باسمه تعالی: سلام علیکم: ما در اسلام چیزی به نام شانس و اقبال نداریم. آنچه مورد توجه است تقدیری است که خداوند برای انسانها مقدر میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم دنبالکردن نگاه عرفانیِ حضرت امام «رضواناللّهتعالیعلیه» است و دقت بر روی حکمت صدرایی که بحمداللّه رهبر معظم انقلاب «حفظهاللّه» خیلی خوب روح و روان و قلب خود را در این میدانها پروراندهاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده تعبیر خواب نمیدانم. ولی نباید در کار خیر به این نوع خوابها اهمیت داد. شاید شیطان میخواهد از این طریق شما را منصرف کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نه! معلوم نیست آنچه تصور میکنید بهتر و نتیجهبخشتر باشد. هنر آن است که یک دست در کار و یک دست با یار باشد. ملاحظه کنید که اگر ما را در «احسن التقویم» آفریدند، ولی به سوی «اسفلالسافلین» یعنی زندگی در دنیا و بهسربردن در امورات دنیایی آوردهاند تا در دل این مشکلات بتوانیم خود را بیابیم. هنر شما همین باید باشد که در همین شرایط، اسیر دنیا نباشید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا نمیتواند؟ مگر حضرت آقا نفرمودند از نظر ایشان، وزارت زنان در دولت مانعی ندارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در هیچیک از فرقههای صوفیانه حاضر نیستم، هرچند نسبت به مؤسس سلسلهی گنابادیه یعنی آیت اللّه سلطان محمد گنابادی احترام خاصی دارم. و افرادی که در آن سلک و سلوک قدم میزنند انسانهای وارستهای هستند که نسبت به انقلاب و نفی استکبار، با انقلاب همراهی دارند و این غیر از جریانهایی است که تحت تأثیر غرب میباشند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به اینکه برای بارگزاری بر روی سایت، مراحلی باید طی شود، بعضاً رفقا از طریق کانال زیر زودتر اقدام به قراردادن آن صوتها کردهاند. بد نیست به آن کانال رجوع فرمایید. موفق باشید https://eitaa.com/hasannazari110
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در همان مورد هم که سعی دارید مدتی در احوالات خود بهسر ببرید، بالاخره مناسبِ آن احوال برای خود سلوک و سبکی باید داشته باشید. ۲. برنامهریزیهایی که مورد تأکید بنده و امثال بنده است مثل همان برنامهریزیهایی است که در درون دین در وقت خاصی نماز میخوانید. پس برنامهریزی برای هرچه بهتر واردِ دینشدن، غیر از برنامهریزیهایی است که انسان بخواهد زندگی خود را خودش مدیریت کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد بنده چیزی نمیدانم. شاید مطالعهی کتابهای اساتیدی مثل شهید مطهری، چنانچه همراه با دقت و تدبّر باشد کمک کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچه هست نقشهای از دشمن است تا نهتنها منطقه همواره در آشوب بماند، ترکیه هم به گمانِ برگرداندنِ دولت عثمانی ضعیف و ضعیفتر گردد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر در مباحث «معرفت نفس» ملاحظه نفرمودید که نفس به اعتبارِ ذات مجرد خود، به خود و به غیر خود میتواند علم داشته باشد؟ پس ده نکته در معرفت نفس، برای چه کسی تنظیم و شرح شد؟! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع بسیار خوبی است. راهکارِ صحیح آن است که با توجه به این موضوع، تفسیر المیزان را در مقابل خود قرار دهید و در حدّ امکان از ابتدا با نظر به موضوعِ مورد نظر آن را دنبال فرموده و به یادداشتهای خود در همین رابطه ادامه دهید، مطالب خوبی بهدست خواهید آورد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است به مباحث مربوط به «اعیان ثابته» رجوع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نور را به اعتبارِ نورانیتش نمیتوان ذرات فوتون پنداشت. مثل آنکه حرکات دست را به اعتبار حرکاتش نباید به بدن نسبت داد، بلکه صورت ارادهی نفس است. موفق باشید
اگر اسم او را در قلب بیاورم ویرانی حاصل از درد را چه کنم و اگر به نام او را بنویسم فراق را چطور در کلمات بیان کنم. نمیدانم شاید ادای عاشقی را در می آورم. به هر حال ای معشوق سخن را به نام تو آغاز میکنم که جز تو نباشد در صحنه ی وجود. هر روز که بدبختی های آن روزهای قبل را مینگرم میگویم تو را شکر چقدر زیبا دلم را ربودی. در میان گریه ها و اشک ها و راه ها و نرسیدن ها به ناگه بارقه ای از نور تابید و شمس وجود ما را لایق دیدار خود کرد. آنقدری سرمست بودم که دیگر جز او هیچ نمیدیدم. راهم کمی مشکل داشت انگار درست نبودـ و فدای سرش که میدانست و بار دیگر چشمی باز گشود و نوری تاباند و دلی برد. و ای وای از سرمستی آن روزها ابتدایش آنقدر سر خوش بودم که میگفتم ای جان که رسیدم و تمام شد اما حال چه حقیقتا چه قلبم از دوری ها از او از سختی های راه به درد آمده نه از برای آنکه سختی است و اذیت شدن دارد فدای یارم از برای آنکه ای وای اگر نتوانم بروم. میدانم اگر نمی توانستم نبودم و این شرایط نبودـ در راه دوری و رسیدن است و همه را به جان میخرم خیلی گشتم تا پیدایش کنم که از بیخ گوش هم به من نزدیک تر بودـ اما حالا می ترسم بشکند کشتی در این گرداب ها ترس دوریش دارد دیوانه ام میکندـ من چه گویم؟! داشتم در بدختی های خودم غلط میخوردم اصلا به من چه ربطی دارد! ۷ ماه و این همه درد دارد مرا می کشد چه خوش کشته شدنی است اصلا زندگی همان است اما اگر بلغزم چه خودش هواداریم را دارد لیک عدم یقه ام گرفته رها نمیکند وا مصیبتا رستگارم کرد خدای کعبه عاشقم کرد خدای کعبه میدانم در راه رسیدن به او سختی نقل و نبات است آری اما اما واهمه دارم معشوقی که بعد از ۱۶ سال زندگی تازه پیدا کردم را دوری گزینم شاید جایی بهتر از اینجا پیدا نکردم گفتید جوانان ما به کمتر از حق الیقین راضی نمی شوند آری باور کنید آری اما هزار افسوس و پناه بردن به یار که گر حق را ببینیم و دور شویم چه کنیم شب شب ارزش است از آن معشوقی که مرا در آغوش کشید بخواهید دستم را رها نکند قسم به خودش که دارم از ترس دوری از او دیوانه می شوم. التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر نفرمود: «که عشق، آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها»؟!! به نظر بنده جناب لسان الغیب که سختْ به حضور او در این تاریخ نیازمندیم؛ داستان این نوع حضور را در اولین غزل دیواناش به میان آورده. بنده هیچ چیز در رابطه با آن سخنان خوبی که فرمودید، نمیگویم جز رجوع به آن غزل و عرایضی که در آن رابطه تحت عنوان: «در چگونگی طیکردنِ راه سخت عشق» عرض شد https://lobolmizan.ir/leaflet/292موفق باشید
سلام علیکم: اکنون که این کلمات و جملات را مینویسم، نمیدانم به کدام امید و به چه انتظاری چنین اقدامی میکنم. حتی دیگر به جواب رسیدن هم برایم دور شدهاست و تا حدی قید آن را زدهام. سوالاتی یقه من را گرفتهاست و مرا ول نمیکند و در عمقِ خود میکشاند. در حدی است که حتی پرسشِ آن هم در لکنت و سختی میافتد و تا جوابِ این سوال دادهنشود، حرف دیگری نمیشود زد. به دنبال سرنخ میگردم و پیدا نمیکنم، شهرها را زیرِ پا میگذارم و خانهای پیدا نمیکنم. من زنم و چگونه بدونِ خانه زندگی کنم؟ چگونه مادر باشم در حالی که در و دیوار از بیمادری مینالد و جوابی برای «چی میخواهیم.» نداریم؟ با خودم میگویم چه «مرگمونه دقیقا» که آن چه هست راضیمان نمیکند و آن چیزی هم که میخواهیم را نمیدانیم. خودِ موت که ذائقه هر نفسی است، در پرده میرود و به آن محتاج میشویم، نه زندهایم و نه به مرگ میرسیم. چگونه در این برزخ تاب بیاوریم و مقاومت کنیم و بمانیم؟ ترسِ بیطاقتی در مقابل این آینده نامعلوم من را گرفتهاست و حتی لب به شکایت گشودن و این سخنان هم میترسم که بیطاقتی تلقی شود.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! حرف همین حرفِ آخر است که امید به آینده را از دست میدهیم. در حالیکه خالق هستی و خالق ما، یقیناً آینده ما را در بستر بندگیاش تأمین کرده است و در همین رابطه در قرآن میفرماید: «وَمَا مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ إِلَّا عَلَى اللَّهِ رِزْقُهَا» (هود/6) هیچ جنبدهای در زمین نیست مگر آنکه خداوند بر خود تکلیف کرده که رزق او را فراهم کند و رزق ما همه آن چیزی است که به طور طبیعی بدان نیازمندیم. عمده آن است که خود را در افق تاریخی زندگی زمینی امیدوارانه حاضر نگه داریم و فکر فردا را، فردا بکنیم.
مولوى در مثنوى در رابطه با همين موضوع داستان آن گاوى را مىگويد كه هر روز از صبح تا شب در مزرعه سرسبزى مىچريد و علفهاى آن را مىخورد و بعد از سر شب تا صبح غصه مىخورد كه فردا چكار كنم! باز فردا با علفهاى از نو سرسبز شده آن مزرعه روبهرو مىشد و تا شب به خوردن آن مشغول مىگشت و باز از شب تا صبح نگران رزق فردا بود. مىگويد:
يك جزيره هست سبز اندر جهان
اندرو گاوى است تنها خوش دهان
جمله صحرا را چرد او تا به شب
تا شود زَفْت و عظيم و منتجب
شب زانديشه كه فردا چه خورم
گردد او چون تار مو لاغر زغم
چون برآيد صبح بيند سبزْ دشت
تا ميانْ رَسته قصيلِ سبزْ كَشت
اندر افتد گاو با جوعُ الْبَقَر
تا به شب آن را چرد او سر به سر
باز شب اندر تب افتد از فزع
تا شود لاغر زخوفِ منتجع
كه چه خواهم خورد فردا وقت خَور
سالها اين است خوف اين بقر
هيچ ننديشد كه چندين سال من
مىخورم زين سبزه زار و زين چمن
هيچ روزى كم نيامد روزيم
چيست اين ترس و غم و دلسوزيم
باز چون شب مىشود آن گاوِ زفت
مىشود لاغر كه آوه رزق رفت
مولوى بعد از اينكه اين مثال زيبا را مطرح مىكند و ما را متوجّه ضعف بينش اين گاو مىنمايد كه چگونه از نظام الهى كه همواره در حال فيضان رزق بندگانش است، غافل است، مىگويد:
نفسْ، آن گاواست وآن دشت، اين جهان
كه همى لاغر شود از خوف نان
كه چه خواهم خورد مستقبل عجب
لوت فردا از كجا سازم طلب
همواره نگران فردايى است كه بوجود نيامده و لذا از نتيجه اى كه امروز بايد از زندگى خود بگيرد غافل است، مولوى سپس به ما روى مىكند كه
سالها خوردى و كم نامد ز خَور
ترك مستقبل كن و ماضى نگر
لوت و پوت خورده را هم يادآر
منگر اندر غابر و كم باش زار
به جاى اينكه اينهمه نگران آينده باشى كه نيامده است، كمى هم به گذشته بنگر كه چگونه به راحتى گذشت و نگرانى تو نسبت به آن بىجا بود. حضرت در آن فرمايش شان همين نكته را متذكّر مىشوند كه اى پسر آدم! غصه رزقى را كه هنوز نيامده است بر امروز خود حمل نكن. ما امروز وظيفه اى داريم و براى انجام آن روزمان را شروع كنيم و مسلم آنچه در امروز نياز داريم، خداى خالقِ امروز برايمان خلق مىكند، و چون خداوند فردا را خلق كرد، نياز مربوط به فرداى مخلوقاتش را نيز خلق مى كند. اينكه ما نيازهاى فرداى خود را در پيش خود نداريم چون هنوز فردا را خلق نكرده تا رزق فردا را خلق كند. آرى؛ فردا هم بايد كارى كه به عهده ماست، انجام دهيم. رزق فردا هم به عهده خداست و حتماً مىرسد. اشكال در اين است كه شما امروز كارى را شروع مى كنيد، براى اينكه بى رزق نشويد، و لذا از اوّل صبح غصه رزق آن روز را مى خوريد و در نتيجه آن كارى را كه به عهده تان است انجام نمى دهيد و غم چيزى را مى خورديد كه بدون اين غمها محقّق مى شد، حال با اين نوع تفكر، چون پس فردا مى آيد، غصّه رزق روز بعدش را مى خوريد، و خلاصه هر روز كارمان مى شود رفتن به دنبال چيزى كه خودش به وقتش مى آمد، و در نتيجه از بندگى خدا كه محتواى حقيقى زندگى انسان است درمى مانيد و بعد در خودتان كه تأمّل مى كنيد مى بينيد سخت از زندگى خود ناراضى هستيد، چون به محتواى معنوى كه بايد مى رسيديد، دست نيافتيد.
امام معصوم (ع) مى فرمايد: نگرانى رزق فردا را بر امروزت حمل نكن، «فَانَّهُ انْ يَكُ مِنْ عُمُرِكَ يَأتِ اللهُ فيهِ بِرِزْقِك»؛ اگر فردا جزء عمرت باشد، خدا در همان فردا رزق تو را مى رساند. فردايى كه هنوز نيامده است تمام ذهنت را مشغول نكند تا روزى كه آمده است را از دست دهى.
با سلام: من زمانی که کتاب و مباحث مصباح الهدایه را دنبال میکنم انگار گمشده ی خویش را جسته ام. و اشتیاق زیادی دارم تا جمله پایانی حضرت امام خمینی (ره) در پایان مصباح ۳۰ را یاد بگیرم. خواستم استاد من را راهنمایی کنند. احساس میکنم ظرفیت آن را دارم. حدود ده سال است که به صورت جدی تر در حال مطالعه هستم و درسیر مطالعاتی به کتاب مصباح الهدایه رسیده ام که برای دور دوم کلمه به کلمه در حال مطالعه هستم. شاگردان زیادی _ بیش از چند هزار نفر _ از دکترا تا زیر لیسانس نیز داشته و دارم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدلله طی ۶۰ جلسه کتاب مذکور شرح شد. ممکن است إنشاءالله بتواند در ارتباط بیشتر با آن کتاب کمک کند. صوت آن جلسات را میتوانید از جناب آقای حاج آقا نظری بخواهید تا برایتان ارسال کنند. شماره تماس ایشان 09136032342 . موفق باشید
سلام علیکم: استاد عزیز برای ورود به ماه رجب چه پیشنهادی میفرمایید تا از ماه پیش رو استفاده بیشتری بنماییم؟ همچنین برای دانشجویانی که به تازگی با مباحث معرفت نفس آشنا شدهاند در این مورد چه پیشنهادی دارید؟ چون معمولا در شروع راه انگیزههای بیشتری در جوانان برای تحول و تغییر سبک زندگی وجود دارد.
32078- باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر بسیار خوبی است که برای استفاده از ماه رجب، روح و جسم را آماده نماییم. آری! با مطالعه مباحث اخلاقی مثل کتاب «شرح حدیث جنود عقل و جهل» از حضرت امام خمینی و با انضباط در نحوه خوردن، میتوان شرایط را برای بهرهمندیِ بیشتر از ماه رجب فراهم نمود به همان معنایی که پیامبر خدا «صلواتاللهعلیهوآله» میفرمایند: «اِنَّ فی اَیّامِ دهرِکُم نَفَحات، الّا فَتَعَرّضُوا لَها» که جناب مولوی در همین رابطه میفرماید:
گفت پيغمبر که نفحت هاي حق
اندرين ايام مي آرد سبق
گوش و هش داريد اين اوقات را
در رباييد اين چنين نفحات را
نفحهای آمد شما را ديد و رفت
هر که را مي خواست جان بخشيد و رفت
نفحه ديگر رسيد آگاه باش
تا ازين هم وانماني خواجه تاش
موفق باشید
سلام استاد عزیز وقت شما بخیر باشه: ضمن تبریک آغاز امامت حضرت صاحب امر و آرزوی اینکه از یاران مخلص حضرت و نشر دهنده معارف ايشان و عاملين به اراده حضرت باشید و خدا برساند و ظهور حضرت را به چشم ببینیم سوال: آیا ظهور متوقف بر آماده سازی مقدمات بشری ست؟ برای مثال آماده سازی دولت و ... و یا همین مورد معروف 313 یار؟ اخیرا کتابی رو مطالعه کردم و بنظرم بسیار نورانی بود و بسیاری از مواردی که ما فرض می کنیم رو به گونه ای دیگر مطرح کرده بود : (آب گوارا - سيد محمد بني هاشمي) اگر با نويسنده يا آثار ايشون آشنايي داريد مي خواستم نظرتون رو در اين مورد هم بدونم خلاصه ای از متن: مورد اول - بسته بودن باب نیابت خاصّه (تکالیف جدید) در غیبت کبری اَلا فَمَنِ الدَّعَی المُشاهَدَهَ قَبلَ خُرُوجِ السُّفیانیِّ وَ الصَّیحَهِ فَهُوَ کاذِبٌ مُفتَرٍ. منظور از ارتباط این است که خود را به نحوی وکیل حضرت یا سفیر ایشان معرّفی کند یا حتّی مدّعی شود که به میل و اراده خود می تواند خدمت امام علیه السلام مشرّف گردد یا از ایشان سؤال کند و جواب بیاورد و امثال این گونه ادّعاها. چنین شخصی افترا زننده می باشد؛ چون وقتی خود حضرت، باب هیچ یک از این انواع ارتباط را باز نکرده اند، هرکس هم ادّعای یکی از آن ها را داشته باشد، به امام خود تهمت زده و به ایشان دروغ بسته است. آن چه مهمّ است این که نباید چنین بابی (به عنوان نیابت یا سفارت و امثال آن) در زمان غیبت کبری باز شود و این ادّعا از هیچ کس پذیرفته نیست. با این توضیح روشن می شود که مقصود از «مشاهده» در عبارت «فمن ادّعی المشاهده» صرفِ تشرّف خدمت آن بزرگوار نمی باشد و این توقیع شریف، نفی صحّت تشرّفات افراد صالح را خدمت امام زمان علیه السلام نمی کند. (نتوانستم بین این قسمت و سخن همیشگی شما که رهبری نایب امام زمان است و یا این سخن که گوشتان به دهان رهبر باشد چون ایشان گوششان به دهان حجةبنالحسن (عج) است - جمع ببندم) دوم. روشن نشدن حکمت غیبت پیش از ظهور مسأله مهمّ دیگری که در موضوع غیبت امام عصر علیه السلام باید مورد بررسی قرار گیرد این است که: «چرا امام عصر علیه السلام غایب شده اند؟» از امام جعفر بن محمّد الصّادق علیه السلام : همانا برای صاحب این امر (امامت و ولایت) غیبتی است که قطعاً واقع می شود، در آن اهل باطل به شکّ و تردید می افتند. راوی می گوید: علّت آن را از حضرت پرسیدم. فرمودند: به خاطر چیزی که اجازه پرده برداری از آن را برای شما به ما نداده اند. راوی می گوید: پرسیدم: حکمت غیبت ایشان چیست؟ فرمودند: حکمت غیبت ایشان، همان حکمت غیبت های حجّت های خداوند متعال پیش از ایشان است. حکمت این امر، جز پس از ظهور ایشان روشن نمی گردد، همان گونه که حکمت کارهای حضرت خضر علیه السلام (سوراخ کردن کشتی و کشتن پسر بچّه و تعمیر دیوار) برای حضرت موسی علیه السلام تا وقت جدا شدن ایشان از یک دیگر روشن نشد (نتوانستم بین این قسمت و مقدمه دانستن انقلاب اسلامی برای ظهور جمع ببندم) مورد سوم : ... به هر روی، غرض از ذکر این نمونه ها روشن شدن این حقیقت است که ظهور امام زمان علیه السلام متوقّف بر پدید آمدن 313 یار با اخلاص ایشان نیست، بلکه هرگاه خداوند اجازه فرماید، امام علیه السلام ظاهر شده و به دنبال آن، یاران اولیّه ایشان به حضرتش خواهند پیوست و حدّاقل گروهی از این افراد، سال ها بلکه قرن ها قبل، از دنیا رفته اند و برای یاری امامشان رجعت خواهند کرد. حال اگر کسی ادّعا کند که: غیر از افراد نامبرده شده در احادیث، بقیّه 313 نفر هنوز به دنیا نیامده اند و ظهور حضرت، مشروط به وجود آن هاست، در پاسخ می گوییم: این ادّعا کاملاً بی دلیل است و ما اطّلاعی نداریم که چند نفر از این افراد هنوز به دنیا نیامده اند، چه بسا همه آن ها جزء رجعت کنندگان باشند. یک امر مجهول را نمی توانیم بدون هیچ دلیلی- نه عقلی و نه نقلی- شرط لازم ظهور امام علیه السلام بدانیم. (نتوانستم بین این قسمت و ادعای لزوم دولت سازی و ... و آمادگی مقدات ظهور جمع ببندم) همه موارد رو بصورت خلاصه ذکر شد متن کامل در کتاب : https://download.ghbook.ir/downloads.php?id=9739&file=9739-fa-abe-govara.pdf&packagename=ir.ghbook.reader&platform=site مورد چهارم : استاد برای مورد آخر یک سوال شخصی داشتم (با توجه به اینکه در همین کتاب خوندم خبر دادن از تشرّف خدمت امام عصرعلیه السلام صحیح است و منعی نداره) آیا تابحال خدمت امام عصر مشرف شده اید؟ اگر مورد یا مواردی را نقل کنید باعث روشنی چشممون است از خداوند برای شما آرزوی عمر پر خیر و برکت در پناه امام زمان امام زمان رو دارم عَيْنًا يَشْرَبُ بِهَا عِبَادُ اللَّهِ يُفَجِّرُونَهَا تَفْجِيرًا
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. نیابت به معنای آنکه کسی مشرف شود خدمت حضرت، غیر از آن است که گفته میشود مقام معظم رهبری نایب امام زمان «عجلاللهتعالیفرجه» هستند و به مدد و هدایت ایشان کارها را انجام میدهند. ۲. انقلاب اسلامی به عنوان راهی توحیدی، مسلّم مسیر را برای نور توحید حضرت مهدی «عجلاللهتعالیفرجه» آماده میکند و این امری است غیر از غیبت آن حضرت که در جای خود مشخص است. ۳. دولتسازی به معنای شکلدادن به جامعه دارای عدل که بدین معنا این ادامه راه انبیاء میباشد. مگر حضرت مهدی «عجلاللهتعالیفرجه» ادامهدهنده راه انبیاء نیستند؟ ۴. نه. حضور حضرت بحمدلله عالمگیر است مگر با کلمات نورانی نایب ایشان احساس نمیکنید این عالَم امام دارد که او صاحب عصر و زمان است؟ موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید بتوان نظر مولوی را اینطور توجیه کرد که حضرت در درون خود بدون سیطره هوای نفس، متوجه میل نفس امّاره شدند و عکس آن عمل کردند. زیرا اینطور نیست که امامان معصوم هوای نفس نداشته باشند، بلکه در سیطره آن نیستند و میتوانند به جهت بصیرتشان با آن مخالفت بکنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! باز عالَمی و باز آدمی. در این مورد خوب است به سؤال و جواب شماره 31009 رجوع فرمایید. موفق باشید
با عرض سلام: با توجه به سوال 31066 عرض می کنم که پاسخ حضرتعالی ناظر به ۴۸ درصدی است که شرکت کردند بحث من در ۳۰ میلیونیست که علی رغم وجوب عینی شرکت در انتخابات و گناه کبیره بودن احتمالی عدم شرکت باز شرکت نکردند و ۴۰ درصد شرکت کنندگان هم به رئیسی رای ندادند و سرجمع حدود ۳۰ درصد کل ملت حاضر به رای به جناب رئیسی شدند بنحوی که گفته میشود رئیسی در مقابل آرای باطله به پیروزی رسیدند. اینها حقایقیست که نمیتوان نادیده گرفت همانطور که در رسانه ملی نه اشاره ای به درصد مشارکت دیدم و نه حدود ۴ میلیون رای باطله بنابرین مشخصا جایگاه ۴۰ میلیون نفری که یا نیامدند و اگر آمدند به رئیسی رای ندادند را تبیین فرمایید. اینها موحدند یا کافر و اگر موحدند این نحوه سلوک چه رابطه ای با توحید میتواند داشته باشد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید مسئله را بسیار بالاتر از این حرفها دید و در افقی که حقیقت نظام اسلامی به ظهور آمده است، مطالب این انتخاب را دنبال کرد. عرایضی در این مورد شد که متن عرایض بنده در جواب سؤال یکی از کاربران همراه با سؤال ایشان ذیلاً خدمتتان ارسال میشود. موفق باشید
رخداد انتخابات ۱۴۰۰ و فتح خرمشهری دیگر
31072- سلام علیکم و تشکر ویژه از شما و همکاران تون. متأسفانه عدهای بر عقاید خلاف واقعِ خود اصرار میورزند و متوجه نیستند بسیاری از مشکلات امروز ما به جهت ضعفهای اساسی دولت آقای روحانی و روحیه اصلاحطلبیِ آن دولت است که بیش از اندازه به خارج امیدوار بود و از امکانات داخلی که جوابگوی بسیاری از نیازهای جامعه بود، غفلت کرد.
جالب آن است که آن دولت با امیدواری به دشمنان ما، میخواسته مشکلات ما را حل کند و حال، عدهای به جای پشتکردن به این دولت و افکار به اصطلاح اصلاحطلبیِ آنها، درست به انقلاب اسلامی و به رهبر انقلاب و حتی به اسلام و خدا پشت کردند. ما نمیدانیم با این افراد چه باید کرد که چگونه به جای اعتراض به این دولت، همزبان با دشمنان اسلام و ملت؛ در گردونه «ما رأی نمیدهیم» قرار گرفتند یعنی در کنار براندازهایی مثل مسیح علینژاد.
جناب استاد بفرمایید بالاخره ما با این ضعفهایی که در بین بعضی از مردم ما هست، چه کار باید بکنیم؟ و اینکه مردم بر خلاف آن جریان در چنین شرایطی تا این اندازه در انتخابات حاضر شدند را چگونه باید بنگریم؟
31072- باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! همانطور که بهخوبی و حکیمانه فرمودهاید مشکلات، هست ولی هنر ما آن است که گرفتار تبلیغات دشمنانمان نشویم و جایگاه قاتل و شهید را عوض نکنیم. در اینکه آقای روحانی با برجستهکردنِ جریان مذاکرات با غرب از یک طرف، و جدّینگرفتن تواناییهای مردم و امکانات کشور از طرف دیگر، شکستی را به ما تحمیل کردند؛ حرفی نیست. سخن در آن است که اولاً: به روشی دوستانه و مسالمتآمیز، آن عدهای که رأی ندادند را آگاه کنیم که سختْ به خطا رفتند و آنها را از آنِ خود بدانیم. ثانیاً: که از همه مهمتر است به رخداد عجیب حضور چشمگیرِ مردم در انتخابات ۱۴۰۰ فکر کنیم. زیرا چنانچه متوجه شرایطی باشیم که از یک طرف دشمنان خارجی بهوجود آوردند و از طرف دیگر، افرادِ نادان داخلی بدان دامن زدند؛ میفهمیم چه معجزه بزرگی رخ داده است. به نظر این حقیر ابداً این حماسه، کمتر از فتح خرمشهر نیست.
به این نکته فکر کنید که مسلّم این نوع حضور چشمگیرِ مردم در چنین شرایطی جلوهای است از شئونات اصیل انقلاب اسلامی و طلوع افقی که میرفت به غروب بگراید، ولی باز نسیم رحمت الهی بر میمنه جانِ مردمان وزیدن گرفت و افقِ حضور ما در آیندهای بزرگ گشوده شد.
بحث در اینجا مربوط به شخصِ خاصی نیست، حتی اگر آن شخص، جناب آقای رئیسی باشند. بحث در افقی است که در بستر انقلاب اسلامی در این تاریخ در مقابل ملت گشوده شد و امیدواریِ خاصی بر جانها طلوع کرد در آن حدّ که افراد، حضور تاریخیِ انقلاب اسلامی را دوباره احساس کردند. گویا «لیلة القدری» پیش آمد و فرشتگان نازل شدند و مردم با عزمی دوباره ذیل رهبرِ خود نَفَس تازه کردند. و مطمئن باشید در مسیری قدم گذاشتیم که ادامه دفاع مقدس است و خارجشدن از ریلی که دولت سازندگی در مقابل ما قرار داد و با غربگرایی و غربزدگی، ما را به این روز انداخت. «فَاعْتَبِرُوا يَا أُولِي الْأَبْصَارِ» (حشر/۲).
صحنه به خودآمدنِ ملت در انتخابات ۱۴۰۰ از جنس برگشتِ جناب زردتشت از کوهستان است تا دوباره «خدا» به جامعه برگردد و ما راز ماندگاریمان را که در دفاع مقدس مزمزه کردیم و معنای پیروزی را با تکیه بر امکانات خود و محبت به دیگری چشیدیم، دوباره احساس کنیم.
اندازه پیروزی هر ملتی به اندازه ناکامی دشمنان آن ملت است و از آن جهت، ما در انتخابات ۱۴۰۰ پیروزی خود را میتوان بزرگ دانست که دشمن تا حدّ براندازی با تمام نیرو و با برنامه چهلساله خود به صحنه آمده بود. آری! بنا نیست در این هماوردی تلفات ندهیم. بلکه همچنان که قرآن میفرماید: « اِنْ يَمْسَسْكُمْ قَرْحٌ فَقَدْ مَسَّ الْقَوْمَ قَرْحٌ مِثْلُهُ ۚ وَتِلْكَ الْأَيَّامُ نُدَاوِلُهَا بَيْنَ النَّاسِ وَلِيَعْلَمَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا» (آلعمران/ ۱۴۰) اگر به شما ضربهای وارد شد که شد، همانند آن بر دشمنان شما وارد شد و پیروزی و شکست بین شما و او چرخید و چرخید تا معلوم شود چه کسانی بر عهد ایمانی خود پایدارند. آری! بنا نیست در این هماوردی تلفات ندهیم، بنا آن است که بنگریم چگونه افقی که در این صحنه با انقلاب اسلامی در مقابل ما گشوده شد، افقی است بس امیدوارکننده؛ در حالیکه دشمنان ما خواستند این افق تیره و تار بماند و ما ناامید از ادامه راه آینده خود باشیم، ولی میبینید که بحمدلله باز این انقلاب اسلامی است که همچنان میدرخشد و مردم ما پیروزی خود را جشن میگیرند، نه به خاطر آنکه بهرهای از دنیا نصیب آنها شد، شادی آنها به جهت پیروزی اخلاق بر خشونت و پیروزی حضور در تاریخ قدسی بر غربزدگی است و البته هرکسی متوجه این پیروزی نمیشود، مگر آنهایی که مزه رأیدادن خود را برای بسطِ انسانیتشان در هویت اجتماعی ذیل اسلام چشیدند.
مردم در این مرحله، ذیل رهبری که نایب الإمام بود و روحِ زمان را میشناخت؛ پیک انقلاب شدند از آن جهت که انقلاب اسلامی در این تاریخ، پیکِ خداوند است و تا قلبهای این ملت منوّر به الهامِ الهی نشده بود، مسلّم چنین صحنهای پیش نمیآمد. راستی را! آن پیرزن و پیرمردِ بیسوادی که از ما میخواستند روی تعرفهشان بنویسیم «رئیسی»، از جناب آقای رئیسی چه میدانستند؟! جز آن است که خداوند خواست از این طریق، قلبها را به سوی افقی بکشاند تا قدمی دوباره برای نزدیکی به اهداف مقدس انقلاب برداشته شود؟
آری! این طور نیست که باز عادت پیشین، سر بر نیاورد. ولی وقتی افقِ توحیدی، جانها را متذکر آینده الهیشان بکند همچنانکه ملاحظه کردید قلبها همواره به سوی آن افق برمیگردند، مگر آنکه دشمنانِ حقیقت سعی کنند چهره اصلی این انقلاب الهی را واژگونه نمایند، به همان شکل که سعی کردند با برپاکردن سقیفه، نور اهلالبیت «علیهمالسلام» و ادامه اسلام در آن مسیر دیده نشود و ما اگر در درستنشاندادنِ انقلاب اسلامی اصرار بورزیم، مسلّماً تبلیغات دشمن پایدار نمیماند و دشمنِ بیتدبیر بالاخره به نحوی نادانی و حماقت خود را با شهادت سردارِ دلها، مظهر حضرت دوست، حاج قاسم سلیمانی نشان میدهد.
ما با رجوع به انتخابات ۱۴۰۰ این را فهمیدیم که چگونه فتحی و فتوحاتی در پیش داریم تا دشمن انقلاب اسلامی همچنان رسوا و بیخاصیت شود و مشکلاتی که هست به بهترین نحو رفع گردد و این را شما، در نحوه احساسی دنبال خواهید کرد که به رأیدهندگان برگشت. احساسی که از هزاران بهشت دلنوازتر بود، گویا همه فرشتگان آمده بودند تا جانها، راهِ گمشده خود را دوباره پیدا کنند.
ثُمَّ جَعَلْنَاكُمْ خَلَائِفَ فِي الْأَرْضِ مِنْ بَعْدِهِمْ لِنَنْظُرَ كَيْفَ تَعْمَلُونَ آیه ۱۴ سوره یونس
شرح مطلب را در کانال « https://eitaa.com/soha_sima» میتوانید دنبال بفرمایید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: برنامهداشتن، مطالعه، ورزش کمک میکند. پیشنهاد میشود فصل آخر کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» که روی سایت هست، مطالعه شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد ائمه «علیهمالسلام» عوارض فرعی و حاشیهای روزه را برمیشمارند به آن معنا که ثروتمندان متوجه گرسنگی فقرا باشند. در حالیکه جایگاه اصلِ روزه را آیه 183 سوره بقره رسیدن به تقوا مشخص نموده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. شبهات بعد از مشروطه مربوط به تاریخ مدرن است که ما هنوز رویهمرفته در دل آن هستیم و به همین جهت است که با ارتباط با تفسیر المیزان احساس میکنیم جواب بسیاری از سؤالات ما در آن نهفته است. ۲. آری! مربوط به مقامی است که صورت آرمانی هر انسانی میباشد. موفق باشید
