بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
28106

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و خسته نباشید: استاد یه مشکلی رو میخوام مطرح کنم که اکثر جوانان امروزه درگیرند. به نظر شما با وجود مشکلاتی که برای ازدواج که وجود داره، ازدواج موقت هم توصیه نمی‌کنند و کلا فرهنگش وجود نداره و... امروز یه جوان با غریزه جنسی و سایر نیاز های عاطفی و... چه کار باید بکنه؟ این هم که میگن باید صبر کرد، به نظر من این دیگه ۱۰ تا ۲۰ سال صبر نیست. دیگه سرکوب غرایز هست که بشدت هم مضر هست. حال چه باید کرد؟ لطفا راهنمایی کنید. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قرآن در آیه‌ی ۳۲ سوره‌ی نور در عین تأکید بر به ازدواج‌درآوردنِ جوانان که وظیفه‌ی آحاد مردم است؛ به این نکته نیز توجه داده است که اگر در عین صبر، عفت خود را حفظ کنند خداوند از طریقی که خود می‌داند به نحوی رفع مشکل می‌کند. موفق باشید

28101

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد بزرگوار، با توجه به اینکه در پاسخ به آن پرسش فرمودید ما هنوز اندر خم هیچ کوچه ای نیستیم و مردم دین را جدی نمی گیرند، خودم بشخصه تشکیک کردم. از طرفی درباره دینداری مردم در عصر انقلاب و با توجه به شاخصه های دینداری در یک جامعه، همین سوال از آیت الله میرباقری پرسیده شده بود و ایشان در جواب گفته بودند بی‌شک جامعه ما دین دار تر شده است. شاخص اصلی دینداری ولایت و تولی با اهل بیت است. اصلی ترین شاخص دینداری دفاع از پرچم خدا در مقابل پرچم کفر است و این همان چیزی است که مردم ما طی این چهل سال بار سنگین آن را بر دوش کشیدند و سختی‌های این مسیر را تحمل کردند. این حجم هجوم دشمن به هر ملتی شده بود قطعا سقوط کرده بود. اگر ملتی زیر پرچم مستکبرین بروند اما شب ‌و روز نماز بخوانند باز هم در دینداری ضعف دارند. عنصر شهادت طلبی که این گوهر را امام در بین مردم تثبیت و عمومی کرد، تجمعات عظیم مثل اربعین و راهیان نور و مربوط به انقلاب اسلامی و بر افراشتن پرچم حق در جامعه از شاخصه‌های مهم دینداری مردم هستند و در ارزیابی نسبت به مظاهر دینداری باید به موج هجوم دشمن توجه کرده و نباید جامعه را متهم به بی دینی کرد. برخی در دوره‌ای با انقلاب همراهی می‌کردند اما وقتی سختی‌های راه را دیدند گذشته را مورد انتقاد قرار دادند اگر این دسته می‌خواستند جلودار مردم باشند هرگز انقلاب نمی‌کردند. جامعه شیعه از اول دوران غیبت که با مفهوم انتظار آشنا شده است منتظر تحقق دولت کریمه‌ای بوده که همه انبیا در جهت تحقق آن تلاش کردند. خود من واقعا این تشکیک و ابهام بیشتر شد که واقعا آیا جامعه را باید دینی دانست و با شاخصه های دینداری جامعه ما در کدام نقطه ایستاده است و خب مطلب تان کمی برایم نامانوس بود و از جهاتی ویژه مبانی که خودتان در کتب مربوط به بحث انقلاب ویژه انقلاب اسلامی بازگشت به عهد قدسی داشتید، خودم دچار شک شدم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در آن وجهی که استاد میرباقری می‌فرمایند واقعاً همین‌طور است که مردم خوب و نجیبی داریم. ولی اگر بحث در نظر به وجهی از مردم بود که ما با آن روبه‌روئیم، از آن جهت آن‌طور که انتظار می‌رود مقیّد به آداب دینی نیستند؛ عرض بنده این است که این تقصیر امثال ماها می‌باشد که مردم را با معارف ناب توحیدی که از یک طرف خدا را در همه‌ی مناسبات حاضر ببینند و از طرف دیگر خود را در محضر حضرت حق و ابدیت حس کنند، کار نکردیم. موفق باشید

28036
متن پرسش
سلام علیکم: چگونه با وجود اینکه تمدن مدرن از آزادی بسیار در تلاش بود گفتمان بسازد و می‌شود گفت بصورت ویژه ای روح آزادی بشر و حس آزادی هویتی پس از رنسانس به یک شکل متحول شده ای ویژه پس از دورانی که فرد آن عقاید و ایده کلیسا را دنبال می‌کرد و همان را مبنا قرار می‌داد و عملش جدا بود و عبادت و دعایش جدا و حس هویت حضور جمعی و هویت جمعی و مقیاس تمدنی کار کردن و طرح ریزی تمدنی و بینش تمدنی را نداشت، آزادی به لیبرال دموکراسی و اعلامیه حقوق بشر و این رسید که آزادی هر فرد تا جایی محترم است که به آزادی دیگران ضربه نزند؟ آیا مدرنیته در باطن خود چیزی داشت که بتدریج و نهایتا کار به همین جا می‌رسید و به نظر من حتی روح آزادی ذبح شد و آزادگی با لیبرال دموکراسی در تعارض قرار گرفت؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان‌که قبلاً عرض شده غرب به دلایل تنگی‌های دوران قرون وسطی محل طلوع به خودآمدنِ بشری شد که آزادی به عنوان عطایی الهی برایش عطا شد هرچند سیاسیون و تنگ‌نظران نتوانستند به معنی واقعی از آن عطای الهی بهره‌مند شوند. مثل آن‌که در ایران، انقلاب اسلامی که روحی است جهت عبور از سکولاریته، طلوع کرد و مقدسان نادان نمی‌توانند از آن بهره ببرند و ما در آن حدّ که انقلاب اسلامی را پاس داریم، در روح زمانه‌ی خود حاضریم و این در تاریخی است که قبلاً در غرب آزادی طلوع کرده است و آن‌هایی که در خطه‌ی غرب و در بقیه‌ی جهان آن را پاس دارند، در روحِ تاریخی خود زندگی می‌کنند. موفق باشید

27694
متن پرسش
زان یار دلنوازم شکریست با شکایت، ضمن عرض سلام خدمت استاد گرامی تبریک همراه با تاخیر مرا هم برای روز معلم پذیرا باشید. چند روز پیش وقتی با ادمین یکی از کانال ها در مورد سطح بندی سیر مطالعاتی شما حرف می‌زدم وقتی گفتم قریب به یک سالی ست که استاد منو پیدا کرده، با تعجب پرسید شما استاد را پیدا کردید یا استاد شما را؟ و من که می‌دانستم چه گفته ام تاکیید کردم بله، استاد مرا شکار کرده در حالی که در آن لحظه در قلبم آیه «و مارمیت اذ رمیت» جاری می‌شد خدابا شکرت بابت این رزقی که روزیم کردی و استاد ممنوم و سپاسگدارم که منو بالاخره پیدا کردی اما ... اما چرا اینقدر دیر؟ البته که شما دست ما را می‌گیری و تا آن حالی که «لا خوف علیهم و لا هم یحزنون» پیش می‌بری اما استاد جان آیا تاریخ آن نرسیده که جمع بیشتری از تشنگان معرفت الهی به واسطه گری شما سیراب شوند؟ درست است که از خود شما آموختیم که کار فرهنگی زمانی جواب می‌دهد که شخص در آن مطرح نباشد ولی از شما می‌خواهم مخاطبین خود را برای ترویح این آموزه ها بیشتر ترغیب کنید چون این ضعف امثال من است که از شهد کلام و گفتار شما نوشیده ام و از آن به دیگران کم گفته ام، چرا که همه تمرکزم را بر این گذاشتم که خودم بهره بیشتری از این گلستان ببرم. هنوز هم نمی‌دانم خدا را برای این آشنایی چگونه شکر کنم اما امیدوارم این عجز از شکر مرا عوض شکر بگیرد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به روش حضرت روح اللّه «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» فکر کنید که بانکی را زیر این آسمان بلند کردند و هرکس به نحوی متوجه شد مخاطب آن صداست، و هرچه در اطراف خود می‌دید انعکاس آن صدا بود. این است قصه‌ی ورود همه‌ی ما به تاریخِ خمینی «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه». در صدر اسلام با آیه‌ی «أَلَيْسَ الصُّبْحُ بِقَرِيب» به ما خبر دادند صبحِ عبور از استکبارِ ابوسفیانی نزدیک است و با برگشت اسلام به این تاریخ، باز حضرت روح اللّه «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» آن آیه را خواند. و رهبر معظم انقلاب «حفظه‌اللّه» از «فَلَقی» خبر می‌دهند که سیاهی را می‌شکافد. باید خود را شایسته‌ی حضور در چنین تاریخی کرد. موفق باشید 

27398

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد عزیز با مطالعه کتاب فرهنگ مدرنیته و توهم سوالی برایم پیش آمد ممنون میشم راهنمایی بفرمایید، ۱. شما فرمودید که برای عبور از مدرنیته باید روح و عالَم انسانها عالم دیگری شود، و این کار با تَحَکُّم و.. شدنی نیست، حال اگر باید ابتدا زمینه تفکری ما اصلاح شود و دین حقیقی اسلام را بشناسیم و زندگی با اسماء الهی و تسلیم خدا بودن در تمام شئون زندگی را سرلوحه زندگی قرار دهیم، آیا به نظر شما اینگونه دینداری کردن که لازمه اش ابتدا معرفت حقیقی است را باید اینگونه شروع کرد که مثلا در آموزش و پرورش در دانشگاه و... قرآن را بهتر بشناسانیم، مثلا مباحث عرفان و مباحث ملاصدرا و کتب اشخاصی مثل شما را با توجه به ظرفیت مقاطع تدریس بشوند. واقعا بنظرم جا دارد که کتابی مثل هدف حیات زمینی آدم در کتب تدریسی در آموزش و پروش گنجانده شود. ۲. آیا به نظر شما جا دارد که پیگیری و آموزش مباحث فلسفه و عرفان و... در حوزه های علمیه پررنگ تر از قبل پیگیری شوند؟ با تشکر
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: در آموزش و پرورش، کار مشکل است و إن‌شاءاللّه به مرور با حضور دولتمردانی که نسبت به گرایش به غرب باید تجدید نظر کنند، کار با معرفت نفس شروع شود، خوب است. و در حوزه نیز باید با نظر به مکتب صدرا، کار جلو رود. در این مورد عرایضی تحت عنوان «حکمت متعالیه و انقلاب اسلامی و دنیای پیچیده ی امروز» خدمت رفقا در شهر قم شد که در قسمت یادداشت ویژه‌ی سایت می‌توانید آن را دنبال کنید. موفق باشید

27066

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و احترام خدمت استاد طاهرزاده. چند سوال حقیر: ۱. این ابزارهای ماشینی مانند دستگاه حکاکی غیردستی روی نگین یا مثلا کفن با جوشن‌کبیر چاپ شده آیا همان اثر که باید داشته باشد را دارد؟ ضمنا در بعضی ریزه کاری ها مثل کاغذ و جوهری که از بلاد کفر آمده، برای برخی دعاها و حرزها چطور؟ ۲. آثار عجیب نماز اول وقت را بنده می بینم و تازه به حد وسع خودم می فهمم که چرا اولیایی مثل مرحوم نخوانی یا شیخ بهجت به آن توصیه می کردند. سوال بنده این است که آیا این آثار برای خواهران هم برقرار است؟ در ایام معذوریت باید کاری کنند؟ ۳. بهترین وقت برای زیارت آل یاسین، زیارت عاشورا و سجده یونسیه چه موقع است؟ ۴. کجا شما را ملاقات کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. إن‌شاءاللّه با نیّت خیر اثر خود را به همراه خواهد داشت. ۲. فرق نمی‌کند، در ایام معذوریت هم وظیفه‌ای ندارند. ۳. بستگی به روحیه‌ی خودتان دارد. بر روی عصر جمعه یا بین‌الطلوعینِ صبحگاهان فکر کنید. ۴. نماز صبح را در مسجد خدیجه‌ی کبری «سلام‌اللّه‌علیها» هستم. موفق باشید

26797

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: ان شاء الله استاد عزیز در صحت و سلامت و عافیت باشند. سوالی از محضر شریف، اینکه؛ مسئله «تفکر تاریخی» در آثار شما بسیار مشهود است. افراد را به این رهنمون می فرمایید که تفکر را در تاریخش باید جست و شاید این قرائتی از «هرمنوتیک» باشد. آنچه برای حقیر مسئله شده، این است که: تاریخ چطور ساخته می شود؟ منظور شما از تاریخ چیست؟ در مکتب حکمت متعاله مبنی بر حرکت جوهری، ماده، حرکتِ به سوی تجرد دارد و در این مسیر به نحوه لبس به لیس صورت و تعین اش را فرا می خواند و در هر مرحله به تناسب قابلیت اش صورت یا «موجودیتی» جدید را دارا می شود. آیا مراد شما از تاریخ را می توان، ماده صیرورت جریان حق در این عالم دانست که در هر برهه و مقطع شانی از وجود را پذیرا می باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکته‌ی آخر که فرمودید، نکته‌ی مهمی است. جزوه‌ی «قرارگرفتن در بودنِ تاریخی خود» إن‌شاءاللّه می‌تواند متذکر این امر باشد. موفق باشید

26313

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: عذرمی خواهم منظورم را در سوال ۲۶۲۷۹ درست منتقل نکردم. منظورم این است که چرا در احادیثی که در مورد عالم امر صحبت می شود از واژه خلق استفاده شده مگر این دو ساحت جدا نیستند؟ مثل حدیث اول ما خلق الله نوری و ... سپاس فراوان و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم متوجه‌ی این نکته در بعضی از روایات شده‌ام و فکر می‌کنم بعضاً واژه‌ی «خلق» با توسعه‌ای به کار برده شده که معنای «امر» را هم در بر می‌گیرد. موفق باشید

25772

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: به شدت از رحمت خدا نا امیدم، دلیلشم اینه که هر چی دعا کردم نتیجه عکس گرفتم، از خدا غیر از خدا نخواستم که بزارم پای حکمت و مصلحت خدا، فقط خودشو خواستم و ای کاش اصلا نتیجه نمی گرفتم ولی نتیجه دقیقا عکس گرفتم، حرف زیاده ولی مخلص کلام اینکه تا میام دعا کنم در ناخودآگاهم هیچ امیدی برای اجابت ندارم و میگم چه فایده دعا کردن، زبونی میگم ولی دل حتی درصدی به اجابت امید نداره، حالا شما بگو نا امیدی بزرگترین گناه و بالاترین جنایت، بگو مساوی با اعلان جنگ مستقیم با خدا، بگو حتی از خود شیطان یک قدم جلوتر، ولی خودش میدونه که دل حتی به اندازه ی ارزنی امید اجابت نداره، از خدا رنجش پیدا کردم، همه ی اونچه که می خواستیم نشد که هیچ، برعکسم شد، سرتونو درد نیارم ولی چه کنم با این دل که با خدا قهره؟ شاید بفرمادید مباحث رو ادامه بده، ولی روزنه ی امیدی باید باشه برای ادامه، ولله هیچ نیست که نیست.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد رِندی را باید دنبال کرد و با رفقابودن و صفا را در بینِ هم به میان‌آوردن، راه‌های بسته را می‌گشاید. خدا را در خنده‌ی رفقا بنگر و با او قهر نکن در حالی‌که می بینی او با تو در خنده‌ی رفقا و صفایی که بین شما هست، قهر نکرده است. موفق باشید

25558

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و ادب محضر شما استاد بزرگوار: از حضرت ابي الحسن عسكري ـ عليه السّلام ـ نقل شده است كه فرمود: «انما اتخذ الله ابراهيم خليلاً لكثرة صلاته علي محمد و اهل بيته کافی:قَالَ: «مَا فِی الْمِیزَانِ شَیْءٌ أَثْقَلَ مِنَ الصَّلاَةِ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ إِنَّ الرَّجُلَ لَتُوضَعُ أَعْمَالُهُ فِی الْمِیزَانِ، فَتَمِیلُ بِهِ ، فَیُخْرِجُ صلی الله علیه و آله الصَّلاَةَ عَلَیْهِ، فَیَضَعُهَا فِی مِیزَانِهِ، فَیَرْجَحُ بِهِ ---------- رسول الله صلی الله علیه و آله: «أنا عند المیزان یوم القیامة، فمن ثقلت سیّئاته علی حسناته جئت بالصلاة علیّ حتّی اُثقّل بها حسناته عَنْ أَبِی عَبْدِ اللّهِ علیه السلام، قَالَ: «قَالَ رَسُولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله: مَنْ صَلّی عَلَیَّ، صَلَّی اللّهُ عَلَیْهِ وَ مَلاَئِکَتُهُ؛ فَمَنْ شَاءَ فَلْیُقِلَّ، وَ مَنْ شَاءَ فَلْیُکْثِرْ». ---------- +من صلی علیّ مرة لم یبق من ذنوبه ذرة طبق این روایات و روایات و جریانات عینی زیاد و توصیه بزرگان، به نظر می رسد بالاترین عمل و ذکر صلوات فرستادن بر اهل بیت است آن هم صلواتی که همگان از پس او بر می آیند نه صلواتی با مثلا معرفت تام و امثال اینها که قطعا از ظاهر روایات بر نمی آید و دیگر کسی مخاطب روایات نمی شود. +صلوات از سنخ دعاست و بالاترین دعا. سوال این است: ما اعمالی داریم که به لحاظ سختی و جهادی که در آن است یا مثلا از جهت برکت اجتماعی و فرهنگی بسیار برد دارد و امثال این صفات (مثل اردوهای جهادی، کارهای فرهنگی بسیار تاثیر گذار و پیاده روی اربعین و..) که حقیقتا هرکسی لایق ورود در این عرصه ها نیست و مبارزه با نفس شدیدی می خواهد، حال آیا باز هم صلوات سنگینی اش بیشتر از این اعمالِ اینگونه است (حتی صلوات با خلوص و معرفت بالا..)؟ (مخصوصا با روایاتی نظیر: افضل الاعمال احمزها) تبیین آن چگونه است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال بدون آن‌که نفیِ سایر اعمال و ارزش آن‌ها بشود، صلواتْ برکاتِ خاص خود را دارد. عرایضی در کتاب «صلوات بر پیامبر (ص) عامل قدسی‌شدن روح» در این مورد شده است. کتاب بر روی سایت است. موفق باشید

25488

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد جان: وقتتون بخیر. سریال یوسف پیامبر چه اندازه با داستان واقعی یوسف مطابقت داشت؟ و اینکه شخصیت یوسف (ع) به عنوان یک پیامبر الهی به درستی ترسیم شده بود یا کاستی زیادی داشت؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن زمان که آن را دنبال می‌کردم، رویهمرفته مرحوم سلحشور نکات بسیار خوبی را به میان آورده بود. در حال حاضر چیزی به یادم نیست که به عنوان ضعف بوده باشد. موفق باشید

25478

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: شما می فرمایید خداوند به مخلوقات وجود می دهد و این را صرفا برای هر چیزی که امکان بودنش هست می دهید چرا در مابقی اشیا خدا را نمی بینید مثلا لیوان - دیوار و امثال اینها؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چیزهایی مثل دیوار و لیوان که خاصیت خاص و اصیلی ندارند، قسمتی از وجودِ امکانیِ زمین هستند. آری! وقتی زمین را که امکانِ موجودشدنش به عنوان پایین‌ترین مرتبه‌ی وجود فراهم است، حضرت حق آن را موجود می‌کند و این چیزهایی که ما نیاز داریم و نیازِ ما به آن شکل داده است؛ را ما به‌وجود می‌آوریم که در بستر وجوددادنِ خداوند به زمین است. موفق باشید

25057
متن پرسش
سلام من وقت ملاقات میخوام.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: غیر از ارتباط از طریق سایت، برایم مقدور نیست که در خدمت عزیزان باشم. موفق باشید

24910
متن پرسش
با سلام بر استاد عزیز: شما در صوت های مربوط به حقیقت نوری اهل بیت، این مطلب را پیش فرض گرفته بودید، که فرشته، حامل یک یا چند اسم است، و حامل اسماء به جامعیت نمی تواند باشد، چرا؟ دلیل این پیشفرض از کجاست؟ سوال بعدی اینکه، چرا جن حامل همه اسماء نمی تواند باشد؟ و فقط انسان به این کیفیت آفریده شده است؟ سوال سوم، ملائکه که تحت تعلیم نور محمدی و علوی بودند، چطور پس از خلقت آدم و قرار گرفتن این ذوات در صلب او (که خود این هم مبهم است که خلقت اول، چطور حاملش خلقت مادون می شود و محدود به او می گردد)، چطور ملائکه دوباره آن ذوات را نشناختند و گفتند خون ریزی خواهد کرد و...؟ نسبت بین آدم و انوار محمدی و علوی چیست؟ آیا نباید آدم را عین الانسان بگیریم و آن حقایق نوری را عین الوجود بگیریم که یکی از مصادیقش انسان است؟ با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. قرآن در مورد ملائکه و جایگاهی که آن‌ها برای خود می‌شناسند می‌فرماید: «و ما منّا الا و له مقامٌ معلوم» یعنی هرکدام از آن‌ها جایگاه خاصی و حامل اسم خاصی هستند. ۲. قرآن در مورد آدم فرمود که همه‌ی اسماء را توانست تعلیم بگیرد. ۳. علامه به خوبی روشن می‌کنند فرشتگان متوجه‌ی نحوه‌ی بودن آدم در زمین و تنگناهای آن بودند، ولی متوجه‌ی مقام جامعیت آدم نبودند. ۴. نکاتی در این رابطه در کتاب «هدف حیات زمینی آدم» عرض شده است. موفق باشید

24222

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: در مسیر سلوک بعضی از حجابها با جهاد علمی کنار می رود؟ مثلا همین مباحث معرفت نفس، با یادگیری و تفکر و تدبر بر روی این مباحث می شود حجاب هایی را کنار زد و پیش افتاد در سلوک الی الله؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا که نه؟ موفق باشید

23986

ابن‌عربی»بازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: می خواستم نظرتون رو در مورد جناب ابن عربی علیه رحمت بپرسم، با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است به آرشیو سؤالات در قسمت شخصیت‌ها، به عنوان «ابن‌عربی» رجوع فرمایید. موفق باشید

34043

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و درود: استاد عزیز بنده گاهی اوقات به خاطر یه موضوعات پیش پا افتاده چنان در استرس و فشار و خشم قرار می گیرم که خواب شب رو ازم میگیره و هرکاری هم که انجام میدم آروم نمیشم و ذهنم متوجه همون موضوع هست و کارم به بد اخلاقی با اطرافیان و گناهان دیگه می‌کشد با اینکه در کتابهای شما خوندم «هرچه خود را از کثرات دور کنیم و به هست مطلق نزدیک کنیم به آرامش می‌رسیم و از اضطراب و ناآرامی دور می‌مانیم.» حتی با دانستن این مطالب بازم آروم نمیشم و موضوع و مشکل رو بزرگ می‌بینم و با ذکر گفتن هم آروم نمیشم. چکار کنم که از کنار این مسائل راحت عبور کنم و لحظه لحظه زندگیم سراسر از وجود حضرت حق باشه و آرامشی بدست بیارم که از دستش ندم. به قول معروف بیدی نباشم که با این بادها بلرزم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بهترین مأوا برای استقرار روح و روان انسان و رسیدن به آرامشی بنیادین، نظر به سنت‌های لایتغیر الهی است که همه‌چیز در بستر آن سنت‌ها جاری می‌شود. در این رابطه خوب است به بحث «راهی برای حضور در جهان خدا» رجوع شود. https://eitaa.com/matalebevijeh/12047 موفق باشید

31837

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد عزیز وقت شما بخیر باشه: ضمن تبریک آغاز امامت حضرت صاحب امر و آرزوی اینکه از یاران مخلص حضرت و نشر دهنده معارف ايشان و عاملين به اراده حضرت باشید و خدا برساند و ظهور حضرت را به چشم ببینیم سوال: آیا ظهور متوقف بر آماده سازی مقدمات بشری است؟ برای مثال آماده سازی دولت و ... و یا همین مورد معروف 313 یار؟ اخیرا کتابی رو مطالعه کردم و بنظرم بسیار نورانی بود و بسیاری از مواردی که ما فرض می کنیم رو به گونه ای دیگر مطرح کرده بود: (آب گوارا - سيد محمد بني هاشمي) اگر با نويسنده يا آثار ايشون آشنايي داريد مي خواستم نظرتون رو در اين مورد هم بدونم خلاصه ای از متن : مورد اول - بسته بودن باب نیابت خاصّه (تکالیف جدید) در غیبت کبری اَلا فَمَنِ الدَّعَی المُشاهَدَهَ قَبلَ خُرُوجِ السُّفیانیِّ وَ الصَّیحَهِ فَهُوَ کاذِبٌ مُفتَرٍ. منظور از ارتباط این است که خود را به نحوی وکیل حضرت یا سفیر ایشان معرّفی کند یا حتّی مدّعی شود که به میل و اراده خود می تواند خدمت امام علیه السلام مشرّف گردد یا از ایشان سؤال کند و جواب بیاورد و امثال این گونه ادّعاها. چنین شخصی افترا زننده می باشد؛ چون وقتی خود حضرت، باب هیچ یک از این انواع ارتباط را باز نکرده اند، هرکس هم ادّعای یکی از آن ها را داشته باشد، به امام خود تهمت زده و به ایشان دروغ بسته است. آن چه مهمّ است این که نباید چنین بابی (به عنوان نیابت یا سفارت و امثال آن) در زمان غیبت کبری باز شود و این ادّعا از هیچ کس پذیرفته نیست. با این توضیح روشن می شود که مقصود از «مشاهده» در عبارت «فمن ادّعی المشاهده» صرفِ تشرّف خدمت آن بزرگوار نمی باشد و این توقیع شریف، نفی صحّت تشرّفات افراد صالح را خدمت امام زمان علیه السلام نمی کند. (نتوانستم بین این قسمت و سخن همیشگی شما که رهبری نایب امام زمان است و یا این سخن که گوش‌تان به دهان رهبر باشد چون ایشان گوششان به دهان حجةبن‌الحسن (عج‌) است - جمع ببندم) دوم. روشن نشدن حکمت غیبت پیش از ظهور مسأله مهمّ دیگری که در موضوع غیبت امام عصر علیه السلام باید مورد بررسی قرار گیرد این است که: «چرا امام عصر علیه السلام غایب شده اند؟» از امام جعفر بن محمّد الصّادق علیه السلام : همانا برای صاحب این امر (امامت و ولایت) غیبتی است که قطعاً واقع می شود، در آن اهل باطل به شکّ و تردید می افتند. راوی می گوید: علّت آن را از حضرت پرسیدم. فرمودند: به خاطر چیزی که اجازه پرده برداری از آن را برای شما به ما نداده اند. راوی می گوید: پرسیدم: حکمت غیبت ایشان چیست؟ فرمودند: حکمت غیبت ایشان، همان حکمت غیبت های حجّت های خداوند متعال پیش از ایشان است. حکمت این امر، جز پس از ظهور ایشان روشن نمی گردد، همان گونه که حکمت کارهای حضرت خضر علیه السلام (سوراخ کردن کشتی و کشتن پسر بچّه و تعمیر دیوار) برای حضرت موسی علیه السلام تا وقت جدا شدن ایشان از یک دیگر روشن نشد (نتوانستم بین این قسمت و مقدمه دانستن انقلاب اسلامی برای ظهور جمع ببندم) مورد سوم : ... به هر روی، غرض از ذکر این نمونه ها روشن شدن این حقیقت است که ظهور امام زمان علیه السلام متوقّف بر پدید آمدن 313 یار با اخلاص ایشان نیست، بلکه هرگاه خداوند اجازه فرماید، امام علیه السلام ظاهر شده و به دنبال آن، یاران اولیّه ایشان به حضرتش خواهند پیوست و حدّاقل گروهی از این افراد، سال ها بلکه قرن ها قبل، از دنیا رفته اند و برای یاری امامشان رجعت خواهند کرد. حال اگر کسی ادّعا کند که: غیر از افراد نامبرده شده در احادیث، بقیّه 313 نفر هنوز به دنیا نیامده اند و ظهور حضرت، مشروط به وجود آن هاست، در پاسخ می گوییم: این ادّعا کاملاً بی دلیل است و ما اطّلاعی نداریم که چند نفر از این افراد هنوز به دنیا نیامده اند، چه بسا همه آن ها جزء رجعت کنندگان باشند. یک امر مجهول را نمی توانیم بدون هیچ دلیلی- نه عقلی و نه نقلی- شرط لازم ظهور امام علیه السلام بدانیم. (نتوانستم بین این قسمت و ادعای لزوم دولت سازی و ... و آمادگی مقدات ظهور جمع ببندم) همه موارد رو بصورت خلاصه ذکر شد متن کامل در کتاب : https://download.ghbook.ir/downloads.php?id=9739&file=9739-fa-abe-govara.pdf&packagename=ir.ghbook.reader&platform=site مورد چهارم : استاد برای مورد آخر یک سوال شخصی داشتم (با توجه به اینکه در همین کتاب خوندم خبر دادن از تشرّف خدمت امام عصر علیه السلام صحیح است و منعی نداره) آیا تابحال خدمت امام عصر مشرف شده اید؟ اگر مورد یا مواردی را نقل کنید باعث روشنی چشممون است از خداوند برای شما آرزوی عمر پر خیر و برکت در پناه امام زمان امام زمان رو دارم عَيْنًا يَشْرَبُ بِهَا عِبَادُ اللَّهِ يُفَجِّرُونَهَا تَفْجِيرًا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جواب سؤال مذکور در جواب سؤال شماره 31814  داده شد. موفق باشید

 

31724
متن پرسش

سلام به استاد گرانقدر: در مورد حضور در این حرکت اربعینی، گفته ها بسیار است. از جنابعالی درخواست داریم که نکته ای از آن نکات را بفرمایید که مدّ نظر ما قرار گیرد. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب است به این نکته بیندیشیم که حضرت امام صادق «علیه‌السلام» در رابطه با زیارت حضرت اباعبدالله «علیه‌السلام» فرمودند: «مَنْ أَتَاهُ مَاشِياً كَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِكُلِّ خُطْوَةٍ حَسَنَةً وَ مَحَى عَنْهُ سَيِّئَةً وَ رَفَعَ لَهُ دَرَجَةً» هرکس آن مسیر را با پای پیاده طی کند خداوند با هر قدمی که او برمی‌دارد، حسنه‌ای را برای او ثبت و گناهی را از جان او محو می‌نماید و برای او درجاتی از کمال شکل می‌گیرد. و اگر شهدا نور گسترده همان حضرت هستند که در جهان اسلام گشوده شده‌اند؛ هر رجوعی به سوی شهدا اگر با همان هویت پیاده‌روی باشد، مسلّم آن نتایج برای زائر شهدا حاصل می‌شود. و إن‌شاءالله چون آن زیارت را به انتها رساند «اسْتَأْنِفِ الْعَمَلَ فَقَدْ غُفِرَ لَكَ مَامَضَى» همه گناهانش بخشیده می‌شود با شخصیتی جدید خود را آغاز می‌کند. عجیب آن است که نه‌تنها بر پیاده‌روی در این مسیر تأکید شده است حتی اگر با پاهای برهنه این مسیر در حدّی که امکان دارد طی شود، برکات افزون‌تری نصیب زائر می‌شود. لذا امام سجاد «علیه‌السلام» می‌فرمایند: «کسي که گاهي از شترش پياده شود و در کنارش راه رود ثواب بين آن مقداري که پياده رفته تا زماني که سوار شده را به او جدا مي‌دهند. در ضمن در نظر داشته باشید که حضرت صادق «علیه السلام» در کنار زیارت حضرت اباعبدالله «علیه السلام» با پای پیاده، حتی می‌فرمایند: «فَاغْتَسِلْ وَ عَلِّقْ نَعْلَیک وَ امْشِ حَافِیاً وَ امْشِ مَشْی الْعَبْدِ الذَّلِیلِ» غسل کن و کفش هایت را درآور و پابرهنه راه برو؛ به مانند عبد ذلیل راه برو؛ تا در نیل به برکات آن زیارت به عالی‌ترین شکل دست یابیم. موفق باشید

31597

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم و رحمه الله: در مورد سئوال ۳۱۵۸۹ ممنون از محبتتون. لطف کردید، منت گذاشتین جواب حقیر رو دادید. بی ادبی بنده رو ببخشید دوباره می‌پرسم پس مبحثی مثل فصوص و غیره رو نخونم و ان شاءلله به لطف خدا و دعای شما وارد تفاسیر شوم؟ دوستتان دارم. یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم به لطف الهی وارد سوره‌های مذکور بشوید، قدم‌های خوبی در توحید نصیب‌تان می‌شود. آری! به هر حال به معارف مربوط به فصوص هم نزدیک شوید، کار خوبی است. حال هر طور که خودتان نسبت به احوالات‌تان می توانید عمل کنید. موفق باشید

31577

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد گرامی: خدا شما را حفظ کنه و بر طول عمر شما بیافزاید. سوال شماره 31550 سوال بنده هم هست که مدتهاست به آن فکر می‌کنم ولی از جوابی که شما فرمودید، پاسخم را نگرفتم. لطف می‌کنید توضیح بیشتری بدید و مطلب را باز کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این مباحث مبتنی بر مباحث مربوط به «حرکت جوهری» است به همین جهت خوب است اگر فرصت داشتید مباحث حرکت جوهری را در کتاب «از برهان تا عرفان» که روی سایت هست، دنبال بفرمایید. موفق باشید

31487

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: مگر راجع به اهل بیت نمی‌گوییم «لا فرق بینک و بینهم الا انهم عبادک» از طرفی می‌گوییم آنها انسان کامل هستند و مظهر تام و تمام الله و آیینه تمام نمای حق. سوال من این است که با توجه به اینکه اکتناه ذات خدا مقدور نیست، پس چگونه حضراتشان آیینه تمام نمای ذات خداوندی اند و چگونه ذات خدا بر آنها تجلی می‌کند؟ آیا این دو مطلب ناظر به دو مقام متفاوت است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث تجلیِ ذات در وجود مقدس اولیای الهی در میان نیست، بحث در نظر به موقعیت انسان‌هایی است که به جهت رجوع کامل به حضرت حق در قبضه انوار الهی قرار گرفته‌اند و خداوند آن‌ها را شایسته دیده تا مردمان را از طریق آن شخصیت‌ها متذکر بهترین رجوع به خداوند بگرداند. موفق باشید  

29517

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: طلبه هستم. طلبی در وجودم شکل گرفته، خواهانِ این هستم که در همه علوم اسلامی از قبیل فقه، کلام، فلسفه، عرفان و بسیاری دیگر از علوم مثل طب، هیئت، ادبیات و شعر و.... متخصص و صاحب نظر بشم! خواهان حکمت و معرفت هستم! اما چند سوال در ذهنم شکل گرفته؟! ۱. آیا به این میل و شوق باید توجه کرد؟! ۲. آیا هر طلبی به معنای این است که مطلوب در دسترسِ طالب است؟! ۳. چگونه شروع کنم؟! ۴. الگوی من چه کسانی باشند در این مسیر؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره باید با طی مقدمات جلو بروید و در چشم‌انداز خود، از حکمت و عرفانی که منجر به روایات و قرآن شود، غفلت نکنید بقیه‌اش اگر صلاح باشد به لطف الهی خود به خود پیش می‌آید. موفق باشید

29430

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد خسته نباشی: ببخشید دو سئوال در بحث حرکت جوهری برام پیش اومد: ۱. آیا این درسته که بجای کلمه ی جوهر، وجود رو به کار ببریم؟ یعنی مثلا وجود یک سیب دارای عرض هایی مثل رنگ و بو و... است. ۲. حرکت عالم به این معنی است که چون خدا فیاضه و هر لحظه از خدا وجود و فیض جدید صادر میشه پس عالم هم در حرکته؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در اصطلاحات فلسفی «عَرَض» در مقابل «جوهر» است برای وجود، شدت و ضعف و ظهور مطرح است و عَرض معنا ندارد. ۲. همین‌طور است. موفق باشید

29372
متن پرسش
سلام و خدا قوت خدمت استاد عزیز: قبلا که مباحث معرفت النفس شما را دنبال می‌کردم در صوت‌های شرح کتاب ۱۰ نکته معرفت النفس، فرمودید که در مورد نفس هم مانند خداوند سوال از چیستی معنا ندارد. (شاید این استظهار من اشتباه باشد!) این چند سال که مشغول به فلسفه شده‌ام، در مباحث ماهیت، ظاهرا می‌گویند نفس ماهیت دارد. این تناقض رو چه گونه باید حل کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مفهوم نفس غیر از علم حضوری نفس به خودش است. آری! نفس به اعتبار یک موجود کنار سایر موجودات، مثل سایر موجودات دارای ماهیت است. ولی با نگاه وجودی به نفس، نفس مرتبه‌ای از وجود است و وجود در هیچ مرتبه‌ای دارای ماهیت نیست بلکه یک حقیقت «ذاتَ مشکک» است. موفق باشید

نمایش چاپی