بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
32916

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم و رحمت الله: ضمن عرض تسلیت به مناسبت رحلت امام خمینی (ره) لطف خدا شامل حالمان شد و در این روزگار پر از فتنه؛ حدیث امام صادق علیه‌السلام که فرمود، در آخر الزمان، حقیقت همانند نور آفتاب روشن است، راه حقیقت را یافتیم و با شما آشنا شدیم. مبنای محکمی ندارم و ذهنم بسیار مشوش می‌گردد و محکم و استوار نیستم، تصمیم گرفتم کتب شهید مطهری و امام خمینی و شما استاد بزرگوار را با هم پیش ببرم (حداکثرش اینکه در طول ۶ سال اول طلبگی) البته جدای از بحث های دیگه که پیش می‌برم (مانند تفسیر المیزان) سیر ترتیبی کتابی امام خمینی و شما استاد عزیز را چگونه پیش ببرم؟ اگر سوای این سیر نظر و پیشنهادی دارید، حتماً بفرمایید که بسیار محتاجم لطف خدا شامل حال شما

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بعد از دنبال‌کردن مباحث «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین» همراه با شرح صوتی آن‌ها می‌توانید با کتاب‌های «مصباح‌الهدایه» و «شرح دعای سحر» از امام خمینی، کار را ادامه دهید و بعد از آن‌ها در فرصتی مناسب با مطالعه «فصوص الحکم» ابن عربی، بهتر می‌توانید با کتاب «چهل حدیث» حضرت امام مرتبط شوید. موفق باشید

32596

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض سلام بر شما: در فلسفه ذات هر چیزی به هیچ عنوان تغییر نمی‌کند و سگی که ذاتش عین جنس هستش و بهشت محل افراد پاکیزه است و خدا سگ اصحاب کهف را چطور به بهشت می برد و ذاتش رو پاک می‌کند؟. ۲. به آقای سید محمد حسین طباطبایی صاحب المیزان گفتند در حجره یکی از طلبه ها غیبت کردند گذاشتند و رفتند در حجره هیچ کسی نبود از آنجا رفته بودند و گفت این حجره جای ماندن نیست و بر روح و خلق افراد تأثیر می زارد و اصلا وابدا دیگر هیچ وقت و هیچ طلبه ای نباید از آن حجره استفاده کند دلیل سخن علامه طباطبایی چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. عنایت داشته باشید که اگر فرموده‌اند سگ نجس‌العین است، این به معنای آن نیست که ذات سگ که موجودی است از موجودات عالَم، نجس است، بلکه منظور آن است که در نسبت با ما نباید به گمان این‌که می‌توان آن را تطهیر کرد، وارد زندگی‌مان بشود از آن جهت که مظهر نفس امّاره است، وگرنه در جای خود موجود مفیدی است که باید از آن استفاده شود. ۲. به نظر می‌آید اگر هم چنین سخنی را حضرت علامه فرمودند؛ یک تذکر اخلاقی است در شرایط خاص. وگرنه جایی برای مردم در روی زمین نمی‌ماند از آن جهت که بالاخره هر گوشه‌ای از دنیا غیبتی صورت گرفته. موفق باشید

31745

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی بازخوانی هویت دینی و ملی محضر طربناک استاد سلام و درود: کره زمین در چه زمان و فضایی رو به نیستی و زوال می‌رود؟ برای تبیین بیشتر سوال باید عرض کنم: ما در مباحث معرفت النفسی داریم که اگر انسان در شرایط و بستر طبیعی رشد کند و عواملی مثل چشم زخم و تصادف و بیماری های غیر منتظره انسان را زودتر از وقت مقدر حیاتشان به وادی مرگ جسمی نکشاند، به تدریج از جایی به بعد این روح احساس می‌کند با نظر به این جسم نمی‌تواند ادامه حیات دهد و باید از نظر و تدبیر جسم دست بردارد و به عالم بالا برود. حال سوال این است که رسیدن قیامت و نابودی کره زمین هم در این ساحت اتفاق می افتد؟ یعنی روح جمعی بشر (منظور روح تکوینی که مختص همه ماست) در آینده به چنان تعالی و معنویتی در کره زمین نائل می‌گردد که گویا دیگر نمی‌توان در کره ای مادی با چنان ظرفیت متعالی و معنوی زندگی کرد و آن هنگام است که خورشید افول می‌کند و در نفخ صور می‌دمند تا روح جامع بشری که روزی از عالم ملکوت به عالم ماده آمده بود دوباره از عام ماده به عالم ملکوت برود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده بحث «حرکت جوهری» در این مورد بسیار کارساز است زیرا در هر صورت نفوس انسانی تحت تجلیات انوار الهی همراه با عالم ماده در کلیت‌شان از قوه به فعل می‌رسد و در همین رابطه انسانِ آخرالزمانی به میان می‌آید. موفق باشید

31686

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نام حق سلام استاد وقت بخیر: دختری دارم که تازه وارد هشت سالگی شده چند وقتیه که دچار مشکل شدیم. اول با گریه پیشم اومد و گفت تو دلم به امامان فحش می دم منم سعی کردم آرومش کنم، اما بعد گفت به خدا هم توهین می کنم بعد پدرش و من و فامیل هم اضافه شد. تو اینترنت جست و جو کردم کلیپی از استاد رائفی پور دیدم که فرمودن این مسئله رایج هست و کار شیطان هست و باید بی محلی کرد به این فکرها. ولی دخترم میگه نمی تونم بهش فکر نکنم به پهنای صورت اشک می ریزه میگه شیطان کجا بود من خودم تو دلم این حرف ها رو می زنم میگه نگرانم خدا از دستم ناراحت بشه و منو نبخشه خیلی بی قراره، داره مریض میشه میگه وقتی تو دلم فحش می دم بی حال میشم نمی تونم هیچ کاری بکنم فحش های خیلی بد میدم، داره هلاک میشه. قرآن می خونه پدرم گفتن استغفار و اعوذ بالله بگه وضو بگیره انجام می ده ولی میگه اثر نداره. استاد خودم رو سرزنش می کنم که شاید زود بوده که در مورد شهادت امام حسین و یارانشون یا خانم فاطمه زهرا و امام زمان و یا دشمنی شیطان و... براش قصه گفتم و شاید دلیل این حالاتش من باشم. لطفاً بگید چیکار کنم زندگیمون به هم ریخته. خیلی ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید در این موارد پیشنهاد آقای رائفی‌پور خوب باشد. حضور در مجامع دینی و زیارات امامان و امامزاده‌ها را هم امتحان کنید خوب است. موفق باشید

31598
متن پرسش
سلام خدمت استاد بزرگوار: اگر فرض بگیریم تمام مردم ایران هم واسه پیاده‌روی دارن یقه‌ پاره میکنن، آیا میشه نتیجه گرفت مردم ما مذهبی‌تر شدن؟ چرا که دینداری یه ظواهری داره و یه حقیقتی؛ بنظر میاد بعد از انقلاب ظواهر دینداری به شدت رشد کرده ولی در زمینه حقیقت دینداری بحث فرق داره. در عموم مردم حقیقت دینداری هم تضعیف شده بخاطر عواملی مثل تهاجم فرهنگی و مثل آن و در عده قلیلی -که از ثمرات انقلاب هستن- حقیقت دینداری به شدت رشد کرده. اگر اربعین یکی از ظواهر دینداریه، بنظر میاد ما باید برای قضاوت کردن دنبال شاخص‌های دیگه‌ای باشیم که نشانگر حقیقت دینداری هستن. میشه گفت که دستگاه امام حسین اساسا چون جاذبه شورانگیز زیادی داره، روی عمده پیروانش نمیشه حساب کرد؟ هرچند بالاخره دینداری ممکنه از ظاهر به باطن حرکت کنه.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً بشر جدید شدیداً به دنبال دینداری حق‌الیقینی است تا تمام ابعاد وجود او در نسبت با خدا قرار گیرد. امری ماورای بهشت‌رفتن و جهنم نرفتن و رخداد اربعینیِ سال‌های اخیر از این جنس است و مردم به دنبال این نوع دینداری می‌باشند. در این رابطه عرایضی در جلسه پنجم «کربلا و برگشت به شور ایمانی گمشده» شده است. بحث را می‌توانید در کانال «مطالب ویژه» بیابید. موفق باشید

31553

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز: بنده بین دو گانه ای از زندگی هستم که نمی دونم تا حدودی چی‌کار کنم! دانشجو معلم هستم. علاقه و دغدغه دارم تو حوزه های فرهنگی و تربیتی کشور به طور ویژه همون طور که رهبری مدنظر داره افسر آگاه جنگ نرم، سپاه پیشرفت کشور بسیار کنم هم فکری هم عملی، یعنی زیاد می‌خوام درس بخونم از طلبگی گرفته تا بحث های مرتبط و بدرد بخور دانشگاهی، که اگه خدا توفیق بده فردا روزی علاوه بر تسلط به مبانی دینی، فرهنگی، اسلامی، حوزه های تاثیر گذاری و پذیری جاهایی که از سن کوچک تا بزرگ کشور و انقلاب دشمن داره مورد حمله نرم قرار میده فهم و مقابله کرده به طرق مختلف معلمی، فضای مجازی، سینما و... که میشه که معارف دین و انقلاب عرضه بشه و هم اگه توفیق و توانی بود انسان های در راه برای این راه تربیت بشن، اما در حال حاضر موضوع این جاست که با توجه به این دغدغه و وسعت کار در آینده، وضعیت فعلی اینه که در خود هم از لحاظ عاطفی،... در صورت تاخیر در آن از لحاظ روحی و عاطفی مقداری به مشکل بخورم اما در کل ترس دارم نه برای بحث اقتصادی که الحمدلله به واسط معلمی حقوقی دارم از لحاظ این که به اون دغدغه ها نرسم و درگیر زندگی معمولی و روزمره شوم از طرفی ترس در تاخیر که به مشکلاتی بر بخورم از جمله سن زیاد، عدم انعطاف، مشکلاتی روحی و عاطفی و... هم برای اینکه چه کارهایی انجام بدم که در دغدغه هایی که عرض کردم موفق بشم توصیه ای کنید. هم تو مسئله دوم بیزحمت. ممنون میشم التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به طور شخصی به ایمیل تان این‌طور جواب داده شد: إن‌شاءالله به این فکر باشید که با خانواده و خانمی ازدواج کنید که شما را در اهداف‌تان همراهی نمایند. البته به شرطی که با مقدس‌مآبی‌های افراطی کار را سخت نکنید. موفق باشید

31121
متن پرسش
سلام استاد گرامی: وقت بخیر. در موضوع انتخابات از لحظه پیروزی آقای رئیسی تیترهای رسانه های خارجی خیلی عجیب شده اند. می خواستم نظرتون رو در این موررد جویا شوم. با توجه به عنوانی که در یکی از پیام ها هم بیان فرمودین «در این انتخابات ریلی که با دولت سازندگی بعد از دفاع مقدس گذاشته شد و کار به این‌جا کشید؛ تغییر کرده است.» آرای باطله در ۱۳ دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران انتخابات ۱۴۰۰؛ تخلفات احتمالی رئیسی رسیدگی می‌شوند؟ انتخابات ۱۴۰۰؛ «آراء باطله»، رقیب اصلی ابراهیم رئیسی عفو بین‌الملل خواستار تعقیب قضایی ابراهیم رئیسی بابت «جنایت علیه بشریت» شد. رئیسی درباره اتهام «جنایت علیه بشریت» در اعدام‌های ۶۷: به عنوان قاضی باید تشویق شوم انتخابات ۱۴۰۰؛ ابراهیم رئیسی از «هیات مرگ» تا «هیات دولت»؟ اطلاع زیادی از روند کلی و اتفاقی که افتاده است ندارم ولی نگاه به این تیترها این حس را القا می کند که تیر دقیقا به هدف اصابت کرده است. سوال این است چه تحول بزرگی در حال رخداد است؟ اگر موردی هست وظیفه ماها به عنوان افرادی که دل در گرو انقلاب دارند چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! 40 سال تبلیغاتشان را بر بادرفته می‌بینند. همه امیدشان آن بود که ادامه نظام اجرایی ما در بستر نئولیبرال‌ها ادامه پیدا کند و حال با شخصیتی روبه‌رو شده‌اند که از جنس انقلاب است. به نظر بنده هزار بار در جهنم بروند راحت‌ترند از این که ببینند انقلاب بحمدلله در بستر اصیل خود در حال ورود است. در چنین شرایطی است که معنای خود را از دست می‌دهند و لذا مجبورند مانند فردی که سختْ عصبانی است، هر تهمتی از زبان‌شان درآید. موفق باشید

31112

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد وقتتون بخیر: به نظرتون این متن درسته؟ بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم تبیین عالم ذرّ جسم و جسد پس از توضیح ماده و صورت و تشکیل جسم از این دو، به تبیین بدن و بُعد جسمانی از دیدگاه ملاّصدرا رسیدیم. بدن اصلی نفس را بدنی معرفی کردیم که هم خواص مجرد و هم خواص طبیعی دارد. این بدن با نفس، ترکیب اتحادی دارد و همان است که با عنوان بدن برزخی شناخته می‌شود. بدنی که از آن سخن می‌گوییم، در واقع قوّه‌ای از قوای نفس است که نفس برخی از افعال خود را با آن انجام می‌دهد و آن را به حرکت وامی‌دارد. این بدن نیز به خودی خود نمی‌تواند از نفس تخلف کند؛ تا جایی که به دلیل اتحاد نفس با بدن خود، بدن نیز همراه با نفس می‌رود تا به تجرد می‌رسد. روشن است که این بدن، غیر از بدن ظاهری است که از ترکیب عناصر چهارگانه تشکیل شده. زیرا بدن ظاهری تحت تأثیر حالات گوناگون تغییر حالت می‌دهد، دچار ضعف و سستی می‌شود، تجرد و بقا ندارد و در مرتبه‌ای از نفس جدا می‌گردد، که همان مرگ است؛ پس معلوم می‌شود اتحاد با نفس ندارد و تابع آن نیست. علاوه بر این گفتیم بدن اصلی نفس، حرکت جوهری دارد و حرکت جوهری از نقص رو به کمال است؛ اما بدن ظاهری برعکس، به مرور زمان زایل می‌شود و رو به فنا می‌رود. بدن اصلی، از قوای نفس و در واقع رتبۀ نازل آن است؛ یعنی نفس در رتبۀ نازل خود با این بدن تحقق می‌یابد. بدن ظاهری را نیز همین بدن انشا می‌کند. یعنی بدن ظاهری، بدن مرتبۀ نازل نفس است که برخلاف بدن اصلی، با خود نفس غیریت دارد. پس معلوم می‌شود در ابتدا بدنی در کار نبوده که نفس در آن حادث شود؛ بلکه حدوث نفس مساوی است با شکل‌گیری بدن اصلی که به آن جسم می‌گوییم و این همان معنای جسمانیةالحدوث است. در واقع نفس پیش از تشکیل بدن ظاهری، جسمانیةالحدوث شده و پس از حدوث، با جسم حرکت می‌کند؛ تا اینکه در عالم طبیعت قرار می‌گیرد و بدن ظاهری را انشا و در آن تصرف می‌نماید. به این ترتیب دیگر در تبیین آیۀ الست نمی‌شود این اشکال را وارد کرد که: «عالم ذرّ نمی‌تواند موطن نفس باشد، چون نفس جسمانی است و در عالم ذرّ، جسمی نبوده است!» زیرا منظور از این جسمانیت، عناصر چهارگانه و جسد مادی نیست. بدن اصلی نفس یا همان جسم، پایین‌ترین رتبۀ تجرد و نقطۀ اتصال عالم محسوس و مجرد ماست و ما با آن بدن به روحانیةالبقا می‌رسیم. اما مشکل اینجاست که بدن ظاهری یا همان جسد را اصل دیده‌ایم، از ضعف و بیماری‌اش هراس داریم و می‌ترسیم که وقتی با مرگ، این بدن را از دست بدهیم، چطور از نعمت‌های بهشتی استفاده کنیم! حال آنکه خاصیت این بدن، همین است و گریزی از ضعف و بیماری و مرگ ندارد. اصل، بدنی است که در ابدیت با آن زندگی خواهیم کرد و باید مراقب آن باشیم. زیرا نفس همیشه و در هر عالمی بدن اصلی خود را که جسم است، دارد و می‌تواند بدن متناسب با آن عالم را برای خود بسازد؛ در دنیا با عناصر چهارگانه، در برزخ با ملکات و در قیامت با عقل. برای همین است که به عنوان مثال، بینایی به عنوان یکی از قوای نفس، نه تنها در عالم ماده، بلکه در برزخ و قیامت نیز چشمی متناسب با آن عوالم دارد که آلت و مجرای ظهورش است؛ چنان‌که در روایات آمده است[1]. تدبیر ذاتی نفس برای بدن اصلی، این است که هرگز از آن جدا نمی‌شود و هرگز نمی‌میرد. نور حیات و حس و ادراک نیز در همین بدن اصلی، جاری و ذاتی است و دردها و لذت‌های مادی را آن بدن درک می‌کند، نه بدن ظاهری. اما جسد ذاتاً جماد است و نفس، آن را برای ادارۀ امور ناسوتی خود می‌سازد. بعد هم با قوای خود در آن تصرف و تدبیر می‌کند. البته با اینکه ساختن و تدبیر جسد، به عهدۀ نفس یا همان بدن اصلی است، اگر جسد به نحو معتدل ساخته و تدبیر نشود، تقصیر نفس نیست؛ زیرا نفس با عناصر و موادی که به آن داده شود، کار خود را می‌کند. پس اگر مثلاً عنصر آتش در این مواد غالب باشد، بدنی هم که ساخته می‌شود، معتدل نیست و غلبۀ صفرا دارد. از همین روست که در اسلام این‌همه به نوع تغذیه، سبک زندگی و حتی رفتار و گفتار و افکار مادر در دوران بارداری اهمیت داده شده و پس از آن برای شیردهی و تربیت فرزند نیز آداب بسیاری آمده؛ همه برای اینکه در دنیا بدن کودک با مزاج سالم و معتدل ساخته شود. همچنین ملکاتی در او رشد کند که بدن فردایش را نیز معتدل و زیبا بسازد. نتیجه آنکه ماده‌ای که صورت نفس را می‌پذیرد و نفس در آن تصرف می‌کند، این بدن ظاهری ثقیل نیست؛ بلکه ماده‌ای لطیف، معتدل و نورانی است که استعداد و شوقِ تجرد دارد؛ برخلاف جسد و بدن ظاهری که می‌خواهد در دنیا بماند! آن مادۀ لطیف یا همان جسم و بدن اصلی، متناسب با جوهر نفس است. اما جسد با جوهر نفس، تناسبی ندارد؛ ازآن‌رو که برخلاف نفس، فانی است. بنابراین هستی و حتی بدن ما این بدن ظاهری نیست که نگران باشیم پس از مرگ بدون آن چه کنیم! ما قبل از این بدن بوده‌ایم؛ پس از این بدن هم خواهیم بود. بدن ظاهری، بدنی عاریه‌ای است که نمی‌تواند جزء حقیقت موجودیت ما باشد؛ زیرا تنها به عنوان پوشش و غلافی برای جسم ساخته می‌شود، آن هم صرفاً در محدودۀ دنیا؛ و همچون لباسی است که کهنه و پاره و دور انداخته می‌شود. منظور از جدایی نفس از بدن هنگام مرگ، کندن همین لباس است که از اول هم خارج از ذات نفس بوده؛ نه جدایی از بدن اصلی. ذاتی جسد، پوسیدن و از بین رفتن است. اما برای کسی که آن را اصل دیده و وقت و انرژی‌اش را صرف بدن ظاهری کرده، همین پوسیدن و از بین رفتن، عذاب است. برعکس کسی که این بدن را اصل نگرفته، وقتی از دنیا به موطن اصلی خود رفت، لباس دنیایش را درمی‌آورد و تازه آرام و سرحال می‌شود. مثل کسی که از محل کار و جامعه و بازار به خانه برمی‌گردد و قبل از هر کاری لباس خود را عوض می‌کند و متناسب با خانه می‌پوشد تا راحت و آسوده باشد. اگر آیات قرآن را دربارۀ نفس و خلقت آدمی درک می‌کردیم، این مسائل برایمان روشن می‌شد و همۀ سؤالاتمان دربارۀ نفس، بدن، عذاب قبر، برزخ، قیامت و... به پاسخ می‌رسید. اما افسوس که اهل تفکر و تدبّر در آیات خدا نیستیم! [1]- بحارالأنوار، ج65، ص82.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به این موضوع بیشتر باید فکر بفرمایید که «حرکت جوهری» صرفاً مربوط به عالَم ماده است و در همین بدن مادی صورت می‌گیرد. باید توجه شود این بدن در دوره جنینی آماده قبول نفس می‌گردد و در بستر این بدن، بدنِ برزخیِ خود را می‌سازد و البته پس از مدتی با بدن برزخی خود، خود را ادامه می‌دهد و قصه «روحانیة البقا» یش شکل می‌گیرد. موفق باشید

30868

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض ادب: ببخشید اینکه شما می فرمایید مثلا جایگاه صله رحم در عالم بالا چیست و حقیقتی عرشی دارد. جایگاه پدر و مادر همسر در عالم بالا چیست؟ و آیا مادرشوهری که با زبانش عروس رو میسوزونه نباید باهاش قطع ارتباط کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قطع ارتباط نه. به هر حال با تحمل آن‌ها، خداوند به ما سعه‌ صدر می‌دهد و می‌فهمیم ما نیز بی‌نقص و ضعف نیستیم. موفق باشید

30640

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: در شرح مناجات شعبانیه یک جای آن فرمودید، وقتی راه باز شد و دل آمد وسط، هم ملک می آید و هم شیطان که با التماس و ناله باید از این مرحله رد شد، اینکه در مورد ماه شعبان گفته میشه باید راه پیدا بشه، و اون راه در ماه رمضان کمک می کنه، منظور از این راه آیا دل هست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! با عقل، در میدان می‌آییم تا همچنان‌که در جواب سؤال شماره‌ی 30639 عرض شد آرام‌آرام دل، منوّر شود. موفق باشید

30603

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام بر استاد: در دعاها بعضا آمده است «یا من علی فلا شیء فوقه و دنی فلا شیء دونه» قسمت دوم را اگر توضیح دهید که مقصود از دون نزدیکی است یا دون متضاد فوق و به معنای پایین است و می‌خواهد بگوید که از عرش تا فرش هستی خداست و خدا آنچنان که مرحوم جامی در خردنامه اسکندری فرمودند: بلندی و پستی نخوانم تو را / مقید به اینها ندانم تو را / نه تنها بلندی و پستی تویی / که هستی ده هست و هستی تویی / تویی جمله و غیر تو هیچ نیست / درین نکته یک مو خم و پیچ نیست. مقصود اینست یا اینکه خداوند علی رغم اینکه بلندمرتبه است به بندگانش نزدیک است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: امام سجاد«علیه‌السلام» در صحیفه فرمودند: «دانٍ فِی عُلُوِّهِ، عالٍ فِی دُنُوِّهِ» حضرت حق در عین علوِّ مراتب، به بودنِ هر مخلوقی نیز در صحنه است و در عین نازل‌ترین مرتبه‌ی وجود، در عالی‌ترین نحوه‌ی حضور نیز در صحنه است. و این ناب‌ترین نحوه‌ی توحید است تا خدا را در همه‌ی جلوات در عین کبریائی‌اش مدّ نظر داشته باشیم. موفق باشید

30467

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام بر شما: با توجه به زمان محدود تان ۱. آیا این جمله صحیح است؟ انسان، همان خداوند است به نازله، خداوند، انسان است به عالیه. اگر نادرست است چرایی اش را بفرمایید. اگر درست است خواهشاً برهانی برای اثبات آن بیاورید. ۲. آیا در مسائل وحدت وجود امثال جناب ابن عربی برای بت و فرعون احترام قائل می‌شوند؟ ۳. آیا این مورد که جناب ابن عربی حضرت ابوطالب علیه السلام را مشرک خوانده اند صحیح است؟ (شبهه) ممنون می‌شوم پاسخ دهید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. خداوند وجود مطلق و کمال مطلق است و هرچیزی که نازله‌ی وجود باشد، وجود مطلق نیست، پس خدا نیست و نازله‌ی خدا هم نیست، بلکه نازله‌ی وجود است و اگر هم آن چیز از مرتبه‌ی نازله ی خود بالاتر رود که باز، وجود نازله است از آن جهت که وجودش از خداوند است. ولی خداوند که عین وجود است، وجودش از خودش است. ۲. هر موجودی به اعتبار وجودش، مظهری از انوار الهی است که ربطی به ماهیت و تشخص آن موجود ندارد. ۳. اهل سنت معتقد به چنین مطلبی برای حضرت ابوطالب هستند. اساتیدی که با دقت سخنان ابن‌عربی را دنبال می‌کنند، چنین برداشتی از ابن‌عربی ندارند. موفق باشید

30397

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: آیا لازم است برای سلوک معنوی به افرادی مانند شاگردان آیت الله سعادت پرور مراجعه کنم یا همین تقید به آثار معنوی امام خمینی تا انتها کافی است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر گلُی بوی خود را دارد، بستگی به ذوق خودتان دارد که با کدام روح‌ها، روح‌تان پرواز می‌کند. موفق باشید

29951

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: در سوال 15699 علم و وجود را مساوق دانستید ولی در سوال 15976 آنها را مساوق ندانستید. خواهشمنداست این مسئله را تبیین فرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: علم حضوری، همان وجودِ معلوم است عندالعالم. ولی علم حصولی، مفهومی است از معلوم که عارض به نفسِ ناطقه‌ی عالِم می‌شود. موفق باشید

29941

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی. سلام: با توجه به روایت «الان قیامتی قائم» و وجود قیامت در حال پس آن آیاتی که می گویند در زمین زلزله می شود و کواکب بهم می‌ریزند و سپس قیامت برپا می شود چیست؟ مگر قیامت همین الان برپا نیست؟ تشکر فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نسبت به ما و نسبت به زمین، این تحولات باید انجام بگیرد. ولی قیامت هم‌اکنون در مقام خودش واقع است. موفق باشید

29180
متن پرسش
سلام علیکم: شما در کتاب خویشتن پنهان فرمودید علت بیماریها اینست که حیات میکروب بر حیات نفس در بدن غلبه پیدا می‌کند و فعالیت میکروب در بدن حاکم می‌شود و شخص بیمار می‌شود. بی پرده سوالم رو بپرسم آیا امثال آیت الله ممدوحی که به علت مبتلا شدن به ویروس کرونا به رحمت خدا رفتند یا شیخ حسین انصاریان که الان به علت ویروس کرونا اوضاع خوبی ندارد اینقدر تجرد نفس ندارند و اینقدر نفسشان حیات ندارد که نگذارد حیات ویروس کرونا بر حیات نفسشان غلبه کند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید مصلحت‌های دیگری در کار باشد و یا اساساً اجل مسمّای آن‌ها به وقوع پیوسته است و آن ویروس بهانه باشد. مشهور است که جناب عزرائیل به حضرت ربّ العالمین عرض کرد؛ مردم بخاطراین‌که می‌دانند علت مرگ‌شان من هستم، به من بدبین می‌شوند. حضرت ربّ العالمین فرموده باشند آن‌قدر بهانه در میان است که هیچکس فکرش را هم نمی کند که مرگ آن‌ها به جهت حضرت قابض باشد. موفق باشید

29149

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز: شنبه هفته گذشته جلسه آخر تفسیر سوره ممتحنه فرمودید که الان این همه طلاق که توی جامعه ما زیاد شده بر می‌گردد به این که ما مدیریت خشم را بلد نیستیم و اصلا خشم نداریم. بنده متوجه صحبتتون نشدم. لطفا بیشتر توضیح میفرماین منظورتون چیه بوده (اگر جواب سوال توی ایتا و کانال هم بفرماین مشکلی نداره) تشکر از لطف شما.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرض شد چون به آن‌هایی که دشمن خدا هستند، خشم نمی‌کنیم به خودمان و خانواده‌مان خشم می‌کنیم. و این است معنای غفلت از مدیریت خشم. موفق باشید

28474
متن پرسش
سلام و درود: در فرمایشات شما توجه به سیره اهل بییت علیهم السلام، عرفا، امام و شهدا را می بینیم به نحوی که بسیار جدی تلقی می شود. وجه تذکر به این امر چیست؟ و در توجه نکردن به سیره چه مشکلی پیش می آید؟ توجه به سیره که در سنت خودمان می بینیم چه نسبتی با توجه به سیره در سنت فلسفی هرمنوتیکی دارد؟ یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مطلب فوق‌العاده مهمی است از آن جهت که هر تئوری هر اندازه هم که مهم باشد اگر صورت تعیّن‌یافته‌ی آن در میان نیاید، یک مفهوم فکری است و به گفته‌ی گادامر، حقیقت در تعیّنات خودش خود را معنا می‌کند. به همین جهت در قرآن در کنار «اطیعوا اللّه»، «اطیعوا الرّسول» را آورد تا تنها به رهنمودهای فکریِ قرآنی بسنده نشود. موفق باشید

28442

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: بنده حدودا یکسال پیش با خواندن یک سری وصیت نامه شهدا، علاقه مند به نظام و رهبری شدم و تا قبل از آن تقریبا می‌توان گفت اصلا سیاست و این گونه مسائل برایم مهم نبود. من با خواندن وصیت نامه های شهدا علاقه به نظام و رهبری پیدا کردم و طوری که عکس شهدا و رهبری را به دیوار اتاقم زدم اما مشکل من این است که تقریبا می‌توان گفت ۹۹ درصد فامیل ما ضد نظام هستند و مدام در حال شایعه پراکنی یا فقط دیدن تلخی‌های جامعه و تحلیل های اشتباه هستند حرف من و خانوادم را هم قبول ندارند و من متاسفانه اطلاعات خیلی زیادی در حد شبهاتی که می اندازند را ندارم که جوابشان را بدهم، وظیفه من چیست مخصوصا همه ی مشکلاتی که دولت ایجاد کرده، زیر سر خانواده ما می‌بینند چون رهبر را دوست داریم و عکسش رو به دیوار زدیم. لطفا راهنمایی کنید من چگونه رفتار کنم برخی اوقات حرف های خیلی زشتی نسبت به رهبری می‌زنند مثلا مادربزرگم، من هم می‌دانم بحث ختم به دعوا می‌شود خب من باید چیکار کنم؟ خیلی متشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد نباید وارد بحث شد، به همان معنایی که قرآن می‌فرماید: «وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِرَامًا» مؤمنین چون با امور لغو و حرف‌های بیهوده روبه‌رو می‌شوند با بزرگواری از آن می‌گذرند و خود را همسنگ چنین افرادی نمی‌کنند. موفق باشید

27725

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات: سوالی داشتم در خصوص لعن و اینکه اشخاص را می توان لعن کرد یا اعمالشان را یا هر دو را. مثال در زیارت عاشورا لعن کاملا روی اشخاص و قاطبه بیان میشه. ممنون میشم راهنمایی بفرمایید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: لعن‌کردن در کلّیّت خود در قرآن هست «إنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنْزَلْنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالْهُدَىٰ مِنْ بَعْدِ مَا بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتَابِ ۙ أُولَٰئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَيَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ» (بقره/۱۵۹) آن گروه (از علمای اهل کتاب) که آیات واضحه و هدایتی را که فرستادیم کتمان نمایند بعد از آنکه آن را برای (هدایت) مردم در کتاب آسمانی بیان کردیم، آنها را خدا و تمام لعن کنندگان (از جن و انس و ملک) نیز لعن می‌کنند.

ولی آیا مصداق لعنی که ما در زیارت عاشورا داریم چه کسانی ممکن است باشند، بد نیست به کتاب «زیارت عاشورا، اتحادی روحانی با امام حسین «علیه‌السلام» که بر روی سایت هست رجوع فرمایید. موفق باشید

27674

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: با احترام عرض ادب جناب استاد عزیز. کتاب تاریخ می‌خواهم بخوانم. چه کتابهایی را بخوانم برایم مفید و خوب است؟ ممنون. التماس دعا هم داریم از شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جهت تاریخ اسلام، کتاب «فروغ ابدیت» و در مورد تاریخ معاصر، جزوه‌ی «ریشه‌های انقلاب» که بر روی سایت هست. موفق باشید

27533

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم و رحمه الله: در جواب سوال ۲۷۵۲۵ فرمودید: مباحث معاد رو با شرح صوتی حضرتعالی پیش برم. یعنی در همین ابتدا به کتاب معاد رجوع کنم یا پس از گذراندن شرح صوتی کتابهایی مثل ده نکته و برهان صدیقین؟ (اگر جواب این است که کتاب معاد را بخوانم، صلاح می‌دانید، روایت خوانی ام رو سوق بدم به روایات معاد بحار الانوار؟ بابت پاسخگویی به سوالات حقیر نهایت تشکر را دارم. ما رو از دعای خیرتون محروم نفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. با فرض آن‌که جنابعالی «ده نکته» و «برهان صدیقین» و «حرکت جوهری» را با صوت‌های شرح آن مباحث کار کرده‌اید؛ آن پیشنهادها مطرح شد. ۲. آری! با خود معاد با روایت‌های خوبی آشنا می‌شوید. موفق باشید

 

 

27464

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: می توان گفت نفس لوامه، مرتبه ای از وجود است که اگر توجه انسان معطوف به تن باشد بجای من و من انسان در سیطره و در اسارت و دنباله رو تن شود و از این طریق انسان متضرر و مرتکب معصیت یا اسارت روحی شود، من انسان ناراحتی و ناخشنودی خود را بروز می دهد و در همین اثر حس تالم و پشیمانی و خطاکار بودن به بشر و قضاوت خود به بشر دست می دهد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. حقیقتاً وجود انسان، نفسی است که به مصالح خود آگاه است و این حالت در فرهنگ دینی تحت عنوان «نفس لوامه» مطرح می‌شود. موفق باشید

26953

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: میدونم که ساعت ۸ سوالات سایت رو پاسخ میدید. پس الان که دارید پیامم رو میخونید سال تحویل شده، عیدتون مبارک. استاد من این بار پرسشی نداشتم، ولی تنها راهی بود که میتونستم خواهشم رو بهتون برسونم دعا کنید همه خوشبخت بشن و من هم امسال ازدواج کنم و خوشبخت بشم. دیگه تحمل نگاههای بد مردا و پسرای فامیل رو ندارم، دیگه نمیتونم این وضعیت رو تحمل کنم. البته قبلش دعا کنید که به شناخت درستی از خدا، خودم و زندگی برسم. نمیدونم چرا در این زمان اینقدر شناخت پیدا کردن سخت شده، آدم حتی وقتی میگه خودش رو شناخته چند روز بعد از یه سری چیزایی وجودش شگفت زده میشه. وقتتون شریفه، ازتون نمیگیرمش. فقط برای من دعا کنید. شاید که دعای شما گیرا واقع بشه. این پیام بین خودمان و خدای خودمان بماند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: إن‌شاءاللّه آنچه بهترین تقدیر است را خداوند برای شما تقدیر کند. از تدبّر در قرآن غفلت ننمایید. موفق باشید

26750

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد بزرگوار: مدتی است مطالب شما را در کانال لب المیزان می خوانم، سوالی دارم که سالهاست ذهنم را درگیر خود ساخته است. مگرنه اینکه در قرآن داریم بعد از هر سختی آسانی است؟ می دانم کلام خداوند کذب نیست، و بیهوده نیز گفته نشده اما صدق این مطلب را در مورد خود نمی بینم. سالهاست ازدواج نموده اما مشکلات فروانی داشته و دارم تنها پناهگاهم خداوند است و امام زمان عج الله که تا بحال دوام آورده ام. اما توان و صبرم به سر آمده و دیگر نمی توانم تحمل کنم. همیشه منتظر آسانی پس از سختی بوده ام اما خبری نیست، واقعا نمی دانم چه کنم؟ خواهش می کنم راهنمایی کنید که باز هم امیدوار باشم، یا خود کاری انجام بدهم تا به آسانی برسم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: راهی که خداوند در مقابل‌تان گذاشته است را پیدا کنید نه آن‌که بخواهید راهی که خودتان در نظر دارید را برایتان شکل دهند. بعضی‌ها در بلا هم الطاف او را می‌چشند. به گفته‌ی مولوی:

 ناخوش او خوش بود بر جان من               جان فدای یار دل رنجان من

نالم و ترسم که او باور کند                               وز ترحم جور را کمتر کند

عاشقم بر لطف و بر قهرش به‌جدّ                       ای عجب من عاشق این هر دو ضد

والله ار زین خار در بستان شوم                          همچو بلبل زین سبب نالان شوم

موفق باشید

نمایش چاپی