچار باید حيات و روح مقتول، به موسی برگشت کند. حیات مقتولی که به جهت موسی به قتل رسید و آن حیات مقتول به جهت موسی، حیاتی طاهر بر اساس فطرت است که أغراض نفسانی آن را آلوده نکرده است. بلکه، بر فطرت «بلی» است. و موسی مجموع حیات کسانی بود که به عنوان موسی بودن کشته شدند و همهی آنچه به عنوان استعداد و توانایی برای مقتول مهیا بود در حضرت موسى جمع شده است، مثل شجاعت و تدبیر و غیره. اول چیزی که در مکاشفهی حضرت محمدیّه که از این باب یعنی باب فصّ موسوی به طور شفاهی مخاطب شدم اتحاد أرواح أبناء به قتل رسیده و عود آن أرواح در مادهی موسویّه بوده است. پس موسی متولد نشد مگر این که او مجموع أرواح كثيره و قوای فعّاله بود. به همان معنایی که عقل کلی همهی عقول جزئی را به صورت جامع در خود دارد، مثل مدد به مؤمنین توسط فرشتگان
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید باید بحث «رجعت» را در آمادگی شرایطی دانست برای بالفعلشدنِ روحهایی که به کمال خود نرسیدهاند. حال با توجه به این امر چرا میفرمایید با این رجعت نظام عالَم به هم میخورد؟ از طرفی شرایط حضرت موسی «علیهالسلام» هنوز شرایط بلوغ عالَم که با حضرت مهدی «عجلاللهتعالیفرجه» به ظهور میآید، نمیباشد بلکه مقدمه ظهور آن بلوغ است ولی شرایط حضرت مهدی «عجلاللهتعالیفرجه» شرایطی است تا همه ابعاد انسانی اعم از ابعاد غضبیه و شهویه از یک طرف، و ابعاد الهی از طرف دیگر به ظهور آیند. و در همین رابطه حتی بحث رجعت همه انبیاء و امامان در میان است. اینجا است که میتوان گفت خود آنها باید به میان آیند تا فعلیتِ خود را در خود احساس کنند. میماند که آیا میشود آنها فعلیت خود را در شخصیت حضرت مهدی «عجلاللهتعالیفرجه» دریابند؟ والله اعلم. ظاهراً در این حالت شاید برای بعضی از آنها اجمالشان به تفصیل در نیاید و اصرارِ بر رجعت حضرت اباعبدالله «علیهالسلام» گویا از این جنس است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: امروزه انسانها دارای آنچنان وسعتی شدهاند که میتوانند چندین علم را در خود جمع کنند. بنابراین سعی بفرمایید در عین ادامه دروس رسمی حوزه به امثال حضرت امام و علامه و شهید مطهری نظر کنید که چگونه در آن علوم، به خوبی حاضر شدند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده اگر به کتاب «فرزندم؛ اینچنین باید بود» با همین رویکرد خوبی که در نظر دارید، رجوع کنید نکات خوبی به دست میآید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینکه تاریخی شروع شده و آن عزیزان بحمدالله در آن تاریخ جلو میروند، نشان میدهد هرکس در آمادگی خود در شرایطی قرار گیرد که با آنچه پیش میاید، جدّی برخورد کند همه زیر سقف انقلاب اسلامی در کنار هم هستند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. باید خود را وارد این امور نکنید. از طریق فهم سنتهای الهی، امکان حضور در آینده را میتوان فهم کرد. ۲. آری! خطر ورود شیطان هست. پیشنهاد مطالعهی کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» که روی سایت هست؛ داده میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر مطمئن نباشیم که آن لقمه با مال حرام تهیه شده، باید حملِ بر صحت کرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: متأسفانه این حجاب بزرگی است که ما را در برگرفته، همین دیشب در جلسهی دوم سورهی نازعات از همین بلیّه سخن رانده شد. بد نیست سری به آن بحث بزنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عقل تکنیکی غیر از روحیهی تجاوز به طبیعت است و فهم عقلی است که به بشریت عطا شده تا حقیقت را در طبیعت بیابد. در این مورد میتوانید به مباحث «تذکر به عقل تکنیکی» که طیّ 9 جلسه بحث شد، به آدرس http://lobolmizan.ir/sound/1225 و به جزوهی «نظر به ماهیت تکنیک» به آدرس http://lobolmizan.ir/leaflet/1573/%D9%86%D8%B8%D8%B1-%D9%85%D8%A7%D9%87%DB%8C%D8%AA-%D8%AA%DA%A9%D9%86%DB%8C%DA%A9
رجوع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است که وقتی انسان مطابق فتوای مرجع خود عمل کرد، عملاً خداوند نیز در همان رابطه با ربوبیت خود با بندهاش عمل میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همهی شهیدان عزیزند، ولی این سه شهید نماد حضور تاریخیِ انقلاب اسلامی در جان جهان هستند و هر انسانی که به خود آمده باشد و ماورای زندگی عادی بخواهد خود را جستجو کند به نحوی با یکی از این عزیزان همزادپنداری احساس میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم همان بحث که در جزوهی «هویت قدسی زن و حضور در جهان گستردهی امروز» هست کمک خواهد کرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد ما رجوع به سیر مطالعاتی سایت میباشد تا إنشاءاللّه با معارف مناسب، اعمال دینی انجام شود زیرا ائمهی ما به ما فرمودهاند تأثیر عبادات به اندازهی معرفت ما خواهد بود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: منظور از آن قسمت از دعا، آن است که حضرت رب العالمین مستغنی به ذات هستند و نیاز برای همنشینی با کسی در ایشان نیست و این غیر از آن است که به انسانهای بزرگ نظر محبت آمیز داشتهباشند. موفق باشید
