بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
31097
متن پرسش
با عرض سلام‌: ۱. با دیدن رفتارهای علنی در جامعه که مخالف با حکمی از احکام  شریعت هست احساس ضعف و عصبانیت می‌کنم و این حس به خاطر خدا ایجاد نمی‌شود. احساس ضعیف شدن و اینکه به شخص من توهین شده به وجود می آید. چه کتابی برای این مشکل معرفی می‌فرمایید؟ ۲. با دیدن بی حجابی (نه بد حجابی) قوه غضب در من قوت می‌گرد و در احساس و عزم طی کردن راه بندگی سستی پیش می آید و سرد می‌شود. چرا باید عزمم به عمل دیگران مربوط شود برای حل این مشکل چه کتاب یا کاری رو معرفی می‌فرمایید؟ قبلا در مواجهه با بی یا بد حجاب تذکراتی در خیابان و .. می‌دادم بعضا اصطکاکاتی سطحی پیش می آمد در جواب به شرایط امر به معرف که بیان کردید من اینجور برداشت کردم باید در جایی مناسب و شرایط آرام و بدور هیاهو تذکر داده شود برای همین اون تذکرات در جمع و خیابان را نمی‌دهم. این عمل از احساس مورد ۱ و ۲ کم کرده است. اگر برداشت و کارم اشتباه است تصحیح بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در شرایطی هستیم که شهرها بسی گسترده‌تر از شرایط گذشته است که محدود بودند و همه همدیگر را می‌شناختند و به همین جهت باید در ارائه معارف الهی راه‌های دیگری را جستجو نمود و به نظر می‌‌آید فضای مجازی یکی از آن راه‌ها می‌باشد. اکثر این بنده‌های خدا تحت تأثیر تبلیغات بیگانگان هستند و نه آن‌که قصد مقابله با اسلام و آموزه‌های دینی را داشته باشند.

ما در ابتدای انقلاب بِرکه و یا نهایتاً دریاچه‌ای بیش نبودیم که با سرازیرشدن رودخانه‌های گِل‌آلود، به‌کلّی گل‌آلود می‌شدیم و لذا اگر آدم‌های مشکوک در دل انقلاب حضور فعّال پیدا می‌کردند، ماهیت انقلاب را تغییر می‌دادند و در این رابطه اگر در بعضی موارد در دفع افراد مشکوک افراط شد، در صحت اصل آن قضیه نباید شک داشت. مثل وقتی تنها در ابتدای حضور ایمانیِ خود قرار داریم و نهایتِ توحید ما آن است که خداوند یکی است و شریکی ندارد، ولی از آن‌جایی که نور توحید ظهورِ بعد از ظهور دارد و آرام‌آرام خود را تا آن‌جا نشان می‌دهد که می‌یابید او در عین حال که «احد» است، «صمد» است. انقلاب اسلامی به نور توحیدش نسبت به ابتدای خود در حال حاضر بسیار گشوده شده، مثل آن‌که اقیانوس اگر صدها رودخانه گل‌آلود در آن بریزند، گِل و لای‌ها را فرو می‌نشاند و آب‌های رودخانه‌ها را از جنس خود می‌کند و در آغوش می‌گیرد. در این دیدگاه عرض می‌شود به توحیدی رسیده‌ایم که متوجه می‌شویم متفکران مذکور در آن توحید جای دارند. آری امثال مارکس و فویرباخ توحیدی نیستند و خودشان هم چنین ادعاهای نکرده‌اند ولی جدای این افراد، متأسفانه ما در شرایطی نیستیم که دغدغه‌های توحیدی متفکران جهان را بفهمیم و با فرض این‌که می‌خواهیم در جهان حاضر شویم آن‌ها را از آنِ خود کنیم. موفق باشید  

30860
متن پرسش
سلام علیکم خدمت استاد عزیز: دانشجوی بیست ساله هستم، سوالی که تو ذهنم هست اینه که آدم وقتی میخواد عبور کنه از زندگی دنیوی تکراری و در باورش عبور هم می‌کنه به وسیله رشد معرفت و عقل معادش و متوجه حقیقت خودش و عالم و زمانه ای که زندگی می‌کنه (انقلاب اسلامی) میشه و تمام زندگی گذشته و حالی که داره رو بر اساس معیار های جدیدش به زیر سوال می‌بره مثلا که چی که من زیاد بخورم؟ چه دلیلی داره و چه کمکی به حقیقت و هدفی که در پیش دارم می‌کنه؟ یا همین طور عادت های دیگه و معارض با اندیشه جدیدش، اما نکته این جاست یک دفعه با بحرانی مواجهه میشه که از طرفی عادت و تعلق به گذشته داره اما باور به اندیشه جدید و در واقع وقتی به وسیله اندیشه جدیدش گذشته رو به چالش می‌کشه خود چون اول راه هست با یک چالش مواجهه میشه که برنامه چیه؟ چه کارهایی انجام باید بدم که مثل گذشته نباشم؟ اما مثل کسی که شرطی شده دائما چون برنامه ندارم و چه فعالیت باید صبح تا شب داشته، در عمل بر می‌گردم به گذشته و زندگی یکنواخته دنیوی، خلاصه کلام این است که من نمی‌دونم به چه روشی میشه در این وادی جدید که نظر به ابدیت و حقیقت انسان دارد و بزرگان در آن قدم گذاشتن، منم بگذارم و در عمل هم از گذشته و عادت محدود عبور کنم با چه کارهایی؟ چطوری؟ بنده حقیر متناسب با اون چهار چیز که شما فرمودید که ببنید ذائقه و علاقه، استعداد، نیاز مخاطب، نیاز جامعه چیه به بحث های طلبگی و کارهای فرهنگی و تربیتی رسیدم کلیت که با توجه به مبانی اصیل در جامعه انقلاب، کار تربیتی و فرهنگی کنم، تربیت نیرو برای جامعه، روشنگری نسبت به حقایق، دشمن شناسی و مقابله با افکار انحرافی و... انجام بدم و از همه مهم تر خود از این شهد ناب دین بچشم، به این عنوان هایی که عرض شد علاقه دارم و رسیدم و یک سری مسائل بیهودی هم رها کردم اما در عمل هنوز بیکارم نمی‌دونم چه باید رو غلتک افتاد، چه باید کرد؟ استاد چیز هایی می‌دونم به عمل تبدیل بشه و شروع کنیم به تلاش فقط حرف و رو کاغذ نباشه که حقیقتا دارم خسته میشم. ببخشید زیاد شد، و اگه لطف کنید هر آنچه می‌دانید رو بگید ممنون میشم که به راهنمایی شما نیاز دارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شرایط عجیبی است و گفتنی‌ها در این امر بسیار زیاد. به آینده‌ای باید فکر کرد که روحِ پریروزی و پس‌فردایی دارد. آینده‌ای با حضور در جهان ولی با روحیه‌ای قدسی و هنوز ما اکثراً خود را در آن تاریخ حاضر نکرده‌ایم و در چشم‌انداز خود آن آینده را نمی‌فهمیم تا مطابق حضور در آن، خود را مجهز کنیم. تدبّر در قرآن و روایات، میدان عمیقی برای حضور در آینده می‌توانند باشند مشروط بر آن‌که با چنین رویکردی به آن‌ها رجوع شود.

در یکی از شماره‌های مقدمه کتاب «آینده دینداری ما چگونه محقق می‌شود» که هنوز در دست تهیه است؛ این‌طور عرض شد:

 9- بحث ما مربوط به حضور در جهانی است که بتوان در آینده‌ تاریخی خود، در آن دین‌داری کرد. جهانی که بر فراز جهان مدرن و روح سکولار آن است و البته حضور در چنین جهانی زبان خاص خود را می‌طلبد، زیرا همچنان‌که فرموده‌اند: «محدوده‌های زبانِ ما، محدوده‌های جهان ما است» زیرا زبان ابزار نیست تا ما افکار خود را به همدیگر منتقل کنیم، بلکه تجلی روح انسان است در قالب کلمات و روح انسان‌ها در تاریخی که در آن حاضرند، می‌تواند مأوا گزیند و هستی خود را به «گفت» آورد. با توجه به این امر در این کتاب سعی شده با شما گفت‌وگویی به میان آید، تا زبانی گشوده شود برای حضور در آینده‌ی دینی و بودنی که مربوط به حضور در جهانی است بین دو جهان. موفق باشید

30329
متن پرسش
جناب آقای طاهرزاده سلام علیکم: فایل صوتی صحبت آقایان وطن فدا، عبدالکریمی و شهرستانی به همراه تقریری نقد و کوتاه از شما به دستم رسید. با شنیدن صحبت آقایان محترم به انضمام تقریر شما، برآن شدم آنچه پیشِ روست را عیان کنم. می دانم چنانچه انسان صاحب همّ باشد، هرگز بریده از دیگری نیست اما من به خود دیگر این همّ را این گونه و در گفتگو دنبال نکرده ام بلکه می دانم هر چه شود من تهِ چاه دیگری ام هستم. سخنم را با رجوع به پرسش و پاسخی که بواسطه ی یکی از مخاطبین شما عرضه داشته شده است، آغاز می کنم. سلام بر استاد گرامی: و با سلام به آن رفیقی که از جنابعالی «وداع» کرد؛ پیرو سؤال و جواب شماره 22474 خواستم نکاتی را در خطاب به ایشان عرض کنم. بنده آن روزهایی که کتاب «آشتی با خدا» و «ده نکته در معرفت نفس» را مطالعه کردم در این تصور بودم که همه‌ی آن‌چه باید به‌دست آورم را، خدا به من داده است. تا این‌که با برهان صدیقین و کتاب «خویشتن پنهان» و بحث‌های معاد شما روبرو شدم و دیدم عجب میدانی است میدان معارف اسلامی. تصورم این بود که دیگر بهتر و بالاتر از این نمی‌شود تا بالاخره با شرح شما در کتاب حبّ اهل البیت و کتاب «آنگاه که فعالیتهای فرهنگی پوچ می‌شود» روبرو شدم. در پیش خود گفتم خدایا! آیا بشر بعد از چنین نگاهی به اهل البیت، جایِ دیگری هم می‌تواند برود و باز کتاب «سلوک ذیل شخصیت حضرت امام خمینی» پیش آمد تا بفهمیم امروزه راه اهل البیت چگونه می‌تواند ادامه یابد. خدا می داند با مطالعه آن کتاب احساس کردم در مغز عالم قرار دارم و همه چشمه هایی که باید بر روی انسان گشوده شود از طریق «سلوک ذیل شخصیت حضرت امام» پیش خواهد آمد و این علاوه بر مباحثی بود که شما در کتاب های مربوط به انقلاب اسلامی نمودید. همچنان با کتاب سلوک بسر می بردم و می برم که با مباحث «گوش سپردن به ندایِ بی صدای انقلاب اسلامی» روبرو شدم و متوجه گشتم در بستر سلوک ذیل شخصیت امام، راهی به سوی عالم معنا به صورتی گشوده می شود که دیگر می توان به چیزی گوش سپرد که آن قصه حقیقت این تاریخ است و در ساحتی می توان وارد شد که ثمره همه آن چیزی است که انقلاب اسلامی به بشر این تاریخ عطا کرده است. این سخنانی است که بنده از خود شما آموختم. سؤال من از آن رفیق عزیزی که بنا دارد با شما وداع کند آن است که (تو در آینه این تاریخ به کجا خواهی رهسپار شوی که در آن جا صدایی حقیقی تر از صدای انقلاب اسلامی به گوش می رسد). این سخن بنده بود با آن رفیق. نمی دانم می توان گفت نکند آن رفیق انتظار دارد شما با نظر به مشکلاتی که مردم را فرا گرفته است در امور جزئی وارد شوید. نظر شما چیست؟ - باسمه تعالی: سلام علیکم: البته این‌که انسان متوقف در شخص و شخصیتی نشود، چیزِ پسندیده‌ای است. عمده آن است که کمک کند و بگوید: «رهسپار چه میدانی است» تا بقیه را نیز به وسعتی که او بدان دست یافته است، وارد کند. هایدگر از استادش هوسرل در رابطه با پدیدارشناسی عبور کرد و نشان داد که پدیدارشناسی استادش هنوز در گردونه‌ی سوبژکتیویته است و با این کار، خدمت بزرگی به ما نمود تا بفهمیم که پدیدارشناسی اگزیستانسیالِ ما می‌باشد و برای ما شبکه‌‌ای از حضور با پدیده‌ها پیش می‌آورد. و چه خوب بود که در این شرایط تاریخیِ تفکر، گفتمانِ این نوع عبورها به میان آید تا هرچه بیشتر به صورت حضوری و وجودی با حقیقتِ دوران که انقلاب اسلامی است مرتبط باشند. بنده هم نمی‌دانم که آیا چنین انتظاری از من هست که در امور جزئی و موسمی وارد شوم، در حالی‌که تجربه‌ی سه دوره‌ی مدیریت، بنده را متوجه کرد که اگر به صورت زیربنایی مسائل خود را حل نکنیم و معارف لازم را به میدان نیاوریم باید به گفته حافظ «چو بید بر سر ایمانِ خویش می‌لرزم» مصداق ما باشد. موفق باشید. در توجه به صحبت آقایان محترم (وطن فدا، عبدالکریمی و شهرستانی) و همچنین پرسش و پاسخ آن مخاطب گرامی با جنابعالی، تا حدودی چرایی این پنداشتها از خویش را دریافتم. من نمی دانستم در این نقشه، راه بدین سان واضح است و مهیّا و ما، از بی چشمی پیِ خود می گردیم. نمی دانستم آب این چنین در دست است و ما دیوانگان به خودآزاری مفرط گرفتار آمده ایم. نمی دانستم می شود عطش را حلوا حلوا کرد و عمری در خیالِ آب به اشارت زیست. میان کدامیک از اینان دیگر تفاوتی ست؟ آنکه ندایِ سنت و مدرن و پس و پیشش را سر می دهد یا آنکه در ایستگاه فروبستگی و گشودگی سخن می گوید؟ دل ما در وقوع می تپد و حالا هر چه می شنویم از خیالِ آب، آب می خورد. اما بی چاره به بی راهه می زند. دیر هم بشود، دستْ خالی را به خیال، خوشتر می دارد. اینک ناشکیبایی و تعجیل در تعیین تکلیفِ همه، گویا مرز میان مرزبانی انقلاب و اثباتِ آن را به آشوب انداخته است. تعجیل با اثبات، پیِ تمایز است و با تمایز امان می گیرد. تیغ تعجیل، تند است. راه را می بُرد. متانتِ چشم به راهی، راه می شود اما به خنجر و در سینه. سینه را می شکافد از پیِ راه. ایستاده، این پا و آن پا میز گفتگو را در حرارتِ سینه تبر می زند. دیگر با جوهر سرد حاضر نمی شود بلکه این آتشِ اشک و خون است که یکی در میان سخن می گوید و می سوزد و به قدرِ مرگ، لحظه به لحظه تاب می آورد. تعجیل؛ به اثبات شکم سیر می کند و پاسداشت؛ گرسنه و نزار، چشم به راهی را فرا می خواند. شاید حقیقت قبل از زبان به دست هایمان نگاه می کرد. دست کشیدن از مفهوم، دست کشیدن از همه ی داشته هاست و تعجیل، دل به دست و پیمانه ی خالی نمی دهد. نیک می دانم نمی شود انسان بود و به این بی چارگی خوی گرفت و به صرافت نیفتاد. اما یوسف هم تهِ آن چاه است و از برادارن تهی تر. پیغامبران هم اگر به معجزه خواندند در برابر حقیقت سابقا بر دیگری عاجزند. با این همه؛ بانگِ گشودگی چطور دست از نهیبِ فروبستگی ها می شوید وقتی همه در یک چاه نشسته اند؟ و این بی صبریِ تعجیل، آه از تعجیل که در آن یا باید سر به دروازه ی گشودگی ها خم کرد، یا به موج ساختارها پیوست، یا از آن طرف، حظّ ِ نبودن را بُرد. در غیر این صورت صلاحِ خسروان آن است به دعوت و میانجیگری دلسوزان، رنج و اندوه را «دغدغه» نام نهند و سرها را به بند مناسبات و حوالاتش گردن زنند. آنکه نیهیلیسم را به ذره ذره چشیده باشد، لابد باید بداند نیهیلیسم وضع پلید و تأسف بار یا فحش و دشنام نیست که در طرف مقابل، شایسته و پسندیده باشد از آن عبور کنیم و با آن به فاصله افتیم. به یُمن نیهیلیسم است که دریافته ایم حقیقت کمر شکن است و آذوقه ی راه نیست که مبادا رهرو به ضعفِ بنیاد گرفتار و درمانده شود و در انتها؛ در خیال فترت، قوتِ فقر بمکد. زکریایِ سخن به یحیی نشانه خواست و مهر سکوت بر زبان مردِ اراده ی الهی، تمام آن بشارت بود. می شود در اراده ی الهی به گنگِ سکوت افتاد اما پاسدار حقیقت ماند. می شود اراده ی الهی به سستیِ عافیت نرود اما جرعه ی تلخ ناچاری را به مژده ی بشارت سرکِشد. نوش باد بی چارْگان را. تا آن روز...
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آیا ما را عهدی هست؟! عهدی که بتوان آن را عهد دانست؟! در نسبت با آن عهد در کجا هستیم؟! بیگانه با آن؟ و یا بر سرِ پیمان با آن همچنان حاضریم؟ در آقای عبدالکریمی هرچند دوست دارند همه را دوست داشته باشند، ولی معلوم نیست چرا و بر اساس چه عهدی؟!! آیا صِرف ایرانی‌بودن برای این دوست‌داشتن کافی است؟ آقای شهرستانی مانده‌اند چکار کنند، باید در مورد ایشان عجله نکرد. آقای وطن‌فداء نسبت به عهد خود سرزنده است و آرام‌آرام به پهن‌دشت‌های وسیعی که آقای شهرستانی بنا داشتند برسند، و هنوز نرسیده‌اند؛ می‌رسد. آیا ما را عهدی هست؟! نسبت به آن عهد، کجا هستیم تا بقیه را به جرم آن‌که بر آن عهد وفاداریم، اتّهام یهودی‌گری نزنیم. عجبا! اگر بر عهد اصیلی اصرار شود و در مسیر سنت انبیاء کوتاهی نکنیم، ما در تعصب یهودی‌گری هستیم؟ و خود را امت برگزیده پنداشته‌ایم؟ در حالی‌که آموزه‌های دینی آنچنان آغوش ما را گشوده کرده است که صد لعن و نفرین بر داعشی‌گری می‌فرستیم، اما از ترسِ یهودی‌گری، از عهدِ خود پای بیرون نمی‌نهیم. آری! همه را باید دوست داشت، اما این را هم در بستر عهد دینی شکل می‌دهیم تا نسبت به عهد خود بیگانه نباشیم. موفق باشید 

30301
متن پرسش
سلام: مقصود حضرتعالی ازین که ولایت فقیه کلامیست چیست؟ چون بنظر می‌رسد حدود ولایت فقیه رو به تنهایی با عقل نمی توان تعیین کرد و باید به روایات رجوع کرد که درین صورت فقهیست نه کلامی. مثلا عقل به تنهایی چگونه می‌تواند بفهمد در زمان غیبت حدود شرعی، نمازجمعه، تشکیل حکومت به جای تقیه، جهاد ابتدایی و... لازم الاجراست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت امام «رضوان‌الله‌‌تعالی‌علیه» در موضوع ولایت فقیه، موضوع را می‌برند در بستر امامت. به این معنا که همان‌طور که بعد از نبی الله «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» امام معصومی باید ادامه‌ی کار نبیّ را به عهده داشته باشند، در غیبت امام معصوم، کار آن امام را ولیّ فقیه به عنوان کاشف حکم خدا و رسول و امام ادامه می‌دهند، به همان دلیل که کار پیامبر را امام ادامه دادند. عرایضی در این رابطه در قسمت «حکومت دینی» در کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» که روی سایت هست، شده است. موفق باشید

30215

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: با توجه به سوال قبل که جریان گنابادی ها را قابل اعتماد دانستید مشخصا قطبی که جناب پازوکی بدان ارادت دارد کیست؟ اگر مرحوم نورعلی تابنده و الان جناب جذبی طباطبایی است پس جایگاه کلیپ هایی که از نور علی تابنده منتشر شده چیست؟ مثلا در یکی از آنها مرحوم تابنده قرآن را بسیار اشتباه می‌خواند، یکی دیگر نماز عید فطر است که جناب تابنده و برخی درویشان برگزار می‌کنند و شاهد حرکات مضحکی از آنها هستیم و یا در فیلم دیگری گنابادی ها پابوسی جناب تابنده را می‌کنند همه این فیلم ها جعلی‌است؟ در تعالیم آنها هم برخی مطالب مانند عشریه وجود دارد که منطبق با شریعت شاید نباشد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خود بنده نیز در این مورد سؤال دارم. زیرا شخصیت آقای دکتر پازوکی و بعضی از رفقای ایشان را که می‌شناسم، بالاتر از این حرف‌هاست. حتی آقایانی که با گنابادی‌های خرم‌آبادی آشنا بودند، می‌فرمودند اساساً آن‌ها با امثال جریان‌هایی که نسبت به انقلاب بی‌تفاوتند، فرق دارند. موفق باشید

30198

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: بعضی از شخصیت های سیاسی عزم خود را برای ورود به صحنه انتخابات جزم کرده اند و با ظاهری انقلابی و شعار دولت توسعه گرا مدعی حل مشکلات و ایجاد دولت اسلامی هستند. استاد چرا با اینکه آقا بارها فرمودند در عدالت عقب هستیم باز هم شعار دولت توسعه گرا می‌دهند؟! آیا به دنبال این هستند که از دل توسعه، عدالت زاییده شود؟! آیا قرار نیست در دل عدالت اجتماعی، مردم به سعادت و زندگی دینی و قرب الی الله فکر کنند؟! استاد دقیقا دولت توسعه گرا میخواد چه طوری عدالت اجتماعی را محقق کنه؟! توزیع عادلانه در آمدها و توزیع عادلانه منابع ثروت چگونه از دل توسعه گرایی بیرون میاد؟! دولت توسعه گرا چگونه اقتصاد اسلامی و بانکداری اسلامی را میاره تو صحنه؟! استاد میشه بگید الزامات و نتایج این توسعه گرایی که همه دارند خودشون را کشته و مرده اون نشون میدن چیه؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: توسعه‌گرایی اگر به معنی توجه به عقلی باشد که بشر امروز باید خود را مطابق امروزین مناسباتش را شکل دهد که این همان پیشرفتی می‌شود که رهبر معظم انقلاب می‌فرمایند، و امر لازمی است؛ ولی با نظر به افق‌های قدسیِ انقلاب اسلامی. باید عمده نظر به «جهان بین دو جهان» باشد که جایگاه تاریخی انقلاب اسلامی در این زمانه است. موفق باشید

29818

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: شرط استفاده از صوتهای فصوص و منازل السائرین شما چی هستش؟ چه مراحلی و با چه کیفیتی حرمت شرعی استفاده از فایلها رو بلا مانع میکنه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ابتدا «ده نکته در معرفت نفس» و سپس «برهان صدیقین» و بعد از آن مباحث «معاد» که همه إن‌شاءالله با شرح صوتی آن دنبال شود و در کنار آن اُنس با مباحث قرآنی مثل سوره‌ی آل‌عمران؛ دنبال شود می‌توان آماده‌ی دنبال‌کردن مباحث شرح فصوص شد. موفق باشید

29813
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: اگر بگوییم شرور عدمی اند، پس نوزادی که به جای ۵ انگشت ۶ انگشت دارد و نقصش از سنخ عدم نیست چه می‌شود؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: به گفته‌ی مرحوم شهید مطهری در کتاب «عدل الهی» شرور، یا عدمی‌اند، یا منشأ عدم‌اند. منشأ عدم مثل تگرگ که خودش آبِ منجمدشده‌ای است ولی شکوفه ها را از بین می‌برد. در همین رابطه آن ضعف‌هایی که منجر می‌شود تا بدن این نوزاد در مسیر تدبیر صحیح روحش قرار نگیرد، شرّی می‌باشد از نوع دوم، که منشأ عدم شده است و آنچه بایدبشود را مانع گشته. موفق باشید

29567

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی. سلام: با توجه به نکته ۷۴ بنیان های حکمت حضور در جهانی بین دو جهان قرار است ما با حکمت صدرایی با جهان غرب روبرو بشویم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: إن‌شاءالله در جای خود به آن بند پرداخته می‌شود. ولی همان‌طور که به صورت پراکنده عرض شده ما با صدرا در جهانی حاضر می‌شویم که غرب با دکارت در آن جهان حاضر شد و معاصرت دکارت و صدرا بی‌حساب نیست. که البته نیاز به بحث دارد. موفق باشید

28858

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم و عرض ادب: با توجه با تکمیل شدن کارهای کتاب شرح فصوص، و احتمالا تا هفته آینده چاپ شدن آن، بنظر حضرتعالی ادامه مباحث را با همان صوت کار کنیم بهتر است، یا از طریق کتاب دنبال کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتما باید متن فصوص با شرح صوتی آن دنبال شود. اساسا این نوع متون به صرف ترجمه و شرح آن خود را ظهور و بروز نمی‌دهد. موفق باشید

28605
متن پرسش
با سلام و وقت بخیر خدمت استاد عزیزl در مورد بحث عزاداری و قضیه محدودیت های ستاد کرونا که مطرح شد بیان فرمودید که «به هر حال نمی‌توان آنچنان مشکل آن ویروس را بزرگ کرد که منجر به ترک جلسات عزاداری شود. آری! باید رعایت دستورات ستاد مبارزه با کرونا بشود ولی به نحوی که برکات حضور در جلسات عزاداری اباعبداللّه «علیه‌السلام» از بین نرود. زیرا وقتی روح انسان‌های مؤمن در کنار هم باشد، برکات خاص فرشتگان به میان می‌آید و انسان‌ها در کنار همدیگر بسط می‌یابند.» قبلا هم در مورد تعطیلی مساجد دوستانی سوالاتی مطرح کرده بودن و جوابی مشابه داده بودید و معمولا به صحبت های رهبری و لزوم ترتیب اثر دادن به نظرات این ستاد کرونا رو مطرح کرده بودن دیدگاه خودم مقداری متفاوت با این قضیه بود خواستم بگم تا نظر شما رو هم در این خصوص بدونم. بنظرم اصلا دور از ذهن نیست که تعطیلی مسجد و حرم ائمه و ... تا برسه به این مراسم محرم نظر اصلی رهبری نباشه، در اون آغاز کار یک هجمه کینه توزانه در فضای مجازی علیه مساجد و مکان های مذهبی و افراد مذهبی شکل گرفت که منبع انتشار ویروس کرونا هستند جواب این هجوم رو باید افراد مذهبی در همون فضا می دادند. (قبلا شاهد بودیم رهبری چندین بار بر اهمیت فضای مجازی تاکید کرده بودند) اینجا هیچ پاسخ و جوابی به این جوی که ایجاد شده بود داده نشد و کشور ما هم در شرایطی نیست که کارها و واکنشهایی داشته باشه که هزینه بر هستند و ریسک و مخاطره دارند. بنابراین این موارد رو به ستادی که جنبه مذهبی نداشته باشه ارجاع داده اند که دست و زبان افراد بهانه جو کوتاه بشه این قضیه بخاطر عدم واکنش مناسب نیروهای مذهبی بوده که بستر واکنش هم اغلب فضای مجازی بود. بنابراین با این تحلیل عملکرد شخصی که آن زمان در مساجد حضور پیدا می کرد، یا خواستار باز شدن حرم های مطهر بود و یا الان کارهایی انجام بده که با نظرهای ستاد کرونا مغایرت داشته باشه رو نمی توان مغایر با نظر رهبری دانست، مورد ستاد کرونا هم واقعا لازم هست عملکرد و تاثیر گذاریشون نقد بشه که بحث دیگریست.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در صحبت روز عید قربان نیز مقام معظم رهبری خواستند تا هر دو موضوع مدّ نظر باشد، هم عزاداری و هم رعایت بهداشت. همان‌طور که در موضوع کنکور بالاخره به این نتیجه رسیدند که نباید از ترس کرونا، زندگی را تعطیل کرد. این شبیه نظر مرحوم شهید مدرس است که می‌فرمود از ترسِ مرگ نباید خودکشی کرد. موفق باشید

28465

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: با گوش کردن جلسه اول شرح کتاب مقالات آقای شجاعی از سایت، سوالی برایم پیش آمده: اگر روح خدا به معنای ذات خدا نیست و بلکه نزدیک ترین موجود به خدا است پس در آیه «نفخت فیه من روحی» نیازی به آوردن کلمه «من» نبود. چون اگر حقیقت انسان همان مقام قرب کامل باشد و از طرفی روح خدا هم همان مقام قرب کامل باشد (نه ذات) پس باید بگوییم حقیقت انسان همان روح خداست، نه «از» روح خدا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به شرطی که بحث «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین» را مقدمه‌ی مطالعه‌ی مباحث مربوط به کتاب «مقالات» قرار دهید؛ ملاحظه خواهید کرد که «مِنْ» در «من روحی» منظور، نازله‌ی روح است و نه جزئی از کلّ. موفق باشید

27909

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام بر استاد عزیز و بزرگوار: طاعات و عبادات شما قبول. با توجه به گرایش بسیار سریع و گسترده قشر زیادی از مردم و حتی قشر طلبه به خرید سهام در بورس و نوع کسب درآمد از بورس، اگر توصیه ای در این رابطه دارید، لطف کنید بفرمایید. التماس دعا. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرض کردم فضای فکریِ بنده طوری است که نمی‌تواند در این مورد نفیاً و اثباتاً نظر دهد. موفق باشید

27815
متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: این روزهای خوب ماه رمضان هر جا که میشینی از تلویزیون گرفته تا منبر علما، همه از رحمت و قابل توب بودن پروردگار صحبت می‌کنند و داستان و احادیثی از توبه و تحول های درونی گنهکاران نقل می‌کنند که به حق هم درسته و امیدوار کننده. ولی استاد عزیز تو همه این حکایات و احادیث فردی که بش رحم شده و توبه کرده با محیط مذهبی و ادعیه و ائمه بیگانه بوده و بنا بر صفای ذاتی و مصلحت الهی متحول شدند و خب خدا هم واسه کسی که برگشته سنگ تموم میذاره. اما من و امثال من چه کنیم که از بچگی سر سفره اهل بیت بودیم، نمک خوردیم و نمکدان شکستیم. من آدم ظاهر الصلاحیم، از بچگی فرائض دینی رو به جا می آوردم و جلسات رو شرکت می‌کردم. روم سیاه پام لغزید. بدم لغزید؛ خیلی بد. اتفاقی افتاده که روم نمیشه به خدا بگم ببخشید جبران می‌کنم؛ چه جوری میخوام جبران کنم؟ من که خیر سرم از قبل نماز و روزه و زیارتم به جا بوده دیگه چه کاری مونده که بخوام خودم رو بش دلخوش کنم و به خدا قول بدم. من عمل کردنم خوب بوده ولی گناه نکردنم نه! الان حتی روم نمیشه کسی نماز خوندنم رو ببینه؛همش میگم خدایا بنده هات نماز خوندن و زیارت رفتنم رو می‌بینن؛ زشتی و پلیدیم رو نمیبینن فکر میکنن من آدم حسابیم؛ می‌ترسم وقتی با باطنم آشنا بشن آبروی امام حسین و بچه مذهبیا رو ببرم. من میدونم من تو زرد از آب دراومدم و بقیه بچه مذهبیا اینطوری نیستن و نمیخوام باعث بی آبرویی و بدبینی بقیه بشم. استاد دست و دلم دیگه به توبه، نماز و دعا خوندن و زیارت رفتن نمیره؛ همش فکر می‌کنم دارم خدا رو مسخره می‌کنم با این کارم. استاد عیب نماز خوندن من چی بوده که تنهی عن الفحشا و المنکر نشد؟ زیارت رفتنم کجاش می‌لنگید که بعد دو هفته دیگه مانع لغزشم نمی‌شد؟ چه کنم که خدا رسوام نکنه و باعث بی آبرویی بقیه نشم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به آیه‌ی ۵۳ سوره زمر فکر کنید که خداوند به پیامبر خود می‌فرماید به بنده‌های من یعنی به همان‌هایی که خود را از تعادل و انسجام و یگانگیِ شخصیت محروم کرده‌اند به آن‌ها بگو برای جبران آن کوتاهی‌ها راهشان بسته نیست، «قُلْ يا عِبادِيَ الَّذينَ أَسْرَفُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَميعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحيم‏» ای بنده‌های من که در مورد خود تندروی کرده‌اید و از مرز بندگی خدا خارج شده‌اید! از رحمت خدا مایوس نگردید. به تعبیر «أَسْرَفُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ» نظر بفرمایید تا روشن شود چه اندازه خداوند متوجه نحوه لغزش‌های ما می‌باشد و در همان راستا تذکر می‌دهد راه جبران بسته نیست. اسرافِ بر جان، یعنی روح و روان و جان خود را از تعادل و یگانگی خارج‌کردن. یعنی یک بُعدی‌شدن و در اموری که مهم نیست افراط و تفریط به خرج‌دادن. گاهی انسان نمی‌فهمد مشکلش چیست، وقتی خداوند به آن مشکل اشاره می‌کند تازه می‌فهمیم دردمان و مشکل‌مان جهت و ریشه‌ی آن کجاست و چرا کارمان به انتخاب اموری کشیده شده که ربطی به شخصیت اصیل انسانی‌مان نداشته و عملاً گرفتار نوعی از خودبیگانگی شده‌ایم، در آن حدّ که نمی‌دانیم چگونه باید باشیم و چه نوع شخصیتی را در رابطه با خود باید دنبال کنیم؟ احساس می‌کنیم که نمی‌دانیم چه هستیم و آن انضباط قلبی را که راحت با آن با خدا بتوانیم ارتباط پیدا کنیم را گم کرده‌ایم. حسرت افرادی را می‌خوریم که در عالم روحانی خود به‌سر می‌برند و ما آن کیفیتی را که به کمک آن بتوانیم ماورای زمان، با روح تاریخی که اولیای الهی در آن زندگی می‌کردند، زندگی کنیم از دست داده‌ایم.

خداوند دقیقاً در آیه‌ی فوق به چنین انسانی پیغام می‌فرستد که ای پیامبر به همان‌هایی که در به کارگیری خود جانب افراط را طی کردند بگو راه بسته نیست و می‌توانید به همان نقطه‌ی کمالی که در طلب آن بودید برسید. مگر تحت تأثیر دام‌های دنیای مدرن زندگیت را خراب نکرده‌ای و انضباطی را که باید در بندگی داشته باشی از دست نداده‌ای؟ از رحمت الهی مأیوس نباش. باز هم آن حالات روحانی رزمندگان، باز مناجات‌های شبانه‌ی دلسوختگان. باز ایثار و محبت همه‌ی آنها در سعه‌ی رحمت الهی، در پیش است. چرا یأس؟

آنچه مانع می‌شود تا به راحتی وارد این نجوا و نیایش با خدا شویم این تصور است که می‌دانیم نسبت به جان و نفس خود اسراف کرده‌ایم و از تعادل لازم خارج شده‌ایم، پس امکان برگشت نیست و خداوند درست بر روی همین نکته دست گذاشته است و می‌فرماید ای پیامبر به بندگان من بگو، ای بنده‌های من، «يا عِبادِي‏». خداوند خطاب به همان گنهکاران می‌فرماید: ای بندگان من. آن وقت من و شما بگوییم چون ما گرفتار انواع افراط و تفریط‌ها شده‌ایم، ما را به بندگی قبول ندارد. می‌فرماید با همان شما هستم که «أَسْرَفُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ» با همین خود شما حرف دارم که نتوانستید در مسیر صحیح جلو بروید. ای پیامبر به بنده‌های من که رعایت بندگی را آن‌طور که شایسته است نکردند بگو از رحمت خدا مأیوس نشوید. انسان در تصور اولیه پیش خود می‌گوید مگر می‌شود خداوند متعال منِ گنهکار را جزء بنده‌های خود به حساب آورد؟ ولی خدا درست با قبول این‌که آن افراد در مسیر انحراف قدم گذاشته‌اند به معنای «أَسْرَفُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ»، آن‌ها را بنده‌های خود می‌نامد، تا راهی بس گشوده و حیات بخشی را در مقابل آن‌ها بگشاید، تا راه ارتباط با خدا را که دوست‌داشتنی‌ترین دوست‌داشتنی‌هاست، به ما نشان دهد و از روزمرّگی‌ها و یأس‌های بی‌جا رهایمان سازد. ای پیامبر به همین افراد بگو با حضور در رعایت دستورات ساده الهی، حق مأیوس‌شدن ندارید. «لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ» از رحمت خدا مأیوس نباشید، در حالی‌که راه رجوع به رحمت الهی به‌راحتی در مقابل شما گشوده است.

در ادامه نکته‌ای فوق‌العاده امیدبخشی را با ما درمیان می‌گذارد که با نظر به آن می‌توانیم امیدوار راهی باشیم که خداوند آماده است در آن راه، همه‌ی حجاب‌های بین ما و خود را رفع کند. لذا می‌فرماید: «إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَميعاً» خداوند همه‌ی گناهان را می‌بخشد. آری! درست دیدید، همه‌ی گناهان را، همه‌ی آن کوتاهی‌هایی که موجب آشفتگی شخصیت ما گشته و نمی‌توانیم خود را در گستره‌ی ارتباط با خدا بیابیم. این همان برآورده‌شدن آرزوی یگانگی با حضرت حق است تا در افق حضور حق در عالم، در عالم حاضر شویم و احساس ما، احساس حضور حق در عالم باشد و نه احساس حضور در محدوده‌ی تنگ و تاریک خودمان. احساس حضور در بیکرانه‌ی عالم وجود. در این قسمت از آیه‌ی مذکور نه‌تنها جایی برای ناامیدی به جهت افراط و تفریط‌ها نمی‌گذارد، بلکه امیدی بسیار عمیق را در مقابل بنده‌ی گنهکارش می‌گذارد، در مقابل همان بندگانی که «أَسْرَفُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ»، امیدی که همه‌ی بهشت‌ها در مقابل‌ انسان‌ها گشوده می‌شود و می‌توانند بدون هرگونه حجابی با حضرت محبوب مأنوس شوند و شب هجران را به کمک پروانه‌ی امید به صبحگاهان وصل بدل کنند. امیدی که قبل از آن، تصور این را هم نمی‌کرد که بتواند با آن‌همه کوتاهی، در آینده‌ای دیگر خود را درک کند که آینده‌ی رفاه‌زده و اشرافیِ هم‌کلاسی‌های گذشته‌اش نیست که حسرت زندگی آن‌ها را می‌خورد.

 با شمایی که «أَسْرَفُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ» دارد آن موضوع را درمیان می‌گذارد که «إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَميعاً» پس مواظب باشید به این وعده‌ی الهی جفا نکنید و تصور نمایید برای ورود به عالم عرفا شأنیت دیگری نیاز است. به گفته‌ی جناب جامی:

غرّه مشو، که مرکب مردان مرد را         در تنگنای بادیه، پِی‌ها بریده‌اند

نومید هم مباش، که رندان جرعه نوش        ناگه ز یک ترانه به منزل رسیده‌اند

 آیه‌ی مذکور از همین زاویه با ما سخن می‌گوید. یعنی حال که می‌خواهی از زندگیِ اهل دنیا فاصله بگیری و وارد جهان گسترده‌ی معنویت شوی؛ نگاه نکن به عرفای بزرگ و ریاضت‌های آن‌ها و بگو مرا در آن وادی‌ها راهی نیست، بلکه بدان اگر رند جرعه نوش شدی و با آزادی تمام بنای اُنس با پروردگار خود را از طریق همین مناجات‌ها شروع کردید، با یک کرشمه خود را در منزل انس با پروردگارتان می‌یابید. با دقت در آیه‌ی فوق جای دوست داشتن و عشق ورزیدن به خداوند در میان است و نه جای محاکمه‌کردن خود. موفق باشید

27690
متن پرسش
سلام و عرض ادب: هرچه در فضای دین بیشتر دست و پا می‌زنم، بیشتر در فضای کنار مردم، سر کار، بخصوص فضای مجازی یک نحوه دل نا آرامی دارم - دل نا آرامی نه از جنس اینکه معاذالله خودم را بالاتر ببینم (که خدا بکشد مرا چنین روزی نرسد). جنس اضطرابم را نمی‌توانم دقیق بگویم خدمتتان. یک نحوه اضطراب از رفتار گفتار اذیت به دیگران ناراحت کردن کسی و... (که توفیق طاعت را بگیرد) بخصوص این قضیه در فضای مجازی بیشتر می‌شود! یعنی تا می آیم و یک پست قرار می‌دهم و چند خبر میخوانم و اگر بیش از این مشغول شوم فورا این اضطراب سراغم می آید! خواستم علت را جویا شوم و نظر حضرت استاد را جویا شوم. تشکر و طاعات مقبول درگاه ذات اقدس الهی. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید به جهان بزرگ‌تری که در این تاریخ در مقابل ما گشوده شده است، فکر کرد. نگرانیِ بی‌جایی نیست، زیرا در جهانِ تنهایی و خلوت، طوفان‌های مهیبی به سراغ انسان نمی‌آید، ولی راه‌کار اصلی، فرار از این حضور جهانی نیست. باید آماده شد که در عین حضور در این جهان، آتشِ نمرودیِ آن را با توحید ابراهیمی «علیه‌السلام» به گلستان تبدیل کنیم. جزوه‌ی «قرارگرفتن در بودنِ تاریخی خود» متذکر وجهی از این امر می‌باشد. موفق باشید

27453
متن پرسش
سلام استاد: می خواستم بپرسم چرا نمیتونم اونطور که با ائمه‌ی اطهار و شهدا میشه انس و ارتباط قلبی گرفت، با حضرت خاتم النبیین (ص) معاشقه کنم؟ هرچند حسی که به اون حضرت دارم با همه عواطفم نسبت به اولیا متفاوته اما هرچی هست مشکل از خود منه. چه کنم که به بهشت محمدی (ص) راهم بدن؟ از مباحث کتاباتون هم پیشنهاد کنید برای جوابش ممنون میشم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اعتقاد بنده آن است که همین فکری که در شما به ظهور آمده است، کار را جلو می برد. عرایضی در کتاب «صلوات، عامل قدسی‌شدن روح» تحت عنوان «شاخصه‌های شخصیت نبی اکرم «صلی‌اللّه‌علیه‌وآله» شده است. در ضمن کتاب «سنن النّبی» از آیت اللّه طباطبایی نکات خوبی را به میان آورده است. موفق باشید

27376

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: چرا جواب سوالات ما داده نمیشه. حداقل بفرستید به جی میل.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کمی به سؤال‌تان و به جواب ما نظری بیندازید. ببینید چگونه فرصت ما را نسبت به جواب‌دادن به سایر سؤال‌ها محدود می‌فرمایید. مطالب پایین‌ چه چیز بوده است که در سؤال‌تان مرقوم نفرموده‌اید؟! موفق باشید

سلام استاد: نظرتان در مورد مطلب پایین چیست؟ نگاهی عوامانه و ایستا!

 باسمه تعالی: سلام علیکم: کدام مطالب؟!! موفق باشید

27361

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: خدا قوت. میشه شاگرد خصوصی تون بشم؟ !شرایط این که کسی بخواد شاگرد خصوصی تون بشه چیه؟! من ساکن مشهد هستم و بعضی از کتابهای شما را که به آن دسترسی دارم را مطالعه کرده ام.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: روش حضرت امام خمینی «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» آن بود که با اُنس با معارف الهیه هرکس خودش خود را می‌یابد و در این رابطه حضرت آیت اللّه بهجت «رحمت‌اللّه‌علیه» می‌فرمایند: علمِ تو استاد توست. پیشنهاد ما دنبال‌کردنِ سیر مطالعاتی بر روی سایت است. موفق باشید

26776

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد: من متوجه شدم با این روشی که تو مدرسه و دانشگاه درس خوندیم چون سطحی بوده هرچند نمرات بالا هم داشتیم ولی مجتهد نشدیم. ولی اونا که تو حوزه بودن به تفکر اجتهادی رسیدن. الان من چیکار میتونم بکنم؟ فرصتی برای حوزه رفتن نیس هرچند مجازیش رو تازه شروع کردم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین روحیه‌ی دانشگاهی هم لازم بود تا با نگاه جهانی به موضوعات، موضوعات دینی را دنبال کنید. موفق باشید

26555

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض ادب خدمت استاد: یکی از آیات عظام قم که در خدمتشان بودیم چند روز پیش حدود دو ساعتی هم کلام شدیم با ایشان که ممهز در فقه و اصول و رجالند. ایشان به حقیر گفتند شما قریب الاجتهادی، بنده از طرز صحبتهایت این را متوجه می شوم! و فرمودند درست است که حوزه نیستی ولی درس خارج آیت الله جوادی را شروع کن هفته ای یک جلسه حیف است و .... می خواستم از شما که بهتر به زندگی و شرایط بنده آگاهید بپرسم، که آیا لازم است فقه را به این نوع و شیوه هم بخوانم؟ آیا اساسا در نوع تفکر بنده کمک خواهد کرد؟ در زندگی ای که شاید حالا حالا ها به زندگی طلبگی بازنگردد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تجربه‌ی بنده هم همین بود. لذا سعی می‌کردم در جریان درس خارج آیت اللّه لنکرانی و آقای منتظری که قدیم‌ها از رادیو پخش می‌شد؛ قرار بگیرم. موفق باشید

26431

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: خداوند متعال عزت دنیا و آخرت به شما و همه رهروان حق عنایت فرماید و در پناه و توجه حضرت بقیه الله الاعظم سلام الله علیه باشید. در مطالعه کتاب «سه دقیقه در قیامت» مطالبی بود که به صورت کمی قیاسی در خصوص قبح یک گناه یا حسنه جاری انجام شده بود و این شبهه ایجاد شد که در رجوع به روایات نتوانستم بفهمم، در کتاب بیان شد که فردی یک حسینیه را وقف کرده و در کوچکی به یکی از کودکان حاضر در حسینیه تندی کرده و در برزخ کل ثواب وقف حسینیه را تا کنون به خاطر جبران به آن کودک دادند، نماز جماعت که بیان شده در روایات اگر درختان قلم و آب دریا جوهر شود از نوشتن ثوابش عاجزند، چرا مثلا یک نماز جماعت نمی تواند جبران بسیاری از گناهان را بکند، آیا کفه برخی گناهان مثل یک تندی خیلی سنگین است یا نماز جماعت؟ آیا مقیاس کمیت است یا کیفیت؟ تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در آن کتاب تنها در رابطه با آن موضوع، شاید بتوان گفت خواسته‌اند او را متذکر نیت‌اش بکنند که باید خالص باشد تا نتیجه‌ی کامل بگیرد. ولی «یوم الحساب» را که برایش برپا نکرده بودند که دقیقاً جای هر عملی تعیین شود! عموماً از تجربه‌های نزدیک به مرگ باید بیشتر متوجه‌ی تجرد نفس شد، ولی ریزه‌کاری‌های موضوعاتِ بعد از مرگ را باید از طریق وَحیِ پیامبران دریافت کرد. موفق باشید

26132
متن پرسش
سلام: آیا در جهان دیگر باز مسئله محرم و نامحرم مطرح هست؟ مثلا می توانم شهدا و ائمه ای که خیلی ارادت به آنها داریم را در آغوش بگیریم؟ متشکرم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بلی! آن‌جا روح‌ها، صورتِ جسمانی دارند نه آن‌که جسمی باشد و روحی. موفق باشید

25854
متن پرسش
سلام و عرض ادب: ۱. به عقیده تان اساساً در انقلابهای اسلامی و نهضت ها و جبنش هایی که در بلاد اسلام در چند قرن اخیر رخ داده نظیر مبارزات سید جمال، نهضت جنگل، انقلاب مشروطه، ملی شدن صنعت نفت، بیداری اسلامی مصر سال ۱۳۹۰ و ...، عامل اصلی انحراف بسیاری از اینها یا به زانو در آمدنشون و یا عدم تاثیرگذاری عمیقشون چه بوده؟ ۲. استاد، آیا عوامل انحراف و شکست و عدم عمق وسیع تاثیر گذاری این انقلابها و جنبشها، برای انقلاب اسلامی ما هم قابل تجربه و رخ دادن است یا انقلاب اسلامی ظرفیت هایی نظیر ولایت فقیه دارد که بتواند بسیاری از چنین عواملی را خنثی سازد و البته متذکر عواقب کنار گذاشتن مشی اصیل انقلابی هم بشود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. غفلت از تقابل با روح استکباری دنیای استکبار. ۲. بحمداللّه انقلاب اسلامی به خوبی از آن گردنه‌ها که سایر نهضت‌ها را زمین‌گیر کرد، در حالِ گذار است. موفق باشید

25603

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: حقیر مدتی است با ابجد کبیر روی آیات قرآن کار می کنم و به مطالبی قابل توجه رسیده ام چقدر این مطالب می تواند قابل اعتماد و استناد باشد؟ به عنوان مثال: در آیة الکرسی می‌فرماید: «لا‌اله الاهو» الهی نیست بجز هو، حال این هو کیست؟ در انتهای همین آیه آمده: «و هو العلی العظیم» و این هو، علی عظیم هست اینکه در کل، قرآن برای شناساندن خداوند می‌باشد شکی نیست این اله و هو خود خداست که بلندمرتبه و بزرگ «علی العظیم» است اما وقتی علی (ع) خود می‌فرمایند کل قرآن و قرآن ناطق منم پس می‌شود نتیجه گرفت که بعد از شناساندن خدا، قرآن به معرفی وجود امام معصوم (ع) و ولی می‌پردازد که این موضوع با حساب ابجد «لااله الا هو» که برابر ۱۱۰ و آن‌هم برابر با نام مبارک علی (ع) هست اثبات می‌شود که الهی نیست بجز هو، آن هو علی (ع) می‌باشد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اصل مسئله‌ی حروف ابجد مورد سؤال است. به چه دلیل ما باید به این نوع مسائل و مطالب اعتماد کنیم؟ بد نیست به جواب های شماره ۱۷۱۱۸ و ۵۰۹۴ و ۳۴۰۷ رجوع فرمائید. موفق باشید

24681

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: شرح و بسط کتابهای «دریغ است ایران که ویران شود» و «تضاد غرب و شرق» به بیان نویسنده این کتابها پروفسور فرامرز رفیع پور پنج شنبه ها ساعت ۱۶ از شبکه ۴ پخش می شود. (سه جلسه پخش شده است.) برای دسترسی به جلسات پخش شده می توانید از لینک زیر استفاده کنید: http://tv4.ir/episodeinfo/66359
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با تشکر. موفق باشید

نمایش چاپی