بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
28551
متن پرسش
سلام علیکم و رحمت الله: سوالی که فکر می کنم مهم باشد این هست که در توبه در ابتدا، آن اعمالی را که در نظر توبه کننده آمده و به اندازه ای شده است که می تواند آغاز گر سیر بازگشت به سوی خدا باشد بخشیده می شود؟ و بعد آرام آرام با فهم او که از اشتباهات دیگرش روشن می شود توبه ادامه دار می شود تا جایی که با ملکات اشتباهی که در روح او بوجود آورده بودست روبرو می شود و ممکن است خیلی سخت تر شود و این برایش مُشتَبَه شود که دیگر بَد شد و از دست رفت و امیدی نیست (خدا نخواهد این تفکر بوجود بیاید ان‌شاءلله)... این توضیحات احوالی را به دو سوال کلی تر اگر جواب بگویید به قدر کفایت است ان‌شاءلله ۱. اصلا توبه از جهل ها نقطه آغازینی دارد و ادامه دار هست و در راه با گناهان بد تر قبلیمان رو برو می شویم؟ ۲. یکی از دلایل این اتفاق همان جمع آوری استعداد هاییست که به گمراهی خرج شده است به جهت پاکسازی و وحدت بسوی حضرت رب العالمین و این همان سِیر و بالفعل شدن و پختگی به مرور آدم است از جهل به عقل؟ لطفا طریقه برخورد با این مسائل را هم بفرمایید چرا که ممکن است تمام نفس درگیر شود و اگر توجه به مسئله ای هم باید بشود بفرمایید. ان‌شاءلله خدا ما را در تقوا دین خودش حفظ بفرمایند ممنونم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور که می‌فرمایید می‌شود. زیرا با توبه خداوند آغوش خود را به سوی بنده‌اش می‌گشاید و بقیه‌ی راه، خود به خود طی می‌شود. موفق باشید

28454

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: مرحوم آیت الله ملکی تبریزی: «افرادی که انواری از اسرار هستی بر دل آنان تابیده و برخی از حجاب های ظلمانی را کنار زده اند باید به فکر معرفت نفس باشند تا همه‌ی حجاب های ظلمانی، حتی حجاب خیال و صورت‌ها کنار رفته و حقیقتشان بی ماده و صورت برای آنان تجلی کند.» این جمله را متوجه نشدم. چرا اول باید کنار بزنند و بعد به فکر معرفت نفس باشند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: برای آن‌که افق رجوع به نفس ناطقه‌ی انسان روشن شود، آن کار لازم است. موفق باشید

27022

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و ادب و تبریک این ایام: در آیه ۵۵ سوره مدثر حضرت حق می فرماید «وَ مَا یَذْکُرُونَ إِلا أَنْ یَشَاءَ اللَّهُ هُوَ أَهْلُ التَّقْوَى وَ أَهْلُ الْمَغْفِرَةِ»؛ مقصود از اینکه خداوند در قرآن خود را اهل تقوی و اهل مغفرت می داند، چه می باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اوست که در میدان حضورش در شخصیت بندگان، آن‌ها را منوّر به کنترل از بدی‌ها می‌کند زیرا خود او عین خوبی است و اهل مغفرت است به لحاظ آن‌که بدی‌ها را می‌پوشاند تا انسان‌ها در ادامه‌ی راه مأیوس نگردند. موفق باشید

26886
متن پرسش
سلام علیکم: آیا دعا با رضا و تسلیم انسان به آنچه از جانب خدا می رسد، منافاتی دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نه! دعا منجر می‌شود تا در بستر رحمت الهی به آنچه از طرف خدا می‌رسد، راضی باشیم و صفای ارتباط ما با عطایای الهی حفظ شود. موفق باشید

26727

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: ۱. با توجه به اوضاع پیش آمده در مورد مسلمین هند سوالی مطرح می شود که چرا باید به مسلمین و مظلومین کمک کنیم؟ دلیل دینی دارد یا سیاسی؟ ۲. برخی می گویند مگر خودمان نیاز نداریم چرا این کمک ها را می فرستیم برای مظلومین؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر مسلمانی باید به هر مظلومی که مورد ظلم قرار گرفته کمک کند و گرنه بنا به فرمایش پیامبر خدا «لیس بمسلم» یعنی اساسا مسلمان نیست. موفق باشید

26227
متن پرسش
سلام علیکم: به کرات از لسان شما شنیده ام که فرمودید دوران فرا روایت ها و کلان روایت ها همانگونه که فردی مثل لیوتار هم می گوید گذشته است و به اتمام رسیده و دوران جدیدی است. همچنین اخیرا فرمودید که دوران اینکه ما بگوییم و جوان عصر حاضر ما هم بگوید چشم، تمام شده و الان دوران گفتگو با اوست. این سوال همچنان من رو درگیر کرده که چگونه می توان در بستر آرمان های اصیل فطری اسلام و انقلاب، با افراد مختلف گفتگو کرد و کثرتی در عین رجوع به وحدت داشت ولی در پلورالیسم و سخنانی که سالهای سال ویژه در دهه هفتاد با شروع روند توسعه سیاسی غربی مطرح می شد و می گفتند اجازه دهید هر کس با درک و آن نوع فکری که می خواهد دیندار باشد و خب راه های اتصال به خدا و حقیقت بی شمارست و اجازه تکثر باید داده شود، چیست و چگونه با پلورالیسم دینی مرز گذاری می نمایید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در پلورالیسمِ مشهور که مورد پذیرش ما نیست، نوعی نسبی‌گرایی نهفته است. ولی در گفت‌وگو در بستر اسلام و انقلاب و باقی‌بودن بر سنت‌های الهی، بحث در بهتر رسیدن به حقیقت است. در این رابطه است که بنده نباید برداشت خودم از اسلام را مطلق کنم و خود کلان‌روایت بدانم. به همین جهت گفته می‌شود در بستری که طرفین نسبت به سنتی پایبند هستند، گفتگو معنا می‌دهد. موفق باشید

26220
متن پرسش
سلام علیکم: از آنجایی که اجنه نیز همانند ما مکلف و مختار هستند ملاک برتری انسان بر اجنه چیست؟ در هرم شبکه هستی موطن حضور اجنه را، عالم برزخ معرفی می کند آیا واقعا آنها در عالم برزخ زندگی می کنند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مطابق سوره‌ی جنّ، از اجنّه پیامبری مبعوث نمی‌شود و این نشان می‌دهد آن‌ها تا مقامِ گرفتن وحیِ الهی از خداوند، وسعتِ وجودی ندارند. ولی مثل ما پس از مردن، در عالم برزخ و قیامت حاضر می‌شوند. موفق باشید

25561

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی سلام علیکم: استاد واقعاً وجه تمایز انقلاب اسلامی با سایر انقلابهای مذهبی یا انقلابهایی که مذهبی ها در آن دخیل بودند، مثل انقلاب مشروطه یا قیام علویان طبرستان و حتی انقلابهای غیر دینی و با رویکرد متمایز مثل انقلاب اکتبر شوروی یا فرانسه در چیست؟ آیا انقلاب به فوق مسائل سیاسی نظر دارد و قصدش بر تذکر عهد الهی به بشر متلاطم بی ماوای امروز و رساندن او به مقام یقظه و احسان طبق فرمایشات امام (ره) است؟ واقعا استاد گاهی با شنیدن برخی مطالب که با عینک غربی انقلاب رو می نگرند یا مباحثی نظیر مباحث آقای سروش، دچار یک احساس عجیب و حتی بی اعتمادی می شوم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در این مورد مفصل است. بحثی که تحت عنوان «انقلاب اسلامی، طلوع جهانی بین دو جهان» شد شاید کمک کند که در مورد جایگاه انقلاب اسلامی فکر کنیم. مشکل آقای دکتر سروش، اصالت‌دادن به عقل غربی است و این در مباحث «قبض و بسط» ایشان به خوبی معلوم است. موفق باشید

25547

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ارادت خدمت استاد طاهرزاده: دانش آموزان یک مدرسه سؤالات اساسی راجع به اصل دین یا خدای سبحان دارند و شبهات القا می کنند اما معاون مدرسه از پاسخ به آنها عاجز است، اولا من (معاون) چگونه با آنها وارد بحث شوم؟ ثانیا چه کتابی را مطالعه کنم و با توجه به سن و معلومات دانش آموزان چه کتابی به آنها بدهم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم چند جلسه‌ی اول کتاب «آشتی با خدا» بتواند کمک کند. کتاب بر روی سایت هست. در ضمن کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» برای شروع و سپس کتاب «چه نیازی به نبی» إن‌شاءاللّه می‌تواند مفید باشد. موفق باشید

25417

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
جناب استاد با عرض سلام و آرزوی سلامتی برای حضرتعالی ابتدا پوزش می خواهم اگر سوالم به نوعی سطحی است: بنده به عنوان فردی که در علوم طبیعی درس خوانده و از علوم عقلی و مباحث دینی زیاد سررشته ندارد؛ در مورد نیازم به طبیبی معنوی چه باید بکنم؟ یک عالم ربانی واقعی از کجا پیدا کنم که به من بگویند دردم چیست و اساس مشکلم کجاست و دقیقا درمانش چیست؟ فقط کسانی که در حوزه علمیه یا در رشته های علوم انسانی هستند ندرتا به چنین اساتیدی دسترسی و توفیق کسب راهنمایی دارند، در حالی که بقیه هم نیاز دارند. مدت زیادی است خوابهایم آشفته است اغلب نیمه شب بیدار می شوم و خواب بجای آرامش و رفع خستگی، سراسر اضطراب است و کلا حال دلم خوب نیست. با اینکه با ادعیه انس زیادی دارم و نمازهای مستحبی می خوانم ولی افاقه نمی کند. با تصور اینکه گناهانم عامل این مشکل است نماز استغفار هم خوانده ام. تمام عمر آدم سخت کوشی بوده ام. نه تنها در امور مادی بلکه برای معنویت هم تا جایی که عقلم می رسید تلاش کردم ولی حس می کنم همه تقلا هایم، درجا زدن بوده و عمرم تلف شده است و این حس خیلی بدی است. از دیدگاه طب جدید این حالت را شاید بیماری افسردگی بنامند ولی گمان نکنم افسرده باشم چون با کوچکترین انگیزه ای بسیار پرانرژی و پرنشاط می شوم. با با اینحال مدتهاست که طعم شادی عمیق و واقعی را نچشیده ام حتی در خواب! اگر بنده را راهنمایی بفرمایید بسیار سپاسگزار خواهم بود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» و سیر مطالعاتی بر روی سایت می‌تواند راهی باشد تا بالاخره «خود» را در آن‌چه که بحث «حضور اربعینی و اصیل‌ترین بودن» در میان می‌گذارد، بیابید. بحث اخیر بر روی بنر سایت هست. موفق باشید

24676
متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز: اولا: یک سری روایاتی وجود دارد مبنی بر اینکه یاران امام حسین علیه السلام بهترین و باوفا ترین یاران بودند. سوالی که هست این است که آیا از اینها بالاتر هم وجود دارد؟ مثلا یاران امام زمان عجل الله تعالی فرجه را می شود هم سطح آنها پنداشت یا نه؟ ثانیاً: اگر اینگونه باشد که یاران امام حسین علیه السلام بهترین یاران در طول تاریخ باشند علت این امر چیست؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچه هست یاران حضرت اباعبداللّه «علیه‌السلام» راهی را گشودند که تا قیام قیامت انسان‌ها می‌توانند از آن بهره بگیرند حتی شهدای ما و یاران حضرت مهدی «عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه». موفق باشید

24657

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد سلام: با توجه به این نظر بنده (با توجه به اینکه نفس وجودی مجرد و بدن وجودی مادی است، و بدن نسبت به نفس با توجه به مجرد بودن نفس و مادی بودن بدن، نوعی خارجیت دارد، لذا نفس اولین علم به خارج را از طریق ارتباط نفس و بدن پی می برد و می فهمد، که این علم کاملا بدیهی است و خطایی در آن راه ندارد و از همان ابتدا از این طریق عالم خارج برای نفس مشخص است) و جواب جنابعالی (حرف درستی است از آن جهت که نفس با شناختِ بدن متوجه‌ی قواعدی می‌شود که بین محسوسات و وجودش برقرار است) پس می توان نظر کامل را اینگونه گفت: با توجه به اینکه نفس وجودی مجرد و بدن وجودی مادی است، و بدن نسبت به نفس با توجه به مجرد بودن نفس و مادی بودن بدن، نوعی خارجیت دارد، لذا نفس اولین علم به خارج را از طریق ارتباط نفس و بدن پی می برد و می فهمد، که این علم کاملا بدیهی است و خطایی در آن راه ندارد و از همان ابتدا از این طریق عالم خارج برای نفس مشخص است و با توجه به اینگونه شناخت بدن توسط نفس، نفس متوجه‌ی قواعدی می‌شود، که بین محسوسات و وجودش برقرار است و اینگونه علم کاملتر و وسیع به جهان خارج و موجودات دیگر پیدا می کند. آیا این تکمیل مطلب صحیح است از نظر جنابعالی؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید همین‌طور باشد. سعی بفرمایید بقیه‌ی این نوع معارف را با تدبّر در جلد ۸ و ۹ اسفار  و یا در ترجمه‌ی آن تحت عنوان «معرفتِ نفس و حشر» که بر روی سایت هست، دنبال بفرمایید. موفق باشید

39198
متن پرسش

سلام علیکم: ناظر به سوال ۳۹۱۷۹ مطالبی عرض می‌کنم، اول تقریری کوتاه از آنچه سوال کننده فرمودند و سپس پاسخی که بیان خواهم‌کرد، ایشان (پرسش کننده محترم) مدعی بودند: «روایت از جهت سندی بی اعتبار، غیر قابل انتساب به ائمه و از جهت دلالی قابل بحث است، بنابر این قاعده ی مدعای جناب طاهرزاده اساسا از این حدیث استخراج نشده بلکه از مقدمات عقلی بوده و این حدیث برای آن موید است»... و اما درنگی در این مدعا: هر حدیثی که در سندش رفع و رفعه و مرفوع در آن وجود داشت بی اعتبار و مخدوش نیست که در پایان این سوال در پانویس توضیح خواهم داد، ثانیا این حدیث توسط علمای متقدم و متاخر به عنوان کلام معصوم صدها بار بیان شده و انتساب آن به امام رضا علیه السلام مورد پذیرش بسیاری از اعاظم بوده و هست و اگر بخواهیم به روش خود استاد طاهرزاده در تصدیق و تصحیح روایات عمل کنیم (همچون ارجاع چندین باره به علینا القاء الاصول و علیکم التفریع) پس به طریق اولی اساسا از حدیث مذکور صحیح تر نداریم. به عنوان نمونه به سوالات 38234 ، 37192 ، 28809 رجوع کنید، دقت کنید این سبک تصحیح احادیث توسط هر کس چه بلایی بر سر متون خواهد آورد، من با فلان مبنا فلان متن را تایید می‌کنم، شما با مبنایی دیگر همان متن را تضعیف و تکذیب، چه خواهد شد؟ ثالثا تمام عبارات این حدیث در دایره ی محکمات قرآن و حدیثیِ شیعه و دارای عبارات و مفاهیمی ست که تماما لفظاً و معناً مکرراً آمده و هیچ عبارت و مفهوم جدید و عجیبی ندارد و خط به خط و کلمه به کلمه ی آن دارای عبارات مشابه، مترادف و مفاهیم مشابه در دیگر متونِ قطعی الصدور هستند. از جهت دلالی نیز متوجه نشدم کجایش قابل بحث است. چرا، پر مسلم است که دلالت به ادعای استاد ندارد. و اما مسأله ی تشکیک، برای اینکه یادآوری کنم جناب طاهرزاده چه فرمودند عین عبارات ایشان را می آورم و سپس با مباحث شما مورد بحث قرار می‌دهیم. ایشان در سوال اول به شماره ۳۸۹۵۶ می نویسند: «ما نمی‌گوییم که رهبر انقلاب معصومند، ولی آیا آنچه بر زبان می‌آورند حکایت الهامات الهی برای هدایت این ملت نیست؟! از امام رضا «علیه‌السلام» هست که حضرت می‌فرمایند: «إِنَّ الْعَبْدَ إِذَا اخْتَارَهُ اللَّهُ لِأُمُورِ عِبَادِهِ شَرَحَ صَدْرَهُ» اگر خداوند بنده ای از بندگانش را جهت امور مردم انتخاب کرد، سینۀ او را گشاده می‌گرداند. تا در مدیریت خود کوچک ترین لغزشی نداشته باشد و امور بندگان را با وسعت نظر سر و سامان دهد. «فَلَمْ یَعْیَ بَعْدَهُ بِجَوَابٍ وَ لَمْ تَجِدْ فِیهِ غَیْرَ صَوَابٍ» در نتیجه آنچنان توانا می شود که در جواب گویی به هیچ نیازی در نمی ماند و غیر از صواب از او نخواهی یافت و به خوبی مصلحت مردم را در نظر می گیرد. «فَهُوَ مُوَفَّقٌ مُسَدَّدٌ مُؤَیَّدٌ» پس او در کار خود موفق و محکم و مورد تأیید الهی است.» برادر گرامی اگر نگاه استاد فقط موید برای تشکیک بود چرا کلمه ی معصوم را از «معصوم موفق مسدد موید» حذف کردند؟ ضمنا آن عبارتی که آوردند «لم تجد فیه غیر صواب» یعنی چه؟ یعنی در او جز درستی و اصابه به حق نمی‌بینی. منظور عصمتِ رتبی و نسبی ست؟ خب این که بازی کردن با حدیث خاص معصوم لازم ندارد، پر واضح است هرچه انسان متقی تر شود اصابت به حق در نظرات و اعمال او بیشتر می‌شود، اما عبارت حدیث چه بود؟ جز حق و درستی و راستی از او نمی‌بینی، و در هیچ سوال و موضوع و مسأله ای از جواب درمانده نمی‌ماند، مثالی می‌زنم، پرواضح است هرچه دست انسان بیشتر در آب شستشو شود پاکیزه تر می‌شود، تشکیکی ست، اما اگر کسی راجع به فردی گفت، دست فلانی هیچ آلودگی ندارد و جز پاکی در دست او نبوده و نیست، هیچگاه آلوده نمی‌شود، اصلا او آب پاکیزه است، حالا کسی این عبارت را مدام برای افراد دیگر که از قضا به نسبت دیگران بیشتر خود را شست و شو می‌دهد بیاورد و بگوید این عبارت تعمیم برای دیگران ست. خیلی واضح است. حالا عبارتی که می‌گوید آقای الف پاکی مطلق است را تعمیم می‌دهید که بگویید آقای ب چون دستش را زیاد می‌شوید هم به نسبت پاک ترین در بین ماست؟ چرا آیه تطهیر را تعمیم نمی‌گیرید؟ چرا آیه ولایت را؟ چرا صراط المستقیم در سوره حمد را؟ انتهای این تعمیم ها و حد و مرزش کجاست؟ به سان آن عزیزی که فرمودند امام فرمود آنی تارک فیکم الثقلین، رهبری و مثلا قانون اساسی، قبلا هم عرض کردم عبارات دیگری برای نشان دادن توفیقات خداوند به ولی فقیه می‌توان استفاده کرد، همانطور که او را می توان بر اساس شرع، نقد و بررسی کرد، اما اصرار برخی برای استفاده از عبارات خاص معصومین برای ولی فقیه آنجا جالب می‌شود که اگر نظر یا عملکرد رهبری در موردی با حدیث قطعی الصدور در تقابل قرار گیرد، اصلا ذهن حق ندارد به دایره ی بررسی عملکرد رهبری ورود کند، چون ایشان زبان خداست، استاد طاهرزاده چند بار باید شفاها و کتبا بگویند و بنویسد تفاوت حضرت آقا و حضرت امام تفاوت حسنین علیهما سلام است و اساسا هر جا که خامنه ای چنین گفت و چنین کرد امام هم بود همین کار را می‌کرد؟ در زبان وجود، در زبان خداوند، مگر اختلاف و اشتباه و خطا معنا دارد؟ چند بار باید ایشان این قواعدی که نامش را عقلی می‌گذارید یا مکشوف از نقل را در خفا و علن جار بزنند؟ ما نیز معتقدیم بهتر از رهبری یا پیدا نمی‌شود یا سخت پیدا می‌شود ، اما این مبانی و این صحبت ها جز عصمت تراشی و بستن دهانِ توضیح خواهان و منتقدین با چوب تقدیس نیست. برای همین است که صدها مورد در کشاکش مباحث علمی دقیق با نقل قول از رهبری (زبان خدا) بحث را به پایان می رسانند. کما اینکه در سوال ۳۱۴۳۹ به اشتباه عبارت العبد اذا اختاره الله را ابتدای حدیث معرفی می‌کنند و در همان سوال (استاد طاهرزاده) گفته اند: خداوند هرکس را به همان اندازه که برای اداره‌ی امور بندگانش انتخاب کند، به همان اندازه مددهای فوق‌الذکر را به او ارزانی می‌دارد و در این رابطه است که ما به نائب ائمه رجوع می‌کنیم، در آن حدّ که حضرت صاحب الأمر «عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» در تأیید نوّاب خود می‌فرمایند: سخن آن‌ها سخن من است» بلی استاد طاهرزاده. ما در تبعیت از ولی فقیه ماجوریم و اعتماد به فقیه ما را با حد زیادی به نظر امام نزدیک می‌کند، اما شما لزوم تبعیت را مطرح نمی‌کنید ، شما یکراست عصمت و علم الهام شده را مطرح می‌کنید. حال سوال این جاست اساسا ولی فقیه فقط امام و رهبری بوده اند؟ شیعه از زمان غیبت صغری تاکنون ولی فقیه نداشته؟ در هر عصر و زمان و مکان نبودند فقهایی که ولایت داشته اند؟ می‌توانید اثبات کنید هیچ‌یک خطا نکرده اند؟ نظرات متناقض و متضاد این بزرگان با یکدیگر دال بر چیست؟ (حتی در زمان واحد)، فقط هم زمان غیبت نیست، در زمان حیات ائمه نیز وکلایی بوده اند که نه مثل ولی فقیه در عصر ما غیر منصوص و عام باشند بلکه منصوص و خاص بوده اند و الی ماشاء الله در نظرات و عملکرد اشتباه هم داشته اند، اساسا نفوذ حکم حاکم اسلامی از طریق اذن عام توسط معصوم با زبان خدا بودن متفاوت است. در سوال و جواب ۳۹۱۹۳ دقیق بنگرید، جناب طاهرزاده همانگونه که مکرراً هر روز می‌فرمایند، رهبری را زبان خدا می‌دانند ، و اینچنین است که در هر دوگانه ای که نظر رهبری یک طرف باشد بی چون و چرا نظر ایشان را حق می‌داند (چیزی که خود ولی فقیه قبول ندارد)، خود رهبری این مطالب را قبول دارند؟، در همین انکار نیز همین اصل اثبات می‌شود، اگر به اشتباه منکرند که این اولین اشتباهشان و اولین نقض برای «لم تجد فیه غیر صواب» است و اگر به درستی این ادعا را منکرند که جناب طاهرزاده به خطا رفته اند و با زبان خدا مخالفت می‌کنند. پانویس: حدیث الْقَاسِمُ بْنُ الْعَلَاءِ مرفوع بوده و برخی از سلسله‌ی سند ذکر نشده است؛ ولی در جهت تقویت آن باید گفت این حدیث با سند کامل توسط شیخ صدوق در کتاب کمال‌الدین و تمام النعمه بدین صورت نقل شده است: «حدثنا محمد بن موسی بن المتوکل قال حدثنا محمد بن یعقوب قال حدثنا ابومحمد القاسم بن العلاء قال حدثنی القاسم بن مسلم عن اخیه عبدالعزیز بن مسلم...» (1395 ق، ج 2: 675). ولی اشکال در این است که شیخ صدوق این حدیث را به سندش از کلینی نقل می‌کند و کلینی هم از قاسم بن علاء به طور مرفوع از عبدالعزیز بن مسلم از امام رضا (علیه‌السلام) نقل کرده است. چگونه می‌شود کلینی در کافی مرفوعاً نقل کرده، ولی شیخ صدوق به نقل از کلینی مسند نقل کرده است؟ حل اشکال: شیخ صدوق این روایت را از کتاب کافی کلینی اخذ نکرده است. نجاشی، ضمن ترجمه‌ی کلینی و بیان کتاب‌های کلینی، غیر از کافی که در مدت ۲۰ سال تصنیف کرده است،‌ کتاب رسائل الائمة (علیه‌السلام) را می‌شمارد (نجاشی، 1365: 377) و شیخ طوسی در فهرست نیز آن را از کتاب‌های کلینی می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شمارد و می‌گوید: «وله کتاب الرسائل» (1420 ق: 135)، این کتاب کلینی به دست ما نرسیده؛ ولی در دست شیخ صدوق بوده و در مواردی از آن اخذ کرده است. از آنجا که کسانی چون محمد بن یعقوب بن اسحاق کلینی و محمد بن موسی بن متوکل از ثقات هستند (خویی، 1371: 19-18، 300-54) و اینکه قاسم بن مسلم نیز از اصحاب امام صادق (علیه‌السلام) و فاضل و ممدوح هستند و درباره‌ی راویان این حدیث ذمی ذکر نشده و اکثر راویان آن، ثقه و مورد مدح هستند حدیث با تصحیح سندی از حالت مرفوعه ی عادی خارج می‌شود. باز هم تاکید می‌کنم عبارات و مفاهیم این حدیث در متون قطعی بارها آمده و برای شیعه قطعی ست. برای مطالعه بیشتر می تواند به مقاله ی راویان احادیث مهدویت، قاسم بن علاء همدانی نوشته ی محمد مسعودی رجوع کنید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عیناً جواب کاربر محترمی که با سوال جناب عالی مواجه شدند خدمت شما ارسال می‌شود ولی اجازه دهید از این به بعد این سایت وارد چنین مطالبی که بیشتر تخصصی است؛ نشود و خود عزیزان اگر مایل بودند با همدیگر مطالب را دنبال نمایند. موفق باشید
بسمه تعالی
با عرض سلام خدمت استاد گرامی و کاربر محترم که وقت شریف خود را برای مطالعه  نگاره بنده مصروف فرمودند.
در پاسخ به فرمایش شما بایستی عرض کنم همان گونه که در نوشته قبلی بنده تأکید شده بود، عرض کرده بودم حتی اگر این روایت شریف هم در میان نباشد، می توان با ادله حِکمی ـ معرفتی، هدایت شدن و هدایتگریِ فوق بشریِ فقیه در عصر غیبت را روشن ساخت و البته روایت حتی اگر از جهت سندی یا دلالی مورد قبول نباشد، ضرری به اصل مطلب نخواهد زد.
حال شما می فرمایید این روایت از جهت سندی معتبر است. خب چه چیزی نیکو تر از این؟ خدا خیرتان دهد، لله درّکم و علیه اجرکم.
از جهت دلالی هم لطفا توجه فرمایید که عرض شد: تمام اشکال عزیزان (که شما نیز در نوشته  خود مجددا بر آن تأکید فرموده اید) بر این نکته مستقر بود که موضوع روایت، منحصر به معصوم است و توسعه موضوعی درست نیست. بنده عرض می کنم که حتی اگر این را بپذیریم باز می توان با «توسعه حکمی» و «تنقیح مناط» حکم معصوم را به فقیه در عصر غیبت سرایت داد. تقاضا دارم به «تنقیح مناط» که ضمن سه مقدمه گفته شد (مخصوصا مقدمه اول که در مقام کشف مناط که عبارت از «وظیفه هدایتگری از جانب خدای متعال بر عهده بنده ی مختار» است) توجه فرمایید.
به نظر بنده این عبارت استاد که خودتان هم نقل کرده اید: «ما نمی گوییم رهبر انقلاب معصومند ولی آیا آن چه بر زبان می آورند حکایت الهامات الهی برای هدایت این ملت نیست؟» دقیقا به همان تنقیح مناط که در نوشته ی قبلی توضیح داده شد اشاره دارند.
بنابر این با روشن شدن دلالت و آن چه در تصحیح سند از راه تواتر معنوی فرمودید کمک شایانی به ادعای استاد کرده اید چرا که روایت را از مقام موید به به مقام دلیل رسانده اید.
تا این جا عرض بنده تمام است و می توانید وقت شریفتان را برای مطالعه ادامه  این نگاره که دخالتی در نتیجه ندارد صرف نفرمایید ولی از آن جهت که بحثی را به شکل علمی مطرح فرموده اید، آن چه در بررسی بخشی از کلامتان به نظرم می رسد عرض می کنم:
اولا: بحث تواتر، بحثی است صغروی و العهدة علی مدعیها. (مخصوصا که توجه داشته باشید که به دست آوردن مناط، در تواتر لفظی روشن تر است تا تواتر معنوی)
ثانیا: فرموده اید هر چند سند روایت در کتاب شریف کافی مرفوعه است  ولی با توجه به پذیرش اصحاب، معتبر می شود در حالی که می دانید که قبول اصحاب بایستی به شکل پذیرش عملی (شهرت عملی) باشد که طبیعی است در روایات اعتقادی موضوع ندارد.
ثالثا: سند در کمال الدین این چنین است:
حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ مُوسَى بْنِ الْمُتَوَكِّلِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو مُحَمَّدٍ الْقَاسِمُ بْنُ الْعَلَاءِ قَالَ حَدَّثَنِي الْقَاسِمُ بْنُ مُسْلِمٍ عَنْ أَخِيهِ عَبْدِ الْعَزِيزِ بْنِ مُسْلِمٍ وَ حَدَّثَنَا أَبُو الْعَبَّاسِ مُحَمَّدُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ إِسْحَاقَ الطَّالَقَانِيُّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو أَحْمَدَ الْقَاسِمُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ الْمَرْوَزِيُ‏ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو حَامِدٍ عِمْرَانُ بْنُ مُوسَى بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْقَاسِمِ الرَّقَّامِ قَالَ حَدَّثَنِي الْقَاسِمُ بْنُ مُسْلِمٍ عَنْ أَخِيهِ عَبْدِ الْعَزِيزِ بْنِ مُسْلِم‏
سند فوق، مشتمل بر دو سند است:
سند اول: محمد بن موسی بن المتوکل (به خاطر اکثار روایت اجلاء، ثقه است) محمد بن یعقوب (ثقه جلیل) قاسم بن العلاء (توثیق شیخ طوسی را دارد. رجال شیخ، رقم6243) قاسم بن مسلم (مجهول) عبد العزیز بن مسلم (مجهول)
پس به خاطر مجهول بودن دو راوی، نمی توان روایت را معتبر دانست.
البته شما قاسم بن مسلم را ممدوح و از اصحاب امام صادق«علیه السلام» دانسته اید در حالی که اولا بنده مدحی برای وی نیافتم، ثانیا همان طور که می دانید صرف مدح برای اثبات وثاقت کافی نیست و ثالثا که از همه مهم تر است این که: اگر از اصحاب امام صادق«علیه السلام» باشد چگونه از امام رضا«علیه السلام» (آن هم با یک واسطه) نقل روایت می کند؟؟
در سند دوم غیر از محمد بن ابراهیم که با ترضّی شیخ صدوق قابل توثیق است، تمامی راویان مجهول هستند.
در پایان عرض می کنم که اساسا در بحث «اعتبار سنجی احادیث»، بابی برای اعتبار سنجی احادیث غیر فقهی که در مقام کشف حجت در احکام ظاهریه نیست می توان باز نمود که در آن مقام، اعتبار سنجی احادیث به این شکل نخواهد بود.            

31513
متن پرسش
سلام بر استاد عزیز: استاد با توجه به قضیه ی زندان اوین ‌‌و چنین قضایا که به قول خودتان ریشه ی تاریخی پیدا کرده سوالم من اینکه خداوند تبارک و تعالی چگونه آبروی انقلاب اسلامی رو و آبروی خود شخص مقام معظم رهبری و ریس جمهور رو حفظ می‌کنه؟ این چند روزا یک فیلم که در آن سخنرانی مقام معظم رهبری و جناب آقا ریسی هست با این مضمون که هیچ کجای جهان مثل ایران با زندانیان همچنین رفتار خوبی نمی‌شود، خیلی زیاد منتشر می‌شود و به دستِ تشنگانش می‌رسد همان هایی که ضد این انقلابند، همان هایی که ضد امام راحل و حضرت آقا هستند، و همیشه به دنبال این هستند که یک نقطه ضعفی رو پیدا کنند هرچند مستند نباشند هرچند کوچک باشد اما باز هم با دیدن آن نقطه ‌‌‌ی ضعف به زعم خودشان روحشان به آرامش می‌رسد و فکر می‌کنند به حقیقت رسیده اند فکر می‌کنند که راه حق را در پیش دارند درصورتی که جهل مرکب دارند! می‌رسد و در کنار همین فیلم، فیلم زندان اوین را می‌گذارند و آبروی شخص مقام معظم رهبری واقعا اینجا... چی بگم والا! از بین می‌رود؛ حالا با توجه به سوالی که در طلیعه بحث عرض کردم، من اعتقاد دارم که آبرو و عزت انسان های با خدا و اولیا خدا مثل خود خدا هست منظور اینکه خداوند خود به آنها عزت می‌دهد و حال آنکه رسانه های غربی دارند اینگونه با آبروی مقام معظم رهبری و ریس جمهور عزیزمان رفتار می‌کنند. وظیفه ما چیست؟ مثلاً الان یک بنده خدایی جاهل از نوع جهل مرکب که توضیحاتش را داده هم به من پیام داده این فیلم رو فرستاده میگه: الان آقاتون نباید جواب گوی اینا باشه؟؛ واقعیتش من خجالت کشیدم. من در جواب گفتم: اون رأفت و مهربانی که رهبر و رئیس جمهور در آن فیلم به آن اشاره کردند منظورشان این بود که سالانه برای زندانیان خیلی تخفیف می‌دهند و گفتم آنهایی که اینگونه با زندانیان رفتار کردند و می‌کنند اصلا بویی از انسانیت و انقلاب ما نبرده اند. به هر حال یک جور خواستم قانع اش کنم ولی همون جور که توضیح دادم این ها هیچ وقت قانع نمی‌شوند که خود شما استاد از استشهاد های قرآنی و روایی این گونه افراد خبر دارید، شرمنده وقتتون رو گرفتم حلال کنید. مهدی صفری. زاهدان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این افراد باید خودشان متوجه این نکته مهم باشند که روح کینه نسبت به انسان‌ها مربوط به غرب مستکبر است هرچند در بعضی از افراد مردم ما به جهت سیطره غرب‌زدگی این رذیله وجود دارد، در حالی‌که در اسلام و رهبر معظم انقلاب و یاران اصیل اسلام و انقلاب، رأفت و محبت جاری می‌باشد و ما با هرچه بیشتر رجوع به انقلاب و ظهور شئونات آن با رأفت و محبت بیشتر با خود و یا حتی با مجرمینی که در بند زندان هستند، برخورد خواهیم کرد. نمونه رأفت و محبت انقلاب را شما در سفر اربعینی ملاحظه می‌کنید که چگونه ذیل حضور تاریخی انقلاب و عبور از جهان استکباری، همه سعی در ایثار و محبت به همدیگر دارند. موفق باشید

31477
متن پرسش
با سلام: استاد عزیز برای اینکه نماز و روزه و نحوه زندگیمون افق و شور ایمانی جلویمان بگشاید، باید چه کرد؟ ممنون
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: به حضور تاریخی در انقلاب اسلامی و شایسته شدن برای این حضور فکر کنید. امری که موجب شد شهدای عزیز ما ره صد ساله را یک شبه طی کنند. موفق باشید

31297

طوبی للقربابازدید:

متن پرسش
با سلام: من خیلی غمگینم. ما نه در دنیا یه نفس راحت کشیدیم نه در آخرت. به نظرم همانطور که دنیا برای آقازاده های سرمایه دارست، آخرت هم برای آقازاده های معنوی است. تقریبا تمامی شخصیت های معنوی و عرفا از خانواده های پاک و مذهبی و روحانی بودند. زمینه ی سلوکشان در جمع خانواده و یا حوزه فراهم بوده. به نظرم اشخاص عادی مانند ما نباید بیخودی دنبال سلوک برویم. به جایی نمی‌رسیم وقتمان را می‌گیریم. و جز خستگی و یاس جیزی عایدمان نمی‌شود. ماهایی که والدینمان کم سواد بوده و حتی نمازشان یکی درمیان می‌خوانند، و با افرادی زندگی می‌کنیم که فرق عید قربان با غدیر را نمی‌دانند، کجا زمینه و استعداد سلوک را داریم؟ مایی که اگر نمازمان کمی بیشتر طول بکشد با نگاه مورد تمسخر و اعتراض قرار می‌گیریم. در راه عرفان سرمایه اجتماعی از لازمات واجب است. این اطرافیانی که باهاشون زندگی می‌کنی به آدم انگیزه می دهند. با کسانی که زندگی می کنیم ناخوداگاه مانند آنها می شویم. حالا یک نفر را نام ببرید که خانواده و اطرافیانش خیلی مذهبی نبوده اند. این سرمایه اجتماعی را نداشته اند، و امکان ورود به حوزه را هم نداشتند در محضر کسی نبوده اند اما سالک شدند و به درجاتی رسیده اند. تا من قانع شوم و به تلاش چند ساله ام را ادامه دهم. فقط همین را می‌خواهم. لطفا مثال معکوس نزنید؛ مثل پسر نوح و.... مثال شبیه بزنید. من در تربت حیدریه زندگی می کنم. واقعا شرایطی که در زندگی نامه های عرفا رو میخونم ندارم. لیسانسم. امکان ورود به حوزه ندارم که باهاشون همنشین شم. کلاس های آزاد حوزه هر از گاهی میرم اما فقط تابستان و آن جو معنوی که باید رو نداره. من جیکار کنم واقعا؟ برخی وقتا میگم ولش کن خدا شرایط معنوی اطراف ما رو میبینه و ازمون توقع نداره. بیخیال سلوک. اما اگر دلم بیخیال این سوز می شد الان به شما نامه نمی‌نوشتم که. لطفا سوالم بدون نام بنده در معرض دید عموم قرار بگیرد چون می‌دانم سوال خیلی هاست. یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم سلوک معنوی و اُنس با حضرت محبوب را چه می‌دانید؟! آیا نباید به آن‌هایی که بی‌سر و صدا در مسیر اُنس با حضرت حق قرار گرفته‌اند فکر کرد؟ در حدیث معراج خداوند به رسول خود«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» می فرماید: دوستان واقعی خداوند همان افراد بی‌نام و نشانی هستند که در آسمان، بیشتر از زمین شهرت دارند، یعنی «طوبی للقربا». آیا رزمندگانی که بی‌سر و صدا ره یک‌ساله را یک‌شبه طی کردند، سالکان واقعی نیستند؟ که از گوشه و کنار روستاها و از شهرهایی همچون تربت حیدریه به آسمان معنویت صعود نمودند؟ موفق باشید

31289

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: امسال باز نشسته می‌شوم از همین حالا دارم از بی خواصیتی دیوانه می‌شوم. می‌خواهم منزلم را بفروشم و به قم بروم شاید بتوانم از فضای آنجا بهره ببرم نظر جنابعالی چیست؟ لطفاً راهنمایی کنید ممنون می‌شوم.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال انسان باید سعی کند با خودش کنار بیاید و این با معارف عالیه و اخلاق فاضله ممکن است. قم و تهران و یک روستای دور افتاده ندارد!! پیشنهاد اولیه ما مطالعه کتاب «فرزندم؛ این چنین باید بود» می‌باشد که روی سایت هست و سپس سیر مطالعاتی سایت، إن‌شاءالله کمک‌کار خواهد بود. موفق باشید

31164
متن پرسش
سلام استاد: خدا قوت! متاسفانه با توجه به توهین های اخیر حسین قدیانی به استاد مصباح، از شما تقاضا دارم از جایگاه فکری و عملی استاد مصباح در انقلاب اسلامی و امتداد امام خمبنی (ره) کمی برای ما تبیین می کنید. بنده با توجه به آشنایی مختصری که با آثار شما دارم شما را بیشتر شارح و تفصیل و تحت تاثیر آیت الله جوادی آملی دیدم تا آیت الله مصباح یزدی، لطفا از مصباح انقلاب هم برایمان بگویید. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین اندازه بنده می توانم عرض کنم که مسلم یکی از فرزندان انقلاب و دانشمندان جهان اسلام، جناب آیت الله مصباح رحمت الله علیه هستند. ولی این به معنای معصوم بودن ایشان نیست. باید مواظب بود انتقاد از سرمایه های علمی منجر به آن نشود که این سرمایه ها به حاشیه روند. البته بنده در جریان نکته اخیری که می فرمایید نیستم. ولی در جریان انتقادهایی که بعضاً توسط افراد شده است می باشم. خدا نکند که بحث توهین به چنین افرادی به میان آید که سراسر وجودشان دلسوزی برای اسلام و مسلمین بوده است. موفق باشید

31089

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: استاد از پاسخی که به سوال ۳۱۰۸۴ دادید متشکرم و اینکه بنده ده نکته و خویشتن پنهان را دنبال کردم ولی در مبحث معاد یکی از ادله ای که حضرتعالی آوردید که با آن تجرد روح را ثابت می‌کنید به نظر اشکال دارد چون شما می فرمایید جسم همیشه در حال تغییر است در صورتی که این طور نیست چون در مزاج شناسی می گویند مزاج اولیه افراد موقع تولد به هیچ وجه تغییر نمی کند، و اینکه برای بنده تجرد روح اثبات شده است بحث در تغییر جسمانیات است که آیا تعییر پذیرند یا خیر؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت دارید که در «حرکت جوهری» روشن می‌شود ماده در ذات خود عین حرکت است و بنابراین نمی‌تواند در ذات و در اعراض، ثابت باشد و لذا اگر با امر ثابتی روبه‌رو شدیم که در ذات خود ثابت است، آن امر، مجرد می‌باشد. موفق باشید

31067

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: خدا قوت. نتیجه انتخابات مشخص شد. ۵۱ درصد رأی ندادند و ۱۳ درصد رأی سفید دادند یعنی در مجموع ۶۴ درصد برخلاف فتوای رهبری عمل کردند که رأی مشخص دادن را واجب دانستند. تفسیر من این است که با توجه به نظر بعضی علما مثل آقای خاتمی که نماینده شورای نگهبان هستند که قبل از انتخابات گفته بودند که این انتخابات به نوعی رفراندم هست، نتیجه می‌گیرم حداقل ۶۴ درصد مردم به هر دلیل با این شکل از اداره کشور مخالف جدی هستند. (نه لزوما خود نظام) ۱. با توجه به سیره اهل بیت و آیات قرآن، در این شرایط وظیفه رهبر کشور چیست؟ مگر میزان رأی ملت نیست و مگر مردم صاحب مملکت نیستند و رهبری خدمتگذار مردم، پس چرا سخنان و مطالبات این قسمت از مردم شنیده نمیشه؟ ۲. فکر نمی‌کنید اگر مثل همیشه این قشر از مخالفان نادیده گرفته شوند در آینده، کشور دچار تنش های شدید میشه؟ از شما تقاضایی داریم، اکثریت ما، بشدت مخالف براندازی هستیم و مخالف دخالت خارجی هم هستیم. کشور و اسلام رو دوست داریم و اگر خدایی نکرده به ایران حمله شود بسیاری از ما مخالفان، دوباره جان خود را سپر خواهیم کرد پس شما را به قرآن مجید قسم می‌دهیم خواهش می‌کنیم که صدای ما رو به رهبری برسانید تا ما را ببینند و نادیده نگیرند. ما جز خداوند منان کسی را نداریم و بر او پناه می‌بریم. ۳. در نهایت تفسیر و پیشنهاد شما چیست؟ خدایا شکرت
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آنچه در این صحنه انتخابات به ظهور آمد عزم انسان‌های موحدی بود که در نفی حیله‌های دشمن حقیقت و دشمن انسانیت به خوبی ظهور کرد و این یکی از ابعاد نورانی انقلاب بود که به ظهور آمد در آن حدّ که رحمت الهی به خوبی جان ملت ایران را فرا گرفت تا در دام توهّمات شیطانی نیفتند و از سروش الهی که از دم قدسی نایب الإمام سریان پیدا کرد؛ بی‌بهره نشوند.

البته بنده یک معلم هستم و نقشی در رساندن پیام افراد به مقام معظم رهبری ندارم. ولی بحمدلله رهبر معظم انقلاب«حفظه‌الله» با بصیرت خدادادی و با تقوای خاصی که خداوند به ایشان عطا کرده‌اند، متوجه این موارد هستند. موفق باشید.    

30797
متن پرسش
سلام: ضمن عذرخواهی، در ادامه سوال 30790 سوال بنده روی «کیف یشا» هست، بنده دقیق نتوجه نشدم، آخرش دارد می‌گوید انطور که خداوند می‌خواهد صورتگری می‌کند، نه انطور که طلب عین ثابته هست.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرض شد خواست خدا مطابق طلبِ عین ثابته باید باشد، وگرنه آن فراز از دعا با آیاتی مثل آیه 82 سوره یس و یا آیه 50 سوره طه در تقابل قرار می‌گیرند و مسلّم بنا به توصیه‌ ائمه «علیهم‌السلام» باید سخنان آن‌ها را با مبنای قرآن فهم کرد و بر این اساس آن جواب داده شد. موفق باشید

30665

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و تشکر بابت تمامی زحمات استاد گرانقدرمان و تبریک سال نو: بنده حدود ۱۵ سال است که عمدتا از مباحث اخلاقی شما استفاده می‌کنم که خیر و برکات فراوان به خصوص در شکل گیری چهارچوب فکری برایم داشته. الان تصمیم گرفته ام مطالعات منسجم تر با زمان بیشتر و هدفمندتر داشته باشم ولی نمی‌دانم با توجه به محدودیت وقت چگونه برنامه ریزی کنم. تفسیر تسنیم یا سایر آثار علامه جوادی؟ یا ترجمه ی المیزان؟ یا کتب پیچیده تر و فنی تر حضرتعالی مثل فصوص و...؟ لطفا راهنمایی بفرمایید. ممنونم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر تا بحث کتاب «معاد» و استفاده از شرح صوتی آن جلو آمده‌اید و مباحث کتاب آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» را دنبال کرده‌اید، خوب است که به فصوص رجوع کنید. موفق باشید

30566

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در ادامه سوال ۳۰۵۳۷ آیا لیستی از کتابهای خارج از سیر استاد طاهرزاده توسط شما تنظیم شده است که ترتیب مطالعه نیز در آنها مشخص باشد؟ مانند شرح حدیث جنود از امام (ره) یا اسفار ملاصدرا و ...
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد کاری صورت نگرفته. موفق باشید

30098

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در یکی از سوالات راجع به مبحث تکامل فرمودید در دو جلسه اول سوره سجده فرمایشاتی درین زمینه داشته اید در سایت جستجو کردم نیافتم اگر میسر است فایل های آن دو جلسه را در سایت قرار دهید. متشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مباحث سوره‌ها، طی برنامه‌ای إن‌شاءالله در سایتی که در حال شکل‌گرفتن است، پیش‌بینی شده است. در حال حاضر می‌توانید دی‌وی‌دیِ سوره‌ها را از جناب حاج آقا نظری به شماره‌ی 09136032342 بگیرید. موفق باشید

30096

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: در پاسخ به سوال 30086 فرمودید که بوی تناسخ می‌دهد ولی منظور بنده از تبدیل ماده بدن در چرخه حیات به خاک و گیاه و غیره این بود که مقایسه ای کرده باشم بین ماده بدن که با مجرد شدن نفس معدوم نمی‌شود و ماده عالم طبیعت که با قیامت عدم نمی‌شود و با توجه به اینکه خلقت تعطیل بردار نیست مجددا جهانی نو با پدیده های نو خلق می‌شود البته این برداشت بنده از سخنرانی بعضی بزرگان بود سوال قرآنی داشتم که در آیه «و من الناس من یشری نفسه ابتقاء...» که شان نزول آن علی (ع) است چطور از کلمه ناس استفاده شده که در فرهنگ قرآن شانیت پایینی دارد و مثلا از کلمه من المومنین استفاده نشده؟ جزاکم الله خیرا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید اگر بخواهید تا این‌جاها در این مسائل ورود داشته باشید، لازم است سیر مطالعاتی سایت به‌خصوص مباحث «برهان صدیقین» و «حرکت جوهری» همراه با شرح صوتی آن را دنبال بفرمایید. وگرنه با سؤالات این‌چنینی جواب خود را نمی‌گیرید. موفق باشید

نمایش چاپی